1 00:00:00,000 --> 00:00:03,000 بسم الله الرحمن الرحیم 2 00:00:15,699 --> 00:00:17,699 انجمن مواضع خشنود است 3 00:00:17,699 --> 00:00:21,699 تا تصاویری از زندگی صحابه را به شما تقدیم کنم 4 00:00:21,699 --> 00:00:24,699 نوشته عبدالرحمن رفعت الباشا 5 00:00:25,739 --> 00:00:26,739 خدا رحمتش کند 6 00:00:30,420 --> 00:00:34,490 عثمان بن مادون رضی الله عنه 7 00:00:51,259 --> 00:00:53,259 اعراب در دوران قبل از اسلام بودند 8 00:00:53,259 --> 00:00:57,259 می بینید، تمام زندگی در یک لیوان شراب است 9 00:00:57,259 --> 00:00:59,259 مشروب خواران از تب آن لذت می برند 10 00:00:59,259 --> 00:01:04,260 او یک غنایی بازیگوش است که طرفداران از زیبایی او لذت می برند 11 00:01:04,260 --> 00:01:07,260 یورش به پشت اسب های بی عیب و نقص 12 00:01:07,260 --> 00:01:13,260 مهاجمان آنچه را که خداوند از نظر خون و مال مردم حرام کرده است حلال می کنند 13 00:01:13,260 --> 00:01:18,329 اما عثمان بن مدعون از حکیمان عرب پیش از اسلام بود 14 00:01:18,329 --> 00:01:22,329 او معتقد بود که زندگی اهدافی بالاتر از آن دارد 15 00:01:22,329 --> 00:01:24,329 و اهداف، بله 16 00:01:24,329 --> 00:01:28,329 به همین دلیل خود را از نوشیدن مشروبات الکلی منع کرد 17 00:01:28,329 --> 00:01:30,329 طعم آن را نمی دانست 18 00:01:30,329 --> 00:01:33,329 وقتی از او در این باره سؤال شد، گفت: 19 00:01:33,329 --> 00:01:37,329 لعنت به تو، من چیزی می نوشم که از ذهنم خارج می شود 20 00:01:37,329 --> 00:01:40,329 و هر که زیر من است به من می خندد 21 00:01:40,329 --> 00:01:43,329 و مرا وادار می کند با هر کس که نمی خواهم همبستر شوم 22 00:01:43,329 --> 00:01:47,329 به خدا تا زنده ام طعم آن را نخواهم کرد 23 00:01:47,329 --> 00:01:51,519 زمانی که شبه جزیره عربستان از نور اسلام درخشید 24 00:01:51,519 --> 00:01:55,519 و خداوند پیامبرش صلی الله علیه و آله را فرستاد 25 00:01:55,519 --> 00:01:57,519 من دنبال راهنمایی و حقیقت هستم 26 00:01:57,519 --> 00:02:00,519 عثمان بن مادون یکی از آغاز کنندگان آن بود 27 00:02:00,519 --> 00:02:03,519 برای ورود به دین خدای متعال 28 00:02:03,519 --> 00:02:08,520 فقط 12 مرد در انجام این کار از او پیشی گرفتند 29 00:02:08,520 --> 00:02:11,710 و عثمان بن مادون اسلام آورد 30 00:02:11,710 --> 00:02:15,710 داستانی که عبدالله بن عباس رضی الله عنه روایت کرده است 31 00:02:15,710 --> 00:02:21,710 گفت در حالی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 32 00:02:21,710 --> 00:02:24,710 در حیاط خانه اش در مکه نشسته است 33 00:02:24,710 --> 00:02:28,710 هنگامی که عثمان بن مادون از کنار او گذشت، بی توجه به خدا 34 00:02:28,710 --> 00:02:30,710 یا رو به او کرد 35 00:02:30,710 --> 00:02:33,780 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به او فرمود 36 00:02:33,780 --> 00:02:36,780 با من نمی نشینی ابوالصائب؟ 37 00:02:36,780 --> 00:02:38,780 یک ساعت صحبت می کنیم 38 00:02:38,780 --> 00:02:39,780 گفت بله 39 00:02:39,780 --> 00:02:41,780 سپس روبروی او نشست 40 00:02:41,780 --> 00:02:46,969 در حالی که با پیامبر صلی الله علیه و آله صحبت می کرد 41 00:02:46,969 --> 00:02:49,969 او را دید که به آسمان نگاه می کند 42 00:02:49,969 --> 00:02:53,969 نگاهش را برای مدتی به او خیره کرد 43 00:02:53,969 --> 00:02:58,000 بعد نگاهش را کم کم به زمین خم کرد 44 00:02:58,000 --> 00:03:00,000 تا اینکه ساکن شد 45 00:03:00,000 --> 00:03:04,000 سپس شروع به انحراف از همراه خود عثمان بن مادون کرد 46 00:03:04,000 --> 00:03:08,000 تا اینکه به جایی رسید که دید 47 00:03:08,000 --> 00:03:10,000 بعد شروع کرد به حرکت دادن سرش 48 00:03:10,000 --> 00:03:13,000 گویی در مورد چیزی که به او گفته می شود جویا می شود 49 00:03:13,000 --> 00:03:16,000 همه اینها عثمان بن مادون را ساخت 50 00:03:16,000 --> 00:03:19,000 به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می نگرد 51 00:03:19,000 --> 00:03:21,000 او از آنچه دید شگفت زده شد 52 00:03:21,000 --> 00:03:23,000 با کمال تعجب، چه اتفاقی افتاد 53 00:03:23,000 --> 00:03:27,259 هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ظهور کرد 54 00:03:27,259 --> 00:03:30,259 انگار همه چیزهایی را که به او گفته می شد فهمید 55 00:03:30,259 --> 00:03:34,259 نگاهش را کم کم به سمت آسمان بلند کرد 56 00:03:34,259 --> 00:03:37,259 گویی کسی را دنبال می کرد 57 00:03:37,259 --> 00:03:41,259 سپس نگاهش را به کسی که در آسمان ناپدید شده بود دوخت 58 00:03:41,259 --> 00:03:44,259 انگار حوصله اش سر رفته و با آن خداحافظی می کند 59 00:03:44,259 --> 00:03:47,379 سپس به عثمان بن مادون تبدیل شد 60 00:03:47,379 --> 00:03:49,379 با بینایی و بدنش 61 00:03:49,379 --> 00:03:51,379 همانطور که در ابتدا بود 62 00:03:51,379 --> 00:03:54,580 سپس عثمان بن مادون خیره شد 63 00:03:54,580 --> 00:03:59,580 با نگاه طولانی به چهره رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 64 00:03:59,580 --> 00:04:02,580 و گفت: ای محمد 65 00:04:02,580 --> 00:04:05,580 من قبلا خیلی با شما نشسته ام 66 00:04:05,580 --> 00:04:08,580 ندیدم کاری که امروز انجام دادی 67 00:04:08,580 --> 00:04:11,580 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند 68 00:04:11,580 --> 00:04:14,580 توجه کردی عثمان؟ 69 00:04:14,580 --> 00:04:17,579 گفت بله متوجه شدم 70 00:04:17,579 --> 00:04:20,610 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند 71 00:04:20,610 --> 00:04:24,610 رسول خدا جبرئیل در حالی که من نشسته بودم نزد من آمد 72 00:04:24,610 --> 00:04:26,610 عثمان گفت 73 00:04:26,610 --> 00:04:28,610 رسول خدا می فرماید 74 00:04:28,610 --> 00:04:31,860 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند 75 00:04:31,860 --> 00:04:32,860 بله 76 00:04:32,860 --> 00:04:35,860 گفت کی بهت گفته؟ 77 00:04:35,860 --> 00:04:39,060 گفت به من گفت 78 00:04:39,060 --> 00:04:45,060 خداوند به عدالت و احسان فرمان می دهد 79 00:04:45,060 --> 00:04:48,060 و دادن به یکی از اقوام 80 00:04:49,060 --> 00:04:57,060 از فحشا و منکر و زنا نهی می کند 81 00:04:57,060 --> 00:05:01,180 او از شما محافظت می کند تا یادتان باشد 82 00:05:01,180 --> 00:05:04,779 عثمان گفت 83 00:05:04,779 --> 00:05:06,779 به عدالت و احسان فرمان می دهد 84 00:05:06,779 --> 00:05:08,779 و دادن به یکی از اقوام 85 00:05:08,779 --> 00:05:11,779 از فحشا و منکر و زنا نهی می کند 86 00:05:11,779 --> 00:05:14,779 بله، آنچه او برای شما آورده است 87 00:05:14,779 --> 00:05:16,779 به درگاه خیر فرمان داد 88 00:05:16,779 --> 00:05:19,779 همه ریشه های بدی را نهی کرد 89 00:05:19,779 --> 00:05:22,040 عثمان گفت 90 00:05:22,040 --> 00:05:24,040 به زودی آنچه را از او شنیده بودم نشنیده بودم 91 00:05:24,040 --> 00:05:27,040 تا اینکه ایمان در دلم نشست 92 00:05:27,040 --> 00:05:30,040 و محمد صلی الله علیه و آله و سلم 93 00:05:30,040 --> 00:05:33,040 من خودم را بیشتر از خودم و فرزندانم دوست دارم 94 00:05:33,040 --> 00:05:36,040 سپس تسلیم پروردگار جهانیان شدم 95 00:05:36,040 --> 00:05:38,040 ابن الصائب با من اسلام آورد 96 00:05:38,040 --> 00:05:41,040 و برادرانم قدامه و عبدالله 97 00:05:41,040 --> 00:05:44,230 قریش در ابتدا آن را انکار نکردند 98 00:05:44,230 --> 00:05:46,230 مسلمانان باید مسلمان شوند 99 00:05:46,230 --> 00:05:50,230 اگر محمد را در حال عبور می دید، دیگر کاری نمی کرد 100 00:05:50,230 --> 00:05:52,230 با کنایه می گوید 101 00:05:52,230 --> 00:05:56,230 پسر بنی هاشم از بهشت سخن می گوید 102 00:05:56,230 --> 00:05:59,230 و از آن وحی به او نازل می شود 103 00:05:59,230 --> 00:06:02,329 وقتی از پیامبر صلی الله علیه و آله انتقاد کرد 104 00:06:02,329 --> 00:06:06,329 خدایانشان را که به جای خدا می پرستیدند 105 00:06:06,329 --> 00:06:10,329 وی از هلاکت پدرانشان که کافر مردند یاد کرد 106 00:06:10,329 --> 00:06:13,329 خیلی عصبانی شدند 107 00:06:13,329 --> 00:06:16,329 بر رسول خدا صلی الله علیه و آله آتش افروختند 108 00:06:16,329 --> 00:06:20,329 و یارانش آتش دشمنی و کینه هستند 109 00:06:20,329 --> 00:06:24,329 پس هر قبیله ای در مقابل مسلمانان درون خود ایستادگی کردند 110 00:06:24,329 --> 00:06:27,329 و او شروع کرد به سختی کار آنها را بر دوش می کشد 111 00:06:27,329 --> 00:06:30,329 بدن آنها را با شلاق می زنند 112 00:06:30,329 --> 00:06:32,329 و بدنشان در آتش سوخته است 113 00:06:32,329 --> 00:06:36,329 و آنها را در ماه رمضان مکه بر روی شن های سوزان بیندازید 114 00:06:36,329 --> 00:06:38,329 تا آنها را از دین خود دور کنند 115 00:06:38,329 --> 00:06:41,329 و رسول صلی الله علیه و آله و سلم 116 00:06:41,329 --> 00:06:44,329 او به چشم خود می بیند که چه بر سر دوستانش می آید 117 00:06:44,329 --> 00:06:47,329 دلش از غم آنها می شکند 118 00:06:47,329 --> 00:06:49,329 متاسفم برای رنجی که می کشند 119 00:06:49,329 --> 00:06:52,329 او چاره ای ندارد جز اینکه به آنها بگوید 120 00:06:52,329 --> 00:06:56,329 شکیبا باش، صبر پیشه کن که قرار تو بهشت است 121 00:06:56,329 --> 00:07:01,740 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله اذن فرمود 122 00:07:01,740 --> 00:07:04,740 یارانش به حبشه مهاجرت کردند 123 00:07:04,740 --> 00:07:07,740 گروهی از مؤمنان به آن سفر کردند 124 00:07:07,740 --> 00:07:10,740 پشت سر گذاشتن خانواده و کشورشان 125 00:07:10,740 --> 00:07:13,740 خداحافظی با قبیله و محل سکونت 126 00:07:13,740 --> 00:07:16,810 فرار از دین خود به خدا 127 00:07:16,810 --> 00:07:18,810 او در خط مقدم مهاجران قرار داشت 128 00:07:18,810 --> 00:07:20,810 عثمان بن مادون 129 00:07:20,810 --> 00:07:22,810 و پسر و دو برادرش 130 00:07:22,810 --> 00:07:27,100 چندی پیش مسلمانان به حبشه مهاجرت کردند 131 00:07:27,100 --> 00:07:30,100 تا اینکه خبر جعلی به آنها رسید 132 00:07:30,100 --> 00:07:34,100 اکثر قریش دین خدا را پذیرفته اند 133 00:07:34,100 --> 00:07:39,100 و به آنچه بر محمد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نازل شده ایمان آوردند. 134 00:07:39,100 --> 00:07:42,100 بسیاری از آنها به مکه بازگشتند 135 00:07:42,100 --> 00:07:46,100 آنها نمی دانند سرنوشت چه چیزی برای آنها در نظر گرفته است 136 00:07:46,100 --> 00:07:51,129 در میان بازگشت کنندگان عثمان بن مادون بود 137 00:07:51,129 --> 00:07:54,160 همین که پا به سرزمین مکه گذاشتند 138 00:07:54,160 --> 00:08:00,160 تا این که قریش با همان شکنجه و آزاری که از آنها شده بود پذیرایی کردند 139 00:08:00,160 --> 00:08:04,160 و بیش از آن که تحمل کنند، به آنها آسیب و آسیب رساندی 140 00:08:05,160 --> 00:08:09,160 سپس عثمان بن مدعون وارد محله الولید بن المغیره شد 141 00:08:09,160 --> 00:08:13,160 سید بنی مخزوم و بزرگترین پیشوای قریش 142 00:08:13,160 --> 00:08:16,160 و پدر سیف الله خالد است 143 00:08:16,160 --> 00:08:21,160 او با او پیوندهای قدیمی و باستانی داشت 144 00:08:21,160 --> 00:08:25,379 عثمان بن مادون در پناه ولید بن المغیره زندگی می کرد 145 00:08:25,379 --> 00:08:30,379 او در همسایگی خود نهایت آرامش و امنیت را پیدا کرد که آرزویش را داشت 146 00:08:30,379 --> 00:08:34,379 اما او هرگز کسی را با این محافظت ندیده بود 147 00:08:34,379 --> 00:08:38,379 زندگی آرام و امن او او را پریشان می کرد 148 00:08:38,379 --> 00:08:42,379 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 149 00:08:42,379 --> 00:08:45,379 به همان اندازه که از قریش رنج می برد، به او آسیب می رسد 150 00:08:45,379 --> 00:08:49,379 و برادران خدایش به همان اندازه که از ظلم و ستم رنج می برند، رنج می برند 151 00:08:49,379 --> 00:08:54,379 که باعث شد او خود را به خودخواهی، بزدلی و ضعف ایمان متهم کند 152 00:08:54,379 --> 00:08:59,379 و او بر آتش آرام شکنجه وجدان در نوسان است 153 00:08:59,379 --> 00:09:04,639 بگذارید صحبت از این بحران روانی را به عثمان بن مادون بسپاریم 154 00:09:04,639 --> 00:09:11,639 آنجا که فرمود: «هنگامی که اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را در آن مصیبت دیدم». 155 00:09:11,639 --> 00:09:16,639 از الولید بن المغیره به سلامت می روم و می روم 156 00:09:16,639 --> 00:09:20,639 با خود گفتم: لعنت بر تو ای ابن مدعون. 157 00:09:20,639 --> 00:09:25,639 در کنار یک مرد مشرک، امن و امان زندگی می کنید 158 00:09:25,639 --> 00:09:33,639 پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و یارانش به مصیبت ها و آسیب هایی نزد خداوند برمی خورند که به شما نمی رسد. 159 00:09:33,639 --> 00:09:39,639 این یک نقص بزرگ در شما و یک ضعف جدی در ایمان شما است 160 00:09:39,639 --> 00:09:43,899 سپس به سوی ولید بن مغیره رفتم و به او گفتم 161 00:09:43,899 --> 00:09:48,899 اى ابوعبدشمس، تو به وظيفه خود در قبال من عمل كردى 162 00:09:48,899 --> 00:09:51,899 امنیت و امنیت را در پدرشوهرت یافتی 163 00:09:51,899 --> 00:09:55,899 اما من می خواهم محبت شما را به شما برگردانم 164 00:09:55,899 --> 00:10:02,019 گفت: چرا برادرزاده ام، شاید یکی از قوم من به تو بدی کرده باشد؟ 165 00:10:02,019 --> 00:10:07,019 گفتم نه، اما همسایگی خدا را بر همه همسایگی ها ترجیح دادم 166 00:10:07,019 --> 00:10:11,019 من نمی خواهم از شخص دیگری کمک بگیرم 167 00:10:11,019 --> 00:10:16,019 فرمود: اگر لازم است با من به مسجد برو 168 00:10:16,019 --> 00:10:20,019 او در برابر جمعی از قریش به همسایگانم گفت 169 00:10:20,019 --> 00:10:23,019 من هم به گروهی از آنها پاداش دادم 170 00:10:23,019 --> 00:10:26,059 پس راه افتادیم تا به مسجد رسیدیم 171 00:10:26,059 --> 00:10:31,059 ولید گفت: ای قوم من این عثمان بن مدعون است. 172 00:10:31,059 --> 00:10:35,059 اومد کنارم جوابمو بده گفتم راست میگه 173 00:10:35,059 --> 00:10:39,059 او را وفادار و سخاوتمند یافتم 174 00:10:39,059 --> 00:10:42,059 اما من می خواستم از کسی جز خدا پناه ندهم 175 00:10:42,059 --> 00:10:45,379 در کنارش به او پاسخ دادم 176 00:10:45,379 --> 00:10:47,379 عثمان بن مادون گفت 177 00:10:47,379 --> 00:10:50,379 سپس رفتم و از جمعی از قریش گذشتم 178 00:10:50,379 --> 00:10:53,379 با میانجیگری لبید الشاعر 179 00:10:53,379 --> 00:10:57,379 او مردم را به خواندن چند شعرش شروع کرد و مردم گوش دادند 180 00:10:57,379 --> 00:10:59,379 لاپید گفت 181 00:10:59,379 --> 00:11:03,379 همه چیز جز خدا باطل است 182 00:11:03,379 --> 00:11:05,379 پس گفتم حق با شماست 183 00:11:05,379 --> 00:11:07,379 بنابراین من از آنچه او می گوید پیروی می کنم 184 00:11:07,379 --> 00:11:10,379 هر سعادتی ناگزیر از بین خواهد رفت 185 00:11:10,379 --> 00:11:12,379 پس گفتم دروغ گفتم 186 00:11:12,379 --> 00:11:15,379 سعادت بهشت هرگز محو نمی شود 187 00:11:15,379 --> 00:11:19,379 پس آخرین کلمه این کلمه را بیرون کشید و گفت 188 00:11:19,379 --> 00:11:21,379 ای مردم قریش! 189 00:11:21,379 --> 00:11:24,379 به خدا سوگند به رفیق شما آسیبی نمی رساند 190 00:11:24,379 --> 00:11:27,379 چه زمانی این اتفاق برای شما افتاد؟ 191 00:11:27,379 --> 00:11:29,379 مردی از مردم گفت 192 00:11:29,379 --> 00:11:31,379 این مرد احمقی است 193 00:11:31,379 --> 00:11:33,379 از یک گروه احمق 194 00:11:33,379 --> 00:11:36,379 آنها خدایان ما را رد کرده و دین ما را رها کرده اند 195 00:11:36,379 --> 00:11:39,379 اجازه ندهید اظهارات او شما را عصبانی کند 196 00:11:39,379 --> 00:11:43,379 نزدیک مردی رفتم که درباره ما و دین ما چه گفت 197 00:11:43,379 --> 00:11:45,379 با او معاشقه کردم 198 00:11:45,379 --> 00:11:48,379 ضربه ای به من زد که باعث اشک شدن چشمانم شد 199 00:11:48,379 --> 00:11:50,379 من دیگر آن را نمی بینم 200 00:11:50,379 --> 00:11:54,379 ولید بن مغیره به من نزدیک بود 201 00:11:54,379 --> 00:11:56,379 رو به من کرد و گفت 202 00:11:56,379 --> 00:11:58,379 چشمانت برادرزاده من 203 00:11:58,379 --> 00:12:02,379 به خدا سوگند او از آنچه بر او گذشت ثروتمند بود 204 00:12:02,379 --> 00:12:03,379 پس گفتم 205 00:12:03,379 --> 00:12:04,379 راستی قسم می خورم 206 00:12:04,379 --> 00:12:10,470 چشم راستم به خاطر خدا محتاج اتفاقی است که برای خواهرش آمده است 207 00:12:10,470 --> 00:12:11,470 و او گفت 208 00:12:11,470 --> 00:12:13,470 آیا شما مادر پسر برادر من هستید؟ 209 00:12:13,470 --> 00:12:15,470 اگه خواستی بیا پیش من 210 00:12:15,470 --> 00:12:17,470 پس گفتم 211 00:12:17,470 --> 00:12:21,730 من فقط به خدای متعال نیستم 212 00:12:21,730 --> 00:12:23,730 از آن روز 213 00:12:23,730 --> 00:12:28,730 آزار مشرکان بر عثمان بن مدعون شدت گرفت و شدید شد 214 00:12:28,730 --> 00:12:33,730 او و خانواده اش هدف کینه توزی و سرکوب قریش شدند 215 00:12:33,730 --> 00:12:38,730 چه چیزی باعث شد که او در صف اول مهاجران به مدینه قرار گیرد؟ 216 00:12:38,730 --> 00:12:40,730 و آنجا 217 00:12:40,730 --> 00:12:44,730 در آنجا با رسول خدا صلی الله علیه و آله شهادت داد 218 00:12:44,730 --> 00:12:47,730 او و پسر و برادرش بدر 219 00:12:47,730 --> 00:12:50,730 در صحن آن صادق ترین و شریف ترین بلا را انجام دادند 220 00:12:50,730 --> 00:12:55,730 حقوق خدا و رسولش را ادا کردند 221 00:12:55,730 --> 00:13:00,820 آنها با مسلمانان پیروز از آن بیرون آمدند 222 00:13:00,820 --> 00:13:02,820 و فقط تعداد کمی است 223 00:13:02,820 --> 00:13:09,019 تا اینکه عثمان بن مادون بیمار شد و مرد 224 00:13:09,019 --> 00:13:14,019 هنگامی که خبر رحلت آن حضرت به رسول خدا صلی الله علیه و آله رسید 225 00:13:14,019 --> 00:13:18,049 نزد او رفت و روحش را غمگین کرد 226 00:13:18,049 --> 00:13:22,049 ملحفه را از روی پیشانی پاک و زیبایش برداشت 227 00:13:22,049 --> 00:13:23,049 بنابراین او آن را پذیرفت 228 00:13:23,049 --> 00:13:26,049 بعد دوباره به او تکیه می دهم 229 00:13:26,049 --> 00:13:28,049 بار دوم او را بوسید 230 00:13:28,049 --> 00:13:30,049 بعد برای بار سوم رویش گذاشتم 231 00:13:30,049 --> 00:13:32,049 او هم قبول کرد 232 00:13:32,049 --> 00:13:36,049 پس اشک پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم 233 00:13:36,049 --> 00:13:40,049 او بر چهره درخشان و نجیب او فرود می آید 234 00:13:40,049 --> 00:13:44,370 مسلمانانی که شرکت کردند از گریه او گریه کردند 235 00:13:44,370 --> 00:13:49,370 خداوند از صحابی بزرگ عثمان بن مادون راضی و خشنود باشد 236 00:13:49,370 --> 00:13:53,370 و او را در بلندترین آسمانها قرار ده و سرپناهش 237 00:13:53,370 --> 00:14:01,629 همسایگی خدا را بر همه همسایگان ترجیح داد 238 00:14:01,629 --> 00:14:05,629 ابن مدعون همسایگی خدا را بر همه همسایگی ترجیح داد