WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:03.000
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:15.580 --> 00:00:17.579
انجمن مواضع خشنود است

00:00:17.579 --> 00:00:21.579
تا تصاویری از زندگی صحابه را به شما تقدیم کنم

00:00:21.579 --> 00:00:25.579
اید الرحمن رفاه الپاشا

00:00:25.579 --> 00:00:26.609
خدا رحمتش کند

00:00:26.609 --> 00:00:31.839
جلیبیب

00:00:36.750 --> 00:00:38.750
هر که رهبری کند و حمایت نکند

00:00:38.750 --> 00:00:45.869
غوطه ور شدن انسان در قوانین و کنش مبهم

00:00:45.869 --> 00:00:50.210
نه، ما راضی نیستیم

00:00:50.210 --> 00:00:55.210
روزی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به مدینه هجرت کردند، جولیب بود.

00:00:55.210 --> 00:01:01.210
پسری جوان، فقط کمی بیشتر از ده سال سن دارد

00:01:01.210 --> 00:01:07.209
همین که چشمان ریزش با مری رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم سرمه رنگ شد.

00:01:07.209 --> 00:01:10.209
تا اینکه در آندوسپرم قلبش مستقر شد

00:01:10.209 --> 00:01:12.209
و دلش مشتاق عشقش بود

00:01:12.209 --> 00:01:17.209
همراهانش را با دختران خردسالش مشغول کرد

00:01:17.209 --> 00:01:20.209
از کسانی که او لذت می برد و آنها با او لذت می بردند

00:01:20.209 --> 00:01:24.209
جليبيب در آن زمان خانواده و پولي نداشت

00:01:24.209 --> 00:01:30.209
پس مسجد النبی صلی الله علیه و آله و سلم را برای خود جای گرفت

00:01:30.209 --> 00:01:33.209
او از اهل سفاح خوش آمد و بیگانه است

00:01:33.209 --> 00:01:39.209
آنان را از غذایی که به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می دادند، آگاه می کرد

00:01:39.209 --> 00:01:43.340
و آنچه که شخص نیکوکار به آنها صدقه می دهد

00:01:43.340 --> 00:01:47.340
جلایب سبک دل و شوخ طبع بود

00:01:47.340 --> 00:01:49.340
یک آلفای آشنا

00:01:49.340 --> 00:01:52.340
صبح ها به خانه های انصار در یثرب می رفت

00:01:52.340 --> 00:01:55.340
آنچه از جانب او لذت می برند در آن می پراکند

00:01:55.340 --> 00:01:59.340
با نمکی که به آنها می دهد فضای آنها را معطر می کند

00:01:59.340 --> 00:02:02.340
هیچ دری بدون او بسته نمی شد

00:02:02.340 --> 00:02:04.340
هیچ زنی نباید با او متواضع باشد

00:02:04.340 --> 00:02:08.340
چون جوان بود و هنوز به آرزو نرسیده بود

00:02:08.340 --> 00:02:12.430
سپس جليبيب بزرگ شد و به سن مردان رسيد

00:02:12.430 --> 00:02:16.430
شوهران شروع به هشدار به زنان و دختران خود کردند

00:02:16.430 --> 00:02:20.430
تا اینکه جولیب دیگر مثل سابق جوان نبود

00:02:20.430 --> 00:02:23.430
و آنها باید از او پنهان شوند

00:02:23.430 --> 00:02:28.430
و نباید اجازه داد که مانند گذشته بر آنها وارد شود

00:02:28.430 --> 00:02:29.620
و یک روز

00:02:29.620 --> 00:02:30.620
یک روز

00:02:30.620 --> 00:02:34.620
رسول خدا صلى الله عليه و آله به جليبيب فرمود

00:02:34.620 --> 00:02:37.620
مگه ازدواج نمیکنی جلیبی؟

00:02:37.620 --> 00:02:41.620
گفت: ای رسول خدا چه کسی با من ازدواج می کند؟

00:02:41.620 --> 00:02:46.620
من جوان فقیری هستم که نه پولی دارم و نه دوستی

00:02:46.620 --> 00:02:49.620
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند

00:02:49.620 --> 00:02:52.620
می خواهم همسر خوبی باشی

00:02:52.620 --> 00:02:56.620
این خداوند متعال است که شما را از فضل خود بی نیاز می کند

00:02:56.620 --> 00:03:00.620
رسم اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله بود

00:03:00.620 --> 00:03:04.620
اگر دختر داشته باشند می خواهند با او ازدواج کنند

00:03:04.620 --> 00:03:07.620
یا هر زنی که شوهرش فوت کرده باشد

00:03:07.620 --> 00:03:09.620
نه اینکه با کسی ازدواج کنه

00:03:09.620 --> 00:03:14.620
تا اینکه آن را به رسول خدا صلی الله علیه و آله عرضه می کنند

00:03:14.620 --> 00:03:18.819
تا بدانند آیا او نیازی به آن دارد یا نه

00:03:18.819 --> 00:03:23.819
دورانی می گذرد که هیچ زنی بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم عرضه نمی شد

00:03:23.819 --> 00:03:25.819
مناسب برای جلبیب

00:03:25.819 --> 00:03:27.819
وقتی که سرعت او را کند کرد

00:03:27.819 --> 00:03:30.819
نزد مردی از انصار رفت و گفت

00:03:30.819 --> 00:03:34.819
ای فلانی، دخترت من را به عقد فلانی درآورد

00:03:34.819 --> 00:03:37.819
مرد از شنیدن و گفتارش پر از شادی شد

00:03:37.819 --> 00:03:41.819
آری یا رسول الله آری و یک نعمت

00:03:41.819 --> 00:03:45.819
من به تو ارجمندتر و نیرومندترم یا رسول الله

00:03:45.819 --> 00:03:48.819
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به او فرمود

00:03:48.819 --> 00:03:51.819
من آن را برای خودم نمی خواهم

00:03:51.819 --> 00:03:53.819
پس مرد آرام گرفت و گفت

00:03:53.819 --> 00:03:56.819
ای رسول خدا برای کی می خواهی؟

00:03:56.819 --> 00:03:59.819
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند

00:03:59.819 --> 00:04:01.819
برای جلیبب

00:04:01.819 --> 00:04:06.819
انسانی که روی صورت مرد پخش می شد عصبانی شد و گفت

00:04:06.819 --> 00:04:10.819
منتظر من باش ای رسول خدا تا با مادرش مشورت کنم

00:04:10.819 --> 00:04:14.819
من نمی خواهم بدون او در مورد چنین چیزی تصمیم بگیرم

00:04:14.819 --> 00:04:19.879
مرد غمگین و غمگین به خانه رفت

00:04:19.879 --> 00:04:22.879
او با اطمینان می دانست

00:04:22.879 --> 00:04:27.879
که زنش مرد جوانی مثل جلیبی، شوهر دخترش را نمی پذیرد

00:04:27.879 --> 00:04:29.879
و در همان زمان بود

00:04:29.879 --> 00:04:31.879
هرگز خود را اغراق نکنید

00:04:31.879 --> 00:04:35.879
که رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم ناامید جواب می دهد

00:04:35.879 --> 00:04:38.879
هر چقدر هم که درخواستش عزیز باشد

00:04:38.879 --> 00:04:40.879
وقتی به خانه رسید

00:04:40.879 --> 00:04:42.879
به همسرش زنگ زد و گفت

00:04:42.879 --> 00:04:44.879
ای مادر فلانی

00:04:44.879 --> 00:04:46.879
پس نزد او رفت و گفت:

00:04:46.879 --> 00:04:48.879
در اینجا شما بروید

00:04:48.879 --> 00:04:53.879
رسول خدا صلی الله علیه و آله با دخترت نامزد کرده است

00:04:53.879 --> 00:04:54.879
و او گفت

00:04:54.879 --> 00:04:55.879
دخترم

00:04:55.879 --> 00:04:59.879
رسول خدا صلی الله علیه و آله از دخترم خواستگاری می کند

00:04:59.879 --> 00:05:01.879
او چقدر خوشحال است

00:05:01.879 --> 00:05:05.879
به حضور رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم خوش آمدید

00:05:05.879 --> 00:05:06.879
به او خوش آمدید

00:05:06.879 --> 00:05:10.879
بله ما با رسول خدا صلی الله علیه و آله ازدواج می کنیم

00:05:10.879 --> 00:05:13.879
آیا افتخاری بالاتر از این وجود دارد؟

00:05:13.879 --> 00:05:16.879
مرد حرف او را قطع کرد و گفت

00:05:16.879 --> 00:05:19.279
اما او او را برای خودش نمی‌خواهد

00:05:19.759 --> 00:05:22.519
زن آرام شد و با ناامیدی گفت

00:05:23.079 --> 00:05:24.879
پس کی می خواهد؟

00:05:25.399 --> 00:05:27.399
به جلیبب گفت

00:05:28.120 --> 00:05:30.120
به جلیبب گفت

00:05:30.600 --> 00:05:34.120
نه به خاطر خدا او را به عقد جلیبیب در نمی آورم

00:05:34.759 --> 00:05:35.800
مرد گفت

00:05:36.360 --> 00:05:40.199
به رسول خدا صلی الله علیه و آله چه بگویم؟

00:05:40.720 --> 00:05:43.279
گفت: هر چه می خواهی به او بگو.

00:05:43.879 --> 00:05:46.360
هر بهانه ای که می توانید به او بدهید

00:05:47.000 --> 00:05:51.879
من کسی نیستم که جولیبی را به عنوان شوهر دختر یا دامادش بپذیرم

00:05:52.829 --> 00:05:54.910
گفتگوی بین همسران داغ شد

00:05:55.230 --> 00:05:56.750
صدایشان بلند شد

00:05:57.470 --> 00:06:00.230
شوهر از همسرش دلجویی و دلجویی می کند

00:06:00.709 --> 00:06:03.589
زن به شوهرش سخت می گیرد و اصرار می کند

00:06:04.350 --> 00:06:06.110
وقتی از متقاعد کردن او ناامید شد

00:06:06.589 --> 00:06:12.310
تصمیم گرفتند نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله بروند تا آن حضرت را از این تصمیم آگاه کنند.

00:06:12.990 --> 00:06:14.870
دخترشان نزد او آمد

00:06:15.430 --> 00:06:19.430
او گوشه هایی از مکالمه بین آنها را شنیده بود

00:06:19.870 --> 00:06:22.470
گفت: چه کسی مرا از تو خواستگاری کرد؟

00:06:23.269 --> 00:06:24.149
مادر گفت

00:06:24.790 --> 00:06:28.269
پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم تو را به نامزدی با جولیبیب کرد

00:06:28.870 --> 00:06:30.990
من از ازدواج تو با او خودداری کردم

00:06:31.750 --> 00:06:35.189
دختری به جوانی و زیبایی مثل تو و همین برای تو کافی است

00:06:35.790 --> 00:06:37.829
شایسته سخاوتمندترین شوهران

00:06:38.750 --> 00:06:39.750
دختر گفت

00:06:40.389 --> 00:06:41.149
و او حکومت می کند

00:06:41.550 --> 00:06:45.389
آیا رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را اجابت می کنید؟

00:06:45.990 --> 00:06:51.189
به خدا سوگند من کسی نیستم که درخواست رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را رد کنم.

00:06:51.829 --> 00:06:55.430
درخواست رسول خدا صلی الله علیه و آله را اجابت کنید

00:06:55.990 --> 00:06:58.910
پیامبر به مؤمنان نزدیکتر است تا آنها به خودشان

00:06:59.470 --> 00:07:00.990
جلیبیب را به من دادند

00:07:01.509 --> 00:07:04.589
ایمان داشته باش که خدا هرگز مرا ضایع نخواهد کرد

00:07:05.389 --> 00:07:07.189
مادر با اکراه ساکت ماند

00:07:08.029 --> 00:07:12.110
پدر نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت و فرمود

00:07:12.750 --> 00:07:15.029
تو و هر چه خواهی ای رسول خدا

00:07:15.910 --> 00:07:17.829
شوهر دخترمان اهل جلیب است

00:07:18.779 --> 00:07:22.579
پس اسرار رسول خدا صلی الله علیه و آله راحت شد

00:07:23.060 --> 00:07:24.860
دختر را صدا زد و گفت:

00:07:25.660 --> 00:07:28.060
خدایا بهش بریز

00:07:28.620 --> 00:07:30.779
و او را اینگونه زندگی نکن

00:07:31.420 --> 00:07:33.180
شوهرش اهل جلیب است

00:07:34.220 --> 00:07:38.819
فقط چند روز از خوشحالی جلیبیب با عروسش گذشته بود

00:07:39.420 --> 00:07:42.819
تا اینکه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم دعا کرد

00:07:42.819 --> 00:07:46.339
مردم برای رضای خدا با او می جنگند

00:07:46.980 --> 00:07:52.300
پس جليبيب پيشقدم شد تا به دعوت پيامبر صلي الله عليه و آله پاسخ دهد.

00:07:52.740 --> 00:07:53.860
خودش را آماده کرد

00:07:54.379 --> 00:07:55.660
با عروسش خداحافظی کرد

00:07:56.180 --> 00:08:00.379
در معیت رسول اعظم صلی الله علیه و آله و سلم ادامه داد

00:08:01.250 --> 00:08:05.610
هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله غزوه خود را به پایان رساند

00:08:06.089 --> 00:08:08.170
خداوند او را پیروز گرداند

00:08:08.810 --> 00:08:09.889
به دوستانش گفت

00:08:10.490 --> 00:08:12.129
دلت برای کسی تنگ شده؟

00:08:12.769 --> 00:08:14.569
گفتند: نه یا رسول الله

00:08:15.250 --> 00:08:17.290
فرمود صلی الله علیه و آله و سلم

00:08:17.850 --> 00:08:20.009
اما من جلیبب را از دست می دهم

00:08:20.410 --> 00:08:21.170
پس به دنبال او باش

00:08:21.689 --> 00:08:25.769
سپس اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله قطع شدند.

00:08:26.209 --> 00:08:29.129
جليبيب را در ميدان جنگ جستجو مي كنند

00:08:29.689 --> 00:08:33.289
سپس هفت مشرک را با شمشیر کشت

00:08:33.889 --> 00:08:36.090
سپس در کنار آنها افتاد

00:08:36.370 --> 00:08:38.330
او بدون برنامه ریزی جلو می آید

00:08:39.129 --> 00:08:43.090
پس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله بازگشتند و گفتند

00:08:43.649 --> 00:08:48.730
اینجا بود، جلیبیب، در کنار هفت نفر که او را کشت و سپس کشته شد

00:08:49.409 --> 00:08:52.490
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله به سوی او قیام کرد

00:08:52.970 --> 00:08:54.889
بالای سرش ایستاد و گفت

00:08:55.409 --> 00:08:57.929
هفت نفر را کشت و بعد او را کشتند

00:08:58.409 --> 00:09:00.250
این از من است و من از او هستم

00:09:00.730 --> 00:09:02.690
این از من است و من از او هستم

00:09:03.289 --> 00:09:07.129
سپس حضرت صلی الله علیه و آله دستور داد برای او قبری حفر کنند

00:09:07.730 --> 00:09:09.649
وقتی حفر قبر را تمام کردند

00:09:10.210 --> 00:09:13.850
بزرگترین پیامبر صلی الله علیه و آله بر او قیام کرد

00:09:14.250 --> 00:09:16.009
او را روی بازوهایش حمل کرد

00:09:16.610 --> 00:09:19.610
و آن را با دستان شریفش در آرامگاه خود قرار داد

00:09:19.970 --> 00:09:21.730
و خاک بر سرش ریخت

00:09:22.879 --> 00:09:25.480
زمانی که دوران انتظار همسر جعلیب به پایان رسید

00:09:26.039 --> 00:09:30.320
علاقه زیادی وجود داشت که مردم برای خودشان از او خواستگاری کنند

00:09:30.840 --> 00:09:36.240
تا آنجا که هیچ یک از انصار خوش بیانتر و مشتاقتر از او نبود

00:09:37.000 --> 00:09:41.279
مردم می دانستند که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:09:41.679 --> 00:09:42.879
خدا او را صدا کرده بود

00:09:43.279 --> 00:09:45.519
باشد که خیر بر او جاری شود

00:09:45.960 --> 00:09:48.399
و نه اینکه زندگی اش را اینگونه بسازد

00:09:52.059 --> 00:09:55.419
جلیبیب از من است و من از او هستم

00:09:55.700 --> 00:09:57.779
محمد رسول خداست

00:09:58.620 --> 00:10:01.019
با محمد و یارانش

00:10:01.340 --> 00:10:03.860
می گوت ساختمان کرست

00:10:04.100 --> 00:10:06.419
ای شعر لطفا کمکم کنید

00:10:06.700 --> 00:10:08.980
آیا در مدح آنها بیشتر است؟
