توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید یک چالش جدید از طرف من من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از غفار هستم من بعد از ورود پیامبر صلی الله علیه و آله به مدینه اسلام آوردم پس من شاهد کسی بودم که با او بود آن روز تیری به گلویم زدم پس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدم به جایی که پیکان بود تف کرد پس تبرئه شدم پس آن را المنحور نامیدند پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دو بار مرا به جانشینی خود در مدینه منصوب کرد یک بار در زندگی و یک بار در سال فتح من شاهد بیعت رضوان بودم زیر درخت بیعت کردم وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله می خواست به تبوک برود مرا نزد قومم فرستاد، غفار آنها را بسیج کرد تا از او پیروی کنند و با دشمنشان در تبوک ملاقات کردند پس در خانه هایشان نزد آنها آمدم فرمان رسول خدا صلی الله علیه و آله به آنها رسید به آنها اصرار کردم که بیرون بیایند پس با من فرار کردند تبوک شاهد گروه زیادی از آنها بود وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله در راه بازگشت بود شب با ما قدم زد نزدیکش رفتم پس خوابم برد بنابراین در حالی که روی کوه بودم خوابم برد سپس بیدار می شوم من شتر خود را از شتر او که درود خدا بر او باد نزدیکی او به او مرا می ترساند از ترس مصیبت او رضی الله عنه بنابراین من از او دور می شوم تا اینکه یک شب چشمانم از من خسته شد صندل های ضخیم روی من بود شتر من شتر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را ازدحام کرد. نوک کفشم به پای رسول خدا صلی الله علیه و آله افتاد. بنابراین به او آسیب رساند ایشان رضی الله عنه فرمودند احساس کنی یا صدمه ببینی پای تو را بگیر با شلاق به پایم زد پس گفتم برای من آمرزش بخواه ای رسول خدا من به کاری که انجام دادی اهمیت می دهم ترسیدم به خاطر عظمت کاری که کرده بودم قرآن بر من نازل شود وقتی شدیم رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا خواست در حالی که با ترس منتظر بودم به سمتش آمدم او رضی الله عنه به من گفت دیروز با پایت به من صدمه زدی پس با تازیانه زدم و به دردت خورد پس به جای اینکه من شما را بزنم، این گوسفندها را بردارید در چهره او رضوان الله تعالی علیه دیدم به خدا قسم او از من راضی است او برای من از دنیا و هر چه در آن بود عزیزتر بود من کی هستم؟ پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو با ما به اشتراک بگذارید پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد وقتی قسمت بعدی میاد انشالله