WEBVTT

00:00:00.460 --> 00:00:03.459
توقف کنید

00:00:03.459 --> 00:00:07.459
با صحابه و علما و حق تعالی آشنا شد

00:00:12.460 --> 00:00:16.460
یک چالش جدید از طرف من

00:00:16.460 --> 00:00:23.820
من از یاران عضدی غمدی هستم

00:00:23.820 --> 00:00:29.890
به مدینه هجرت کردم و پیامبر صلی الله علیه و آله را ملاقات کردم

00:00:29.890 --> 00:00:32.890
افتخار همراهی و جهاد با او را داشتم

00:00:32.890 --> 00:00:35.890
او به عنوان قاتل شعبده باز شناخته می شد

00:00:35.890 --> 00:00:43.780
دلیلش این است که شاهزاده ای در عراق جادوگری داشت که با ذهن مردم بازی می کرد

00:00:43.780 --> 00:00:46.780
شعبده باز داشت به سر مردی می زد

00:00:46.780 --> 00:00:49.780
سپس بر سر او فریاد می زند و مرد بلند می شود

00:00:49.780 --> 00:00:52.780
سپس سرش به او بازگردانده می شود

00:00:52.780 --> 00:00:55.909
سپس به آنها نشان می دهد که دارد به سرش می زند

00:00:55.909 --> 00:00:56.909
سپس آن را پرتاب می کند

00:00:56.909 --> 00:00:58.909
بعد می دود و می گیرد

00:00:58.909 --> 00:01:01.909
سپس آن را سر جای خودش قرار می دهد

00:01:01.909 --> 00:01:03.909
بنابراین مردم می گویند

00:01:03.909 --> 00:01:05.909
سبحان الله

00:01:05.909 --> 00:01:07.909
مردگان را زنده می کند

00:01:07.909 --> 00:01:11.170
جادوگر وارد دهان شتر شد

00:01:11.170 --> 00:01:13.170
سپس از مقعد او بیرون می آید

00:01:13.170 --> 00:01:16.170
و وارد مقعد الاغ می شود

00:01:16.170 --> 00:01:18.170
و از دهانش خارج می شود

00:01:18.170 --> 00:01:21.260
وقتی آن را از شعبده باز دیدم

00:01:21.260 --> 00:01:23.260
و مردم مجذوب آن می شوند

00:01:23.260 --> 00:01:25.260
بلند شدم و شمشیرم را برداشتم

00:01:25.260 --> 00:01:28.260
سپس به شعبده باز رسیدم

00:01:28.260 --> 00:01:31.260
پس خداوند من را از شر شیطان حفظ کرد

00:01:31.260 --> 00:01:35.299
سپس ضربه ای به او اصابت کرد و او را کشت

00:01:35.299 --> 00:01:39.299
گفتم اگر صادق باشد

00:01:39.299 --> 00:01:41.329
بگذار خودش را نجات دهد

00:01:41.329 --> 00:01:44.329
و من گفتم: "به جادو فکر می کنی؟"

00:01:44.329 --> 00:01:46.329
و شما می بینید

00:01:46.329 --> 00:01:49.549
شاهزاده با من عصبانی شد

00:01:49.549 --> 00:01:52.650
به نگهبانان دستور داد مرا زندانی کنند

00:01:52.650 --> 00:01:54.650
زمانی که در زندان بودم

00:01:54.650 --> 00:01:57.650
سپس صاحب زندان نزد من آمد

00:01:57.650 --> 00:02:00.650
او از کاری که او انجام داد خوشش آمد

00:02:00.650 --> 00:02:02.650
پس مرا آزاد کرد و گفت

00:02:02.650 --> 00:02:07.840
برو خدا هیچوقت از من در مورد تو سوال نخواهد کرد

00:02:07.840 --> 00:02:11.439
من کی هستم؟

00:02:11.439 --> 00:02:15.699
پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو با ما به اشتراک بگذارید

00:02:15.699 --> 00:02:19.699
پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد

00:02:19.699 --> 00:02:23.699
وقتی قسمت بعدی میاد انشالله

00:02:23.699 --> 00:02:29.699
بهترین نمونه های قرن ها

00:02:29.699 --> 00:02:34.699
وقتی رسول را می‌جوید یا می‌گفت، از او پیروی می‌کرد

00:02:34.699 --> 00:02:39.699
آنها اینجا بودند که ابرهای زندگی ما را آبیاری می کردند

00:02:39.699 --> 00:02:44.699
وقتی ملاقات می کنیم، یادشان بلند می شود

00:02:44.699 --> 00:02:49.699
رفتند و سوالی در ذهنم انداختند

00:02:49.699 --> 00:02:54.699
آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟

00:02:54.699 --> 00:02:59.699
آنها زندگی خود را پر از غرور در اعمال خود کردند

00:02:59.699 --> 00:03:03.699
و جهان نفس برای آنها آشکار شده است
