1 00:00:00,000 --> 00:00:03,000 بسم الله الرحمن الرحیم 2 00:00:15,320 --> 00:00:18,320 انجمن مواضع خشنود است 3 00:00:18,320 --> 00:00:22,320 تا تصاویری از زندگی صحابه را به شما تقدیم کنم 4 00:00:22,320 --> 00:00:25,320 نوشته عبدالرحمن رفعت الباشا 5 00:00:25,320 --> 00:00:27,350 خدا رحمتش کند 6 00:00:27,350 --> 00:00:31,269 عباد بن بشر 7 00:00:31,269 --> 00:00:33,399 خداوند از او راضی باشد 8 00:00:44,899 --> 00:00:48,409 عباد بن بشر 9 00:00:48,409 --> 00:00:53,630 نامی درخشان و درخشان در تاریخ دعوت به محمدیه 10 00:00:53,630 --> 00:00:55,630 اگر او را در میان بندگان می جویید 11 00:00:55,630 --> 00:00:58,630 من او را پاک و با تقوا یافتم 12 00:00:58,630 --> 00:01:01,789 رزق شب با جزءهایی از قرآن 13 00:01:01,789 --> 00:01:03,789 و اگر آن را در میان قهرمانان بخواهید 14 00:01:03,789 --> 00:01:06,790 هزار آن مقدار تب است 15 00:01:06,790 --> 00:01:09,790 جنگیدن برای حفظ کلام خدا 16 00:01:09,790 --> 00:01:12,920 و اگر او را در میان اولیاء جستجو کنید 17 00:01:12,920 --> 00:01:16,920 او را قوی و متولی به پول مسلمانان دیدم 18 00:01:16,920 --> 00:01:21,980 تا اینکه عایشه درباره او و دو نفر دیگر از قومش گفت 19 00:01:21,980 --> 00:01:23,980 سه نفر از انصار 20 00:01:23,980 --> 00:01:26,980 هیچکس برتر از آنها نبود 21 00:01:26,980 --> 00:01:29,980 همگی از بنی عبدالشهل هستند 22 00:01:29,980 --> 00:01:31,980 سعد بن معاذ 23 00:01:31,980 --> 00:01:33,980 و اسيد بن الحضير 24 00:01:33,980 --> 00:01:35,980 و عباد بن بشر 25 00:01:35,980 --> 00:01:39,430 عباد بن بشر الاشهالی بود 26 00:01:39,430 --> 00:01:45,430 هنگامی که اولین پرتو هدایت محمدی در افق یثرب ظاهر شد 27 00:01:45,430 --> 00:01:47,430 وسوسه جوانان فراوان 28 00:01:47,430 --> 00:01:49,430 خوابش برد 29 00:01:49,430 --> 00:01:53,430 در چهره او نگاه عفت و پاکی را می توان دید 30 00:01:53,430 --> 00:01:57,430 متانت یک فرد مسن در رفتار او به چشم می خورد 31 00:01:57,430 --> 00:02:04,430 با اینکه در آن زمان فقط بیست و پنج سال داشت 32 00:02:04,430 --> 00:02:09,530 او با واعظ جوان مکه مصعب بن عمیر ملاقات کرد 33 00:02:09,530 --> 00:02:14,530 من به سرعت دلهای او را با بندهای ایمان پیوند دادم 34 00:02:14,530 --> 00:02:19,530 او خود را با آن چه نجیب و اصیل بود متحد کرد 35 00:02:19,530 --> 00:02:25,590 او به مصعب گوش می داد که با صدای گرم و نقره ای خود قرآن می خواند 36 00:02:25,590 --> 00:02:28,590 و لحن آهنگین و گیرا او 37 00:02:28,590 --> 00:02:31,590 او از روی عشق مشتاق سخنان خدا بود 38 00:02:31,590 --> 00:02:35,590 و در جنگل های دلش برای او جا باز کرد 39 00:02:35,590 --> 00:02:38,590 او آن را به تجارت خود تبدیل کرد 40 00:02:38,590 --> 00:02:41,590 روز و شب تکرار می کرد 41 00:02:41,590 --> 00:02:43,590 و حلول او و رفتنش 42 00:02:43,590 --> 00:02:46,590 او حتی در میان صحابه به امام شهرت داشت 43 00:02:46,590 --> 00:02:48,590 و دوست قرآن 44 00:02:48,590 --> 00:02:54,659 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شبی مشغول نماز بود 45 00:02:54,659 --> 00:02:57,659 عایشه با کسی که در کنار مسجد بود ملاقات کرد 46 00:02:57,659 --> 00:03:02,659 سپس صدای عباد بن بشر را شنید که آرام و واضح قرآن می خواند 47 00:03:02,659 --> 00:03:05,659 جبرئیل نیز آن را بر دل خود آشکار کرد 48 00:03:05,659 --> 00:03:11,659 گفت: ای عایشه این صدای عباد بن بشر است 49 00:03:11,659 --> 00:03:14,659 گفت: آری یا رسول الله 50 00:03:14,659 --> 00:03:17,939 گفت: خدایا او را ببخش. 51 00:03:17,939 --> 00:03:23,939 عباد بن بشر شاهد تمام صحنه های او با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود. 52 00:03:23,939 --> 00:03:29,039 در هر یک از آنها جایگاهی در خور قرآن داشت 53 00:03:29,039 --> 00:03:30,039 از آن 54 00:03:30,039 --> 00:03:33,039 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 55 00:03:33,039 --> 00:03:37,039 هنگام بازگشت از جنگ ذات الرقاع 56 00:03:37,039 --> 00:03:42,039 او با مسلمانان در منطقه صخره ای ساکن شد تا شب را در آنجا بگذراند 57 00:03:42,039 --> 00:03:48,039 در جریان لشکرکشی یکی از مسلمانان زنی مشرک را به اسارت گرفته بود 58 00:03:48,039 --> 00:03:50,039 در غیاب شوهرش 59 00:03:50,039 --> 00:03:53,039 وقتی شوهر آمد و زنش را نیافت 60 00:03:53,039 --> 00:03:58,039 سوگند به خدا و جلال به حضرت محمد و یارانش ملحق شوم 61 00:03:58,039 --> 00:04:02,039 و برنمی گردد مگر اینکه از آنها خون بریزد 62 00:04:02,039 --> 00:04:06,259 مسلمانان به سختی پای خود را در میان مردم گذاشتند 63 00:04:06,259 --> 00:04:10,259 تا اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله به آنها فرمود 64 00:04:10,259 --> 00:04:13,259 چه کسی در این شب از ما محافظت می کند؟ 65 00:04:13,259 --> 00:04:17,490 سپس عباد بن بشر و عمار بن یاسر نزد او برخاستند 66 00:04:17,490 --> 00:04:20,490 گفت: ما هستیم یا رسول الله 67 00:04:21,490 --> 00:04:26,519 هنگامی که مهاجران به مدینه آمدند پیامبر بین آنها برادر بود 68 00:04:26,519 --> 00:04:29,680 و چون به دهان مردم آمدند 69 00:04:29,680 --> 00:04:33,680 عباد بن بشر به برادرش عمار بن یاسر گفت 70 00:04:33,680 --> 00:04:36,680 کدام قسمت های شب را ترجیح می دهید بخوابید؟ 71 00:04:36,680 --> 00:04:38,680 اول یا آخر 72 00:04:38,680 --> 00:04:40,680 عمار گفت 73 00:04:40,680 --> 00:04:42,680 بلکه اولش میخوابم 74 00:04:42,680 --> 00:04:45,680 و گرسنگی از آن دور نیست 75 00:04:45,680 --> 00:04:48,899 شب آرام و آرامی بود 76 00:04:48,899 --> 00:04:51,899 ستاره، درخت و سنگ بود 77 00:04:51,899 --> 00:04:54,899 او پروردگارش را ستایش می کند و او را تقدیس می کند 78 00:04:54,899 --> 00:04:58,899 روح عباد بن بشر در آرزوی عبادت بود 79 00:04:58,899 --> 00:05:01,899 دلش مشتاق قرآن بود 80 00:05:01,899 --> 00:05:04,899 بهترین چیزی که دوست داشت قرآن بود 81 00:05:04,899 --> 00:05:06,899 اگر آن را در نماز برگردانید 82 00:05:06,899 --> 00:05:10,899 لذت نماز را با لذت تلاوت ترکیب می کند 83 00:05:10,899 --> 00:05:13,939 پس رو به قبله کرد و وارد نماز شد 84 00:05:13,939 --> 00:05:16,939 از سوره کهف شروع به خواندن کرد 85 00:05:16,939 --> 00:05:19,939 با صدای دلنشین و دلنشینش 86 00:05:19,939 --> 00:05:25,000 در حالی که در این نور الهی، اسنا غسل می کرد 87 00:05:25,000 --> 00:05:28,000 غرق در شکوه نور او 88 00:05:28,000 --> 00:05:30,000 من گام های اصرار مرد را می پذیرم 89 00:05:30,000 --> 00:05:33,000 وقتی از دور بندگان را دید 90 00:05:33,000 --> 00:05:35,000 در دهان مردم برپا شده است 91 00:05:35,000 --> 00:05:38,000 او می دانست که پیامبر و یارانش در آن هستند 92 00:05:38,000 --> 00:05:40,000 و او حافظ مردم است 93 00:05:40,000 --> 00:05:42,000 Futori کمان خود را 94 00:05:42,000 --> 00:05:46,000 تیری از کتکش برداشت و پرتاب کرد 95 00:05:46,000 --> 00:05:48,029 بنابراین آن را در آن قرار داد 96 00:05:48,029 --> 00:05:50,029 پس عباد آن را از بدنش ربود 97 00:05:50,029 --> 00:05:53,029 تلاوت خود را روان ادامه داد 98 00:05:53,029 --> 00:05:55,029 عمیقاً در دعاهای او غرق شده است 99 00:05:55,029 --> 00:05:57,029 مرد یکی دیگر را به سمت او پرتاب کرد 100 00:05:57,029 --> 00:05:59,029 بنابراین آن را در آن قرار داد 101 00:05:59,029 --> 00:06:01,029 پس همان طور که قبلاً ربوده بود آن را ربود 102 00:06:01,029 --> 00:06:03,029 با یک سوم به او شلیک کرد 103 00:06:03,029 --> 00:06:06,029 پس همان طور که قبلاً ربوده بود آن را ربود 104 00:06:06,029 --> 00:06:09,029 خزیده تا فردا نزدیک صاحبش 105 00:06:09,029 --> 00:06:11,029 و او را بیدار کرد و گفت 106 00:06:11,029 --> 00:06:14,029 برخیز، زخم ها حالم را بدتر کرده است 107 00:06:14,029 --> 00:06:16,129 وقتی مرد آنها را دید 108 00:06:16,129 --> 00:06:18,129 و راه فراری نیست 109 00:06:18,160 --> 00:06:21,160 ژستی از عمار به آباد آمد 110 00:06:21,160 --> 00:06:25,160 او خون فراوانی را دید که از سه زخمش جاری شد 111 00:06:25,160 --> 00:06:27,160 و به او گفت 112 00:06:27,160 --> 00:06:29,160 آه سبحان الله 113 00:06:29,160 --> 00:06:32,160 وقتی اولین تیر به تو شلیک کرد، مرا بیدار نکردی؟ 114 00:06:32,160 --> 00:06:34,160 عباد گفت 115 00:06:34,160 --> 00:06:36,160 داشتم سوره ای می خواندم 116 00:06:36,160 --> 00:06:40,160 تا زمانی که کارم تمام نشد دوست نداشتم آن را برش دهم 117 00:06:40,160 --> 00:06:42,160 و به خدا سوگند 118 00:06:42,160 --> 00:06:45,160 اگر ترس من از از دست دادن یک شکاف نبود 119 00:06:45,160 --> 00:06:49,160 رسول خدا صلی الله علیه و آله به من دستور داد که آن را حفظ کنم 120 00:06:49,160 --> 00:06:53,160 قطع کردن خودم برای من محبوب تر از قطع کردن آن است 121 00:06:53,160 --> 00:06:58,319 زمانی که جنگ های ارتداد در زمان ابوبکر رضی الله عنه آغاز شد 122 00:06:58,319 --> 00:07:04,319 صدیق لشکری بزرگ برای از بین بردن نزاع مسیلمه دروغگو آماده کرد 123 00:07:04,319 --> 00:07:07,319 و انقیاد مرتدانی که از او حمایت کردند 124 00:07:07,319 --> 00:07:10,319 و آنها را به دامان اسلام برگردان 125 00:07:10,319 --> 00:07:14,319 عباد بن بشر در صف مقدم آن سپاه بود 126 00:07:14,319 --> 00:07:20,350 او آباد را در جنگ هایی دید که مسلمانان به پیروزی چشمگیری نرسیدند 127 00:07:20,350 --> 00:07:23,350 از وابستگی انصار به مهاجران 128 00:07:23,350 --> 00:07:26,350 مهاجران به انصار وابسته بودند 129 00:07:26,350 --> 00:07:29,350 سینه اش پر از سختی و مشقت شد 130 00:07:29,350 --> 00:07:34,350 از صحبت هایشان شنید که گوشش را از زغال و خار پر کرده بود 131 00:07:34,350 --> 00:07:39,350 ما مطمئنیم که هیچ موفقیتی برای مسلمانان در این نبردهای سخت حاصل نخواهد شد 132 00:07:39,350 --> 00:07:43,350 مگر اینکه هر یک از دو گروه متمایز از دیگری باشد 133 00:07:43,350 --> 00:07:46,350 مسئولیتش را به تنهایی به دوش بکشد 134 00:07:46,350 --> 00:07:50,350 مجاهدین صبور حقیقت را بدانند 135 00:07:50,350 --> 00:07:53,449 در شب قبل از نبرد سرنوشت ساز 136 00:07:53,449 --> 00:07:57,449 عباد بن بشر آنچه را که خفته می بیند دید 137 00:07:57,449 --> 00:07:59,449 آسمان او را راحت کرده است 138 00:07:59,449 --> 00:08:02,449 وقتی وارد او شد، او را در آغوش گرفت 139 00:08:02,449 --> 00:08:05,449 در را به روی او بست 140 00:08:05,449 --> 00:08:10,480 چون صبح شد، رؤیت خود را به ابوسعید خدری گفت 141 00:08:10,480 --> 00:08:14,480 گفت: به خدا قسم این شهادت است ابوسعید. 142 00:08:14,480 --> 00:08:18,610 وقتی روز فرا رسید، جنگ از سر گرفته شد 143 00:08:18,610 --> 00:08:21,610 بر بندگان ابن بشر طغیان از زمین 144 00:08:21,610 --> 00:08:24,610 و شروع به فریاد کرد ای اهل انصار! 145 00:08:24,610 --> 00:08:28,610 خود را از مردم متمایز کردند و پلک هایشان را با شمشیر شکستند 146 00:08:28,610 --> 00:08:32,610 نگذارید اسلام از شما بیاید 147 00:08:32,610 --> 00:08:35,610 او هنوز هم آن تماس را تکرار می کند 148 00:08:35,610 --> 00:08:38,610 تا اینکه حدود 400 نفر دور او جمع شدند 149 00:08:38,610 --> 00:08:41,610 در رأس آنها ثابت بن قیس است 150 00:08:41,610 --> 00:08:43,610 البراء ابن مالک است 151 00:08:43,610 --> 00:08:46,610 ابودجانه صاحب شمشیر رسول الله است 152 00:08:46,610 --> 00:08:49,610 عباد بن بشر و همراهانش رفتند 153 00:08:49,610 --> 00:08:51,610 او با شمشیر خود صفوف را می شکافد 154 00:08:51,610 --> 00:08:53,610 مرده روی سینه اش می افتد 155 00:08:53,610 --> 00:08:57,610 تا آنكه نيروى مسيلمه دروغگو و همراهانش شكست 156 00:08:57,610 --> 00:09:00,610 و به باغ مرگ پناه ببر 157 00:09:00,610 --> 00:09:03,669 و آنجا در دیوارهای باغ 158 00:09:03,669 --> 00:09:06,669 عباد بن بشر به شهادت رسید 159 00:09:06,669 --> 00:09:09,700 پوشیده از خونش 160 00:09:09,700 --> 00:09:12,700 این شامل ضربات شمشیر است 161 00:09:12,700 --> 00:09:16,700 ضربات نیزه ها و برخورد تیرها 162 00:09:16,700 --> 00:09:18,769 حتی او را هم نمی شناختند 163 00:09:18,769 --> 00:09:21,769 جز با علامتی روی بدنش 164 00:09:21,769 --> 00:09:25,590 سه نفر از انصار 165 00:09:25,590 --> 00:09:28,590 هیچکس برتر از آنها نبود 166 00:09:28,590 --> 00:09:32,690 سعد بن معد و اوسید بن الحضر 167 00:09:32,690 --> 00:09:37,980 و بندگان ابن بشر عایشه مادر مؤمنان است