WEBVTT

00:00:01.360 --> 00:00:12.179
توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید

00:00:12.179 --> 00:00:16.179
یک چالش جدید از طرف من

00:00:16.179 --> 00:00:23.000
من از اصحاب بزرگ رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هستم

00:00:23.000 --> 00:00:26.160
من در گذشته در مکه مسلمان شدم

00:00:26.160 --> 00:00:30.160
سپس در هجرت دوم به حبشه مهاجرت کرد

00:00:30.160 --> 00:00:35.159
سپس در مدینه به پیامبر صلی الله علیه و آله پیوستم

00:00:35.159 --> 00:00:37.159
و من با او هجوم آوردم

00:00:37.159 --> 00:00:40.259
در خواندن و نوشتن خوب بودم

00:00:40.259 --> 00:00:43.259
و تو اهل کتاب وحی بودی

00:00:43.259 --> 00:00:46.450
پیامبر صلی الله علیه و آله مرا مأمور کرد

00:00:46.450 --> 00:00:52.450
با آوردن همسرش ام حبیبه رضی الله عنه از سرزمین حبشه.

00:00:52.450 --> 00:00:57.509
سپس در اواخر عمرش برای من نامه ای برای پادشاه مصر فرستاد

00:00:57.509 --> 00:01:02.509
او رضی الله عنه در حالی که من در مصر بودم درگذشت

00:01:03.340 --> 00:01:06.340
من پیامبر صلی الله علیه و آله را دوست داشتم

00:01:06.340 --> 00:01:09.340
به خودم تقدیمش میکنم

00:01:09.340 --> 00:01:14.409
روزی شفا بنت عبدالله نزد ما آمد

00:01:14.409 --> 00:01:16.409
او مادر همسرم بود

00:01:16.409 --> 00:01:18.409
وقت دعاست

00:01:18.409 --> 00:01:21.409
و او مرا در خانه پیدا کرد

00:01:21.409 --> 00:01:24.409
بنابراین او شروع به سرزنش من کرد و گفت

00:01:24.409 --> 00:01:27.409
من در نماز شرکت کردم و شما اینجا هستید

00:01:27.409 --> 00:01:31.409
پس گفتم عمو مرا سرزنش نکن

00:01:31.409 --> 00:01:33.409
من دوتا لباس داشتم

00:01:33.409 --> 00:01:36.409
یکی را می پوشم و دیگری را می پوشم

00:01:36.409 --> 00:01:43.409
پس پیامبر صلی الله علیه و آله یکی از آنها را از من قرض کرد تا برای نماز بیرون برود.

00:01:43.409 --> 00:01:45.409
پس ردای خود را به او دادم

00:01:45.409 --> 00:01:47.409
و بقیه اش اینجاست

00:01:47.409 --> 00:01:53.180
من با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در غزوات او شرکت کردم

00:01:53.180 --> 00:01:56.180
سپس در مبارزه با مرتدان شرکت کردم

00:01:56.180 --> 00:02:02.180
کشورهایی در زمان خلافت ابوبکر و عمر رضی الله عنه فتح شدند.

00:02:02.180 --> 00:02:07.239
زمانی که ابوبکر رضی الله عنه می خواست به رومیان حمله کند

00:02:07.239 --> 00:02:10.240
نزد او آمدم و در این مورد از او پرسیدم

00:02:10.240 --> 00:02:12.240
ابوبکر گفت

00:02:12.240 --> 00:02:15.240
بله به خودم گفتم

00:02:15.240 --> 00:02:18.240
به کسی نشون ندادم

00:02:18.240 --> 00:02:21.300
از کجا فهمیدی؟

00:02:21.300 --> 00:02:25.300
حتما در مورد چیزی از من پرسیدی

00:02:25.300 --> 00:02:29.340
پس گفتم: بلی ای جانشین رسول خدا

00:02:29.340 --> 00:02:34.340
پس رؤیایی را که در خواب دیده بودم به او گفتم

00:02:34.340 --> 00:02:39.340
تعبیر آن بشارت فتح شام بود

00:02:39.340 --> 00:02:43.340
علاوه بر رحلت ابوبکر رضی الله عنه

00:02:43.340 --> 00:02:45.340
با نزدیک شدن به زمان او

00:02:45.340 --> 00:02:49.620
سپس از او خواستم در حمله رومیان شرکت کند

00:02:49.620 --> 00:02:51.620
پس به من اجازه داد

00:02:51.620 --> 00:02:55.620
او مرا به یکی از فرماندهان سربازان فتح الشام تبدیل کرد

00:02:55.620 --> 00:03:00.620
تمام اردن به زور فتح شد به جز طبریه

00:03:00.620 --> 00:03:03.620
مردم آن به من لطف داشتند

00:03:03.620 --> 00:03:08.620
این به دستور ابوعبیده بن الجراح رضی الله عنه بود

00:03:08.620 --> 00:03:14.229
سپس زمانی که عمر بن خطاب رضی الله عنه خلافت را به دست گرفت

00:03:14.229 --> 00:03:17.229
او مرا از فرماندهی ارتش برکنار کرد

00:03:17.229 --> 00:03:23.229
پس به او گفتم ای امیرالمؤمنین آیا ناتوان بودی یا خیانتکار؟

00:03:23.229 --> 00:03:27.229
گفت: تو ناتوان نبودی و خیانت نکردی

00:03:27.229 --> 00:03:30.229
گفتم چرا منزوی کردی؟

00:03:30.229 --> 00:03:36.389
گفت: از فرمان دادن به تو خجالت می‌کشیدم، وقتی کسی را یافتم که شایسته‌تر از تو باشد.

00:03:36.389 --> 00:03:41.389
عرض كردم: مرا ببخش اى اميرالمؤمنين در ميان مردم.

00:03:41.389 --> 00:03:44.389
گفت بله می کنم

00:03:44.389 --> 00:03:46.389
عمر رضی الله عنه برخاست

00:03:46.389 --> 00:03:48.389
بنابراین در حضور مردم مرا عذرخواهی کرد

00:03:48.389 --> 00:03:53.219
او مرا به مناطقی در شام منصوب کرد

00:03:53.219 --> 00:03:56.219
عمر بن الاسیر رضی الله عنه نامزد کرد

00:03:56.219 --> 00:03:59.219
زمانی که طاعون در شام شیوع یافت

00:03:59.219 --> 00:04:03.219
گفت این طاعون مکروه است

00:04:03.219 --> 00:04:08.219
آنها از طریق این صخره ها و این دره ها پراکنده شدند

00:04:08.219 --> 00:04:10.219
وقتی به من رسید

00:04:10.219 --> 00:04:14.219
گفتم: بلكه رحمت پروردگار شماست.

00:04:14.219 --> 00:04:16.220
و دعوت پیامبرت

00:04:16.220 --> 00:04:19.220
و مرگ صالحان پیش روی شماست

00:04:19.220 --> 00:04:22.220
پس جمع شوید و از او جدا نشوید

00:04:22.220 --> 00:04:26.220
این به عمر بن الاسیر رضی الله عنه رسید

00:04:26.220 --> 00:04:29.220
گفت درست است

00:04:29.220 --> 00:04:33.610
سپس در طاعون امائوس مردم

00:04:33.610 --> 00:04:40.610
آنجا که من و ابوعبیده بن الجراح رضی الله عنه در یک روز به طاعون مبتلا شدیم.

00:04:40.610 --> 00:04:44.610
ما در همان روز مردیم

00:04:44.610 --> 00:04:46.930
من کی هستم؟

00:04:46.930 --> 00:04:54.860
پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو به اشتراک بگذارید

00:04:54.860 --> 00:04:59.089
پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد

00:04:59.089 --> 00:05:04.089
وقتی قسمت بعدی میاد انشالله
