بسم الله الرحمن الرحیم داستان عثمان رضی الله عنه سخنرانی کرد و گفت به خدا سوگند در سفر و منزل با رسول خدا صلی الله علیه و آله همراه بودیم او بیماران ما را برمی گرداند، تشییع جنازه ما را دنبال می کرد و با ما یورش می برد او با کم و زیاد ما را دلداری می دهد مردم من را از آن آگاه می کنند، شاید هیچ یک از آنها هرگز آن را ندیده باشند کشتی حرکت من شما را مستقیماً به عمق داستان و هسته اصلی رمان می برم من با شما از کوه های مکه و تجارت شام شروع نمی کنم من در خانه های بنی سعد و الابوه نخواهم بود من به دنباله وقایع، دشمنی ابولهب و همراهی با ابوبکر نمی پردازم. نه، من با تو به آنجا هجرت خواهم کرد، بسیار دور از میان کوبیدن امواج، غم های بیگانگی، و مفاصل تاریخ از حبشه آغاز سفر خود را با شما اعلام می کنم