1 00:00:00,000 --> 00:00:04,000 بسم الله الرحمن الرحیم 2 00:00:04,000 --> 00:00:10,000 محمد رسول خداست 3 00:00:10,000 --> 00:00:17,620 خلاصه ای از سیره پیامبر 4 00:00:17,620 --> 00:00:24,980 نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی رحمه الله 5 00:00:24,980 --> 00:00:34,100 آغاز بیماری پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 6 00:00:34,100 --> 00:00:38,770 حافظ بن کثیر گفت 7 00:00:38,770 --> 00:00:41,859 سال 11 هجری قمری 8 00:00:41,859 --> 00:00:43,859 امسال شروع شد 9 00:00:43,859 --> 00:00:49,859 مسافران ارجمند نبوی در مدینه مطهر نبوی مستقر شدند 10 00:00:49,859 --> 00:00:52,899 مرجع ایشان از حجة الوداع است 11 00:00:52,899 --> 00:00:56,899 امسال اتفاقات بزرگی افتاد 12 00:00:56,899 --> 00:00:58,899 یکی از بزرگترین سخنرانی ها 13 00:00:58,899 --> 00:01:02,990 رسول خدا صلی الله علیه و آله رحلت کرد 14 00:01:02,990 --> 00:01:05,989 اما درود و رحمت بر او باد 15 00:01:05,989 --> 00:01:09,989 خداوند متعال او را از این سرای فانی حرکت داد 16 00:01:09,989 --> 00:01:11,989 به سعادت ابدی 17 00:01:11,989 --> 00:01:14,989 در مکانی مرتفع و رفیع 18 00:01:14,989 --> 00:01:19,989 در بهشت درجه بالاتر و بدتر وجود ندارد 19 00:01:19,989 --> 00:01:21,989 همانطور که خداوند متعال فرموده است 20 00:01:21,989 --> 00:01:25,989 آخرت برای تو بهتر از آخرت است 21 00:01:25,989 --> 00:01:29,989 و پروردگارت به تو عطا می کند و تو راضی می شوی 22 00:01:29,989 --> 00:01:41,989 تاریخی که شکایت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آغاز شد 23 00:01:41,989 --> 00:01:43,989 ابن اسحاق گفت 24 00:01:43,989 --> 00:01:46,989 رسول خدا صلی الله علیه و آله شروع کرد 25 00:01:46,989 --> 00:01:49,989 به خاطر شکایت او که خدا او را در آن گرفت 26 00:01:49,989 --> 00:01:53,989 به آنچه از کرامت و رحمتش می خواست 27 00:01:53,989 --> 00:01:56,989 در شب های صفر 28 00:01:56,989 --> 00:02:00,019 یا در ماه ربیع الاول 29 00:02:00,019 --> 00:02:02,019 حافظ در الفتح گفته است 30 00:02:02,019 --> 00:02:06,019 در مورد مدت بیماری ایشان رضی الله عنه اختلاف است 31 00:02:06,019 --> 00:02:10,020 حداکثر سیزده روز است 32 00:02:10,020 --> 00:02:14,340 با رسول خدا صلی الله علیه و آله شروع شد 33 00:02:14,340 --> 00:02:17,340 درد او در خانه مادر مؤمنان است 34 00:02:17,340 --> 00:02:20,340 میمونه بنت الحارث رضی الله عنه 35 00:02:20,340 --> 00:02:24,340 آن بزرگوار رضی الله عنه دچار سردرد شد 36 00:02:24,340 --> 00:02:28,500 امام احمد در مسند خود روایت کرده است 37 00:02:28,500 --> 00:02:31,500 بیهقی در ادله نبوت 38 00:02:31,500 --> 00:02:34,500 این جمله از سوی بیهقی با سند خوبی است 39 00:02:34,500 --> 00:02:37,500 قال عایشه رضی الله عنها 40 00:02:37,500 --> 00:02:41,500 رسول خدا صلی الله علیه و آله بر من وارد شد 41 00:02:41,500 --> 00:02:45,500 می‌ترق و سرم را ناله می‌کنم 42 00:02:45,500 --> 00:02:48,539 گفتم: به سرش. 43 00:02:48,539 --> 00:02:51,539 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 44 00:02:51,539 --> 00:02:55,539 بلکه به خدا و عایشه و سرش قسم 45 00:02:55,539 --> 00:02:59,569 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 46 00:02:59,569 --> 00:03:06,569 و اگر پیش از من بمیری و من تو را بر عهده بگیرم و بر تو دعا کنم و تو را ببینم چه باید کرد؟ 47 00:03:06,569 --> 00:03:09,569 گفت: خدا از او راضی باشد 48 00:03:09,569 --> 00:03:13,569 به خدا من فکر می کنم اگر اینطور بود 49 00:03:13,569 --> 00:03:17,569 آخر روز با چند زن شما در خانه ام تنها بودم 50 00:03:17,569 --> 00:03:19,569 بنابراین با او ازدواج کردم 51 00:03:19,569 --> 00:03:23,569 رسول خدا صلی الله علیه و آله خندید 52 00:03:23,569 --> 00:03:28,569 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله درد خود را ادامه داد 53 00:03:28,569 --> 00:03:32,569 پس با رسول خدا صلی الله علیه و آله سکونت گزید 54 00:03:32,569 --> 00:03:36,569 در خانه میمونه به دنبال زنانش می گشت 55 00:03:36,569 --> 00:03:38,569 پس خانواده اش نزد او جمع شدند 56 00:03:38,569 --> 00:03:46,250 پرستاری از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 57 00:03:46,250 --> 00:03:50,250 در خانه عایشه خدا از او راضی باشد 58 00:03:50,250 --> 00:03:54,139 عایشه رضی الله عنها گفت 59 00:03:54,139 --> 00:03:59,139 و رسول خدا صلی الله علیه و آله درد او را کامل می کند 60 00:03:59,139 --> 00:04:02,139 او از همسرانش مراقبت می کند 61 00:04:02,139 --> 00:04:05,780 تا این که در خانه میمونه به او دلداری داد 62 00:04:05,780 --> 00:04:07,939 یعنی بیماری شدیدتر شد 63 00:04:07,939 --> 00:04:10,069 پس همسرانش را صدا زد 64 00:04:10,069 --> 00:04:13,669 پس از آنها اجازه گرفت که در خانه اش بیمار باشد 65 00:04:13,669 --> 00:04:15,270 پس به او اجازه داد 66 00:04:15,270 --> 00:04:18,329 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند 67 00:04:18,329 --> 00:04:19,730 تلفظ برای مسلمان است 68 00:04:19,730 --> 00:04:22,930 قال عایشه رضی الله عنها 69 00:04:22,930 --> 00:04:27,129 اولین چیزی که رسول خدا صلی الله علیه و آله از آن شکایت کرد 70 00:04:27,129 --> 00:04:28,529 در خانه میمونه 71 00:04:28,529 --> 00:04:32,329 پس از همسرش اجازه خواست تا در خانه او پرستاری کند 72 00:04:32,329 --> 00:04:34,329 یعنی در خانه عایشه 73 00:04:34,329 --> 00:04:36,129 و به او اجازه داد 74 00:04:36,129 --> 00:04:37,560 او گفت 75 00:04:37,560 --> 00:04:40,959 پس بیرون رفت و فضل بن عباس را به او نشان داد 76 00:04:40,959 --> 00:04:43,560 او را به مرد دیگری نشان می دهد 77 00:04:43,560 --> 00:04:47,160 او علی بن ابی طالب رضی الله عنه است 78 00:04:47,160 --> 00:04:50,160 با پاهایش پا روی زمین می گذارد 79 00:04:50,160 --> 00:04:54,220 و به عبارت دیگر در مسند با سند حسنه 80 00:04:54,220 --> 00:04:57,220 عایشه رضی الله عنها گفت 81 00:04:57,220 --> 00:05:00,420 او رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود 82 00:05:01,019 --> 00:05:03,019 اگر از در من رد شود 83 00:05:03,019 --> 00:05:07,620 هر که کلام را بیان کند، خداوند متعال را به آن سود می رساند 84 00:05:07,620 --> 00:05:09,220 یک روز از آنجا گذشت 85 00:05:09,220 --> 00:05:11,220 او چیزی نگفت 86 00:05:11,220 --> 00:05:12,620 بعد او هم گذشت 87 00:05:12,620 --> 00:05:14,620 او چیزی نگفت 88 00:05:14,620 --> 00:05:17,019 دو سه بار 89 00:05:17,019 --> 00:05:19,019 گفتم خدمتکار 90 00:05:19,019 --> 00:05:21,620 برای من یک بالش بگذار روی در 91 00:05:21,620 --> 00:05:23,620 و سرم را بستم 92 00:05:23,620 --> 00:05:25,019 پس از کنارم گذشت 93 00:05:25,019 --> 00:05:26,220 و او گفت 94 00:05:26,220 --> 00:05:29,079 ای عایشه چه بلایی سرت اومده؟ 95 00:05:29,079 --> 00:05:30,279 پس گفتم 96 00:05:30,279 --> 00:05:32,279 سرم را ناله می کنم 97 00:05:32,279 --> 00:05:33,480 و او گفت 98 00:05:33,480 --> 00:05:35,680 سرش را تکان می دهم 99 00:05:35,680 --> 00:05:37,079 پس رفت 100 00:05:37,079 --> 00:05:39,079 او فقط برای مدت کوتاهی ماند 101 00:05:39,079 --> 00:05:42,709 تا اینکه او را در لباسی آوردند 102 00:05:42,709 --> 00:05:44,110 بنابراین او وارد من شد 103 00:05:44,110 --> 00:05:46,310 و نزد زنان فرستاد 104 00:05:46,310 --> 00:05:47,509 و او گفت 105 00:05:47,509 --> 00:05:49,509 من شکایت کرده ام 106 00:05:49,509 --> 00:05:53,310 و من نمی توانم بین شما بروم 107 00:05:53,310 --> 00:05:57,040 پس به من اجازه داد که با عایشه بمانم 108 00:05:57,040 --> 00:05:59,639 ابوداود در سنن خود افزود 109 00:05:59,639 --> 00:06:04,540 پس به او اجازه داد 110 00:06:04,540 --> 00:06:11,399 شدت درد برای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 111 00:06:11,399 --> 00:06:16,399 تب بر رسول خدا صلی الله علیه و آله شدت گرفت 112 00:06:16,399 --> 00:06:21,100 حتی گرمای آن را می توان بالای لباس پیدا کرد 113 00:06:21,100 --> 00:06:24,100 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند 114 00:06:24,100 --> 00:06:28,100 از عبدالله بن مسعود رضی الله عنه گفت 115 00:06:28,100 --> 00:06:31,699 بر رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد شدم 116 00:06:31,699 --> 00:06:33,300 حالش خوب نیست 117 00:06:33,300 --> 00:06:35,300 بنابراین با دستم آن را لمس کردم 118 00:06:35,300 --> 00:06:36,500 پس گفتم 119 00:06:36,500 --> 00:06:38,100 ای رسول خدا 120 00:06:38,100 --> 00:06:41,100 شما خیلی بد و ناخوش هستید 121 00:06:41,100 --> 00:06:44,899 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 122 00:06:44,899 --> 00:06:46,100 بله 123 00:06:46,100 --> 00:06:50,100 منم مثل شما دوتا نگرانم 124 00:06:50,100 --> 00:06:51,300 پس گفتم 125 00:06:51,300 --> 00:06:53,899 به این دلیل است که شما دو جایزه دریافت خواهید کرد 126 00:06:53,899 --> 00:06:57,500 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 127 00:06:57,500 --> 00:06:58,930 بله 128 00:06:58,930 --> 00:07:03,129 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 129 00:07:03,129 --> 00:07:13,730 هیچ مسلمانی نیست که به بیماری یا غیر آن آسیبی برسد، ولی خداوند بدی های او را از او دور می کند، همانطور که درخت برگ هایش را می ریزد. 130 00:07:14,550 --> 00:07:17,649 ابن ماجه و حکیم آن را با سند حسنه روایت کرده اند 131 00:07:18,149 --> 00:07:21,750 از ابوسعید خدری رضی الله عنه گفت 132 00:07:22,350 --> 00:07:26,550 بر پیامبر صلی الله علیه و آله وارد شدم در حالی که حالش بد بود 133 00:07:27,180 --> 00:07:28,779 بنابراین دستم را روی او گذاشتم 134 00:07:29,279 --> 00:07:32,779 آن را در دستانم روی لحاف پیدا کردم 135 00:07:33,379 --> 00:07:35,079 پس گفتم یا رسول الله 136 00:07:35,579 --> 00:07:37,180 چقدر برات سخته 137 00:07:37,920 --> 00:07:41,120 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 138 00:07:41,720 --> 00:07:42,819 من هم هستم 139 00:07:43,420 --> 00:07:45,019 مصیبت ما را ضعیف می کند 140 00:07:45,420 --> 00:07:47,019 پاداش ما دو برابر خواهد شد 141 00:07:47,879 --> 00:07:49,279 عرض کردم یا رسول الله 142 00:07:49,879 --> 00:07:52,079 کدام افراد بیشتر آسیب می بینند؟ 143 00:07:52,879 --> 00:07:56,079 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 144 00:07:56,480 --> 00:07:57,480 پیامبران 145 00:07:58,379 --> 00:07:59,779 عرض کردم یا رسول الله 146 00:08:00,279 --> 00:08:00,980 بعد کی 147 00:08:00,980 --> 00:08:14,980 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: پس نیکوکاران اگر یکی از آنها به فقر و تنگدستی مبتلا شود تا آنکه یکی از آنها جز خرقه ای برای حمل کردن نیابد. 148 00:08:14,980 --> 00:08:23,300 یعنی آن را می پوشد حتی اگر یکی از آنها از مصیبت خوشحال شود همانطور که یکی از شما از رفاه خوشحال می شود. 149 00:08:23,300 --> 00:08:29,300 آن دو شیخ در صحیحین خود از عایشه رضی الله عنها روایت کرده اند که فرمود: 150 00:08:29,300 --> 00:08:36,299 من دردمندتر از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ندیدم 151 00:08:48,779 --> 00:08:56,779 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد تا بر او آب بریزند تا مردم او را بشناسند. 152 00:08:56,779 --> 00:09:03,779 امام بخاری در صحیح خود از عایشه رضی الله عنها روایت کرده که فرمود: 153 00:09:03,779 --> 00:09:09,779 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد خانه من شد، دردش شدید شد 154 00:09:09,779 --> 00:09:18,779 حریقوا به من گفت: از هفت پوستی که تزیین نشده، این ظرفهایی است که به مردم بسپارم. 155 00:09:18,779 --> 00:09:24,779 پس او را در کوره حفصه همسر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نشستیم. 156 00:09:24,779 --> 00:09:33,779 سپس از همان نزدیک شروع به ریختن آب روی او کردیم تا اینکه او با دست به ما اشاره کرد که من این کار را کردم. 157 00:09:33,779 --> 00:09:39,779 گفت: سپس نزد مردم رفت و آنان را به نماز خواند و خطاب کرد 158 00:09:39,779 --> 00:09:45,029 خلاصه ای از سیره پیامبر 159 00:09:45,029 --> 00:09:58,029 اگر جهانیان برای مدت طولانی آرزوی همدیگر را دارند، پس آرزوی شما نامحدود است 160 00:09:58,029 --> 00:10:13,440 تا زمانی که ندا را بلند می کند و با بقیه لب هایش حرکت می دهد، خداوند شما را خیر دهد