توقف کنید با صحابه و علما و حق تعالی آشنا شد یک چالش جدی برای اینکه من هستم من یکی از اصحاب هستم قبل از ورود پیامبر صلی الله علیه و آله به دارالارقم اسلام آوردم من یکی از مظلومین مکه بودم بنده طفیل بن الحارث بودم او مرا شکنجه می کرد تا در حالی که وحشت داشتم، دین خود را ترک کنم هنگامی که ابوبکر صدیق رضی الله عنه مرا دید که در عذاب هستم. او مرا خرید و آزادم کرد پس از آن من سرپرست او شدم و از گوسفندانش نگهداری کردم هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله و اصحابش ابوبکر رضی الله عنه به مدینه هجرت کردند. او سه شب در غار ثور پنهان می شود به طوری که مشرکان اثر خود را از دست می دهند پس من با گوسفندها نزد آنها می رفتم بنابراین من برای آنها دوشیدم و اگر عبدالله بن ابی بکر آنها را ترک کرد رد پای او را با گوسفند دنبال کردم تا جایی که رد پایش را پنهان کردم و هنگامی که به سوی یثرب رفت من با آنها بیرون رفتم و افتخار مهاجرت با آنها را داشتم بنابراین در جاده به آنها خدمت کردم ابوبکر رضی الله عنه با شترش پشت سرم به دنبال من بود تا به مدینه رسیدیم من شاهد جنگ بدر و احد با پیامبر صلی الله علیه و آله بودم در سال چهارم هجری حادثه بیر مائونا رخ داد جایی که پسر کفار خیانت کرد همه ما را کشتند جز عمر بن امیه رضی الله عنه آن که مرا کشت جبار بن سلمه بود با نیزه اش از پشت به من ضربه زد نیزه از بدنم گذشت پس گفتم: به پروردگار کعبه پیروز شدم. جبار گفت: با چه پیروز شد؟ گفتند او بهشت را برد گفت: به خدا سوگند حق است. سپس بعد از آن اسلام آورد وقتی مردم، فرشتگان مرا به بهشت بردند مردم مرا بین زمین و آسمان دیدند سپس فرشتگان مرا روی زمین نشاندند بنابراین آنها به دنبال بدن من آمدند او را پیدا نکردند آنها فکر کردند که فرشتگان مرا دفن کرده اند من کی هستم؟ پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو با ما به اشتراک بگذارید پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد وقتی قسمت بعدی میاد انشالله بهترین موقعیت ها و نمونه های قرن ها وقتی رسول را می‌جوید یا می‌گفت، از او پیروی می‌کرد آنها اینجا بودند که ابرهای زندگی ما را آبیاری می کردند یاد آنها در ما بلند است رفتند و از من سؤال کردند آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟ آنها زندگی خود را پر از غرور در اعمال خود کردند و جهان نفس برای آنها آشکار شده است