خلاصه مفاهیم اهل سنت اعتدال در دکترین اولاً، ایمان مسلمانان حد وسطی است بین آنچه یهودیان معتقدند و آنچه مسیحیان در بسیاری از مسائل به آن اعتقاد دارند اولاً مسلمانان به پیامبران ایمان آوردند، آنان را گرامی داشتند، به آنان احترام می‌گذاشتند و آنان را بدون عبادت و گرفتن آنها دوست می‌داشتند، و صالحان را همچون خداوندانی غیر از خدا، مانند مسیحیان، دوست می‌داشتند. و نه محروم ساختن آنان از آن چنان که یهودیان پیامبران را فریب دادند و تکذیب کردند و آنان را کشتند و فرمان دهندگان عدالت را در میان مردم کشتند. ثانیاً مسلمانان بین حلال و حرام واسطه می شوند، پس آنچه را که خداوند حلال کرده حلال می کنند و حرام را حرام می کنند. و اما یهود، خداوند نسخ در وجوب را نهی کرد و به سبب ظلم آنان، خوبی ها بر آنان حرام شد. همان گونه که خداوند متعال فرموده است: ما به خاطر ظلم و ستم یهودیان، چیزهای پاکیزه ای را که بر آنان حلال بود، بر آنان حرام کردیم و بسیار از راه خدا روی گردانیدند. و اما مسیحیان، حضرت عیسی علیه السلام برخی از حرامات بنی اسرائیل را به الهام خداوند بر آنان حلال کرد. پس زیاده روی کردند و بسیاری از حرام ها را در اطاعت از ربّان و راهبان خود حلال کردند، چنانکه خداوند متعال درباره آنها فرموده است و حرام خدا را حرام نمی کنند. گفت: آنها خاخام ها و راهبان خود را غیر خدا ربانی گرفته اند. مسلمانان در اسماء و صفات خداوند متعال، پروردگار خود را به آنچه که خود را به آن وصف کرده و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم او را به آن وصف کرده است، توصیف کردند. خداوند متعال را به مخلوقش تشبیه نکردند و صفات او را انکار نکردند، منزه است، در حالی که یهودیان آنچه را که از جانب خدا سزاوارشان است به آنان تشبیه کردند. خدا را به مخلوقش تشبیه کرد و او را با فقر و بار دست و خستگی و بطالت توصیف کرد. خداوند از آنچه می گویند برتر است. مسیحیان مخلوق را به خالق و معبود او حضرت عیسی علیه السلام تشبیه کردند و به او آفرینش و رزق و بخشش را نسبت دادند. ثانیاً، همانطور که ایمان مسلمان حد وسطی است بین آنچه یهودیان معتقدند و مسیحیان مسلمانان اهل سنت و جماعت از نظر اعتقادی میان فرقه های گمراه در اسلام هستند. اولاً اهل سنت و جماعت در اسماء و صفات خداوند میان صفات معیوب و منکر و مشکوک هستند که با خلقت او به خداوند متعال شباهت دارند. آنها خداوند متعال را با همان توصیفی که از خود و آنچه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم او را بدون تأخیر و مقایسه و شرط و تأویل و تحریف توصیف کرده است توصیف می کنند. ثانیاً اهل سنت در باب تقدیر و اراده، حد واسط بین قدریه و منکرات تقدیر هستند که می گویند خداوند چیزها را قبل از وقوع نمی داند. یا قدر بدی را نمی داند و یا منکر اراده خداوند و خلقت او از اعمال بندگان است. جبریه کسانی هستند که منکر انتخاب و اراده بنده هستند، اهل سنت، حد وسط این دو افراط هستند، زیرا به اراده و اراده کامل خداوند معتقدند. و او سبحان و سبحان امور را قبل از وقوع می داند و به خوبی ها و بدی ها حکم می کند اما وصف شر سبحان را به خداوند نسبت نمی دهند، زیرا او آن را به حکمت و علم کامل خود تعیین می کند و معتقدند که چیزی در ملکوت او نیست، سبحان، جز آنچه او بخواهد. اهل سنت نیز تصدیق می کنند که بنده دارای قدرت و اراده و اختیاری است که در برابر آن پاسخگو خواهد بود، اما همه تحت قدرت و اراده و انتخاب خداوند هستند که مربوط به حکمت و علم اوست. ثالثاً، دیدگاه اهل سنت و جماعت در مورد مسلمانان فاسق، اهل گناهان کبیره، حد وسطی است بین خوارج وایدیه، معتزله و مرجیه. از نظر اهل سنت تا زمانی که توبه نکنند گناهکارند ولی اصل ایمان را دارند و بعضی از آن بر اساس خودش است و ایمان کامل نیست. آنها تحت اراده خدا هستند. اگر بخواهد عذابشان می کند و اگر بخواهد آنها را می بخشد و اگر وارد جهنم شوند برای همیشه در آن نمی مانند و مقصدشان بهشت ​​است. و اگر در این دنیا خالصانه توبه کنند، خداوند توبه آنها را می پذیرد و بدی هایشان را جایگزین اعمال نیک می کند و مانند مؤمنان صالح می شوند. در حالی که خوارج مرتکب گناهان کبیره را کافر می دانند و معتزله آنها را در جایگاهی بین دو مقام یعنی بین کفر و ایمان قرار می دهند و در ابدیت خود در جهنم شریک هستند. اما به اعتقاد معتزله، آنها در جهنم در مکان سبکتری نسبت به کفار قرار دارند در مورد مرجیه می گویند: ایمان فاسقان مانند ایمان پیامبران است و با ایمان هیچ گناه و نافرمانی ضرری ندارد، همچنان که اطاعت با کفر سودی ندارد، زیرا ایمان از نظر آنان فقط ایمان است. رابعاً اهل سنت از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستند. با همه آنها موافقند و صلاحیت و تقدم را بر اساس آنچه رسول خدا صلی الله علیه و آله برای آنها قرار داده و آنها را در اولویت قرار داده است برای آنها تصدیق می کنند و در هیچ یک از آنها غلو نمی کنند. و اما شیعیان، علی رضی الله عنه را بر همه صحابه ترجیح دادند و اعتبار را جز پنج تن از صحابه تایید نکردند و بقیه را کافر اعلام کردند. برخی از شیعیان در مورد علی رضی الله عنه غلو کردند و او را از مرتبه پیامبران بالاتر بردند و برخی او را پست کردند. و اما خوارج، علی و عثمان را کافر اعلام کردند و ریختن خونشان را بر آنان حلال کردند و بقیه صحابه را بر غیر آنها ترجیحی ندیدند. اهل سنت و جماعت در همه جهات اعتقادی در میان فرقه های گمراه در حد وسط هستند.