WEBVTT

00:00:00.460 --> 00:00:03.459
توقف کنید

00:00:03.459 --> 00:00:08.460
با صحابه و علما و حق تعالی آشنا شد

00:00:12.460 --> 00:00:16.460
یک چالش جدید از طرف من

00:00:16.460 --> 00:00:25.820
من از اصحاب و از سران قریش برادرم ابوجهل هستم

00:00:25.820 --> 00:00:29.820
و پسر عمویم خالد بن الولید رضی الله عنه

00:00:30.890 --> 00:00:33.890
روز بدر را در حالی که در کفر بودم شاهد بودم

00:00:33.890 --> 00:00:38.890
پس چون شکست مشرکان را دیدم به مکه گریختم

00:00:38.890 --> 00:00:42.890
و کشته شدن برادرانم ابوجهل و العاص

00:00:42.890 --> 00:00:45.890
سپس در روز فتح مکه اسلام آوردم

00:00:45.890 --> 00:00:48.890
شاهد جنگ حنین بود

00:00:48.890 --> 00:00:51.890
پیامبر صلی الله علیه و آله آن را داد

00:00:51.890 --> 00:00:54.890
صد شتر از غنائم حنین

00:00:54.890 --> 00:00:57.890
با آشتی دلهایشان

00:00:57.890 --> 00:01:00.890
پس اسلامم بهتر شد و گفتم

00:01:00.890 --> 00:01:06.890
وادی را که در جنگ با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم گرفتم رها نمی کنم.

00:01:06.890 --> 00:01:10.890
مگر اینکه برای رضای خدا آن را بگیرید

00:01:10.890 --> 00:01:14.890
من یک سکه که برای مبارزه با او خرج کردم دریغ نمی کنم

00:01:14.890 --> 00:01:21.890
مگر اینکه همین مقدار را در اطاعت خدا و رسولش انفاق کنید.

00:01:21.890 --> 00:01:27.879
روزی از پیامبر صلی الله علیه و آله پرسیدم و گفتم:

00:01:27.879 --> 00:01:32.879
ای رسول خدا به من چیزی بگو تا به آن پایبند باشم

00:01:32.879 --> 00:01:38.909
گفت: من بر تو حکومت خواهم کرد و به زبانش اشاره کرد

00:01:38.909 --> 00:01:43.939
فکر می کردم آسان است، چون کم صحبت می کردم

00:01:43.939 --> 00:01:45.939
من مانع او نشدم

00:01:45.939 --> 00:01:50.069
وقتی قصد داشتم منطق و زبانم را در نظر بگیرم

00:01:50.069 --> 00:01:54.069
پس هیچ چیز بدتر از آن نیست

00:01:54.069 --> 00:01:59.780
من سخاوتمند و شاعر محبوب مردم مکه بودم

00:01:59.780 --> 00:02:03.810
وقتی تصمیم گرفتم برای رضای خدا بیرون بروم و بجنگم

00:02:03.810 --> 00:02:07.810
مردم مکه به شدت نگران شدند

00:02:07.810 --> 00:02:11.810
یکی از آنها باقی نماند اما بیرون آمدند تا مرا تشویق کنند

00:02:11.810 --> 00:02:14.840
زمانی که در قله البوثه بودم

00:02:14.840 --> 00:02:18.840
من ایستادم و مردم دور من ایستاده بودند و گریه می کردند

00:02:18.840 --> 00:02:22.840
وقتی زنگ آنها را دیدم گفتم:

00:02:22.840 --> 00:02:24.840
آهای مردم

00:02:24.840 --> 00:02:29.840
به خدا سوگند من از آرزوی تو منحرف نشدم

00:02:29.840 --> 00:02:32.840
برای انتخاب یک کشور از کشور خود

00:02:32.840 --> 00:02:35.840
اما همین بود

00:02:35.840 --> 00:02:39.840
سپس مردانی که پیش از ما بودند نزد خدا آمدند

00:02:39.840 --> 00:02:43.840
به خدا ما هیچ روزی از آنها را ندیدیم

00:02:43.840 --> 00:02:47.870
به خدا آن را در دنیا برای ما آوردند

00:02:47.870 --> 00:02:51.870
بیایید به دنبال این باشیم که آن را در زندگی پس از مرگ با آنها به اشتراک بگذاریم

00:02:51.870 --> 00:02:56.939
ای مردم انتقال به سوی خداوند متعال است

00:02:56.939 --> 00:03:01.729
سپس به سمت شام حرکت کردم

00:03:01.729 --> 00:03:04.729
پس در جنگ یرموک مجروح شدم

00:03:04.729 --> 00:03:07.789
و دراز کشیده روی زمین افتادم

00:03:07.789 --> 00:03:10.789
پس خواستم آب بنوشم

00:03:10.789 --> 00:03:12.789
وقتی آب به من رسید

00:03:12.789 --> 00:03:14.789
به اکرمه نگاه کرد

00:03:14.789 --> 00:03:17.789
او هم مجروح شد

00:03:17.789 --> 00:03:21.889
پس گفتم: آب را به اکرمه هل بده

00:03:21.889 --> 00:03:23.889
وقتی عکرمه آن را گرفت

00:03:23.889 --> 00:03:25.889
عیاش به او نگاه کرد

00:03:25.889 --> 00:03:27.889
و او گفت

00:03:27.889 --> 00:03:29.889
به عیاش بده

00:03:29.889 --> 00:03:32.889
آب به عیاش نرسید

00:03:32.889 --> 00:03:34.949
تا اینکه فوت کرد

00:03:34.949 --> 00:03:37.949
پس آب را به اکرمه برگرداندند

00:03:37.949 --> 00:03:39.949
پس مرد

00:03:39.949 --> 00:03:42.949
پس برایم آب آوردند

00:03:42.949 --> 00:03:45.949
پس اگر از جانم لبریز شده ام

00:03:45.949 --> 00:03:48.210
من کی هستم؟

00:03:53.360 --> 00:03:57.580
پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد

00:03:57.580 --> 00:04:00.580
وقتی قسمت بعدی میاد

00:04:00.580 --> 00:04:02.580
انشاالله

00:04:02.580 --> 00:04:07.620
بهترین موقعیت ها و نمونه های قرن ها

00:04:07.620 --> 00:04:12.620
اگر پیغمبر می‌خواست یا می‌گفت، از پیامبر پیروی می‌کرد

00:04:12.620 --> 00:04:17.620
آنها اینجا بودند که ابرهای زندگی ما را آبیاری می کردند

00:04:17.620 --> 00:04:22.620
ما نمی توانیم از آنها با تعالی یاد کنیم

00:04:22.620 --> 00:04:27.620
رفتند و سوالی در ذهنم انداختند

00:04:27.620 --> 00:04:32.620
آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟

00:04:32.620 --> 00:04:37.620
آنها زندگی خود را پر از غرور در اعمال خود کردند

00:04:37.620 --> 00:04:43.620
و دنیای رویاها برایشان زیبا شد
