WEBVTT

00:00:01.300 --> 00:00:04.299
توقف کنید

00:00:04.299 --> 00:00:12.179
با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد

00:00:12.179 --> 00:00:16.179
یک چالش جدید از طرف من

00:00:16.179 --> 00:00:21.480
من همدم هوادارانم هستم

00:00:21.480 --> 00:00:24.480
شاهد دومین بیعت عقبه بود

00:00:24.480 --> 00:00:29.480
صحنه ها همه با پیامبر صلی الله علیه و آله است

00:00:29.480 --> 00:00:34.479
من پرچم ابن الحارث بن خزرج در غزوه فتح را با خود داشتم.

00:00:34.479 --> 00:00:38.509
من قبل از اسلام به عربی می نوشتم

00:00:38.509 --> 00:00:43.310
در اعراب نوشته اندک بود

00:00:43.310 --> 00:00:47.310
خداوند متعال رؤیت اذان را در خواب به من عطا فرمود

00:00:47.310 --> 00:00:52.310
به این دلیل که پیامبر صلی الله علیه و آله به امر نماز توجه داشتند

00:00:52.310 --> 00:00:55.310
چگونه مردم برای او جمع می شوند

00:00:55.310 --> 00:01:00.310
به او گفته شد که هنگام نماز، پرچمی نصب کند

00:01:00.310 --> 00:01:04.310
مردم اگر ببینند به هم می گویند

00:01:04.310 --> 00:01:08.310
او رضی الله عنه این کار را دوست نداشت

00:01:08.310 --> 00:01:11.310
پس شیپور را برای او ذکر کردند

00:01:11.310 --> 00:01:14.310
او این را هم دوست نداشت

00:01:14.310 --> 00:01:17.310
او گفت که او بود که به یهودیان امر کرد

00:01:17.310 --> 00:01:20.340
پس زنگ را برای او ذکر کردند

00:01:20.340 --> 00:01:24.340
گفت: اوست که فرمان پیروزی داد

00:01:24.340 --> 00:01:30.540
پس من رفتم در حالی که به فکر آنها بودم، رسول خدا صلی الله علیه و آله

00:01:30.540 --> 00:01:33.569
پس اذان را در خواب دیدم

00:01:33.569 --> 00:01:38.569
پس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله رفتم و عرض کردم

00:01:38.569 --> 00:01:41.569
و گفتم یا رسول الله

00:01:41.569 --> 00:01:45.569
او امشب با من قدم زد، طائف

00:01:45.569 --> 00:01:49.569
مردی که دو لباس سبز پوشیده بود از کنارم گذشت

00:01:49.569 --> 00:01:52.569
او یک زنگ در دست دارد

00:01:52.569 --> 00:01:55.569
پس به او گفتم عبدالله

00:01:55.569 --> 00:01:58.569
من این زنگ را می فروشم

00:01:58.569 --> 00:02:01.569
گفت: با آن چه کار می کنی؟

00:02:01.569 --> 00:02:05.629
گفتم او را به نماز می خوانیم

00:02:05.629 --> 00:02:09.819
فرمود: آیا تو را به بهتر از آن راهنمایی نکنم؟

00:02:09.819 --> 00:02:12.860
گفتم چیه؟

00:02:12.860 --> 00:02:15.860
گفت تو بگو

00:02:15.860 --> 00:02:18.860
خدا بزرگ است، خدا بزرگ است

00:02:18.860 --> 00:02:22.860
خدا بزرگ است، خدا بزرگ است

00:02:22.860 --> 00:02:25.860
شهادت می دهم که معبودی جز خدا نیست

00:02:25.860 --> 00:02:29.860
شهادت می دهم که معبودی جز خدا نیست

00:02:29.860 --> 00:02:33.889
شهادت می دهم که محمد رسول خداست

00:02:33.889 --> 00:02:37.889
شهادت می دهم که محمد رسول خداست

00:02:37.889 --> 00:02:41.020
برای دعا زندگی کن

00:02:41.020 --> 00:02:43.020
برای دعا زندگی کن

00:02:43.020 --> 00:02:45.080
روی کشاورز زندگی کنید

00:02:45.080 --> 00:02:48.110
روی کشاورز زندگی کنید

00:02:48.110 --> 00:02:51.270
خدا بزرگ است، خدا بزرگ است

00:02:51.270 --> 00:02:54.270
خدایی جز خدا نیست

00:02:54.270 --> 00:02:58.500
پیامبر صلی الله علیه و آله از آن متاثر شد

00:02:58.500 --> 00:03:12.069
و گفت: این رؤیت واقعی است، با بلال برخیز و آنچه را دیدی به او بگو و اذان بگوید که صدایش از تو بهتر است.

00:03:12.069 --> 00:03:22.800
پس در حالى كه بلال اذان مى‏داد شروع كردم به پرتاب آن به سوى بلال، و عمر بن خطاب رضى الله عنه در حالى كه در خانه خود بود از آن خبر داد.

00:03:22.800 --> 00:03:33.439
پس بیرون رفت و ردای خود را کشید و گفت: ای رسول خدا، سوگند به آن که تو را به حق مبعوث کرد، مانند آنچه او دید، دیدم.

00:03:33.439 --> 00:03:40.000
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: الحمدلله.

00:03:40.000 --> 00:03:50.139
یک روز باغی از خود را اهدا کردم که پول دیگری برای آن نداشتم و با پسرم در آن زندگی می کردم.

00:03:50.620 --> 00:04:01.060
پس آن را به رسول خدا صلی الله علیه و آله دادم و پدر و مادرم نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدند و گفتند:

00:04:01.060 --> 00:04:09.680
یا رسول الله رزق و روزی ما بود و چیز دیگری نداشتیم

00:04:09.759 --> 00:04:25.680
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا صدا کرد و فرمود: «خداوند صدقه تو را از تو پذیرفته و به پدر و مادرت به ارث برگردانده است، پس ما آن را به ارث بردیم».

00:04:25.759 --> 00:04:38.240
پیامبر صلی الله علیه و آله را در قتلگاه شاهد بودم و با من مردی از انصار بود و رسول خدا صلی الله علیه و آله گوشت قربانیانش را تقسیم کرد.

00:04:38.240 --> 00:04:51.339
هیچ کدام از اینها برای من و دوستم اتفاق نیفتاد، پس حضرت علیه السلام ما را دید و چون سرش را تراشید، مقداری از موهایش را بین مردان تقسیم کرد.

00:04:51.339 --> 00:05:02.060
مقداری از آن را به من و دوستم داد که ما آن را با حنا و کتام رنگ کرده ایم، پس من کی هستم؟
