WEBVTT

00:00:00.050 --> 00:00:03.410
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:03.410 --> 00:00:09.099
شهادت می دهم که محمد رسول است

00:00:09.099 --> 00:00:14.259
ضربات و نبض

00:00:14.259 --> 00:00:17.059
صحنه هایی از سیره پیامبر

00:00:17.059 --> 00:00:19.870
در خواندن محمد

00:00:19.870 --> 00:00:21.629
نوشته شده توسط پروفسور

00:00:21.629 --> 00:00:24.750
علی بن محمد بن علی القرن

00:00:24.750 --> 00:00:32.909
شهادت می دهم که محمد رسول است

00:00:46.100 --> 00:00:49.840
مادیان گمشده

00:00:50.000 --> 00:00:53.039
وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله آمد

00:00:53.039 --> 00:00:55.710
بنی عامر بن صعاصه

00:00:55.710 --> 00:00:59.630
پس آنها را به سوی خدا خواند و خود را به آنها تقدیم کرد

00:00:59.630 --> 00:01:04.510
مردی در میان آنها به نام بیهره بن فراس گفت

00:01:04.510 --> 00:01:08.430
به خدا اگر این خرده را از قریش گرفته بودم

00:01:08.430 --> 00:01:10.930
اعراب آن را می خوردند

00:01:10.930 --> 00:01:12.719
سپس به او گفت

00:01:12.719 --> 00:01:16.319
دیدی که ما به فرمان تو عمل می کنیم؟

00:01:16.319 --> 00:01:19.599
سپس خداوند تو را بر کسانی که با تو مخالفت کردند پیروز ساخت

00:01:19.599 --> 00:01:22.560
آیا بعد از شما موضوع را خواهیم داشت؟

00:01:22.560 --> 00:01:25.599
گفت به خدا بستگی دارد

00:01:25.599 --> 00:01:28.349
او آن را در جایی که می خواهد قرار می دهد

00:01:28.349 --> 00:01:29.980
و به او گفت

00:01:29.980 --> 00:01:33.500
آیا می خواهی بدون خود ما را به سوی اعراب برگردانی؟

00:01:33.500 --> 00:01:37.019
اگر ظاهر شود، به شخص دیگری بستگی دارد

00:01:37.019 --> 00:01:40.219
ما نیازی به سفارش شما نداریم

00:01:40.219 --> 00:01:42.379
وقتی مردم بیرون آمدند

00:01:42.379 --> 00:01:45.659
بن عامر را نزد شیخی از ایشان برگرداندم

00:01:45.659 --> 00:01:48.140
شاید سن او را فراگرفته باشد

00:01:48.299 --> 00:01:52.780
تا نتواند فصل را با آنها پشت سر بگذارد

00:01:52.780 --> 00:01:55.260
پس چون نزد او بازگشتند

00:01:55.260 --> 00:01:59.359
به او بگویید در آن فصل چه اتفاقی خواهد افتاد

00:01:59.359 --> 00:02:02.640
وقتی آن سال نزد او آمدند

00:02:02.640 --> 00:02:06.079
او از آنها پرسید که فصل چیست؟

00:02:06.079 --> 00:02:07.599
و گفتند

00:02:07.599 --> 00:02:10.080
جوانی از قریش نزد ما آمد

00:02:10.080 --> 00:02:12.960
سپس یکی از پسران عبدالمطلب

00:02:12.960 --> 00:02:15.199
او ادعا می کند که پیامبر است

00:02:15.199 --> 00:02:18.960
او از ما می خواهد که جلوی او را بگیریم و در کنارش باشیم

00:02:18.960 --> 00:02:22.740
ما آن را با خود به کشور خود می بریم

00:02:22.740 --> 00:02:26.659
شیخ دست بر سر او گذاشت و سپس فرمود

00:02:26.659 --> 00:02:28.419
ای بنی عامر

00:02:28.419 --> 00:02:30.580
آسیبی هم داره؟

00:02:30.580 --> 00:02:33.860
آیا گناهان او ادعایی دارد؟

00:02:33.860 --> 00:02:36.659
سوگند به کسی که جان فلانی در دست اوست

00:02:36.659 --> 00:02:40.419
هرگز به من گوش نده

00:02:40.419 --> 00:02:42.539
و این درست است

00:02:42.539 --> 00:02:45.819
نظر شما در مورد او چه بود؟

00:02:45.819 --> 00:02:49.500
او رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود

00:02:49.500 --> 00:02:52.860
او خود را با شرایط موجود به مردم نشان می دهد

00:02:52.860 --> 00:02:54.379
و او می گوید

00:02:54.379 --> 00:02:57.969
آیا مردی هست که بتواند مرا به قوم خود ببرد؟

00:02:57.969 --> 00:03:04.159
قریش مرا از ابلاغ سخنان پروردگارم باز داشتند

00:03:04.159 --> 00:03:06.800
مردی از همدان نزد او آمد

00:03:06.800 --> 00:03:08.000
و او گفت

00:03:08.000 --> 00:03:09.599
تو کی هستی؟

00:03:09.599 --> 00:03:11.120
مرد گفت

00:03:11.120 --> 00:03:12.960
از همدان

00:03:12.960 --> 00:03:14.080
او گفت

00:03:14.080 --> 00:03:16.800
آیا مردم شما کسی را دارند که از آن جلوگیری کند؟

00:03:16.800 --> 00:03:18.610
گفت بله

00:03:18.610 --> 00:03:22.370
سپس آن مرد ترسید که قومش او را تحقیر کنند

00:03:22.370 --> 00:03:25.650
سپس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد

00:03:25.650 --> 00:03:27.360
و به او گفت

00:03:27.360 --> 00:03:29.599
میام پیششون و بهشون میگم

00:03:29.599 --> 00:03:32.800
بعد من از یک سال پیش پیش شما می آیم

00:03:32.800 --> 00:03:34.479
گفت بله

00:03:34.479 --> 00:03:35.919
پس برو

00:03:35.919 --> 00:03:39.949
هیئت انصار در رجب آمدند

00:03:39.949 --> 00:03:41.949
او را بانو کلب می نامیدند

00:03:41.949 --> 00:03:43.870
او را نپذیرفتند

00:03:43.870 --> 00:03:46.189
پیرمردی در میان آنها گفت

00:03:46.189 --> 00:03:49.629
چه خوب است که این دختر را به آن دعوت کنیم

00:03:49.629 --> 00:03:52.750
با این حال، مردم او را دور کردند

00:03:52.750 --> 00:03:54.590
حتی اگر برای مردمش خوب باشد

00:03:54.590 --> 00:03:57.500
اعراب از او پیروی نکردند

00:03:57.500 --> 00:04:02.590
همه در هدر دادن فرصت مشارکت داشتند

00:04:02.590 --> 00:04:07.069
فکر می کنم با اخبار بنی شیبان و عبس بیشتر آشنا شوید

00:04:07.069 --> 00:04:10.669
اولی یک مدل متمایز از گفتگو است

00:04:10.669 --> 00:04:12.030
و دومی

00:04:12.030 --> 00:04:16.189
او به شما می گوید که یک مرد فقط می تواند با مردم خود باشد
