WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:03.160
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:03.899 --> 00:00:06.599
گنجینه های بیوگرافی

00:00:06.599 --> 00:00:12.140
عموهایش رضی الله عنه

00:00:14.220 --> 00:00:18.420
قابل ذکر است که عبدالمطلبی 12 فرزند داشت

00:00:18.420 --> 00:00:20.660
آنها الحارث هستند

00:00:20.660 --> 00:00:22.460
او بزرگ ترین آنهاست

00:00:22.460 --> 00:00:23.559
حمزه

00:00:23.559 --> 00:00:24.920
عباس

00:00:24.920 --> 00:00:26.359
ابوطالب

00:00:26.359 --> 00:00:27.660
ابولهب

00:00:27.660 --> 00:00:28.660
کبک

00:00:28.660 --> 00:00:29.960
الزبیر

00:00:29.960 --> 00:00:31.460
الغیدک

00:00:31.460 --> 00:00:32.960
یکسو کننده

00:00:33.060 --> 00:00:34.259
زرده

00:00:34.259 --> 00:00:36.060
گفته شد مضر است

00:00:36.060 --> 00:00:37.560
عبدالکعبه

00:00:37.560 --> 00:00:38.859
و عبدالله

00:00:38.859 --> 00:00:42.560
پدر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:00:42.560 --> 00:00:47.359
فرزندان عبدالمطلبی به سه دسته تقسیم می شوند

00:00:47.359 --> 00:00:48.659
اولین

00:00:48.659 --> 00:00:51.759
بخشی که اسلام آوردند و وارد آن شدند

00:00:51.759 --> 00:00:54.359
آنها حمزه و عباس هستند

00:00:54.359 --> 00:00:55.759
دوم

00:00:55.759 --> 00:00:59.359
بخشی که اسلام را پذیرفت اما وارد آن نشد

00:00:59.359 --> 00:01:02.560
آنها ابوطالب و ابولهب هستند

00:01:02.560 --> 00:01:03.960
سوم

00:01:03.960 --> 00:01:06.359
بخشی که اسلام را نفهمید

00:01:06.359 --> 00:01:09.359
آنها بقیه فرزندان عبدالمطلبی هستند

00:01:10.400 --> 00:01:15.079
گنجینه های بیوگرافی

00:01:15.079 --> 00:01:21.269
عمه هایش رضی الله عنه

00:01:21.269 --> 00:01:22.569
سفید

00:01:22.569 --> 00:01:25.170
او را ام حکیم می نامند

00:01:25.170 --> 00:01:26.569
توصیفی

00:01:26.569 --> 00:01:27.870
و تو خسته ای

00:01:27.870 --> 00:01:28.969
و عدالت او

00:01:28.969 --> 00:01:30.170
و اروا

00:01:30.170 --> 00:01:31.469
و اومیما

00:01:31.469 --> 00:01:34.459
صفیه در میان آنان اسلام آورد

00:01:34.459 --> 00:01:35.859
و بر معروف

00:01:35.859 --> 00:01:38.959
زمانی که عبدالمطلبی زمزم را حفر کرد

00:01:38.959 --> 00:01:41.859
قریش او را از بردن آن نزد او بازداشتند

00:01:41.859 --> 00:01:44.560
او پسری نداشت که جلوی او را بگیرد

00:01:44.560 --> 00:01:46.560
از این بابت ناراحت بود

00:01:46.560 --> 00:01:48.459
نذر کرد و گفت

00:01:48.459 --> 00:01:51.659
چون خداوند ده فرزند به من داده است

00:01:51.659 --> 00:01:55.459
یکی از آنها را برای تقرب به خدا ذبح می کنم

00:01:55.459 --> 00:02:00.159
پس خداوند متعال آن فرزندان را به او عطا فرمود

00:02:00.159 --> 00:02:02.459
می خواست به عهدش عمل کند

00:02:02.459 --> 00:02:04.060
بنابراین او مقدار زیادی ساخت

00:02:04.060 --> 00:02:07.260
قرعه بر پسرش عبدالله افتاد

00:02:07.260 --> 00:02:10.900
پدر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:02:10.900 --> 00:02:13.000
وقتی می خواست او را سلاخی کند

00:02:13.000 --> 00:02:15.800
قریش به سوی او برخاسته و مانع شد

00:02:15.800 --> 00:02:17.800
عبدالمطلب گفت

00:02:17.800 --> 00:02:20.000
نذرم را چگونه انجام دهم؟

00:02:20.000 --> 00:02:24.300
به او توصیه کرد که نزد فالگیر برود و از او بپرسد

00:02:24.300 --> 00:02:26.500
پس آمد و از او پرسید

00:02:26.500 --> 00:02:29.699
پس به او دستور دادم که در میان پسرش عبدالله قرعه بیندازد

00:02:29.699 --> 00:02:31.699
و ده شتر

00:02:31.699 --> 00:02:32.900
بنابراین او در زد

00:02:32.900 --> 00:02:35.900
قرعه به عبدالله افتاد

00:02:35.900 --> 00:02:37.300
به او گفت

00:02:37.300 --> 00:02:38.800
ده اضافه کنید

00:02:38.800 --> 00:02:41.199
ده شتر اضافه کرد

00:02:41.199 --> 00:02:44.099
قرعه به عبدالله افتاد

00:02:44.099 --> 00:02:45.400
به او گفت

00:02:45.400 --> 00:02:46.800
ده اضافه کنید

00:02:46.800 --> 00:02:48.099
و غیره

00:02:48.099 --> 00:02:50.800
ده شتر بیشتر

00:02:50.800 --> 00:02:54.400
قرعه به پسرش عبدالله افتاد

00:02:54.400 --> 00:02:57.000
تا اینکه شترها به صد نفر رسیدند

00:02:57.000 --> 00:02:58.199
پس در می زنم

00:02:58.199 --> 00:03:00.900
قرعه بر شتران افتاد

00:03:00.900 --> 00:03:04.259
سپس عبدالمطلبی برخاست و شتران را ذبح کرد

00:03:04.740 --> 00:03:09.259
سپس آن را ترک کرد و اجازه نداد هیچ یک از انسانها و حیوانات وحشی از آن روی برگردانند

00:03:09.939 --> 00:03:14.379
دیه اعراب در آن زمان ده شتر بود

00:03:14.900 --> 00:03:16.620
پس از این حادثه

00:03:16.979 --> 00:03:20.379
دیه اعراب صد شتر شد

00:03:20.780 --> 00:03:22.539
اسلام آن را تایید کرد

00:03:23.099 --> 00:03:26.580
دیه الان در دین خدای متعال است

00:03:26.860 --> 00:03:28.419
صد شتر

00:03:31.900 --> 00:03:37.949
عموهای مادرش رضی الله عنه

00:03:40.259 --> 00:03:42.939
حافظ بن حبان رحمه الله گفت

00:03:43.460 --> 00:03:46.819
مادر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:03:47.219 --> 00:03:49.860
آمنه بنت وهب بن عبد مناف

00:03:50.300 --> 00:03:52.780
ابن زهرا بن كلاب بن مرّه

00:03:53.060 --> 00:03:55.539
ابن کعب بن لوی بن غالب

00:03:56.060 --> 00:04:01.580
او برادری نداشت که عموی مادری پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم باشد

00:04:01.900 --> 00:04:04.139
جز عبد یغوث بن وهب

00:04:04.860 --> 00:04:07.219
اما بن زهرا می گوید

00:04:07.659 --> 00:04:11.539
آنها عموهای مادری رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هستند

00:04:12.060 --> 00:04:17.420
زیرا آمنه مادر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم یکی از آنان بود.

00:04:29.839 --> 00:04:31.120
ذکر شرح حال

00:04:31.439 --> 00:04:35.000
پیامبر صلی الله علیه و آله دو عمه داشت

00:04:35.720 --> 00:04:36.480
اولین

00:04:37.040 --> 00:04:40.360
خواهرش دختر عمر بن عید بن الزهریه بود

00:04:40.959 --> 00:04:44.839
از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم روایت شده است

00:04:45.360 --> 00:04:47.839
من به عمه ام پسر دادم

00:04:48.199 --> 00:04:51.480
امیدوارم خداوند به او عنایت کند

00:04:52.000 --> 00:04:57.439
او را از ساختن مسفر، قصاب یا جواهر برای او منع کرد

00:04:58.120 --> 00:04:59.120
و دومی

00:04:59.680 --> 00:05:02.240
فریعه بنت وهب بن الزهریه

00:05:03.029 --> 00:05:08.189
روایت شده است که پیامبر صلی الله علیه و آله آن را با دست بلند کرد و فرمود:

00:05:08.910 --> 00:05:12.189
هر که می خواهد به عمه رسول خدا نگاه کند

00:05:12.670 --> 00:05:14.350
بگذار به این نگاه کند

00:05:26.779 --> 00:05:29.540
در ماه معروف ربیع الاول

00:05:30.060 --> 00:05:35.819
خداوند متعال ولادت حضرت رسول را به بشریت منت نهاد

00:05:36.259 --> 00:05:40.180
و در برابر صالحان و پیشوای نورافکنان

00:05:40.860 --> 00:05:45.540
این اتفاق ماه ها پس از حادثه فیل در مکه رخ داد

00:05:46.180 --> 00:05:47.779
او یتیم به دنیا آمد

00:05:48.339 --> 00:05:51.420
چون پدرش فوت کرد و مادرش او را باردار بود

00:05:52.100 --> 00:05:56.899
ولادت ایشان رضی الله عنه یک تولد طبیعی بود

00:05:57.660 --> 00:06:01.100
مورخان نتوانستند، چنانکه دانشمندان می گویند

00:06:01.620 --> 00:06:05.860
تا روز و ماه تولد او را دقیقا مشخص کنند

00:06:06.540 --> 00:06:09.259
در مورد روز تولد، روز هفته است

00:06:09.660 --> 00:06:11.019
دوشنبه است

00:06:11.540 --> 00:06:14.500
چنانکه پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند

00:06:14.980 --> 00:06:17.060
همان روزی است که من به دنیا آمدم

00:06:17.660 --> 00:06:19.500
اما در هر دو

00:06:20.019 --> 00:06:21.259
خدا بهتر می داند

00:06:21.899 --> 00:06:24.459
در نهم ربیع الاول گفته شد

00:06:24.939 --> 00:06:26.660
در دوازدهم گفته شد

00:06:27.060 --> 00:06:28.540
غیر از این گفته شد

00:06:29.139 --> 00:06:30.620
و در ماه رمضان گفته شد

00:06:31.259 --> 00:06:35.860
اما آنچه معلوم است روز دوازدهم ربیع الاول است

00:06:36.790 --> 00:06:40.389
و تعیین روز ولادت او رضی الله عنه

00:06:40.910 --> 00:06:44.310
هیچ ارتباط قانونی با آن وجود ندارد

00:06:45.029 --> 00:06:50.069
در مورد کاری که بسیاری از مردم در بسیاری از کشورهای مسلمان انجام می دهند

00:06:50.589 --> 00:06:54.790
از بزرگداشت روز ولادت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم

00:06:55.310 --> 00:06:57.310
عمل باطل است

00:06:58.069 --> 00:07:00.189
این به دلایلی است

00:07:00.629 --> 00:07:01.389
اولا

00:07:01.870 --> 00:07:07.110
ولادتش را صلي الله عليه و آله نمي داند

00:07:07.790 --> 00:07:08.550
دوما

00:07:09.149 --> 00:07:15.269
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم هرگز در عمر خود جشن تولد نگرفت

00:07:15.750 --> 00:07:18.870
با اینکه شصت و سه سال عمر کرد

00:07:18.990 --> 00:07:20.990
خداوند او را بیامرزد و درود فرستد

00:07:21.810 --> 00:07:22.610
سوم

00:07:23.250 --> 00:07:25.810
نه صحابه و نه تابعین جشن نگرفتند

00:07:26.250 --> 00:07:29.410
و نه امامانی که در روز ولادت از او پیروی کرد

00:07:29.889 --> 00:07:33.009
اگر خوب بود از ما پیشی می گرفتند

00:07:33.779 --> 00:07:34.579
چهارم

00:07:35.180 --> 00:07:39.180
پیامبر صلی الله علیه و آله ما را به این امر امر نکرده است

00:07:39.699 --> 00:07:41.139
اگرچه او گفت

00:07:41.620 --> 00:07:46.220
چیزی نیست که تو را به بهشت نزدیک کند و از جهنم دور کند

00:07:46.660 --> 00:07:48.660
مگر من به شما دستور داده ام

00:07:49.420 --> 00:07:50.220
پنجم

00:07:50.860 --> 00:07:53.139
مورد توافق علما

00:07:53.620 --> 00:07:56.220
دوازدهم ربیع الاول است

00:07:56.540 --> 00:07:59.740
روز رحلت او رضی الله عنه است

00:08:00.339 --> 00:08:02.339
اگر در این روز جشن بگیریم

00:08:02.779 --> 00:08:05.420
گویی روز درگذشت او را جشن می گیریم

00:08:05.980 --> 00:08:09.420
در حالی که او ما را به این امر امر نکرد، رضی الله عنه

00:08:09.779 --> 00:08:10.899
خوب نیست

00:08:11.420 --> 00:08:13.899
همه خوبی ها در پیروی است

00:08:14.339 --> 00:08:16.860
همه بدی ها در بدعت است

00:08:17.500 --> 00:08:20.100
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند

00:08:20.540 --> 00:08:24.779
هرکس در این امر ما چیزی وارد کند که جزء آن نیست، مردود است

00:08:25.420 --> 00:08:27.620
هر بازگشتی به صاحبش

00:08:40.029 --> 00:08:43.190
وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله به دنیا آمد

00:08:43.549 --> 00:08:44.990
ثویبه او را شیر داد

00:08:45.470 --> 00:08:47.870
او خدمتکار عمویش ابولهب بود

00:08:48.509 --> 00:08:53.789
قبل از پیامبر صلی الله علیه و آله، عموی خود حمزه را شیر داده بود

00:08:54.429 --> 00:08:58.870
پس او برادر شیرده پیامبر صلی الله علیه و آله است

00:08:59.509 --> 00:09:03.990
مادرشان از طریق شیر دادن، ثویبه خادم ابولهب بود

00:09:04.710 --> 00:09:06.909
این خیلی طول نکشید

00:09:07.590 --> 00:09:09.590
چون رسم اعراب بود

00:09:10.110 --> 00:09:14.350
آنها دو سال است که به دنبال شیردهی برای فرزندان خود هستند

00:09:14.909 --> 00:09:17.789
سپس او را از شیر گرفته و به مادرش برمی گرداند

00:09:18.580 --> 00:09:25.179
به حلیمه السعدیه اجازه دادیم داستان خود را با پیامبر صلی الله علیه و آله برای ما تعریف کند.

00:09:25.899 --> 00:09:27.899
حلیمه السعدیه می گوید:

00:09:28.659 --> 00:09:32.779
من کشورم را با شوهرم و پسر کوچکم که شیر می دادم ترک کردم

00:09:33.299 --> 00:09:35.779
زنانی از بنی سعد بن بکر هستند

00:09:36.139 --> 00:09:37.659
به دنبال نوزادان باشید

00:09:38.220 --> 00:09:40.379
این در سال شهبه بود

00:09:40.659 --> 00:09:42.419
چیزی نداریم

00:09:43.100 --> 00:09:45.860
بنابراین من با یک الاغ قهوه ای بیرون رفتم

00:09:46.299 --> 00:09:47.179
یعنی سفید

00:09:47.700 --> 00:09:49.379
ما به خودمان نزدیک هستیم

00:09:49.820 --> 00:09:50.620
هر شتری

00:09:51.179 --> 00:09:53.460
قسم می خورم حتی یک قطره هم تخمک گذاری نمی کنی

00:09:54.059 --> 00:09:56.179
ما تمام شب را نمی خوابیم

00:09:56.500 --> 00:10:00.460
از پسر ما که با ماست، از گرسنگی گریه می کند

00:10:01.139 --> 00:10:03.659
به خدا قسم سینه ای نیست که او را آواز بخواند

00:10:04.139 --> 00:10:06.659
چیزی نداریم که بهش غذا بدیم

00:10:07.259 --> 00:10:10.100
اما ما به تسکین و آرامش امیدوار بودیم

00:10:10.970 --> 00:10:12.970
پس با آن شتر نزد من رفتم

00:10:13.529 --> 00:10:16.649
تا اینکه در طلب نوزادان به مکه آمدیم

00:10:17.580 --> 00:10:23.460
هیچ زنی در میان ما نیست که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم او را به او هدیه نکرده باشد.

00:10:23.820 --> 00:10:24.620
او امتناع کرد

00:10:25.179 --> 00:10:28.299
یعنی اگر به او گفته شود که او یتیم است

00:10:28.899 --> 00:10:32.580
این به این دلیل است که ما به لطف پدر پسر امیدوار بودیم

00:10:33.179 --> 00:10:35.019
می گفتیم یتیم

00:10:35.620 --> 00:10:38.340
مادر و پدربزرگش چه کار می کردند؟

00:10:38.899 --> 00:10:40.899
ما از او متنفر بودیم

00:10:41.879 --> 00:10:46.080
هیچ زنی نمانده بود که با من آمده باشد اما او یک بچه آورد

00:10:46.399 --> 00:10:47.080
منو عوض کن

00:10:47.720 --> 00:10:49.720
وقتی دور هم جمع شدیم تا راه بیفتیم

00:10:50.240 --> 00:10:51.399
به دوستم گفتم

00:10:51.960 --> 00:10:57.399
به خدا قسم بدم می آید که از میان اصحابم بدون بچه برگردم

00:10:58.000 --> 00:11:02.039
به خدا سوگند نزد آن یتیم می روم و او را می برم

00:11:02.720 --> 00:11:03.220
او گفت

00:11:03.679 --> 00:11:05.360
نه مجبور نیستی

00:11:05.799 --> 00:11:08.240
خداوند او را مایه خیر و برکت قرار دهد

00:11:09.039 --> 00:11:10.000
سبحان الله

00:11:10.600 --> 00:11:13.240
این بیچاره حلیمه السعدیه

00:11:13.759 --> 00:11:19.799
نمی دانی که همه خیر و برکت در این یتیم رحمت الله علیه است.

00:11:20.629 --> 00:11:21.149
او گفت

00:11:21.750 --> 00:11:23.750
پس نزد او برگشتم و او را بردم

00:11:24.389 --> 00:11:28.389
چیزی که باعث شد آن را بگیرم این بود که چیز دیگری پیدا نکردم

00:11:29.220 --> 00:11:32.340
وقتی آن را گرفتم، آن را به مقصد برگرداندم

00:11:32.940 --> 00:11:35.139
وقتی او را روی بغلم گذاشتم

00:11:35.700 --> 00:11:38.980
با هر شیری که خواست سینه هایم را پذیرفت

00:11:39.700 --> 00:11:41.220
پس نوشید تا تشنگی خود را رفع کرد

00:11:41.620 --> 00:11:44.379
برادرش با او مشروب خورد تا تشنگی خود را برطرف کرد

00:11:44.899 --> 00:11:45.899
سپس آنها به خواب رفتند

00:11:46.379 --> 00:11:50.419
قبل از آن به خاطر گریه اش هرگز با او نخوابیدیم

00:11:51.309 --> 00:11:53.870
شوهرم جلوی ما ایستاد

00:11:54.389 --> 00:11:55.909
پس پر است

00:11:56.429 --> 00:11:58.070
یعنی پر از شیر

00:11:58.789 --> 00:12:01.750
پس مقداری از آن را دوشید و با آن نوشید

00:12:02.269 --> 00:12:04.909
تا اینکه رئا و شبا را تمام کردیم

00:12:05.509 --> 00:12:07.309
خواب خوبی داشتیم

00:12:07.950 --> 00:12:10.470
صبح که رسیدیم دوستم به من گفت

00:12:11.110 --> 00:12:13.149
یاد بگیر حلیمه به خدا قسم

00:12:13.590 --> 00:12:16.149
نفس مبارکی کشیدم

00:12:16.750 --> 00:12:20.190
گفتم: به خدا من امیدوارم.

00:12:21.139 --> 00:12:23.899
بعد رفتیم بیرون و من و آتانی سوار شدیم

00:12:24.179 --> 00:12:26.179
من آن را با خودم حمل کردم

00:12:26.620 --> 00:12:29.659
یعنی پیامبر صلی الله علیه و آله را حمل کرد

00:12:30.580 --> 00:12:32.659
به خدا من عقب می افتادم

00:12:33.139 --> 00:12:36.179
کاری که هیچ کدام از مو قرمزهایشان نمی توانند انجام دهند

00:12:36.700 --> 00:12:38.419
یعنی در مسیر پیشی گرفتند

00:12:39.179 --> 00:12:41.779
حتی دوستانم هم مرا می گرفتند

00:12:42.259 --> 00:12:43.779
دختر ابوذعیب

00:12:44.220 --> 00:12:46.299
و او از چهل سالگی من صحبت می کند

00:12:46.820 --> 00:12:47.899
یعنی عجله نکنید

00:12:48.659 --> 00:12:52.580
این الاغ تو نیست که با آن رفتی بیرون؟

00:12:53.220 --> 00:12:54.340
پس به آنها می گویم

00:12:54.860 --> 00:12:57.500
بله به خدا همین طور است

00:12:58.139 --> 00:12:58.940
و کاهش می یابد

00:12:59.580 --> 00:13:01.740
به خدا برای او مهم است

00:13:02.379 --> 00:13:05.820
سپس از کشور بنی سعد به خانه های خود آمدیم

00:13:06.460 --> 00:13:09.899
من هیچ سرزمینی بی ثمرتر از زمین خدا نمی شناسم

00:13:10.580 --> 00:13:14.860
گوسفندانم وقتی با خود می آوردیم پیش من می رفتند

00:13:15.179 --> 00:13:16.500
پر از شیر

00:13:17.179 --> 00:13:18.460
پس شیر می دهیم و می نوشیم

00:13:19.059 --> 00:13:21.659
انسان یک قطره شیر نمی دوش

00:13:22.179 --> 00:13:23.820
چون زمین بایر است

00:13:24.539 --> 00:13:28.899
تا اینکه حاضران در میان مردم ما به رعایای خود گفتند:

00:13:29.460 --> 00:13:30.259
خوش آمدید

00:13:30.740 --> 00:13:34.100
آنجا که چوپان بنت ابی ذویب عزل شد، عزل شدند

00:13:34.659 --> 00:13:36.899
گوسفندانشان گرسنه می شوند

00:13:37.340 --> 00:13:39.340
او یک قطره آغوز تخمک گذاری نمی کند

00:13:39.899 --> 00:13:42.539
و گوسفندان من پر از شیر خواهند رفت

00:13:43.299 --> 00:13:46.820
ما از آموختن افزایش و نیکی از خداوند باز نمانده ایم

00:13:47.220 --> 00:13:49.700
تا اینکه یک سال پیش از او جدا شدم

00:13:50.139 --> 00:13:51.059
یعنی من او را از شیر گرفتم

00:13:51.700 --> 00:13:55.100
جوان بود و شبیه پسرها نبود

00:13:55.779 --> 00:13:57.220
به سن دو سالگی اش نرسید

00:13:57.539 --> 00:13:59.980
تا اینکه پسری ناسپاس بود

00:14:00.379 --> 00:14:01.379
یعنی قوی

00:14:02.059 --> 00:14:04.019
پس او را به مادرش تقدیم کردیم

00:14:04.460 --> 00:14:07.059
ما مشتاقیم که با ما بماند

00:14:07.539 --> 00:14:09.620
وقتی نعمتش را دیدیم

00:14:10.340 --> 00:14:12.740
پس با مادرش صحبت کردیم و به او گفتیم

00:14:13.259 --> 00:14:16.059
اگر پسرم را تا زمانی که بزرگ شود پیش خود بگذارم

00:14:16.580 --> 00:14:19.500
من برای او از همه گیری مکه می ترسم

00:14:20.059 --> 00:14:22.139
او از همه گیری نمی ترسد

00:14:22.779 --> 00:14:28.779
ولى او را به خاطر حسناتى كه هنگام آمدن او مشاهده كرد، خواست

00:14:29.500 --> 00:14:30.019
او گفت

00:14:30.019 --> 00:14:34.019
ادامه دادم تا اینکه با خودمان آوردمش
