توقف کنید با صحابه و علما و حق تعالی آشنا شد یک چالش جدی برای اینکه من هستم من از کوچکترین اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم اولین انصاری که بعد از هجرت در مدینه به دنیا آمد پدرم هم همراه است او اولین انصاری بود که در روز سقیفه با ابوبکر صدیق رضی الله عنه بیعت کرد. او 14 ماه پس از مهاجرت در این شهر به دنیا آمد مادرم مرا نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آورد بنابراین او به من خبر خوشی داد و به او گفت که زندگی خوبی خواهم داشت من شهید می شوم و وارد بهشت می شوم از پیامبر صلی الله علیه و آله حدیث کشتی شنیدم که او می گوید مثل کسی که در حدود خداست و در آن می افتد مثل مردمی که در کشتی سهام گرفتند برخی از آنها به بالا و برخی به پایین برخورد می کنند و کسانی که در پایین آن بودند از آب بیرون می کشیدند از بالای سرشان گذشتند و گفتند اگر از سهم خود تخطی کرده بودیم ما به کسانی که بالای سرمان بودند آسیبی نرساندیم اگر آنها را ترک کنند و نخواهند آنها از بین رفتند و همه نابود شدند حتی اگر آن را در دستان خود بگیرند همه آنها زنده ماندند روزی شاعر العشا در حالی که مریض بود نزد من آمد من نگهبان همس هستم پس به او گفتم چند سالته؟ او گفت برای رسیدن به من، خویشاوندی مرا حفظ کن و دستانم را تمام کن پس گفتم قسم می خورم چیزی که تو می خواهی را ندارم اما من از شما مردم چیزی می خواهم بعد بلند شدم و بالای منبر رفتم سپس گفتم ای اهل حماس این پسر عموی شما اهل عراق است تا حدودی به درد شما می خورد پس چی میبینی؟ و گفتند با پولمان عاقل باشیم بنابراین من آنها را رد کردم و گفتند ما کنترل پول خود را به دست گرفته ایم از هر مرد دو دینار بیست هزار نفر در دربار بودند پس برای او چهل هزار دینار از بیت المال برداشتم وقتی رفتم به آنها دادم از سهم هر مرد دو دینار کم شد من کی هستم؟ پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو با ما به اشتراک بگذارید پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد وقتی قسمت بعدی میاد انشالله بهترین موقعیت ها و نمونه های قرن ها وقتی رسول را می‌جوید یا می‌گفت، از او پیروی می‌کرد آنها اینجا بودند که ابرهای زندگی ما را آبیاری می کردند یاد آنها در ما بلند است رفتند و از من سؤال کردند آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟ آنها زندگی خود را پر از غرور در اعمال خود کردند و دنیای رویاها برایشان زیبا شد