WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:03.520
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:03.520 --> 00:00:06.929
گنجینه های زندگی نامه

00:00:06.929 --> 00:00:14.619
هر انسانی قدم برمی دارد

00:00:14.619 --> 00:00:20.219
حاطب بن ابی بلطایی از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم.

00:00:20.219 --> 00:00:22.859
او یک اشتباه بزرگ مرتکب شد

00:00:22.859 --> 00:00:30.239
نامه ای به قریش نوشت و آنان را از راهپیمایی رسول خدا صلی الله علیه و آله به سوی آنان آگاه کرد.

00:00:30.239 --> 00:00:33.840
سپس اره ای به نام سارا به آنها داد

00:00:34.079 --> 00:00:38.399
او را شرط کرد که او را نزد قریش برساند

00:00:38.399 --> 00:00:41.439
پس آن را روی شاخ سرش گذاشت

00:00:41.439 --> 00:00:48.079
به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از بهشت خبر آنچه حاطب انجام داده بود.

00:00:48.079 --> 00:00:52.909
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله را به علی بن ابی طالب فروختم

00:00:52.909 --> 00:00:58.350
الزبیر بن العوام و مقداد بن عمر جانشین این زن شدند

00:00:58.350 --> 00:01:03.310
و به آنها گفت: بروید تا به روضات خاخ بیایید

00:01:03.549 --> 00:01:07.469
دائنه ای با خود دارد و نامه ای برای قریش فرستاده است

00:01:07.469 --> 00:01:15.069
پس راه افتادند تا آن زن را در آن مکان یافتند که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از آن خبر داده بود.

00:01:15.069 --> 00:01:19.230
جلوی او را گرفتند و به او گفتند: کتاب داری؟

00:01:19.230 --> 00:01:21.629
گفت من کتاب ندارم؟

00:01:21.629 --> 00:01:25.150
کیف های او را گشتند و چیزی پیدا نکردند

00:01:25.150 --> 00:01:29.950
علی رضی الله عنه به او گفت: به خدا سوگند.

00:01:30.269 --> 00:01:35.549
رسول خدا صلی الله علیه و آله نه دروغ گفت و نه ما.

00:01:35.549 --> 00:01:40.989
به خدا یا نامه را به ما می دهی یا لباست را از تنت در می آوریم

00:01:40.989 --> 00:01:43.069
این عمل جایز است

00:01:43.069 --> 00:01:46.670
در صورتی که موضوع اینقدر جدی است

00:01:46.670 --> 00:01:52.030
آنها به یقین می دانستند، چنانکه خبر از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است

00:01:52.030 --> 00:01:56.989
در صورت لزوم ممکن است لباس های او را از تنش در بیاورند

00:01:56.989 --> 00:01:59.390
حتی اگر این فاسد باشد

00:01:59.390 --> 00:02:04.109
اما مفاسدی که از گرفتن کتاب حاصل می شود بیشتر است

00:02:04.109 --> 00:02:06.430
یک قانون قانونی است

00:02:06.430 --> 00:02:12.780
دفع دو بدی بزرگ در صورتی که باید به یکی از آنها بیفتد

00:02:12.780 --> 00:02:15.259
وقتی پدربزرگ را از علی دید

00:02:15.259 --> 00:02:18.219
گفت: نشون بده، بعد نشون بده

00:02:18.219 --> 00:02:21.819
شاخ های سرش را برداشت و کتاب را بیرون آورد

00:02:21.819 --> 00:02:23.889
بنابراین آن را به سمت او هل دادم

00:02:23.889 --> 00:02:27.250
او را نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آورد

00:02:27.250 --> 00:02:28.849
بنابراین وجود دارد

00:02:28.930 --> 00:02:32.370
از حاطب بن ابی بلطاعت تا قریش

00:02:32.370 --> 00:02:36.689
از راه رسول خدا صلی الله علیه و آله برایشان می گوید

00:02:36.689 --> 00:02:41.729
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله حاطب را صدا زد و فرمود

00:02:41.729 --> 00:02:44.240
این چیه حاطب؟

00:02:44.240 --> 00:02:45.439
و او گفت

00:02:45.439 --> 00:02:48.240
بر من عجله نکن یا رسول الله

00:02:48.240 --> 00:02:51.759
به خدا سوگند من به خدا و رسولش ایمان دارم

00:02:51.759 --> 00:02:54.240
تردید کردم و عوضش نکردم

00:02:54.240 --> 00:02:57.680
اما من در میان قریش زن برجسته ای بودم

00:02:57.759 --> 00:02:59.759
من یکی از آنها نیستم

00:02:59.759 --> 00:03:03.199
در میان آنها خانواده، طایفه و فرزندان دارم

00:03:03.199 --> 00:03:06.639
من هیچ خویشاوندی ندارم که از آنها محافظت کنم

00:03:06.639 --> 00:03:10.479
آنهایی که با شما بودند، خویشاوندانی داشتند که از آنها محافظت می کردند

00:03:10.479 --> 00:03:12.960
وقتی دلم براش تنگ شد دوستش داشتم

00:03:12.960 --> 00:03:17.280
برای حفظ خویشاوندی با آنها دستی بگیرم

00:03:17.280 --> 00:03:19.120
حاطب عذرخواهی کرد

00:03:19.120 --> 00:03:20.080
او گفت

00:03:20.080 --> 00:03:22.960
من در مکه فرزندان و اقوام دارم

00:03:22.960 --> 00:03:25.360
من اهل مکه نیستم

00:03:25.439 --> 00:03:29.599
من برای فرزندان و بستگانم که آنجا هستند می ترسم

00:03:29.599 --> 00:03:33.520
اگر قریش می دانستند که من این نامه را فرستاده ام

00:03:33.520 --> 00:03:37.360
آنها نه ممکن است به خویشاوندان من آسیب برسانند و نه به آنها آسیبی برسانند

00:03:37.360 --> 00:03:38.960
و در یک رمان

00:03:38.960 --> 00:03:43.919
آموختی که خداوند رسولش را نازل می کند و فرمان او را کامل می کند

00:03:43.919 --> 00:03:48.159
یعنی این کتاب نه پیش می رود و نه تاخیر

00:03:48.159 --> 00:03:52.879
سپس عمر بن خطاب رضی الله عنه برخاست و گفت

00:03:52.879 --> 00:03:54.479
ای رسول خدا

00:03:54.560 --> 00:03:56.479
بگذار گردنش را بکوبم

00:03:56.479 --> 00:03:59.680
او به خدا و رسولش خیانت کرده است

00:03:59.680 --> 00:04:01.840
در روایتی فرمود:

00:04:01.840 --> 00:04:03.520
ای رسول خدا

00:04:03.520 --> 00:04:06.159
حاطب منافق شده است

00:04:06.159 --> 00:04:09.840
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:04:09.840 --> 00:04:12.319
او شاهد یک ماه کامل بود

00:04:12.319 --> 00:04:14.400
تو چه می دانی عمر؟

00:04:14.400 --> 00:04:18.560
شاید خداوند اهل بدر را دیده و گفته بود

00:04:18.560 --> 00:04:22.240
هر کاری می خواهی بکن که من تو را بخشیدم

00:04:22.399 --> 00:04:26.160
چشمان عمر رضی الله عنه اشک ریخت و گفت

00:04:26.160 --> 00:04:28.959
خدا و رسولش بهتر می دانند

00:04:28.959 --> 00:04:32.720
حاطب بن ابی بلطاعت از گذشته آسوده شد

00:04:32.720 --> 00:04:38.160
چون نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله سبقت داشت

00:04:38.160 --> 00:04:41.199
او شاهد بدر و احد و خندق بود

00:04:41.199 --> 00:04:46.000
و صحنه های دیگر با پیامبر صلی الله علیه و آله

00:04:46.000 --> 00:04:50.160
هجرت کرد و خانواده و فرزندان خود را در راه خدا ترک کرد

00:04:50.319 --> 00:04:53.360
این اشتباه همان چیزی است که خدا او را بخشید

00:04:53.360 --> 00:04:58.560
در مقابل آن فرمان بزرگی که به خدا و رسولش عرضه داشت

00:04:58.560 --> 00:05:02.879
و به قول عمر رضی الله عنه منافق است

00:05:02.879 --> 00:05:05.680
ابن قیم رحمه الله می گوید

00:05:05.680 --> 00:05:09.680
اگر مرد مسلمانی را به نفاق و کفر نسبت دهد

00:05:09.680 --> 00:05:13.920
مستأصل و غضبناک از خدا و رسول و دینش

00:05:13.920 --> 00:05:16.000
نه به هوس یا شانس او

00:05:16.000 --> 00:05:18.240
کافر نمی شود

00:05:18.240 --> 00:05:22.319
در حاطب قول الله تعالی نازل شد

00:05:22.319 --> 00:05:29.279
ای کسانی که ایمان آورده اید، دشمن من و دشمن خود را هم پیمان نگیرید

00:05:29.279 --> 00:05:34.480
شما با محبت با آنها رفتار می کنید

00:05:34.480 --> 00:05:39.920
و آنچه از حق به تو رسیده است، چند برابر کردند

00:05:39.920 --> 00:05:45.439
پیامبر را بیرون می آورند و شما به خدای پروردگارتان ایمان نیاورید

00:05:45.439 --> 00:05:53.279
اگر به خاطر من برای مبارزه بیرون رفته ای

00:05:53.279 --> 00:05:56.720
و به دنبال لذت من

00:05:56.720 --> 00:05:59.839
شما محبت خود را نسبت به آنها ابراز می کنید

00:05:59.839 --> 00:06:04.639
من می دانم چه چیزی را پنهان کرده اید و چه چیزی را اعلام کرده اید

00:06:04.639 --> 00:06:11.759
هر کس از شما چنین کند از راه راست منحرف شده است

00:06:11.759 --> 00:06:17.360
اگر از شما غافل شوند، دشمن شما خواهند بود

00:06:17.360 --> 00:06:26.319
دست و زبان خود را با بدی به سوی شما دراز می کنند و آرزو می کنند که کافر شوید

00:06:26.319 --> 00:06:32.720
نه خویشاوندان و نه فرزندانت برایت سودی ندارند

00:06:32.720 --> 00:06:36.639
روز قیامت شما را از هم جدا می کند

00:06:36.639 --> 00:06:41.389
و خداوند به آنچه انجام می دهید بیناست

00:06:41.550 --> 00:06:44.589
خداوند متعال حقیقت را نشان داده است

00:06:44.589 --> 00:06:48.750
که مسلمانان باید در زندگی خود به آن پایبند باشند

00:06:48.750 --> 00:06:54.459
گنجینه های بیوگرافی

00:06:54.459 --> 00:06:59.860
راه اندازی ارتش

00:06:59.860 --> 00:07:04.899
لشکر پیامبر صلی الله علیه و آله در ماه رمضان حرکت کردند

00:07:04.899 --> 00:07:07.379
ده روز بعد از آن

00:07:07.379 --> 00:07:12.339
از مدینه تا مکه، خداوند متعال آن را گرامی داشت

00:07:12.579 --> 00:07:17.379
این شامل ده هزار نفر از اصحاب او می شود که خدا از آنها راضی باشد

00:07:17.379 --> 00:07:20.180
او هزار نفر از بنی سلیم بود

00:07:20.180 --> 00:07:22.180
با هزار تزیین شده است

00:07:22.180 --> 00:07:24.660
و از غفار چهارصد

00:07:24.660 --> 00:07:27.060
از کسانی که به اسلام گرویدند، چهارصد نفر

00:07:27.060 --> 00:07:32.259
و بسیاری از گروه های قیس، اسد، تمیم و دیگران

00:07:32.259 --> 00:07:36.339
مهاجران و انصار از اوس و خزرج بودند

00:07:36.339 --> 00:07:40.500
وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله به جحفه رسید

00:07:40.579 --> 00:07:43.779
عمویش عباس بن عبدالمطلب با او ملاقات کرد

00:07:43.779 --> 00:07:48.420
او مسلمان شده و به سوی خدا و رسولش هجرت کرده بود

00:07:48.420 --> 00:07:52.019
پس با پیغمبر صلی الله علیه و آله راه افتاد

00:07:52.019 --> 00:07:54.180
وقتی به پدر شدن رسید

00:07:54.180 --> 00:07:58.980
با عمویش ابوسفیان بن الحارث بن عبدالمطلب ملاقات کرد

00:07:58.980 --> 00:08:02.339
و عمه اش عبدالله بن ابی امیه

00:08:02.339 --> 00:08:05.139
برادر هند بنت ابی امیه

00:08:05.139 --> 00:08:06.579
ام سلمه

00:08:06.579 --> 00:08:10.050
مادر مؤمنان، خدا از او راضی باشد

00:08:10.050 --> 00:08:14.449
عبدالله بن ابی امیه با ابوجهل بود

00:08:14.449 --> 00:08:18.850
وقتی ابوطالب را از گفتن کلمه اسلام باز داشتند

00:08:18.850 --> 00:08:23.040
گفتن: آیا از دین عبدالمطلب خارج می شوی؟

00:08:23.040 --> 00:08:26.399
دو مسلمان آمدند و از آنها روی گردانیدند

00:08:26.399 --> 00:08:30.430
به دلیل شدت و آسیبی که از جانب آنها مواجه شد

00:08:30.430 --> 00:08:32.350
و اما ابوسفیان

00:08:32.350 --> 00:08:36.830
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در شعر او تعمق می کرد

00:08:36.830 --> 00:08:39.070
ام سلمه به او گفت

00:08:39.070 --> 00:08:40.669
ای رسول خدا

00:08:40.669 --> 00:08:45.600
پسر عمه و پسر عمه ات نباید سخت ترین افراد با تو باشند

00:08:45.600 --> 00:08:50.799
ابوسفیان بن حارث نزد علی بن ابی طالب رفت و به او گفت

00:08:50.799 --> 00:08:52.080
ای علی

00:08:52.080 --> 00:08:56.399
من مسلمان و مهاجر به سوی خدا و رسولش آمده ام

00:08:56.399 --> 00:09:00.080
چرا رسول خدا با او چنین و چنان کرد؟

00:09:00.080 --> 00:09:01.600
علی گفت

00:09:01.600 --> 00:09:04.639
آیا نمی دانستی با رسول خدا چه کردی؟

00:09:04.639 --> 00:09:06.639
به او توهین می کند و او را آزار می دهد

00:09:06.639 --> 00:09:07.840
و او گفت

00:09:07.919 --> 00:09:09.470
چه کار کنم؟

00:09:09.470 --> 00:09:14.269
در اینجا علی رضی الله عنه به موضوع مهمی توجه کرد

00:09:14.269 --> 00:09:17.820
این نشان دهنده هوش و خواستن اوست

00:09:17.820 --> 00:09:19.100
و به او گفت

00:09:19.100 --> 00:09:24.700
پیش رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بیایید و به او بگویید

00:09:24.700 --> 00:09:27.980
به خدا سوگند، خداوند تو را بر ما برتری داده است

00:09:27.980 --> 00:09:30.539
حتی اگر اشتباه کنیم

00:09:30.539 --> 00:09:34.240
یعنی همان طور که برادران یوسف به یوسف گفتند

00:09:34.320 --> 00:09:38.799
ابوسفیان نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد

00:09:38.799 --> 00:09:41.840
پس او را در صورت خود پذیرفت و گفت

00:09:41.840 --> 00:09:45.120
به خدا سوگند، خداوند تو را بر ما برتری داده است

00:09:45.120 --> 00:09:47.840
حتی اگر اشتباه کنیم

00:09:47.840 --> 00:09:53.600
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود، چنانکه برادرش یوسف گفت

00:09:53.600 --> 00:09:56.240
امروز هیچ سرزنشی بر گردن شما نخواهد بود

00:09:56.240 --> 00:10:00.500
خداوند تو را ببخشايد و او مهربان ترين رحم كنندگان است

00:10:00.500 --> 00:10:02.740
ابوسفیان گفت

00:10:02.820 --> 00:10:06.259
به سن تو، وقتی پرچمی بر دوش دارم

00:10:06.259 --> 00:10:09.779
بگذار اسب های لات بر اسب های محمدی غلبه کنند

00:10:09.779 --> 00:10:13.460
برای تو ای معلول و گیج، تاریک ترین شب است

00:10:13.460 --> 00:10:17.379
اینها وسایل من هستند وقتی آرام و هدایت شوند

00:10:17.379 --> 00:10:20.980
کسی غیر از خودم مرا راهنمایی کرد و راهنمایی کرد

00:10:20.980 --> 00:10:25.169
خدا رحمت کند کسی را که من را بیرون کرد، همه کسانی که مرا بیرون کردند

00:10:25.169 --> 00:10:30.049
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله بر سینه او زد و فرمود

00:10:30.129 --> 00:10:33.309
تو همیشه منو از خودت دور کردی

00:10:33.309 --> 00:10:38.590
حسن بن ثابت شاعر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود

00:10:38.590 --> 00:10:40.590
او به ابوسفیان پاسخ داد

00:10:40.590 --> 00:10:44.509
وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به طنز پرداخت

00:10:44.509 --> 00:10:49.070
رسول خدا صلی الله علیه و آله به حسن می فرمود:

00:10:49.070 --> 00:10:55.070
روح القدس تا زمانی که برای خدا و رسولش مبارزه می کنید به حمایت شما ادامه می دهد

00:10:55.070 --> 00:10:57.470
این شعر حسن است

00:10:57.549 --> 00:11:04.590
که در آن هنگام هجو ابوسفیان به رسول خدا صلی الله علیه و آله پاسخ داد.

00:11:04.590 --> 00:11:07.870
اگر شما آن را نبینید، تصوری نداریم

00:11:07.870 --> 00:11:11.309
خیساندن زمان آن باعث بیماری می شود

00:11:11.309 --> 00:11:14.509
آسانسورها با ما می جنگند

00:11:14.509 --> 00:11:17.870
روی شانه های او بازوهای قوز کرده است

00:11:17.870 --> 00:11:21.070
اسب های ما زیر باران می مانند

00:11:21.070 --> 00:11:24.429
زنان آنها را با شراب می زنند

00:11:24.429 --> 00:11:27.309
اگر از ما روی برگردانند، عمره می کنیم

00:11:27.309 --> 00:11:30.750
باز شد و جلدش آشکار شد

00:11:30.750 --> 00:11:33.870
وگرنه برای جلاد یک روزه صبور باش

00:11:33.870 --> 00:11:37.389
خداوند هر که را بخواهد گرامی می دارد

00:11:37.389 --> 00:11:40.429
جبرئیل رسول خدا در میان ماست

00:11:40.429 --> 00:11:43.950
روح القدس ناتوان است

00:11:43.950 --> 00:11:47.149
خداوند فرمود: بنده ای فرستادم.

00:11:47.149 --> 00:11:50.590
حقیقت می گوید عمل مصیبت است

00:11:50.590 --> 00:11:54.029
من به او شهادت دادم، پس او را باور کن

00:11:54.110 --> 00:11:57.549
و تو گفتی: «نمی‌خیزیم و نمی‌خواهیم».

00:11:57.549 --> 00:12:00.830
و خدا گفت: "من به عنوان یک سرباز راهپیمایی کرده ام."

00:12:00.830 --> 00:12:04.269
آنها انصاری هستند که جلسه ارائه می کند

00:12:04.269 --> 00:12:07.389
هر روز برای ما آماده می شود

00:12:07.389 --> 00:12:10.990
توهین، دعوا یا طنز

00:12:10.990 --> 00:12:14.110
ما با توجه به رویکرد خود قضاوت خواهیم کرد

00:12:14.110 --> 00:12:17.710
وقتی خون مخلوط می شود ضربه می زنیم

00:12:17.710 --> 00:12:20.750
آیا ابوسفیان را از خود آگاه نکنم؟

00:12:20.750 --> 00:12:24.269
پنهان و پنهان است

00:12:24.269 --> 00:12:27.549
که شمشیرهای ما تو را برده رها کرده است

00:12:27.549 --> 00:12:30.990
خادمان خانه ارباب غلامان بودند

00:12:30.990 --> 00:12:34.509
محمد را طعنه زدم و جوابش را دادم

00:12:34.509 --> 00:12:38.110
و خداوند این پاداش را دارد

00:12:38.110 --> 00:12:41.470
من آن را املا می کنم و در آن صلاحیت ندارم

00:12:41.470 --> 00:12:45.070
ان شاءالله اعمال خوبت جبران بشه

00:12:45.070 --> 00:12:48.750
طنزی مبارک و صالح

00:12:48.750 --> 00:12:52.350
آمین، خداوند او را به وفاداری عنایت فرماید

00:12:52.350 --> 00:12:55.629
کدام یک از شما رسول خدا را هجو می کند؟

00:12:55.629 --> 00:12:59.230
او را ستایش می کند و از هر دو حمایت می کند

00:12:59.230 --> 00:13:02.429
پدرم، پدرش و تصادف من

00:13:02.429 --> 00:13:06.029
برای اینکه محمد را از تو محافظت کنم

00:13:06.029 --> 00:13:09.549
زبان من سختگیر و بی عیب و نقص است

00:13:09.549 --> 00:13:13.700
و دریای من با سطل آشفته نیست

00:13:13.700 --> 00:13:18.980
این شاعر رسول خدا صلی الله علیه و آله است

00:13:18.980 --> 00:13:23.059
رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرمود

00:13:23.059 --> 00:13:25.139
سوگند به کسی که جان من در دست اوست

00:13:25.139 --> 00:13:29.889
سخنان او برای آنها قدرتمندتر از اشراف است

00:13:29.889 --> 00:13:34.769
گنجینه های بیوگرافی

00:13:34.769 --> 00:13:41.200
روزه گرفتن در سفر کار درستی نیست

00:13:41.200 --> 00:13:46.240
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم روزه دار وارد مکه شد

00:13:46.240 --> 00:13:49.919
تا اینکه به محلی به نام الکدید رسید

00:13:49.919 --> 00:13:52.860
پس روزه خود را افطار کرد و مردم نیز با او افطار کردند

00:13:52.860 --> 00:13:54.620
ابن عباس گفت

00:13:54.620 --> 00:13:59.820
رسول خدا صلی الله علیه و آله در سفر روزه گرفت و افطار کرد

00:13:59.820 --> 00:14:03.820
هر که می خواهد روزه بگیرد و هر که می خواهد افطار کند

00:14:03.820 --> 00:14:06.059
و لذا سنت است

00:14:06.059 --> 00:14:08.299
اگر شخصی سفر کند

00:14:08.299 --> 00:14:11.980
او بین روزه و افطار اختیار دارد

00:14:11.980 --> 00:14:14.220
حتی اگر سختی باشد

00:14:14.220 --> 00:14:17.179
روزه حرام است و جایز نیست

00:14:17.179 --> 00:14:20.779
لذا وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دید

00:14:20.940 --> 00:14:23.980
مردی گفت که مردم دور او جمع شده اند

00:14:23.980 --> 00:14:25.980
او را تحت الشعاع قرار داد

00:14:25.980 --> 00:14:27.419
پولش را گفت

00:14:27.419 --> 00:14:30.299
گفتند مردی روزه است

00:14:30.299 --> 00:14:33.580
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند

00:14:33.580 --> 00:14:37.919
روزه گرفتن در سفر کار درستی نیست

00:14:37.919 --> 00:14:42.980
گنجینه های بیوگرافی

00:14:42.980 --> 00:14:49.679
ابوسفیان صخر بن حرب اسلام آورد

00:14:49.679 --> 00:14:51.659
العباس گفت

00:14:51.659 --> 00:14:57.179
به خدا سوگند بر قاطر رسول خدا صلی الله علیه و آله راه می روم

00:14:57.179 --> 00:15:01.740
وقتی سخنان ابوسفیان و بدیل بن ورقه را شنیدم

00:15:01.740 --> 00:15:05.659
با احساس حساسیت مکه را ترک کردند

00:15:05.659 --> 00:15:10.139
انتظار آمدن رسول خدا صلی الله علیه و آله را داشت

00:15:10.139 --> 00:15:12.899
اما آنها نمی دانستند چه زمانی

00:15:12.899 --> 00:15:15.059
ابوسفیان گفت

00:15:15.059 --> 00:15:19.379
من امشب هیچ آتش و سربازی ندیدم

00:15:19.379 --> 00:15:21.059
بدیل گفت

00:15:21.059 --> 00:15:23.220
به خدا این مایه شرمساری است

00:15:23.220 --> 00:15:25.279
جنگ آن را ویران کرد

00:15:25.279 --> 00:15:27.440
ابوسفیان گفت

00:15:27.440 --> 00:15:33.360
خزاعه آنقدر پست و ذلیل است که آتش و لشکر آن نباشد

00:15:33.360 --> 00:15:35.039
پس صدا را شناختم

00:15:35.039 --> 00:15:37.519
گفتم: ابوحنظله

00:15:37.519 --> 00:15:39.360
ابوسفیان گفت

00:15:39.360 --> 00:15:40.799
ابوالفضل

00:15:40.799 --> 00:15:42.240
گفتم بله

00:15:42.240 --> 00:15:43.919
مالک گفت

00:15:43.919 --> 00:15:45.600
العباس گفت

00:15:45.600 --> 00:15:47.600
پدر و مادرم فدای تو باد

00:15:47.679 --> 00:15:52.159
این رسول خدا صلی الله علیه و آله در میان مردم است

00:15:52.159 --> 00:15:55.039
و صبح قریش سوگند

00:15:55.039 --> 00:15:57.039
ابوسفیان گفت

00:15:57.039 --> 00:15:58.240
پس ترفند چیست؟

00:15:58.240 --> 00:16:00.399
پدر و مادرم فدای تو باد

00:16:00.399 --> 00:16:02.000
العباس گفت

00:16:02.000 --> 00:16:06.720
به خدا سوگند چون رسول خدا صلی الله علیه و آله شما را شکست داد

00:16:06.720 --> 00:16:08.960
برای زدن گردنت

00:16:08.960 --> 00:16:10.799
اگر سوال کننده بپرسد

00:16:10.879 --> 00:16:18.320
چرا رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در مدینه که نزد او آمد سر او را نبرید؟

00:16:18.320 --> 00:16:19.759
پاسخ

00:16:19.759 --> 00:16:21.840
چون رسول بود

00:16:21.840 --> 00:16:24.370
و رسولان نمی کشند

00:16:24.370 --> 00:16:25.490
او گفت

00:16:25.490 --> 00:16:26.690
پس با من سوار شو

00:16:26.690 --> 00:16:30.929
تا اینکه تو را نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بیاورم

00:16:30.929 --> 00:16:32.929
من آن را به شما می سپارم

00:16:32.929 --> 00:16:34.769
پس ابوسفیان سوار شد

00:16:34.769 --> 00:16:38.129
یارانش بدیل بن ورقه بازگشت

00:16:38.129 --> 00:16:39.730
العباس گفت

00:16:40.690 --> 00:16:44.769
هر گاه از کنار آتش مسلمین گذشتی

00:16:44.769 --> 00:16:46.769
گفتند این کیست؟

00:16:46.769 --> 00:16:52.129
اگر قاطر رسول خدا صلی الله علیه و آله را دیدند و من بر آن بودم.

00:16:52.129 --> 00:16:53.250
گفتند

00:16:53.250 --> 00:16:57.649
رسول خدا صلی الله علیه و آله بر قاطر او راه می رفت

00:16:57.649 --> 00:17:00.129
تا اینکه از آتش عمر گذشتم

00:17:00.129 --> 00:17:02.129
گفت این کیه؟

00:17:02.129 --> 00:17:03.649
و به سمت من بلند شد

00:17:03.649 --> 00:17:06.289
وقتی ابوسفیان مرا دید

00:17:06.289 --> 00:17:07.329
او گفت

00:17:07.410 --> 00:17:09.970
ابوسفیان دشمن خداست

00:17:09.970 --> 00:17:14.849
سپاس خداوندی را که بدون هیچ قرارداد و عهدی این کار را برای شما ممکن ساخت

00:17:14.849 --> 00:17:20.130
سپس عمر بیرون رفت و به سوی رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم گرد آمد

00:17:20.130 --> 00:17:22.529
عباس سوار بر قاطر شد

00:17:22.529 --> 00:17:23.490
او گفت

00:17:23.490 --> 00:17:25.009
او بر عمر مقدم بود

00:17:25.009 --> 00:17:27.089
بنابراین از قاطر دور شدم

00:17:27.089 --> 00:17:31.009
پس بر رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد شدم

00:17:31.009 --> 00:17:32.609
عمر وارد شد

00:17:32.609 --> 00:17:33.970
عمر گفت

00:17:33.970 --> 00:17:35.490
ای رسول خدا

00:17:35.569 --> 00:17:37.410
این ابوسفیان است

00:17:37.410 --> 00:17:39.650
بگذار گردنش را بکوبم

00:17:39.650 --> 00:17:41.730
پس گفتم یا رسول الله

00:17:41.730 --> 00:17:43.809
من آن را اجاره کرده ام

00:17:43.809 --> 00:17:47.970
سپس در کنار رسول خدا صلی الله علیه و آله نشستم

00:17:47.970 --> 00:17:50.450
پس سرش را گرفتم و گفتم

00:17:50.450 --> 00:17:54.289
به خدا سوگند امشب جز من کسی با او صحبت نمی کند

00:17:54.289 --> 00:17:56.930
سپس عمر در این مورد بیشتر نگران شد

00:17:56.930 --> 00:17:57.890
گفتم

00:17:57.890 --> 00:17:59.490
هی عمر

00:17:59.490 --> 00:18:04.609
به خدا قسم اگر او از مردان بنی عدی بود چنین چیزی نمی گفتم

00:18:04.690 --> 00:18:06.130
عمر گفت

00:18:06.130 --> 00:18:07.970
هی عباس

00:18:07.970 --> 00:18:13.730
به خدا اگر اسلام می آورد اسلام شما نزد من از اسلام خطاب عزیزتر بود.

00:18:13.730 --> 00:18:23.650
تنها کاری که باید بکنم این است که بدانم اسلام شما نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله از اسلام خطاب عزیزتر بوده است.

00:18:23.650 --> 00:18:27.250
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:18:27.250 --> 00:18:29.650
برو باهاش عباس

00:18:29.650 --> 00:18:31.890
یعنی ابوسفیان را بگیر

00:18:31.970 --> 00:18:34.930
اگر بیدار شدی برای من بیاور

00:18:34.930 --> 00:18:36.450
پس با او رفت

00:18:36.450 --> 00:18:38.049
وقتی شد

00:18:38.049 --> 00:18:42.450
فردا آن را نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله برد

00:18:42.450 --> 00:18:46.769
وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله او را دید، فرمود

00:18:46.769 --> 00:18:49.170
وای بر تو ای ابوسفیان!

00:18:49.170 --> 00:18:53.569
آیا برای تو دیر نیست که بدانی معبودی جز خدا نیست؟

00:18:53.569 --> 00:18:55.569
ابوسفیان گفت

00:18:55.569 --> 00:18:57.890
پدر و مادرم فدای تو باد

00:18:57.890 --> 00:19:01.009
خواب تو را می بینم، تو را گرامی می دارم و به تو می رسم

00:19:01.089 --> 00:19:05.009
فکر کردم اگر خدای دیگری با خدا باشد

00:19:05.009 --> 00:19:07.809
یه چیزی نجاتم داد

00:19:07.809 --> 00:19:11.329
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:19:11.329 --> 00:19:13.890
وای بر تو ای ابوسفیان!

00:19:13.890 --> 00:19:17.890
آیا دیر نیست که بدانی من رسول خدا هستم؟

00:19:17.890 --> 00:19:21.250
گفت: پدر و مادرم فدای تو باد.

00:19:21.250 --> 00:19:24.369
خواب تو را می بینم، تو را گرامی می دارم و به تو می رسم

00:19:24.369 --> 00:19:28.609
در مورد این، چیزی در روح وجود دارد

00:19:28.609 --> 00:19:30.289
العباس گفت

00:19:30.369 --> 00:19:32.130
وای بر تو اسلم

00:19:32.130 --> 00:19:34.849
شهادت می دهم که معبودی جز خدا نیست

00:19:34.849 --> 00:19:37.329
و اینکه محمد رسول خداست

00:19:37.329 --> 00:19:39.809
قبل از اینکه گردنت را ببندی

00:19:39.809 --> 00:19:41.730
پس ابوسفیان اسلام آورد

00:19:41.730 --> 00:19:44.319
او به حقیقت شهادت داد

00:19:44.319 --> 00:19:46.000
العباس گفت

00:19:46.000 --> 00:19:47.599
ای رسول خدا

00:19:47.599 --> 00:19:50.960
ابوسفیان مردی است که غرور دوست دارد

00:19:50.960 --> 00:19:53.200
پس یه چیزی براش درست کن

00:19:53.200 --> 00:19:56.400
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند

00:19:56.400 --> 00:19:57.599
بله

00:19:57.680 --> 00:20:01.359
هر کس وارد خانه ابوسفیان شود در امان است

00:20:01.359 --> 00:20:05.200
هر که در را ببندد در امان است

00:20:05.200 --> 00:20:08.720
هر کس وارد مسجدالحرام شود در امان است

00:20:09.759 --> 00:20:11.759
گنجینه های بیوگرافی
