WEBVTT

00:00:00.460 --> 00:00:03.459
توقف کنید

00:00:03.459 --> 00:00:08.460
با صحابه و علما و حق تعالی آشنا شد

00:00:12.460 --> 00:00:16.460
یک چالش جدید از طرف من

00:00:16.460 --> 00:00:26.699
من از مادران مؤمنان و همسر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هستم.

00:00:26.699 --> 00:00:30.699
در بین همسرانش هیچ کس از من صمیمی تر نیست

00:00:30.699 --> 00:00:35.700
و هیچ کس که با او ازدواج کرد در حالی که او از خانه دور بود، دورتر از من نیست

00:00:35.700 --> 00:00:40.700
پدرم ابوسفیان استاد و بزرگ قریش است

00:00:40.700 --> 00:00:44.369
من و شوهرم اسلام آوردیم

00:00:44.369 --> 00:00:48.369
ما برای فرار از دین خود به حبشه مهاجرت کردیم

00:00:48.369 --> 00:00:51.369
شوهرم در خارج از کشور فوت کرد

00:00:51.369 --> 00:00:54.369
این باعث اضطراب و ناراحتی من شد

00:00:54.369 --> 00:00:58.369
در خواب دیدم مردی مرا صدا زد و گفت:

00:00:58.369 --> 00:01:00.369
ای مادر مؤمنان

00:01:00.369 --> 00:01:06.370
تعبیر کردم که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم با من ازدواج می کند.

00:01:06.370 --> 00:01:09.400
فقط پس از اتمام دوره انتظار من است

00:01:09.400 --> 00:01:13.400
تا اینکه کنیز نگوس نزد من آمد و گفت:

00:01:13.400 --> 00:01:16.400
شاه به شما می گوید

00:01:16.400 --> 00:01:23.400
رسول خدا صلی الله علیه و آله به من نوشت که او را به عقد تو درآورم

00:01:23.400 --> 00:01:25.400
خوشحال شدم و گفتم

00:01:25.400 --> 00:01:27.400
خداوند به شما مژده دهد

00:01:27.400 --> 00:01:29.400
او به من گفت

00:01:29.400 --> 00:01:31.400
شاه به شما می گوید

00:01:31.400 --> 00:01:33.400
من یکی رو دارم که باهات ازدواج کنه

00:01:33.400 --> 00:01:38.400
پس برای خالد بن سعید بن العاص رضی الله عنه فرستاده شد

00:01:38.400 --> 00:01:39.400
بنابراین من او را منصوب کردم

00:01:39.400 --> 00:01:44.400
تمام جواهرات و جواهراتم را به کنیز دادم

00:01:44.400 --> 00:01:48.400
پاداشی برای آنچه او به من موعظه کرد

00:01:48.400 --> 00:01:50.689
وقتی عصر شد

00:01:50.689 --> 00:01:54.689
نغوس دستور حضور مسلمانان در حبشه را داد

00:01:54.689 --> 00:02:01.689
مهریه از طرف رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 400 دینار پرداخت شد.

00:02:01.689 --> 00:02:05.750
وقتی مردم می خواستند بلند شوند

00:02:05.750 --> 00:02:07.750
نجاشی به آنها گفت

00:02:07.750 --> 00:02:08.750
بشین

00:02:08.750 --> 00:02:12.750
سنت پیامبران در هنگام ازدواج است

00:02:12.750 --> 00:02:13.750
که آنها اذیت می کنند

00:02:13.750 --> 00:02:15.750
پس برای غذا صدا زد

00:02:15.750 --> 00:02:18.750
خوردند و بعد پراکنده شدند

00:02:18.750 --> 00:02:21.750
سپس مرا آماده کرد و به شهر فرستاد

00:02:21.750 --> 00:02:23.750
با شرابیل بن حسنه

00:02:23.750 --> 00:02:25.750
خداوند از او راضی باشد

00:02:25.750 --> 00:02:30.360
وقتی پدرم شنید که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:02:30.360 --> 00:02:32.360
او با من ازدواج کرد

00:02:32.360 --> 00:02:35.360
پدرم هنوز مشرک بود

00:02:35.360 --> 00:02:38.360
با این حال خوشحال شد و گفت

00:02:38.360 --> 00:02:42.360
آن اسب نر دماغش را نمی چیند

00:02:42.360 --> 00:02:47.000
یعنی شایسته و سخاوتمند است و جواب نمی دهد

00:02:47.000 --> 00:02:49.000
قبل از فتح مکه

00:02:49.000 --> 00:02:51.000
پدرم به شهر آمد

00:02:51.000 --> 00:02:57.000
برای تجدید قرارداد آشتی بین او و پیامبر صلی الله علیه و آله

00:02:57.000 --> 00:02:59.000
سپس علی وارد خانه من شد

00:02:59.000 --> 00:03:05.000
وقتی خواست بر بالین پیامبر صلی الله علیه و آله بنشیند

00:03:05.000 --> 00:03:08.000
سریع آن را از او دور کردم

00:03:08.000 --> 00:03:11.000
این را از من تقبیح کرد و گفت

00:03:11.000 --> 00:03:15.000
پسر، من این تخت را برای خودم می خواستم

00:03:15.000 --> 00:03:17.000
یا میخواستی اینکارو بکنم؟

00:03:17.000 --> 00:03:19.000
پس گفتم

00:03:19.000 --> 00:03:23.000
بلکه بستر رسول خدا صلی الله علیه و آله است

00:03:23.000 --> 00:03:26.000
و تو مشرک نجس هستی

00:03:26.000 --> 00:03:28.000
و او گفت

00:03:28.000 --> 00:03:32.000
پسرم یه بلایی سرت اومده

00:03:32.000 --> 00:03:36.150
و وقتی وفاداری به من رسید

00:03:36.150 --> 00:03:40.150
با عایشه رضی الله عنها تماس گرفتم و گفتم

00:03:40.150 --> 00:03:45.150
شاید چیزی بین ما بوده که بین همسران هم اتفاق می افتد

00:03:45.150 --> 00:03:49.150
خداوند من و تو را به خاطر هر اتفاقی که افتاده ببخشد

00:03:49.150 --> 00:03:51.150
عایشه گفت

00:03:51.150 --> 00:03:54.150
خداوند شما را به خاطر همه اینها ببخشد

00:03:54.150 --> 00:03:58.150
او شما را نادیده گرفت و شما را از آن رها کرد

00:03:58.150 --> 00:03:59.150
پس گفتم

00:03:59.150 --> 00:04:02.150
از راز تو راضی هستم، خدا خیرت دهد

00:04:02.150 --> 00:04:06.150
برای ام سلمه رضی الله عنه فرستاده شد

00:04:06.150 --> 00:04:08.150
پس من اینطوری بهش گفتم

00:04:08.150 --> 00:04:12.150
همان طور که عایشه گفت جوابم را داد

00:04:12.150 --> 00:04:14.629
من کی هستم؟

00:04:21.009 --> 00:04:24.009
پاسخ صحیح را در نظرات ثابت می کنیم

00:04:24.009 --> 00:04:29.009
وقتی قسمت بعدی میاد انشالله

00:04:29.009 --> 00:04:34.139
بهترین موقعیت ها و نمونه های قرن ها

00:04:34.139 --> 00:04:39.139
اگر پیغمبر می‌خواست یا می‌گفت، از پیامبر پیروی می‌کرد

00:04:39.139 --> 00:04:44.139
آنها اینجا بودند که ابرهای زندگی ما را آبیاری می کردند

00:04:44.139 --> 00:04:49.139
یاد آنها در ما بلند است

00:04:49.139 --> 00:04:54.139
رفتند و سوالی در ذهنم انداختند

00:04:54.139 --> 00:04:59.139
آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟

00:04:59.139 --> 00:05:04.139
آنها زندگی خود را پر از غرور در اعمال خود کردند

00:05:04.139 --> 00:05:09.139
و عالم خودپسندی بر آنها آشکار شده است
