WEBVTT

00:00:00.180 --> 00:00:03.700
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:03.700 --> 00:00:13.259
محمد رسول خداست

00:00:13.259 --> 00:00:17.820
خلاصه ای از سیره پیامبر

00:00:17.820 --> 00:00:22.899
نوشته شیخ موسی بل راشد العظم

00:00:22.899 --> 00:00:25.059
خدا حفظش کنه

00:00:25.059 --> 00:00:32.780
ضربه مخفیانه

00:00:32.780 --> 00:00:36.060
ضربه همان چیزی است که از برگ درخت افتاد

00:00:36.060 --> 00:00:38.420
بکوبید و تکان دهید

00:00:38.500 --> 00:00:40.979
آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند

00:00:40.979 --> 00:00:42.979
تلفظ برای مسلمان است

00:00:42.979 --> 00:00:46.820
از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت

00:00:46.820 --> 00:00:50.740
ما رسول خدا صلی الله علیه و آله را فرستادیم

00:00:50.740 --> 00:00:53.460
ابوعبیده به ما دستور داد

00:00:53.460 --> 00:00:55.939
ما از قریش ادای احترام می کنیم

00:00:55.939 --> 00:00:58.420
او یک مشت خرما در اختیار ما گذاشت

00:00:58.420 --> 00:01:00.420
او هیچ کس دیگری را برای ما پیدا نکرد

00:01:00.420 --> 00:01:04.420
ابوعبیده به ما یک خرما می داد

00:01:04.420 --> 00:01:08.340
پس گفتم باهاش چیکار کردی؟

00:01:08.340 --> 00:01:12.099
گفت: مثل پسر مکش کن.

00:01:12.099 --> 00:01:14.900
سپس روی آن آب می نوشیم

00:01:14.900 --> 00:01:17.859
روز تا شب ما را بس است

00:01:17.859 --> 00:01:20.900
با چوب می زدیم

00:01:20.900 --> 00:01:24.079
سپس با آب رقیق می کنیم و می خوریم

00:01:24.079 --> 00:01:26.799
در ساحل دریا به راه افتادیم

00:01:26.799 --> 00:01:31.599
مثل تپه ای عظیم در ساحل دریا برای ما بلند شده بود

00:01:31.599 --> 00:01:35.599
پس نزد او آمدیم و متوجه شدیم حیوانی به نام کهربا است

00:01:35.680 --> 00:01:38.799
این یک ماهی بزرگ دریایی است

00:01:38.799 --> 00:01:40.719
ابوعبیده گفت

00:01:40.719 --> 00:01:42.239
مرده

00:01:42.239 --> 00:01:44.640
بعد گفت نه

00:01:44.640 --> 00:01:48.719
بلکه ما فرستادگان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هستیم

00:01:48.719 --> 00:01:50.480
و به خاطر خدا

00:01:50.480 --> 00:01:53.519
مجبور شدی پس بخور

00:01:53.519 --> 00:01:56.879
گفت: پس یک ماه آنجا ماندیم.

00:01:56.879 --> 00:01:58.719
ما سیصد نفریم

00:01:58.719 --> 00:02:00.750
تا اینکه چاق شدیم

00:02:00.829 --> 00:02:05.950
و ما را دیدی که آنهایی را که از بالا به چشمانشان می نگریستند با کمی مرهم دوش می دهیم

00:02:05.950 --> 00:02:08.990
و ضایعات را مانند گاو نر از آن جدا می کنیم

00:02:08.990 --> 00:02:10.990
یا مثل سرنوشت یک گاو نر

00:02:10.990 --> 00:02:15.469
ابوعبیده سیزده مرد را از ما گرفت

00:02:15.469 --> 00:02:18.110
پس آنها را در همان سوراخ نشست

00:02:18.110 --> 00:02:21.789
یکی از دنده هایش را گرفت و صاف کرد

00:02:21.789 --> 00:02:24.750
سپس بزرگترین شتر ما رفت

00:02:24.750 --> 00:02:26.990
پس از زیر آن گذشت

00:02:26.990 --> 00:02:30.189
و تو به ما گوشت و خار می دهی

00:02:30.349 --> 00:02:32.830
«واشیق» جمع «واشیقه» است.

00:02:32.830 --> 00:02:34.590
گرفتن گوشت است

00:02:34.590 --> 00:02:37.150
کمی می جوشد و نمی پزد

00:02:37.150 --> 00:02:39.569
در سفرها حمل می شود

00:02:39.569 --> 00:02:41.650
وقتی به شهر آمدیم

00:02:41.650 --> 00:02:45.490
نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدیم

00:02:45.490 --> 00:02:47.729
بنابراین ما به او اشاره کردیم

00:02:47.729 --> 00:02:49.090
و او گفت

00:02:49.090 --> 00:02:52.050
این روزی است که خداوند به شما عنایت کرده است

00:02:52.050 --> 00:02:56.240
آیا گوشتی با خود دارید تا بتوانید به ما غذا بدهید؟

00:02:56.240 --> 00:02:57.280
او گفت

00:02:57.360 --> 00:03:03.060
پس مقداری از آن را برای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرستادیم و آن حضرت خورد.

00:03:03.060 --> 00:03:05.860
و به عبارت دیگر در دو صحیح

00:03:05.860 --> 00:03:08.580
جابر رضی الله عنه گفت

00:03:08.580 --> 00:03:10.740
مردی در بین ما بود

00:03:10.740 --> 00:03:14.979
وقتی گرسنگی شدید شد، سه نفر از ساکنان جزیره را سلاخی کرد

00:03:14.979 --> 00:03:17.219
سپس سه جزیره

00:03:17.219 --> 00:03:20.900
سپس ابوعبیده رضی الله عنه از آن نهی کرد

00:03:20.900 --> 00:03:23.060
حافظ در الفتح گفته است

00:03:23.060 --> 00:03:24.419
این مرد

00:03:24.419 --> 00:03:30.430
او قیس بن سعد بن عباده رضی الله عنه است

00:03:30.430 --> 00:03:34.210
از ضربه زدن محتاطانه سود می برد

00:03:34.210 --> 00:03:36.530
حافظ در الفتح گفته است

00:03:36.530 --> 00:03:38.129
او سود می برد

00:03:38.129 --> 00:03:40.449
جواز مرده دریا

00:03:40.449 --> 00:03:44.289
خواه خودش مرده باشد یا در اثر شکار مرده باشد

00:03:44.289 --> 00:03:46.819
این چیزی است که مردم می گویند

00:03:46.819 --> 00:03:49.219
امام بن قیم گفت

00:03:49.219 --> 00:03:56.500
حاوی شواهدی بر جواز اجتهاد در حوادث زندگی پیامبر صلی الله علیه و آله است.

00:03:56.500 --> 00:03:58.849
و تایید او از آن

00:03:58.849 --> 00:04:03.090
اما این در صورتی بود که کوشش لازم بود

00:04:03.090 --> 00:04:06.770
آنها نتوانستند متن را مرور کنند

00:04:06.770 --> 00:04:14.370
ابوبکر و عمر رضی الله عنهم در دستان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم زحمت کشیدند.

00:04:14.370 --> 00:04:16.930
در چندین حادثه

00:04:16.930 --> 00:04:19.490
و آنها با آن موافقت کردند

00:04:19.490 --> 00:04:22.769
اما در برخی موارد جزئی

00:04:22.850 --> 00:04:26.930
نه در احکام کلی و قوانین جهانی

00:04:26.930 --> 00:04:36.610
این کار را هیچ یک از صحابه در حضور آن حضرت رضی الله عنه انجام نداد

00:04:36.610 --> 00:04:43.389
آنان اهل مغازی در تاریخ این راز هستند

00:04:43.389 --> 00:04:46.110
عموم مردم مغازی رفتند

00:04:46.110 --> 00:04:51.709
تا اینکه حمله مخفیانه در رجب سال هشتم هجری رخ داد

00:04:51.709 --> 00:04:53.980
این یک موضوع نظر است

00:04:53.980 --> 00:04:56.220
حافظ بن کثیر گفت

00:04:56.220 --> 00:04:59.180
و بیشتر این زمینه ها

00:04:59.180 --> 00:05:03.519
این پنهان کاری قبل از عهدنامه حدیبیه وجود داشت

00:05:03.519 --> 00:05:06.000
امام بن قیم گفت

00:05:06.000 --> 00:05:11.439
این زمینه نشان می دهد که این تهاجم قبل از آتش بس بوده است

00:05:11.439 --> 00:05:13.920
و قبل از عمره حدیبیه

00:05:13.920 --> 00:05:18.000
از آنجایی که در حدیبیه با مردم مکه صلح کرد

00:05:18.000 --> 00:05:20.560
هیچ غرامتی به آنها نداد

00:05:20.560 --> 00:05:25.040
بلکه زمان امنیت و آتش بس تا فتح بود

00:05:25.040 --> 00:05:29.920
بعید است که راز در زدن به این شکل دو بار باشد

00:05:29.920 --> 00:05:33.120
یک بار قبل از آشتی و یک بار بعد

00:05:33.120 --> 00:05:34.959
و خدا داناتر است

00:05:34.959 --> 00:05:36.720
او همچنین گفت

00:05:36.720 --> 00:05:39.899
فصلی در فقه این داستان

00:05:39.899 --> 00:05:41.339
در آن

00:05:41.339 --> 00:05:44.220
جواز قتال در ماه حرام

00:05:44.220 --> 00:05:48.220
اگر تاریخ ذکر شده در رجب حفظ شود

00:05:48.220 --> 00:05:50.379
ظاهر است و خدا داناتر است

00:05:50.379 --> 00:05:53.019
این یک توهم بدون قید و شرط است

00:05:53.019 --> 00:05:56.379
چون از پیامبر صلی الله علیه و آله محفوظ نبود

00:05:56.379 --> 00:05:58.860
در ماه حرام هجوم آورد

00:05:58.860 --> 00:06:00.540
من به آن حسادت نمی کنم

00:06:00.540 --> 00:06:03.279
هیچ ماموریت مخفی وجود ندارد

00:06:03.279 --> 00:06:05.519
حافظ در الفتح گفته است

00:06:05.519 --> 00:06:07.519
پذیرایی از کاروان قریش

00:06:07.519 --> 00:06:13.839
در زمانی که ابن سعد در رجب سال هشتم ذکر کرده چه چیزی تصور می شود؟

00:06:13.839 --> 00:06:17.120
زیرا آنها در آن زمان در آتش بس بودند

00:06:17.120 --> 00:06:19.439
بلکه مستلزم آن چیزی است که صحیح است

00:06:19.519 --> 00:06:22.800
این راز باید در سال ششم باشد

00:06:22.800 --> 00:06:27.339
یا قبل از آن، قبل از آتش بس حدیبیه

00:06:27.339 --> 00:06:29.339
هشدار مهم

00:06:29.339 --> 00:06:30.540
گفتم

00:06:30.540 --> 00:06:36.139
در صحیح مسلم غزوه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود

00:06:36.139 --> 00:06:40.379
وقایع آن شبیه وقایع راز الخبط است

00:06:40.379 --> 00:06:45.579
همچنین بر جابر بن عبدالله انصاری رضی الله عنهم است

00:06:45.660 --> 00:06:51.980
که داستان سرایات الخط را نزد ابوعبیده بن الجراح رضی الله عنه نقل کرده است.

00:06:51.980 --> 00:06:55.019
جابر رضی الله عنه گفت

00:06:55.019 --> 00:07:00.860
با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در جنگ بطن باوات حرکت کردیم.

00:07:00.860 --> 00:07:04.220
او خواستار المجدی بن عمر الجهانی است

00:07:04.220 --> 00:07:09.259
بعد از نادا پنج، شش و هفت مینا

00:07:09.259 --> 00:07:11.259
تا اینکه گفت

00:07:11.420 --> 00:07:16.139
رزق و روزی هر مردی از ما هر روز خرما بود

00:07:16.139 --> 00:07:20.300
داشت آن را می مکید و سپس به لباسش فشار می داد

00:07:20.300 --> 00:07:23.899
ما عادت داشتیم با کمان مان دست و پا بزنیم و غذا بخوریم

00:07:23.899 --> 00:07:26.459
تا اینکه به گونه های ما آسیب زد

00:07:26.459 --> 00:07:28.220
تا اینکه گفت

00:07:28.220 --> 00:07:33.180
مردم به رسول خدا صلی الله علیه و آله شکایت کردند که گرسنه هستند

00:07:33.180 --> 00:07:36.939
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:07:36.939 --> 00:07:39.420
خداوند به شما غذا بدهد

00:07:39.579 --> 00:07:41.579
پس شمشیر دریا را آوردیم

00:07:41.579 --> 00:07:43.819
دریا از شادی غرش کرد

00:07:43.819 --> 00:07:45.819
یعنی امواجش بلند شد

00:07:45.819 --> 00:07:47.819
پس حیوانش را پرتاب کرد

00:07:47.819 --> 00:07:50.620
پس آتش را در قسمت خود به ما نشان دهید

00:07:50.620 --> 00:07:55.180
پس پختیم و کباب کردیم و خوردیم تا سیر شدیم

00:07:55.180 --> 00:07:58.139
پس من و فلانی و فلانی وارد شدیم

00:07:58.139 --> 00:08:00.139
به تعداد پنج

00:08:00.139 --> 00:08:02.139
در مدار چشمش

00:08:02.139 --> 00:08:04.139
هیچ کس ما را نمی بیند

00:08:04.139 --> 00:08:05.819
تا اینکه خارج شدیم

00:08:06.060 --> 00:08:09.740
بنابراین یکی از دنده های آن را برداشتیم و آن را منحنی کردیم

00:08:09.740 --> 00:08:13.180
سپس بزرگترین مرد را به کشتی دعوت کردیم

00:08:13.180 --> 00:08:15.500
و بزرگترین شتر در مسابقه

00:08:15.500 --> 00:08:17.980
و بزرگترین اسپانسر گروه

00:08:17.980 --> 00:08:21.500
سپس چیزی که سرش را پایین انداخته بود به زیرش وارد شد

00:08:21.500 --> 00:08:29.149
حافظ بن کثیر وقایع غزوه الخط را با ابوعبیده بن الجراح رضی الله عنه ذکر کرده است.

00:08:29.149 --> 00:08:30.910
سپس گفت

00:08:30.910 --> 00:08:33.389
و در برخی از روایات مسلمین

00:08:33.549 --> 00:08:39.789
با پیامبر صلی الله علیه و آله بودند که این ماهی را یافتند

00:08:39.789 --> 00:08:41.389
برخی از آنها گفتند

00:08:41.389 --> 00:08:43.389
اتفاق دیگری است

00:08:43.389 --> 00:08:45.389
برخی از آنها گفتند

00:08:45.389 --> 00:08:47.629
بلکه یک موضوع است

00:08:47.629 --> 00:08:52.110
اما ابتدا با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بودند

00:08:52.110 --> 00:08:56.830
سپس آنان را به همراه ابوعبیده رضی الله عنه فرستاد

00:08:56.830 --> 00:09:02.750
این را در راز خود نزد ابوعبیده رضی الله عنه یافتند

00:09:02.750 --> 00:09:04.750
و خدا داناتر است

00:09:04.750 --> 00:09:06.750
حافظ در الفتح گفته است

00:09:06.750 --> 00:09:09.750
زمینه این داستان روشن است

00:09:09.750 --> 00:09:13.750
مستلزم تناقض با داستان ذکر شده در فصل است

00:09:13.750 --> 00:09:16.750
آن هم از رمان جابر

00:09:16.750 --> 00:09:20.750
تا اینکه عبدالحق در جمع دو صحیح گفت

00:09:20.750 --> 00:09:23.750
این یک اتفاق دیگر است

00:09:23.750 --> 00:09:28.750
این در حضور پیامبر صلی الله علیه و آله بود

00:09:28.750 --> 00:09:31.750
آنچه او ذکر کرد متنی در این مورد نیست

00:09:31.750 --> 00:09:36.750
به دلیل احتمال اینکه فا در کلام جابر رضی الله عنه باشد

00:09:36.750 --> 00:09:38.750
پس شمشیر دریا را آوردیم

00:09:38.750 --> 00:09:40.750
او سخنور است

00:09:40.750 --> 00:09:43.750
به دنبال آن حذف قدردانی وی صورت می گیرد

00:09:43.750 --> 00:09:48.750
پس پیامبر صلی الله علیه و آله را با ابوعبیده فرستادیم

00:09:48.750 --> 00:09:50.750
پس شمشیر دریا را آوردیم

00:09:50.750 --> 00:09:52.750
این دو داستان با هم ترکیب می شوند

00:09:52.750 --> 00:09:55.750
این چیزی است که به احتمال زیاد برای من وجود دارد

00:09:55.750 --> 00:09:57.750
اصل این است که کثرت گرایی وجود ندارد

00:09:57.750 --> 00:10:00.820
در اینجا نیز قابل توجه است

00:10:00.820 --> 00:10:07.820
الواقدیه مدعی شد که ماجرای مأموریت ابوعبیده در رجب سال هشتم رخ داده است.

00:10:07.820 --> 00:10:09.820
من یک خطا دارم

00:10:09.820 --> 00:10:12.820
زیرا در همان اخبار واقعی

00:10:12.820 --> 00:10:15.820
برای تعقیب کاروان قریش بیرون رفتند

00:10:15.820 --> 00:10:18.820
و قریش در سال هشتم

00:10:18.820 --> 00:10:22.820
با پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم در آتش بس بودند

00:10:22.820 --> 00:10:25.820
در نبردها به این موضوع اشاره شد

00:10:25.820 --> 00:10:29.820
این امر قبل از آتش بس جایز بود

00:10:29.820 --> 00:10:32.820
در سال ششم یا قبل از آن

00:10:32.820 --> 00:10:35.820
سپس به من ظاهر شد که اکنون آن را تقویت کنم

00:10:35.820 --> 00:10:40.820
به گفته جابر رضی الله عنه در این روایت مسلم

00:10:40.820 --> 00:10:43.820
در جنگ باوات بیرون رفتند

00:10:43.820 --> 00:10:49.820
جنگ بووات در سال دوم هجری قبل از جنگ بدر بود

00:10:49.820 --> 00:10:52.820
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:10:52.820 --> 00:10:54.820
با دویست نفر از یارانش رفت

00:10:54.820 --> 00:10:58.820
او کاروانی از قریش را که امیه بن خلف را در بر می گیرد، رهگیری می کند

00:10:58.820 --> 00:11:03.820
او به باوات رسید و کسی را ملاقات نکرد، پس برگشت

00:11:03.820 --> 00:11:07.850
گویی ابوعبیده را در میان همراهان خود قرار داده است

00:11:07.850 --> 00:11:09.850
کاروان مذکور را زیر نظر دارند

00:11:09.850 --> 00:11:15.850
پیشرفت امر آن با عدم تلاش و کوشش ذکر شده در آن همراه است

00:11:15.850 --> 00:11:18.850
در واقع آنها در سال هشتم هستند

00:11:18.850 --> 00:11:22.850
اوضاع او با فتح خیبر و دیگران گسترش یافت

00:11:22.850 --> 00:11:26.850
تلاشی که در داستان به آن اشاره شد، با آغاز ماجرا همخوانی دارد

00:11:26.850 --> 00:11:30.850
آنچه ذکر کردم محتمل است و خدا بهتر می داند

00:11:31.850 --> 00:11:36.389
خلاصه ای از سیره پیامبر

00:11:36.389 --> 00:11:42.389
اگر جهانیان برای مدت طولانی به یکدیگر علاقه دارند

00:11:42.389 --> 00:11:49.649
اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد

00:11:49.649 --> 00:11:56.220
ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد

00:11:56.220 --> 00:12:05.379
بقیه با لب هایش حرکت کرد
