WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:03.200
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:04.339 --> 00:00:05.879
انجمن مواضع

00:00:06.139 --> 00:00:07.139
پیشبرد

00:00:07.740 --> 00:00:10.820
آن ده وعده بهشت را دادند

00:00:13.890 --> 00:00:15.429
عمر بن الخطاب

00:00:15.849 --> 00:00:17.550
خداوند از او راضی باشد

00:00:17.550 --> 00:00:22.289
عشق اصحاب و خویشاوندی سال تن

00:00:22.570 --> 00:00:27.269
پروردگارم آن را به من داده است اگر به من حیات بخشد

00:00:27.269 --> 00:00:31.000
عشق اصحاب و خویشاوندی سال تن

00:00:31.160 --> 00:00:34.159
این عمر بن الخطاب است

00:00:34.159 --> 00:00:36.159
ذره بلند

00:00:36.159 --> 00:00:41.259
او به مردم حمله می کرد و طوری به آنها حمله می کرد که گویی بر حیوانی سوار است

00:00:41.259 --> 00:00:43.259
آلبینو سفید

00:00:43.259 --> 00:00:45.259
یعنی خیلی سفید

00:00:45.259 --> 00:00:47.259
قرمز در بالا

00:00:47.259 --> 00:00:50.259
گونه ها، بینی و چشم های زیبا

00:00:50.259 --> 00:00:53.259
نرمی پا و کف دست

00:00:53.259 --> 00:00:55.259
خیلی قوی

00:00:55.259 --> 00:00:57.259
نه ضعیف و نه ضعیف

00:00:57.259 --> 00:00:59.259
آن را با حنا رنگ کنید

00:00:59.259 --> 00:01:01.259
سرگردانی طولانی

00:01:01.259 --> 00:01:03.259
انتهای سبیل مو است

00:01:03.259 --> 00:01:05.349
و اگر راه می رفت تندتر می رفت

00:01:05.349 --> 00:01:07.349
اگر او صحبت کند، من گوش می دهم

00:01:07.349 --> 00:01:09.349
اگر بزند، درد دارد

00:01:09.349 --> 00:01:13.859
این مرد بزرگ و باشکوه

00:01:13.859 --> 00:01:16.859
قرآن به گوش او جاری می شود

00:01:16.859 --> 00:01:19.859
همانطور که آب سفید شفاف جریان دارد

00:01:19.859 --> 00:01:22.859
متاثر می شود و دلش می لرزد

00:01:22.859 --> 00:01:24.859
ستون هایش می لرزد

00:01:24.859 --> 00:01:27.859
هنگام شنیدن آیات روشن

00:01:27.859 --> 00:01:29.930
او آن را برای خودش ندارد

00:01:29.930 --> 00:01:32.930
مگر اینکه تسلیم این نور الهی شوید

00:01:32.930 --> 00:01:36.060
و به گروهش می پیوندد

00:01:36.060 --> 00:01:39.060
قلبش پس از تاریکی کامل می درخشد

00:01:39.060 --> 00:01:42.060
صورتش پر از نور و درخشش است

00:01:42.060 --> 00:01:45.060
و زندگی او دوباره می درخشد

00:02:20.819 --> 00:02:22.819
عبدالله بن عمر به ما می گوید

00:02:22.819 --> 00:02:24.819
این یک داستان خنده دار است

00:02:24.819 --> 00:02:26.819
پس از مسلمان شدن پدرش

00:02:26.819 --> 00:02:28.819
و او می گوید

00:02:28.819 --> 00:02:30.819
وقتی پدرم اسلام آورد گفت:

00:02:30.819 --> 00:02:33.819
کدام قریش را به حدیث برسانم؟

00:02:33.819 --> 00:02:37.819
به جمیل بن معمر الجمهی گفته شد

00:02:37.819 --> 00:02:39.819
پس فردا نزد او رفت

00:02:39.819 --> 00:02:41.819
بنابراین من شروع به دنبال کردن رد او کردم

00:02:41.819 --> 00:02:43.819
و ببین چیکار میکنه

00:02:43.819 --> 00:02:46.819
من پسری هستم که هر چه دیده ام را می فهمم

00:02:46.819 --> 00:02:49.819
تا اینکه نزد او آمد و به او گفت

00:02:49.819 --> 00:02:52.819
جمیل به من خبر دادند که مسلمان شده ام

00:02:52.819 --> 00:02:54.819
و به دین محمد وارد شدم

00:02:54.819 --> 00:02:57.819
گفت: به خدا قسم در آن تجدید نظر نمی کنم.

00:02:57.819 --> 00:02:59.819
تا اینکه عبایش را کشید

00:02:59.819 --> 00:03:01.819
عمر به دنبال او رفت

00:03:01.819 --> 00:03:03.819
و من به دنبال پدرم رفتم

00:03:03.819 --> 00:03:06.819
حتی اگر دم در مسجد بایستد

00:03:06.819 --> 00:03:08.819
با تمام وجود فریاد زد

00:03:08.819 --> 00:03:10.819
ای مردم قریش!

00:03:10.819 --> 00:03:13.819
آنها در باشگاه های خود در اطراف کعبه هستند

00:03:13.819 --> 00:03:15.819
جز اینکه عمر مریض شده است

00:03:15.819 --> 00:03:17.819
و عمر پشت سر او می گوید

00:03:17.819 --> 00:03:18.819
او دروغ گفت

00:03:18.819 --> 00:03:20.819
اما من مسلمان شدم

00:03:20.819 --> 00:03:23.819
شهادت دادم که معبودی جز خدا نیست

00:03:23.819 --> 00:03:26.819
و اینکه محمد بنده و فرستاده اوست

00:03:27.819 --> 00:03:29.819
قریش نزد عمر برخاستند

00:03:29.819 --> 00:03:31.819
او را زدند و او آنها را کتک زد

00:03:31.819 --> 00:03:34.819
آنها با او جنگیدند و او با آنها جنگید

00:03:34.819 --> 00:03:37.819
تا اینکه آفتاب بالای سرشان طلوع کرد

00:03:37.819 --> 00:03:38.819
عمر خسته است

00:03:38.819 --> 00:03:40.819
پس متوقفشون کن

00:03:40.819 --> 00:03:42.819
و بر سر او بلند شدند

00:03:42.819 --> 00:03:43.819
و او می گوید

00:03:43.819 --> 00:03:45.819
آنچه را که می خواهید انجام دهید

00:03:45.819 --> 00:03:47.819
پس به خدا سوگند یاد کردند

00:03:47.819 --> 00:03:50.819
اگر سیصد مرد بودیم

00:03:50.819 --> 00:03:52.819
ما آن را به شما واگذار کردیم

00:03:52.819 --> 00:03:54.819
یا آن را به ما واگذار کردید

00:03:54.819 --> 00:03:56.819
و در این بین

00:03:56.819 --> 00:03:58.819
عمر از کتک خوردن گذشت

00:03:58.819 --> 00:04:00.819
شیخی از قریش

00:04:00.819 --> 00:04:02.819
او یک کت و شلوار جوهر بر تن دارد

00:04:02.819 --> 00:04:05.819
تا اینکه بالای سرشان ایستاد و گفت

00:04:05.819 --> 00:04:06.819
کار شما چیست؟

00:04:06.819 --> 00:04:08.819
گفتند: صبا عمر

00:04:08.819 --> 00:04:10.819
دهانش را گفت

00:04:10.819 --> 00:04:13.819
مردی چیزی برای خودش انتخاب کرد

00:04:13.819 --> 00:04:15.819
پس چی میخوای؟

00:04:15.819 --> 00:04:17.819
آیا فرزندان ادی بن کعب را می بینی؟

00:04:17.819 --> 00:04:20.819
این دوستت را به تو تحویل خواهند داد

00:04:20.819 --> 00:04:22.819
مرد را تنها بگذار

00:04:22.819 --> 00:04:23.819
او گفت

00:04:23.819 --> 00:04:25.819
به خدا سوگند تو همانی که بودند

00:04:25.819 --> 00:04:27.819
یک لباس خراشیده شد

00:04:27.819 --> 00:04:29.819
سپس ابن عمر از پدرش پرسید

00:04:29.819 --> 00:04:31.819
پس از مهاجرت آنها

00:04:31.819 --> 00:04:33.819
پدر، مرد کیست؟

00:04:33.819 --> 00:04:35.819
که مردم را از تو سرزنش کرد

00:04:35.819 --> 00:04:37.819
در مکه روزی که اسلام آوردم

00:04:37.819 --> 00:04:39.819
و با شما می جنگند

00:04:39.819 --> 00:04:41.819
گفت: من تو را می سازم.

00:04:41.819 --> 00:04:43.819
آن عاصب بن وائل است

00:04:43.819 --> 00:04:45.360
ساژیتال

00:04:45.360 --> 00:04:47.360
عمر روز سه شنبه مسلمان شد

00:04:47.360 --> 00:04:49.360
بعد از غروب آفتاب

00:04:49.360 --> 00:04:51.360
از سال ششم مأموریت

00:04:51.360 --> 00:04:55.360
پس از سی و نه مرد مسلمان شد

00:04:55.360 --> 00:04:57.360
عمر مسلمان بود

00:04:57.360 --> 00:04:59.360
جلال، تعالی و حفاظت

00:04:59.360 --> 00:05:02.360
برای اسلام و مسلمین

00:05:02.360 --> 00:05:04.360
این به خاطر جایگاه والای اوست

00:05:04.360 --> 00:05:06.360
و شخصیت باشکوهش

00:05:06.360 --> 00:05:09.360
در میان جامعه پیش از اسلام

00:05:09.360 --> 00:05:12.420
خبر رسید که عمر رضی الله عنه

00:05:12.420 --> 00:05:15.420
به رسول خدا صلی الله علیه و آله گفت

00:05:15.420 --> 00:05:17.420
وقتی اسلام آورد

00:05:17.420 --> 00:05:19.420
ای رسول خدا

00:05:19.420 --> 00:05:21.420
هر که دین ما را پنهان کند

00:05:21.420 --> 00:05:23.420
حق با ماست

00:05:23.420 --> 00:05:25.420
به نظر می رسد دین آنها نادرست است

00:05:25.420 --> 00:05:27.420
عمر رفت

00:05:27.420 --> 00:05:29.420
پس به دور خانه رفت

00:05:29.420 --> 00:05:31.420
سپس از قریش گذشت

00:05:31.420 --> 00:05:33.420
او منتظر اوست

00:05:33.420 --> 00:05:35.420
ابوجهل گفت

00:05:35.420 --> 00:05:37.420
فلانی ادعا کرد که تو پسر هستی

00:05:37.420 --> 00:05:39.420
عمر گفت

00:05:39.420 --> 00:05:42.420
شهادت می دهم که معبودی جز خدا نیست

00:05:42.420 --> 00:05:44.420
من شهادت می دهم که محمد

00:05:44.420 --> 00:05:46.420
بنده و رسول او

00:05:46.420 --> 00:05:48.420
مشرکان به سوی او پریدند

00:05:48.420 --> 00:05:51.420
پس بر آستانه ابن ربیعه پرید

00:05:51.420 --> 00:05:54.420
پس او را برکت داد و شروع به زدن او کرد

00:05:54.420 --> 00:05:56.420
انگشتانش را در چشمانش فرو برد

00:05:56.420 --> 00:05:58.420
عتبه شروع به داد و فریاد کرد

00:05:58.420 --> 00:06:00.420
پس مردم از او دور شدند

00:06:00.420 --> 00:06:04.420
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت

00:06:04.420 --> 00:06:06.420
عمر از مقابلش بیرون آمد

00:06:06.420 --> 00:06:09.420
و حمزه بن عبدالمطلب

00:06:09.420 --> 00:06:11.420
تا اینکه در خانه قدم زد

00:06:11.420 --> 00:06:13.420
ظهر اعلام شده است

00:06:13.420 --> 00:06:17.420
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت

00:06:17.420 --> 00:06:20.620
عبدالله بن مسعود رضی الله عنه گفت

00:06:20.620 --> 00:06:24.620
از زمانی که عمر به اسلام گروید، ما همچنان سرافرازتر هستیم

00:06:24.620 --> 00:06:29.620
از ابن عباس رضی الله عنه نیز روایت شده که گفت

00:06:29.620 --> 00:06:32.620
وقتی عمر اسلام آورد مشرکان گفتند

00:06:32.620 --> 00:06:35.620
امروز مردم نصف ما هستند

00:06:35.620 --> 00:06:39.899
عمر رضی الله عنه در خفا هجرت کرد

00:06:39.899 --> 00:06:43.899
مانند مهاجران قبل از او و مهاجران بعد از او

00:06:43.899 --> 00:06:46.899
از جمله رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است

00:06:47.899 --> 00:06:50.899
و ابوبکر رضی الله عنه

00:06:50.899 --> 00:06:53.899
او در حین بیان ماجرای مهاجرتش گفت

00:06:53.899 --> 00:06:57.899
زمانی که می خواستیم به شهر مهاجرت کنیم قرار گذاشتیم

00:06:57.899 --> 00:07:00.899
من و عیاش بن ابی ربیعه

00:07:00.899 --> 00:07:02.899
و هشام بن العاص

00:07:02.899 --> 00:07:05.899
ملاقات در مکانی خارج از مکه

00:07:05.899 --> 00:07:10.899
گفتیم هر که آن وقت بیدار نشد زندانی شد

00:07:10.899 --> 00:07:12.899
دو همراهش را رها کن

00:07:12.899 --> 00:07:16.899
گفت: پس من و عياش بن ابي ربيعه ملاقات كرديم.

00:07:16.899 --> 00:07:18.899
عنه شام به زندان افتاد

00:07:18.899 --> 00:07:20.899
او در دین خود وسوسه شد

00:07:20.899 --> 00:07:25.899
عده ای از نزدیکان و یارانش به عمر رضی الله عنه پیوستند

00:07:25.899 --> 00:07:28.899
تعداد آنها بیست نفر بود

00:07:28.899 --> 00:07:32.029
و آخرین پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:07:32.029 --> 00:07:37.029
بین او و عتبان بن مالک الانصاری رضی الله عنه

00:07:37.029 --> 00:07:41.029
او در شهر با ایمان زندگی کرد

00:07:41.029 --> 00:07:44.029
با همه زیبایی و شکوهش

00:07:44.029 --> 00:07:48.029
عمر از آن مرد بت پرست برگشت

00:07:48.029 --> 00:07:53.060
به کسی که ایمان واقعی و تزلزل ناپذیر دارد

00:07:53.060 --> 00:07:55.060
او یک بار گفت

00:07:55.060 --> 00:07:58.060
حجر الاسود را دریافت می کند و آن را می بوسد

00:07:58.060 --> 00:08:04.060
به خدا سوگند می دانم که تو سنگی هستی که هیچ ضرر و فایده ای ندارد

00:08:04.060 --> 00:08:10.060
اگر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را ندیده بودم که شما را می بوسد، شما را نمی بوسیدم.

00:08:10.060 --> 00:08:14.509
برای عمر رضی الله عنه بعد از اسلام آمدن بود

00:08:14.509 --> 00:08:18.509
تیری در هر میدان خوبی

00:08:18.509 --> 00:08:23.509
او از اولین شاگردان مدرسه محمدیه النجباء است

00:08:23.509 --> 00:08:28.509
در یک شب آرام، تماس‌ها در اطراف بی‌صدا هستند

00:08:28.509 --> 00:08:33.509
پیامبر صلی الله علیه و آله در حال بررسی یاران خود بود

00:08:33.509 --> 00:08:37.509
از ابوبکر پرسید که عصبی شد؟

00:08:37.509 --> 00:08:40.509
گفت: سمور از اول شب

00:08:40.509 --> 00:08:43.509
وقتی عصبی شد به عمر گفت

00:08:43.509 --> 00:08:46.509
آخر شب گفت

00:08:46.509 --> 00:08:50.509
به ابوبکر گفت: این را محکم بگیر

00:08:50.509 --> 00:08:54.509
به عمر گفت این را به زور بگیر

00:08:54.509 --> 00:09:00.580
ثابت شده که عمر رضی الله عنه دو سال قبل از مرگش روزه را ذکر کرده است

00:09:00.580 --> 00:09:04.580
او در یک روز بسیار گرم در حال روزه گرفتن خود را خسته می کرد

00:09:04.580 --> 00:09:07.580
می گوید در مورد آبیاری مژده بده

00:09:07.580 --> 00:09:12.860
عمر نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و گفت

00:09:12.860 --> 00:09:14.860
ای رسول خدا

00:09:14.860 --> 00:09:16.860
در خیبر به زمین خوردم

00:09:16.860 --> 00:09:20.860
من هرگز بیشتر از آنچه داشتم پول نداشته ام

00:09:20.860 --> 00:09:22.860
به من دستور می دهید که چه کار کنم؟

00:09:22.860 --> 00:09:27.860
گفت: در صورت تمایل می توانید اصل آن را نگه دارید و صدقه دهید.

00:09:27.860 --> 00:09:30.860
پس عمر آن را صدقه داد

00:09:30.860 --> 00:09:32.990
و با همه اینها

00:09:32.990 --> 00:09:38.990
عمر رضی الله عنه از گناهان گذشته خود به شدت می ترسید

00:09:38.990 --> 00:09:40.990
پس زنگ می زند و می گوید

00:09:40.990 --> 00:09:44.990
خدایا اگر بر من گناه یا گناهی نوشته ای

00:09:44.990 --> 00:09:46.990
پس منو ببخش

00:09:46.990 --> 00:09:49.990
هر چی میخوای پاک کن و تایید کن

00:09:49.990 --> 00:09:52.990
و شما مادر کتاب را دارید

00:09:52.990 --> 00:09:57.279
عمر رضی الله عنه دارای علم بود

00:09:57.279 --> 00:10:00.279
این از بسیاری از صحابه پیشی گرفت

00:10:00.279 --> 00:10:05.279
رسول خدا صلی الله علیه و آله به این امر شهادت داد

00:10:05.279 --> 00:10:06.279
و او گفت

00:10:06.279 --> 00:10:08.279
در حالی که من خوابم

00:10:08.279 --> 00:10:10.279
یک فنجان آغوز به شما داده شد

00:10:10.279 --> 00:10:15.279
پس مشروب خوردم تا اینکه دیدم آبیاری روی ناخن هایم می آید

00:10:15.279 --> 00:10:18.279
سپس من به عمر بن خطاب عطا کردم

00:10:18.279 --> 00:10:22.279
گفتند: ای رسول خدا چه توضیح دادی؟

00:10:22.279 --> 00:10:25.279
علم گفت

00:10:25.279 --> 00:10:28.279
ایشان رضی الله عنه فرمودند

00:10:28.279 --> 00:10:30.279
در حالی که من خوابم

00:10:30.279 --> 00:10:34.279
دیدم افرادی به من پیراهن می دهند

00:10:34.279 --> 00:10:36.279
برخی از آنها به سینه می رسد

00:10:36.279 --> 00:10:39.279
برخی از آنها کمتر از آن هستند

00:10:39.279 --> 00:10:41.279
آن را به عمر عرضه کرد

00:10:41.279 --> 00:10:44.279
و یک پیراهن به تن داشت

00:10:44.279 --> 00:10:48.340
گفتند: ای رسول خدا چه توضیح دادی؟

00:10:48.340 --> 00:10:51.340
الدین گفت

00:10:51.340 --> 00:10:55.379
عمر رضی الله عنه به ازدواج علاقه داشت

00:10:55.379 --> 00:10:58.379
میل به بچه دار شدن و افزایش نسل

00:10:58.379 --> 00:11:03.379
هرگاه یکی از چهار زن خود را برکنار کند، زن می میرد

00:11:03.379 --> 00:11:06.379
یکی دیگر را به جای خود بیاورید

00:11:06.379 --> 00:11:10.379
تا اینکه تعداد همسرانش به چهارده زن رسید

00:11:10.379 --> 00:11:14.379
ده پسر داشت

00:11:14.379 --> 00:11:16.379
و هفت دختر

00:11:16.379 --> 00:11:18.379
و او می گفت

00:11:18.379 --> 00:11:21.379
از خودم بدم میاد بخاطر رابطه جنسی

00:11:21.379 --> 00:11:23.379
خدایا از من بیرون بیا

00:11:23.379 --> 00:11:25.379
من روحی هستم که خدا را ستایش می کنم

00:11:25.379 --> 00:11:27.379
آبروی عمر

00:11:27.379 --> 00:11:30.379
اعتبار عمر را از کجا می دانید؟

00:11:30.379 --> 00:11:32.379
این پرستیژ است

00:11:32.379 --> 00:11:36.379
قبل و بعد از اسلام باعث ترس مردم از او شد

00:11:36.379 --> 00:11:39.379
در واقع شیاطین از او فرار می کردند

00:11:39.379 --> 00:11:42.379
ایشان رضی الله عنه فرمودند

00:11:42.379 --> 00:11:45.379
سوگند به کسی که جان من در دست اوست

00:11:45.379 --> 00:11:49.379
شیطان هرگز شما را ندید که بی ادبانه راه بروید

00:11:49.379 --> 00:11:52.379
مگر اینکه رفتاری غیر از شما داشته باشد

00:11:52.379 --> 00:11:56.379
ادامه صحبت در مورد زندگی نامه عمر رضی الله عنه است

00:11:56.379 --> 00:12:00.379
انشاالله در قسمت بعدی کاملش میکنیم

00:12:23.620 --> 00:12:27.620
و الزبیر به

00:12:27.620 --> 00:12:29.620
ابی عبیده

00:12:29.620 --> 00:12:31.620
و آن دو غمگین

00:12:31.620 --> 00:12:35.620
و دو جانشین
