WEBVTT

00:00:00.850 --> 00:00:04.209
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:04.209 --> 00:00:11.669
زندگی پیشینیان بین گفتار و کردار

00:00:11.669 --> 00:00:14.669
ترس، دلهره و امید

00:00:14.669 --> 00:00:17.500
ترس و دلهره

00:00:17.500 --> 00:00:21.910
زمانی که عمر رضی الله عنه به ضرب چاقو افتاد

00:00:21.910 --> 00:00:25.410
مردم آمدند و از او تعریف کردند

00:00:25.410 --> 00:00:26.910
و او گفت

00:00:26.910 --> 00:00:32.420
آرزو کردم که این یک امرار معاش باشد، نه برای من و نه برای من

00:00:32.420 --> 00:00:35.920
به ابوموسی اشعری رضی الله عنه گفت

00:00:36.780 --> 00:00:41.780
آیا اسلام ما شما را از رسول خدا صلی الله علیه و آله خشنود می کند؟

00:00:41.780 --> 00:00:43.780
با او رفتیم

00:00:43.780 --> 00:00:45.780
و مبارزه ما با اوست

00:00:45.780 --> 00:00:47.780
همه با او کار کردیم

00:00:47.780 --> 00:00:49.780
به ما بازپرداخت کنید

00:00:49.780 --> 00:00:53.280
و هر عملی که بعد از او انجام دادیم از آن نجات یافتیم

00:00:53.280 --> 00:00:56.280
کانتور سر به سر

00:00:56.280 --> 00:00:58.280
گفت: نه به خدا سوگند.

00:00:58.280 --> 00:01:02.780
ما بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله مبارزه کردیم

00:01:02.780 --> 00:01:04.780
نماز خواندیم و روزه گرفتیم

00:01:04.780 --> 00:01:07.780
ما کارهای خوبی انجام دادیم

00:01:07.780 --> 00:01:10.780
بسیاری از مردم به دست ما مسلمان شدند

00:01:10.780 --> 00:01:12.780
ما به آن امیدواریم

00:01:12.780 --> 00:01:14.780
عمر گفت

00:01:14.780 --> 00:01:18.780
اما من قسم به کسی که جان عمر در دست اوست

00:01:18.780 --> 00:01:21.780
کاش ما را خنک می کرد

00:01:21.780 --> 00:01:25.780
و هر کاری که بعد از او انجام دادیم، زنده ماندیم

00:01:25.780 --> 00:01:29.230
کانتور سر به سر

00:01:29.230 --> 00:01:32.230
از ابن عمر رضی الله عنه گفت:

00:01:32.230 --> 00:01:36.230
سر عمر رضی الله عنه در دامان من بود

00:01:36.230 --> 00:01:39.230
گفت: ای عبدالله.

00:01:39.230 --> 00:01:41.230
سرم را بگذار روی زمین

00:01:41.230 --> 00:01:44.329
گفت پس جامه ام را جمع کردم

00:01:44.329 --> 00:01:46.329
بنابراین آن را زیر سرش گذاشتم

00:01:46.329 --> 00:01:51.489
گفت: سرم را بگذار زمین، مادر نداری.

00:01:51.489 --> 00:01:55.489
سپس گفت: وای بر عمر و وای بر مادرش

00:01:55.489 --> 00:01:57.489
اگر خدا او را نبخشد

00:01:57.489 --> 00:02:01.969
عبدالله بن مسعود رضی الله عنه گفت

00:02:01.969 --> 00:02:06.969
مؤمن گناهان خود را چنان می بیند که گویی زیر کوهی نشسته است

00:02:06.969 --> 00:02:09.969
می ترسد این اتفاق برایش بیفتد

00:02:09.969 --> 00:02:14.969
فاسق گناهان خود را مانند مگس هایی می بیند که از دماغش می گذرند

00:02:14.969 --> 00:02:16.969
اینجوری گفت

00:02:16.969 --> 00:02:22.610
ابوشهاب زهری در حالی که دستش بالای بینی بود گفت

00:02:22.610 --> 00:02:25.610
حذیفه بن الیمان رضی الله عنه گفت

00:02:25.610 --> 00:02:31.610
مردم از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از احسان سؤال می کردند

00:02:31.610 --> 00:02:36.900
از ترس اینکه مبادا بر من سبقت بگیرد از او در مورد شر می پرسیدم

00:02:36.900 --> 00:02:41.900
وقتی حذیفه بن الیمان رضی الله عنه فوت کرد

00:02:41.900 --> 00:02:43.900
او بسیار نگران بود

00:02:43.900 --> 00:02:46.930
به او گفتند: چه چیزی تو را به گریه می‌اندازد؟

00:02:46.930 --> 00:02:50.930
گفت: از حسرت دنیا گریه نمی کنم

00:02:50.930 --> 00:02:52.930
بلکه مرگ برای من محبوب تر است

00:02:52.930 --> 00:02:56.930
اما نمی دانم چه کنم

00:02:56.930 --> 00:03:00.219
رضایت یا نارضایتی؟

00:03:00.219 --> 00:03:03.219
از ابوهریره رضی الله عنه گفت

00:03:03.219 --> 00:03:07.219
کسی که از ترس خدا گریه کند به جهنم پناه نمی برد

00:03:07.219 --> 00:03:10.500
تا زمانی که شیر به پستان برگردد

00:03:10.500 --> 00:03:13.500
ایشان رضی الله عنه در هنگام بیماری گریه کردند

00:03:13.500 --> 00:03:16.500
به او گفتند: چه چیزی تو را به گریه می‌اندازد؟

00:03:16.500 --> 00:03:20.500
گفت: برای این دنیای تو گریه نمی کنم

00:03:20.500 --> 00:03:25.500
اما برای دوری سفر و نبودن روزی ام گریه می کنم

00:03:25.500 --> 00:03:30.500
در بهشت و جهنم بالا و پایین رفتم

00:03:30.500 --> 00:03:34.500
نمیدونم کدوم رو بگیرم

00:03:34.500 --> 00:03:39.919
ابن عباس قبل از مرگ عایشه رضی الله عنها اجازه گرفت

00:03:39.919 --> 00:03:40.919
او شکست خورده است

00:03:40.919 --> 00:03:45.919
گفت انشاءالله حالتان خوب است.

00:03:45.919 --> 00:03:49.919
همسر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:03:49.919 --> 00:03:52.919
او با باکره ای غیر از تو ازدواج نکرد

00:03:52.919 --> 00:03:54.919
بهانه تو از بهشت نازل شد

00:03:54.919 --> 00:04:00.919
او گفت: ای کاش فراموش شده بودم.

00:04:00.919 --> 00:04:04.300
خباب بن الارت رضی الله عنه برگشت

00:04:04.300 --> 00:04:09.300
بقایای اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:04:09.300 --> 00:04:12.300
گفتند: اباعبدالله را بشارت ده

00:04:12.300 --> 00:04:16.300
برادرانت فردا بیایند جلو

00:04:16.300 --> 00:04:20.300
گریه کرد و گفت: چه بلایی سرش آمده؟

00:04:20.300 --> 00:04:23.339
اما من نگران نیستم

00:04:23.339 --> 00:04:26.339
اما تو منو یاد یه سری آدم انداختی

00:04:26.339 --> 00:04:29.339
و تو آنها را برای من برادر خواندی

00:04:29.339 --> 00:04:34.339
و این افراد دستمزد خود را همانگونه که هستند دریافت کرده اند

00:04:34.339 --> 00:04:39.339
و بیم آن دارم که پاداش اعمالی که به یاد می آورید باشد

00:04:39.339 --> 00:04:42.689
ما دنبال آنها نیامدیم

00:04:42.689 --> 00:04:46.720
عن شدادبن عوسان الانصاری رضی الله عنه

00:04:46.720 --> 00:04:49.720
آن موقع بود که به رختخواب رفت

00:04:49.720 --> 00:04:51.720
روی تختش غلت می زند

00:04:51.720 --> 00:04:53.720
خواب به سراغش نمی آید

00:04:53.720 --> 00:04:55.720
و او می گوید

00:04:55.720 --> 00:04:59.720
خدایا آتش خوابم را گرفته است

00:04:59.720 --> 00:05:04.300
پس برمی خیزد و تا صبح نماز می خواند

00:05:04.300 --> 00:05:07.300
از ابورجائن عطاردی می‌گوید:

00:05:07.300 --> 00:05:11.300
ابن عباس رضی الله عنه را دیدم

00:05:11.300 --> 00:05:16.779
و ته چشمانش مانند تله های فرسوده اشک بود

00:05:16.779 --> 00:05:20.779
ابن عمر رضی الله عنه وارد کعبه شد

00:05:20.779 --> 00:05:23.779
شنیدم که سجده می کرد و می گفت

00:05:23.779 --> 00:05:29.779
شاید بدانید چه چیزی مرا از رقابت با قریش در این دنیا باز می دارد

00:05:29.779 --> 00:05:32.100
جز ترس تو

00:05:32.100 --> 00:05:35.100
کعب الاحبار رحمه الله گفت

00:05:35.100 --> 00:05:38.100
چون از ترس خدا گریه می کنم

00:05:38.100 --> 00:05:41.100
بنابراین اشک هایم روی گونه هایم جاری می شوند

00:05:41.100 --> 00:05:46.449
من آن را بیشتر از دادن وزنم به طلا در امور خیریه دوست دارم

00:05:46.449 --> 00:05:49.449
سفیان الثوری رحمه الله گفت

00:05:49.449 --> 00:05:53.449
هیچ یک از من نمی توانستم عبادت را تحمل کنم یا قادر به انجام آن نباشم

00:05:53.449 --> 00:05:55.449
جز شدت ترس

00:05:55.449 --> 00:05:58.860
او سعید بن المسیاب رحمه الله بود

00:05:58.860 --> 00:06:01.860
او در مجالس خود بسیار می گوید

00:06:01.860 --> 00:06:04.860
خدایا به ما آرامش بده

00:06:04.860 --> 00:06:08.149
به حسن البصری رحمه الله گفته شد

00:06:08.149 --> 00:06:12.180
با افرادی که از ما می ترسند چه کنیم؟

00:06:12.180 --> 00:06:15.180
تا اینکه قلب ما تقریباً پرواز می کند

00:06:15.180 --> 00:06:17.220
الحسن گفت

00:06:17.220 --> 00:06:21.220
به خدا سوگند تو در جمع مردمی هستی که از تو می ترسند

00:06:21.220 --> 00:06:23.220
تا زمانی که امنیت به شما برسد

00:06:23.220 --> 00:06:27.220
برای شما بهتر از بودن با افرادی است که به شما ایمان دارند

00:06:27.220 --> 00:06:29.220
تا زمانی که ترس شما را فرا گیرد

00:06:29.220 --> 00:06:31.790
برخی از پیشینیان گفتند

00:06:31.790 --> 00:06:35.790
از گریه و فشردن چشمانش نمی ترسد

00:06:35.790 --> 00:06:39.790
ولى كسى كه از رها كردن امر مى ترسد، همان است كه مى ترسد

00:06:39.790 --> 00:06:42.399
تا او را شکنجه کند

00:06:42.399 --> 00:06:45.399
از ابراهیم بن شیبان رحمه الله

00:06:45.399 --> 00:06:47.459
او گفت

00:06:47.459 --> 00:06:49.459
ترس در دل ساکن است

00:06:49.459 --> 00:06:52.459
جاهای آرزوها را در آن بسوزانید

00:06:52.459 --> 00:06:55.459
آرزوی دنیا را از او بیرون کرد

00:06:55.459 --> 00:06:58.879
از قاسم بن محمد نقل کرده است:

00:06:58.879 --> 00:07:02.879
با ابن مبارک رحمه الله همسفر بودیم

00:07:02.879 --> 00:07:05.879
اغلب به ذهنم خطور می کرد

00:07:05.879 --> 00:07:07.879
پس با خودم می گویم

00:07:07.879 --> 00:07:11.879
این مرد از چه لحاظ ما را ترجیح داد؟

00:07:11.879 --> 00:07:15.879
تا اینکه در میان مردم شهرت یافت

00:07:15.879 --> 00:07:17.879
اگر نماز بخواند

00:07:17.879 --> 00:07:19.879
ما دعا خواهیم کرد

00:07:19.879 --> 00:07:21.879
حتی اگر روزه بگیرد

00:07:21.879 --> 00:07:23.879
روزه خواهیم گرفت

00:07:23.879 --> 00:07:25.879
حتی اگر تهاجم کند

00:07:25.879 --> 00:07:27.879
ما حمله خواهیم کرد

00:07:27.879 --> 00:07:29.879
حتی اگر در حال ادای حج باشد

00:07:29.879 --> 00:07:31.939
حج می کنیم

00:07:31.939 --> 00:07:33.939
او گفت

00:07:33.939 --> 00:07:36.939
مدتی در راه دمشق بودیم

00:07:36.939 --> 00:07:38.939
یک شب در خانه شام می خوریم

00:07:38.939 --> 00:07:41.040
وقتی لامپ خاموش شد

00:07:41.040 --> 00:07:44.040
برخی از ما بلند شدیم و چراغ را برداشتیم

00:07:45.040 --> 00:07:47.040
پس آنجا ماند

00:07:47.040 --> 00:07:49.040
سپس چراغ را آورد

00:07:49.040 --> 00:07:52.069
پس به چهره ابن مبارک نگاه کردم

00:07:52.069 --> 00:07:55.069
ریشش از اشک خیس شده بود

00:07:55.069 --> 00:07:57.170
پس با خودم گفتم

00:07:57.170 --> 00:08:01.170
با این ترس این مرد ما را ترجیح داد

00:08:01.170 --> 00:08:04.170
شاید زمانی که چراغ را گم کرد

00:08:04.170 --> 00:08:06.170
پس به تاریکی رفت

00:08:06.170 --> 00:08:08.740
ذکر قیامت

00:08:08.740 --> 00:08:11.740
ابن مبارک رحمه الله گفت

00:08:11.740 --> 00:08:13.740
داناترین شما

00:08:13.740 --> 00:08:16.740
او باید بیشترین ترس را از شما داشته باشد

00:08:16.740 --> 00:08:21.000
عبدالرحمن بن یزید بن جابر گفت

00:08:21.000 --> 00:08:24.000
به یزید بن مرتدر رحمه الله گفتم

00:08:24.000 --> 00:08:27.000
چرا میبینم چشمات خشک نشده؟

00:08:27.000 --> 00:08:28.000
او گفت

00:08:28.000 --> 00:08:30.000
مشکل شما چیست؟

00:08:30.290 --> 00:08:33.289
چرا میبینم چشمات خشک نشده؟

00:08:33.289 --> 00:08:34.379
او گفت

00:08:34.379 --> 00:08:36.379
سوال شما در مورد او چیست؟

00:08:36.379 --> 00:08:38.450
گفتم

00:08:38.450 --> 00:08:41.450
خداوند متعال مرا در این امر یاری فرماید

00:08:41.450 --> 00:08:43.509
او گفت

00:08:43.509 --> 00:08:49.509
خداوند مرا تهدید کرده است که اگر از او سرپیچی کنم، مرا در جهنم زندانی خواهد کرد

00:08:49.509 --> 00:08:54.509
به خدا اگر تهدیدم نمی کرد فقط در حمام زندانی می کرد

00:08:54.509 --> 00:08:58.830
دوست داشتم چشمم خشک نشود

00:08:58.830 --> 00:09:02.830
گفت الفضیل بن ایاد رحمه الله

00:09:02.830 --> 00:09:05.830
هر که از خدا بترسد، هیچ کس به او آسیبی نمی رساند

00:09:05.830 --> 00:09:11.149
هر کس غیر از خدا بترسد هیچ کس به او سودی نمی رساند

00:09:11.149 --> 00:09:15.149
ابوسلیمان الدرانی رحمه الله گفت

00:09:15.149 --> 00:09:18.149
از حسن اعتماد او به خداوند متعال

00:09:18.149 --> 00:09:20.149
سپس از خدا نمی ترسد

00:09:20.149 --> 00:09:22.629
او فریب خورده است

00:09:22.629 --> 00:09:24.629
مروضی گفت

00:09:24.629 --> 00:09:27.629
او اباعبدالله رحمه الله بود

00:09:27.629 --> 00:09:30.629
اگر از مرگ یاد کند، درس ها او را خفه می کند

00:09:30.629 --> 00:09:32.659
و او می گفت

00:09:32.659 --> 00:09:36.659
ترس مرا از خوردن و آشامیدن باز می دارد

00:09:36.659 --> 00:09:38.659
و اگر مرگ را ذکر کنید

00:09:38.659 --> 00:09:41.659
همه چیز در دنیا برای من آسان است

00:09:41.659 --> 00:09:44.700
غذای بدون غذا است

00:09:44.700 --> 00:09:47.700
و لباس بدون لباس

00:09:47.700 --> 00:09:50.700
و این فقط چند روز است

00:09:50.700 --> 00:09:53.700
من هیچ عدالتی در حق فقرا رعایت نمی کنم

00:09:53.700 --> 00:09:55.700
اگر فقط می توانستم راه را پیدا کنم

00:09:55.700 --> 00:09:59.700
می رفتم بیرون که نر نداشته باشم

00:10:01.740 --> 00:10:04.740
امید و ایمان به خدا

00:10:04.740 --> 00:10:09.899
عبدالله بن مسعود رضی الله عنه گفت

00:10:09.899 --> 00:10:13.899
تا خداوند در روز قیامت مرا ببخشد

00:10:13.899 --> 00:10:16.899
هرگز به قلب انسان خطور نکرد

00:10:16.899 --> 00:10:20.220
ایشان هم فرمودند خدا از او راضی باشد

00:10:20.220 --> 00:10:23.220
و جز او معبودی نیست

00:10:23.220 --> 00:10:25.220
من به عبدل چیزی ندادم

00:10:25.220 --> 00:10:28.340
بهتر از داشتن ایمان خوب به خدا

00:10:28.340 --> 00:10:30.340
و جز او معبودی نیست

00:10:30.340 --> 00:10:33.340
بنده به خدا فکر خوبی نمی کنم

00:10:33.340 --> 00:10:36.340
مگر اینکه خدا این فکر را به او داده باشد

00:10:36.340 --> 00:10:39.340
خوبی در دست اوست

00:10:39.340 --> 00:10:42.570
ایشان هم فرمودند خدا از او راضی باشد

00:10:42.570 --> 00:10:45.570
به خدا سوگند اگر آنچه را که ما می دانیم از خدا می دانستی

00:10:45.570 --> 00:10:47.570
حرف نزن

00:10:47.570 --> 00:10:51.049
یک بادیه نشین مریض شد و به او گفتند

00:10:51.049 --> 00:10:53.049
داری میمیری

00:10:53.049 --> 00:10:56.049
گفت منو کجا میبره؟

00:10:56.049 --> 00:10:59.049
به خدا گفت

00:10:59.049 --> 00:11:02.049
گفت: من از رفتن بدم نمی آید

00:11:02.049 --> 00:11:05.049
که به او فقط خوبی می بینم

00:11:05.049 --> 00:11:08.429
عن المعتمیر بن سلیمان رحمه الله

00:11:08.429 --> 00:11:10.429
او گفت

00:11:10.429 --> 00:11:13.429
پدرم رحمت الله علیه فرمودند وقتی من حضور داشتم

00:11:13.429 --> 00:11:15.429
ای معمر

00:11:15.429 --> 00:11:17.429
از ارزان بودنش بگو

00:11:17.429 --> 00:11:21.429
شاید خدا را ملاقات کردم در حالی که در مورد او خوب فکر می کردم

00:11:21.429 --> 00:11:23.620
برخی از آنها گفتند

00:11:23.620 --> 00:11:27.620
و من به ترس از خدا اطمینان دارم

00:11:27.620 --> 00:11:31.620
خداوند به برکت خود بخشنده ترین کسانی است که به من عطا می کنند

00:11:31.620 --> 00:11:35.100
از ابراهیم نخعی رحمه الله

00:11:35.100 --> 00:11:36.100
او گفت

00:11:36.100 --> 00:11:39.100
دوست داشتند غلام را تعلیم دهند

00:11:39.100 --> 00:11:41.100
محاسن کار او پس از مرگش

00:11:41.100 --> 00:11:44.100
تا ایمانش را به پروردگارش بهبود بخشد

00:11:44.100 --> 00:11:46.679
برخی از آنها گفتند

00:11:46.679 --> 00:11:50.679
و من به خدا امید دارم حتی اگر هستم

00:11:50.679 --> 00:11:54.679
من با فکر زیبا می بینم که خدا چه می کند

00:11:54.679 --> 00:11:58.899
حماد بن سلمه رحمه الله گفت

00:11:58.899 --> 00:12:01.899
به خدا اگر مجبور بودی بین پاسخگو کردن خدا یکی را انتخاب کنی

00:12:01.899 --> 00:12:02.899
من

00:12:02.899 --> 00:12:04.899
و پدر و مادرم را مسئول می دانم

00:12:04.899 --> 00:12:09.899
من ترجیح می‌دهم به جای اینکه پدر و مادرم را پاسخگو باشم، خدا را مسئول می‌دانم

00:12:09.899 --> 00:12:14.899
زیرا خداوند متعال نسبت به من از پدر و مادرم مهربانتر است

00:12:14.899 --> 00:12:18.450
یحیی بن معاذ رحمه الله گفت

00:12:18.450 --> 00:12:22.480
اگر نبود که بخشش یکی از محبوب ترین چیزها برای اوست

00:12:22.480 --> 00:12:26.480
او گرفتار گناه است، گرامی ترین خلقت

00:12:26.480 --> 00:12:30.990
وقتی بشر بن منصور رحمه الله در حال مرگ بود، خندید

00:12:30.990 --> 00:12:31.990
و او گفت

00:12:31.990 --> 00:12:37.019
کسانی را که از وسوسه هایشان می ترسم از حضور من دور کن

00:12:37.019 --> 00:12:41.019
و به کسی که در رحمتش شک ندارم نزدیک می شوم

00:12:41.019 --> 00:12:46.230
ایجاد تعادل بین ترس و امید

00:12:46.230 --> 00:12:50.769
مطرف رحمه الله گفت

00:12:50.769 --> 00:12:53.799
اگر بیم و امید مؤمن سنجیده شود

00:12:53.799 --> 00:12:55.799
اگر هر کدام وجود دارد

00:12:55.799 --> 00:12:58.799
یکی از آنها از دیگری تجاوز نمی کند

00:12:58.799 --> 00:13:03.090
از حسن بصری رحمه الله می فرماید:

00:13:03.090 --> 00:13:07.120
امید و خوف، کوه مؤمن است

00:13:07.120 --> 00:13:11.220
فدیل بن ایاد رحمه الله گفت

00:13:11.220 --> 00:13:13.220
ترس بهتر از امید است

00:13:13.220 --> 00:13:16.220
تا زمانی که مرد سالم باشد

00:13:16.220 --> 00:13:18.220
اگر مرگ به او برسد

00:13:18.220 --> 00:13:20.220
امید بهتر است

00:13:20.220 --> 00:13:25.519
آنچه در مورد کسی که هنگام ایراد خطبه شوکه می شود ذکر شد

00:13:25.519 --> 00:13:28.519
و موضع پیشینیان نسبت به آن

00:13:28.519 --> 00:13:32.860
از حسین بن عبدالرحمن می‌گوید:

00:13:32.860 --> 00:13:36.860
به اسماء بنت ابی بکر رضی الله عنه گفتم

00:13:36.860 --> 00:13:41.860
اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله چگونه بودند؟

00:13:41.860 --> 00:13:43.860
هنگام خواندن قرآن

00:13:43.860 --> 00:13:45.860
او گفت

00:13:45.860 --> 00:13:47.860
آنها همان گونه بودند که خداوند از آنها یاد کرده است

00:13:47.860 --> 00:13:50.860
یا آن گونه که خداوند متعال آنها را توصیف کرده است

00:13:50.860 --> 00:13:53.860
چشمانشان اشک می ریزد

00:13:53.860 --> 00:13:55.929
و پوست آنها پوست می کند

00:13:55.929 --> 00:13:57.929
پس بهش گفتم

00:13:57.929 --> 00:13:59.929
اینجا مردها هستند

00:13:59.929 --> 00:14:03.929
اگر کسی قرآن بخواند غش می کند

00:14:03.929 --> 00:14:05.929
و او گفت

00:14:05.929 --> 00:14:09.470
از شر شیطان ملعون به خدا پناه می برم

00:14:09.470 --> 00:14:12.470
مر بن عمر رضی الله عنه

00:14:12.470 --> 00:14:14.470
مردی افتاده از عراق

00:14:14.470 --> 00:14:16.470
و او گفت

00:14:16.470 --> 00:14:18.470
چه خبر؟

00:14:18.470 --> 00:14:19.470
و گفتند

00:14:19.470 --> 00:14:23.470
اگر قرآن برای او خوانده شود، برایش این اتفاق می افتد

00:14:23.470 --> 00:14:25.470
او گفت

00:14:25.470 --> 00:14:27.470
ما از خدای متعال می ترسیم

00:14:27.470 --> 00:14:29.950
و ما نمی افتیم

00:14:29.950 --> 00:14:32.950
مردی از این یادگاری رعد می زد

00:14:32.950 --> 00:14:36.950
ابراهیم النخعی رحمه الله به او گفت

00:14:36.950 --> 00:14:38.950
اگر آن را دارید

00:14:38.950 --> 00:14:41.950
برای من مهم نیست که به شما احترام نمی گذارم

00:14:41.950 --> 00:14:43.950
حتی اگر آن را نداشته باشید

00:14:43.950 --> 00:14:46.950
شما با کسی بهتر از خود مخالفت کرده اید

00:14:46.950 --> 00:14:51.929
مزایای دیگر

00:14:51.929 --> 00:14:56.559
علی الحسن البصری رحمه الله

00:14:56.559 --> 00:14:58.559
در قول او خداوند متعال

00:14:58.559 --> 00:15:01.559
E یک خواندن نوشتاری است

00:15:01.559 --> 00:15:06.620
فکر کردم با حسابش ملاقات کنم

00:15:06.620 --> 00:15:07.620
او گفت

00:15:07.620 --> 00:15:12.620
مؤمن درباره پروردگارش فکر نیک می کند و کارهای نیک انجام می دهد

00:15:12.620 --> 00:15:17.850
اگر منافق فکر بد داشته باشد، کار بدی انجام می دهد

00:15:17.850 --> 00:15:20.850
از ابوحازم رحمه الله فرمود:

00:15:20.850 --> 00:15:24.909
یکی از بزرگترین صفاتی که یک مؤمن می تواند به آن امیدوار باشد

00:15:24.909 --> 00:15:27.909
بیشتر از خودش بترسه

00:15:27.909 --> 00:15:31.870
امیدوارم برای هر مسلمانی باشد

00:15:31.870 --> 00:15:34.190
زندگی سلاح

00:15:34.190 --> 00:15:36.190
بین حرف و عمل
