WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:03.399
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:03.399 --> 00:00:09.160
گنجینه های زندگی نامه

00:00:09.160 --> 00:00:13.250
خانه ثمود

00:00:13.250 --> 00:00:17.550
وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله به تبوک رفت

00:00:17.550 --> 00:00:20.550
در راه از خانه های ثمود گذشت

00:00:20.550 --> 00:00:21.850
آن سنگ است

00:00:21.850 --> 00:00:23.050
و او گفت

00:00:23.050 --> 00:00:25.949
هیچ یک از آب آن را ننوشید

00:00:25.949 --> 00:00:28.750
برای نماز با آن وضو نگیرید

00:00:28.750 --> 00:00:31.649
و هر خمیری که ورز دادی

00:00:31.649 --> 00:00:33.250
پس به او شتران دادند

00:00:33.649 --> 00:00:36.350
و هیچ کدام از آن را نخورید

00:00:36.350 --> 00:00:38.649
و هیچکدام از شما نخواهید رفت

00:00:38.649 --> 00:00:41.899
مگر اینکه همراهی داشته باشد

00:00:41.899 --> 00:00:44.899
این زمین ها خانه افراد شکنجه شده است

00:00:44.899 --> 00:00:47.200
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:00:47.200 --> 00:00:50.799
او به مردم دستور داد که وارد خانه های شکنجه شده نشوند

00:00:50.799 --> 00:00:53.799
جز گریه یا گریه

00:00:53.799 --> 00:00:56.799
و به امر رسول الله صلی الله علیه وسلم

00:00:56.799 --> 00:00:58.799
تا آنچه پخته اند بریزند

00:00:58.799 --> 00:01:02.100
و خمیر را می گیرند و به شتر می دهند

00:01:02.200 --> 00:01:04.500
ادله بر حرمت آب آشامیدنی

00:01:04.500 --> 00:01:06.900
از خانه های شکنجه شدگان

00:01:06.900 --> 00:01:08.200
با این حال

00:01:08.200 --> 00:01:10.400
ما افراد نادان زیادی پیدا می کنیم

00:01:10.400 --> 00:01:13.099
به سرزمین های ثمود می روند

00:01:13.099 --> 00:01:15.200
آنها سرگرم می شوند و می خندند

00:01:15.200 --> 00:01:17.599
این جایز نیست

00:01:17.599 --> 00:01:20.299
زیرا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:01:20.299 --> 00:01:22.200
وقتی از کنار سنگ گذشت

00:01:22.200 --> 00:01:25.299
او به کوه خود اصرار کرد و گفت

00:01:25.299 --> 00:01:28.099
وارد این شکنجه گران نشوید

00:01:28.099 --> 00:01:30.700
مگر اینکه گریه کنی

00:01:30.700 --> 00:01:32.799
اگر گریه نمی کنی

00:01:32.799 --> 00:01:34.799
وارد آنها نشوید

00:01:34.799 --> 00:01:37.930
اتفاقی که برای آنها افتاد برای شما نخواهد افتاد

00:01:37.930 --> 00:01:40.629
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:01:40.629 --> 00:01:44.030
او با سرعت از وادی محصار در مکه عبور می کند

00:01:44.030 --> 00:01:45.430
چون این دره

00:01:45.430 --> 00:01:47.430
این همان است که خداوند در آن نابود کرد

00:01:47.430 --> 00:01:51.069
صاحبان فیل به قول معروف

00:01:51.069 --> 00:01:56.200
گنجینه های بیوگرافی

00:01:56.200 --> 00:02:01.159
دو آیه نبوی

00:02:01.159 --> 00:02:02.659
اولین

00:02:02.659 --> 00:02:04.060
و در تبوک

00:02:04.060 --> 00:02:07.859
مردم با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شدند

00:02:07.859 --> 00:02:09.960
آب ندارند

00:02:09.960 --> 00:02:12.360
پس او رضی الله عنه برخاست

00:02:12.360 --> 00:02:14.259
پس به آنها آب داد

00:02:14.259 --> 00:02:17.460
پس خداوند متعال ابری فرستاد

00:02:17.460 --> 00:02:18.759
پس باران آمد

00:02:18.759 --> 00:02:20.360
تا زمانی که مردم آن را خواستند

00:02:20.360 --> 00:02:23.620
نیاز خود را به آب برآورده کردند

00:02:23.620 --> 00:02:25.120
دوم

00:02:25.120 --> 00:02:28.919
شتر پیامبر صلی الله علیه و آله به بیراهه رفت

00:02:28.919 --> 00:02:30.719
زید بن السعید گفت:

00:02:30.719 --> 00:02:32.719
او منافق بود

00:02:32.719 --> 00:02:35.120
آیا او ادعای پیامبری نمی کند؟

00:02:35.120 --> 00:02:37.520
و از اخبار بهشت به شما می گوید

00:02:37.520 --> 00:02:40.319
نمی داند شترش کجاست

00:02:40.319 --> 00:02:44.020
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:02:44.020 --> 00:02:47.020
مردی چنین و چنان می گوید

00:02:47.020 --> 00:02:48.520
سپس گفت

00:02:48.520 --> 00:02:53.110
به خدا سوگند من فقط آنچه را خدا به من آموخته می دانم

00:02:53.110 --> 00:02:57.210
کجایند کسانی که ادعا می کنند پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستند؟

00:02:57.210 --> 00:02:58.810
غیب را می داند

00:02:58.810 --> 00:03:02.810
کجایند کسانی که ادعا می کنند پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستند؟

00:03:02.810 --> 00:03:06.009
او از شرایط آنها و اتفاقاتی که برای آنها می افتد آگاه است

00:03:06.009 --> 00:03:09.240
به خدا این باطل است

00:03:09.240 --> 00:03:11.939
ایشان رضی الله عنه فرمودند

00:03:11.939 --> 00:03:14.439
خداوند مرا به آن هدایت کرده است

00:03:14.439 --> 00:03:17.840
در دره در فلان روستا است

00:03:17.840 --> 00:03:21.139
درختی او را به دام انداخت

00:03:21.139 --> 00:03:24.340
پس برو و برای من بیاور

00:03:24.340 --> 00:03:28.740
پس رفتند و آوردند رضی الله عنه

00:03:28.740 --> 00:03:32.740
به همین دلیل جایز نیست که اگر از او سؤال شود، چیزی بگوید

00:03:32.740 --> 00:03:35.139
خدا و رسولش بهتر می دانند

00:03:35.139 --> 00:03:37.639
مگر در امور حقوقی

00:03:37.639 --> 00:03:39.639
در مورد مسائل دنیوی

00:03:39.639 --> 00:03:40.939
و او می گوید

00:03:40.939 --> 00:03:44.139
فقط خدا میدونه

00:03:44.139 --> 00:03:49.319
گنجینه های بیوگرافی

00:03:49.319 --> 00:03:55.830
کاش من صاحب سوراخ بودم

00:03:55.830 --> 00:03:58.229
در راه این تهاجم

00:03:58.229 --> 00:04:01.360
عبدالله ذب جادن درگذشت

00:04:01.360 --> 00:04:04.159
از عبدالله بن مسعود می‌گوید:

00:04:04.159 --> 00:04:06.060
نیمه های شب از خواب بیدار شدم

00:04:06.060 --> 00:04:09.460
من با رسول خدا صلی الله علیه و آله هستم

00:04:09.460 --> 00:04:11.360
در جنگ تبوک

00:04:11.360 --> 00:04:15.460
شعله آتش را در منطقه نظامی دیدم

00:04:15.460 --> 00:04:18.259
بنابراین من او را دنبال کردم و به او نگاه کردم

00:04:18.259 --> 00:04:21.360
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:04:21.360 --> 00:04:23.459
و ابوبکر و عمر

00:04:23.459 --> 00:04:27.959
و اگر عبدالله ذبل جادین الموزنی مرده بود

00:04:27.959 --> 00:04:30.259
و اگر برای او کنده بودند

00:04:30.259 --> 00:04:34.459
و رسول خدا صلی الله علیه و آله در سوراخ اوست

00:04:34.459 --> 00:04:37.660
ابوبکر و عمر او را نزد او بردند

00:04:37.660 --> 00:04:39.360
و او می گوید

00:04:39.360 --> 00:04:42.060
به برادرت نزدیک تر شو

00:04:42.060 --> 00:04:44.060
پس او را به سوی او راهنمایی کنید

00:04:44.060 --> 00:04:47.490
وقتی برای آپارتمانش آماده کرد، گفت

00:04:47.490 --> 00:04:51.189
خدایا ازش راضی شدم

00:04:51.189 --> 00:04:52.790
دور از آن

00:04:52.790 --> 00:04:55.290
عبدالله بن مسعود می گوید

00:04:55.290 --> 00:04:58.850
کاش من صاحب سوراخ بودم

00:04:58.850 --> 00:05:01.750
ایشان رضی الله عنه فرمودند

00:05:01.750 --> 00:05:04.449
مردم در شهر هستند

00:05:04.449 --> 00:05:07.949
شما نه مسیری را طی کرده اید و نه از دره ای عبور کرده اید

00:05:07.949 --> 00:05:10.350
مگر اینکه با شما باشند

00:05:10.350 --> 00:05:12.850
گفتند در شهر هستند

00:05:12.850 --> 00:05:15.879
گفت زندانی شدنشان بهانه است

00:05:15.879 --> 00:05:19.579
از عبدالله بن عباس رضی الله عنهم

00:05:19.579 --> 00:05:23.480
به عمر بن خطاب رضی الله عنه گفته شد

00:05:23.480 --> 00:05:26.180
از ساعت سخت برایمان بگویید

00:05:26.180 --> 00:05:27.879
عمر گفت

00:05:27.879 --> 00:05:29.680
عازم تبوک شدیم

00:05:29.680 --> 00:05:31.480
در پریشانی شدید

00:05:31.480 --> 00:05:33.180
پس در خانه ماندیم

00:05:33.180 --> 00:05:35.480
تشنه شدیم

00:05:35.480 --> 00:05:39.279
حتی فکر می‌کردیم گردنمان قطع شود

00:05:39.279 --> 00:05:42.379
مردی حتی شتر خود را ذبح می کند

00:05:42.379 --> 00:05:45.079
سرگینش را فشار می دهد و می نوشد

00:05:45.079 --> 00:05:48.279
سپس آنچه را که روی جگرش باقی مانده است می گذارد

00:05:48.279 --> 00:05:51.879
ابوبکر صدیق رضی الله عنه می فرماید

00:05:51.879 --> 00:05:53.579
ای رسول خدا

00:05:53.579 --> 00:05:56.879
خداوند شما را در دعاهایتان جزای خیر بدهد

00:05:56.879 --> 00:05:59.079
پس برای ما از خدا دعا کنید

00:05:59.079 --> 00:06:02.480
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:06:02.480 --> 00:06:04.180
آیا شما آن را دوست دارید؟

00:06:04.180 --> 00:06:05.779
گفت بله

00:06:05.779 --> 00:06:10.779
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله دستان خود را به سوی آسمان بلند کرد

00:06:10.779 --> 00:06:12.680
آنها را پس نداد

00:06:12.680 --> 00:06:14.680
و آسمان گفت

00:06:14.680 --> 00:06:16.980
بنابراین من آن را ریختم و آن را ریختم

00:06:16.980 --> 00:06:19.079
پس آنچه داشتند با خود پر کردند

00:06:19.079 --> 00:06:21.079
بعد رفتیم دنبال

00:06:21.079 --> 00:06:23.680
ما آن را برای نظامیان جایز ندانستیم

00:06:24.550 --> 00:06:29.839
گنجینه های بیوگرافی

00:06:29.839 --> 00:06:34.579
نتیجه تبوک

00:06:34.579 --> 00:06:38.379
پیامبر صلی الله علیه و آله به تبوک رفت

00:06:38.379 --> 00:06:40.079
آنجا اردو زد

00:06:40.079 --> 00:06:43.180
آماده برخورد با دشمن بود

00:06:43.180 --> 00:06:46.480
در مورد رومیان و متحدان آنها که بودند

00:06:46.480 --> 00:06:50.579
برای جنگ با پیامبر صلی الله علیه و آله بیرون آمدند

00:06:50.579 --> 00:06:52.579
آنها توسط وحشت دستگیر شدند

00:06:52.579 --> 00:06:57.579
وقتی شنیدند که پیامبر صلی الله علیه و آله به سوی آنها حرکت می کند

00:06:57.579 --> 00:07:01.279
جرات نداشتند جلو بیایند و ملاقات کنند

00:07:01.279 --> 00:07:04.579
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند

00:07:04.579 --> 00:07:07.879
نصرت از سفر یک ماهه وحشت داشت

00:07:07.879 --> 00:07:09.879
این وحشت است

00:07:09.879 --> 00:07:12.079
در سراسر کشور پراکنده شدند

00:07:12.079 --> 00:07:18.180
بین پیغمبر صلی الله علیه و آله و رومیان دعوا نشد

00:07:18.180 --> 00:07:20.680
جنگ تبوک چنین بود

00:07:20.680 --> 00:07:25.120
کتک کاری باحال بدون دعوا

00:07:25.120 --> 00:07:27.720
گنجینه های بیوگرافی

00:07:27.720 --> 00:07:34.939
مطمئنم همیشه خوبه

00:07:34.939 --> 00:07:38.939
پیامبر صلی الله علیه و آله از تبوک بازگشت

00:07:38.939 --> 00:07:43.439
او خالد بن ولید را نزد اکیدر دوما فرستاد

00:07:43.439 --> 00:07:45.939
او عقیدر بن عبدالملک است

00:07:45.939 --> 00:07:47.939
مردی از کانادا

00:07:47.939 --> 00:07:51.939
او مسیحی بود و پادشاه دوما بود

00:07:51.939 --> 00:07:56.439
رسول خدا صلی الله علیه و آله به خالد فرمود

00:07:56.439 --> 00:07:59.439
او را در حال شکار گاو خواهید یافت

00:07:59.439 --> 00:08:01.439
پس خالد بیرون آمد

00:08:01.439 --> 00:08:04.939
حتی اگر قلعه او به اندازه چشم قابل مشاهده باشد

00:08:04.939 --> 00:08:07.939
در یک شب روشن مهتابی

00:08:07.939 --> 00:08:11.439
با همسرش روی پشت بامش بود

00:08:11.439 --> 00:08:15.439
گاوها با شاخ های خود در قصر شروع به خاراندن کردند

00:08:15.439 --> 00:08:17.439
همسرش گفت

00:08:17.439 --> 00:08:20.029
آیا تا به حال چنین چیزی دیده اید؟

00:08:20.029 --> 00:08:22.029
گفت نه به خدا

00:08:22.029 --> 00:08:25.029
گفت: چه کسی این را ترک می کند؟

00:08:25.029 --> 00:08:28.029
هیچکس نگفت

00:08:28.029 --> 00:08:31.529
پس فرود آمد و دستور داد اسبش را برای آن زین کنند و زین کنند

00:08:31.529 --> 00:08:34.529
گروهی از خانواده اش با او سوار شدند

00:08:34.529 --> 00:08:38.029
در میان آنها برادری از آنها به نام حسن است

00:08:38.029 --> 00:08:42.029
پس سوار شدند و با او بیرون رفتند تا او را تعقیب کنند

00:08:42.029 --> 00:08:43.529
وقتی رفتند

00:08:43.529 --> 00:08:48.029
اسب های رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آنها را پذیرفتند

00:08:48.029 --> 00:08:49.529
بنابراین آن را گرفتم

00:08:49.529 --> 00:08:54.529
پس خالد او را نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرستاد

00:08:55.029 --> 00:08:59.029
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله خون او را تزریق کرد

00:08:59.029 --> 00:09:01.029
و لطف او در خراج

00:09:01.029 --> 00:09:03.029
سپس او را رها کنید

00:09:03.029 --> 00:09:07.450
بنابراین اوکید به عنوان یک پیام آور نزد خانواده خود بازگشت

00:09:07.450 --> 00:09:12.909
گنجینه های بیوگرافی

00:09:12.909 --> 00:09:22.059
سومین اقدام برای ترور پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:09:22.059 --> 00:09:27.559
پیامبر صلی الله علیه و آله پیروز و پیروز از تبوک بازگشت

00:09:27.559 --> 00:09:30.559
خداوند متعال او را از جنگ حفظ کند

00:09:30.559 --> 00:09:35.559
اما حادثه ای رخ داد که نیاز به تأمل و مکث دارد

00:09:35.559 --> 00:09:41.559
یعنی عده ای از منافقین که با پیامبر صلی الله علیه و آله بیرون رفتند

00:09:41.559 --> 00:09:43.559
سعی کردند او را بکشند

00:09:43.559 --> 00:09:47.559
توطئه کردند که پیامبر صلی الله علیه و آله را بیرون کنند

00:09:47.559 --> 00:09:50.720
از بالای مانع در جاده

00:09:50.720 --> 00:09:52.720
وقتی به عقبه رسیدند

00:09:52.720 --> 00:09:55.220
آنها می خواستند این کار را با او انجام دهند

00:09:55.220 --> 00:09:59.220
وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله به آنها خیانت کرد

00:09:59.220 --> 00:10:01.220
اخبارشان را بگو

00:10:01.220 --> 00:10:04.220
ایشان رضی الله عنه فرمودند

00:10:04.220 --> 00:10:07.720
هر که از شما بخواهد دره را به دره ببرد

00:10:07.720 --> 00:10:09.720
برای شما گسترده تر است

00:10:09.720 --> 00:10:13.720
رسول خدا صلی الله علیه و آله عقبه را گرفت

00:10:13.720 --> 00:10:16.720
و مردم به دره رفتند

00:10:16.720 --> 00:10:18.220
جز اینها

00:10:18.220 --> 00:10:21.720
پشت سر پیامبر صلی الله علیه و آله آمدند

00:10:21.720 --> 00:10:24.720
می خواهند او را از مانع پرتاب کنند

00:10:24.720 --> 00:10:29.720
چون مردم را دیدند از رسول خدا صلی الله علیه و آله دور شدند

00:10:29.720 --> 00:10:31.720
ماسک بزنید و آماده شوید

00:10:31.720 --> 00:10:34.220
آنها فریب این موضوع بزرگ را خوردند

00:10:34.220 --> 00:10:36.279
و خدای نکرده

00:10:36.279 --> 00:10:38.779
پس پیامبر صلی الله علیه و آله دستور داد

00:10:38.779 --> 00:10:40.779
حذیفه ابن الیمان

00:10:40.779 --> 00:10:42.779
و عمار بن یاسر

00:10:42.779 --> 00:10:44.279
پس با او راه افتادند

00:10:44.279 --> 00:10:47.779
به عمار دستور داد که افسار شتر را به دست گیرد

00:10:47.779 --> 00:10:50.779
به حذیفه دستور داد او را براند

00:10:50.779 --> 00:10:52.779
در حالی که راه می رفتند

00:10:52.779 --> 00:10:56.779
وقتی شنیدند که مردم پشت سرشان می کوبند، او را فریب دادند

00:10:56.779 --> 00:11:00.779
رسول خدا صلی الله علیه و آله بر آنان خشم گرفت

00:11:00.779 --> 00:11:03.779
پس به حذیفه دستور داد تا آنها را برگرداند

00:11:03.779 --> 00:11:04.779
او گفت

00:11:04.779 --> 00:11:08.279
به آنها بگویید به دره برگردند

00:11:08.279 --> 00:11:13.279
حذیفه خشم رسول خدا صلی الله علیه و آله را دید

00:11:13.279 --> 00:11:15.779
بنابراین او با یک غلتک چشم برگشت

00:11:15.779 --> 00:11:19.779
پس با صورت شترانشان برخورد کرد و با آنها زد

00:11:19.779 --> 00:11:22.779
او مردم را در حالی که نقاب داشتند دید

00:11:22.779 --> 00:11:26.309
او این را فقط به خاطر عمل سفر احساس می کند

00:11:26.309 --> 00:11:31.309
خداوند متعال با دیدن حذیفه آنها را به وحشت انداخت

00:11:31.309 --> 00:11:34.309
آنها فکر می کردند که حیله گری آنها بر او ظاهر شده است

00:11:34.309 --> 00:11:38.809
پس شتافتند تا با مردم درآمیختند تا شناخته نشوند

00:11:38.809 --> 00:11:45.070
حذیفه نزدیک شد تا اینکه به رسول خدا صلی الله علیه و آله رسید.

00:11:45.070 --> 00:11:48.570
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:11:48.570 --> 00:11:51.070
مرحوم حذیفه را بزن

00:11:51.070 --> 00:11:53.570
و تو برو عمار

00:11:53.570 --> 00:11:56.570
عجله کردند تا به بالای آن رسیدند

00:11:56.570 --> 00:12:00.070
پس عقبه را به انتظار مردم گذاشتند

00:12:00.070 --> 00:12:04.070
پیامبر صلی الله علیه و آله به حذیفه فرمود

00:12:04.070 --> 00:12:07.070
آیا می دانید این راهبان چه کسانی هستند؟

00:12:07.070 --> 00:12:09.570
یا یکی از آنها را می شناخت

00:12:09.570 --> 00:12:11.070
حذیفه گفت

00:12:11.070 --> 00:12:14.070
مرگ فلانی و فلانی را می دانستم

00:12:14.070 --> 00:12:17.070
تاریکی بود یا رسول الله

00:12:17.570 --> 00:12:20.570
و آنها را در حالی که نقاب داشتند پوشاندم

00:12:20.570 --> 00:12:23.570
ایشان رضی الله عنه فرمودند

00:12:23.570 --> 00:12:26.070
میدونستی مشکل زانو چیه؟

00:12:26.070 --> 00:12:28.070
و آنچه می خواستند

00:12:28.070 --> 00:12:30.570
گفتند: نه، به خدا سوگند یا رسول الله.

00:12:30.570 --> 00:12:32.570
ما نمی دانستیم

00:12:32.570 --> 00:12:33.570
او گفت

00:12:33.570 --> 00:12:36.570
چون نقشه کشیدند که با من بروند

00:12:36.570 --> 00:12:40.570
حتی وقتی به عقبه رفتم مرا از آنجا بیرون انداختند

00:12:40.570 --> 00:12:42.070
گفتند

00:12:42.070 --> 00:12:44.570
اول به آنها امر کن یا رسول الله

00:12:44.570 --> 00:12:47.070
بعد گردنشان را زدیم

00:12:47.070 --> 00:12:48.070
او گفت

00:12:48.070 --> 00:12:50.570
از وقتی مردم حرف میزنن متنفرم

00:12:50.570 --> 00:12:55.570
می گویند محمد دستش را در میان یارانش گذاشت

00:12:55.570 --> 00:12:58.570
آنها را به حذیفه نام برد و گفت

00:12:58.570 --> 00:13:00.070
ساکتشون کن

00:13:00.070 --> 00:13:01.570
و در یک رمان

00:13:01.570 --> 00:13:04.570
آنها را حذیفه و عمار نامید

00:13:04.570 --> 00:13:06.070
و او گفت

00:13:06.070 --> 00:13:07.570
آنها را پنهان کنید

00:13:07.570 --> 00:13:10.570
و از جهاتی این داستان

00:13:10.570 --> 00:13:14.070
آنچه ابن اسحاق در شرح حال و جنگهای خود آورده است

00:13:14.070 --> 00:13:18.070
که پیامبر صلی الله علیه و آله وقتی شد

00:13:18.070 --> 00:13:20.070
به حذیفه گفت

00:13:20.070 --> 00:13:22.570
مرا عبدالله بن ابی صدا کن

00:13:22.570 --> 00:13:25.070
و ابوخاطر بادیه نشین

00:13:25.070 --> 00:13:26.570
و ابوعامر

00:13:26.570 --> 00:13:29.570
و ابن سوید بن السمیت نشست

00:13:29.570 --> 00:13:31.570
و اوست که گفت

00:13:31.570 --> 00:13:36.070
کارمان تمام نشده تا امشب محمد را از عقبه پرت نکنیم

00:13:36.070 --> 00:13:40.070
حتی اگر محمد و یارانش از ما بهتر باشند

00:13:40.070 --> 00:13:43.070
پس ما گوسفندیم و او شبان

00:13:43.070 --> 00:13:46.070
ما عقل نداریم و او داناترین است

00:13:46.070 --> 00:13:50.070
همچنین به او دستور داد تا مجلس ابن حارثه را فراخواند

00:13:50.070 --> 00:13:52.070
و ملیحه التیمی

00:13:52.070 --> 00:13:55.070
اوست که عطر کعبه را ربود

00:13:55.070 --> 00:13:58.070
پس از آن از اسلام مرتد شد

00:13:58.070 --> 00:14:01.070
همچنین به او دستور داد که حصن بن نمیر را صدا کند

00:14:01.070 --> 00:14:03.070
و طویمه بن ابیرک

00:14:03.070 --> 00:14:05.570
و عبدالله بن عیینه

00:14:05.570 --> 00:14:08.070
این را به دوستانش گفت

00:14:08.070 --> 00:14:10.070
امشب بیدار باش

00:14:10.070 --> 00:14:12.070
آنها تمام ابدیت را دریافت کردند

00:14:12.070 --> 00:14:17.200
به خدا چاره ای جز کشتن این مرد ندارید

00:14:17.200 --> 00:14:20.200
پس پیامبر صلی الله علیه و آله او را صدا زد

00:14:20.200 --> 00:14:22.200
و به او گفت

00:14:22.200 --> 00:14:23.200
وای بر تو!

00:14:23.200 --> 00:14:27.200
اگر کشته می شدم، کشتن من برای شما سودی نداشت

00:14:27.200 --> 00:14:29.200
عبدالله گفت

00:14:29.200 --> 00:14:31.200
به خدا، ای رسول خدا

00:14:31.200 --> 00:14:36.200
تا زمانی که خداوند شما را بر دشمنتان پیروز کند، حال ما خوب است

00:14:36.200 --> 00:14:39.289
ما در خدا و در تو هستیم

00:14:39.289 --> 00:14:43.289
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله او را ترک کرد

00:14:43.289 --> 00:14:44.289
و او گفت

00:14:44.289 --> 00:14:47.289
عدلی مره بن الربیع

00:14:47.289 --> 00:14:49.289
و اوست که گفت

00:14:49.289 --> 00:14:51.289
یکی یکی می کشیم

00:14:51.289 --> 00:14:55.289
با کشتن او، مردم به طور کلی مطمئن خواهند شد

00:14:55.289 --> 00:14:59.450
رسول خدا صلی الله علیه و آله به او فرمود

00:14:59.450 --> 00:15:01.450
وای بر تو!

00:15:01.450 --> 00:15:04.450
چه چیزی باعث شد آنچه را که گفتید بگویید؟

00:15:04.450 --> 00:15:06.450
گفت یا رسول الله

00:15:06.450 --> 00:15:10.450
اگر شما هر یک از آن را گفتید، آن را می دانید

00:15:10.450 --> 00:15:13.450
من هیچ کدوم از اینا رو نگفتم

00:15:13.450 --> 00:15:17.450
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله آنها را جمع کرد

00:15:17.450 --> 00:15:19.450
آنها 12 مرد هستند

00:15:19.450 --> 00:15:23.450
و آنچه گفته اند به آنان بگو رضی الله عنه

00:15:23.450 --> 00:15:27.450
و منطق و راز و علنی بودنشان

00:15:27.450 --> 00:15:31.450
خداوند متعال پیامبرش را از این امر آگاه کرد

00:15:31.450 --> 00:15:34.450
و او می دانست که در میان آنها چه چیزی وجود دارد

00:15:34.450 --> 00:15:37.450
آنها کسانی هستند که خداوند در مورد آنها گفته است

00:15:37.450 --> 00:15:42.450
به خدا سوگند نگفتند، اما گفتند

00:15:42.450 --> 00:15:46.450
کلمه کفر و بعد از اسلام آوردنشان کافر شدند

00:15:46.450 --> 00:15:49.450
پس از اسلام آوردن کافر شدند

00:15:49.450 --> 00:15:52.450
آنها رویای چیزی را می دیدند که به دست نیاوردند

00:15:52.450 --> 00:15:59.450
از هیچ چیز کینه ای نداشتند جز اینکه خدا و رسولش آنها را از فضل خود بی نیاز کردند

00:15:59.450 --> 00:16:03.450
اگر توبه کنند برایشان بهتر است

00:16:03.450 --> 00:16:12.450
و اگر روی برگردانند، خداوند آنان را به عذابی دردناک در دنیا و آخرت عذاب خواهد کرد

00:16:12.450 --> 00:16:20.450
و در زمین نه سرپرستی دارند و نه یاوری

00:16:20.450 --> 00:16:24.759
گنجینه های بیوگرافی
