WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:03.000
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:15.699 --> 00:00:17.699
انجمن مواضع خشنود است

00:00:17.699 --> 00:00:21.699
تا تصاویری از زندگی صحابه را به شما تقدیم کنم

00:00:21.699 --> 00:00:24.699
نوشته عبدالرحمن رفعت الباشا

00:00:25.739 --> 00:00:26.739
خدا رحمتش کند

00:00:30.420 --> 00:00:34.490
عثمان بن مادون رضی الله عنه

00:00:51.259 --> 00:00:53.259
اعراب در دوران قبل از اسلام بودند

00:00:53.259 --> 00:00:57.259
می بینید، تمام زندگی در یک لیوان شراب است

00:00:57.259 --> 00:00:59.259
مشروب خواران از تب آن لذت می برند

00:00:59.259 --> 00:01:04.260
او یک غنایی بازیگوش است که طرفداران از زیبایی او لذت می برند

00:01:04.260 --> 00:01:07.260
یورش به پشت اسب های بی عیب و نقص

00:01:07.260 --> 00:01:13.260
مهاجمان آنچه را که خداوند از نظر خون و مال مردم حرام کرده است حلال می کنند

00:01:13.260 --> 00:01:18.329
اما عثمان بن مدعون از حکیمان عرب پیش از اسلام بود

00:01:18.329 --> 00:01:22.329
او معتقد بود که زندگی اهدافی بالاتر از آن دارد

00:01:22.329 --> 00:01:24.329
و اهداف، بله

00:01:24.329 --> 00:01:28.329
به همین دلیل خود را از نوشیدن مشروبات الکلی منع کرد

00:01:28.329 --> 00:01:30.329
طعم آن را نمی دانست

00:01:30.329 --> 00:01:33.329
وقتی از او در این باره سؤال شد، گفت:

00:01:33.329 --> 00:01:37.329
لعنت به تو، من چیزی می نوشم که از ذهنم خارج می شود

00:01:37.329 --> 00:01:40.329
و هر که زیر من است به من می خندد

00:01:40.329 --> 00:01:43.329
و مرا وادار می کند با هر کس که نمی خواهم همبستر شوم

00:01:43.329 --> 00:01:47.329
به خدا تا زنده ام طعم آن را نخواهم کرد

00:01:47.329 --> 00:01:51.519
زمانی که شبه جزیره عربستان از نور اسلام درخشید

00:01:51.519 --> 00:01:55.519
و خداوند پیامبرش صلی الله علیه و آله را فرستاد

00:01:55.519 --> 00:01:57.519
من دنبال راهنمایی و حقیقت هستم

00:01:57.519 --> 00:02:00.519
عثمان بن مادون یکی از آغاز کنندگان آن بود

00:02:00.519 --> 00:02:03.519
برای ورود به دین خدای متعال

00:02:03.519 --> 00:02:08.520
فقط 12 مرد در انجام این کار از او پیشی گرفتند

00:02:08.520 --> 00:02:11.710
و عثمان بن مادون اسلام آورد

00:02:11.710 --> 00:02:15.710
داستانی که عبدالله بن عباس رضی الله عنه روایت کرده است

00:02:15.710 --> 00:02:21.710
گفت در حالی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:02:21.710 --> 00:02:24.710
در حیاط خانه اش در مکه نشسته است

00:02:24.710 --> 00:02:28.710
هنگامی که عثمان بن مادون از کنار او گذشت، بی توجه به خدا

00:02:28.710 --> 00:02:30.710
یا رو به او کرد

00:02:30.710 --> 00:02:33.780
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به او فرمود

00:02:33.780 --> 00:02:36.780
با من نمی نشینی ابوالصائب؟

00:02:36.780 --> 00:02:38.780
یک ساعت صحبت می کنیم

00:02:38.780 --> 00:02:39.780
گفت بله

00:02:39.780 --> 00:02:41.780
سپس روبروی او نشست

00:02:41.780 --> 00:02:46.969
در حالی که با پیامبر صلی الله علیه و آله صحبت می کرد

00:02:46.969 --> 00:02:49.969
او را دید که به آسمان نگاه می کند

00:02:49.969 --> 00:02:53.969
نگاهش را برای مدتی به او خیره کرد

00:02:53.969 --> 00:02:58.000
بعد نگاهش را کم کم به زمین خم کرد

00:02:58.000 --> 00:03:00.000
تا اینکه ساکن شد

00:03:00.000 --> 00:03:04.000
سپس شروع به انحراف از همراه خود عثمان بن مادون کرد

00:03:04.000 --> 00:03:08.000
تا اینکه به جایی رسید که دید

00:03:08.000 --> 00:03:10.000
بعد شروع کرد به حرکت دادن سرش

00:03:10.000 --> 00:03:13.000
گویی در مورد چیزی که به او گفته می شود جویا می شود

00:03:13.000 --> 00:03:16.000
همه اینها عثمان بن مادون را ساخت

00:03:16.000 --> 00:03:19.000
به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می نگرد

00:03:19.000 --> 00:03:21.000
او از آنچه دید شگفت زده شد

00:03:21.000 --> 00:03:23.000
با کمال تعجب، چه اتفاقی افتاد

00:03:23.000 --> 00:03:27.259
هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ظهور کرد

00:03:27.259 --> 00:03:30.259
انگار همه چیزهایی را که به او گفته می شد فهمید

00:03:30.259 --> 00:03:34.259
نگاهش را کم کم به سمت آسمان بلند کرد

00:03:34.259 --> 00:03:37.259
گویی کسی را دنبال می کرد

00:03:37.259 --> 00:03:41.259
سپس نگاهش را به کسی که در آسمان ناپدید شده بود دوخت

00:03:41.259 --> 00:03:44.259
انگار حوصله اش سر رفته و با آن خداحافظی می کند

00:03:44.259 --> 00:03:47.379
سپس به عثمان بن مادون تبدیل شد

00:03:47.379 --> 00:03:49.379
با بینایی و بدنش

00:03:49.379 --> 00:03:51.379
همانطور که در ابتدا بود

00:03:51.379 --> 00:03:54.580
سپس عثمان بن مادون خیره شد

00:03:54.580 --> 00:03:59.580
با نگاه طولانی به چهره رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:03:59.580 --> 00:04:02.580
و گفت: ای محمد

00:04:02.580 --> 00:04:05.580
من قبلا خیلی با شما نشسته ام

00:04:05.580 --> 00:04:08.580
ندیدم کاری که امروز انجام دادی

00:04:08.580 --> 00:04:11.580
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند

00:04:11.580 --> 00:04:14.580
توجه کردی عثمان؟

00:04:14.580 --> 00:04:17.579
گفت بله متوجه شدم

00:04:17.579 --> 00:04:20.610
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند

00:04:20.610 --> 00:04:24.610
رسول خدا جبرئیل در حالی که من نشسته بودم نزد من آمد

00:04:24.610 --> 00:04:26.610
عثمان گفت

00:04:26.610 --> 00:04:28.610
رسول خدا می فرماید

00:04:28.610 --> 00:04:31.860
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند

00:04:31.860 --> 00:04:32.860
بله

00:04:32.860 --> 00:04:35.860
گفت کی بهت گفته؟

00:04:35.860 --> 00:04:39.060
گفت به من گفت

00:04:39.060 --> 00:04:45.060
خداوند به عدالت و احسان فرمان می دهد

00:04:45.060 --> 00:04:48.060
و دادن به یکی از اقوام

00:04:49.060 --> 00:04:57.060
از فحشا و منکر و زنا نهی می کند

00:04:57.060 --> 00:05:01.180
او از شما محافظت می کند تا یادتان باشد

00:05:01.180 --> 00:05:04.779
عثمان گفت

00:05:04.779 --> 00:05:06.779
به عدالت و احسان فرمان می دهد

00:05:06.779 --> 00:05:08.779
و دادن به یکی از اقوام

00:05:08.779 --> 00:05:11.779
از فحشا و منکر و زنا نهی می کند

00:05:11.779 --> 00:05:14.779
بله، آنچه او برای شما آورده است

00:05:14.779 --> 00:05:16.779
به درگاه خیر فرمان داد

00:05:16.779 --> 00:05:19.779
همه ریشه های بدی را نهی کرد

00:05:19.779 --> 00:05:22.040
عثمان گفت

00:05:22.040 --> 00:05:24.040
به زودی آنچه را از او شنیده بودم نشنیده بودم

00:05:24.040 --> 00:05:27.040
تا اینکه ایمان در دلم نشست

00:05:27.040 --> 00:05:30.040
و محمد صلی الله علیه و آله و سلم

00:05:30.040 --> 00:05:33.040
من خودم را بیشتر از خودم و فرزندانم دوست دارم

00:05:33.040 --> 00:05:36.040
سپس تسلیم پروردگار جهانیان شدم

00:05:36.040 --> 00:05:38.040
ابن الصائب با من اسلام آورد

00:05:38.040 --> 00:05:41.040
و برادرانم قدامه و عبدالله

00:05:41.040 --> 00:05:44.230
قریش در ابتدا آن را انکار نکردند

00:05:44.230 --> 00:05:46.230
مسلمانان باید مسلمان شوند

00:05:46.230 --> 00:05:50.230
اگر محمد را در حال عبور می دید، دیگر کاری نمی کرد

00:05:50.230 --> 00:05:52.230
با کنایه می گوید

00:05:52.230 --> 00:05:56.230
پسر بنی هاشم از بهشت سخن می گوید

00:05:56.230 --> 00:05:59.230
و از آن وحی به او نازل می شود

00:05:59.230 --> 00:06:02.329
وقتی از پیامبر صلی الله علیه و آله انتقاد کرد

00:06:02.329 --> 00:06:06.329
خدایانشان را که به جای خدا می پرستیدند

00:06:06.329 --> 00:06:10.329
وی از هلاکت پدرانشان که کافر مردند یاد کرد

00:06:10.329 --> 00:06:13.329
خیلی عصبانی شدند

00:06:13.329 --> 00:06:16.329
بر رسول خدا صلی الله علیه و آله آتش افروختند

00:06:16.329 --> 00:06:20.329
و یارانش آتش دشمنی و کینه هستند

00:06:20.329 --> 00:06:24.329
پس هر قبیله ای در مقابل مسلمانان درون خود ایستادگی کردند

00:06:24.329 --> 00:06:27.329
و او شروع کرد به سختی کار آنها را بر دوش می کشد

00:06:27.329 --> 00:06:30.329
بدن آنها را با شلاق می زنند

00:06:30.329 --> 00:06:32.329
و بدنشان در آتش سوخته است

00:06:32.329 --> 00:06:36.329
و آنها را در ماه رمضان مکه بر روی شن های سوزان بیندازید

00:06:36.329 --> 00:06:38.329
تا آنها را از دین خود دور کنند

00:06:38.329 --> 00:06:41.329
و رسول صلی الله علیه و آله و سلم

00:06:41.329 --> 00:06:44.329
او به چشم خود می بیند که چه بر سر دوستانش می آید

00:06:44.329 --> 00:06:47.329
دلش از غم آنها می شکند

00:06:47.329 --> 00:06:49.329
متاسفم برای رنجی که می کشند

00:06:49.329 --> 00:06:52.329
او چاره ای ندارد جز اینکه به آنها بگوید

00:06:52.329 --> 00:06:56.329
شکیبا باش، صبر پیشه کن که قرار تو بهشت است

00:06:56.329 --> 00:07:01.740
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله اذن فرمود

00:07:01.740 --> 00:07:04.740
یارانش به حبشه مهاجرت کردند

00:07:04.740 --> 00:07:07.740
گروهی از مؤمنان به آن سفر کردند

00:07:07.740 --> 00:07:10.740
پشت سر گذاشتن خانواده و کشورشان

00:07:10.740 --> 00:07:13.740
خداحافظی با قبیله و محل سکونت

00:07:13.740 --> 00:07:16.810
فرار از دین خود به خدا

00:07:16.810 --> 00:07:18.810
او در خط مقدم مهاجران قرار داشت

00:07:18.810 --> 00:07:20.810
عثمان بن مادون

00:07:20.810 --> 00:07:22.810
و پسر و دو برادرش

00:07:22.810 --> 00:07:27.100
چندی پیش مسلمانان به حبشه مهاجرت کردند

00:07:27.100 --> 00:07:30.100
تا اینکه خبر جعلی به آنها رسید

00:07:30.100 --> 00:07:34.100
اکثر قریش دین خدا را پذیرفته اند

00:07:34.100 --> 00:07:39.100
و به آنچه بر محمد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نازل شده ایمان آوردند.

00:07:39.100 --> 00:07:42.100
بسیاری از آنها به مکه بازگشتند

00:07:42.100 --> 00:07:46.100
آنها نمی دانند سرنوشت چه چیزی برای آنها در نظر گرفته است

00:07:46.100 --> 00:07:51.129
در میان بازگشت کنندگان عثمان بن مادون بود

00:07:51.129 --> 00:07:54.160
همین که پا به سرزمین مکه گذاشتند

00:07:54.160 --> 00:08:00.160
تا این که قریش با همان شکنجه و آزاری که از آنها شده بود پذیرایی کردند

00:08:00.160 --> 00:08:04.160
و بیش از آن که تحمل کنند، به آنها آسیب و آسیب رساندی

00:08:05.160 --> 00:08:09.160
سپس عثمان بن مدعون وارد محله الولید بن المغیره شد

00:08:09.160 --> 00:08:13.160
سید بنی مخزوم و بزرگترین پیشوای قریش

00:08:13.160 --> 00:08:16.160
و پدر سیف الله خالد است

00:08:16.160 --> 00:08:21.160
او با او پیوندهای قدیمی و باستانی داشت

00:08:21.160 --> 00:08:25.379
عثمان بن مادون در پناه ولید بن المغیره زندگی می کرد

00:08:25.379 --> 00:08:30.379
او در همسایگی خود نهایت آرامش و امنیت را پیدا کرد که آرزویش را داشت

00:08:30.379 --> 00:08:34.379
اما او هرگز کسی را با این محافظت ندیده بود

00:08:34.379 --> 00:08:38.379
زندگی آرام و امن او او را پریشان می کرد

00:08:38.379 --> 00:08:42.379
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:08:42.379 --> 00:08:45.379
به همان اندازه که از قریش رنج می برد، به او آسیب می رسد

00:08:45.379 --> 00:08:49.379
و برادران خدایش به همان اندازه که از ظلم و ستم رنج می برند، رنج می برند

00:08:49.379 --> 00:08:54.379
که باعث شد او خود را به خودخواهی، بزدلی و ضعف ایمان متهم کند

00:08:54.379 --> 00:08:59.379
و او بر آتش آرام شکنجه وجدان در نوسان است

00:08:59.379 --> 00:09:04.639
بگذارید صحبت از این بحران روانی را به عثمان بن مادون بسپاریم

00:09:04.639 --> 00:09:11.639
آنجا که فرمود: «هنگامی که اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را در آن مصیبت دیدم».

00:09:11.639 --> 00:09:16.639
از الولید بن المغیره به سلامت می روم و می روم

00:09:16.639 --> 00:09:20.639
با خود گفتم: لعنت بر تو ای ابن مدعون.

00:09:20.639 --> 00:09:25.639
در کنار یک مرد مشرک، امن و امان زندگی می کنید

00:09:25.639 --> 00:09:33.639
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و یارانش به مصیبت ها و آسیب هایی نزد خداوند برمی خورند که به شما نمی رسد.

00:09:33.639 --> 00:09:39.639
این یک نقص بزرگ در شما و یک ضعف جدی در ایمان شما است

00:09:39.639 --> 00:09:43.899
سپس به سوی ولید بن مغیره رفتم و به او گفتم

00:09:43.899 --> 00:09:48.899
اى ابوعبدشمس، تو به وظيفه خود در قبال من عمل كردى

00:09:48.899 --> 00:09:51.899
امنیت و امنیت را در پدرشوهرت یافتی

00:09:51.899 --> 00:09:55.899
اما من می خواهم محبت شما را به شما برگردانم

00:09:55.899 --> 00:10:02.019
گفت: چرا برادرزاده ام، شاید یکی از قوم من به تو بدی کرده باشد؟

00:10:02.019 --> 00:10:07.019
گفتم نه، اما همسایگی خدا را بر همه همسایگی ها ترجیح دادم

00:10:07.019 --> 00:10:11.019
من نمی خواهم از شخص دیگری کمک بگیرم

00:10:11.019 --> 00:10:16.019
فرمود: اگر لازم است با من به مسجد برو

00:10:16.019 --> 00:10:20.019
او در برابر جمعی از قریش به همسایگانم گفت

00:10:20.019 --> 00:10:23.019
من هم به گروهی از آنها پاداش دادم

00:10:23.019 --> 00:10:26.059
پس راه افتادیم تا به مسجد رسیدیم

00:10:26.059 --> 00:10:31.059
ولید گفت: ای قوم من این عثمان بن مدعون است.

00:10:31.059 --> 00:10:35.059
اومد کنارم جوابمو بده گفتم راست میگه

00:10:35.059 --> 00:10:39.059
او را وفادار و سخاوتمند یافتم

00:10:39.059 --> 00:10:42.059
اما من می خواستم از کسی جز خدا پناه ندهم

00:10:42.059 --> 00:10:45.379
در کنارش به او پاسخ دادم

00:10:45.379 --> 00:10:47.379
عثمان بن مادون گفت

00:10:47.379 --> 00:10:50.379
سپس رفتم و از جمعی از قریش گذشتم

00:10:50.379 --> 00:10:53.379
با میانجیگری لبید الشاعر

00:10:53.379 --> 00:10:57.379
او مردم را به خواندن چند شعرش شروع کرد و مردم گوش دادند

00:10:57.379 --> 00:10:59.379
لاپید گفت

00:10:59.379 --> 00:11:03.379
همه چیز جز خدا باطل است

00:11:03.379 --> 00:11:05.379
پس گفتم حق با شماست

00:11:05.379 --> 00:11:07.379
بنابراین من از آنچه او می گوید پیروی می کنم

00:11:07.379 --> 00:11:10.379
هر سعادتی ناگزیر از بین خواهد رفت

00:11:10.379 --> 00:11:12.379
پس گفتم دروغ گفتم

00:11:12.379 --> 00:11:15.379
سعادت بهشت هرگز محو نمی شود

00:11:15.379 --> 00:11:19.379
پس آخرین کلمه این کلمه را بیرون کشید و گفت

00:11:19.379 --> 00:11:21.379
ای مردم قریش!

00:11:21.379 --> 00:11:24.379
به خدا سوگند به رفیق شما آسیبی نمی رساند

00:11:24.379 --> 00:11:27.379
چه زمانی این اتفاق برای شما افتاد؟

00:11:27.379 --> 00:11:29.379
مردی از مردم گفت

00:11:29.379 --> 00:11:31.379
این مرد احمقی است

00:11:31.379 --> 00:11:33.379
از یک گروه احمق

00:11:33.379 --> 00:11:36.379
آنها خدایان ما را رد کرده و دین ما را رها کرده اند

00:11:36.379 --> 00:11:39.379
اجازه ندهید اظهارات او شما را عصبانی کند

00:11:39.379 --> 00:11:43.379
نزدیک مردی رفتم که درباره ما و دین ما چه گفت

00:11:43.379 --> 00:11:45.379
با او معاشقه کردم

00:11:45.379 --> 00:11:48.379
ضربه ای به من زد که باعث اشک شدن چشمانم شد

00:11:48.379 --> 00:11:50.379
من دیگر آن را نمی بینم

00:11:50.379 --> 00:11:54.379
ولید بن مغیره به من نزدیک بود

00:11:54.379 --> 00:11:56.379
رو به من کرد و گفت

00:11:56.379 --> 00:11:58.379
چشمانت برادرزاده من

00:11:58.379 --> 00:12:02.379
به خدا سوگند او از آنچه بر او گذشت ثروتمند بود

00:12:02.379 --> 00:12:03.379
پس گفتم

00:12:03.379 --> 00:12:04.379
راستی قسم می خورم

00:12:04.379 --> 00:12:10.470
چشم راستم به خاطر خدا محتاج اتفاقی است که برای خواهرش آمده است

00:12:10.470 --> 00:12:11.470
و او گفت

00:12:11.470 --> 00:12:13.470
آیا شما مادر پسر برادر من هستید؟

00:12:13.470 --> 00:12:15.470
اگه خواستی بیا پیش من

00:12:15.470 --> 00:12:17.470
پس گفتم

00:12:17.470 --> 00:12:21.730
من فقط به خدای متعال نیستم

00:12:21.730 --> 00:12:23.730
از آن روز

00:12:23.730 --> 00:12:28.730
آزار مشرکان بر عثمان بن مدعون شدت گرفت و شدید شد

00:12:28.730 --> 00:12:33.730
او و خانواده اش هدف کینه توزی و سرکوب قریش شدند

00:12:33.730 --> 00:12:38.730
چه چیزی باعث شد که او در صف اول مهاجران به مدینه قرار گیرد؟

00:12:38.730 --> 00:12:40.730
و آنجا

00:12:40.730 --> 00:12:44.730
در آنجا با رسول خدا صلی الله علیه و آله شهادت داد

00:12:44.730 --> 00:12:47.730
او و پسر و برادرش بدر

00:12:47.730 --> 00:12:50.730
در صحن آن صادق ترین و شریف ترین بلا را انجام دادند

00:12:50.730 --> 00:12:55.730
حقوق خدا و رسولش را ادا کردند

00:12:55.730 --> 00:13:00.820
آنها با مسلمانان پیروز از آن بیرون آمدند

00:13:00.820 --> 00:13:02.820
و فقط تعداد کمی است

00:13:02.820 --> 00:13:09.019
تا اینکه عثمان بن مادون بیمار شد و مرد

00:13:09.019 --> 00:13:14.019
هنگامی که خبر رحلت آن حضرت به رسول خدا صلی الله علیه و آله رسید

00:13:14.019 --> 00:13:18.049
نزد او رفت و روحش را غمگین کرد

00:13:18.049 --> 00:13:22.049
ملحفه را از روی پیشانی پاک و زیبایش برداشت

00:13:22.049 --> 00:13:23.049
بنابراین او آن را پذیرفت

00:13:23.049 --> 00:13:26.049
بعد دوباره به او تکیه می دهم

00:13:26.049 --> 00:13:28.049
بار دوم او را بوسید

00:13:28.049 --> 00:13:30.049
بعد برای بار سوم رویش گذاشتم

00:13:30.049 --> 00:13:32.049
او هم قبول کرد

00:13:32.049 --> 00:13:36.049
پس اشک پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم

00:13:36.049 --> 00:13:40.049
او بر چهره درخشان و نجیب او فرود می آید

00:13:40.049 --> 00:13:44.370
مسلمانانی که شرکت کردند از گریه او گریه کردند

00:13:44.370 --> 00:13:49.370
خداوند از صحابی بزرگ عثمان بن مادون راضی و خشنود باشد

00:13:49.370 --> 00:13:53.370
و او را در بلندترین آسمانها قرار ده و سرپناهش

00:13:53.370 --> 00:14:01.629
همسایگی خدا را بر همه همسایگان ترجیح داد

00:14:01.629 --> 00:14:05.629
ابن مدعون همسایگی خدا را بر همه همسایگی ترجیح داد
