WEBVTT

00:00:01.360 --> 00:00:03.359
توقف کنید

00:00:03.359 --> 00:00:12.140
با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد

00:00:12.140 --> 00:00:16.140
یک چالش جدید از طرف من

00:00:16.140 --> 00:00:22.510
من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم

00:00:22.510 --> 00:00:24.510
انصاری اوسی

00:00:24.510 --> 00:00:30.510
من قبل از سعد بن معادر رضی الله عنه مولای اوس اسلام آوردم

00:00:30.510 --> 00:00:35.509
مفتخر به لقب ولیّ رسول الله صلی الله علیه وسلم شدم

00:00:35.509 --> 00:00:37.509
جایی که من از او محافظت می کردم

00:00:37.509 --> 00:00:40.509
هر کاری که به من محول شود را انجام می دهم

00:00:40.509 --> 00:00:44.509
این شامل ترور کعب بن الاشراف نیز می شود

00:00:44.509 --> 00:00:46.509
شاعر یهودی

00:00:46.509 --> 00:00:50.509
که به رسول خدا صلی الله علیه و آله ضرر می رساند

00:00:50.509 --> 00:00:53.509
به اصحاب رضی الله عنه هجو می کند

00:00:53.509 --> 00:00:56.509
او زنان مسلمان را دوست دارد

00:00:56.509 --> 00:00:59.509
کفار علیه آنها تحریک می کنند

00:00:59.509 --> 00:01:04.569
وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله به مدینه آمد

00:01:04.569 --> 00:01:10.569
او بین خود و مردم آن، اعم از یهودی و مشرک، عهد و پیمان نوشت

00:01:10.569 --> 00:01:13.569
اما برخی از اینها احمق هستند

00:01:13.569 --> 00:01:16.569
او این رفتار مهربانانه را با آنها پیدا نکرد

00:01:16.569 --> 00:01:19.569
پس ما با اهل ایمان دشمنی کردیم

00:01:19.569 --> 00:01:22.569
از جمله کعب بن الاشراف یهودی است

00:01:22.569 --> 00:01:25.569
او در کارهای نادرست خود بیش از حد پیش رفت

00:01:25.569 --> 00:01:29.569
او در مورد شخصیت یا عهد خود از هیچ ابهامی منصرف نشد

00:01:29.569 --> 00:01:31.569
این خصومت را افزایش داد

00:01:32.569 --> 00:01:37.569
هنگامی که خانواده مشرکان را در بدر به زنجیر بسته دید

00:01:37.569 --> 00:01:40.569
او شروع به نشان دادن دشمنی خود با مسلمانان کرد

00:01:40.569 --> 00:01:43.569
او برای مشرکان کشته شده در بدر عزادار است

00:01:43.569 --> 00:01:48.569
سپس به مکه رفت تا با شعر خود مشرکان را دلداری دهد

00:01:48.569 --> 00:01:51.569
او آنها را به جنگ با مسلمانان ترغیب می کند

00:01:51.569 --> 00:01:54.790
سپس به شهر بازگشت

00:01:54.790 --> 00:01:58.790
هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از بازگشت او باخبر شد

00:01:58.790 --> 00:02:01.790
گفت: آن كعب بن الاشراف كيست؟

00:02:01.790 --> 00:02:04.790
او به من صدمه زد

00:02:04.790 --> 00:02:07.790
پس گفتم یا رسول الله

00:02:07.790 --> 00:02:09.789
من او را می کشم

00:02:09.789 --> 00:02:11.789
گفت و کرد

00:02:11.789 --> 00:02:13.819
سپس نگرانی بر من غلبه کرد

00:02:13.819 --> 00:02:16.819
بنابراین روزهایی را بدون غذا سپری کردم

00:02:16.819 --> 00:02:20.819
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا صدا زد

00:02:20.819 --> 00:02:22.819
او به من گفت

00:02:22.819 --> 00:02:24.819
غذا و نوشیدنی را ترک نکردم

00:02:24.819 --> 00:02:27.819
پس گفتم یا رسول الله

00:02:27.819 --> 00:02:29.819
یه چیزی بهت گفتم

00:02:29.819 --> 00:02:32.819
نمی دانم آن را برای شما برآورده کنم یا نه

00:02:32.819 --> 00:02:35.819
ایشان رضی الله عنه فرمودند

00:02:35.819 --> 00:02:38.819
شما باید تمام تلاش خود را بکنید و بهترین کار را انجام دهید

00:02:38.819 --> 00:02:41.819
او درباره موضوع خود با سعد بن معاذ مشورت کرد

00:02:41.819 --> 00:02:43.819
بنابراین با او مشورت کردم

00:02:43.819 --> 00:02:46.819
سپس با گروهی از اوس ملاقات کردم

00:02:46.819 --> 00:02:48.819
از جمله عباد بن بشر است

00:02:48.819 --> 00:02:50.819
و ابونائله

00:02:50.819 --> 00:02:54.819
بنابراین ما بر سر طرحی به توافق رسیدیم که در آن به یهودی حمله کنیم

00:02:55.819 --> 00:02:58.819
سپس به نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله رسیدیم

00:02:58.819 --> 00:03:01.819
پس گفتیم یا رسول الله

00:03:01.819 --> 00:03:03.819
ما او را می کشیم

00:03:03.819 --> 00:03:07.819
این برای ما تحقیرآمیز است که نسبت به مسلمانان و پیامبرشان سخن بگوییم

00:03:07.819 --> 00:03:10.819
برای ما یک امر ضروری است

00:03:10.819 --> 00:03:13.889
ایشان رضی الله عنه فرمودند

00:03:13.889 --> 00:03:15.889
بگو مشکلی نیست

00:03:15.889 --> 00:03:18.919
پس ابونائله نزد او رفت

00:03:18.919 --> 00:03:22.919
من و ابونائله برادران رضاعی کعب بودیم

00:03:22.919 --> 00:03:27.020
وقتی کعب او را دید، مقامش را انکار کرد

00:03:27.020 --> 00:03:29.020
ابونائله به او گفت

00:03:29.020 --> 00:03:32.020
ما به شما نیاز داریم

00:03:32.020 --> 00:03:35.110
کعب گفت: این چیست؟

00:03:35.110 --> 00:03:37.110
ابونائله گفت

00:03:37.110 --> 00:03:41.110
آمدن این مرد بر سر ما مصیبت بود

00:03:41.110 --> 00:03:43.110
اعراب با ما جنگیدند

00:03:43.110 --> 00:03:45.110
ما را از یک کمان پرتاب کرد

00:03:45.110 --> 00:03:48.110
ما سرگردان بودیم

00:03:48.110 --> 00:03:51.110
تا اینکه روح ها خسته شد و بچه ها گم شدند

00:03:51.110 --> 00:03:53.110
صدقه گرفتیم

00:03:53.110 --> 00:03:55.110
چیزی برای خوردن پیدا نمی کنیم

00:03:55.110 --> 00:03:57.180
کعب گفت

00:03:57.180 --> 00:04:01.180
قسم می خورم قبلا این را به شما می گفتم

00:04:01.180 --> 00:04:03.240
ابونائله گفت

00:04:03.240 --> 00:04:07.240
چند تن از همراهانم را با خود دارم که با من موافقند

00:04:07.240 --> 00:04:10.240
می خواستم آنها را برای شما بیاورم

00:04:10.240 --> 00:04:13.240
بنابراین ما از شما غذا یا خرما می خریم

00:04:13.240 --> 00:04:16.240
و آن را برای ما بهبود بخشید

00:04:16.240 --> 00:04:19.240
آنچه را که به آن اطمینان دارید به شما قول می دهیم

00:04:20.240 --> 00:04:22.399
کعب گفت

00:04:22.399 --> 00:04:25.399
به خدا من ابونائله را دوست نداشتم

00:04:25.399 --> 00:04:28.399
برای دیدن این قطعه شما

00:04:28.399 --> 00:04:31.399
حتی اگر شما یکی از سخاوتمندترین افراد برای من باشید

00:04:31.399 --> 00:04:34.399
تو ای برادر من در مورد سینه هایت بحث کردی

00:04:34.399 --> 00:04:36.459
ابونائله گفت

00:04:36.459 --> 00:04:40.459
آنچه را که درباره محمد به تو گفتم از ما پنهان کن

00:04:40.459 --> 00:04:42.529
کعب گفت

00:04:42.529 --> 00:04:44.529
یک کلمه ازش یادم نیست

00:04:44.529 --> 00:04:46.660
سپس کعب گفت

00:04:46.660 --> 00:04:48.660
ای ابونائله

00:04:48.660 --> 00:04:50.660
باور کن

00:04:50.660 --> 00:04:53.660
از محمد چه می خواهی؟

00:04:53.660 --> 00:04:54.689
او گفت

00:04:54.689 --> 00:04:57.689
به او توهین کنید و از او کنار بروید

00:04:57.689 --> 00:05:00.689
و اگر بتوانیم آن را ببریم

00:05:00.689 --> 00:05:01.779
او گفت

00:05:01.779 --> 00:05:04.779
تو مرا راضی کردی ابونائله

00:05:04.779 --> 00:05:07.910
در ازای غذا با من چه تعهدی می کنی؟

00:05:07.910 --> 00:05:10.910
پسران و زنان شما

00:05:10.910 --> 00:05:12.939
ابونائله گفت

00:05:12.939 --> 00:05:16.939
می خواستی ما را لو بدهی و وضعیت ما را به ما نشان بدهی

00:05:16.939 --> 00:05:17.939
خیر

00:05:17.939 --> 00:05:21.939
اما ما هر سلاحی که به آن راضی باشید به شما عهد می کنیم

00:05:21.939 --> 00:05:24.069
کعب موافقت کرد

00:05:24.069 --> 00:05:26.069
می خواستیم اسلحه ها را گرو بگذاریم

00:05:26.069 --> 00:05:31.069
آیا اگر با اسلحه نزد او برگردیم به ما شک نمی کند؟

00:05:31.069 --> 00:05:34.069
پس ابونائله او را ترک کرد

00:05:34.069 --> 00:05:39.069
او قبول کرد که عصر همه پیش او بیاییم

00:05:39.069 --> 00:05:42.779
پس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدیم

00:05:42.779 --> 00:05:44.779
وضعیت خود را به او گفتیم

00:05:44.779 --> 00:05:46.779
او به ما گفت

00:05:46.779 --> 00:05:49.779
به برکت خدا از دنیا رفتند

00:05:49.779 --> 00:05:52.810
سپس با او نماز شام خواندیم

00:05:52.810 --> 00:05:55.810
تا بقیه با ما راه رفت

00:05:55.810 --> 00:05:58.839
پس بر قول به کعب بن الاشراف رسیدیم

00:05:58.839 --> 00:06:00.839
ابونائله او را صدا زد

00:06:00.839 --> 00:06:04.839
کعب اخیرا ازدواج کرده است

00:06:04.839 --> 00:06:06.839
عروسش گفت

00:06:06.839 --> 00:06:07.839
به کجا

00:06:07.839 --> 00:06:11.839
انگار صدایی را می شنوم که از خون می چکد

00:06:11.839 --> 00:06:12.899
و او گفت

00:06:12.899 --> 00:06:15.899
او برادر من ابونائله است

00:06:15.899 --> 00:06:18.899
من با او در یک قرار هستم

00:06:18.899 --> 00:06:20.970
سپس پایین آمد و به ما سلام کرد

00:06:20.970 --> 00:06:22.970
کمی صحبت کردیم

00:06:22.970 --> 00:06:24.970
بعد راه افتادیم

00:06:24.970 --> 00:06:27.970
تا اینکه فرصتی برایش پیش آمد

00:06:27.970 --> 00:06:29.970
پس با شمشیر به او زدیم

00:06:29.970 --> 00:06:33.970
سپس با خنجری که همراه داشتم او را کشتم

00:06:33.970 --> 00:06:35.970
بنابراین آن را در شکم او گذاشت

00:06:35.970 --> 00:06:39.970
بعد هلش دادم تا به کمرش رسیدم

00:06:39.970 --> 00:06:43.970
دشمن خدا مرده افتاد

00:06:43.970 --> 00:06:47.970
او فریاد زده بود به این معنی که یهودیان نابود شده بودند

00:06:47.970 --> 00:06:50.970
دژهای خود را به آتش کشیدند

00:06:50.970 --> 00:06:53.970
بنابراین ما به سرعت از آنها خارج شدیم

00:06:53.970 --> 00:06:55.970
تا اینکه به بقیع رسیدیم

00:06:55.970 --> 00:06:57.970
بنابراین ما بزرگ شدیم

00:06:57.970 --> 00:07:02.970
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله تکبیر ما را شنید

00:07:02.970 --> 00:07:05.970
بعد فهمید که ما او را کشته ایم

00:07:05.970 --> 00:07:07.970
وقتی به آن رسیدیم

00:07:07.970 --> 00:07:10.970
گفت: صورتها موفق شدند.

00:07:10.970 --> 00:07:11.970
گفتیم

00:07:11.970 --> 00:07:14.970
و صورت تو ای رسول خدا

00:07:14.970 --> 00:07:17.420
من کی هستم؟

00:07:17.420 --> 00:07:25.350
پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو به اشتراک بگذارید

00:07:25.350 --> 00:07:29.579
پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد

00:07:29.579 --> 00:07:34.579
وقتی قسمت بعدی میاد انشالله
