WEBVTT

00:00:00.460 --> 00:00:03.459
توقف کنید

00:00:03.459 --> 00:00:08.460
با صحابه و علما و حق تعالی آشنا شد

00:00:12.460 --> 00:00:16.460
یک چالش جدی برای اینکه من هستم

00:00:16.460 --> 00:00:23.570
من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم

00:00:23.570 --> 00:00:25.570
من در گذشته مسلمان شدم

00:00:25.570 --> 00:00:27.570
شاهد نبرد خندق بود

00:00:27.570 --> 00:00:32.570
و غزوات بعدی با پیامبر صلی الله علیه و آله

00:00:32.570 --> 00:00:35.570
من در جنگ ها پشت سر ارتش راه می رفتم

00:00:35.570 --> 00:00:40.570
بنابراین من هر وسائل ارتش را که انداختند برایشان برداشتم

00:00:40.570 --> 00:00:44.590
از جنگ بنی مصطلق برگشتیم

00:00:44.590 --> 00:00:48.590
مادر مؤمنان عایشه رضی الله عنها با ما بود

00:00:48.590 --> 00:00:51.590
بنابراین از یک جاده پایین رفتیم

00:00:51.590 --> 00:00:55.590
سپس مادر مؤمنان عایشه رضی الله عنها رفت

00:00:55.590 --> 00:00:58.590
دنبال گردنبند گمشده اش می گردد

00:00:58.590 --> 00:01:00.590
و در این بین

00:01:00.590 --> 00:01:02.590
مردم آماده رفتن شدند

00:01:02.590 --> 00:01:05.590
آنها هوده او را حمل کردند، فکر می کردند او در آن است

00:01:05.590 --> 00:01:08.590
جایی که سبک و کوچک بود

00:01:08.590 --> 00:01:11.590
او فقط 12 سال سن دارد

00:01:11.590 --> 00:01:14.659
پس هوده را به شتر بستند و به راه افتادند

00:01:14.659 --> 00:01:17.659
در مورد او، او گردنبند خود را پیدا کرد

00:01:17.659 --> 00:01:20.659
اما وقتی برگشت

00:01:20.659 --> 00:01:23.659
متوجه شدم مردم رفته اند

00:01:23.659 --> 00:01:26.659
پس او نشست و گفت

00:01:26.659 --> 00:01:29.659
آنها مرا از دست خواهند داد و به سوی من باز خواهند گشت

00:01:29.659 --> 00:01:32.659
در حالی که او آنجا نشسته بود

00:01:32.659 --> 00:01:35.659
چشمانش غرق در او شد و خوابش برد

00:01:35.659 --> 00:01:38.719
همانطور که برای من

00:01:38.719 --> 00:01:41.719
طبق معمول پشت سر ارتش راه می رفتم

00:01:41.719 --> 00:01:44.719
پس از محل آنها گذشتم و دیدم

00:01:44.719 --> 00:01:47.719
سیاهی یک انسان، پس به او نزدیک شدم

00:01:47.719 --> 00:01:50.719
پس مادر مؤمنان عایشه رضی الله عنها است

00:01:50.719 --> 00:01:53.719
قبل از حجاب دیدمش

00:01:53.719 --> 00:01:56.719
پس گفتم

00:01:56.719 --> 00:01:59.719
ما از خداییم و به سوی او باز خواهیم گشت

00:01:59.719 --> 00:02:02.719
من دیگه چیزی نگفتم

00:02:02.719 --> 00:02:05.719
و با یادآوری من از خواب بیدار شد

00:02:05.719 --> 00:02:08.719
پس صورتش را با عبا پوشاند

00:02:08.719 --> 00:02:11.719
به خدا ما حرفی نزدیم

00:02:11.719 --> 00:02:14.719
پس شترم را برای او زمین گذاشتم و او سوار شد

00:02:14.719 --> 00:02:17.719
باهاش راه افتادم

00:02:17.719 --> 00:02:20.719
تا اینکه حوالی ظهر با مردمی که پایین آمدند گیر آوردیم

00:02:20.719 --> 00:02:23.750
وقتی منافقین ما را دیدند

00:02:23.750 --> 00:02:26.750
حرف های مزخرفی زدند

00:02:26.750 --> 00:02:29.750
ما را به دروغ متهم کردند

00:02:29.750 --> 00:02:32.750
گفتند: به خدا قسم از آن در امان نبود.

00:02:32.750 --> 00:02:36.360
و از آن در امان نماندم

00:02:36.360 --> 00:02:39.360
رسول خدا صلی الله علیه و آله از من دفاع کرد

00:02:39.360 --> 00:02:42.360
من متهم شدم

00:02:42.360 --> 00:02:45.360
خوب از من تعریف کرد

00:02:45.360 --> 00:02:48.360
جایی که موعظه می کرد

00:02:48.360 --> 00:02:51.360
خدا را شکر کرد و او را به خاطر آنچه سزاوارش بود ستایش کرد

00:02:52.360 --> 00:02:55.360
ای مردم برخی از مردم به من اشاره کنید

00:02:55.360 --> 00:02:58.360
خانواده ام را به چیزهای بد متهم کردند

00:02:58.360 --> 00:03:01.360
به خدا هیچ وقت بلد نبودم برای خانواده ام اتفاق بدی بیفتد

00:03:01.360 --> 00:03:04.550
آنها را متهم به یک مرد کردند

00:03:04.550 --> 00:03:07.550
به خدا سوگند من هیچ چیز بدی در مورد او نمی دانم

00:03:07.550 --> 00:03:10.740
او وارد خانه من نمی شود مگر اینکه من حاضر باشم

00:03:10.740 --> 00:03:13.740
من در سفر نرفتم

00:03:13.740 --> 00:03:16.810
جز اینکه دلش برام تنگ شده بود

00:03:16.810 --> 00:03:19.810
پس مردم با یکدیگر به گفتگو و نزاع پرداختند

00:03:19.810 --> 00:03:22.810
رسول خدا صلی الله علیه و آله سکوت کرد

00:03:22.810 --> 00:03:25.870
و آنها را ساکت کنید

00:03:25.870 --> 00:03:28.870
یک ماه همینجوری ماندیم

00:03:28.870 --> 00:03:31.870
و اهل ایفک از ناموس ما می گویند

00:03:31.870 --> 00:03:34.870
تا اینکه خداوند بی گناهی ما را آشکار کرد

00:03:34.870 --> 00:03:37.870
در کتاب عزیزش

00:03:37.870 --> 00:03:40.870
در آیاتی از سوره نور

00:03:40.870 --> 00:03:44.000
تا روز قیامت خوانده می شود

00:03:44.000 --> 00:03:48.729
من کی هستم؟

00:03:51.949 --> 00:03:54.949
پاسخ صحیح در نظرات است

00:03:54.949 --> 00:03:57.949
وقتی قسمت بعدی میاد

00:03:57.949 --> 00:04:01.300
انشاالله

00:04:01.300 --> 00:04:04.300
بهترین موقعیت ها و نمونه های قرن ها

00:04:04.300 --> 00:04:07.300
اگر پیغمبر می‌خواست یا می‌گفت، از پیامبر پیروی می‌کرد

00:04:07.300 --> 00:04:10.300
اگر پیغمبر می‌خواست یا می‌گفت، از پیامبر پیروی می‌کرد

00:04:10.300 --> 00:04:13.300
آنها اینجا بودند که ابرهای زندگی ما را آبیاری می کردند

00:04:13.300 --> 00:04:16.300
آنها اینجا بودند که ابرهای زندگی ما را آبیاری می کردند

00:04:16.300 --> 00:04:19.300
یادشان بر سر ما بلند شود

00:04:20.300 --> 00:04:23.300
رفتند و سوالی در ذهنم انداختند

00:04:23.300 --> 00:04:26.300
رفتند و سوالی در ذهنم انداختند

00:04:26.300 --> 00:04:29.300
آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟

00:04:29.300 --> 00:04:32.300
زندگی را پر از غرور کردند

00:04:32.300 --> 00:04:35.300
به عملکرد آنها افتخار می کنند

00:04:35.300 --> 00:04:38.300
و دنیای عناد برایشان زیبا بود

00:04:38.300 --> 00:04:41.500
و دنیای عناد برایشان زیبا بود
