WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:02.000
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:15.699 --> 00:00:17.699
انجمن مواضع خشنود است

00:00:17.699 --> 00:00:19.699
به شما ارائه شود

00:00:19.699 --> 00:00:21.699
تصاویری از زندگی صحابه

00:00:21.699 --> 00:00:23.699
توسط عبدالرحمن

00:00:23.699 --> 00:00:25.730
دلسوزی پاشا

00:00:25.730 --> 00:00:30.190
خدا رحمتش کند

00:00:30.190 --> 00:00:32.189
البوغیره بن شعبه

00:00:32.689 --> 00:00:35.520
خداوند از او راضی باشد

00:00:50.850 --> 00:00:52.850
از اینها شروع کردم

00:00:52.850 --> 00:00:54.350
چه کسی حصار را برید

00:00:54.350 --> 00:00:56.420
و از زمین بایر گذشتند

00:00:56.420 --> 00:00:58.420
آنها هر سه را متناوب می کنند

00:00:58.420 --> 00:01:00.420
حتی روی شتر

00:01:00.420 --> 00:01:02.420
به سرزمین های فارس رسیدند و او را راهنمایی کردند

00:01:02.420 --> 00:01:04.540
بنابراین، اپل اسب هدایت است

00:01:04.540 --> 00:01:06.540
مهاجمان او شدند

00:01:06.540 --> 00:01:08.609
از این مردان

00:01:08.609 --> 00:01:12.609
بر تن آنها جز جامه نازکی نخواهی دید

00:01:12.609 --> 00:01:16.609
شما در دستان آنها فقط سلاح سبک خواهید یافت

00:01:16.609 --> 00:01:21.609
در زیر آنها چیزی نخواهید دید جز اسب هایی که بر اثر ضرب و شتم در افق ضعیف شده اند

00:01:21.609 --> 00:01:24.609
فکر می کردم کمبود وسایل است

00:01:24.609 --> 00:01:26.670
این مشت های پدر است

00:01:26.670 --> 00:01:29.670
شوالیه های روز، پرستندگان شب

00:01:29.670 --> 00:01:34.670
یاران رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:01:35.670 --> 00:01:41.739
آنها از اعماق شبه جزیره عربستان به رهبری سعد بن ابی وقاص برخاستند.

00:01:41.739 --> 00:01:47.739
آنان نزد خسرو و قومش آمدند و آنان را دعوت به هدایت و حقیقت کردند

00:01:47.739 --> 00:01:51.739
سپس پدرش شمشیرها را در صورت آنها گرفت

00:01:51.739 --> 00:01:57.930
لشکر مسلمانان به رهبری اسد سعد بن ابی وقاص در نزدیکی القادسیه اردو زدند.

00:01:57.930 --> 00:02:00.930
آماده شدن برای رویارویی با دشمن

00:02:01.930 --> 00:02:04.930
از سی هزار تجاوز نمی کند

00:02:04.930 --> 00:02:09.930
و اما سپاه پارس به بیست و صد هزار رسید

00:02:09.930 --> 00:02:13.930
تعداد مسلمانان کم بود

00:02:13.930 --> 00:02:18.930
تعداد پارسیان فراتر از شمارش و قابل تقدیر بود

00:02:18.930 --> 00:02:23.930
با این حال، ایرانیان به شدت از مسلمانان می ترسیدند

00:02:23.930 --> 00:02:26.930
و بزرگترین ترس را از آنها می ترسند

00:02:27.930 --> 00:02:32.930
اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله برای ادای امانت آمدند

00:02:32.930 --> 00:02:34.930
شهادت می خواهند

00:02:34.930 --> 00:02:39.930
هیچ یک از آنها اهمیت نمی دهد که خدا از کدام طرف کشته شده است

00:02:39.930 --> 00:02:42.060
در مورد سربازان ایرانی

00:02:42.060 --> 00:02:46.060
آنها به خوبی مجهز و از نظر تعداد زیاد بودند

00:02:46.060 --> 00:02:49.060
آنها نمی دانند برای چه می جنگند

00:02:49.060 --> 00:02:52.060
از چه چیزی دفاع می کنند؟

00:02:52.060 --> 00:02:56.060
بنابراین رهبران آنها آنها را با زنجیر و دستبند می بستند

00:02:56.060 --> 00:03:00.060
تا هنگام پیشروی فرار نکنند و روی برگردانند

00:03:00.060 --> 00:03:04.090
صاحب فارس این را از مسلمانان می دانست

00:03:04.090 --> 00:03:06.090
قبلا دلش برایشان تنگ شده بود

00:03:06.090 --> 00:03:08.090
او می داند که سربازانش چه می کنند

00:03:08.090 --> 00:03:12.090
بیش از یک بار در برابر مسلمانان او را ناکام گذاشتند

00:03:12.090 --> 00:03:18.090
از اینجا رسولان خود را نزد فرمانده لشکر مسلمانان، سعد بن ابی وقاص فرستاد

00:03:18.090 --> 00:03:21.090
از او می خواهد که گروهی از افرادش را نزد او بفرستد

00:03:21.090 --> 00:03:25.090
بگذار بحث کنند که مسلمانان برای چه آمده اند

00:03:25.090 --> 00:03:28.090
بگذارید بدانند چه می خواهند

00:03:28.090 --> 00:03:31.090
سعد ده نفر از یاران خود را برگزید

00:03:31.090 --> 00:03:34.090
از جمله المغیره بن شعبه است

00:03:34.090 --> 00:03:36.090
برای دیدار با پارسیان بزرگ

00:03:36.090 --> 00:03:40.090
نپرسید چرا المغیره را انتخاب کرد؟

00:03:40.090 --> 00:03:44.090
آن مرد از معدود اعراب باهوش بود

00:03:44.090 --> 00:03:48.090
حتی او را تغییر عقیده می نامیدند

00:03:48.090 --> 00:03:50.090
محبوب گفت

00:03:50.090 --> 00:03:52.090
اعراب به چهار نفر حمله کردند

00:03:53.090 --> 00:03:55.090
معاویه برای نفس

00:03:55.090 --> 00:03:58.090
و عمر بن العاص برای دوراهی

00:03:58.090 --> 00:04:00.090
و تغییر در شهود

00:04:00.090 --> 00:04:03.090
و زیاد بن ابیح برای کوچک و بزرگ

00:04:03.090 --> 00:04:05.150
سعد اشتباه نمی کرد

00:04:05.150 --> 00:04:11.150
موقعیت بیش از هر چیز دیگری به شهود نیاز داشت

00:04:11.379 --> 00:04:16.379
این گروه در وقت مقرر به دیدار رهبر پارسیان رفتند

00:04:16.379 --> 00:04:20.379
مردم بیرون آمدند، پیر و جوان، زن و کودک

00:04:20.379 --> 00:04:23.379
برای دیدن این افراد که می آیند

00:04:23.379 --> 00:04:26.379
آنها خبر شکست خود در برابر دشمن را شنیده بودند

00:04:26.379 --> 00:04:29.379
و به یکدیگر رحم کنید

00:04:29.379 --> 00:04:32.379
و برابری آنها بین رئیس و زیردستانشان

00:04:32.379 --> 00:04:35.379
و اعتقادشان به پیامشان

00:04:35.379 --> 00:04:39.379
چه چیزی آنها را وسوسه کرد که بیرون بروند تا ببینند چه هستند

00:04:39.379 --> 00:04:41.379
وقتی آنها را دیدند

00:04:41.379 --> 00:04:44.379
آنها از هر چیزی که گرفتند شگفت زده شدند

00:04:44.379 --> 00:04:47.379
بدن ظریف آنها توجه آنها را جلب کرد

00:04:47.379 --> 00:04:49.379
و لباس های شیک آنها

00:04:49.379 --> 00:04:51.379
و دمپایی های ساده شان

00:04:51.379 --> 00:04:56.379
و اسب های ضعیفشان که با پاهایشان بر زمین می کوبند

00:04:56.379 --> 00:04:59.379
تازیانه هایشان را که در دست دارند

00:04:59.379 --> 00:05:02.379
و شمشیرها و سپرهایشان

00:05:02.379 --> 00:05:05.500
و هنگامی که از بزرگان پارسی اذن خواستند

00:05:05.500 --> 00:05:09.500
آنها او را در حال تزئین صندلی خود با مدال طلا پیدا کردند

00:05:09.500 --> 00:05:12.500
و شتران با رقابت آراسته

00:05:12.500 --> 00:05:16.500
یاقوت های گرانبها و مرواریدهای بی نظیر را نشان می داد

00:05:16.500 --> 00:05:19.500
آنها در زینت و دارایی متفاوت بودند

00:05:19.500 --> 00:05:23.500
در مورد او، او روی تخت طلایی نشست

00:05:23.500 --> 00:05:26.500
و هنگامی که می خواستند وارد آن شوند

00:05:26.500 --> 00:05:28.500
حجاب به آنها گفت

00:05:28.500 --> 00:05:30.500
سلاح هایت را دم در بگذار

00:05:30.500 --> 00:05:31.500
و گفتند

00:05:31.500 --> 00:05:33.500
ما پیش شما نیامدیم

00:05:33.500 --> 00:05:36.500
اما شما ما را دعوت کردید

00:05:36.500 --> 00:05:39.500
یا همانگونه که آمدیم ما را رها کن

00:05:39.500 --> 00:05:41.500
در غیر این صورت به عقب برمی گردیم

00:05:41.500 --> 00:05:42.500
پس به آنها اجازه داد

00:05:42.500 --> 00:05:44.500
بنابراین آنها آنچه را که دوست داشتند انجام دادند

00:05:44.500 --> 00:05:47.500
و به محض اینکه شورا آنها را حل و فصل کرد

00:05:47.500 --> 00:05:51.500
تا اینکه پادشاه ایران شروع به انتقاد از فقر آنها کرد

00:05:51.500 --> 00:05:54.500
از آنها در مورد لباس هایشان پرسید

00:05:54.500 --> 00:05:57.500
در مورد کفشون هم قیمتش چنده؟

00:05:57.500 --> 00:05:59.500
و در مورد صندل هایشان که از آنها چه ساخت

00:05:59.500 --> 00:06:01.500
سپس به آنها گفت

00:06:01.500 --> 00:06:04.500
چه چیزی این کشور را برای شما به ارمغان می آورد؟

00:06:04.500 --> 00:06:07.500
یکی از آنها برخاست و گفت

00:06:07.500 --> 00:06:09.500
خدا ما را فرستاده است

00:06:09.500 --> 00:06:12.500
هر کس را که مایلیم از عبادت دیگران حذف کنیم

00:06:12.500 --> 00:06:14.500
برای عبادت خدا

00:06:14.500 --> 00:06:17.500
از تنگی دنیا تا وسعت آن

00:06:17.500 --> 00:06:21.500
از ظلم ادیان تا عدالت اسلام

00:06:21.500 --> 00:06:23.500
پس دین او را به سوی خلقش فرستادیم

00:06:23.500 --> 00:06:25.500
بیایید آنها را به آن دعوت کنیم

00:06:25.500 --> 00:06:29.500
هر کس آن را پذیرفت، ما پذیرفتیم و از آن روی گردانیدیم

00:06:29.500 --> 00:06:32.500
و هر کس امتناع کند، هرگز با او نمی جنگیم

00:06:32.500 --> 00:06:35.500
تا زمانی که به وعده های الهی برسیم

00:06:35.500 --> 00:06:36.500
او گفت

00:06:36.500 --> 00:06:38.500
وعده خدا چیست؟

00:06:38.500 --> 00:06:39.500
او گفت

00:06:39.500 --> 00:06:41.500
بهشت برای کشته شدگان

00:06:41.500 --> 00:06:43.500
و پیروزی از آن کسی است که نجات دهد

00:06:43.500 --> 00:06:44.540
و او گفت

00:06:44.540 --> 00:06:47.540
شنیدم چی گفتی

00:06:47.540 --> 00:06:49.540
آیا می توانید این موضوع را به تاخیر بیندازید؟

00:06:49.540 --> 00:06:52.540
پس به آن نگاه کنید و ببینید

00:06:52.540 --> 00:06:53.540
گفت بله

00:06:53.540 --> 00:06:55.540
چقدر دوستت دارم

00:06:55.540 --> 00:06:57.540
یکی دو روز

00:06:57.540 --> 00:06:58.540
او گفت

00:06:58.540 --> 00:06:59.540
خیر

00:06:59.540 --> 00:07:01.540
ما حتی برای افرادی که نظر خود را دارند می نویسیم

00:07:01.540 --> 00:07:03.540
و رهبران مردم ما

00:07:03.540 --> 00:07:04.540
و او گفت

00:07:04.540 --> 00:07:08.540
آنچه رسول خدا صلی الله علیه و آله برای ما وضع کرد

00:07:08.540 --> 00:07:12.540
در هنگام ملاقات، دشمنان را بیش از سه بار به تأخیر بیندازد

00:07:12.540 --> 00:07:15.540
پس در امور خود و مردم خود بنگرید

00:07:15.540 --> 00:07:17.540
یکی از سه مورد را انتخاب کنید

00:07:17.540 --> 00:07:20.540
فرمود: این سه چیست؟

00:07:20.540 --> 00:07:21.540
او گفت

00:07:21.540 --> 00:07:24.540
پیامبر ما صلی الله علیه و آله به ما امر فرمود

00:07:24.540 --> 00:07:28.540
با دعوت از کشورهای همسایه شروع کنیم

00:07:28.540 --> 00:07:31.540
و ما باید با آنها راه انصاف را در پیش بگیریم

00:07:31.540 --> 00:07:33.540
یا وارد دین ما می شوند

00:07:33.540 --> 00:07:37.540
که همه خوبی ها را خوب و همه زشت ها را زشت کرد

00:07:37.540 --> 00:07:39.540
یا از بین این دو امر کوچکتر را انتخاب می کنند

00:07:39.540 --> 00:07:41.540
ادای احترام است

00:07:41.540 --> 00:07:45.540
اگر امتناع می کردند، فقط جنگ و رقابت باقی می ماند

00:07:45.540 --> 00:07:48.540
پارسی بزرگ عصبانی شد و گفت:

00:07:48.540 --> 00:07:52.540
من در روی زمین ملتی را نمی شناسم که بدبخت تر از شما باشد

00:07:52.540 --> 00:07:56.540
نه از نظر تعداد کمتر است و نه از نظر شخصیت بدتر

00:07:56.540 --> 00:08:01.540
ما کار شما را به روستاهای الذواحی واگذار می کردیم تا شما را بنویسند

00:08:01.540 --> 00:08:04.540
یعنی حواس شما را پرت کند و تحقیرتان کند

00:08:04.540 --> 00:08:08.540
ما به خاطر نگرانی شما به شما حمله نکردیم

00:08:08.540 --> 00:08:10.540
اگر تعداد شما زیاد است

00:08:10.540 --> 00:08:12.540
فریب فراوانی را نخورید

00:08:12.540 --> 00:08:16.540
حتی اگر تنگی زندگی بود که شما را به هیجان می آورد

00:08:16.540 --> 00:08:19.540
ما برای شما روزی مقرر کردیم تا بارور شوید

00:08:19.540 --> 00:08:21.540
و ما را اربابان خود گرامی بدارید

00:08:21.540 --> 00:08:25.540
ما بر شما پادشاهی قرار دادیم که با شما مهربان بود

00:08:25.540 --> 00:08:27.540
سپس به آنچه می گوید عمل کنید

00:08:27.540 --> 00:08:30.540
درست مثل تو وقتی وارد سرزمین ما شدی

00:08:30.540 --> 00:08:32.539
مثل مگسی که عسل می بیند

00:08:32.539 --> 00:08:36.539
گفت: چه کسی مرا نزد خود می برد و او دو درهم دارد؟

00:08:36.539 --> 00:08:39.539
وقتی بر او افتاد، در آن غرق شد

00:08:39.539 --> 00:08:42.539
پس شروع به درخواست نجات کرد اما آن را نیافت

00:08:42.539 --> 00:08:47.539
و شروع کرد به گفتن: «چه کسی مرا نجات می‌دهد که چهار درهم داشته باشد؟»

00:08:47.539 --> 00:08:50.539
بعد عصبانی شد و گفت

00:08:50.539 --> 00:08:53.539
به خورشید قسم که فردا تو را خواهم کشت

00:08:53.539 --> 00:08:58.539
سپس مغیره بن الشعبه در برابر او ایستاد و گفت

00:08:58.539 --> 00:08:59.539
ای پادشاه

00:08:59.539 --> 00:09:02.539
کسانی که با شما صحبت کردند بزرگوارند

00:09:02.539 --> 00:09:04.539
شرمنده بزرگواران هستند

00:09:04.539 --> 00:09:07.539
و این همه آن چیزی نیست که شما را با آن فرستادند

00:09:07.539 --> 00:09:10.539
به شما گفتند و خوب هم کردند

00:09:10.539 --> 00:09:13.539
انجام کاری مانند آنها شایسته نیست جز آنچه انجام داده اند

00:09:13.539 --> 00:09:17.539
اگر بخواهى در حالى كه گواهى دهند درباره آنها به تو خبر خواهم داد

00:09:17.539 --> 00:09:21.539
ما را به همان بدی که بودیم توصیف کردی

00:09:21.539 --> 00:09:24.539
توضیحات شما درست نیست

00:09:24.539 --> 00:09:26.539
چون ما را نشناختی

00:09:27.539 --> 00:09:29.539
در مورد گرسنگی ما که گفتی

00:09:29.539 --> 00:09:32.539
گرسنه نبود

00:09:32.539 --> 00:09:37.539
ما سوسک، اسکراب، عقرب و مار خوردیم

00:09:37.539 --> 00:09:40.539
ما این را به عنوان یک غذای خوش طعم می بینیم

00:09:40.539 --> 00:09:44.539
در مورد خانه های ما، آنها سطح زمین هستند

00:09:44.539 --> 00:09:49.539
ما فقط آن چیزی را می پوشیم که از موی شتر و موی گوسفند ریسیده ایم

00:09:49.539 --> 00:09:52.539
دین ما این بود که همدیگر را بکشیم

00:09:52.539 --> 00:09:55.539
و از هم متنفر باشیم

00:09:55.539 --> 00:09:59.570
یکی از ما داشت دخترش را زنده به گور می کرد

00:09:59.570 --> 00:10:02.570
او از خوردن غذای خود متنفر است

00:10:02.570 --> 00:10:04.570
ما سنگ ها را می پرستیم

00:10:04.570 --> 00:10:08.570
اگر سنگی را بهتر از سنگی که می پرستیم ببینیم

00:10:08.570 --> 00:10:11.570
آن را دور انداختیم و چیز دیگری برداشتیم

00:10:11.570 --> 00:10:15.570
وضعیت ما قبل از امروز همین بود که به شما گفتم

00:10:15.570 --> 00:10:20.570
سپس خداوند مردی از میان ما را که برای ما شناخته شده بود فرستاد

00:10:20.570 --> 00:10:22.570
سرزمین او بهتر از سرزمین ماست

00:10:23.570 --> 00:10:25.570
و آنچه خوب است برای ما کافی است

00:10:25.570 --> 00:10:28.570
و خانه او بهترین خانه های ماست

00:10:28.570 --> 00:10:31.570
او خودش واقعی ترین و رویایی ترین ماست

00:10:31.570 --> 00:10:34.570
او ما را دعوت کرد که تنها به خدا ایمان بیاوریم

00:10:34.570 --> 00:10:38.570
او گفت و ما گفتیم و او راست گفت و ما دروغ گفتیم

00:10:38.570 --> 00:10:40.570
کم و زیاد شد

00:10:40.570 --> 00:10:43.570
چیزی نگفت اما همین بود

00:10:43.570 --> 00:10:47.570
خداوند ایمان به او و پیروی از او را در قلب ما قرار داد

00:10:47.570 --> 00:10:51.570
پس بین ما و پروردگار جهانیان قرار گرفت

00:10:51.570 --> 00:10:54.570
آنچه او به ما گفت کلام خداست

00:10:54.570 --> 00:10:58.570
هر چه او به ما دستور دهد، فرمان خداست

00:10:58.570 --> 00:11:02.570
او به ما گفت چه کسانی در این دین از شما پیروی کردند

00:11:02.570 --> 00:11:05.570
او آنچه تو داری و مدیونش هستی دارد

00:11:05.570 --> 00:11:08.570
هر که امتناع کرد، به او خراج دادند

00:11:08.570 --> 00:11:12.570
سپس او را از آنچه خود را از آن محافظت می کنید حفظ کنید

00:11:12.570 --> 00:11:14.570
هر که امتناع کرد با او بجنگ

00:11:14.570 --> 00:11:19.570
در صورت تمایل، خراجی را انتخاب کنید که در هنگام فقر بپردازید

00:11:19.570 --> 00:11:21.570
اگر می خواهید، پس شمشیر

00:11:21.570 --> 00:11:25.570
یا تسلیم شوید و خود و قبیله خود را نجات دهید

00:11:25.570 --> 00:11:27.570
پادشاه عصبانی شد و گفت:

00:11:27.570 --> 00:11:31.570
اگر پیامبران را نمی کشید، تو را می کشتم

00:11:31.570 --> 00:11:33.570
بعد به حجابش گفت

00:11:33.570 --> 00:11:36.570
منو با یه کوله خاک بخور

00:11:36.570 --> 00:11:38.570
پس او را نزد شریف ترین این مردم بردند

00:11:38.570 --> 00:11:41.570
سپس او را مانند حیوانات راندند

00:11:41.570 --> 00:11:45.570
تا اینکه از خانه های شهرها می رود

00:11:45.570 --> 00:11:48.570
سپس فرمود: ارجمندترین شما کیست؟

00:11:48.570 --> 00:11:51.570
سپس عاصم بن عمر برخاست و گفت: من هستم.

00:11:51.570 --> 00:11:54.570
اما او برای حمل خاک گفت

00:11:54.570 --> 00:11:56.570
بنابراین آنها آن را روی من حمل کردند

00:11:56.570 --> 00:11:58.570
سپس به آنها گفت

00:11:58.570 --> 00:12:00.570
به دوستت برگرد

00:12:00.570 --> 00:12:04.570
پس به او خبر بده که فردا او را نزد رستم می فرستم

00:12:04.570 --> 00:12:08.570
تا او را با سربازانش در خندق القادسیه دفن کنند

00:12:08.570 --> 00:12:13.659
فقط چند ساعت تا سحر فردا باقی نمانده است

00:12:13.659 --> 00:12:16.659
اما خورشید فردا غروب نکرد

00:12:17.659 --> 00:12:20.659
تنها پس از دیدن سربازان شکست خورده ایرانی

00:12:20.659 --> 00:12:24.659
سر رستم بر نیزه های مسلمانان حمل می شد

00:12:51.879 --> 00:12:54.879
عضو کانال شوید
