WEBVTT

00:00:00.780 --> 00:00:03.779
ریاض الصالحین

00:00:03.779 --> 00:00:06.780
از قول استاد رسولان

00:00:06.780 --> 00:00:09.779
خدا رحمتش کند و درود فرستد

00:00:09.779 --> 00:00:14.960
فصل: دستور اجرای امانت

00:00:14.960 --> 00:00:21.719
قال حذیفه و ابوهریره رضی الله عنهم

00:00:21.719 --> 00:00:25.719
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:00:25.719 --> 00:00:29.719
خداوند متعال مردم را گرد هم می آورد

00:00:29.719 --> 00:00:31.719
سپس مؤمنان برخیزند

00:00:31.719 --> 00:00:34.719
تا اینکه بهشت بر آنها ظاهر شود

00:00:34.719 --> 00:00:37.719
سپس نزد آدم رضی الله عنه می آیند

00:00:37.719 --> 00:00:39.719
و می گویند

00:00:39.719 --> 00:00:43.719
ای پدر، بهشت را به روی ما بگشا

00:00:43.719 --> 00:00:44.719
و او می گوید

00:00:44.719 --> 00:00:49.719
آیا جز گناه پدرت تو را از بهشت بیرون آورد؟

00:00:49.719 --> 00:00:52.750
من مالک آن نیستم

00:00:52.750 --> 00:00:56.780
برو پیش پسرم ابراهیم خلیل الله

00:00:56.780 --> 00:00:57.780
او گفت

00:00:57.780 --> 00:00:59.780
پس نزد ابراهیم می آیند

00:00:59.780 --> 00:01:01.780
ابراهیم می گوید:

00:01:01.780 --> 00:01:04.819
من مالک آن نیستم

00:01:04.819 --> 00:01:08.819
تو فقط از پشت به پشت دوست بودی

00:01:08.819 --> 00:01:13.819
موسی را که خدا به طور خاص با او صحبت کرد، تعمید دهید

00:01:13.819 --> 00:01:15.819
پس نزد موسی می آیند

00:01:15.819 --> 00:01:16.819
و او می گوید

00:01:16.819 --> 00:01:19.819
من مالک آن نیستم

00:01:19.819 --> 00:01:21.819
برو پیش عیسی

00:01:21.819 --> 00:01:24.819
کلام و روح خدا

00:01:24.819 --> 00:01:26.819
پس عیسی می گوید

00:01:26.819 --> 00:01:28.819
من مالک آن نیستم

00:01:28.819 --> 00:01:32.909
سپس نزد محمد صلی الله علیه و آله می آیند

00:01:32.909 --> 00:01:34.909
بنابراین او بلند می شود

00:01:34.909 --> 00:01:37.040
به او اجازه داده می شود

00:01:37.040 --> 00:01:39.040
صداقت و رحمت می فرستد

00:01:39.040 --> 00:01:44.040
پس مرا به سمت راست و چپ صراط هدایت می کند

00:01:44.040 --> 00:01:47.040
اولین شما مثل برق می گذرد

00:01:47.040 --> 00:01:48.099
گفتم

00:01:48.099 --> 00:01:50.099
پدر و مادرم

00:01:50.099 --> 00:01:53.099
هر چیزی شبیه رعد و برق

00:01:53.099 --> 00:01:55.099
او گفت

00:01:55.099 --> 00:02:00.170
آیا ندیده ای که چگونه در یک چشم به هم زدن می گذرد و برمی گردد؟

00:02:00.170 --> 00:02:02.170
سپس باد وزید

00:02:02.170 --> 00:02:05.170
سپس پرنده پرواز کرد

00:02:05.170 --> 00:02:09.169
و سخت ترین مردم اعمالشان است

00:02:09.169 --> 00:02:13.169
و پیامبرت بر سر راه ایستاده و می فرماید:

00:02:13.169 --> 00:02:16.169
خداوند به شما برکت دهد

00:02:16.169 --> 00:02:19.199
تا زمانی که اعمال بندگان ناتوان شود

00:02:19.199 --> 00:02:24.199
تا مرد بیاید نمی تواند راه برود مگر با خزیدن

00:02:24.199 --> 00:02:28.199
و در هر دو لبه مسیر دو تا خرچنگ آویزان است

00:02:28.199 --> 00:02:31.199
به او دستور داده شد که هر کس را که دستور می دهد ببرد

00:02:31.199 --> 00:02:33.300
او یک خراش بازمانده دارد

00:02:33.300 --> 00:02:36.300
و در آتش فرو رفت

00:02:36.300 --> 00:02:39.620
سوگند به کسی که جان ابوهریره در دست اوست

00:02:39.620 --> 00:02:43.620
قعر جهنم هفتاد ساله است

00:02:43.620 --> 00:02:45.680
به روایت مسلم

00:02:45.680 --> 00:02:48.939
پشت سر گفتن

00:02:48.939 --> 00:02:52.939
یعنی آنقدر بالا نیستی

00:02:52.939 --> 00:02:57.939
کلمه ای است که به عنوان وسیله تواضع ذکر شده است

00:02:57.939 --> 00:03:00.960
خداوند مردم را دور هم جمع می کند

00:03:00.960 --> 00:03:02.960
یعنی بعد از قیامت

00:03:02.960 --> 00:03:05.180
در سرزمین محشر

00:03:05.180 --> 00:03:07.180
بهشت بر سرشان حنایی دارد

00:03:07.180 --> 00:03:10.379
یعنی آنها را به بهشت نزدیک می کند

00:03:10.379 --> 00:03:12.379
باز کن

00:03:12.379 --> 00:03:14.379
یعنی از ما خواست باز کنیم

00:03:14.379 --> 00:03:17.539
خلیل از خلیل

00:03:17.539 --> 00:03:20.699
این بالاترین سطح عشق است

00:03:20.699 --> 00:03:21.699
رحم

00:03:21.699 --> 00:03:25.699
یعنی خویشاوندی که وصلت آن شرعاً لازم است

00:03:25.699 --> 00:03:27.819
کنار من

00:03:27.819 --> 00:03:29.819
یعنی طرف من

00:03:29.819 --> 00:03:31.050
مسیر

00:03:31.050 --> 00:03:35.050
این پلی است که بر روی جهنم کشیده شده است

00:03:35.050 --> 00:03:38.370
مردم ماهشهر از آنجا عبور می کنند

00:03:38.370 --> 00:03:40.370
پدر و مادرم فدای تو باد

00:03:40.370 --> 00:03:43.620
یعنی آنها را فدای تو کنم

00:03:43.620 --> 00:03:45.620
یک چشم بر هم زدن

00:03:45.620 --> 00:03:48.620
یعنی مدت افتادن پلک روی پلک

00:03:48.620 --> 00:03:50.879
سرسخت ترین مردها

00:03:50.879 --> 00:03:55.099
یعنی قوی ترین مردان در سرعت سریع خود

00:03:55.099 --> 00:03:58.099
تا زمانی که اعمال بندگان ناتوان شود

00:03:58.099 --> 00:04:03.099
یعنی حسناتشان با سرعت عبور از صراط ضعیف می شود

00:04:03.099 --> 00:04:05.330
کلالب

00:04:05.330 --> 00:04:07.330
مجموعه باشگاه

00:04:07.330 --> 00:04:10.330
آهنی با توف سر است

00:04:10.330 --> 00:04:12.460
گوشت به آن چسبیده است

00:04:12.460 --> 00:04:14.460
خراشیده شده

00:04:14.460 --> 00:04:16.620
یعنی زخمی و پاره شده

00:04:16.620 --> 00:04:18.620
مکراد

00:04:18.620 --> 00:04:21.620
یعنی با خشونت رانده شده به جهنم

00:04:21.620 --> 00:04:24.620
و مقداری از آن را روی یکدیگر می اندازند

00:04:24.620 --> 00:04:26.870
پاییز

00:04:26.870 --> 00:04:30.339
یعنی سنت

00:04:30.339 --> 00:04:32.569
یکی از فواید صحبت کردن

00:04:32.569 --> 00:04:34.569
اطلاعات در مورد سرنوشت مردم

00:04:34.569 --> 00:04:39.569
و خداوند آنان را در روزی که شکی در آن نیست به سوی خود محشور می کند

00:04:39.569 --> 00:04:43.019
تا آنها را در قبال اعمالشان مسئول بدانند

00:04:43.019 --> 00:04:50.529
بهشت گشوده نمی شود مگر با دعوت شفیع رحمت الله علیه.

00:04:50.529 --> 00:04:54.529
اصل انسان از حضرت آدم علیه السلام است

00:04:54.529 --> 00:04:58.529
این دانش مسلم و بدون شک است

00:04:58.529 --> 00:05:01.199
تواضع پیامبران

00:05:01.199 --> 00:05:05.199
هر کدام موضوع را به دیگری ارجاع می دهند

00:05:05.199 --> 00:05:09.579
به یاد یکی از امور او در این دنیا

00:05:09.579 --> 00:05:12.579
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:05:12.579 --> 00:05:16.579
او شفیعی است که در قیامت شفاعت می کند

00:05:16.579 --> 00:05:19.579
این گواه بر فضل و فضیلت اوست

00:05:19.579 --> 00:05:23.579
او بر سایر پیامبران تقدم داشت

00:05:23.579 --> 00:05:28.899
و مقام والای او نزد پروردگارش منزه است

00:05:28.899 --> 00:05:31.899
تجلیل از صداقت و رحمت

00:05:31.899 --> 00:05:36.319
آنها در دو طرف مسیر ایستاده اند

00:05:36.319 --> 00:05:38.319
شرایط مردم در مسیر

00:05:38.319 --> 00:05:42.319
و با اعمال خود از عذاب نجات می یابند

00:05:42.319 --> 00:05:45.319
به رحمت خدا وارد بهشت می شوند

00:05:45.319 --> 00:05:49.769
شدت وحشت جهنم و عمق آن

00:05:49.769 --> 00:05:53.769
جایگاه کافران و منافقان است

00:05:56.430 --> 00:06:02.430
از ابوخبیب عبدالله بن الزبیر رضی الله عنهم می فرماید.

00:06:02.430 --> 00:06:05.430
هنگامی که زبیر در روز شتر ایستاد

00:06:05.430 --> 00:06:08.430
او مرا صدا زد و من کنارش ایستادم

00:06:08.430 --> 00:06:11.430
گفت: پسرم.

00:06:11.430 --> 00:06:15.430
امروز جز ظالم یا مظلوم کسی نمی کشد

00:06:15.430 --> 00:06:20.430
و خود را جز این نمی بینم که امروز به ناحق کشته شوم

00:06:20.430 --> 00:06:23.430
یکی از بزرگترین دغدغه های من برای دینم است

00:06:23.430 --> 00:06:28.430
فکر می کنید دین ما مقداری از پول ما را پشت سر گذاشته است؟

00:06:28.430 --> 00:06:31.560
سپس گفت: اوه از من.

00:06:31.560 --> 00:06:34.560
فروش پول ما و ادای دینم

00:06:34.560 --> 00:06:38.560
یک سوم و یک سوم را به پسرم وصیت کرد

00:06:38.560 --> 00:06:42.560
این یعنی برای فرزندان عبدالله بن الزبیر یک سوم ثلث

00:06:42.560 --> 00:06:48.560
گفت: از مال ما پس از پرداخت قرض چیزی باقی نمی ماند.

00:06:48.560 --> 00:06:50.560
یک سوم آن برای فرزندان شماست

00:06:50.560 --> 00:06:52.689
هشام گفت

00:06:52.689 --> 00:06:56.689
ولد عبدالله با برخی از بن الزبیر مشابهت کرده بود

00:06:56.689 --> 00:06:58.689
خبیب و آباد

00:06:58.689 --> 00:07:03.689
او در آن زمان نه پسر و نه دختر داشت

00:07:03.689 --> 00:07:05.689
عبدالله گفت

00:07:05.689 --> 00:07:08.689
پس شروع کرد به توصیه دین خود و گفت:

00:07:08.689 --> 00:07:10.689
پسرم

00:07:10.689 --> 00:07:12.689
اگر قادر به انجام هیچ یک از آن نیستید

00:07:12.689 --> 00:07:15.689
پس پروردگارا از او کمک بخواه

00:07:15.689 --> 00:07:16.779
او گفت

00:07:16.779 --> 00:07:19.779
به خدا نمی دانستم چه می خواهد

00:07:19.779 --> 00:07:21.779
تا اینکه گفتم

00:07:21.779 --> 00:07:23.779
ای بابا، ارباب تو کیه؟

00:07:23.779 --> 00:07:24.779
او گفت

00:07:24.779 --> 00:07:26.779
خدایا

00:07:26.779 --> 00:07:27.910
او گفت

00:07:27.910 --> 00:07:31.910
به خدا سوگند من به خاطر دین او هرگز در مضیقه نیفتاده ام

00:07:31.910 --> 00:07:32.910
جز اینکه گفتم

00:07:32.910 --> 00:07:34.910
ای پروردگار زبیر

00:07:34.910 --> 00:07:36.910
بدهی او را بپردازد

00:07:36.910 --> 00:07:38.910
و آن را خرج می کند

00:07:38.910 --> 00:07:40.040
او گفت

00:07:40.040 --> 00:07:42.040
الزبیر کشته شد

00:07:42.040 --> 00:07:45.040
و از آتش و درهم دریغ نکرد

00:07:45.040 --> 00:07:47.040
به جز دو زمین

00:07:47.040 --> 00:07:49.040
از جمله جنگل

00:07:49.040 --> 00:07:52.040
یازده خانه در شهر

00:07:52.040 --> 00:07:54.040
دو خانه در بصره

00:07:54.040 --> 00:07:56.040
به کوفه رفتند

00:07:56.040 --> 00:07:58.040
آنها در مصر زندگی می کردند

00:07:58.040 --> 00:07:59.170
او گفت

00:07:59.170 --> 00:08:03.170
اما این دین او بود که پیرو آن بود

00:08:03.170 --> 00:08:06.170
که آن مرد برایش پول می آورد

00:08:06.170 --> 00:08:08.170
پس با او خداحافظی می کند

00:08:08.170 --> 00:08:10.170
الزبیر می گوید:

00:08:10.170 --> 00:08:11.170
خیر

00:08:11.170 --> 00:08:13.170
اما او یک جد است

00:08:13.170 --> 00:08:16.170
من از دست دادن او می ترسم

00:08:16.170 --> 00:08:18.170
او هرگز به امارت منصوب نشده است

00:08:18.170 --> 00:08:21.170
نه مالیات و نه هیچ چیز

00:08:21.170 --> 00:08:27.170
مگر اینکه با رسول خدا صلی الله علیه و آله در غزوه بود

00:08:27.170 --> 00:08:32.169
یا با ابوبکر و عمر و عثمان رضی الله عنهم

00:08:32.169 --> 00:08:34.259
عبدالله گفت

00:08:34.259 --> 00:08:37.259
من حساب کردم از نظر بدهی چه چیزی داشت

00:08:37.259 --> 00:08:42.330
دو هزار و دویست هزار پیدا کردم

00:08:42.330 --> 00:08:47.330
حکیم بن حزام با عبدالله بن الزبیر ملاقات کرد و گفت:

00:08:47.330 --> 00:08:48.330
برادرزاده ام

00:08:48.330 --> 00:08:51.330
برادرم چقدر بدهکار است؟

00:08:51.330 --> 00:08:53.330
پس ساکتش کردم و گفتم

00:08:53.330 --> 00:08:55.330
صد هزار

00:08:55.330 --> 00:08:57.330
حکیم گفت

00:08:57.330 --> 00:09:01.330
به خدا پول شما را برای این کار کافی نمی بینم

00:09:01.330 --> 00:09:03.330
عبدالله گفت

00:09:03.330 --> 00:09:08.330
دیدی دو هزار و دویست هزار بود؟

00:09:08.330 --> 00:09:09.330
او گفت

00:09:09.330 --> 00:09:12.330
من نمی بینم که شما می توانید این را تحمل کنید

00:09:12.330 --> 00:09:17.330
اگر قادر به انجام هیچ یک از این کارها نیستید، از من کمک بگیرید

00:09:17.330 --> 00:09:18.330
او گفت

00:09:18.330 --> 00:09:23.360
الزبیر جنگل را هفتاد و صد هزار خریده بود

00:09:23.360 --> 00:09:28.360
عبدالله آن را هزار و ششصد هزار فروخت

00:09:28.360 --> 00:09:30.360
بعد بلند شد و گفت

00:09:30.360 --> 00:09:33.360
هر که در برابر زبیر چیزی دارد

00:09:33.360 --> 00:09:35.360
بگذار در جنگل با ما ملاقات کند

00:09:35.360 --> 00:09:38.419
عبدالله بن جعفر نزد او آمد

00:09:38.419 --> 00:09:42.419
زبیر چهارصد هزار داشت

00:09:42.419 --> 00:09:44.419
به عبدالله گفت

00:09:44.419 --> 00:09:47.419
اگه خواستی به خودت میسپارم

00:09:47.419 --> 00:09:49.419
عبدالله گفت

00:09:49.419 --> 00:09:50.460
خیر

00:09:50.460 --> 00:09:51.460
او گفت

00:09:51.460 --> 00:09:56.460
در صورت تمایل، می توانید آن را به عنوان بخشی از آنچه در صورت تأخیر به تأخیر می اندازید، قرار دهید

00:09:56.460 --> 00:09:58.460
عبدالله گفت

00:09:58.460 --> 00:10:00.460
خیر

00:10:00.460 --> 00:10:01.460
او گفت

00:10:01.460 --> 00:10:03.460
من را تکه ای بریدند

00:10:03.460 --> 00:10:05.490
عبدالله گفت

00:10:05.490 --> 00:10:08.490
از اینجا به اینجا

00:10:08.490 --> 00:10:11.490
پس عبدالله مقداری از آن را فروخت

00:10:11.490 --> 00:10:14.490
پس بدهی خود را پرداخت و آن را پرداخت

00:10:14.490 --> 00:10:18.490
چهار و نیم سهم باقی مانده است

00:10:18.490 --> 00:10:22.549
پس نزد معاویه آمد و عمر بن عثمان با او بود

00:10:22.549 --> 00:10:24.549
و المنذر بن الزبیر

00:10:24.549 --> 00:10:26.549
و ابن زمعه

00:10:26.549 --> 00:10:28.549
معاویه به او گفت

00:10:28.549 --> 00:10:30.549
ارتفاع جنگل چقدر است؟

00:10:30.549 --> 00:10:31.549
او گفت

00:10:31.549 --> 00:10:34.549
ارزش هر سهم صد هزار است

00:10:34.549 --> 00:10:35.549
او گفت

00:10:35.549 --> 00:10:37.549
چقدر از آن باقی مانده است؟

00:10:37.549 --> 00:10:38.549
او گفت

00:10:38.549 --> 00:10:41.549
چهار و نیم سهم

00:10:41.549 --> 00:10:43.649
منذر بن الزبیر گفت:

00:10:43.649 --> 00:10:47.649
صد هزار سهم ازش گرفتم

00:10:47.649 --> 00:10:49.649
عمر بن عثمان گفت

00:10:49.649 --> 00:10:53.649
صد هزار سهم ازش گرفتم

00:10:53.649 --> 00:10:55.649
ابن زمه گفت

00:10:55.649 --> 00:10:58.649
صد هزار سهم گرفتم

00:10:58.649 --> 00:11:00.649
معاویه گفت

00:11:00.649 --> 00:11:12.259
چقدر از آن باقی مانده است؟ گفت: یک و نیم سهم. گفت: آن را پنجاه و صد هزار گرفتم. او گفت

00:11:12.259 --> 00:11:20.000
عبدالله بن جعفر سهم خود را به ششصد هزار به معاویه فروخت

00:11:20.000 --> 00:11:27.679
ابن الزبیر پرداخت بدهی خود را تمام کرده بود. ابن زبیر گفت: میراث ما را بین ما تقسیم کن.

00:11:27.879 --> 00:11:37.669
گفت: به خدا سوگند در میان شما سوگند نمی‌خورم تا اینکه فصل را چهار سال اعلام کنم، مگر کسانی که آن را دارند.

00:11:37.669 --> 00:11:44.769
الزبیر بدهی دارد، پس بیاید پیش ما و آن را پرداخت کنیم. بنابراین او شروع به تماس هر سال برای من کرد

00:11:44.769 --> 00:11:53.559
پس از گذشت چهار سال، بین آنها تقسیم شد و سومی به زبیر داده شد

00:11:53.559 --> 00:12:01.480
چهار زن، و هر زن یک هزار و صد هزار، پس تمام پول خود را دریافت کرد

00:12:01.480 --> 00:12:12.019
پنجاه هزار و صد هزار روایتی که بخاری در روز شتر نقل کرده است، واقعه است

00:12:12.019 --> 00:12:17.419
معروفی که بین علی بن ابی طالب رضی الله عنه و هر که بود

00:12:17.419 --> 00:12:24.340
با او و عایشه رضی الله عنها و کسانی که با او هستند و آن را جنگ شتر نامیدند.

00:12:24.340 --> 00:12:31.539
زیرا عایشه رضی الله عنها بر شتر بزرگی سوار بود و در آن ایستاد

00:12:31.539 --> 00:12:39.610
الصف، و آن در سال سی و شش هجری بود. فقط یک ظالم کشته می شود

00:12:39.610 --> 00:12:47.009
یا مظلوم است چون یا صحابی هستند که تعبیر به مظلومیت کرده اند یا نه

00:12:47.009 --> 00:12:57.620
همنشینی که در راه دنیا بجنگد، ظالم است، یعنی مساوی مصیبت، یعنی غم و اندوه.

00:12:57.620 --> 00:13:06.870
جنگل سرزمین بزرگ نیاکان شهر است، یعنی

00:13:06.870 --> 00:13:15.409
من تو را دیدم، یعنی بگو، اگر خواستی می‌توانی آن را به تأخیر بیاندازی

00:13:16.409 --> 00:13:23.909
یعنی درخواست تعویق بدهی خود به الزبیر به همراه بدهی هایی که تأخیر در پرداخت آن داشتند.

00:13:23.909 --> 00:13:35.250
موسم، یعنی موسم حج، از فواید حدیث است. مقام زبیر بن العوام رضی الله عنه

00:13:35.250 --> 00:13:42.970
خداوند بر اوست و او شاگرد و مورد اعتماد ترین رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است.

00:13:42.970 --> 00:13:50.419
در خداوند توسل به او و راضی بودن به حکمت او و یاری گرفتن از او امری سخت است

00:13:50.419 --> 00:13:56.820
دین چون مانند الزبیر رضی الله عنه با پیشینه های قبلی خود

00:13:56.820 --> 00:14:04.600
ثابت شد که او دارای فضایل بسیار بود و حتی پس از مرگ نیز به دین مبادرت داشت

00:14:04.600 --> 00:14:11.370
وصیت در زمان جنگ، چون ممکن است منجر به مرگ شود، جواز عاریه است

00:14:11.370 --> 00:14:18.529
قبل از اجرای ترکه و قبل از تقسیم دیون باید توسط ورثه متوفی پرداخت شود.

00:14:18.529 --> 00:14:26.279
ارث، جایز بودن مالکیت خانه و زمین، هر اندازه که باشد، در صورت وجود دلیل بر آن است.

00:14:26.279 --> 00:14:34.340
قانون حفظ امانت قوت روح عبدالله بن الزبیر رضی الله عنه است.

00:14:34.340 --> 00:14:40.820
خداوند با نپذیرفتن آنچه حکیم بن حزام رضی الله عنه از او خواسته آنها و عفت او را حفظ کند.

00:14:41.379 --> 00:14:47.179
خداوند او را یاری کند و آنچه عبدالله بن جعفر رضی الله عنه از او خواسته است

00:14:47.179 --> 00:14:54.259
برکت در صورتی جایز است که آن را در چیزی قرار دهی و آن را کمی زیاد کند

00:14:54.259 --> 00:15:02.200
اگر از چیزی که مصیبت بزرگی است دور شود، باید از آن چیزی که پیش آمده است خودداری کرد

00:15:02.200 --> 00:15:08.639
در میان صحابه رضی الله عنه هیچ وسوسه ای نبود، پس همه عادل بودند، به هر حال.

00:15:08.679 --> 00:15:16.950
از جمله در این امر کوشا هستند و حسن نیت را به پاداش تعبیر می کنند

00:15:16.950 --> 00:15:23.190
با صاحبش برای تسهیل امور و پرداخت بدهی هایش، چنانکه برای زبیر اتفاق افتاد.

00:15:23.190 --> 00:15:30.730
ابن العوام رضی الله عنه ریاض الصالحین
