1 00:00:00,000 --> 00:00:03,000 بسم الله الرحمن الرحیم 2 00:00:15,220 --> 00:00:18,219 انجمن مواضع خشنود است 3 00:00:18,219 --> 00:00:22,219 تا تصاویری از زندگی صحابه را به شما تقدیم کنم 4 00:00:22,219 --> 00:00:25,219 اید الرحمن رفاه الپاشا 5 00:00:25,219 --> 00:00:27,260 خدا رحمتش کند 6 00:00:27,260 --> 00:00:30,760 عمر بن الجموح 7 00:00:30,760 --> 00:00:32,950 خداوند از او راضی باشد 8 00:00:45,140 --> 00:00:47,140 عمر بن الجموح 9 00:00:47,140 --> 00:00:50,140 یکی از رهبران یثرب در دوران جاهلیت 10 00:00:50,140 --> 00:00:53,140 و سید بنی سلمه المسعود 11 00:00:53,140 --> 00:00:56,140 و یکی از بهترین های شهر 12 00:00:56,140 --> 00:00:58,140 و کسانی که در آن بینایی دارند 13 00:00:58,140 --> 00:01:01,270 در زمان جاهلیت، کار بزرگان بود 14 00:01:01,270 --> 00:01:06,269 هر کدام در خانه اش برای خود بت بسازد 15 00:01:06,269 --> 00:01:09,269 تا صبح و شام به آن متبرک شود 16 00:01:09,269 --> 00:01:12,269 و او را در فصول ذبح کنند 17 00:01:12,269 --> 00:01:15,269 و در مواقع سختی به او متوسل شود 18 00:01:15,269 --> 00:01:19,269 بت عمر بن الجموح منه نام داشت 19 00:01:19,269 --> 00:01:22,269 او آن را از چوب گرانبها ساخت 20 00:01:22,269 --> 00:01:25,269 در مراقبت از او بسیار کوشا بود 21 00:01:25,269 --> 00:01:29,269 و عنایت و پیچیدن آن ابن فیس الطیب 22 00:01:29,269 --> 00:01:33,269 عمر بن الجموح بیش از 60 سال داشت 23 00:01:33,269 --> 00:01:38,269 وقتی پرتوهای ایمان خانه به خانه خانه های یثرب را سرازیر کرد 24 00:01:38,269 --> 00:01:42,269 به دست اولین مبلّغ مصعب بن عمیر 25 00:01:42,269 --> 00:01:45,269 بنابراین سه فرزندش به دستان او ایمان آوردند 26 00:01:45,269 --> 00:01:48,269 معاذ و معاذ و خلاد 27 00:01:48,269 --> 00:01:52,269 او در میان آنان بزرگ شد و معاذ بن جبل نام داشت 28 00:01:52,269 --> 00:01:56,269 او با سه فرزندش، مادرشان هند، ایمان آورد 29 00:01:56,269 --> 00:02:00,269 او از ایمان آنها چیزی نمی داند 30 00:02:00,269 --> 00:02:03,299 هند، همسر عمر بن الجموح را دید 31 00:02:03,299 --> 00:02:06,299 یثرب تحت سلطه اسلام است 32 00:02:06,299 --> 00:02:10,300 و از اربابان بزرگوار شرک کسى باقى نمانده است 33 00:02:10,300 --> 00:02:13,300 به جز شوهرش و چند نفر دیگر با او 34 00:02:13,300 --> 00:02:16,300 او را دوست داشت و به او احترام می گذاشت 35 00:02:16,300 --> 00:02:19,300 و دلش می سوزد که از ناباوری بمیرد 36 00:02:19,300 --> 00:02:22,300 او به جهنم خواهد رفت 37 00:02:22,300 --> 00:02:25,300 و او در همان زمان بود 38 00:02:25,300 --> 00:02:29,300 می ترسد فرزندانش دین پدران و اجداد خود را ترک کنند 39 00:02:29,300 --> 00:02:33,300 و به پیروی از این واعظ مصعب بن عمیر 40 00:02:33,300 --> 00:02:36,300 کاری که در مدت کوتاهی توانست 41 00:02:36,300 --> 00:02:39,300 تا بسیاری از مردم را از دین خود برگردانند 42 00:02:39,300 --> 00:02:42,300 و آنها را به دین محمد بیاورد 43 00:02:42,300 --> 00:02:45,300 به همسرش هند گفت 44 00:02:45,300 --> 00:02:48,300 مراقب باشید فرزندانتان با این مرد ملاقات نکنند 45 00:02:48,300 --> 00:02:51,300 منظورم مصعب بن عمیر است 46 00:02:51,300 --> 00:02:54,300 بنابراین می توانیم ببینیم که در مورد آن چه فکر می کنیم 47 00:02:54,300 --> 00:02:57,300 گفت: بشنو و اطاعت کن 48 00:02:57,300 --> 00:03:00,300 اما آیا می توانی از پسرت معاذ بشنوی؟ 49 00:03:00,300 --> 00:03:03,300 آنچه در مورد این مرد می گوید 50 00:03:03,300 --> 00:03:06,300 گفت: ماجرا را می گوید: آیا معاذ دین خود را ترک کرد؟ 51 00:03:06,300 --> 00:03:09,300 من نمی دانم 52 00:03:09,300 --> 00:03:12,300 زن صالح به شیخ رحم کرد 53 00:03:12,300 --> 00:03:15,300 او گفت نه 54 00:03:16,300 --> 00:03:19,300 و چیزی از گفته هایش را حفظ کرد 55 00:03:19,300 --> 00:03:22,300 گفت: او را نزد من بخوان. 56 00:03:22,300 --> 00:03:25,300 چون بر او ظاهر شد، فرمود: 57 00:03:25,300 --> 00:03:28,300 من چیزی می شنوم که این مرد می گوید 58 00:03:28,300 --> 00:03:31,300 و او گفت 59 00:03:31,300 --> 00:03:35,389 گفت: این چقدر خوب است. 60 00:03:35,389 --> 00:03:38,389 سخنرانی و چقدر زیباست 61 00:03:38,389 --> 00:03:41,389 یا همه حرفاش اینجوریه 62 00:03:41,389 --> 00:03:44,389 معاذ گفت: از این بهتر است پدر. 63 00:03:44,389 --> 00:03:47,389 آیا می توانی با او بیعت کنی؟ 64 00:03:47,389 --> 00:03:50,389 همه قوم تو با او بیعت کرده اند 65 00:03:50,389 --> 00:03:53,389 شیخ مدتی سکوت کرد، سپس فرمود 66 00:03:53,389 --> 00:03:56,389 تا وقتی با مانا مشورت نکنم موثر نیستم 67 00:03:56,389 --> 00:03:59,389 پس ببین چی میگه 68 00:03:59,389 --> 00:04:02,389 دختر به او گفت 69 00:04:02,389 --> 00:04:05,389 و چه می توانست بگوید «منات پدر؟» 70 00:04:05,389 --> 00:04:08,389 این چوب کر است که نمی تواند بفهمد و صحبت کند 71 00:04:08,389 --> 00:04:11,389 شیخ با تندی گفت 72 00:04:11,389 --> 00:04:14,389 سپس عمر بن الجموح به منه رفت 73 00:04:14,389 --> 00:04:17,389 و اگر می خواستند با او صحبت کنند 74 00:04:17,389 --> 00:04:20,389 پیرزنی را پشت سرشان گذاشتند 75 00:04:20,389 --> 00:04:23,389 او با آنچه او به او الهام می کند به او پاسخ می دهد 76 00:04:23,389 --> 00:04:26,389 بنا به ادعای آنها، سپس در مقابل او ایستاد 77 00:04:26,389 --> 00:04:29,389 با قامت کشیده اش تکیه کرد 78 00:04:29,389 --> 00:04:32,389 پای راستش پای دیگرش بود 79 00:04:32,389 --> 00:04:35,389 خیلی لنگه 80 00:04:35,389 --> 00:04:38,389 بهترین ستایش را کرد و سپس فرمود: 81 00:04:38,389 --> 00:04:41,389 ای منه، شکی نیست که هستی 82 00:04:41,389 --> 00:04:44,389 می دانستم که این واعظ که 83 00:04:44,389 --> 00:04:47,389 ما هیئتی از مکه داریم که نمی خواهد 84 00:04:47,389 --> 00:04:50,389 هیچکس به اندازه تو بد نیست جز تو 85 00:04:50,389 --> 00:04:53,389 فقط به من رسید که از عبادت تو نهی شدم 86 00:04:53,389 --> 00:04:56,389 من از بیعت با او متنفر بودم 87 00:04:56,389 --> 00:04:59,389 از اون چیزی که شنیدم خیلی قشنگه 88 00:04:59,389 --> 00:05:02,389 من از شما مشاوره می خواهم، پس مرا نصیحت کنید 89 00:05:02,389 --> 00:05:05,389 منات هیچ جوابی به او نداد 90 00:05:05,389 --> 00:05:08,389 شاید تو عصبانی شدی و من نه 91 00:05:08,389 --> 00:05:11,389 هنوز چیزی به دردت نمی خورد اما 92 00:05:11,389 --> 00:05:14,389 اشکالی نداره چند روزی ترکت میکنم 93 00:05:14,389 --> 00:05:17,459 تا خشم شما خاموش شود 94 00:05:17,459 --> 00:05:20,459 فرزندان عمر بن الجموح می دانند 95 00:05:20,459 --> 00:05:23,459 میزان دلبستگی پدرشان به معبودش 96 00:05:23,459 --> 00:05:26,459 و فردا با قطعه جدول زمانی چگونه است 97 00:05:26,459 --> 00:05:29,459 از او اما آنها متوجه شدند 98 00:05:29,459 --> 00:05:32,459 موقعیتش در قلبش شروع به لرزیدن کرد 99 00:05:32,459 --> 00:05:35,459 و باید او را از خودش دور کنند 100 00:05:35,459 --> 00:05:38,459 چنگ زدن، این راه اوست 101 00:05:38,459 --> 00:05:41,459 ایمان فرزندان عمر بن الجموح را هدایت کرد 102 00:05:41,459 --> 00:05:44,459 با دوستشان معاد بن جبل به 103 00:05:44,459 --> 00:05:47,459 شب از دنیا رفت و او را از جایی بردند 104 00:05:47,459 --> 00:05:50,459 او را به گودال بنی سلمه بردند 105 00:05:50,459 --> 00:05:53,459 آنها سرنوشت خود را به دست آنها می اندازند 106 00:05:53,459 --> 00:05:56,459 آنجا گذاشتند و برگشتند 107 00:05:56,459 --> 00:05:59,459 خانه هایشان بدون اینکه کسی از آنها خبر داشته باشد 108 00:05:59,459 --> 00:06:02,459 چون عمر از خواب بیدار شد، نزد معبود خود رفت 109 00:06:02,459 --> 00:06:05,459 به او سلام کرد، اما او آن را نیافت 110 00:06:05,459 --> 00:06:08,459 گفت: وای بر تو کیست جز تو؟ 111 00:06:08,459 --> 00:06:11,459 امشب بر خدای ما 112 00:06:11,459 --> 00:06:14,459 هیچکس جوابی به او نداد 113 00:06:14,459 --> 00:06:17,459 او شروع به جستجوی او در داخل و خارج از خانه کرد 114 00:06:17,459 --> 00:06:20,459 کف می کند، کف می کند و تهدید می کند 115 00:06:20,459 --> 00:06:23,459 نذر کرد تا او را پیدا کرد 116 00:06:23,459 --> 00:06:26,459 روی سرش در سوراخ 117 00:06:26,459 --> 00:06:29,459 پاکش کن و خوبش کن 118 00:06:29,459 --> 00:06:32,459 و آن را در جای خود قرار دهید 119 00:06:32,459 --> 00:06:35,459 و به او گفت: به خدا قسم اگر بداند. 120 00:06:35,459 --> 00:06:38,459 چه کسی این کار را کرد که او را شرمنده کرد؟ 121 00:06:38,459 --> 00:06:41,459 شب دوم که رسید برگشت 122 00:06:41,459 --> 00:06:44,459 پسرها به دستور او بودند، بنابراین این کار را کردند 123 00:06:44,459 --> 00:06:47,459 مثل دیروز 124 00:06:47,459 --> 00:06:50,459 وقتی پیر شد به دنبالش رفت 125 00:06:50,459 --> 00:06:53,459 او را در چاله، آغشته به سرنوشت پیدا کرد 126 00:06:54,459 --> 00:06:57,459 و پسرها هنوز این کار را می کنند 127 00:06:57,459 --> 00:07:00,459 هر روز همینطور دعا کن 128 00:07:00,459 --> 00:07:03,459 وقتی از آنها به تنگ آمده بود 129 00:07:03,459 --> 00:07:06,459 قبل از خواب نزد او رفت و شمشیر او را گرفت 130 00:07:06,459 --> 00:07:09,459 سرش را پایین انداخت و به او گفت 131 00:07:09,459 --> 00:07:12,459 مانا، قسم می خورم که نمی دانم 132 00:07:12,459 --> 00:07:15,459 چه کسی این کار را با شما می کند که می بینید؟ 133 00:07:15,459 --> 00:07:18,459 اگر در تو خیر است، بدی را از خود دور کن 134 00:07:18,459 --> 00:07:21,459 این شمشیر با شماست 135 00:07:22,459 --> 00:07:25,459 همین که پسرها مطمئن شدند که شیخ 136 00:07:25,459 --> 00:07:28,459 تا بیدار شدند خوابش برد 137 00:07:28,459 --> 00:07:31,459 به بت، شمشیر را از گردنش گرفتند 138 00:07:31,459 --> 00:07:34,459 و او را به بیرون از خانه بردند 139 00:07:34,459 --> 00:07:37,459 او را با طناب به سگ مرده بستند 140 00:07:37,459 --> 00:07:40,459 آنها را توسط بنی سلمه در چاهی انداختند 141 00:07:40,459 --> 00:07:43,459 مقدرات به سوی آن جاری می شود و در آن جمع می شود 142 00:07:43,459 --> 00:07:46,459 وقتی شیخ از خواب بیدار شد چیزی نیافت 143 00:07:46,459 --> 00:07:49,459 بت در جستجوی او بیرون رفت 144 00:07:49,459 --> 00:07:52,459 او را در حال دراز کشیدن در چاه یافت 145 00:07:52,459 --> 00:07:55,459 همراه با سگ مرده 146 00:07:55,459 --> 00:07:58,459 شمشیر از او گرفته شد و بیرون نیاورد 147 00:07:58,459 --> 00:08:01,459 این بار از سوراخ اما آن را ترک کرد 148 00:08:01,459 --> 00:08:04,459 جایی که قدرتش را انداختند و او بزرگ شد، می گوید 149 00:08:04,459 --> 00:08:07,459 به خدا اگر خدا بودی وجود نداشتی 150 00:08:07,459 --> 00:08:10,459 تو و سگی در وسط چاهی در قارن 151 00:08:10,459 --> 00:08:13,459 سپس به زودی وارد دین خدا شد 152 00:08:13,459 --> 00:08:16,519 عمر بن الجموح چشید 153 00:08:17,519 --> 00:08:20,519 که باعث شد انگشت پشیمانی را گاز بگیرد 154 00:08:20,519 --> 00:08:23,519 برای هر لحظه ای که در تله گذراند 155 00:08:23,519 --> 00:08:26,519 دین جدید را با جسم و روح پذیرفت 156 00:08:26,519 --> 00:08:29,519 او خودش، پولش و پسرش را فدا کرد 157 00:08:29,519 --> 00:08:32,519 در اطاعت از خدا و اطاعت از رسول او 158 00:08:32,519 --> 00:08:35,519 اندکی مانده بود تا احد بود 159 00:08:35,519 --> 00:08:38,519 عمر بن الجموح دید 160 00:08:38,519 --> 00:08:41,519 سه پسرش در حال آماده شدن هستند 161 00:08:41,519 --> 00:08:44,519 برای مقابله با دشمنان خدا 162 00:08:44,519 --> 00:08:47,519 و با آنها آمدند، بوی شیر شر 163 00:08:47,519 --> 00:08:50,519 در آرزوی شهادت می سوزند 164 00:08:50,519 --> 00:08:53,519 و رضای خدا را بدست آورید 165 00:08:53,519 --> 00:08:56,519 این وضعیت تب او را برانگیخت 166 00:08:56,519 --> 00:08:59,519 تصمیم گرفت که به جهاد ملحق شود 167 00:08:59,519 --> 00:09:02,519 زیر پرچم رسول خدا صلی الله علیه و آله 168 00:09:02,519 --> 00:09:05,519 اما همه پسرا 169 00:09:05,519 --> 00:09:08,549 تا پدرشان را از انجام کاری که می خواست باز دارند 170 00:09:08,549 --> 00:09:11,549 او یک مرد بسیار پیر است 171 00:09:11,549 --> 00:09:14,549 او هم خیلی لنگ است 172 00:09:14,549 --> 00:09:17,549 خداوند متعال او را عفو کرد 173 00:09:17,549 --> 00:09:20,549 در کسانی که آنها را بهانه می گیرند 174 00:09:20,549 --> 00:09:23,549 آنها به او گفتند: پدر 175 00:09:23,549 --> 00:09:26,549 خدا بهانه توست 176 00:09:26,549 --> 00:09:29,710 چرا آنچه را که خداوند از آن معاف کرده است بر دوش خود می گذارید؟ 177 00:09:29,710 --> 00:09:32,710 شیخ از سخنان آنان بسیار خشمگین شد 178 00:09:32,710 --> 00:09:35,710 نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت 179 00:09:35,710 --> 00:09:38,710 از آنها شکایت کنید 180 00:09:38,710 --> 00:09:40,710 ای پیامبر خدا 181 00:09:40,710 --> 00:09:43,710 اینها را بچه های من می خواهند 182 00:09:43,710 --> 00:09:46,710 تا مرا از این خوبی محروم کند 183 00:09:46,710 --> 00:09:49,710 آنها ادعا می کنند که من لنگ هستم 184 00:09:49,710 --> 00:09:51,710 به خدا امیدوارم قدم بردارم 185 00:09:51,710 --> 00:09:54,870 با لنگش من اینجا بهشت است 186 00:09:54,870 --> 00:09:57,870 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند 187 00:09:57,870 --> 00:10:00,870 برای فرزندانم برای خدا دعا کنید 188 00:10:00,870 --> 00:10:03,899 خداوند متعال شهادتش را نصیبش گرداند 189 00:10:03,899 --> 00:10:07,059 پس او را رها کردند چون از امر رسول خدا رنج می برد 190 00:10:07,059 --> 00:10:10,059 به محض اینکه زمان رفتن رسید 191 00:10:10,059 --> 00:10:13,059 تا اینکه عمر بن الجموح با همسرش وداع کرد 192 00:10:13,059 --> 00:10:16,159 خداحافظی جدایی که هرگز برنمی گردد 193 00:10:16,159 --> 00:10:19,159 سپس رو به قبله 194 00:10:19,159 --> 00:10:22,159 دستانش را به سوی آسمان بلند کرد و گفت 195 00:10:22,159 --> 00:10:25,159 خدایا شهادت نصیبم کن 196 00:10:25,159 --> 00:10:28,159 و مرا ناامید به خانواده ام برنگردان 197 00:10:28,159 --> 00:10:31,159 سپس در محاصره سه پسرش به راه افتاد 198 00:10:31,159 --> 00:10:34,159 و گروه بزرگی از قومش بنی سلمه 199 00:10:34,159 --> 00:10:37,159 و چون داغ جنگ شديد شد 200 00:10:37,159 --> 00:10:40,159 مردم از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم پراکنده شدند 201 00:10:40,159 --> 00:10:43,159 عمر بن الجموح شاهد بود 202 00:10:43,159 --> 00:10:46,159 او نسل اول را طی می کند 203 00:10:46,159 --> 00:10:49,159 روی پای راستش می پرد 204 00:10:49,159 --> 00:10:52,159 می گوید من آرزوی بهشت را دارم 205 00:10:52,159 --> 00:10:55,159 دلم برای بهشت تنگ شده 206 00:10:55,159 --> 00:10:58,220 پشت سر او پسرش خلاد بود 207 00:10:58,220 --> 00:11:01,220 شیخ و پسرش همچنان در حال دعوا هستند 208 00:11:02,220 --> 00:11:05,220 تا اینکه دو نفر از آنها به شهادت رسیدند 209 00:11:05,220 --> 00:11:08,220 در میدان جنگ 210 00:11:08,220 --> 00:11:11,220 تنها لحظاتی بین پسر و پدرش وجود دارد 211 00:11:11,220 --> 00:11:14,220 به محض اینکه جنگ تمام شد 212 00:11:14,220 --> 00:11:17,220 تا اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله قیام کرد 213 00:11:17,220 --> 00:11:20,220 به شهدای احد 214 00:11:20,220 --> 00:11:23,220 تا آنها را با گرد و غبارشان بپوشانند 215 00:11:23,220 --> 00:11:26,220 به دوستانش گفت 216 00:11:26,220 --> 00:11:29,220 آنها را با خون و زخم هایشان رها کن 217 00:11:29,220 --> 00:11:32,220 شهید بر آنهاست 218 00:11:32,220 --> 00:11:35,220 سپس فرمود: هیچ مسلمانی برای رضای خدا سخن نمی گوید 219 00:11:35,220 --> 00:11:38,220 تا روز قیامت نیاید، خون جاری می شود 220 00:11:38,220 --> 00:11:41,220 رنگش شبیه زعفرانیه 221 00:11:41,220 --> 00:11:44,220 بوی آن شبیه مشک است 222 00:11:44,220 --> 00:11:47,350 سپس فرمود: عمر بن الجموح را دفن کنید 223 00:11:47,350 --> 00:11:50,350 با عبدالله بن عمر 224 00:11:50,350 --> 00:11:53,350 او عاشق یکدیگر بود 225 00:11:53,350 --> 00:11:56,580 خالص در جهان 226 00:11:56,580 --> 00:11:58,580 خداوند از عمر بن الجموح راضی باشد 227 00:11:58,580 --> 00:12:01,580 و یارانش شهدای احد بودند 228 00:12:01,580 --> 00:12:04,580 و در قبرهایشان نوری برایشان باشد 229 00:12:04,580 --> 00:12:08,120 عمر بن الجموح 230 00:12:08,120 --> 00:12:11,120 شیخ تصمیم گرفت پا بگذارد 231 00:12:11,120 --> 00:12:14,860 با لنگش جن