1 00:00:01,330 --> 00:00:12,179 توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید 2 00:00:12,179 --> 00:00:16,179 یک چالش جدید از طرف من 3 00:00:16,179 --> 00:00:22,739 من دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هستم 4 00:00:22,739 --> 00:00:25,739 و سومین دخترش را ترتیب داد 5 00:00:25,739 --> 00:00:30,899 من شش سال قبل از بعثت در مکه به دنیا آمدم 6 00:00:30,899 --> 00:00:35,899 من با مادرم خدیجه رضی الله عنهم اسلام آوردم که او مسلمان شد 7 00:00:35,899 --> 00:00:39,899 من در الشعب با بنی هاشم محاصره شدم که آنها محاصره شدند 8 00:00:39,899 --> 00:00:43,899 من با پدرم بیعت کردم که زنان با او بیعت کردند 9 00:00:43,899 --> 00:00:47,960 هنگامی که او رضی الله عنه به مدینه هجرت کرد 10 00:00:47,960 --> 00:00:52,960 زیدة بن حارثه رضی الله عنه به دنبال ما فرستاد 11 00:00:52,960 --> 00:00:54,960 بنابراین من با آنها مهاجرت کردم 12 00:00:54,960 --> 00:01:00,950 پدرم مرا به عقد پسر عمویش عتیبه بن ابی لهب درآورد 13 00:01:00,950 --> 00:01:07,950 و هنگامی که خداوند متعال در نکوهش ابولهب و همسرش سخنان خود را در سوره مسد نازل کرد. 14 00:01:07,950 --> 00:01:14,299 دست پدرم لهب توبه کرد و او توبه کرد 15 00:01:14,299 --> 00:01:20,299 چیزی که به نفع او بود، پول و آنچه به دست آورد بود 16 00:01:20,299 --> 00:01:24,299 او در آتش شعله ور نماز خواهد خواند 17 00:01:24,299 --> 00:01:29,299 و همسرش حمل کننده هیزم است 18 00:01:29,299 --> 00:01:34,099 در نسل او طناب وجود دارد 19 00:01:34,099 --> 00:01:40,030 سپس ابولهب پسرش عطیبه را مجبور به طلاق کرد 20 00:01:40,030 --> 00:01:43,129 او وارد من نشده بود 21 00:01:43,129 --> 00:01:48,129 عتیبه نزد پدرم رضی الله عنه آمد و به او گفت 22 00:01:48,129 --> 00:01:52,129 من به دین تو کافر شدم و دخترت را ترک کردم 23 00:01:52,129 --> 00:01:55,290 نه تو مرا دوست داری و نه من تو را دوست دارم 24 00:01:55,290 --> 00:01:58,290 سپس با دست و زبان به او حمله کرد 25 00:01:58,290 --> 00:02:00,319 سپس او رفت 26 00:02:00,319 --> 00:02:03,319 پس پدرم او را صدا زد و گفت: 27 00:02:03,319 --> 00:02:08,860 از خدا می خواهم یکی از سگ هایش را به شما بدهد 28 00:02:08,860 --> 00:02:14,860 سپس عتیبه در یک کاروان تجاری با یارانش به شام رفت 29 00:02:14,860 --> 00:02:17,860 وقتی آنها در یک جاده بودند 30 00:02:17,860 --> 00:02:19,860 آنها یک شیر بازدید کننده را شنیدند 31 00:02:19,860 --> 00:02:21,860 اوتایبا ترسیده بود 32 00:02:21,860 --> 00:02:24,860 و دیدهایش را به لرزه در آورد 33 00:02:24,860 --> 00:02:28,860 به او گفتند: از چه می ترسی؟ 34 00:02:28,860 --> 00:02:31,860 گفت محمد علی را دعوت کرد 35 00:02:31,860 --> 00:02:34,860 دعوتنامه ای دریافت نمی کند 36 00:02:34,860 --> 00:02:38,860 به او گفتند: نگران نباش، ما از تو محافظت می کنیم. 37 00:02:38,860 --> 00:02:42,020 وقتی به آنها اطمینان دادند که شیر رفته است 38 00:02:42,020 --> 00:02:45,020 خوابیدند و اوتایبا را محاصره کردند 39 00:02:45,020 --> 00:02:48,020 و او را در میان خود قرار دادند 40 00:02:48,020 --> 00:02:52,020 بعد شیر آمد و همه سرشان را بو کرد 41 00:02:52,020 --> 00:02:54,020 تا اینکه به اوتایبا ختم شد 42 00:02:54,020 --> 00:02:57,020 سرش را شکست و او را کشت 43 00:02:57,020 --> 00:03:00,210 و در شهر 44 00:03:00,210 --> 00:03:04,210 پدرم مرا به عقد عثمان بن عفان رضی الله عنه درآورد 45 00:03:04,210 --> 00:03:06,210 پس از مرگ همسر اولش 46 00:03:06,210 --> 00:03:09,210 او خواهر بزرگتر من است 47 00:03:09,210 --> 00:03:12,210 ایشان رضی الله عنه فرمودند 48 00:03:12,210 --> 00:03:17,210 او فقط با الهام از بهشت با عثمان ازدواج کرد 49 00:03:17,210 --> 00:03:20,430 شش سال پیش او ماندم 50 00:03:20,430 --> 00:03:25,430 تا اینکه مرگم در سال نهم هجری به سراغم آمد 51 00:03:25,430 --> 00:03:28,430 من بیست و هفت ساله هستم 52 00:03:28,430 --> 00:03:33,689 هنگامی که خبر مرگ من به پدرم رضی الله عنه رسید 53 00:03:33,689 --> 00:03:35,689 غم برای من 54 00:03:35,689 --> 00:03:39,719 سپس به زنانی که مرا می شستند گفت 55 00:03:39,719 --> 00:03:43,719 آن را بشویید و یک بار سه یا پنج بار بشویید 56 00:03:43,719 --> 00:03:45,719 با آب و سدر 57 00:03:45,719 --> 00:03:50,719 و در آخرت کافور یا چیزی از کافور درست کنید 58 00:03:50,719 --> 00:03:54,719 اگر کارتان تمام شد، به من اطلاع دهید 59 00:03:54,719 --> 00:03:57,750 وقتی مرا شستند به او خبر دادند 60 00:03:57,750 --> 00:03:59,750 پس به آنها حقوق داد 61 00:03:59,750 --> 00:04:05,750 جامه ای است که وسط پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را تنگ می کند 62 00:04:05,750 --> 00:04:08,750 و او گفت: "به او این احساس را بدهید." 63 00:04:08,750 --> 00:04:12,750 یعنی درست کنار پوستش درست کردند 64 00:04:12,750 --> 00:04:17,819 سپس علی رضی الله عنه شخصاً دعا کرد 65 00:04:17,819 --> 00:04:21,819 با چشمانی اشکبار روی قبرم نشست 66 00:04:21,819 --> 00:04:24,170 من کی هستم؟ 67 00:04:24,170 --> 00:04:30,779 پاسخ 68 00:04:30,779 --> 00:04:33,779 مادرت سیر، خدا از او راضی باشد 69 00:04:33,779 --> 00:04:37,779 دختر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 70 00:04:37,779 --> 00:04:44,810 توقف کنید 71 00:04:44,810 --> 00:04:48,810 با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد 72 00:04:48,810 --> 00:04:54,689 چالش جدید 73 00:04:54,689 --> 00:04:58,829 من کی هستم؟ 74 00:04:58,829 --> 00:05:02,829 من از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هستم 75 00:05:02,829 --> 00:05:04,829 از قبیله مزینه 76 00:05:04,829 --> 00:05:06,829 کنیه من ابوعلی است 77 00:05:06,829 --> 00:05:11,829 هیچ یک از صحابه جز من به این کنیه معروف نیستند 78 00:05:11,829 --> 00:05:14,829 او به خاطر قدرت و شجاعتش در جنگ ها معروف بود 79 00:05:14,829 --> 00:05:17,829 و با استقامت و صبر در برابر سختی ها 80 00:05:17,829 --> 00:05:21,829 همچنین به دلیل مدیریت خوب و سیاست مردمی خود شناخته شده بود 81 00:05:21,829 --> 00:05:27,829 که مرا برای فرماندهی بصره در زمان عمر بن الخطاب رضی الله عنه صلاحیت کرد. 82 00:05:27,829 --> 00:05:31,149 من قبل از حدیبیه اسلام آوردم 83 00:05:31,149 --> 00:05:33,149 من شاهد بیعت رضوان بودم 84 00:05:33,149 --> 00:05:40,149 وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم زیر درخت بیعت کرد که فرار نکند. 85 00:05:40,149 --> 00:05:43,149 آن درخت قهوه ای بود 86 00:05:43,149 --> 00:05:49,149 شاخه های آن را از روی رسول خدا صلی الله علیه و آله بلند می کردم. 87 00:05:49,149 --> 00:05:52,149 او با افراد تحت آن بیعت می کند 88 00:05:52,149 --> 00:05:55,180 سپس خداوند متعال سخن خود را درباره ما نازل کرد 89 00:05:55,180 --> 00:05:59,439 خداوند از مؤمنان راضی بوده است 90 00:05:59,439 --> 00:06:02,439 وقتی زیر درخت با تو بیعت کنند 91 00:06:02,439 --> 00:06:05,439 او می دانست که در دل آنها چه می گذرد 92 00:06:05,439 --> 00:06:08,439 پس آرامش را بر آنان فرستاد 93 00:06:08,439 --> 00:06:13,439 او به زودی آنها را با یک پیروزی پاداش داد 94 00:06:13,439 --> 00:06:18,439 و غنایم بسیار می برند 95 00:06:18,439 --> 00:06:22,439 خداوند توانا و حکیم است 96 00:06:22,439 --> 00:06:27,259 در حد خدا ایستاده بودم 97 00:06:27,259 --> 00:06:30,259 فوراً دستورات او را اطاعت کنید 98 00:06:30,259 --> 00:06:36,259 این شامل این واقعیت است که من یک خواهر داشتم که نامزد می کرد و مردم او را از این کار منع می کردند 99 00:06:36,259 --> 00:06:41,259 تا اینکه یکی از پسر عمویم از او خواستگاری کرد و او را به عقد او درآورد 100 00:06:41,259 --> 00:06:44,259 پس هر چه خدا بخواهد بگیر 101 00:06:44,259 --> 00:06:48,259 سپس او را با طلاق طلاق داد که می تواند او را پس بگیرد 102 00:06:48,259 --> 00:06:51,259 سپس او را ترک کرد تا اینکه دوره انتظارش تمام شد 103 00:06:51,259 --> 00:06:54,259 سپس به خواستگاری او آمد 104 00:06:54,259 --> 00:06:57,259 می خواست پیش او برگردد 105 00:06:57,259 --> 00:06:59,259 پس به او گفتم 106 00:06:59,259 --> 00:07:02,259 او از من خواستگاری کرد، اما مردم مانع او شدند 107 00:07:02,259 --> 00:07:06,259 تحت تأثیر او قرار گرفتی و بعد از او طلاق گرفتی 108 00:07:06,259 --> 00:07:10,329 به خدا هرگز او را به تو نمی دهم 109 00:07:10,329 --> 00:07:13,360 پس خداوند متعال قول او را نازل کرد 110 00:07:13,360 --> 00:07:18,360 و اگر زنان را طلاق دهید 111 00:07:18,360 --> 00:07:21,360 بنابراین آنها به دوره خود رسیدند 112 00:07:21,360 --> 00:07:24,360 به آنها بی احترامی نکنید 113 00:07:24,360 --> 00:07:29,360 اگر با شوهرانشان ازدواج کنند 114 00:07:29,360 --> 00:07:34,360 در صورتی که به طور معقول بین آنها توافق کنند 115 00:07:34,360 --> 00:07:39,860 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا صدا زد 116 00:07:39,860 --> 00:07:42,860 علی این آیه را تلاوت کرد 117 00:07:42,860 --> 00:07:44,860 بنابراین رژیم را ترک کردم 118 00:07:44,860 --> 00:07:47,860 تسلیم فرمان خداوند متعال شدم 119 00:07:47,860 --> 00:07:51,860 و گفتم: «الان این کار را می کنم یا رسول الله». 120 00:07:51,860 --> 00:07:53,860 پس کفاره سوگندم را دادم 121 00:07:53,860 --> 00:07:58,050 و من او را با او ازدواج کردم 122 00:07:58,050 --> 00:08:00,050 به بصره رفتم 123 00:08:00,050 --> 00:08:02,050 و در آنجا خانه ای ساختم 124 00:08:02,050 --> 00:08:04,050 و با آن رودخانه ای حفر کردی 125 00:08:04,050 --> 00:08:08,050 به دستور عمر امیرالمومنین رضی الله عنه 126 00:08:08,050 --> 00:08:11,050 او آن رودخانه را به نام من می شناخت 127 00:08:11,050 --> 00:08:13,139 و قبل از مرگم 128 00:08:13,139 --> 00:08:16,139 الاغ ابن زیاد نزد من برگشت 129 00:08:16,139 --> 00:08:19,139 او یکی از شاهزاده های تاریک است 130 00:08:19,139 --> 00:08:20,139 پس به او گفتم 131 00:08:20,139 --> 00:08:22,139 من اخیراً با شما صحبت می کنم 132 00:08:22,139 --> 00:08:27,139 از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم 133 00:08:27,139 --> 00:08:32,139 از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود 134 00:08:32,139 --> 00:08:34,139 هر که از گله خود مراقبت کند 135 00:08:34,139 --> 00:08:36,139 هیچ نصیحتی به آنها نکرد 136 00:08:36,139 --> 00:08:39,139 بوی بهشت را نبویید 137 00:08:39,139 --> 00:08:43,139 رایحه آن از فاصله صد ساله است 138 00:08:43,139 --> 00:08:50,460 من کی هستم؟ 139 00:08:50,460 --> 00:08:51,460 پاسخ 140 00:08:51,460 --> 00:08:53,460 مقیل بن یسار 141 00:08:53,460 --> 00:08:55,460 خداوند از او راضی باشد 142 00:08:55,460 --> 00:09:03,419 توقف کنید 143 00:09:03,419 --> 00:09:07,419 با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد 144 00:09:07,419 --> 00:09:13,299 چالش جدید 145 00:09:13,299 --> 00:09:17,769 من کی هستم؟ 146 00:09:17,769 --> 00:09:21,769 من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم 147 00:09:21,769 --> 00:09:24,799 و شیخی از انصار 148 00:09:24,799 --> 00:09:27,799 من خیلی پیر بودم 149 00:09:27,799 --> 00:09:30,990 او در امت من جایگاه والایی دارد 150 00:09:30,990 --> 00:09:35,990 من قبل از ورود پیامبر صلی الله علیه و آله به مدینه اسلام آوردم 151 00:09:35,990 --> 00:09:37,990 و من به عدالت شهرت داشتم 152 00:09:37,990 --> 00:09:43,179 وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله به قبا رسید 153 00:09:43,179 --> 00:09:45,179 پس از هجرت شریفش 154 00:09:45,179 --> 00:09:49,179 و همراهش ابوبکر صدیق رضی الله عنه بود 155 00:09:49,179 --> 00:09:51,179 با صدای بلند فریاد زدم 156 00:09:51,179 --> 00:09:53,179 و به پسرم زنگ زدم 157 00:09:53,179 --> 00:09:56,179 گفتم ناجیه 158 00:09:56,179 --> 00:09:59,179 پس پيامبر صلى الله عليه و آله مرا شنيد 159 00:09:59,179 --> 00:10:02,179 رو به ابوبکر رضی الله عنه کرد 160 00:10:02,179 --> 00:10:06,179 گفت: تو موفق شدی یا ابوبکر. 161 00:10:06,179 --> 00:10:10,559 افتخار بزرگی نصیبم شد و چه افتخاری 162 00:10:10,559 --> 00:10:13,559 پیامبر صلی الله علیه و آله نازل شد 163 00:10:13,559 --> 00:10:15,559 با من و در خانه ام 164 00:10:15,559 --> 00:10:19,559 تعدادی از مهاجران نیز پیش من ماندند 165 00:10:19,559 --> 00:10:23,559 روزهای دوشنبه و سه شنبه پیش من بود 166 00:10:23,559 --> 00:10:25,559 و چهارشنبه و پنجشنبه 167 00:10:25,559 --> 00:10:29,559 پیامبر صلی الله علیه و آله شب را در خانه من می گذراند 168 00:10:30,559 --> 00:10:33,559 او از مردم در خانه همسایه من پذیرایی می کند 169 00:10:33,559 --> 00:10:36,559 سعد بن خیثمه رضی الله عنه 170 00:10:36,559 --> 00:10:38,559 این به دلیل گسترش خانه او است 171 00:10:38,559 --> 00:10:41,779 سپس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم رهسپار شد 172 00:10:41,779 --> 00:10:45,779 و چه کسی در روز جمعه با او به مدینه بود 173 00:10:45,779 --> 00:10:50,779 در این چهار روز پیش من ماند 174 00:10:50,779 --> 00:10:52,779 مسجد قبا را تأسیس کرد 175 00:10:52,779 --> 00:10:55,779 اولین مسجدی که در اسلام تأسیس شد 176 00:10:55,779 --> 00:11:00,200 مزد بر تقوا بنا نهاده شد 177 00:11:00,200 --> 00:11:06,200 من از روز اول سزاوارترم که تو بایستی 178 00:11:06,200 --> 00:11:13,000 مردانی هستند که دوست دارند خود را پاک کنند 179 00:11:13,000 --> 00:11:18,000 خداوند پاک کننده ها را دوست دارد 180 00:11:18,000 --> 00:11:26,240 بعد از اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از من خارج شد مدت زیادی نماندم. 181 00:11:26,240 --> 00:11:29,240 مرگ به سرعت به سراغم آمد 182 00:11:29,240 --> 00:11:33,240 بنابراین من شاهد هیچ یک از تهاجمات مسلمانان نبودم 183 00:11:33,240 --> 00:11:37,240 مرگ من قبل از جنگ بدر اتفاق افتاد 184 00:11:37,240 --> 00:11:41,299 من اولین انصاری بودم که در مدینه از دنیا رفتم 185 00:11:41,299 --> 00:11:46,299 پس از هجرت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به آن 186 00:11:46,299 --> 00:11:48,590 من کی هستم؟ 187 00:11:48,590 --> 00:11:57,940 جواب کلثوم بن الحمد رضی الله عنه است 188 00:11:57,940 --> 00:12:10,320 توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید 189 00:12:10,320 --> 00:12:18,200 چالش جدید من کی هستم؟ 190 00:12:18,200 --> 00:12:23,539 من از اصحاب انصار هستم 191 00:12:23,539 --> 00:12:26,539 نجار قزرجیه 192 00:12:26,539 --> 00:12:28,539 من در گذشته مسلمان شدم 193 00:12:28,539 --> 00:12:33,539 من در بیعت عقبه با پیامبر صلی الله علیه و آله بیعت کردم. 194 00:12:33,539 --> 00:12:36,539 با او شاهد تهاجمات بسیاری بود 195 00:12:36,539 --> 00:12:40,539 در احد رفت و آمد داشتم 196 00:12:40,539 --> 00:12:43,539 همچنین شاهد جنگ بنی قریده بود 197 00:12:43,539 --> 00:12:46,539 و فتح خیبر و حدیبیه 198 00:12:46,539 --> 00:12:49,539 با صاحبان درخت بیعت کردم 199 00:12:49,539 --> 00:12:51,539 عمره شاهد قوه قضائیه بود 200 00:12:51,539 --> 00:12:53,539 فتح مکه و حنین 201 00:12:53,539 --> 00:12:56,539 او در جنگ های ارتداد شرکت کرد 202 00:12:56,539 --> 00:13:01,539 تا اینکه مرگ من در آغاز عصر خلیفه راشدین فرا رسید 203 00:13:01,539 --> 00:13:04,539 عمر بن الخطاب رضی الله عنه 204 00:13:04,539 --> 00:13:10,460 روزی نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدم 205 00:13:10,460 --> 00:13:13,460 پس گفتم یا رسول الله 206 00:13:13,460 --> 00:13:16,460 من همه چیز را برای مردان می بینم 207 00:13:16,460 --> 00:13:19,460 من نمی بینم که از زنان نام برده شود 208 00:13:19,460 --> 00:13:22,659 پس خداوند این آیه را نازل کرد 209 00:13:22,659 --> 00:13:29,659 مردان و زنان مسلمان، مردان مؤمن و زنان مؤمن 210 00:13:29,659 --> 00:13:32,659 و دو قنات و قنات 211 00:13:32,659 --> 00:13:35,659 و مردان و زنان صادق 212 00:13:35,659 --> 00:13:38,659 و مردان و زنان صبور 213 00:13:38,659 --> 00:13:41,659 و متواضعان 214 00:13:41,659 --> 00:13:44,820 و مردان و زنان صبور 215 00:13:44,820 --> 00:13:47,820 و مردان و زنان متواضع 216 00:13:47,820 --> 00:13:50,820 و مردان و زنانی که صدقه می دهند 217 00:13:50,820 --> 00:13:53,820 و روزه داران 218 00:13:53,820 --> 00:13:56,820 و کسانی که روزه می گیرند 219 00:13:56,820 --> 00:14:01,159 و کسانی که روزه می گیرند 220 00:14:01,159 --> 00:14:28,009 و زنان روزه دار و زنانی که عورت خود را حفظ می کنند و مردانی که چنین می کنند و زنانی که بسیار یاد خدا می کنند و زنانی که یاد می کنند خداوند برای آنها آمرزش و پاداشی بزرگ آماده کرده است. 221 00:14:28,009 --> 00:14:39,960 هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله از خرقه مسیله و ادعای نبوت او مطلع شد، پسرم حبیب بن زید را بر او فرستاد. 222 00:14:39,960 --> 00:14:50,019 هنگامی که مصلیمه او را ملاقات کرد، به او خیانت کرد و او را گرفت و بدنش را قطعه قطعه کرد تا اینکه مرد. 223 00:14:50,019 --> 00:15:04,019 وقتی خبر کشته شدن فرزندم حبیب به دست مسیله به من رسید، صبر کردم و بهبود یافتم، گفتم: برای چنین چیزی آماده شده ام و از خدا اجر می خواهم. 224 00:15:04,019 --> 00:15:17,059 پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برخی از قبایل اسلام را رها کردند، از این رو خلیفه ابوبکر صدیق رضی الله عنه تصمیم به جنگ با آنان گرفت. 225 00:15:17,059 --> 00:15:26,179 در واقع، نبردهایی بین آنها در اکثر نقاط شبه جزیره عربستان رخ داد که به جنگ های ارتداد معروف است. 226 00:15:26,179 --> 00:15:41,379 پس به هیئت خالد بن ولید رضی الله عنه پیوستم که برای جنگ با مسیلمه قاتل پسرم حبیب بیرون رفتند. من با پسر دیگرم عبدالله بن زید در جنگ الیمامه شرکت کردم. 227 00:15:41,379 --> 00:15:55,379 وحشیانه ترین نبردهای جنگ های ارتداد که در آن ها عملکرد خوبی داشتم. در آن نبرد یازده مجروح گرفتم و دستم را قطع کردند، اما اهمیتی به آن نداشتم. 228 00:15:55,379 --> 00:16:07,379 به محل مسیله رفتم و دیدم پسرم عبدالله در آنجا پیشی گرفته و پس از اینکه هیولای من او را زده بود، او را تمام کرد. 229 00:16:07,379 --> 00:16:20,659 پس به او گفتم: آیا کافر را کشتى و انتقام برادرت را گرفتى؟ گفت آری پس به شکر خدا سجده کردم پس من کیستم؟ 230 00:16:20,659 --> 00:16:34,070 جواب ام اماره نصیبه بنت کعب انصاریه رضی الله عنه. 231 00:16:34,070 --> 00:16:54,549 توقف کنید و با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شوید. یک چالش جدید از طرف من 232 00:16:54,549 --> 00:17:08,440 من از صحابه و مؤمن سابق هستم. با جعفر بن ابی طالب رضی الله عنه پسر عموی رسول خدا صلی الله علیه و آله ازدواج کردم. 233 00:17:08,440 --> 00:17:24,539 هنگامی که شوهرم به حبشه مهاجرت کرد و در کشور نگوس اقامت گزید، با او هجرت کردم و با او در کشور حبشه اقامت گزیدم و از او حمایت کردم و او را تسکین دادم و غم غربت را تحمل کردم. 234 00:17:24,539 --> 00:17:34,700 وقتی به مدینه برگشتیم و آن هم در فتح خیبر بود، پیامبر صلی الله علیه و آله از آمدن ما خوشحال شد. 235 00:17:34,700 --> 00:17:43,660 شوهرم جعفر بن ابی طالب رضی الله عنه روز وفاتش بیرون رفت و جنگید تا کشته شد. 236 00:17:43,660 --> 00:17:56,690 این خبر به پیامبر صلی الله علیه و آله رسید و ما از رحلت آن حضرت ناراحت شدیم. بعد به خانه ما آمد و من کارم را انجام داده بودم و خمیرم را ورز داده بودم. 237 00:17:56,690 --> 00:18:08,690 پسرانم را شستم و مسح كردم و پاك كردم و رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: فرزندان جعفر را براى من بياوريد و آنها را نزد خود آوردم. 238 00:18:08,690 --> 00:18:20,720 آنها را بو کرد و چشمانش اشک ریخت. گفتم: ای رسول خدا، پدر و مادرم فدای تو باد، چه چیزی تو را به گریه می‌اندازد، من تو را از جعفر و یارانش خبر دادم. 239 00:18:20,720 --> 00:18:33,720 گفت: آری، این روز مصیبت بود، پس برخاستم و فریاد زدم و زنان گرد من جمع شدند و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به سوی اهل بیت خود بیرون رفت. 240 00:18:34,720 --> 00:18:44,720 فرمود: از تهیه غذا برای خاندان جعفر غافل نشوید، زیرا چیزی به سراغشان آمده که آنها را مشغول می کند. 241 00:18:44,720 --> 00:18:55,809 روزی حفصه رضی الله عنه مادر مؤمنان را زیارت کردم و عمر رضی الله عنه وارد شد و گفت: این کیست؟ 242 00:18:55,809 --> 00:19:14,839 پس حفصه به او گفت و او گفت: این تفنگدار است، این تفنگدار است، پس به او گفتم: آری، و او گفت: ما در هجرت بر تو پیشی گرفتیم، پس ما به رسول خدا صلی الله علیه و آله از تو سزاوارتریم. 243 00:19:14,839 --> 00:19:25,839 پس خشمگین شدم و گفتم: نه، به خدا سوگند تو با رسول خدا صلی الله علیه و آله بودی و گرسنگانت را سیر می کردی و جاهلانت را حفظ می کردی. 244 00:19:25,839 --> 00:19:35,839 ما در حبشه در سرای خصومت و کینه بودیم و آن به خاطر خدا و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود. 245 00:19:36,839 --> 00:19:47,839 به خدا سوگند تا آنچه را که به پیامبر صلی الله علیه و آله گفتم به یاد نیاورم و از او بخواهم، نه غذا می خورم و نه چیزی می نوشم. 246 00:19:47,839 --> 00:20:01,029 به خدا من دروغ نمی گویم و به آن اضافه نمی کنم. وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله آمد، عرض کردم ای پیامبر خدا، عمر گفت فلان و فلان. 247 00:20:01,029 --> 00:20:14,190 صلوات الله علیه و آله و سلم فرمود: او از تو برای من سزاوارتر نیست. او و یارانش یک هجرت دارند و شما اهل کشتی دو هجرت. 248 00:20:14,190 --> 00:20:24,319 از این بابت خوشحال شدم و ابوموسی و اهل کشتی با فرستادگانی نزد من می آمدند و این حدیث را از من می پرسیدند. 249 00:20:24,319 --> 00:20:36,700 هیچ چیز در دنیا نیست که ما به آن خوش باشیم یا در خودمان بزرگتر از آنچه پیامبر صلی الله علیه و آله به ما فرمود، پس من کیستم؟ 250 00:20:36,700 --> 00:21:07,700 جواب: اسماء بنت امیس رضی الله عنه. توقف کنید و درباره اصحاب، علما و چهره ها بیاموزید. یک چالش جدید از طرف من 251 00:21:07,700 --> 00:21:21,779 من از صحابه جوان و پسر عموی رسول خدا صلی الله علیه و آله و امثال او در میان مردم هستم. مادرم ام الفضل است 252 00:21:21,779 --> 00:21:33,900 لبابه بنت الحارث هلالیه که اولین زنی بود که بعد از خدیجه رضی الله عنه اسلام آورد، مادرم را در خواب دید که گویی در خانه ماست. 253 00:21:33,900 --> 00:21:45,900 یکی از اعضای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم. او از این امر نگران شد، پس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت و آن را ذکر کرد. 254 00:21:45,900 --> 00:21:57,900 گفت: چه خوب است که فاطمه پسری به دنیا بیاورد و تو از شیر این پسرت روزی او را برسانی. پس فاطمه رضی الله عنه حسن را به دنیا آورد. 255 00:21:57,900 --> 00:22:11,089 پس مادرم به او داد و من به او شیر دادم. من برادر شیرده حسن بن علی هستم. رسول خدا صلی الله علیه و آله من را یک بار پشت سر خود فرستاد. 256 00:22:11,089 --> 00:22:22,119 در حال بازی با عبدالله بن جعفر بودم که رسول خدا صلی الله علیه و آله بر حیوانی گذشت و به ابن جعفر اشاره کرد. 257 00:22:22,119 --> 00:22:35,440 گفت: این را نزد من ببر و پیش او بگذار. سپس به من اشاره کرد و گفت: این را برای من حمل کن و پشت سر او بگذار. 258 00:22:35,440 --> 00:22:46,440 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در روز فتح سال هشتم هجری وارد مکه شد و مرا در دستان خود بر کوه حمل کرد. 259 00:22:46,440 --> 00:22:57,660 و برادرم الفضل پشت سر او بود و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مرا با برادرانم محشور می کرد و دستانش را دراز می کرد و دراز می کرد و می گفت. 260 00:22:57,660 --> 00:23:08,559 هر کس پیش از من آمد فلان را گرفت تا به آغوش او بشتابیم رضی الله عنه 261 00:23:08,559 --> 00:23:20,589 افتخار خدا برای من است که آخرین کسی بودم که رسول خدا صلی الله علیه و آله را ملاقات کردم و در غسل و دفن آن حضرت شرکت کردم. 262 00:23:20,589 --> 00:23:34,779 من آخرین کسی بودم که در قبر او فرود آمدم و آخرین کسی بودم که از آن برخاستم. من آخرین نفری بودم که پیامبر صلی الله علیه و آله را در این دنیا رها کردم. پس من کی هستم؟ 263 00:23:34,779 --> 00:23:46,000 جواب قثم بن العباس رضی الله عنهم 264 00:23:46,000 --> 00:24:07,890 توقف کنید و با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شوید. یک چالش جدید از طرف من 265 00:24:07,890 --> 00:24:18,890 من از اصحاب انصار از بنی خزرج و از شعرای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و از سرداران انصار هستم. 266 00:24:18,890 --> 00:24:28,019 دوازده تن در بیعت عقبه در اوایل مدینه پس از ورود مصعب بن عمیر رضی الله عنه اسلام آوردند. 267 00:24:28,019 --> 00:24:35,019 من در خیر و نیکی پیشگام و مشتاق جهاد و روزه در راه خدا بودم. 268 00:24:35,019 --> 00:24:42,019 و اگر قرار بود در روز گرم با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم باشیم. 269 00:24:42,019 --> 00:24:49,079 هیچ کس در میان مردم روزه دار نیست جز رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و من. 270 00:24:49,079 --> 00:24:58,079 من مشتاق مجالس ذکر بودم و بارها مردی را در میان اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می دیدم. 271 00:24:58,079 --> 00:25:10,230 پس به او می گویم: با ما بیا تا ایمان بیاوریم. در آن زمان به اهل ایمان وفادار بودم و با اهل کفر به شدت متنفر و دشمن بودم. 272 00:25:10,230 --> 00:25:13,230 مرا به خاطر خدا سرزنش مكن 273 00:25:13,230 --> 00:25:24,230 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مرا به عنوان فرمانده دسته سی نفری فرستاد تا اسیر یهودی ابن روزام را در خیبر بکشند. 274 00:25:24,230 --> 00:25:30,230 پس نزد او رفتم و او را کشتم و پیروزمندانه به مدینه بازگشتم 275 00:25:30,230 --> 00:25:39,329 در عمره قضا از حضور رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می رفتم که در حال انجام عمره وارد مکه شد. 276 00:25:39,329 --> 00:25:53,329 گفتم: فرزندان کفار را از راه او رها کن، امروز تو را برای ظهور او ضربتی می زنیم که الهام را از دست گیرنده دور می کند و دوست را از دوستش منحرف می کند. 277 00:25:53,329 --> 00:26:03,460 عمر رضی الله عنه به من گفت در حرم خدا و به دست رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم که شعر بخوانی. 278 00:26:03,460 --> 00:26:15,460 پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: ای عمر، او را رها کن، زیرا سوگند به کسی که جان من در دست اوست، گفتارش برای آنان سخت تر از برخورد تیر است. 279 00:26:15,460 --> 00:26:30,259 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مرا به عنوان سومین پیشوای مسلمانان در لشکر متعه برگزید، سپاهی که تعداد آنها از سه هزار جنگجو بیشتر نمی شد. 280 00:26:30,259 --> 00:26:45,259 برای ملاقات رومیان به راه افتادیم و چون به سرزمین پارسیان نزدیک شدیم، خبر رسید که دشمن لشکری ​​دویست هزار نفری از رومیان و غسانیان برای ما آماده کرده است. 281 00:26:45,259 --> 00:27:02,319 سپس سپاه اسلام متوقف شد و آنان با یکدیگر به مشورت پرداختند، پس مسلمانان را تشویق کردی و به آنان گفتی: ای مردم، به خدا سوگند آنچه از آن بیزارید، برای آن است که برای آن بیرون آمدید، که همان شهادت است. 282 00:27:02,319 --> 00:27:06,380 ارتش فعال شد و برای جنگ پیش رفت 283 00:27:06,380 --> 00:27:23,380 هنگامی که دو لشکر به هم رسیدند و جنگ آغاز شد، چند لحظه نگذشت که اولین فرمانده زید بن حارثه رضی الله عنه کشته شد. سپس فرمانده دوم جعفر بن ابی طالب رضی الله عنه کشته شد. 284 00:27:23,380 --> 00:27:31,480 سپس پرچم به من منتقل شد و من کمی تردید کردم و به عنوان خواننده خطاب کردم 285 00:27:31,480 --> 00:27:44,480 قسم خوردی ای جان چه با میل فرود آیی و چه به زور. تا زمانی که در آرامش بودی، تو را از بهشت ​​متنفر نمی دیدم. 286 00:27:44,480 --> 00:27:51,700 آیا شما چیزی جز یک قطره اسپرم در گوسفند نیستید؟ من ممکن است مردم را جذب کنم و گوزن شمالی را صید کنم 287 00:27:51,700 --> 00:28:03,700 من هم گفتم ای جان اگر نکشی می میری، این غسل مرگ است، گرفتی و هر چه خواستی به تو داده شد. 288 00:28:03,700 --> 00:28:15,799 اگر آنها را انجام دهی مرا راهنمایی می کنند و اگر درنگ کنی بدبخت می شوی آنگاه با مردم می جنگی و نزدیک می شوی و عقب نمی نشینی تا کشته شوی. 289 00:28:15,799 --> 00:28:29,019 پیامبر صلی الله علیه و آله در حالی که در مدینه بود خبر درگذشت من و دوستم را برای یارانش پخش کرد و چشمانش اشک ریخت. پس من کی هستم؟ 290 00:28:29,019 --> 00:28:38,569 جواب عبدالله بن رواحه رضی الله عنه است 291 00:28:38,569 --> 00:28:59,619 توقف کنید و با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شوید. یک چالش جدید از طرف من 292 00:28:59,619 --> 00:29:09,509 من از اصحاب بزرگ و از ده بهشت موعود هستم. من به دست صدیق رضی الله عنه اسلام آوردم 293 00:29:09,509 --> 00:29:16,509 او هر دو هجرت را هجرت کرد و همه صحنه ها را با پیامبر صلی الله علیه و آله دید 294 00:29:16,509 --> 00:29:25,509 روز یکشنبه بیست عمل جراحی انجام دادم که تعدادی از آنها در پاهایم بود و در نتیجه لنگ شدم. 295 00:29:25,509 --> 00:29:31,539 او رضی الله عنه مرا در رأس دسته ای به دومات الجندل فرستاد. 296 00:29:31,539 --> 00:29:38,539 او به من توصیه کرد که اگر خداوند ما را پیروز کرد، با دختر پادشاه آنها ازدواج کنیم، من نیز چنین کردم 297 00:29:38,539 --> 00:29:45,670 در جنگ تبوک، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم روزی در فضای باز بود. 298 00:29:45,670 --> 00:29:53,670 ترسیدیم وقت نماز سحر از بین برود، نماز را به جا آوردیم و اصحاب مرا آوردند تا با خود نماز بخوانم. 299 00:29:53,670 --> 00:30:00,670 سپس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آمد در حالی که ما مشغول نماز بودیم و پشت سر من به دنبال من نماز خواند. 300 00:30:00,670 --> 00:30:08,670 رکعت دوم را با ما به جا آورد، سپس بعد از تمام شدن نماز، برخاست و به واجباتش عمل کرد. 301 00:30:08,670 --> 00:30:12,670 بعد از نماز به ما گفت: راست می گویید. 302 00:30:12,670 --> 00:30:20,599 هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله به مدینه آمد بین مهاجران و انصار برادری برقرار کرد. 303 00:30:20,599 --> 00:30:25,599 پس بین من و سعد بن الربیع رضی الله عنه اخوت بود 304 00:30:25,599 --> 00:30:29,599 سعد به من گفت که من در میان انصار بیشترین ثروت را دارم 305 00:30:29,599 --> 00:30:33,599 بنابراین من پولم را بین من و تو به دو نیم تقسیم می کنم 306 00:30:33,599 --> 00:30:39,599 من دو تا زن دارم ببین کدوم رو بیشتر دوست داری و من بخاطرت طلاقش میدم 307 00:30:39,599 --> 00:30:47,630 پس به او گفتم خدا به تو و خانواده و پولت صبر بدهد. فقط بازار شهر را به من نشان دهید 308 00:30:47,630 --> 00:30:55,630 پس به بازار رفتم و معامله کردم و مقداری ذرت و قیمه بردم و مقداری پول جمع کردم. 309 00:30:55,630 --> 00:30:59,630 سپس با زنی از انصار ازدواج کردم 310 00:30:59,630 --> 00:31:05,630 من در پاشنه صفرا نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدم 311 00:31:05,630 --> 00:31:13,630 محیم به من گفت و من گفتم: ای رسول خدا با زنی از انصار ازدواج کردم. 312 00:31:13,630 --> 00:31:19,660 گفت: من به اندازه آن ماهر نیستم، به اندازه یک سنگ طلا وزن دارد. 313 00:31:19,660 --> 00:31:25,660 گفت: خدا بر تو باد هر چند گوسفند باشد. 314 00:31:25,660 --> 00:31:29,789 بعد از آن اگر مرا می دیدی سنگی بلند می کردی 315 00:31:29,789 --> 00:31:33,789 امیدوارم زیر آن طلا یا نقره پیدا کنم 316 00:31:33,789 --> 00:31:37,789 به برکت دعای او که درود خدا بر او باد 317 00:31:37,789 --> 00:31:41,789 تا اینکه یکی از ثروتمندترین مسلمانان شدم 318 00:31:41,789 --> 00:31:49,779 پاکدامن و سخاوتمند و در راه خدا بسیار انفاق کردم و متواضع و زاهد بودم 319 00:31:49,779 --> 00:31:54,779 من در میان پادشاهی های شما قدم می زنم، اما آنها را نمی شناسم 320 00:31:54,779 --> 00:32:02,819 روزی مادر مؤمنان عایشه رضی الله عنها صدایی شنید که شهر را شاد کرد. 321 00:32:02,819 --> 00:32:08,819 گفت: این چیه؟ گفتند: قافله ای از شام آمد. 322 00:32:08,819 --> 00:32:13,819 700 شتر پر از غذا و چیزهای خوب مختلف 323 00:32:13,819 --> 00:32:17,819 پرسید برای کیست و به او گفتند مال من است 324 00:32:17,819 --> 00:32:24,819 او به آنها گفت: من از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود. 325 00:32:24,819 --> 00:32:28,819 او را دید که در حال خزیدن وارد بهشت می شود 326 00:32:28,819 --> 00:32:32,910 با شنیدن این حرف نزد او رفتم و از او پرسیدم 327 00:32:32,910 --> 00:32:37,910 او آنچه را که شنید به من گفت و من به او گفتم 328 00:32:37,910 --> 00:32:44,910 به شما شهادت می دهم که کاروان و بارهایش صدقه ای برای رضای خداوند متعال است. 329 00:32:44,910 --> 00:32:52,299 یک روز روزه بودم و برای صبحانه برایم غذای لذیذ و لذیذ آوردند 330 00:32:52,299 --> 00:32:57,299 پس گفتم مصعب بن عمیر کشته شد و او بهتر از من است 331 00:32:57,299 --> 00:33:02,299 او را در خرقه می پوشانند و اگر سرش را پوشانده باشد، پاهایش نمایان است 332 00:33:02,299 --> 00:33:05,299 اگر پاهایش پوشیده باشد سرش نمایان می شود 333 00:33:05,299 --> 00:33:09,420 حمزه کشته شد و از من بهتر بود 334 00:33:09,420 --> 00:33:13,420 جز شنل چیزی برای پوشاندن او وجود نداشت 335 00:33:13,420 --> 00:33:17,519 آنگاه آنچه به ما داده شد از دنیا به ما داده شد 336 00:33:17,519 --> 00:33:21,519 می ترسیدم که کار خیرمان برایمان شتاب باشد 337 00:33:21,519 --> 00:33:26,549 بعد شروع کردم به گریه کردن تا اینکه غذا را ترک کردم 338 00:33:26,549 --> 00:33:33,700 من بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله با مادران مؤمنان مهربانی کردم 339 00:33:33,700 --> 00:33:36,700 من به آنها قول پول و مراقبت می دهم 340 00:33:36,700 --> 00:33:41,700 پیامبر صلی الله علیه و آله به همسرانش فرمود 341 00:33:41,700 --> 00:33:46,700 فقط راستگویان و صبوران دوباره با شما مهربان خواهند شد 342 00:33:46,700 --> 00:33:50,700 عایشه رضی الله عنها برای من دعا می کرد و می گفت: 343 00:33:50,700 --> 00:33:54,700 خداوند شما را از بهشت حفظ کند 344 00:33:54,700 --> 00:33:56,769 و وقتی مرگ به سراغم آمد 345 00:33:56,769 --> 00:34:00,769 آن را به هر مردی که در میان اهل بدر باقی ماند سفارش کردم 346 00:34:00,769 --> 00:34:04,769 به چهارصد دینار و آنها یکصد بود 347 00:34:04,769 --> 00:34:10,769 برای هر زنی از مادران مؤمنان، مبلغ زیادی وصیت کردم 348 00:34:10,769 --> 00:34:12,829 من کی هستم؟ 349 00:34:12,829 --> 00:34:22,440 جواب عبدالرحمن بن عوف رضی الله عنه است 350 00:34:22,440 --> 00:34:34,880 توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید 351 00:34:34,880 --> 00:34:45,159 چالش جدید من کی هستم؟ 352 00:34:45,159 --> 00:34:49,159 من از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هستم 353 00:34:49,159 --> 00:34:52,219 از قبیله باگیله 354 00:34:52,219 --> 00:34:56,219 در مدینه نزد پیامبر صلی الله علیه و آله ماندم 355 00:34:56,219 --> 00:35:02,219 دلم به محبت قرآن و محبت اهل قرآن بود 356 00:35:02,219 --> 00:35:08,219 ما را پسری با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم دیدی 357 00:35:08,219 --> 00:35:11,219 به عصر تبلور نزدیک می شدیم 358 00:35:11,219 --> 00:35:16,219 ما قبل از اینکه قرآن را بیاموزیم ایمان را آموختیم 359 00:35:16,219 --> 00:35:21,219 سپس قرآن را آموختیم و ایمان خود را به آن افزایش دادیم 360 00:35:21,219 --> 00:35:25,219 پس از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم 361 00:35:25,219 --> 00:35:29,219 به کوفه و سپس بصره حرکت کردم 362 00:35:29,219 --> 00:35:32,219 به مردم قرآن آموخت 363 00:35:32,219 --> 00:35:35,219 من با کتاب خدا زندگی می کردم 364 00:35:35,219 --> 00:35:39,280 آن را به اطرافیانم توصیه می کنم 365 00:35:39,280 --> 00:35:42,280 روزی روزگاری جمعی از اهل الامصار 366 00:35:42,280 --> 00:35:47,280 وقتی آنها را ترک کردم، به من گفتند: "حسنا". 367 00:35:47,280 --> 00:35:51,280 پس به آنها گفتم: به شما توصیه می کنم که از خدا بترسید 368 00:35:51,280 --> 00:35:54,280 به شما توصیه می کنم که قرآن بخوانید 369 00:35:54,280 --> 00:35:59,280 در شب تاریک نور و در روز راهنما است 370 00:35:59,280 --> 00:36:03,280 آنها در حد توان خود روی آن کار کردند 371 00:36:03,280 --> 00:36:08,280 اگر مصیبتی پیش آمد، آنچه داری بدون دینت عرضه کن 372 00:36:08,280 --> 00:36:13,280 اگر مصیبت گذشت، آنچه را که داری و خودت را به جای دینت بده 373 00:36:13,280 --> 00:36:16,280 تباه شده کسى است که دینش را تباه کند 374 00:36:16,280 --> 00:36:19,280 و کسی که دینش را ربوده است 375 00:36:19,280 --> 00:36:23,309 آنها می دانستند که بعد از بهشت دیگر نیازی نیست 376 00:36:23,309 --> 00:36:26,309 بعد از آتش سوزی نیازی نیست 377 00:36:26,309 --> 00:36:30,400 پیامبر صلی الله علیه و آله به ما فرمود 378 00:36:30,400 --> 00:36:33,400 درباره مردی که قبل از ما آمد 379 00:36:33,400 --> 00:36:36,400 روی دستش زخم شد 380 00:36:36,400 --> 00:36:39,400 وقتی او به من آسیب زد، او یک چاقو برداشت 381 00:36:39,400 --> 00:36:41,400 دستش را با آن برید 382 00:36:41,400 --> 00:36:43,400 پس خونش ریخت 383 00:36:43,400 --> 00:36:46,400 تا زمان مرگش متوقف نشد 384 00:36:46,400 --> 00:36:48,559 و خداوند متعال فرمود 385 00:36:48,559 --> 00:36:51,559 خود بنده من را آغاز کرد 386 00:36:51,559 --> 00:36:54,559 بهشت بر او حرام شد 387 00:36:54,559 --> 00:36:57,719 بنابراین من در مورد این صحبت می کردم 388 00:36:57,719 --> 00:37:02,940 من هشدار می دهم که مردی از ترس بدبختی خود را بکشد 389 00:37:02,940 --> 00:37:09,360 من کی هستم؟ 390 00:37:09,360 --> 00:37:13,360 پاسخ جندب بن عبدالله البجلی است 391 00:37:13,360 --> 00:37:15,360 خداوند از او راضی باشد 392 00:37:15,360 --> 00:37:23,699 توقف کنید 393 00:37:23,699 --> 00:37:31,550 با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد 394 00:37:31,550 --> 00:37:35,550 یک چالش جدید از طرف من 395 00:37:35,550 --> 00:37:41,179 من از اصحاب انصار هستم 396 00:37:41,179 --> 00:37:45,179 یکی از شعرای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 397 00:37:45,179 --> 00:37:47,210 من در گذشته مسلمان شدم 398 00:37:47,210 --> 00:37:50,210 شاهد بیعت عقبه بود 399 00:37:50,210 --> 00:37:56,210 شعرم را در دفاع از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم و اسلام ساختم 400 00:37:56,210 --> 00:37:59,239 او در تمام تهاجمات شرکت داشت 401 00:37:59,239 --> 00:38:00,239 به جز اوایل 402 00:38:00,239 --> 00:38:03,239 جایی که او قصد رفتن ما را نداشت 403 00:38:03,239 --> 00:38:05,239 و در یکی 404 00:38:05,239 --> 00:38:09,239 من اولین کسی بودم که از مکان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مطلع شدم 405 00:38:09,239 --> 00:38:11,239 پس از شایعه مرگ او 406 00:38:11,239 --> 00:38:13,239 بنابراین من آن را به مردم اعلام کردم 407 00:38:13,239 --> 00:38:16,239 برای دفاع از او سخت جنگیدم 408 00:38:16,239 --> 00:38:19,239 تا اینکه هفده عمل جراحی انجام دادم 409 00:38:19,239 --> 00:38:22,239 نزدیک بود بمیرم 410 00:38:22,239 --> 00:38:27,099 من یکی از سه نفری بودم که در جنگ تبوک جا ماندند 411 00:38:27,099 --> 00:38:30,099 پس خداوند توبه آنها را پذیرفت 412 00:38:30,099 --> 00:38:34,099 ناکامی من در انجام این کار فقط به دلیل تعلل بود 413 00:38:34,099 --> 00:38:38,099 رسول خدا صلی الله علیه و آله به ما فرمود 414 00:38:38,099 --> 00:38:41,099 او قصد خود را از خروج به تبوک ابراز کرد 415 00:38:41,099 --> 00:38:46,099 در آن زمان من با امورم راحت بودم و پول زیادی داشتم 416 00:38:46,099 --> 00:38:50,099 پس گفتم فردا طلاق می گیرم و گوشیم را می خرم 417 00:38:50,099 --> 00:38:52,099 پس برو تو باغ من 418 00:38:52,099 --> 00:38:56,099 بنابراین من مشغول میوه های خوب و سایه های فراوان هستم 419 00:38:56,099 --> 00:38:58,099 تا آن روز برسد 420 00:38:58,099 --> 00:39:01,099 من چیزی از دستگاهم دریافت نکردم 421 00:39:01,099 --> 00:39:04,099 اینجوری معطل کردم 422 00:39:04,099 --> 00:39:06,099 تا اینکه مردم بیرون آمدند 423 00:39:06,099 --> 00:39:10,099 بنابراین گفتم فردا دستگاهم را می خرم و سپس به آنها ملحق می شوم 424 00:39:10,099 --> 00:39:15,099 نگذاشتم بروی تا اینکه ارتش دور شد 425 00:39:15,099 --> 00:39:20,300 هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله به مدینه بازگشت 426 00:39:20,300 --> 00:39:23,300 منافقین آمدند تا از او عذرخواهی کنند 427 00:39:23,300 --> 00:39:28,300 عذر آنها را می پذیرد و کارشان را به خدای متعال می سپارد 428 00:39:28,300 --> 00:39:30,300 وقتی به سراغش آمدم 429 00:39:30,300 --> 00:39:33,300 او مرا دید و مانند یک مرد عصبانی لبخند زد 430 00:39:33,300 --> 00:39:36,300 گفت پشت سرت چیه 431 00:39:36,300 --> 00:39:41,300 گفتم: به خدا اگر بخواهم در دست غیر تو بنشینم. 432 00:39:41,300 --> 00:39:44,300 با بهانه ای از عصبانیت او از من فرار می کردم 433 00:39:44,300 --> 00:39:46,300 جنجال به شما داده شده است 434 00:39:46,300 --> 00:39:49,300 ولی من معطل کردم یا رسول الله 435 00:39:49,300 --> 00:39:52,329 تا زمانی که احساس گناه کنی 436 00:39:52,329 --> 00:39:55,329 ایشان رضی الله عنه فرمودند 437 00:39:55,329 --> 00:39:58,389 اما این درست است 438 00:39:58,389 --> 00:40:01,389 بایست تا خدا برایت تصمیم بگیرد 439 00:40:01,389 --> 00:40:03,389 بنابراین من ایستادم 440 00:40:03,389 --> 00:40:06,389 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 441 00:40:06,389 --> 00:40:08,389 مردم حرف مرا منع کردند 442 00:40:08,389 --> 00:40:10,389 بنابراین به بازار رفتم 443 00:40:10,389 --> 00:40:13,389 هیچ کس با من صحبت نمی کند 444 00:40:13,389 --> 00:40:15,389 مردم من را انکار می کنند 445 00:40:15,389 --> 00:40:18,389 حتی آنها کسانی نیستند که من می شناسم 446 00:40:18,389 --> 00:40:21,389 زمین چنان که از آن استقبال کرده بود بر من تنگ شد 447 00:40:21,389 --> 00:40:23,389 من به مسجد می آمدم 448 00:40:23,389 --> 00:40:25,389 پس وارد می شوم و آنجا نماز می خوانم 449 00:40:25,389 --> 00:40:28,389 و نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدم 450 00:40:28,389 --> 00:40:30,389 پس به او سلام کردم 451 00:40:30,389 --> 00:40:33,389 پس به صورتش نگاه می کنم و می گویم 452 00:40:33,389 --> 00:40:36,389 در جواب سلام لب هایش را تکان داد؟ 453 00:40:36,389 --> 00:40:38,780 و یک روز 454 00:40:38,780 --> 00:40:41,780 در حالی که در بازار قدم می زدم 455 00:40:41,780 --> 00:40:45,780 او به عنوان یک مسیحی پیامی از سوی پادشاه غسان برای من می آورد 456 00:40:45,780 --> 00:40:47,780 و در آن 457 00:40:47,780 --> 00:40:49,780 در مورد بعد 458 00:40:49,780 --> 00:40:53,780 به من رسیده است که دوستت تو را بیگانه و بیگانه کرده است 459 00:40:53,780 --> 00:40:56,780 من در محل اسراف و آبروریزی نیستم 460 00:40:56,780 --> 00:40:59,780 به عنوان تسلی دهنده خود به ما بپیوندید 461 00:40:59,780 --> 00:41:02,840 گفتم: این مصیبت است. 462 00:41:02,840 --> 00:41:06,900 پس اجاق را روشن کرد و سوزاند 463 00:41:06,900 --> 00:41:10,900 پنجاه شب همینطور ماندم 464 00:41:10,900 --> 00:41:14,059 سپس خداوند توبه خود را بر من نازل کرد 465 00:41:14,059 --> 00:41:18,059 پس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله رفت 466 00:41:18,059 --> 00:41:22,059 پس در مسجد نشسته بود و مسلمانان دورش را گرفته بودند 467 00:41:22,059 --> 00:41:25,059 او رضی الله عنه به من گفت 468 00:41:25,059 --> 00:41:29,059 به روزی که بر تو می رسد بشارت می دهم 469 00:41:29,059 --> 00:41:32,059 پس گفتم ای پیامبر خدا 470 00:41:32,059 --> 00:41:36,059 این بخشی از توبه من است که چیزی جز حقیقت نمی گویم 471 00:41:36,059 --> 00:41:39,059 و از همه پولم صرف نظر کنم 472 00:41:40,059 --> 00:41:43,099 ایشان رضی الله عنه فرمودند 473 00:41:43,099 --> 00:41:46,099 مقداری از پول خود را دریافت کنید 474 00:41:46,099 --> 00:41:49,260 برای شما بهتر است 475 00:41:49,260 --> 00:41:53,260 گفتم: تیری که در خیبر بود در دست دارم. 476 00:41:53,260 --> 00:41:58,090 روزی به پیامبر صلی الله علیه و آله گفتم 477 00:41:58,090 --> 00:42:01,090 ای رسول خدا 478 00:42:01,090 --> 00:42:04,090 خداوند آنچه را که درباره شاعران نازل کرده، نازل کرده است 479 00:42:04,090 --> 00:42:07,090 ایشان رضی الله عنه فرمودند 480 00:42:07,090 --> 00:42:11,090 مجاهد با شمشیر و زبانش می جنگد 481 00:42:11,090 --> 00:42:14,090 سوگند به کسی که جان من در دست اوست 482 00:42:14,090 --> 00:42:17,090 آنچه به سوی آنها پرتاب می‌کنید، نجابت را تراوش می‌کند 483 00:42:17,090 --> 00:42:20,409 قبیله دوس اسلام آوردند 484 00:42:20,409 --> 00:42:23,409 از ترس آیه ای گفتم 485 00:42:23,440 --> 00:42:26,440 همه شبهه ها را از بین بردیم 486 00:42:26,440 --> 00:42:29,440 و خیبر بعد شمشیر کشیدیم 487 00:42:29,440 --> 00:42:32,440 حتی اگر صحبت کند آن را تلفظ می کنیم 488 00:42:32,440 --> 00:42:35,440 برششان می گفت دسا یا ثقیف 489 00:42:35,440 --> 00:42:39,980 پیامبر صلی الله علیه و آله به من فرمود 490 00:42:39,980 --> 00:42:42,980 پروردگارت تو را فراموش نکرده است 491 00:42:42,980 --> 00:42:45,980 و پروردگارت هرگز فراموش نکرده است 492 00:42:45,980 --> 00:42:47,980 بتا که گفتی 493 00:42:47,980 --> 00:42:50,980 گفتم چیه؟ 494 00:42:50,980 --> 00:42:53,980 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند 495 00:42:53,980 --> 00:42:56,980 بخوان ابوبکر 496 00:42:56,980 --> 00:42:59,980 ابوبکر گفت 497 00:42:59,980 --> 00:43:02,980 سخینا ادعا کرد که پروردگارش را شکست خواهد داد 498 00:43:03,980 --> 00:43:11,940 من کی هستم؟ 499 00:43:11,940 --> 00:43:14,940 جواب کعب بن ملکین الانصاری است 500 00:43:14,940 --> 00:43:17,940 خداوند از او راضی باشد