1 00:00:00,020 --> 00:00:03,740 بسم الله الرحمن الرحیم 2 00:00:03,740 --> 00:00:13,210 محمد رسول خداست 3 00:00:13,210 --> 00:00:17,769 خلاصه ای از سیره پیامبر 4 00:00:17,769 --> 00:00:22,899 نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی 5 00:00:22,899 --> 00:00:25,059 خدا حفظش کنه 6 00:00:25,059 --> 00:00:37,780 شما خبر را به پیامبر صلی الله علیه و آله می آورید 7 00:00:37,780 --> 00:00:41,780 رسول خدا صلی الله علیه و آله رفتار او را ستود 8 00:00:41,780 --> 00:00:47,780 در حالی که در راه بود، یکی از چشمانش با خبری از حواز به او رسید 9 00:00:47,780 --> 00:00:53,979 ابوداود در سنن خود و حکیم در المستدرک به سند صحیح روایت کرده است. 10 00:00:53,979 --> 00:00:57,979 از سهل بن الحنزلیه رضی الله عنه می فرماید 11 00:00:57,979 --> 00:01:02,979 با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در روز حنین پیاده روی کردند. 12 00:01:02,979 --> 00:01:06,980 آهسته راه رفتم تا غروب شد 13 00:01:06,980 --> 00:01:11,980 پس در نماز با رسول خدا صلی الله علیه و آله شرکت کردم 14 00:01:11,980 --> 00:01:14,980 بعد مرد پارسی آمد و گفت 15 00:01:14,980 --> 00:01:16,980 ای رسول خدا 16 00:01:16,980 --> 00:01:21,980 اگر به دست تو راه افتادم تا به کوه فلان برسم 17 00:01:21,980 --> 00:01:26,980 پس من عاشق پدرانشان هستم 18 00:01:26,980 --> 00:01:29,980 برخی از آنها، برکات و اراده آنها 19 00:01:29,980 --> 00:01:31,980 در حنین جمع شدند 20 00:01:32,980 --> 00:01:36,980 رسول خدا صلی الله علیه و آله لبخندی زد و فرمود 21 00:01:36,980 --> 00:01:42,200 این غنایم فردای مسلمین خواهد بود انشاءالله 22 00:01:42,200 --> 00:01:46,200 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 23 00:01:46,200 --> 00:01:48,200 چه کسی امشب مراقب ماست؟ 24 00:01:48,200 --> 00:01:53,200 گفت انس بن ابی مرثدان الغنوی رضی الله عنه 25 00:01:53,200 --> 00:01:55,200 من هستم ای رسول خدا 26 00:01:55,200 --> 00:01:56,260 او گفت 27 00:01:56,260 --> 00:01:58,260 پس سوار شو 28 00:01:58,260 --> 00:02:00,260 پس سوار شد و به دنبال او فرستاد 29 00:02:00,260 --> 00:02:04,260 پس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد 30 00:02:04,260 --> 00:02:08,259 رسول خدا صلی الله علیه و آله به او فرمود 31 00:02:08,259 --> 00:02:13,259 به این افراد سلام کنید تا بتوانید در اوج باشید 32 00:02:13,259 --> 00:02:16,259 و ما امشب فریب شما را نخواهیم خورد 33 00:02:16,259 --> 00:02:18,419 وقتی شدیم 34 00:02:18,419 --> 00:02:23,419 رسول خدا صلی الله علیه و آله به نمازخانه ای بیرون رفت 35 00:02:23,419 --> 00:02:25,419 دو رکعت زانو زد 36 00:02:25,419 --> 00:02:26,419 سپس گفت 37 00:02:26,419 --> 00:02:29,419 آیا شوالیه خود را احساس کردید؟ 38 00:02:29,419 --> 00:02:31,419 گفتند یا رسول الله 39 00:02:31,419 --> 00:02:33,460 چه حسی داشتیم 40 00:02:33,460 --> 00:02:35,460 لباس نماز پوشید 41 00:02:35,460 --> 00:02:37,460 یعنی اقامه نماز 42 00:02:37,460 --> 00:02:41,460 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله شروع به دعا کرد 43 00:02:41,460 --> 00:02:43,460 رو به مردم می کند 44 00:02:43,460 --> 00:02:47,460 حتی اگر نمازش را بخواند و سلام کند 45 00:02:47,460 --> 00:02:48,460 او گفت 46 00:02:48,460 --> 00:02:49,460 خبر خوب 47 00:02:49,460 --> 00:02:51,460 شوالیه شما نزد شما آمده است 48 00:02:51,460 --> 00:02:55,460 بنابراین او ما را مجبور کرد از میان درختان به مردم نگاه کنیم 49 00:02:55,460 --> 00:02:57,460 بنابراین او آمد 50 00:02:57,460 --> 00:03:00,460 تا اینکه نزد رسول خدا توقف کرد 51 00:03:00,460 --> 00:03:02,460 سلام کرد و گفت 52 00:03:02,460 --> 00:03:06,460 اگر تا زمانی که در راس این مردم قرار نگیرید راه افتادید 53 00:03:06,460 --> 00:03:10,460 آنجا که رسول خدا صلی الله علیه و آله به من امر فرمود 54 00:03:10,460 --> 00:03:12,460 پس وقتی شدم 55 00:03:12,460 --> 00:03:15,460 توسط هر دو قوم انجام شد 56 00:03:15,460 --> 00:03:18,460 نگاه کردم کسی را ندیدم 57 00:03:18,460 --> 00:03:22,460 رسول خدا صلی الله علیه و آله به او فرمود 58 00:03:22,460 --> 00:03:24,460 امشب اومدی پایین؟ 59 00:03:24,460 --> 00:03:25,460 گفت نه 60 00:03:25,460 --> 00:03:28,460 جز دعا کردن یا برآوردن حاجت 61 00:03:28,460 --> 00:03:32,550 رسول خدا صلی الله علیه و آله به او فرمود 62 00:03:32,550 --> 00:03:34,550 من موظف شده ام 63 00:03:34,550 --> 00:03:36,550 یعنی بهشت برای شما مقدر شده است 64 00:03:36,550 --> 00:03:39,550 بعد از آن دیگر لازم نیست کار کنید 65 00:03:39,550 --> 00:03:45,789 بسیج مالک بن عوف جشا 66 00:03:45,789 --> 00:03:51,460 مالک بن عوف النصری لشکر خود را به خوبی بسیج کرد 67 00:03:51,460 --> 00:03:55,460 در دامنه وادی حنین کمین هایی برپا کرد 68 00:03:55,460 --> 00:03:58,590 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است 69 00:03:58,590 --> 00:04:02,590 از انس بن مالک رضی الله عنه گفت 70 00:04:02,590 --> 00:04:04,590 مکه را باز کردیم 71 00:04:04,590 --> 00:04:07,590 سپس به حنین تاختیم 72 00:04:07,590 --> 00:04:11,590 مشرکان با بهترین درجاتی که دیدم آمدند 73 00:04:11,590 --> 00:04:13,590 ویژگی اسب 74 00:04:13,590 --> 00:04:15,590 سپس ویژگی یک مبارز 75 00:04:15,590 --> 00:04:18,589 سپس ویژگی های زنان پشت آن است 76 00:04:18,589 --> 00:04:20,589 سپس ویژگی گوسفند 77 00:04:20,589 --> 00:04:23,589 سپس شرح نعمت 78 00:04:23,589 --> 00:04:27,689 امام احمد در مسند خود آن را با سند خوب نقل کرده است 79 00:04:27,689 --> 00:04:31,689 از جابر بن عبدالله رضی الله عنه گفت 80 00:04:31,689 --> 00:04:35,689 مردم در صخره های آن به ما کمین می کردند 81 00:04:35,689 --> 00:04:38,689 و در سختی ها و سختی های آن 82 00:04:38,689 --> 00:04:41,689 جمع کرده اند، آماده و آماده کرده اند 83 00:04:41,689 --> 00:04:48,019 مسلمانان بر وادی حنین فرود می آیند 84 00:04:48,019 --> 00:04:51,730 و شکست آنها 85 00:04:51,730 --> 00:04:55,730 رسول خدا صلی الله علیه و آله لشکر خود را بسیج کرد 86 00:04:55,730 --> 00:04:57,730 خوب بسته بندی شده 87 00:04:57,730 --> 00:05:02,790 مسلمانان انتظار نداشتند که هوازین در سراسر دره کمین کند 88 00:05:02,790 --> 00:05:05,790 هنگامی که به وادی حنین فرود آمدند 89 00:05:05,790 --> 00:05:08,790 شیب تند بود 90 00:05:08,790 --> 00:05:13,860 و ناگهان با حمله گردان ها به آنها غافلگیر شدند 91 00:05:13,860 --> 00:05:17,860 امام احمد در مسند خود آن را با سند خوب نقل کرده است 92 00:05:17,860 --> 00:05:21,860 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت 93 00:05:21,860 --> 00:05:24,860 وقتی وادی حنین را پذیرفتیم 94 00:05:24,860 --> 00:05:29,860 ما به یکی از دره های تیهاما، هالو هاتوت فرود آمدیم 95 00:05:29,860 --> 00:05:32,949 یعنی عریض و شیب دار 96 00:05:32,949 --> 00:05:35,949 ما از آن فرود می آییم 97 00:05:35,949 --> 00:05:38,949 او گفت: در نیمه های صبح 98 00:05:38,949 --> 00:05:41,949 یعنی بقیه تاریکی شب 99 00:05:41,949 --> 00:05:47,949 مردم در صخره هایش، در گوشه و کنار و در تنگه هایش برای ما در کمین بودند. 100 00:05:47,949 --> 00:05:50,949 جمع کرده اند، آماده و آماده کرده اند 101 00:05:50,949 --> 00:05:53,949 به خدا سوگند وقتی ذلیل هستیم به ما اهمیت نمی دهد 102 00:05:53,949 --> 00:05:58,949 با این تفاوت که گردان ها به اندازه یک نفر در مقابل ما قوی بودند 103 00:05:58,949 --> 00:06:01,949 مردم شکست خوردند و برگشتند 104 00:06:01,949 --> 00:06:05,949 پس ادامه دادند و هیچ یک از آنها کسی را گمراه نکرد 105 00:06:05,949 --> 00:06:09,949 و در روایت ابن حبان در صحیح خود با سند حسنه 106 00:06:09,949 --> 00:06:12,949 جابر رضی الله عنه گفت 107 00:06:12,949 --> 00:06:17,949 به خدا سوگند مردم بدون اینکه چیزی بدانند دنبال خواهند شد 108 00:06:17,949 --> 00:06:21,949 گردان ها از هر طرف آنها را غافلگیر می کردند 109 00:06:21,949 --> 00:06:25,949 مردم صبر نکردند تا شکست خوردند و برگشتند 110 00:06:25,949 --> 00:06:32,079 و در دو صحیح از حدیث البراء بن عازب رضی الله عنه می فرماید. 111 00:06:32,079 --> 00:06:36,079 آنها با افرادی برخورد کردند که تیرهایشان چنان قوی بود که به سختی یک تیر به آنها برخورد می کرد 112 00:06:36,079 --> 00:06:39,079 مجموعه حوازین و بنی نصر 113 00:06:39,079 --> 00:06:46,290 آنقدر به آنها شلیک کردند که به سختی از دست دادند 114 00:06:46,290 --> 00:06:50,290 استواری پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 115 00:06:50,290 --> 00:06:54,180 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ثابت شد 116 00:06:54,180 --> 00:06:57,180 استواری عظیم در برابر هوازین 117 00:06:57,180 --> 00:07:01,339 چند تن از همراهانش را همراه داشت 118 00:07:01,339 --> 00:07:05,339 امام احمد در مسند خود آن را با سند خوب نقل کرده است 119 00:07:05,339 --> 00:07:09,339 عن جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت 120 00:07:09,339 --> 00:07:14,339 رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز همین حق را گرفت 121 00:07:14,339 --> 00:07:16,339 سپس گفت 122 00:07:16,339 --> 00:07:19,339 ای مردم نزد من بیایید 123 00:07:19,339 --> 00:07:21,339 من رسول خدا هستم 124 00:07:21,339 --> 00:07:24,339 من محمد بن عبدالله هستم 125 00:07:24,339 --> 00:07:27,339 او چیزی نگفت 126 00:07:27,339 --> 00:07:31,339 شترها همدیگر را باریدند و مردم به راه افتادند 127 00:07:31,339 --> 00:07:35,339 جز اینکه با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 128 00:07:35,339 --> 00:07:40,339 گروهی از مهاجران، انصار و خانواده اش، کم نیستند 129 00:07:40,339 --> 00:07:45,339 ابوبکر و عمر نزد او ماندند 130 00:07:45,339 --> 00:07:48,339 از خانواده او علی بن ابیطالب بود 131 00:07:48,339 --> 00:07:50,339 و عباس بن عبدالمطلب 132 00:07:50,339 --> 00:07:53,339 و فرزندش فضل بن عباس 133 00:07:53,339 --> 00:07:55,339 و ابوسفیان بن الحارث 134 00:07:55,339 --> 00:07:57,339 و رابعه بن الحارث 135 00:07:57,339 --> 00:07:59,339 و ایمن بن عبید 136 00:07:59,339 --> 00:08:01,339 او فرزند ام ایمن است 137 00:08:01,339 --> 00:08:03,339 و اسامه بن زید 138 00:08:03,339 --> 00:08:06,500 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است 139 00:08:06,500 --> 00:08:11,500 از عباس بن عبدالمطلب رضی الله عنه می فرماید: 140 00:08:11,500 --> 00:08:16,500 با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در روز حنین شهادت دادم. 141 00:08:16,500 --> 00:08:19,500 پس من و ابوسفیان بن الحارث با هم متحد شدیم 142 00:08:19,500 --> 00:08:23,500 بن عبدالمطلب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 143 00:08:23,500 --> 00:08:25,500 ما ترک نکردیم 144 00:08:25,500 --> 00:08:28,569 و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 145 00:08:28,569 --> 00:08:30,569 روی قاطر سفیدش 146 00:08:30,569 --> 00:08:34,570 آن را فروة بن نفثة الجزمی به او داد 147 00:08:34,570 --> 00:08:37,570 وقتی مسلمانان و کفار با هم ملاقات کردند 148 00:08:37,570 --> 00:08:40,570 و مسلمانان در عقب نشینی هستند 149 00:08:40,570 --> 00:08:43,570 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله توقف کرد 150 00:08:43,570 --> 00:08:46,570 او قاطر خود را در برابر کفار می دواند 151 00:08:46,570 --> 00:08:51,570 افسار قاطر رسول خدا صلی الله علیه و آله را در دست گرفته بودم. 152 00:08:51,570 --> 00:08:53,570 بس کن 153 00:08:53,570 --> 00:08:55,570 مایل به عجله نیست 154 00:08:55,570 --> 00:09:01,570 ابوسفیان رسول خدا صلی الله علیه و آله را حمل می کرد 155 00:09:01,570 --> 00:09:05,600 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 156 00:09:05,600 --> 00:09:07,600 یعنی عباس 157 00:09:07,600 --> 00:09:09,600 باشگاه صاحبان برنزه 158 00:09:09,600 --> 00:09:11,600 العباس گفت 159 00:09:11,600 --> 00:09:13,600 او مرد آبرویی بود 160 00:09:13,600 --> 00:09:15,600 با صدای بلند گفتم 161 00:09:15,600 --> 00:09:17,600 قهوه ای ها کجا هستند؟ 162 00:09:17,600 --> 00:09:19,600 او گفت 163 00:09:19,600 --> 00:09:23,600 به خدا سوگند وقتی صدای مرا شنیدند به آنها لطف کردی 164 00:09:23,600 --> 00:09:26,600 مهربانی گاوها به فرزندانشان 165 00:09:26,600 --> 00:09:28,600 و گفتند 166 00:09:28,600 --> 00:09:30,600 اوه، شما اینجا هستید، اوه اینجا هستید 167 00:09:30,600 --> 00:09:32,600 او گفت 168 00:09:32,600 --> 00:09:34,600 پس آنها و کفار با هم جنگیدند 169 00:09:34,600 --> 00:09:36,629 و دعوت به انصار 170 00:09:36,629 --> 00:09:38,629 می گویند 171 00:09:38,629 --> 00:09:40,629 ای اهل انصار 172 00:09:40,629 --> 00:09:42,629 ای اهل انصار 173 00:09:42,629 --> 00:09:44,730 او گفت 174 00:09:44,730 --> 00:09:46,730 سپس دعوت به محدود شد 175 00:09:46,730 --> 00:09:48,730 بن الحارث بن الخزرج 176 00:09:48,730 --> 00:09:50,730 و گفتند 177 00:09:50,730 --> 00:09:52,730 یا ابن الحارث بن الخزرج 178 00:09:52,730 --> 00:09:54,730 یا ابن الحارث بن الخزرج 179 00:09:54,730 --> 00:09:58,860 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نگاه کرد 180 00:09:58,860 --> 00:10:00,860 او بر قاطر خود است 181 00:10:00,860 --> 00:10:02,860 مثل مورد حمله قرار گرفتن 182 00:10:02,860 --> 00:10:04,860 برای مبارزه با آنها 183 00:10:04,860 --> 00:10:06,860 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 184 00:10:06,860 --> 00:10:08,860 این زمانی است که تنش گرم می شود 185 00:10:08,860 --> 00:10:10,860 تب 186 00:10:10,860 --> 00:10:17,950 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله سنگریزه هایی را گرفت و به صورت کفار کوبید. 187 00:10:17,950 --> 00:10:21,950 سپس گفت که آنها مغلوب پروردگار محمد شدند 188 00:10:21,950 --> 00:10:28,950 او گفت: پس رفتم تا نگاه کنم و جنگ را همان طور که بود دیدم. 189 00:10:28,950 --> 00:10:32,950 به خدا قسم فقط سنگریزه هایش را به سوی آنها پرتاب کرد 190 00:10:32,950 --> 00:10:35,950 من هنوز حد آنها را می بینم 191 00:10:35,950 --> 00:10:37,950 و به آنها امر کرد 192 00:10:37,950 --> 00:10:44,299 و در صحیح مسلم از سلمه بن الاکوا رضی الله عنه می فرماید. 193 00:10:44,299 --> 00:10:48,299 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را فریب دادند 194 00:10:48,299 --> 00:10:50,299 از قاطر پیاده شد 195 00:10:50,299 --> 00:10:54,299 سپس مشتی خاک از روی زمین برداشت 196 00:10:54,299 --> 00:10:57,299 سپس با چهره هایشان برخورد کرد و گفت: 197 00:10:57,299 --> 00:10:59,299 صورت چهره ها 198 00:10:59,299 --> 00:11:02,299 خداوند در میان آنها انسانی نیافرید 199 00:11:03,299 --> 00:11:07,299 جز چشمانش که با آن مشت پر از خاک شد 200 00:11:07,299 --> 00:11:09,299 روی برگرداندند 201 00:11:09,299 --> 00:11:12,299 پس خداوند متعال آنها را شکست داد 202 00:11:12,299 --> 00:11:16,460 ابوداود آن را در سنن خود با سند صحیح نقل کرده است 203 00:11:16,460 --> 00:11:20,460 عن البراء بن عازب رضی الله عنهم گفت 204 00:11:20,460 --> 00:11:26,559 هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله با مشرکان در روز حنین دیدار کرد 205 00:11:26,559 --> 00:11:27,559 بنابراین آنها افشا شدند 206 00:11:27,559 --> 00:11:30,559 از قاطرش پیاده شد و پیاده شد 207 00:11:30,559 --> 00:11:34,750 آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند و قول مسلم است 208 00:11:34,750 --> 00:11:37,750 از ابو اسحاق می گوید: 209 00:11:37,750 --> 00:11:39,750 مردی به البراء آمد 210 00:11:39,750 --> 00:11:40,750 و او گفت 211 00:11:40,750 --> 00:11:44,750 ای ابوعماره آیا روز حنین را نگذراندی؟ 212 00:11:44,750 --> 00:11:47,750 گفت خدا از او راضی باشد 213 00:11:47,750 --> 00:11:52,750 من به پیامبر خدا صلی الله علیه و آله شهادت می دهم 214 00:11:52,750 --> 00:11:59,750 اما مخفی از مردم به راه افتاد و به این محله حواز گریخت 215 00:11:59,750 --> 00:12:02,750 یعنی سریع ترین افراد در میان صحابه سبک بودند 216 00:12:02,750 --> 00:12:05,750 آنها چیزی ندارند که مانع آنها شود 217 00:12:05,750 --> 00:12:08,750 هیچ سپر و بخششی ندارند 218 00:12:08,750 --> 00:12:11,750 از حواز راهی این محله شدند 219 00:12:11,750 --> 00:12:13,750 آنها اهل ماه رمضان هستند 220 00:12:13,750 --> 00:12:16,750 آنها را با تیر شلیک کردند 221 00:12:16,750 --> 00:12:18,750 مثل مرد ملخ 222 00:12:18,750 --> 00:12:23,750 یعنی گویی تیر تکه بزرگی از گروه ملخ است 223 00:12:23,750 --> 00:12:25,750 بنابراین آنها افشا شدند 224 00:12:25,750 --> 00:12:29,750 پس مردم نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدند 225 00:12:29,750 --> 00:12:33,750 ابوسفیان بن الحارث با آن قاطر خود را هدایت کرد 226 00:12:33,750 --> 00:12:35,750 پس پایین آمد و صدا زد 227 00:12:35,750 --> 00:12:37,750 و در حال گفتن پیروز شد 228 00:12:37,750 --> 00:12:40,750 من پیامبری هستم که دروغ نمی گویم 229 00:12:40,750 --> 00:12:42,750 من فرزند عبدالمطلب هستم 230 00:12:42,750 --> 00:12:45,750 خدایا پیروزیت را به ما عطا کن 231 00:12:45,750 --> 00:12:48,820 البراء رضی الله عنه می فرماید 232 00:12:48,820 --> 00:12:52,820 به خدا وقتی زور قرمز می شد خودمان را از آن محافظت می کردیم 233 00:12:52,820 --> 00:12:56,820 شجاع ترین در میان ما کسی نیست که به او نزدیک باشد 234 00:12:56,820 --> 00:13:01,899 خلاصه ای از سیره پیامبر 235 00:13:01,899 --> 00:13:08,940 حسرت دو جهان برای یکدیگر طولانی است 236 00:13:08,940 --> 00:13:14,940 اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد 237 00:13:14,940 --> 00:13:21,509 ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد 238 00:13:21,509 --> 00:13:30,570 بقیه با لب هایش حرکت کرد