توقف کنید با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد یک چالش جدید از طرف من من یکی از اصحاب بزرگ هستم من اولین کسی بودم که مسلمان شدم من به خاطر ذهن سالمم معروف بودم آنها به کمال معروف هستند من هم بانوی زنان عالم هستم من مردانی را برای تجارت در مالی استخدام می کردم وقتی از صداقت پیامبر صلی الله علیه و آله شنیدم و مهارت او در تجارت به او پیشنهاد دادم که برای تجارت من به شام برود و این قبل از اعزام بود پس با آن بیرون رفت و سپس با سود مضاعف بازگشت پس من آن را می خواستم پس برایش پیشنهاد ازدواج دادم پس او رضی الله عنه با من ازدواج کرد او اولین همسر او شد و مادر همه فرزندانش به جز ابراهیم ایشان رضی الله عنه من را بسیار دوست داشتند علی تا وقتی که مرد ازدواج نکرد وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم او خود را در یک غار آزاد خلوت می کند جبرئیل علیه السلام نزد او آمد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از او به وحشت افتاد جبرئیل به او گفت بخوانید پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند من اهل مطالعه نیستم یعنی من اهل خواندن نیستم سه بار برایش تکرار کرد و پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید: من اهل مطالعه نیستم سپس به او گفت بخوان به نام پروردگارت که آفرید انسان از لخته آفریده شده است بخوان که پروردگارت کریم ترین است که با قلم درس می داد آنچه را که نمی دانست به انسان آموخت پس پیامبر صلی الله علیه و آله آن را برگرداند دلش می لرزد پس نزد من آمد و گفت به من پیوستند، به من پیوستند من او را تا جایی همراهی کردم که ترسش از بین رفت بعد این خبر را به من گفت و او گفت برای خودم ترسیدم پس به او گفتم نه موعظه کن به خدا سوگند خداوند هرگز شما را رسوا نمی کند به رحم خواهی رسید و صحبت را باور کنید و همه رو تحمل کن سپس آن را نزد پسر عمویم ورقه بن نوفل بردم او مردی بود که در دوران پیش از اسلام به مسیحیت گروید و در کتاب بخوانید پس به او گفتم بشنوید که برادرزاده شما چه می گوید ورقه گفت برادرزاده من، چه می بینی؟ پس پیامبر صلی الله علیه و آله به او خبر داد در غار چه بر او گذشت ورقه گفت این شریعت است که بر موسی نازل شد هنگام مبعوث، صلوات الله علیه من اولین کسی بودم که به او ایمان آوردم و او را باور کردم من نقش مهمی در تثبیت و حمایت از او داشتم و او را در رساندن تماس یاری کنید که در آغاز اسلام تأثیر بسزایی داشت و در روح پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم این بزرگترین افتخاری بود که تا به حال در دنیا دریافت کرده بودم روزی که خداوند مرا با جبرئیل درود فرستاد او مرا به خانه ای در بهشت مژده داد که از نی ساخته شده بود هیچ صدا و تقلبی وجود ندارد سه سال قبل از مهاجرت از دنیا رفت برای پیامبر صلی الله علیه و آله ناراحت شد خیلی غمگین سپس کمی بعد از من درگذشت عموی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ابوطالب اندوه بر او رضی الله عنه زیاد شد حتی آن سال نامگذاری شد در یک سال غم و اندوه من کی هستم؟ پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو به اشتراک بگذارید پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد وقتی قسمت بعدی میاد انشالله