WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:03.000
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:15.220 --> 00:00:18.219
انجمن مواضع خشنود است

00:00:18.219 --> 00:00:22.219
تا تصاویری از زندگی صحابه را به شما تقدیم کنم

00:00:22.219 --> 00:00:25.219
اید الرحمن رفاه الپاشا

00:00:25.219 --> 00:00:27.260
خدا رحمتش کند

00:00:27.260 --> 00:00:31.140
حکیم بن حزام

00:00:31.140 --> 00:00:33.210
خداوند از او راضی باشد

00:00:45.390 --> 00:00:49.990
آیا از صحابه خبری در این باره دریافت کردید؟

00:00:49.990 --> 00:00:55.990
تاریخ نوشته است که او تنها فرزندی بود که در کعبه به دنیا آمد

00:00:55.990 --> 00:00:59.149
در مورد این داستان تولد او

00:00:59.149 --> 00:01:05.150
نتیجه آن این است که مادرش با جمعی از شیفتگانش به داخل کعبه وارد شد

00:01:05.150 --> 00:01:07.150
برای تماشای آن

00:01:07.150 --> 00:01:12.340
آن زمان برای هر مناسبتی باز بود

00:01:12.340 --> 00:01:15.340
مادرش در آن زمان او را باردار بود

00:01:15.340 --> 00:01:18.700
او در حالی که در کعبه بود ناگهان زایمان کرد

00:01:18.700 --> 00:01:21.950
او نمی توانست آن را ترک کند

00:01:21.950 --> 00:01:25.950
زنبیلی برایش آورد و او بچه اش را روی آن به دنیا آورد

00:01:25.950 --> 00:01:27.950
و اون بچه بود

00:01:27.950 --> 00:01:30.950
حکیم بن حزام بن خویلد

00:01:30.950 --> 00:01:34.019
او برادر زاده مادر مؤمنان است

00:01:34.019 --> 00:01:37.019
خانم خدیجه بنت خویلد

00:01:37.019 --> 00:01:40.049
خداوند از او راضی و خشنود باشد

00:01:40.049 --> 00:01:44.049
حکیم بن حزام در خانواده ای با نسب باستانی بزرگ شد

00:01:44.049 --> 00:01:47.049
اعتبار و ثروت گسترده

00:01:47.049 --> 00:01:52.049
علاوه بر این، او باهوش، باهوش و فاضل بود

00:01:52.049 --> 00:01:56.049
پس قومش بر او چیره شدند و به او منصب سرپرستی دادند

00:01:56.049 --> 00:01:58.049
از پول خودش بیرون می آمد

00:01:58.049 --> 00:02:04.049
آنچه برای زائران قطع شده بیت الله الحرام در دوران جاهلی فراهم می کند

00:02:04.049 --> 00:02:12.180
حکیم قبل از بعثت از دوستان صمیمی رسول خدا صلی الله علیه و آله بود.

00:02:12.180 --> 00:02:16.180
با اینکه پنج سال از پیامبر اکرم بزرگتر است

00:02:16.180 --> 00:02:20.180
با این حال با آن آشنا بود و از آن لذت می برد

00:02:20.180 --> 00:02:24.180
با همراهی و نشستن با او احساس راحتی می کند

00:02:24.180 --> 00:02:27.210
او رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود

00:02:27.210 --> 00:02:32.210
او دوستی و دوستی را با دوستی عوض می کند

00:02:32.210 --> 00:02:37.210
سپس خانواده نزدیک آمدند و رابطه آنها را تقویت کردند

00:02:37.210 --> 00:02:41.210
همان موقع بود که پیامبر صلی الله علیه و آله ازدواج کرد

00:02:41.210 --> 00:02:46.210
از عمه اش خدیجه بنت خویلد رضی الله عنه

00:02:46.210 --> 00:02:53.340
پس از تمام آنچه برای شما توضیح دادیم، ممکن است از رابطه حکیم با رسول خدا صلی الله علیه و آله تعجب کنید.

00:02:53.340 --> 00:02:57.340
اگر می دانستید که حکیم تا روز فتح اسلام نیاورد

00:02:57.340 --> 00:03:02.340
از زمانی که بعثت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم گذشت

00:03:02.340 --> 00:03:05.340
بیش از بیست سال

00:03:05.340 --> 00:03:09.500
مردم به مردی مثل حکیم بن حزام بدگمان بودند

00:03:09.500 --> 00:03:12.500
خداوند آن عقل عاقل را نصیبش کند

00:03:12.500 --> 00:03:18.500
این نزدیکی به پیامبر صلی الله علیه و آله برای او آسان بود

00:03:18.500 --> 00:03:21.500
تا اولین کسی باشم که به او ایمان آورد

00:03:21.500 --> 00:03:25.500
کسانی که به دعوت او ایمان دارند و کسانی که به هدایت او هدایت می شوند

00:03:25.500 --> 00:03:30.500
اما این خواست خداست و هر چه خدا بخواهد اتفاق می افتد

00:03:30.500 --> 00:03:34.659
ما همچنین تاخیر در مسلمان شدن حکیم بن حزام را تحسین می کنیم

00:03:34.659 --> 00:03:38.659
او و خودش آن را دوست داشتند

00:03:38.659 --> 00:03:42.659
به سختی وارد اسلام شده بود و شیرینی ایمان را چشیده بود

00:03:42.659 --> 00:03:47.659
تا اینکه باعث شد تا لحظه لحظه زندگیش حسرت بخوریم

00:03:47.659 --> 00:03:51.659
او مشرک به خدا و کافر پیامبرش است

00:03:51.659 --> 00:03:55.659
پس از مسلمان شدن پسرش او را در حال گریه دید

00:03:55.659 --> 00:03:58.659
گفت: چه چیزی تو را به گریه انداخته است پدر؟

00:03:58.659 --> 00:04:03.659
خیلی چیزها گفت که همه اش گریه ام را درآورد پسرم

00:04:03.659 --> 00:04:07.659
اول کندی اسلامی است

00:04:07.659 --> 00:04:11.659
که باعث شد به لحظات خوب زیادی برسم

00:04:11.659 --> 00:04:14.659
حتی اگر زمین پر از طلا را خرج کنم

00:04:14.659 --> 00:04:17.660
وقتی به هر کدام از آن رسیدم

00:04:17.660 --> 00:04:20.720
سپس خداوند مرا در روز بدر و احد نجات داد

00:04:20.720 --> 00:04:23.720
آن روز به خودم گفتم:

00:04:23.720 --> 00:04:28.720
پس از آن من از قریش در برابر رسول خدا صلی الله علیه و آله حمایت نمی کنم.

00:04:28.720 --> 00:04:31.720
من مکه را ترک نمی کنم

00:04:31.720 --> 00:04:35.819
دیری نگذشت که مرا به حمایت از قریش کشاندند

00:04:35.819 --> 00:04:38.879
بعد هر وقت به اسلام علاقه مند شدم

00:04:38.879 --> 00:04:41.879
به بقایای مردان قریش نگاه کردم

00:04:41.879 --> 00:04:44.879
مردان قریش دندان و سرنوشت دارند

00:04:44.879 --> 00:04:48.879
آنها به اعمال قبل از اسلام قبل از اسلام خود چسبیده اند

00:04:48.879 --> 00:04:51.939
بنابراین من آنها را دنبال می کنم و با آنها همراه هستم

00:04:51.939 --> 00:04:54.980
کاش نبودم

00:04:54.980 --> 00:04:59.980
تنها چیزی که ما را نابود کرد تقلید از پدران و بزرگانمان بود

00:04:59.980 --> 00:05:03.199
پسرم چرا گریه نمی کنم؟

00:05:03.199 --> 00:05:07.199
ما نیز از تأخیر در مسلمان شدن حکیم بن حزام تعجب کردیم

00:05:07.199 --> 00:05:11.199
و خود او نیز از آن شگفت زده شد

00:05:11.199 --> 00:05:14.199
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:05:14.199 --> 00:05:19.199
او از مردی که چنین رویا و فهمی داشت مانند حکیم بن حزام شگفت زده شد

00:05:19.199 --> 00:05:22.199
چگونه اسلام از او پنهان مانده است؟

00:05:22.199 --> 00:05:26.199
برای او و برای مردمی که مانند او بودند آرزو کرد

00:05:26.199 --> 00:05:29.300
تعجیل در ورود به دین خدا

00:05:29.300 --> 00:05:32.300
در شبی که قبل از فتح مکه بود

00:05:32.300 --> 00:05:35.300
حضرت علیه السلام به یارانش فرمودند

00:05:35.300 --> 00:05:38.300
چهار نفر در مکه هستند

00:05:38.300 --> 00:05:42.329
آنها را از شرک دور کن و اسلام را برایشان بخواه

00:05:42.329 --> 00:05:45.329
عرض شد: ای رسول خدا آنها کیستند؟

00:05:45.329 --> 00:05:50.329
عطاب بن آسید و جبیر بن معتیم گفتند

00:05:50.329 --> 00:05:54.329
حکیم بن حزام و سهیل بن عمر

00:05:54.329 --> 00:05:59.420
به لطف خدا بر آنان همه اسلام آوردند

00:05:59.420 --> 00:06:04.420
هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به عنوان فاتح وارد مکه شد.

00:06:04.420 --> 00:06:07.420
ابا جز برای بزرگداشت حکیم بن حزام

00:06:07.420 --> 00:06:10.420
به تماس گیرنده اش دستور داد که صدا بزند

00:06:10.420 --> 00:06:14.420
هر کس شهادت دهد که معبودی جز خدای یکتا و بی شریک نیست

00:06:14.420 --> 00:06:19.420
و اینکه محمد بنده و فرستاده اوست پس در امان است

00:06:19.420 --> 00:06:24.490
هر کس نزدیک کعبه بنشیند و سلاحش را زمین بگذارد در امان است

00:06:24.490 --> 00:06:27.490
هر که درش را ببندد در امان است

00:06:27.490 --> 00:06:31.550
هر کس وارد خانه ابوسفیان شود در امان است

00:06:31.550 --> 00:06:35.649
هر کس وارد خانه حکیم بن حزام شود در امان است

00:06:35.649 --> 00:06:39.709
خانه حکیم بن حزام در پایین مکه بود

00:06:39.709 --> 00:06:42.709
خانه ابوسفیان در بالای آن بود

00:06:42.709 --> 00:06:47.870
حکیم بن حزام اسلام آورد و قلبش حکومت او شد

00:06:47.870 --> 00:06:51.870
با ایمانی ایمان آورد که خون او و آنچه دلش را در هم آمیخت

00:06:51.870 --> 00:06:57.870
او خود را متعهد می‌دانست که برای هر مقامی که در دوران جاهلیت گرفته بود، کفاره بدهد

00:06:57.870 --> 00:07:00.870
یا هزینه ای که در دشمنی با رسول خرج کرد

00:07:00.870 --> 00:07:02.870
با نمونه هایی مثل او

00:07:02.870 --> 00:07:04.870
او به سوگند خود وفا کرد

00:07:04.870 --> 00:07:08.970
از جمله اینکه دستگاهی است که برای مراجعه به خانه سمپوزیوم استفاده می شود

00:07:08.970 --> 00:07:11.970
خانه ای باستانی و تاریخی است

00:07:11.970 --> 00:07:16.970
قریش در زمان جاهلیت در آنجا بود

00:07:16.970 --> 00:07:19.970
و در آنجا اربابان و بزرگانشان جمع شدند

00:07:19.970 --> 00:07:23.970
پیروی از رسول خدا صلی الله علیه و آله

00:07:23.970 --> 00:07:27.970
حکیم بن حزام می خواست از شر آن خلاص شود

00:07:27.970 --> 00:07:32.970
انگار می خواست پرده فراموشی را ببندد

00:07:32.970 --> 00:07:35.970
در آن گذشته نفرت انگیز

00:07:35.970 --> 00:07:39.100
آن را به صد هزار درهم فروخت

00:07:39.100 --> 00:07:42.100
شخصی از پسران قریش به او گفت

00:07:42.100 --> 00:07:45.100
آبروی قریش را فروختم عمو

00:07:45.100 --> 00:07:48.220
حکیم به او گفت

00:07:48.220 --> 00:07:50.290
بیا پسر

00:07:50.290 --> 00:07:52.290
همه خوبی ها از بین رفته است

00:07:52.290 --> 00:07:55.290
فقط تقوا باقی می ماند

00:07:55.290 --> 00:07:57.290
و من آن را نفروختم

00:07:57.290 --> 00:08:00.290
جز اینکه با قیمت آن خانه ای در بهشت بخریم

00:08:00.290 --> 00:08:06.290
به شما شهادت می دهم که بهای آن را در راه خدای متعال پرداختم

00:08:06.290 --> 00:08:10.509
حکیم بن حزام پس از تشرف به اسلام به حج پرداخت

00:08:10.509 --> 00:08:15.509
پس صد شتر را که جامه‌های روشن بر تن داشتند به جلو برد

00:08:15.509 --> 00:08:19.509
سپس همه را ذبح کردیم تا به خدا نزدیک شویم

00:08:19.509 --> 00:08:21.579
و در برهان دیگر

00:08:21.579 --> 00:08:23.579
در عرفات توقف کرد

00:08:23.579 --> 00:08:26.579
و صد نفر از بندگانش با او بودند

00:08:26.579 --> 00:08:31.579
گردن هر کدام را یقه نقره ای گذاشت

00:08:31.579 --> 00:08:32.580
روی آن حک شده است

00:08:32.580 --> 00:08:37.580
آزاد كردن خداوند متعال به حكيم بن حزام

00:08:37.580 --> 00:08:40.769
سپس همه آنها را آزاد کرد

00:08:40.769 --> 00:08:42.769
و در استدلال سوم

00:08:42.769 --> 00:08:45.769
هزار شاه پیش او راه می رفتند

00:08:45.769 --> 00:08:47.769
بله هزار شاه

00:08:47.769 --> 00:08:50.769
و من تمام پای او را در ما می بینم

00:08:50.769 --> 00:08:53.769
با گوشت آن مسلمانان فقیر را سیر می کرد

00:08:53.769 --> 00:08:56.769
به خداوند متعال نزدیک تر است

00:08:56.769 --> 00:08:58.899
پس از جنگ حنین

00:08:58.899 --> 00:09:04.899
حکیم بن حزام از رسول خدا صلی الله علیه و آله از غنایم پرسید.

00:09:04.899 --> 00:09:05.899
پس آن را به او داد

00:09:05.899 --> 00:09:07.899
سپس از او خواست و به او داد

00:09:07.899 --> 00:09:11.899
تا آنكه آنچه برد به صد شتر رسيد

00:09:11.899 --> 00:09:14.899
در آن زمان یک حدیث اسلام وجود داشت

00:09:14.899 --> 00:09:18.899
رسول خدا صلی الله علیه و آله به او فرمود

00:09:18.899 --> 00:09:19.899
ای مرد عاقل

00:09:19.899 --> 00:09:22.899
این پول شیرین و سبز است

00:09:22.899 --> 00:09:26.899
هر که آن را با سخاوت بگیرد، در آن برکت خواهد یافت

00:09:26.899 --> 00:09:31.899
و هر کس آن را تحت نظر نفسی بگیرد، بر آن رحمت نخواهد شد

00:09:31.899 --> 00:09:34.899
مثل کسی بود که می خورد و سیر نمی شود

00:09:34.899 --> 00:09:38.929
دست بالا بهتر از دست پایین است

00:09:38.929 --> 00:09:44.019
هنگامی که حکیم بن حزام این را از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شنید

00:09:44.019 --> 00:09:45.019
او گفت

00:09:45.019 --> 00:09:47.019
ای رسول خدا

00:09:47.019 --> 00:09:49.019
سوگند به کسی که تو را به حق فرستاد

00:09:49.019 --> 00:09:52.019
بعد از تو از هیچ کس چیزی نمی خواهم

00:09:52.019 --> 00:09:55.019
من از کسی چیزی نمی گیرم

00:09:55.019 --> 00:09:58.019
تا اینکه دنیا را ترک کنم

00:09:58.019 --> 00:10:01.220
درستی مرد عاقل با سوگندش، درست ترین درستکاری است

00:10:01.220 --> 00:10:03.250
در زمان حکومت ابوبکر

00:10:03.250 --> 00:10:06.250
دوست بیش از یک بار او را دعوت کرد

00:10:06.250 --> 00:10:09.250
کمک هایش را از بیت المال مسلمین بگیرد

00:10:09.250 --> 00:10:11.250
اما او از گرفتن آن امتناع کرد

00:10:11.250 --> 00:10:14.250
هنگامی که خلافت به آل فاروق رسید

00:10:14.250 --> 00:10:17.250
او را دعوت کرد تا پیشنهاد خود را بپذیرد

00:10:17.250 --> 00:10:20.250
او همچنین حاضر به گرفتن چیزی از او نشد

00:10:20.250 --> 00:10:23.250
پس عمر در میان مردم برخاست و گفت

00:10:23.250 --> 00:10:26.250
ای امت مسلمین به شما شهادت می دهم

00:10:26.250 --> 00:10:30.250
من از یک مرد عاقل می خواهم که هدیه اش را به عنوان پدر بگیرد

00:10:30.250 --> 00:10:33.409
و حکیم هم چنان ماند

00:10:33.409 --> 00:10:37.409
او تا زمان مرگ از کسی چیزی نگرفت

00:10:37.409 --> 00:10:44.009
چهار نفر در مکه هستند که از شرک مبرا هستند

00:10:44.009 --> 00:10:47.039
من از آنها می خواهم اسلام را قبول کنند

00:10:47.039 --> 00:10:50.039
یکی از آنها حکیم بن حزام است

00:10:50.039 --> 00:10:54.000
محمد رسول خداست
