1 00:00:00,000 --> 00:00:07,139 بسم الله الرحمن الرحیم 2 00:00:07,139 --> 00:00:09,199 با قلم های خار 3 00:00:09,199 --> 00:00:11,779 و جوهر عشق 4 00:00:11,779 --> 00:00:15,900 ما نامه هایی با ارزش تر از طلا می نویسیم 5 00:00:15,900 --> 00:00:17,899 در وصف استاد خلقت 6 00:00:17,899 --> 00:00:20,899 خدا رحمتش کند و درود فرستد 7 00:00:20,899 --> 00:00:30,760 شمایل محمدیه 8 00:00:30,760 --> 00:00:38,170 باب آنچه در ذات رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ذکر شد. 9 00:00:38,170 --> 00:00:43,200 شوخی، چاپلوسی، معاشرت و نوازش است 10 00:00:43,200 --> 00:00:46,200 هدف آن ایجاد شادی در روح است 11 00:00:46,200 --> 00:00:49,200 آشنایی و عشق را افزایش دهید 12 00:00:49,200 --> 00:00:52,200 و معانی عالی دیگر 13 00:00:52,200 --> 00:00:57,200 از این رو بود که پیامبر صلی الله علیه و آله با اصحاب خود معاشقه می کرد 14 00:00:57,200 --> 00:00:59,200 تا جایی که لازم باشد با آنها شوخی می کند 15 00:00:59,200 --> 00:01:04,019 او فقط حقیقت را می گوید 16 00:01:04,019 --> 00:01:07,019 از انس بن مالک رضی الله عنه 17 00:01:07,019 --> 00:01:10,019 که پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود 18 00:01:10,019 --> 00:01:12,019 آه، گوش ها 19 00:01:12,019 --> 00:01:14,019 ابو اسامه گفت 20 00:01:14,019 --> 00:01:16,019 او یکی از راویان است 21 00:01:16,019 --> 00:01:19,689 یعنی داره باهاش شوخی میکنه 22 00:01:19,689 --> 00:01:21,689 در این حدیث 23 00:01:21,689 --> 00:01:23,689 که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 24 00:01:23,689 --> 00:01:26,689 انس بن مالک رضی الله عنه به شوخی گفت 25 00:01:26,689 --> 00:01:29,689 به او گفت: ای گوش دار 26 00:01:29,689 --> 00:01:32,689 این یک شوخی است که شامل دروغ نمی شود 27 00:01:32,689 --> 00:01:35,689 هر انسانی دو گوش دارد 28 00:01:35,689 --> 00:01:38,689 او در توصیف او صادق است 29 00:01:38,689 --> 00:01:42,849 در این کلام نیز حرام نیست 30 00:01:42,849 --> 00:01:46,849 نوعی حمد و ثنا برای انس رضی الله عنه 31 00:01:46,849 --> 00:01:48,849 یعنی گوش داره 32 00:01:48,849 --> 00:01:50,849 می شنود و اطاعت می کند 33 00:01:50,849 --> 00:01:52,849 او از آنچه به او گفته می شود آگاه است 34 00:01:52,849 --> 00:01:56,010 سپس انس رضی الله عنه 35 00:01:56,010 --> 00:01:59,010 بنده رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 36 00:01:59,010 --> 00:02:03,010 پیامبر صلی الله علیه و آله مانع این کار نشد 37 00:02:03,010 --> 00:02:05,010 کی باهاش شوخی کرد 38 00:02:05,010 --> 00:02:10,009 در حالی که برخی افراد از شوخی با خدمتکار یا راننده خود خودداری می کنند 39 00:02:10,009 --> 00:02:14,009 او معتقد است که این امر از موقعیت و جایگاه او می کاهد 40 00:02:14,009 --> 00:02:18,009 این برخلاف هدایت پیامبر صلی الله علیه و آله است 41 00:02:18,009 --> 00:02:24,009 برخلاف آنچه از تواضع لازم است که یک مسلمان باید داشته باشد 42 00:02:24,009 --> 00:02:29,219 از انس بن مالک رضی الله عنه می فرماید: 43 00:02:29,219 --> 00:02:33,219 اگر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 44 00:02:33,219 --> 00:02:35,219 با ما درآمیختن 45 00:02:35,219 --> 00:02:38,219 تا اینکه به برادرم می گوید من جوان هستم 46 00:02:38,219 --> 00:02:40,219 ای ابوعمیر 47 00:02:40,219 --> 00:02:42,219 النغیر چه کرد؟ 48 00:02:42,219 --> 00:02:44,479 ابو عیسی گفت 49 00:02:44,479 --> 00:02:46,479 طبق فقه این حدیث 50 00:02:46,479 --> 00:02:50,479 پیامبر صلی الله علیه و آله شوخی می کرد 51 00:02:50,479 --> 00:02:53,479 و در آن، ما یک پسر کوچک بودیم 52 00:02:53,479 --> 00:02:56,479 به او گفت: ای ابوعمیر 53 00:02:56,479 --> 00:03:01,479 این نشان می دهد که هیچ اشکالی ندارد که به پسر یک پرنده بدهید تا با آن بازی کند 54 00:03:01,479 --> 00:03:05,580 بلکه پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود 55 00:03:05,580 --> 00:03:07,580 ای ابوعمیر 56 00:03:07,580 --> 00:03:09,580 النغیر چه کرد؟ 57 00:03:09,580 --> 00:03:12,580 چون غریبه ای برای بازی داشت 58 00:03:12,580 --> 00:03:13,580 پس مرد 59 00:03:13,580 --> 00:03:15,580 پسر برای او ناراحت بود 60 00:03:15,580 --> 00:03:19,580 پیامبر صلی الله علیه و آله با او شوخی کرد و فرمود 61 00:03:19,580 --> 00:03:21,580 ای ابوعمیر 62 00:03:21,580 --> 00:03:25,210 النغیر چه کرد؟ 63 00:03:25,210 --> 00:03:27,210 در این حدیث 64 00:03:27,210 --> 00:03:30,210 انس بن مالک رضی الله عنه به ما می گوید 65 00:03:30,210 --> 00:03:34,210 پیغمبر صلی الله علیه و آله با آنها مخلوط می شد 66 00:03:34,210 --> 00:03:36,210 یکی از معانی اختلاط 67 00:03:36,210 --> 00:03:38,210 شوخی 68 00:03:38,210 --> 00:03:43,210 یعنی پیامبر صلی الله علیه و آله با آنها شوخی می کرد 69 00:03:43,210 --> 00:03:47,210 حتی به برادر کوچک انس هم گفت 70 00:03:47,210 --> 00:03:49,210 ای ابوعمیر 71 00:03:49,210 --> 00:03:51,210 النغیر چه کرد؟ 72 00:03:51,210 --> 00:03:54,210 ابوعمیر برادر مادری انس است 73 00:03:54,210 --> 00:03:57,210 او یک پرنده کوچک برای بازی داشت 74 00:03:57,210 --> 00:03:59,210 او را النغیر می نامند 75 00:03:59,210 --> 00:04:01,210 پرنده ای است شبیه گنجشک 76 00:04:01,210 --> 00:04:03,210 با صورت قرمز 77 00:04:03,210 --> 00:04:05,240 سپس پرنده ابوعمیر مرد 78 00:04:05,240 --> 00:04:07,240 بنابراین برای او ناراحت شد 79 00:04:07,240 --> 00:04:13,240 پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم می خواست از او دلجویی کند و اندوهش را برطرف کند 80 00:04:13,240 --> 00:04:16,240 با تمسخر بهش گفت 81 00:04:16,240 --> 00:04:18,240 ای ابوعمیر 82 00:04:18,240 --> 00:04:20,240 النغیر چه کرد؟ 83 00:04:20,240 --> 00:04:22,300 سود کامل دارد 84 00:04:22,300 --> 00:04:28,300 برادر مادری انس که پیامبر صلی الله علیه و آله او را ابوعمیر نامید. 85 00:04:28,300 --> 00:04:30,300 نام او حفص است 86 00:04:30,300 --> 00:04:34,300 وی در زمان حیات پیامبر صلی الله علیه و آله از دنیا رفت 87 00:04:34,300 --> 00:04:38,300 در داستان معروف ابوطلحه آمده است 88 00:04:38,300 --> 00:04:40,300 که در دو صحیح است 89 00:04:40,300 --> 00:04:44,300 در آن پسری به ابوطلحه شکایت کرد 90 00:04:44,300 --> 00:04:47,300 او در حال خروج ابوطلحه از دنیا رفت 91 00:04:47,300 --> 00:04:50,300 وقتی همسرش دید که مرده است 92 00:04:50,300 --> 00:04:54,300 چیزی آماده کردم و در کنار خانه حک کردم 93 00:04:54,300 --> 00:04:56,300 وقتی ابوطلحه آمد 94 00:04:57,300 --> 00:04:59,300 گفت: حال پسر چطور است؟ 95 00:04:59,300 --> 00:05:02,300 گفت خودش را آرام کرده است 96 00:05:02,300 --> 00:05:05,300 امیدوارم استراحت کرده باشد 97 00:05:05,300 --> 00:05:08,300 ابوطلحه گمان کرد که راست می گوید 98 00:05:08,300 --> 00:05:10,300 گفت پس شب را سپری کرد 99 00:05:10,300 --> 00:05:13,300 صبح که شد غسل کرد 100 00:05:13,300 --> 00:05:15,300 وقتی می خواست برود 101 00:05:15,300 --> 00:05:18,300 به او خبر دادم که مرده است 102 00:05:18,300 --> 00:05:21,300 با پیامبر صلی الله علیه و آله دعا کنید 103 00:05:21,300 --> 00:05:24,300 سپس به پیامبر صلی الله علیه و آله گفت 104 00:05:24,300 --> 00:05:26,300 هر چه که بودند 105 00:05:26,300 --> 00:05:30,300 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 106 00:05:30,300 --> 00:05:34,300 خداوند هر دوی شما را در شب شما برکت دهد 107 00:05:34,300 --> 00:05:37,300 مردی از انصار گفت 108 00:05:37,300 --> 00:05:39,300 دیدم نه بچه دارند 109 00:05:39,300 --> 00:05:42,300 همه آنها قرآن خوانده اند 110 00:05:42,300 --> 00:05:45,500 حافظ رحمه الله گفت 111 00:05:45,500 --> 00:05:48,500 قول او: ابن به ابوطلحه شکایت کرد 112 00:05:48,500 --> 00:05:51,500 پسر مذکور ابوعمیر است 113 00:05:51,500 --> 00:05:55,500 که پیامبر صلی الله علیه و آله با آن شوخی می کرد 114 00:05:55,500 --> 00:05:58,500 و به او می گوید: ابوعمیر 115 00:05:58,500 --> 00:06:00,500 النغیر چه کرد؟ 116 00:06:00,500 --> 00:06:03,529 در حدیث استفاده از تکنیه برای صغیر جایز است 117 00:06:03,529 --> 00:06:06,529 این دروغ نیست 118 00:06:06,529 --> 00:06:08,529 بازی با پرندگان جایز است 119 00:06:08,529 --> 00:06:12,529 در صورتی که ضرر یا ضرری برای آن وجود نداشته باشد 120 00:06:12,529 --> 00:06:16,529 حاوی شرحی از تواضع پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است 121 00:06:16,529 --> 00:06:18,529 و کمال خلقت او 122 00:06:18,529 --> 00:06:20,529 و محبتش به کوچولوها 123 00:06:20,529 --> 00:06:22,529 و همراهی او با آنها 124 00:06:22,529 --> 00:06:25,529 و به دل آنها شادی بیاورد 125 00:06:25,529 --> 00:06:30,709 از ابوهریره رضی الله عنه گفت 126 00:06:30,709 --> 00:06:35,709 گفتند یا رسول الله داری با ما بازی می کنی 127 00:06:35,709 --> 00:06:40,709 گفت بله، اما من فقط حقیقت را می گویم 128 00:06:40,709 --> 00:06:44,470 در این حدیث 129 00:06:44,470 --> 00:06:47,470 صحابه رضی الله عنهم فرمودند 130 00:06:47,470 --> 00:06:50,470 ای رسول خدا داری با ما بازی می کنی 131 00:06:50,470 --> 00:06:52,470 یعنی شوخی کردیم 132 00:06:52,470 --> 00:06:55,470 دلیل این حیرت و سوال 133 00:06:55,470 --> 00:07:00,470 یا به این دلیل که وقوع شوخی با او را رد کردند. 134 00:07:00,470 --> 00:07:03,470 مقامش عالی و مرتبه اش عالی است 135 00:07:03,470 --> 00:07:06,470 گویا از حکمتش پرسیدند 136 00:07:06,470 --> 00:07:10,470 یا سوال آنها در مورد این پیش بازی است 137 00:07:10,470 --> 00:07:14,470 آیا از خواص اوست که صحبت نمی کنند؟ 138 00:07:14,470 --> 00:07:17,470 او برای آنها توضیح داد که این از اموال او نیست 139 00:07:17,470 --> 00:07:21,470 جواز آن در گرو گفتن حقیقت است 140 00:07:21,470 --> 00:07:25,470 و گفت: من فقط راست می گویم. 141 00:07:25,470 --> 00:07:27,470 یعنی منصف و صادق 142 00:07:27,470 --> 00:07:31,470 در حدیث، شوخی و معاشقه جایز است 143 00:07:31,470 --> 00:07:36,470 بلکه ممکن است سنت باشد اگر به قصد پیوند دلها و نیکی باشد 144 00:07:36,470 --> 00:07:38,470 فحاشی نبود 145 00:07:38,470 --> 00:07:40,569 به ابن عیینه گفته شد 146 00:07:40,569 --> 00:07:42,569 شوخی او را نفرین کرد 147 00:07:42,569 --> 00:07:46,569 فرمود: بلكه سنت است براى كسى كه آن را خوب انجام دهد. 148 00:07:46,569 --> 00:07:50,910 از انس بن مالک رضی الله عنه 149 00:07:50,910 --> 00:07:55,910 مردی از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم تقاضای تحمل کرد 150 00:07:55,910 --> 00:08:00,910 گفت: من برای تو پسر شتری به دنیا می‌آورم. 151 00:08:00,910 --> 00:08:05,910 گفت یا رسول الله با بچه شتر چه کنم؟ 152 00:08:05,910 --> 00:08:08,910 ایشان رضی الله عنه فرمودند 153 00:08:08,910 --> 00:08:11,910 آیا شتر به جز شتر زاد و ولد می کند؟ 154 00:08:11,910 --> 00:08:15,899 در این حدیث 155 00:08:15,899 --> 00:08:19,899 مردی از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم تقاضای تحمل کرد 156 00:08:19,899 --> 00:08:23,899 یعنی از او خواست که او را بر حیوان حمل کند 157 00:08:23,899 --> 00:08:26,899 یعنی حیوانی را به او می دهد تا سوار شود 158 00:08:26,899 --> 00:08:30,899 پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود 159 00:08:30,899 --> 00:08:33,899 من به شما یک پسر شتر می دهم 160 00:08:33,899 --> 00:08:36,929 این را به شوخی به او گفت 161 00:08:36,929 --> 00:08:40,929 آن مرد فهمید که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 162 00:08:40,929 --> 00:08:43,929 او یک شتر جوان به او می دهد 163 00:08:43,929 --> 00:08:46,929 سوار نشدنی 164 00:08:46,929 --> 00:08:49,929 گفت: با پسر شتر چه کنم؟ 165 00:08:49,929 --> 00:08:52,929 یعنی چطوری سوارش بشم؟ 166 00:08:52,929 --> 00:08:55,929 ایشان رضی الله عنه فرمودند 167 00:08:55,929 --> 00:08:58,929 آیا شتر به جز شتر زاد و ولد می کند؟ 168 00:08:58,929 --> 00:09:02,929 شتر نر برای اشاره به پیر و جوان به کار می رود 169 00:09:02,929 --> 00:09:05,929 پیغمبر صلی الله علیه و آله خواست 170 00:09:05,929 --> 00:09:09,929 شترهایی را که آماده سواری هستند به او بدهند 171 00:09:09,929 --> 00:09:12,929 اما قبل از آن او را نوازش می کرد 172 00:09:12,929 --> 00:09:15,960 چنین نوازش ملایمی 173 00:09:15,960 --> 00:09:18,960 و در گفتگو علاوه بر شوخی او 174 00:09:18,960 --> 00:09:21,960 خدا رحمتش کند و درود فرستد 175 00:09:21,960 --> 00:09:24,960 اشاره به راهنمایی او و راهنمایی دیگران 176 00:09:24,960 --> 00:09:27,960 برای هر که حرفی می شنود لازم است 177 00:09:27,960 --> 00:09:30,960 در آن تأمل کند و در رد آن عجله نکند 178 00:09:30,960 --> 00:09:35,620 قبل از اینکه معنی آن را بفهمد 179 00:09:35,620 --> 00:09:38,620 از انس بن مالک رضی الله عنه 180 00:09:39,620 --> 00:09:41,620 اسمش ظهیره بود 181 00:09:41,620 --> 00:09:44,620 پیامبر صلی الله علیه و آله را راهنمایی می کرد 182 00:09:44,620 --> 00:09:47,620 هدیه ای از کویر 183 00:09:53,690 --> 00:09:56,690 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند 184 00:09:56,690 --> 00:09:59,690 زهرا آغاز ماست 185 00:09:59,690 --> 00:10:02,820 ما حضور داریم 186 00:10:02,820 --> 00:10:05,820 خدا رحمتش کند و او را دوست داشت 187 00:10:05,820 --> 00:10:24,820 پیامبر صلی الله علیه و آله روزی در حالی که اجناس خود را می فروخت نزد او آمد، در حالی که او را نمی دید او را از پشت در آغوش گرفت. گفت: این کسی که مرا فرستاد کیست؟ برگشت و پیامبر صلی الله علیه و آله را شناخت. 188 00:10:24,820 --> 00:10:31,820 از این رو، وقتی پیامبر را شناخت. 189 00:10:31,820 --> 00:10:44,850 پس پیامبر صلی الله علیه و آله شروع کرد به گفتن این غلام را چه کسی می خرد؟ گفت: ای رسول خدا پس به خدا سوگند مرا بدبخت خواهی یافت. 190 00:10:44,850 --> 00:10:55,850 پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: «اما به خدا تو ضعیف نیستی». یا گفت: تو نزد خدا گرانقدر هستی. 191 00:10:55,850 --> 00:11:04,669 در این حدیث مردی از صحرا به نام ظاهر به مدینه می آمد 192 00:11:04,669 --> 00:11:15,669 به پیامبر صلی الله علیه و آله چیزهایی را که در میان اهل بیابان یافت می شود از قبیل اقاق و قی و مانند آن هدیه می دهد. 193 00:11:15,669 --> 00:11:25,669 پیامبر صلی الله علیه و آله در حال آماده شدن بود که اگر بخواهد به صحرای خود برود هدیه بهتری به او بدهد. 194 00:11:25,669 --> 00:11:37,669 صلوات الله علیه می گفت ظاهر صحرای ماست و ما با او حاضریم پس بیابان به کلان شهر نیاز دارد. 195 00:11:37,669 --> 00:11:47,669 کسى که در حال حاضر است به کسى که در بیابان است نیازمند است، هر یک مکمل دیگرى با آنچه خداوند متعال براى او خواسته است. 196 00:11:47,669 --> 00:11:58,899 و بیانش صلوات الله علیه و آله و سلم او را دوست می داشت و مردی کثیف بود یعنی زشت در ظاهر، ولی خوش اخلاق. 197 00:11:58,899 --> 00:12:09,899 هشداری است که توجه به خیر و صلاح باطن است و به همین دلیل در حدیث صحیح آمده است: خداوند به تصاویر و اموال شما نگاه نمی کند. 198 00:12:09,899 --> 00:12:19,090 اما او به دلها و اعمال شما می نگرد. پیامبر صلی الله علیه و آله روزی در حالی که اجناس خود را می فروخت، نزد او آمد 199 00:12:19,090 --> 00:12:31,090 پس او را از پشت در آغوش گرفت در حالی که او را نمی دید، یعنی از پشت سر به سوی او آمد و دستانش را زیر بغلش گذاشت و او را در دامان خود آورد و به سینه بغل کرد. 200 00:12:31,090 --> 00:12:41,090 او ندید چه کسی او را در آغوش داشت و ندانست کیست، پس گفت: چه کسی مرا فرستاد؟ یعنی او مرا ترک کرد 201 00:12:41,090 --> 00:12:56,120 برگشت و پیغمبر صلی الله علیه و آله را شناخت و از آن حضرت خوشحال شد، پس روی برگرداند، یعنی از فشار دادن پشت به سینه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله دریغ نکرد. 202 00:12:56,120 --> 00:13:10,120 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برای کسب صلوات از او و تقرب به او شروع کرد به گفتن این بنده را کی می خرد؟ این یکی از شوخی های اوست که درود خدا بر او باد. 203 00:13:10,120 --> 00:13:20,120 که در آن فقط راست می گوید به قول بنده چون همه مردم بندگان خدای متعال هستند. 204 00:13:20,120 --> 00:13:32,120 گفت: ظاهر است یا رسول الله، پس به خدا سوگند مرا به خاطر زشتی و ظاهر زشتم تنبل، یعنی ارزانی و علاقه ای به احدی پیدا نمی کنی. 205 00:13:32,120 --> 00:13:45,149 پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: «اما تو در نزد خدا ضعیف نیستی یا در نزد خدای متعال هستی، زیرا مؤمنی با خلق و خوی نیکو». 206 00:13:45,149 --> 00:13:55,250 در حديث، معاشقه با كسى كه آن را قبول دارد جايز است، و معاشقه و شوخى با همه مردم عاقلانه نيست. 207 00:13:55,250 --> 00:14:07,250 مردم طبیعت و اخلاق متفاوتی دارند. برخی از آنها اخم می کنند و شوخی نمی پذیرند و برخی متوسط هستند 208 00:14:07,250 --> 00:14:21,250 در میان آنها بسیار بود، بنابراین هر درمان خاص بود. پیامبر صلی الله علیه و آله می دانست که ظاهر عاشق شوخی و شوخی است، لذا با او شوخی می کرد. 209 00:14:21,250 --> 00:14:34,940 از حسن رضی الله عنه می فرماید: پیرزنی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و عرض کرد: یا رسول الله من از خدا می خواهم که مرا وارد بهشت ​​کند. 210 00:14:34,940 --> 00:14:49,940 گفت: ای مادر فلانی، پیرزنی وارد بهشت ​​نمی شود. گفت: فولت گریه می کند، پس گفت: به او بگو که در پیری وارد آن نمی شود. 211 00:14:49,940 --> 00:15:03,940 خداوند متعال می فرماید: اگر بخواهد آنها را آفریدیم و باکره و عرب و همتا قرار دادیم. 212 00:15:03,940 --> 00:15:19,129 در این حدیث پیرزنی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و پیرزنی که پیرزنی بود نزد آن حضرت آمد و از او خواست که برای ورود او به بهشت دعا کند. 213 00:15:19,129 --> 00:15:37,129 پس صلوات الله علیه به او گفت که پیرزنی وارد بهشت ​​نمی شود. شروع کرد به گریه کردن، یعنی با گریه رفت. پس صلوات الله علیه فرمود: به او بگو در پیری وارد نمی شود. 214 00:15:37,129 --> 00:15:52,419 یعنی در سن پیری وارد بهشت ​​نمی شود، بلکه در جوانی وارد بهشت ​​می شود. در مسند از ابوهریره رضی الله عنه آمده است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: 215 00:15:52,419 --> 00:16:04,419 اهل بهشت برهنه و پاک و سفید و چروکیده و سرمه پوش سی و سه ساله وارد بهشت می شوند. 216 00:16:04,419 --> 00:16:17,539 و گفت: خدای تعالی می فرماید: ما آنها را اگر بخواهد آفریدیم و باکره و عرب قرار دادیم. 217 00:16:17,539 --> 00:16:27,539 ابن کثیر گفت: یعنی ما آنها را بعد از پیری و خاکستری در آخرت بازگرداندیم. باکره عرب شدیم. 218 00:16:27,539 --> 00:16:37,539 یعنی بعد از دوشیزگان، ما را به باکره عرب برگرداندند، یعنی با شیرینی و مهربانی و مهربانی شوهرانشان را دوست داشتند. 219 00:16:37,539 --> 00:16:51,610 اعراب جمع عرب است که زن زیبا و محبوب شوهرش است و به همین سن سی و سه سال است. 220 00:16:51,610 --> 00:17:03,610 او کامل ترین سن جوانی است، پس زنانشان عرب هم سن و سال، موافق، متحد، راضی و رضایت بخش، نه غمگین و نه مضطرب هستند. 221 00:17:03,610 --> 00:17:17,980 بلکه شادی روح و شادی چشم و روشنی چشم و بهره شوخی از سنت پیامبر صلی الله علیه و آله است. 222 00:17:17,980 --> 00:17:29,980 سرگرمی مشروع و محبت خوبی است که گروه به آن آرامش می بخشد، بنابراین روحیه محبت، مهربانی و محبت در بین مسلمانان حاکم است. 223 00:17:29,980 --> 00:17:40,980 افسردگی و احساس بی حوصلگی و بی حوصلگی از بین می رود، اما باید مراقب بود که به دلیل عواقب بدی که ممکن است ایجاد کند، زیاد از آن نخورد. 224 00:17:40,980 --> 00:17:47,980 زیرا بسیاری از آن موجب خنده فراوان می شود، چنانکه پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند. 225 00:17:47,980 --> 00:17:53,980 زیاد نخندید، زیرا خنده زیاد قلب را می کشد 226 00:17:53,980 --> 00:18:03,079 شوخی باید مانند نمک در غذا باشد، نه زیاد و نه کم که غذا را خراب کند 227 00:18:03,079 --> 00:18:13,079 همین طور انسان باید در وسط باشد نه اینکه آن را کاملاً بپذیرد و نه کاملاً از آن روی گردان شود 228 00:18:13,079 --> 00:18:18,079 و از توهین و تمسخر دیگران بپرهیزید 229 00:18:18,079 --> 00:18:24,079 او فقط هنگام شوخی باید حقیقت را بگوید و از دروغ گفتن بپرهیزد 230 00:18:24,079 --> 00:18:35,079 زیرا پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: وای بر کسی که برای خنداندن مردم سخن می گوید و دروغ می گوید، وای بر او، وای بر او. 231 00:18:35,079 --> 00:18:39,109 همچنین باید از ترساندن مسلمان حتی با شوخی پرهیز کند 232 00:18:39,109 --> 00:18:46,109 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: برای مسلمان جایز نیست مسلمان دیگری را به وحشت بیاندازد. 233 00:18:46,109 --> 00:18:55,109 و حضرت درود خدا بر او فرمود: «هیچ یک از شما وسایل دوستش را جدی و بازیگوش نکند». 234 00:18:55,109 --> 00:19:02,339 همین امر در مورد هر شوخی که متضمن نقض قوانین شرعی باشد یا وسیله ای برای آن باشد، صدق می کند 235 00:19:02,339 --> 00:19:07,339 یا موجب آزار مسلمان با گفتار یا عمل یا غیر آن شود 236 00:19:07,339 --> 00:19:10,339 همش شوخی ممنوع 237 00:19:10,339 --> 00:19:13,339 النووی رحمه الله گفت 238 00:19:13,339 --> 00:19:20,339 علما گفتند: شوخی حرام از زیاده روی است و در آن ادامه می یابد 239 00:19:20,339 --> 00:19:24,339 باعث خنده و سختی دل می شود 240 00:19:24,339 --> 00:19:29,339 از یاد خدای متعال و فکر تکالیف دینی دور می کند 241 00:19:29,339 --> 00:19:33,339 او بارها می گوید به درد بخور 242 00:19:33,339 --> 00:19:38,339 او وارث نفرت است و احترام و عزت را از دست می دهد 243 00:19:38,339 --> 00:19:41,339 و اما آنچه از این امور مصون است 244 00:19:41,339 --> 00:19:47,339 جایز است، کاری که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم انجام می داد. 245 00:19:47,339 --> 00:19:54,029 بقیه حدیث انشاءالله و الله اعلم 246 00:19:54,029 --> 00:19:57,029 صلوات و درود خدا بر پیامبر ما محمد 247 00:19:57,029 --> 00:20:01,029 و بر همه خانواده و یارانش