1 00:00:01,330 --> 00:00:04,330 توقف کنید 2 00:00:04,330 --> 00:00:12,210 با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد 3 00:00:12,210 --> 00:00:16,210 یک چالش جدید از طرف من 4 00:00:16,210 --> 00:00:22,579 من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم 5 00:00:22,579 --> 00:00:25,579 انصاری اوسی 6 00:00:25,579 --> 00:00:30,579 من قبل از سعد بن معادر رضی الله عنه مولای اوس اسلام آوردم 7 00:00:30,579 --> 00:00:35,579 مفتخر به لقب ولیّ رسول الله صلی الله علیه وسلم شدم 8 00:00:35,579 --> 00:00:40,579 جایی که از او نگهبانی می دادم و هر کاری که او به من محول می کرد انجام می دادم 9 00:00:40,579 --> 00:00:44,579 این شامل ترور کعب بن الاشراف نیز می شود 10 00:00:44,579 --> 00:00:50,579 شاعر یهودی که به رسول خدا صلی الله علیه و آله آزار می رساند 11 00:00:50,579 --> 00:00:53,579 به اصحاب رضی الله عنه هجو می کنند 12 00:00:53,579 --> 00:00:56,579 او زنان مسلمان را دوست دارد 13 00:00:56,579 --> 00:00:59,579 کفار علیه آنها تحریک می کنند 14 00:00:59,579 --> 00:01:04,629 وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله به مدینه آمد 15 00:01:04,629 --> 00:01:10,629 او بین خود و مردم آن، اعم از یهودی و مشرک، عهد و پیمان نوشت 16 00:01:10,629 --> 00:01:13,629 اما برخی از اینها احمق هستند 17 00:01:13,629 --> 00:01:16,629 او این رفتار مهربانانه را با آنها پیدا نکرد 18 00:01:16,629 --> 00:01:19,629 پس ما با اهل ایمان دشمنی کردیم 19 00:01:19,629 --> 00:01:22,629 از جمله کعب بن الاشراف یهودی است 20 00:01:22,629 --> 00:01:25,629 او در کارهای نادرست خود از حد فراتر رفته است 21 00:01:25,629 --> 00:01:29,629 او در مورد شخصیت یا عهد خود از هیچ ابهامی منصرف نشد 22 00:01:29,629 --> 00:01:31,629 این خصومت را افزایش داد 23 00:01:32,629 --> 00:01:37,629 هنگامی که خانواده مشرکان را در بدر به زنجیر بسته دید 24 00:01:37,629 --> 00:01:40,629 او شروع به نشان دادن دشمنی خود با مسلمانان کرد 25 00:01:40,629 --> 00:01:43,629 او برای مشرکان کشته شده در بدر عزادار است 26 00:01:43,629 --> 00:01:48,629 سپس به مکه رفت تا با شعر خود مشرکان را دلداری دهد 27 00:01:48,629 --> 00:01:51,629 او آنها را به جنگ با مسلمانان ترغیب می کند 28 00:01:51,629 --> 00:01:54,859 سپس به شهر بازگشت 29 00:01:54,859 --> 00:01:58,859 هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از بازگشت او باخبر شد 30 00:01:58,859 --> 00:02:01,859 گفت: آن كعب بن الاشراف كيست؟ 31 00:02:01,859 --> 00:02:04,859 او به من صدمه زد 32 00:02:04,859 --> 00:02:07,859 پس گفتم یا رسول الله 33 00:02:07,859 --> 00:02:09,860 من او را می کشم 34 00:02:09,860 --> 00:02:11,860 گفت و کرد 35 00:02:11,860 --> 00:02:13,889 سپس نگرانی بر من غلبه کرد 36 00:02:13,889 --> 00:02:16,889 بنابراین روزهایی را بدون غذا سپری کردم 37 00:02:16,889 --> 00:02:20,889 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا صدا زد 38 00:02:20,889 --> 00:02:22,889 او به من گفت 39 00:02:22,889 --> 00:02:24,889 غذا و نوشیدنی را ترک نکردم 40 00:02:24,889 --> 00:02:27,889 پس گفتم یا رسول الله 41 00:02:27,889 --> 00:02:29,889 یه چیزی بهت گفتم 42 00:02:29,889 --> 00:02:32,889 نمی دانم آن را برای شما برآورده کنم یا نه 43 00:02:32,889 --> 00:02:35,889 ایشان رضی الله عنه فرمودند 44 00:02:35,889 --> 00:02:38,889 شما باید تمام تلاش خود را بکنید و بهترین کار را انجام دهید 45 00:02:38,889 --> 00:02:41,889 او درباره موضوع خود با سعد بن معاذ مشورت کرد 46 00:02:41,889 --> 00:02:43,889 بنابراین با او مشورت کردم 47 00:02:43,889 --> 00:02:46,889 سپس با گروهی از اوس ملاقات کردم 48 00:02:46,889 --> 00:02:48,889 از جمله عباد بن بشر است 49 00:02:48,889 --> 00:02:50,889 و ابونائله 50 00:02:50,889 --> 00:02:54,889 بنابراین ما بر سر طرحی به توافق رسیدیم که در آن به یهودی حمله کنیم 51 00:02:55,889 --> 00:02:58,889 سپس به نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله رسیدیم 52 00:02:58,889 --> 00:03:01,889 پس گفتیم یا رسول الله 53 00:03:01,889 --> 00:03:03,889 ما او را می کشیم 54 00:03:03,889 --> 00:03:07,889 این برای ما تحقیرآمیز است که نسبت به مسلمانان و پیامبرشان سخن بگوییم 55 00:03:07,889 --> 00:03:10,889 برای ما یک امر ضروری است 56 00:03:10,889 --> 00:03:13,949 ایشان رضی الله عنه فرمودند 57 00:03:13,949 --> 00:03:15,949 بگو مشکلی نیست 58 00:03:15,949 --> 00:03:19,020 پس ابونائله نزد او رفت 59 00:03:19,020 --> 00:03:23,020 من و ابونائله از شیر دادن نیرومندتر بودیم 60 00:03:23,020 --> 00:03:27,110 وقتی کعب او را دید، مقامش را انکار کرد 61 00:03:27,110 --> 00:03:29,110 ابونائله به او گفت 62 00:03:29,110 --> 00:03:32,110 ما به شما نیاز داریم 63 00:03:32,110 --> 00:03:35,180 کعب گفت: این چیست؟ 64 00:03:35,180 --> 00:03:37,180 ابونائله گفت 65 00:03:37,180 --> 00:03:41,180 آمدن این مرد بر سر ما مصیبت بود 66 00:03:41,180 --> 00:03:43,180 اعراب با ما جنگیدند 67 00:03:43,180 --> 00:03:45,180 ما را از یک کمان پرتاب کرد 68 00:03:45,180 --> 00:03:48,180 ما سرگردان بودیم 69 00:03:48,180 --> 00:03:51,180 تا اینکه روح ها خسته شد و بچه ها گم شدند 70 00:03:51,180 --> 00:03:53,180 صدقه گرفتیم 71 00:03:53,180 --> 00:03:55,180 چیزی برای خوردن پیدا نمی کنیم 72 00:03:55,180 --> 00:03:57,210 کعب گفت 73 00:03:57,210 --> 00:04:01,210 قسم می خورم قبلا این را به شما می گفتم 74 00:04:01,210 --> 00:04:03,270 ابونائله گفت 75 00:04:03,270 --> 00:04:07,270 چند تن از همراهانم را با خود دارم که با من موافقند 76 00:04:07,270 --> 00:04:10,270 می خواستم آنها را برای شما بیاورم 77 00:04:10,270 --> 00:04:13,270 بنابراین ما از شما غذا یا خرما می خریم 78 00:04:13,270 --> 00:04:16,269 و آن را برای ما بهبود بخشید 79 00:04:16,269 --> 00:04:19,269 آنچه را که به آن اطمینان دارید به شما قول می دهیم 80 00:04:20,269 --> 00:04:22,430 کعب گفت 81 00:04:22,430 --> 00:04:25,430 به خدا من ابونائله را دوست نداشتم 82 00:04:25,430 --> 00:04:28,430 برای دیدن این قطعه شما 83 00:04:28,430 --> 00:04:31,430 حتی اگر شما یکی از سخاوتمندترین افراد برای من باشید 84 00:04:31,430 --> 00:04:34,430 تو ای برادر من در مورد سینه هایت بحث کردی 85 00:04:34,430 --> 00:04:36,500 ابونائله گفت 86 00:04:36,500 --> 00:04:40,500 آنچه را که درباره محمد به تو گفتم از ما پنهان کن 87 00:04:40,500 --> 00:04:42,529 کعب گفت 88 00:04:42,529 --> 00:04:44,529 یک کلمه ازش یادم نیست 89 00:04:44,529 --> 00:04:46,689 سپس کعب گفت 90 00:04:46,689 --> 00:04:48,689 ای ابونائله 91 00:04:48,689 --> 00:04:50,689 باور کن 92 00:04:50,689 --> 00:04:53,689 از محمد چه می خواهی؟ 93 00:04:53,689 --> 00:04:54,720 او گفت 94 00:04:54,720 --> 00:04:57,720 به او توهین کنید و از او کنار بروید 95 00:04:57,720 --> 00:05:00,720 و اگر بتوانیم آن را ببریم 96 00:05:00,720 --> 00:05:01,779 او گفت 97 00:05:01,779 --> 00:05:04,779 تو مرا راضی کردی ابونائله 98 00:05:04,779 --> 00:05:07,879 در ازای غذا با من چه تعهدی می کنی؟ 99 00:05:07,879 --> 00:05:10,879 پسران و زنان شما 100 00:05:10,879 --> 00:05:12,910 ابونائله گفت 101 00:05:12,910 --> 00:05:16,910 می خواستی ما را لو بدهی و وضعیت ما را به ما نشان بدهی 102 00:05:16,910 --> 00:05:17,910 خیر 103 00:05:17,910 --> 00:05:21,910 اما ما هر سلاحی که به آن راضی باشید به شما عهد می کنیم 104 00:05:21,910 --> 00:05:24,009 کعب موافقت کرد 105 00:05:24,009 --> 00:05:26,009 می خواستیم اسلحه را گرو بگذاریم 106 00:05:26,009 --> 00:05:31,009 آیا اگر با اسلحه نزد او برگردیم به ما شک نمی کند؟ 107 00:05:31,009 --> 00:05:34,009 پس ابونائله او را ترک کرد 108 00:05:34,009 --> 00:05:39,009 او قبول کرد که عصر همه پیش او بیاییم 109 00:05:39,009 --> 00:05:42,740 پس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدیم 110 00:05:42,740 --> 00:05:44,740 وضعیت خود را به او گفتیم 111 00:05:44,740 --> 00:05:46,740 او به ما گفت 112 00:05:46,740 --> 00:05:49,740 به برکت خدا از دنیا رفتند 113 00:05:49,740 --> 00:05:51,779 سپس با او نماز شام خواندیم 114 00:05:51,779 --> 00:05:55,779 تا بقیه با ما راه رفت 115 00:05:55,779 --> 00:05:58,810 پس بر قول به کعب بن الاشراف رسیدیم 116 00:05:58,810 --> 00:06:00,810 ابونائله او را صدا زد 117 00:06:00,810 --> 00:06:04,810 کعب در زمان براس مردی متأخر بود 118 00:06:04,810 --> 00:06:06,810 عروسش گفت 119 00:06:06,810 --> 00:06:07,810 به کجا 120 00:06:07,810 --> 00:06:11,810 انگار صدایی را می شنوم که از خون می چکد 121 00:06:11,810 --> 00:06:12,870 و او گفت 122 00:06:12,870 --> 00:06:15,870 او برادر من ابونائله است 123 00:06:15,870 --> 00:06:18,870 من با او در یک قرار هستم 124 00:06:18,870 --> 00:06:20,970 سپس پایین آمد و به ما سلام کرد 125 00:06:20,970 --> 00:06:22,970 کمی صحبت کردیم 126 00:06:22,970 --> 00:06:24,970 بعد راه افتادیم 127 00:06:24,970 --> 00:06:27,970 تا اینکه فرصتی برایش پیش آمد 128 00:06:27,970 --> 00:06:29,970 پس با شمشیر به او زدیم 129 00:06:29,970 --> 00:06:33,970 سپس با خنجری که همراه داشتم او را کشتم 130 00:06:33,970 --> 00:06:35,970 بنابراین آن را در شکم او گذاشت 131 00:06:35,970 --> 00:06:40,970 بعد هلش دادم تا به کمرش رسیدم 132 00:06:40,970 --> 00:06:43,970 دشمن خدا مرده افتاد 133 00:06:43,970 --> 00:06:47,970 او فریاد زده بود به این معنی که یهودیان نابود شده بودند 134 00:06:47,970 --> 00:06:50,970 دژهای خود را به آتش کشیدند 135 00:06:50,970 --> 00:06:53,970 بنابراین ما به سرعت از آنها خارج شدیم 136 00:06:53,970 --> 00:06:56,970 تا اینکه به بقیع رسیدیم 137 00:06:56,970 --> 00:06:57,970 بنابراین ما بزرگ شدیم 138 00:06:57,970 --> 00:07:02,970 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله تکبیر ما را شنید 139 00:07:02,970 --> 00:07:05,970 بعد فهمید که ما او را کشته ایم 140 00:07:05,970 --> 00:07:07,970 وقتی به آن رسیدیم 141 00:07:07,970 --> 00:07:10,970 گفت: صورتها موفق شدند. 142 00:07:10,970 --> 00:07:11,970 گفتیم 143 00:07:11,970 --> 00:07:14,970 و صورت تو ای رسول خدا 144 00:07:14,970 --> 00:07:17,420 من کی هستم؟ 145 00:07:17,420 --> 00:07:27,750 پاسخ محمد بن مسلمه است 146 00:07:27,750 --> 00:07:38,680 خداوند از او راضی باشد 147 00:07:38,680 --> 00:07:41,740 توقف کنید 148 00:07:41,740 --> 00:07:45,740 با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد 149 00:07:45,740 --> 00:07:51,620 یک چالش جدی 150 00:07:51,620 --> 00:07:55,990 من کی هستم؟ 151 00:07:55,990 --> 00:07:59,990 من همنشین زنان قریش هستم 152 00:07:59,990 --> 00:08:01,990 و یکی از زنان عرب 153 00:08:01,990 --> 00:08:06,990 قبل و بعد از اسلام معروف بودند 154 00:08:06,990 --> 00:08:09,990 من زن جوانمردی و دماغی بودم 155 00:08:09,990 --> 00:08:11,990 و نظر و دلیل 156 00:08:11,990 --> 00:08:14,019 شوهرم استاد قریش است 157 00:08:14,019 --> 00:08:18,019 در میان پادشاهان اسلام، پادشاهی ساخت 158 00:08:18,019 --> 00:08:21,889 و بنیانگذار دولت بنی امیه 159 00:08:21,889 --> 00:08:24,889 اسلام تا سال فتح به تأخیر افتاد 160 00:08:24,889 --> 00:08:26,889 او در جنگ بدر گم شد 161 00:08:26,889 --> 00:08:29,889 پدر، برادر و عمویم 162 00:08:29,889 --> 00:08:32,889 جایی که همه آنها در جنگ کشته شدند 163 00:08:32,889 --> 00:08:35,889 دشمنی من با مسلمانان بیشتر شد 164 00:08:35,889 --> 00:08:39,889 شروع به بازدید از مجالس و کانون های قریش کردم 165 00:08:39,889 --> 00:08:41,889 آتش انتقام را برافروخت 166 00:08:41,889 --> 00:08:44,889 فیوز جنگ را در جانشان افروخت 167 00:08:44,889 --> 00:08:51,460 وقتی خبر آماده شدن زینب دختر رسول الله صلی الله علیه وسلم را شنیدم. 168 00:08:51,460 --> 00:08:54,460 تا بیرون برود و به پدرش بپیوندد 169 00:08:54,460 --> 00:08:56,460 اومدم پیشش و بهش گفتم 170 00:08:56,460 --> 00:08:58,460 یعنی دختر محمد 171 00:08:58,460 --> 00:09:02,460 شنیده ام که دین پیروی از پدرت را می بینی 172 00:09:02,460 --> 00:09:04,460 هر پسرعمویی 173 00:09:04,460 --> 00:09:07,460 اگر به چیزی نیاز دارید 174 00:09:07,460 --> 00:09:09,460 که به شما در سفر کمک می کند 175 00:09:09,460 --> 00:09:13,460 یا پولی که می توانید به پدرتان گزارش دهید 176 00:09:13,460 --> 00:09:15,460 من آنچه شما نیاز دارید را دارم 177 00:09:15,460 --> 00:09:17,460 از من خجالت نکش 178 00:09:17,460 --> 00:09:22,590 در مورد زنان مانند مردان صدق نمی کند 179 00:09:22,590 --> 00:09:27,590 زینب رضی الله عنه از من روایت کرده و فرمود: 180 00:09:27,590 --> 00:09:31,590 به خدا من نمی بینم که او چیزی بگوید جز این که این کار را انجام دهد 181 00:09:31,590 --> 00:09:35,909 در روز ارتحال زینب سلام الله علیها 182 00:09:35,909 --> 00:09:40,909 او توسط مردان قریش که خواهان بازگشت او بودند مورد حمله قرار گرفت 183 00:09:40,909 --> 00:09:44,909 از شتر افتاد و حامله بود 184 00:09:44,909 --> 00:09:46,909 بنابراین من خونریزی کردم 185 00:09:46,909 --> 00:09:48,909 وقتی اینو شنیدم 186 00:09:48,909 --> 00:09:52,909 به طرفش دویدم و به مردمم گفتم 187 00:09:52,909 --> 00:09:54,909 من یک زن را می شناسم 188 00:09:54,909 --> 00:09:57,940 شجاعت شما در روز بدر بود 189 00:09:57,940 --> 00:10:00,940 بین آنها و زینب (س) آمد 190 00:10:00,940 --> 00:10:02,940 و من او را به سمت خود در آغوش گرفتم 191 00:10:02,940 --> 00:10:05,940 و من آنچه را که برای او اشتباه بود پاک کردم 192 00:10:05,940 --> 00:10:07,940 و درستش کردم 193 00:10:07,940 --> 00:10:12,940 تا اینکه او با خیال راحت به بیرون رفتن نزد پدرش ادامه داد 194 00:10:12,940 --> 00:10:15,940 با وجود تنفر شدید او از پدرش 195 00:10:15,940 --> 00:10:17,940 و برای مسلمانان در آن روز 196 00:10:17,940 --> 00:10:21,940 اما این باعث نشد که به مردم کمک نکنم 197 00:10:21,940 --> 00:10:24,580 و نیازهای آنها را برآورده کند 198 00:10:24,580 --> 00:10:26,580 در روز فتح مکه 199 00:10:26,580 --> 00:10:30,580 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم خون من را ریخت 200 00:10:30,580 --> 00:10:36,580 این به خاطر کاری است که او در جنگ احد با تقلید از کشتار مسلمانان انجام داد 201 00:10:36,580 --> 00:10:38,580 پس با چند زن نزد او آمدم 202 00:10:38,580 --> 00:10:41,580 پس من در حضور خود اعلام اسلام کردم 203 00:10:41,580 --> 00:10:43,710 پس مرا عفو کرد 204 00:10:43,710 --> 00:10:48,710 چون تمام شد رضی الله عنه بیعت با مردان 205 00:10:48,710 --> 00:10:51,710 او بدون دست دادن با زنان بیعت کرد 206 00:10:51,710 --> 00:10:56,710 او با ما بیعت کرد و از ما خواست که چیزی را شریک خدا نکنیم 207 00:10:56,710 --> 00:10:59,710 ما نه دزدی می کنیم و نه زنا می کنیم 208 00:10:59,710 --> 00:11:01,710 در تکذیب گفتم 209 00:11:01,710 --> 00:11:03,779 آیا زن آزاد مرتکب زنا می شود؟ 210 00:11:03,779 --> 00:11:07,779 ما بیعت کردیم که فرزندانمان را نکشیم 211 00:11:07,779 --> 00:11:11,779 گفتم: ما آنها را جوان بزرگ کردیم. 212 00:11:11,779 --> 00:11:13,779 و من آنها را بزرگ کشتم 213 00:11:13,779 --> 00:11:18,779 عمر رضی الله عنه خندید تا به پشت دراز کشید 214 00:11:18,779 --> 00:11:22,779 رسول خدا صلی الله علیه و آله لبخند زد 215 00:11:22,779 --> 00:11:26,700 وقتی اسلام آوردم و بیعت کردم 216 00:11:26,700 --> 00:11:28,700 به خانه ام برگشتم 217 00:11:28,700 --> 00:11:31,700 بنابراین شروع کردم به شکستن بتی که داشتم 218 00:11:31,700 --> 00:11:33,700 و من می گویم 219 00:11:33,700 --> 00:11:35,700 من با تو مغرور بودم 220 00:11:35,700 --> 00:11:40,700 بچه ای به رسول خدا صلی الله علیه و آله عرضه شد 221 00:11:40,700 --> 00:11:44,700 من از او به دلیل عدم تولد گوسفندم عذرخواهی کردم 222 00:11:44,700 --> 00:11:47,700 پس برای من دعا کرد که گوسفندان را برکت دهم 223 00:11:47,700 --> 00:11:48,700 بنابراین افزایش یافت 224 00:11:48,700 --> 00:11:51,700 پس من به او صدقه می دادم و می گفتم 225 00:11:51,700 --> 00:11:56,700 این از برکت رسول خدا صلی الله علیه و آله است 226 00:11:56,700 --> 00:11:58,990 من کی هستم؟ 227 00:11:58,990 --> 00:12:06,779 پاسخ 228 00:12:06,779 --> 00:12:10,779 هند بنت عتبه رضی الله عنه 229 00:12:10,779 --> 00:12:20,220 توقف کنید 230 00:12:20,220 --> 00:12:28,059 با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد 231 00:12:28,059 --> 00:12:30,059 چالش جدید 232 00:12:30,059 --> 00:12:32,059 من کی هستم؟ 233 00:12:32,059 --> 00:12:38,429 من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم 234 00:12:38,429 --> 00:12:43,429 او به شجاعت، شجاعت، سوارکاری و شمشیربازی معروف بود 235 00:12:43,429 --> 00:12:46,429 من از مرگ نمی ترسیدم 236 00:12:46,429 --> 00:12:49,429 و من صد شوالیه شمشیر را کشتم 237 00:12:49,429 --> 00:12:53,429 این علاوه بر کسانی است که در طول نبردها کشته اند 238 00:12:53,429 --> 00:12:57,429 نام من وحشت در دل دشمنان شد 239 00:12:57,429 --> 00:13:02,429 جوانمردی و سربلندی را در دل مسلمانان می آورد 240 00:13:02,429 --> 00:13:09,000 خدا به دست شهر پارسی تستستر فتح کرد 241 00:13:09,000 --> 00:13:13,000 آن شهر مستحکم، باشکوه و باستانی 242 00:13:13,000 --> 00:13:17,000 که در آن الحرمزان، رهبر فرصت ها، خود را مستحکم کرد 243 00:13:17,000 --> 00:13:21,000 لشکریان مسلمان در اطراف خندق توستار اردو زدند 244 00:13:21,000 --> 00:13:26,000 او نتوانست هجده ماه را بگذراند 245 00:13:26,000 --> 00:13:31,000 در آن دوره هشتاد نبرد با ارتش فرصت انجام داد 246 00:13:31,000 --> 00:13:34,029 او ابوموسی اشعری رضی الله عنه بود 247 00:13:34,029 --> 00:13:39,029 او امیدوار است که به سوره توستر هجوم آورد تا به مدینه برسد 248 00:13:39,029 --> 00:13:44,129 محاصره طولانی شد و مسلمانان خسته شدند 249 00:13:44,129 --> 00:13:50,129 ناگهان مردی از صاحبان فرصت نزد او آمد و از او امنیت خواست 250 00:13:50,129 --> 00:13:52,129 پس به او امنیت داد 251 00:13:52,129 --> 00:13:58,129 مرد پارسی به او از یک خروجی مخفی گفت که از طریق آن می توانستند وارد قلعه شوند 252 00:13:58,129 --> 00:14:04,129 از او مردی نیرومند خواست که شنا بلد باشد تا او را در راه راهنمایی کند 253 00:14:04,129 --> 00:14:09,129 پس به ابوموسی گفتم: ای امیر آن مرد را برای من بساز. 254 00:14:09,129 --> 00:14:13,450 ابوموسی رضی الله عنه قبول کرد 255 00:14:13,450 --> 00:14:17,450 با آن مرد پارسی زیر پوشش تاریکی رفتم 256 00:14:17,450 --> 00:14:22,450 بنابراین او مرا به داخل یک تونل زیرزمینی برد که رودخانه و شهر را به هم وصل می کرد 257 00:14:22,450 --> 00:14:30,450 گاهی راه می رفتم، گاهی دوست می داشتم، گاهی می خزیدم و گاهی شناور می شدم 258 00:14:30,450 --> 00:14:36,580 تا اینکه به بندر رسیدم و بعد از اینکه راه را یاد گرفتم برگشتم 259 00:14:36,580 --> 00:14:43,580 ابوموسی رضی الله عنه 300 شوالیه از شجاع ترین سربازان مسلمان را آماده کرده بود. 260 00:14:43,580 --> 00:14:47,580 و من قادر به شنا هستم، بنابراین آنها را با خودم می فرستم 261 00:14:47,580 --> 00:14:54,610 او تکبیر ما را نشانه دعوت از سربازان مسلمان برای هجوم به شهر قرار داد 262 00:14:54,610 --> 00:14:57,610 پس با آنها زیر پوشش تاریکی رفتم 263 00:14:57,610 --> 00:15:01,700 وقتی به بندر منتهی به شهر رسیدیم 264 00:15:01,700 --> 00:15:09,700 متوجه شدم که در راه تنها 80 نفر از همراهانم باقی مانده اند و بقیه جان باختند 265 00:15:09,700 --> 00:15:14,700 به محض اینکه به سرزمین شهر رسیدیم شمشیرهایمان را برهنه کردیم 266 00:15:14,700 --> 00:15:19,700 به محافظان قلعه حمله کردیم و آن را به سینه آنها چسباندیم 267 00:15:19,700 --> 00:15:23,700 سپس همانطور که رشد کردیم درها را باز کردیم 268 00:15:23,700 --> 00:15:26,700 سربازان مسلمان به داخل شهر ریختند 269 00:15:26,700 --> 00:15:31,700 جنگ سختی بین ما و دشمنان خدا درگرفت 270 00:15:31,700 --> 00:15:35,700 تاریخ جنگ ها به ندرت چنین چیزی را دیده است 271 00:15:35,700 --> 00:15:38,740 در حالی که جنگ در جریان بود 272 00:15:38,740 --> 00:15:41,740 الحرمزان را در صحن خود دید 273 00:15:41,740 --> 00:15:44,740 پس نزد او رفتم و با شمشیر جنگیدیم 274 00:15:44,740 --> 00:15:49,740 هر کدام از ما ضربه مهلکی به دوستش زد 275 00:15:49,740 --> 00:15:53,740 شمشیر من از او پرید و شمشیرش به من اصابت کرد 276 00:15:53,740 --> 00:15:58,740 در میدان نبرد به شهادت رسید 277 00:15:58,740 --> 00:16:02,740 و خداوند شهر توستار را به روی مسلمانان گشود 278 00:16:02,740 --> 00:16:07,740 الحرمزان به تصرف اخوان المسلمین درآمد 279 00:16:07,740 --> 00:16:09,929 من کی هستم؟ 280 00:16:09,929 --> 00:16:21,690 پاسخ را ابن ثورین صدوسی رضی الله عنه تکه تکه کرده است 281 00:16:21,690 --> 00:16:34,669 توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید 282 00:16:34,669 --> 00:16:42,549 یک چالش جدید از طرف من 283 00:16:42,549 --> 00:16:50,460 من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از انصار هستم 284 00:16:50,460 --> 00:16:53,460 من از بیعت کنندگان با الرضوان هستم 285 00:16:53,460 --> 00:16:55,460 تأخیر اسلامی 286 00:16:55,460 --> 00:17:01,460 سپس اسلام آوردم و همه صحنه ها را با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دیدم 287 00:17:01,460 --> 00:17:07,519 من در خانه بتی داشتم که آن را گرامی داشتم و از خاک پاک کردم 288 00:17:07,519 --> 00:17:09,519 و لباسی به تنش پوشیدم 289 00:17:09,519 --> 00:17:15,579 مردم مدینه با من درباره اسلام صحبت می کردند، اما من نپذیرفتم 290 00:17:15,579 --> 00:17:20,579 عبادة بن الصامط رضی الله عنه از دوستان من بود 291 00:17:20,579 --> 00:17:23,579 یک روز نشست و مرا تماشا کرد 292 00:17:23,579 --> 00:17:28,579 وقتی از خانه بیرون آمدم عباده با تبر وارد شد 293 00:17:28,579 --> 00:17:31,579 همسرم با خانواده اش است 294 00:17:31,579 --> 00:17:34,579 پس بت را تکه تکه شکست 295 00:17:34,579 --> 00:17:37,650 سپس بیرون رفت و در را بست 296 00:17:37,650 --> 00:17:39,650 پس به خانه ام برگشتم 297 00:17:39,650 --> 00:17:42,650 پس به بت نگاه کردم و شکسته شد 298 00:17:42,650 --> 00:17:45,650 گفتم: این یک عبادت است. 299 00:17:45,650 --> 00:17:50,779 پس با عصبانیت بیرون رفتم و خواستم با عباده دعوا کنم 300 00:17:50,779 --> 00:17:54,779 تو راه با خودم فکر کردم و گفتم: 301 00:17:54,779 --> 00:17:57,779 این بت هیچ خوبی ندارد 302 00:17:57,779 --> 00:18:00,779 اگر او خیر داشت، مانع او نمی شد 303 00:18:00,779 --> 00:18:04,869 پس ادامه دادم تا در عباده را زدم 304 00:18:04,869 --> 00:18:08,869 وقتی بر او وارد شدم از من ترسید 305 00:18:08,869 --> 00:18:12,869 گفتم: دیده ام که اگر بت چیزهای خوبی دارد. 306 00:18:12,869 --> 00:18:16,869 او به شما اجازه نداد آنچه را که می بینید انجام دهید 307 00:18:16,869 --> 00:18:20,869 شهادت می دهم که معبودی جز خدا نیست 308 00:18:20,869 --> 00:18:25,119 و اینکه محمد رسول خداست 309 00:18:25,119 --> 00:18:28,119 من با پیامبر صلی الله علیه و آله بودم 310 00:18:28,119 --> 00:18:31,119 در حدیبیه ما در احرام هستیم 311 00:18:31,119 --> 00:18:34,119 مشرکان ما را از انجام عمره باز داشتند 312 00:18:34,119 --> 00:18:36,119 و ورود به بیت الحرام 313 00:18:36,119 --> 00:18:39,119 موهای پرپشتی داشتم 314 00:18:39,119 --> 00:18:42,119 باعث افتادن موذی روی صورتم شد 315 00:18:42,119 --> 00:18:46,119 سپس پیامبر صلی الله علیه و آله از کنار من گذشت 316 00:18:46,119 --> 00:18:50,119 گفت: نگرانی در سرت آزارت می دهد؟ 317 00:18:50,119 --> 00:18:52,119 گفتم بله 318 00:18:52,119 --> 00:18:55,119 پس دستور داد سرم را بتراشم 319 00:18:55,119 --> 00:18:59,109 آیه فدیه نازل شد 320 00:18:59,109 --> 00:19:04,109 رسول خدا صلی الله علیه و آله روزی به من فرمود 321 00:19:04,109 --> 00:19:08,109 از حکومت احمقان به خدا پناه می برم 322 00:19:08,109 --> 00:19:11,109 پس گفتم یا رسول الله 323 00:19:11,109 --> 00:19:13,109 امارت ابلهان چیست؟ 324 00:19:13,109 --> 00:19:14,109 او گفت 325 00:19:14,109 --> 00:19:17,109 شاهزاده ها به دنبال من خواهند آمد 326 00:19:17,109 --> 00:19:21,109 هر که بر آنها وارد شود و دروغ هایشان را باور کند 327 00:19:21,109 --> 00:19:23,109 و آنان را در برابر بی عدالتی یاری داد 328 00:19:23,109 --> 00:19:26,109 او از من نیست و من از او نیستم 329 00:19:26,109 --> 00:19:29,619 عشق به من بر نمی گردد 330 00:19:29,619 --> 00:19:39,690 من کی هستم؟ 331 00:19:39,690 --> 00:19:40,690 پاسخ 332 00:19:40,690 --> 00:19:43,690 کعب بن عجره الانصاری 333 00:19:43,690 --> 00:19:51,990 خداوند از او راضی باشد 334 00:19:51,990 --> 00:19:54,569 توقف کنید 335 00:19:54,569 --> 00:19:57,569 با صحابه و علما آشنا شد 336 00:19:57,569 --> 00:20:02,450 و پرچم ها 337 00:20:02,450 --> 00:20:04,450 چالش جدید 338 00:20:04,450 --> 00:20:06,450 من کی هستم؟ 339 00:20:06,450 --> 00:20:11,200 من یکی از اصحاب هستم 340 00:20:11,200 --> 00:20:13,200 از انصار 341 00:20:13,200 --> 00:20:16,200 من شاهد احد و صحنه های پس از آن بودم 342 00:20:16,200 --> 00:20:19,200 با پیامبر صلی الله علیه و آله 343 00:20:19,200 --> 00:20:23,200 من از رسول خدا صلی الله علیه و آله عقب ماندم 344 00:20:23,200 --> 00:20:26,200 در جنگ تبوک ابتدا 345 00:20:26,200 --> 00:20:29,200 سپس در تبوک به او رسیدم 346 00:20:29,200 --> 00:20:32,220 دعا کرد حالم خوب بشه 347 00:20:32,220 --> 00:20:35,220 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم رفت 348 00:20:35,220 --> 00:20:38,220 برای جنگ با رومیان در ماه رجب 349 00:20:38,220 --> 00:20:40,220 از سال نهم هجری قمری 350 00:20:40,220 --> 00:20:43,220 در حمله ای به نام جنگ تبوک 351 00:20:43,220 --> 00:20:46,220 این جنگ به نام جنگ العصره نیز معروف بود 352 00:20:46,220 --> 00:20:50,220 به دلیل سختی و شدت شرایطی که در آن رخ داده است 353 00:20:50,220 --> 00:20:53,220 به دلیل گرمای شدید و کمبود آب 354 00:20:53,220 --> 00:20:55,220 و بعد از مکان 355 00:20:55,220 --> 00:20:58,319 کمبود پول و حیوان 356 00:20:58,319 --> 00:21:01,319 با وجود سختی و شدت این تهاجم 357 00:21:01,319 --> 00:21:05,319 یارانش به پیامبر صلی الله علیه و آله پاسخ دادند 358 00:21:05,319 --> 00:21:08,319 پس به سرعت برای جهاد گریختند 359 00:21:08,319 --> 00:21:11,319 در صحرای وسیع قدم می زنند 360 00:21:11,319 --> 00:21:15,609 بین گرمای شدید و جاده ناهموار 361 00:21:15,609 --> 00:21:16,609 همانطور که برای من 362 00:21:16,609 --> 00:21:22,609 من نتوانستم با پیامبر صلی الله علیه و آله و یارانش همراهی کنم 363 00:21:22,740 --> 00:21:25,740 بنابراین در خیابان های شهر قدم می زدم 364 00:21:25,740 --> 00:21:29,740 جز منافق شناخته شده در آن چیزی نمی یابم 365 00:21:29,740 --> 00:21:33,740 یا معذور از کسانی که خداوند آنها را معذور کرده است 366 00:21:33,740 --> 00:21:36,769 بنابراین در یک روز گرم نزد خانواده ام برگشتم 367 00:21:36,769 --> 00:21:38,769 دو تا زن برام پیدا کردم 368 00:21:38,769 --> 00:21:41,769 در باغ ما دو آلاچیق برای آنها وجود دارد 369 00:21:41,769 --> 00:21:45,769 هر کدام از آنها لانه اش را پاشیده بودند 370 00:21:45,769 --> 00:21:47,769 و آب داخل آن برای من خنک شد 371 00:21:47,769 --> 00:21:50,769 او برای من غذا آماده کرد 372 00:21:50,769 --> 00:21:53,769 وقتی بر دروازه العریش ایستادم 373 00:21:53,769 --> 00:21:55,769 به آینه ام نگاه کردم 374 00:21:55,769 --> 00:21:57,769 و کاری که برای من کردی 375 00:21:57,769 --> 00:21:58,769 پس گفتم 376 00:21:58,769 --> 00:22:01,769 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 377 00:22:01,769 --> 00:22:04,769 در آفتاب، باد و گرما 378 00:22:04,769 --> 00:22:06,769 من در سایه سرد هستم 379 00:22:06,769 --> 00:22:08,769 و غذای آماده 380 00:22:08,769 --> 00:22:10,769 و یک زن خوب است 381 00:22:10,769 --> 00:22:12,769 این نصف چیست؟ 382 00:22:12,769 --> 00:22:16,769 به خدا سوگند من وارد اریش هیچ یک از شما نمی شوم 383 00:22:16,769 --> 00:22:21,769 تا اینکه به رسول خدا صلی الله علیه و آله پیوست 384 00:22:21,769 --> 00:22:23,769 پس برای من آذوقه آماده کن 385 00:22:23,769 --> 00:22:25,769 بنابراین من انجام دادم 386 00:22:25,769 --> 00:22:27,769 بعد سوار دوچرخه ام شدم 387 00:22:27,769 --> 00:22:32,769 در جستجوی رسول خدا صلی الله علیه و آله بیرون رفتم 388 00:22:32,769 --> 00:22:33,900 و در راه 389 00:22:33,900 --> 00:22:37,900 با عمیر بن وهب رضی الله عنه ملاقات کردم 390 00:22:37,900 --> 00:22:41,900 رسول خدا صلی الله علیه و آله می خواهد 391 00:22:41,900 --> 00:22:42,900 پس ما را همراهی کنید 392 00:22:42,900 --> 00:22:45,900 حتی وقتی به تبوک نزدیک شدیم 393 00:22:45,900 --> 00:22:47,900 به عمیر بن وهب گفتم 394 00:22:47,900 --> 00:22:49,900 من مقصرم 395 00:22:49,900 --> 00:22:52,900 لازم نیست از من عقب بمونی 396 00:22:52,900 --> 00:22:56,900 تا اینکه نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله بیایم 397 00:22:56,900 --> 00:22:58,900 بنابراین او انجام داد 398 00:22:58,900 --> 00:23:02,900 حتی اگر به رسول خدا صلی الله علیه و آله نزدیک شدی 399 00:23:02,900 --> 00:23:04,900 در تبوک اقامت داشت 400 00:23:04,900 --> 00:23:06,900 مردم گفتند 401 00:23:06,900 --> 00:23:09,900 این یک سواری است که در جاده پیش رو است 402 00:23:09,900 --> 00:23:13,900 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 403 00:23:13,900 --> 00:23:15,900 پدر فلانی باش 404 00:23:15,900 --> 00:23:17,900 منظورش منه 405 00:23:17,900 --> 00:23:18,900 و گفتند 406 00:23:18,900 --> 00:23:20,900 ای رسول خدا 407 00:23:20,900 --> 00:23:22,900 او به خدا پدر فلانی است 408 00:23:22,900 --> 00:23:25,900 وقتی شتر من زایمان کرد 409 00:23:25,900 --> 00:23:30,900 آمدم و بر رسول خدا صلی الله علیه و آله سلام کردم 410 00:23:30,900 --> 00:23:32,900 او به من گفت 411 00:23:32,900 --> 00:23:34,900 اول به تو 412 00:23:34,900 --> 00:23:36,900 هر قطعه ای از بین می رود 413 00:23:36,900 --> 00:23:40,019 پس به رسول خدا صلی الله علیه و آله خبر دادم 414 00:23:40,019 --> 00:23:41,019 خبر من 415 00:23:41,019 --> 00:23:43,019 به من خوب گفت 416 00:23:43,019 --> 00:23:46,019 او به من زنگ زد خوب 417 00:23:46,019 --> 00:23:48,220 من کی هستم؟ 418 00:23:48,220 --> 00:23:57,160 پاسخ 419 00:23:57,160 --> 00:23:58,160 ابو خیثمه 420 00:23:58,160 --> 00:24:00,160 مالک بن قیس 421 00:24:00,160 --> 00:24:02,160 خداوند از او راضی باشد 422 00:24:02,160 --> 00:24:11,940 توقف کنید 423 00:24:11,940 --> 00:24:19,819 با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد 424 00:24:19,819 --> 00:24:21,819 چالش جدید 425 00:24:21,819 --> 00:24:23,819 من کی هستم؟ 426 00:24:23,819 --> 00:24:28,000 من یکی از همراهان جوان هستم 427 00:24:28,000 --> 00:24:32,000 و پسر عموی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 428 00:24:32,000 --> 00:24:35,000 یکی از راویان متعدد حدیث 429 00:24:35,000 --> 00:24:41,130 پیامبر صلی الله علیه و آله مرا با خود بر حیوان خود سوار می کرد 430 00:24:41,130 --> 00:24:43,190 من مرکب ملت هستم 431 00:24:43,190 --> 00:24:45,190 و فقیه عصر 432 00:24:45,190 --> 00:24:47,190 در مقابل تعبیر 433 00:24:47,190 --> 00:24:49,190 و مترجمان قرآن 434 00:24:49,190 --> 00:24:52,990 من در میان قوم بنی هاشم به دنیا آمدم 435 00:24:52,990 --> 00:24:54,990 روزهای محاصره 436 00:24:54,990 --> 00:24:57,990 سه سال قبل از سال هجری 437 00:24:57,990 --> 00:25:00,990 من در جوانی با اسلام تربیت شدم 438 00:25:00,990 --> 00:25:04,990 من با پدرم مهاجرت کردم و آخرین نفری بودیم که مهاجرت کردیم 439 00:25:04,990 --> 00:25:10,019 سپس مطمئن شدم که نزد پیامبر صلی الله علیه و آله می ماندم 440 00:25:10,019 --> 00:25:14,019 نظارت بر احوال او، پرستش او و پیروی از او 441 00:25:14,019 --> 00:25:18,220 یک بار دیر شب پیشش آمدم 442 00:25:18,220 --> 00:25:21,220 پس خواستم پشت سر او نماز بخوانم 443 00:25:21,220 --> 00:25:23,220 پس دستم را گرفت 444 00:25:23,220 --> 00:25:26,250 مرا به باد داد و کنارش گذاشت 445 00:25:26,250 --> 00:25:31,250 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله به نماز آمدند 446 00:25:31,250 --> 00:25:34,250 برگشتم و پشت سرش نماز خواندم 447 00:25:34,250 --> 00:25:35,250 وقتی او تمام شد 448 00:25:35,250 --> 00:25:37,250 او به من گفت 449 00:25:37,250 --> 00:25:40,250 اگر تو را کنیز خود کنم و تو برگردی چه کنم؟ 450 00:25:40,250 --> 00:25:43,250 پس گفتم یا رسول الله 451 00:25:43,250 --> 00:25:48,250 یا در حالی که رسول خدا هستی، کسی در کنار تو نماز بخواند؟ 452 00:25:48,250 --> 00:25:50,250 او این را دوست داشت 453 00:25:50,250 --> 00:25:55,440 و او رضی الله عنه بر من دعا کرد و گفت 454 00:25:55,440 --> 00:25:58,440 خدایا به او فقه در دین عطا کن 455 00:25:58,440 --> 00:26:00,440 و تفسیر را به او آموخت 456 00:26:00,440 --> 00:26:05,140 هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله دستگیر شد 457 00:26:05,140 --> 00:26:07,140 گفتم لیست حامیان 458 00:26:07,140 --> 00:26:12,140 آیا از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بپرسیم؟ 459 00:26:12,140 --> 00:26:14,140 ما از آنها علم می گیریم 460 00:26:14,140 --> 00:26:17,140 امروز آنها بسیارند 461 00:26:17,140 --> 00:26:18,180 و او گفت 462 00:26:18,180 --> 00:26:20,180 و من شما را تحسین می کنم 463 00:26:20,180 --> 00:26:23,180 می بینید، مردم به ما نیاز دارند 464 00:26:23,180 --> 00:26:28,180 از جمله اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بودند 465 00:26:28,180 --> 00:26:30,180 بنابراین او آن یکی را ترک کرد 466 00:26:31,180 --> 00:26:37,180 شروع کردم به درخواست از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و طلب علم. 467 00:26:37,180 --> 00:26:40,180 اگر فقط درباره آن مرد به من بگوید 468 00:26:40,180 --> 00:26:44,180 پس بعد از ظهر در حالی که خواب بود به در خانه اش آمدم 469 00:26:44,180 --> 00:26:47,180 پس ردای خود را بر در خانه اش گذاشتم 470 00:26:47,180 --> 00:26:50,180 و باد از خاک بر من می وزید 471 00:26:50,180 --> 00:26:53,180 مرد بیرون آمد و مرا دید 472 00:26:53,180 --> 00:26:54,180 و او می گوید 473 00:26:54,180 --> 00:26:58,180 پسر عموی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 474 00:26:58,180 --> 00:27:00,180 چه چیزی شما را به ارمغان آورد؟ 475 00:27:00,180 --> 00:27:03,240 برای من نفرستاد و من میام پیشت؟ 476 00:27:03,240 --> 00:27:04,240 پس من می گویم 477 00:27:04,240 --> 00:27:05,240 خیر 478 00:27:05,240 --> 00:27:08,240 من حق دارم پیش شما بیایم 479 00:27:08,240 --> 00:27:11,339 پس از او در مورد حدیث پرسیدم 480 00:27:11,339 --> 00:27:13,339 به طوری که آن پسر انصاری ماند 481 00:27:13,339 --> 00:27:17,339 تا اینکه مرا دید و مردم دور من جمع شدند 482 00:27:17,339 --> 00:27:19,339 و او گفت 483 00:27:19,339 --> 00:27:23,099 این پسر از من باهوش تر است 484 00:27:23,099 --> 00:27:28,140 عمر رضی الله عنه مرا با شیوخ بدر وارد می کرد 485 00:27:28,140 --> 00:27:30,140 برخی از آنها گفتند 486 00:27:30,140 --> 00:27:34,140 این پسر با ما وارد نشد و ما هم مثل او بچه داریم 487 00:27:34,140 --> 00:27:36,200 و او گفت 488 00:27:36,200 --> 00:27:39,359 او یکی از کسانی است که شما یاد گرفته اید 489 00:27:39,359 --> 00:27:42,359 پس یک روز با آنها تماس گرفت و من را با آنها دعوت کرد 490 00:27:42,359 --> 00:27:44,359 و او گفت 491 00:27:44,359 --> 00:27:49,359 اگر نصرت و فتح خداوند فرا رسد چه می گویید؟ 492 00:27:49,359 --> 00:27:51,460 تا آخر سوره 493 00:27:51,460 --> 00:27:53,460 برخی از آنها گفتند 494 00:27:53,460 --> 00:27:59,460 گفتیم اگر پیروز شدیم و او ما را پیروز کرد خدا را شکر می کنیم و از او طلب مغفرت می کنیم 495 00:27:59,460 --> 00:28:02,460 برخی از آنها گفتند ما نمی دانیم 496 00:28:02,460 --> 00:28:03,460 او به من گفت 497 00:28:03,460 --> 00:28:06,490 و چه می گویید؟ 498 00:28:06,490 --> 00:28:07,490 گفتم 499 00:28:07,490 --> 00:28:13,579 مهلت رسول خدا صلی الله علیه و آله است که به او آموختم. 500 00:28:13,579 --> 00:28:14,579 عمر گفت 501 00:28:14,579 --> 00:28:18,650 من فقط چیزی را می دانم که او می داند 502 00:28:18,650 --> 00:28:22,650 عمر رضی الله عنه روزی درباره من گفت 503 00:28:22,650 --> 00:28:24,650 اون یه پسر پیره 504 00:28:24,650 --> 00:28:26,650 او زبان مسئولیت پذیری دارد 505 00:28:26,650 --> 00:28:28,650 و قلب ذهن ها 506 00:28:28,650 --> 00:28:33,099 من شورای بزرگی در شهر داشتم 507 00:28:33,099 --> 00:28:36,099 مردم برای کسب علم به آنجا می آیند 508 00:28:36,099 --> 00:28:40,099 جلسات نشستن خود را به روزها و درس ها تقسیم می کردم 509 00:28:40,099 --> 00:28:42,099 پس روزی برای فقه بگذار 510 00:28:42,099 --> 00:28:45,099 روز تفسیر قرآن 511 00:28:45,099 --> 00:28:47,099 روزی برای نبردها 512 00:28:47,099 --> 00:28:49,099 و یک روز مو 513 00:28:49,099 --> 00:28:52,349 و یک روز برای ایام عرب 514 00:28:52,349 --> 00:29:00,880 من کی هستم؟ 515 00:29:00,880 --> 00:29:01,880 پاسخ 516 00:29:01,880 --> 00:29:11,009 عبدالله بن عباس رضی الله عنه از هر دوی آنها راضی باشد 517 00:29:11,009 --> 00:29:12,519 توقف کنید 518 00:29:12,519 --> 00:29:13,519 توقف کنید 519 00:29:13,519 --> 00:29:21,369 با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد 520 00:29:21,369 --> 00:29:23,369 چالش جدید 521 00:29:23,369 --> 00:29:25,369 من کی هستم؟ 522 00:29:25,369 --> 00:29:32,150 من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم 523 00:29:32,150 --> 00:29:34,150 و هم پیمان انصار 524 00:29:34,150 --> 00:29:37,150 یکی از شوالیه های اسلام 525 00:29:37,150 --> 00:29:40,150 من از کسانی بودم که در کار خیر شتاب می کردم 526 00:29:40,150 --> 00:29:43,150 و رقبا در کارهای خیر باقی مانده 527 00:29:43,150 --> 00:29:48,279 و کسانی که خود و مال خود را در راه خدا فدا می کنند 528 00:29:48,279 --> 00:29:55,240 وقتی مصعب بن عمیر رضی الله عنه به مدینه آمد مسلمان شدم 529 00:29:55,240 --> 00:30:00,240 روزی با پیامبر صلی الله علیه و آله نشسته بودیم 530 00:30:00,240 --> 00:30:02,240 بعد مردی آمد و گفت 531 00:30:02,240 --> 00:30:04,240 ای رسول خدا 532 00:30:04,240 --> 00:30:07,240 فلانی درخت خرما دارد 533 00:30:07,240 --> 00:30:10,240 من می خواهم باغبان را حصار بکشم 534 00:30:10,240 --> 00:30:13,240 سپس دیوار به درخت نخل او می رسد 535 00:30:13,240 --> 00:30:15,240 پس از او خواست که یک درخت خرما به من بدهد 536 00:30:15,240 --> 00:30:19,460 تا اینکه در آنجا حصار باغی درست کردم 537 00:30:19,460 --> 00:30:24,529 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به مردی که درخت خرما داشت می فرماید 538 00:30:24,529 --> 00:30:26,529 به او بده 539 00:30:26,529 --> 00:30:29,589 و در بهشت درخت خرمایی خواهید داشت 540 00:30:29,589 --> 00:30:31,589 مرد نپذیرفت 541 00:30:31,589 --> 00:30:33,660 بعد بلند شد و رفت 542 00:30:33,660 --> 00:30:36,660 پس پشت سرش ایستادم و به او گفتم 543 00:30:36,660 --> 00:30:39,660 درخت نخلت را در تمام باغ من به من بفروش 544 00:30:39,660 --> 00:30:42,690 من یک باغ بزرگ داشتم 545 00:30:42,690 --> 00:30:44,690 شامل ششصد درخت نخل است 546 00:30:44,690 --> 00:30:46,690 مرد موافقت کرد 547 00:30:46,690 --> 00:30:50,690 پس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدم و عرض کردم 548 00:30:50,690 --> 00:30:52,690 ای رسول خدا 549 00:30:52,690 --> 00:30:55,690 من درخت خرما را با باغبانم خریدم 550 00:30:55,690 --> 00:30:57,690 پس برایش درست کن 551 00:30:57,690 --> 00:31:01,750 پیامبر صلی الله علیه و آله توضیح داد 552 00:31:01,750 --> 00:31:05,849 و مرا به میوه ای تازه در بهشت مژده ده 553 00:31:05,849 --> 00:31:07,849 و ساقه 554 00:31:07,849 --> 00:31:09,849 شاخه درخت خرما است 555 00:31:09,849 --> 00:31:13,980 بار آن به دلیل فراوانی میوه سنگین است 556 00:31:13,980 --> 00:31:16,980 پس وقتی همسرم در باغ بود نزد همسرم آمدم 557 00:31:16,980 --> 00:31:18,980 پس بهش گفتم 558 00:31:18,980 --> 00:31:20,980 از باغ برو بیرون 559 00:31:20,980 --> 00:31:22,980 پسرها را بیرون آورد 560 00:31:22,980 --> 00:31:27,009 او را به درخت خرمایی در بهشت فروختم 561 00:31:27,009 --> 00:31:28,009 و او گفت 562 00:31:28,009 --> 00:31:30,039 او برنده فروش شد 563 00:31:30,039 --> 00:31:32,039 بعد اومد پیش بچه های ما 564 00:31:32,039 --> 00:31:35,039 خرما در دهانشان بیرون می آید 565 00:31:35,039 --> 00:31:38,710 و آنچه در آستین آنهاست را تکان دهید 566 00:31:38,710 --> 00:31:43,710 من شاهد جنگ احد با پیامبر صلی الله علیه و آله بودم 567 00:31:43,710 --> 00:31:46,710 زمانی که مسلمانان شکست خوردند 568 00:31:46,710 --> 00:31:51,710 شایع شد که پیامبر صلی الله علیه و آله کشته شده است 569 00:31:51,710 --> 00:31:54,710 باعث شد با صدای بلند جیغ بزنم 570 00:31:54,710 --> 00:31:56,710 ای اهل انصار 571 00:31:56,710 --> 00:31:59,710 اگر محمد کشته می شد 572 00:31:59,710 --> 00:32:02,710 زیرا خداوند زنده است و نمی میرد 573 00:32:02,710 --> 00:32:04,710 پس برای دین خود بجنگید 574 00:32:04,710 --> 00:32:08,710 خداوند پشتیبان و پشتیبان شماست 575 00:32:08,710 --> 00:32:11,710 سپس گروهی از انصار به سوی من قیام کردند 576 00:32:11,710 --> 00:32:13,710 پس به مشرکان حمله کردیم 577 00:32:13,710 --> 00:32:16,710 سپس گردان خشنه به سمت ما ایستاد 578 00:32:16,710 --> 00:32:19,710 بنابراین او ما را مجبور به جنگ با آنها کرد 579 00:32:19,710 --> 00:32:24,839 تا اینکه مجروح شدم و مجروح در میدان جنگ افتادم 580 00:32:24,839 --> 00:32:26,839 سپس از زخم هایم شفا یافتم 581 00:32:26,839 --> 00:32:29,839 پس از حدیبیه درگذشت 582 00:32:29,839 --> 00:32:33,839 برای پیامبر صلی الله علیه و آله دعا کرد 583 00:32:33,839 --> 00:32:36,839 سپس گاو نر آوردند و او سوار شد 584 00:32:36,839 --> 00:32:38,839 تشییع جنازه من دنبال شد 585 00:32:38,839 --> 00:32:41,940 اصحاب او را تعقیب می کردند 586 00:32:41,940 --> 00:32:44,940 ایشان رضی الله عنه فرمودند 587 00:32:44,940 --> 00:32:49,349 چند دسته ساقه برای او در بهشت متنعم می شود؟ 588 00:32:49,349 --> 00:32:57,210 من کی هستم؟ 589 00:32:57,210 --> 00:33:00,210 جواب ابوالدهده است 590 00:33:00,210 --> 00:33:04,210 ثابت بن الدهده رضی الله عنه 591 00:33:04,210 --> 00:33:14,470 توقف کنید 592 00:33:14,470 --> 00:33:18,470 با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد 593 00:33:18,470 --> 00:33:28,940 چالش جدید من کی هستم؟ 594 00:33:28,940 --> 00:33:31,940 من یکی از همراهان مهاجر زن هستم 595 00:33:31,940 --> 00:33:34,940 هاشمی قرشی 596 00:33:34,940 --> 00:33:36,940 باشمی قریشی ازدواج کرد 597 00:33:36,940 --> 00:33:38,940 او ابوطالب است 598 00:33:38,940 --> 00:33:41,940 عموی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 599 00:33:41,940 --> 00:33:45,940 علی بن ابی طالب رضی الله عنه را به دنیا آورد 600 00:33:45,940 --> 00:33:48,039 و برادرانش 601 00:33:48,039 --> 00:33:52,039 من اولین هاشمی بودم که از یک هاشمی به دنیا آمدم 602 00:33:52,039 --> 00:33:55,039 اولین زن هاشمی که خلیفه به دنیا آورد 603 00:33:55,039 --> 00:33:58,299 شما یک زن خوب و بخشنده هستید 604 00:33:58,299 --> 00:34:00,299 و همین خلقت 605 00:34:00,299 --> 00:34:03,299 من از مؤمنان صبور بودم 606 00:34:03,299 --> 00:34:09,300 من در قلب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم جایگاه بزرگی دارم 607 00:34:10,130 --> 00:34:16,130 هنگامی که عبدالمطلب جد پیامبر صلی الله علیه و آله درگذشت 608 00:34:16,130 --> 00:34:18,130 قصی شوهرم ابوطالب 609 00:34:18,130 --> 00:34:22,130 تحت حمایت حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم 610 00:34:22,130 --> 00:34:25,130 پس ابوطالب او را در زمره فرزندان ما قرار داد 611 00:34:25,130 --> 00:34:30,130 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله در خانه من برانگیخته شد 612 00:34:30,130 --> 00:34:35,130 من علاوه بر مراقبت از فرزندانم از او نیز مراقبت می کردم 613 00:34:35,130 --> 00:34:39,130 من برایش مثل یک مادر و دایه بودم 614 00:34:39,130 --> 00:34:43,130 و دست مراقبی که او را با فرزندانش در آغوش گرفت 615 00:34:43,130 --> 00:34:46,130 نزدیک به دو دهه او را در آغوش گرفت 616 00:34:46,130 --> 00:34:51,130 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مرا مادر خود می دانست 617 00:34:51,130 --> 00:34:54,130 و او مرا مامان صدا می کند 618 00:34:54,130 --> 00:34:56,130 و من او را مانند پسرم دوست داشتم 619 00:34:56,130 --> 00:35:00,219 حتی به اخلاق خوبش هم افتخار می کنم 620 00:35:00,219 --> 00:35:04,219 وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله فرزندم علی را برگزید 621 00:35:04,219 --> 00:35:06,219 تا با او در خانه اش زندگی کند 622 00:35:06,219 --> 00:35:08,219 خوشحالم کرد 623 00:35:08,219 --> 00:35:13,219 به پسرم توصیه کردم که تحت تأثیر اخلاق محمد صلی الله علیه و آله باشد. 624 00:35:13,219 --> 00:35:16,219 و او مسیر را دنبال می کند 625 00:35:16,219 --> 00:35:19,989 این قبل از قیامت بود 626 00:35:19,989 --> 00:35:22,989 پس از مرگ شوهرم ابوطالب اسلام آوردم 627 00:35:22,989 --> 00:35:25,989 سپس به شهر مهاجرت کرد 628 00:35:25,989 --> 00:35:29,989 رسول خدا صلی الله علیه و آله به زیارت من می آمد 629 00:35:29,989 --> 00:35:32,989 و او در خانه من چرت می زند 630 00:35:32,989 --> 00:35:34,989 و بعد از مرگ من 631 00:35:34,989 --> 00:35:38,989 خدا رحمتش کند، مرا در پیراهن خود کفن کرد 632 00:35:38,989 --> 00:35:43,440 داخل قبرم رفت و با دستش آن را صاف کرد 633 00:35:43,440 --> 00:35:50,880 من کی هستم؟ 634 00:35:50,880 --> 00:35:55,880 جواب فاطمه بنت اسد رضی الله عنه است 635 00:35:55,880 --> 00:36:04,619 توقف کنید 636 00:36:04,619 --> 00:36:08,619 با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد 637 00:36:08,619 --> 00:36:14,530 چالش جدید 638 00:36:14,530 --> 00:36:19,090 من کی هستم؟ 639 00:36:19,090 --> 00:36:21,090 من یکی از اصحاب هستم 640 00:36:21,090 --> 00:36:25,219 پشتیبان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 641 00:36:25,219 --> 00:36:30,280 من قبل از ورود پیامبر صلی الله علیه و آله به مدینه اسلام آوردم 642 00:36:30,280 --> 00:36:33,280 مدتی در اسلام زندگی کردم 643 00:36:33,280 --> 00:36:35,280 او در جنگ بدر کشته شد 644 00:36:35,280 --> 00:36:38,280 اولین جنگ های جاودانه اسلام 645 00:36:38,280 --> 00:36:42,019 در روز هفدهم ماه مبارک رمضان 646 00:36:42,019 --> 00:36:45,019 از سال دوم هجرت 647 00:36:45,019 --> 00:36:48,019 این خبر به پیامبر صلی الله علیه و آله رسید 648 00:36:48,019 --> 00:36:51,019 با ورود کاروانی از شام به قریش 649 00:36:51,019 --> 00:36:55,050 پیامبر صلی الله علیه و آله به یاران خود فرمود 650 00:36:55,050 --> 00:36:57,110 که پشتش حاضر بود 651 00:36:57,110 --> 00:36:59,110 بگذار با ما سوار شود 652 00:36:59,110 --> 00:37:02,110 پس مردان را مجبور کرد از او اجازه بگیرند 653 00:37:02,110 --> 00:37:05,110 شتران خود را از بالای شهر می آورند 654 00:37:05,110 --> 00:37:07,110 او می گوید نه 655 00:37:07,110 --> 00:37:10,110 به جز کسانی که پشتشان حاضر بود 656 00:37:10,110 --> 00:37:14,340 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله به راه افتاد 657 00:37:14,340 --> 00:37:16,340 و با او رفتیم 658 00:37:16,340 --> 00:37:19,340 تا اینکه مشرکان بر ما تا بدر پیشی گرفتند 659 00:37:19,340 --> 00:37:22,619 سپس مشرکان آمدند 660 00:37:22,619 --> 00:37:25,619 این دو رده به طور غیرمنتظره ای به هم رسیدند 661 00:37:25,619 --> 00:37:28,619 دو اردوگاه آماده جنگ شدند 662 00:37:28,619 --> 00:37:31,619 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 663 00:37:31,619 --> 00:37:34,619 سوگند به کسی که جان من در دست اوست 664 00:37:34,619 --> 00:37:37,619 امروز یک مرد با آنها مبارزه نمی کند 665 00:37:37,619 --> 00:37:40,619 او با صبر و شکیبایی کشته می شود و پاداش می خواهد 666 00:37:40,619 --> 00:37:42,619 بی برنامه آمدن 667 00:37:42,619 --> 00:37:45,750 مگر اینکه خداوند او را وارد بهشت کند 668 00:37:45,750 --> 00:37:49,750 به بهشتی به وسعت آسمان ها و زمین برخیز 669 00:37:49,750 --> 00:37:53,039 پس گفتم یا رسول الله 670 00:37:53,039 --> 00:37:56,039 بهشتی به وسعت آسمان ها و زمین 671 00:37:56,039 --> 00:37:58,099 گفت بله 672 00:37:58,099 --> 00:38:01,099 پس من گفتم بله بلا 673 00:38:01,099 --> 00:38:04,230 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 674 00:38:04,230 --> 00:38:08,230 چه چیزی شما را وادار می کند که بلابله بگویید؟ 675 00:38:08,230 --> 00:38:12,329 گفتم: نه، به خدا یا رسول الله. 676 00:38:12,329 --> 00:38:15,329 به جز این امید که من از افراد آن باشم 677 00:38:15,329 --> 00:38:18,360 ایشان رضی الله عنه فرمودند 678 00:38:18,360 --> 00:38:21,360 شما یکی از افراد آن هستید 679 00:38:21,360 --> 00:38:26,150 بنابراین تاریخ هایی را که با خودم داشتم بیرون آوردم 680 00:38:26,150 --> 00:38:29,150 بنابراین شروع به خوردن آنها کردم 681 00:38:29,150 --> 00:38:31,150 بعد گفتم 682 00:38:31,150 --> 00:38:34,150 چون زنده ماندم تا این خرماهایم را بخورم 683 00:38:34,150 --> 00:38:37,150 برای عمر طولانی است 684 00:38:37,150 --> 00:38:40,179 من آن را دور انداختم 685 00:38:40,179 --> 00:38:43,179 و همانطور که گفتم خودم را مجبور به مبارزه کردم 686 00:38:43,179 --> 00:38:46,179 بدون غذا به سوی خدا دویدند 687 00:38:46,179 --> 00:38:49,179 جز اینکه معادی را ملاقات کرد و علیه آن کار کرد 688 00:38:49,179 --> 00:38:52,179 و صبر فی سبیل الله بر جهادگر 689 00:38:52,179 --> 00:38:55,179 و هر افزایشی در برابر تمام شدن آسیب پذیر است 690 00:38:55,179 --> 00:38:59,179 غیر از تقوا و نیکی و هدایت 691 00:38:59,179 --> 00:39:03,309 سپس با مشرکان جنگیدم تا کشته شدم 692 00:39:03,309 --> 00:39:08,309 من اولین انصاری بودم که در اسلام کشته شدند 693 00:39:08,309 --> 00:39:17,940 من کی هستم؟ 694 00:39:17,940 --> 00:39:21,940 جواب عمیر بن الحمام الانصاری است 695 00:39:21,940 --> 00:39:23,940 خداوند از او راضی باشد 696 00:39:23,940 --> 00:39:34,900 توقف کنید 697 00:39:34,900 --> 00:39:38,900 با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد 698 00:39:38,900 --> 00:39:44,820 چالش جدید 699 00:39:44,820 --> 00:39:46,820 من کی هستم؟ 700 00:39:46,820 --> 00:39:52,469 من از صحابه جوان هستم 701 00:39:52,469 --> 00:39:55,469 من در گذشته در مکه اسلام آوردم 702 00:39:55,469 --> 00:39:58,469 من از اصحاب با فضیلت بودم 703 00:39:58,469 --> 00:40:01,820 و یکی از شاهدان در عهدنامه حدیبیه 704 00:40:01,820 --> 00:40:04,820 من در بدر جانب مشرکان را گرفتم 705 00:40:04,820 --> 00:40:06,820 و به مسلمانان پناه برد 706 00:40:06,820 --> 00:40:08,820 من با آنها شاهد آن بودم 707 00:40:08,820 --> 00:40:11,860 و بادریان را شمردم 708 00:40:11,860 --> 00:40:15,860 و آنچه نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از دست دادم 709 00:40:15,860 --> 00:40:17,889 مشهد از زمانی که اسلام آوردم 710 00:40:17,889 --> 00:40:20,889 برادر من، همسفر بزرگ 711 00:40:20,889 --> 00:40:23,889 ابوجندل رضی الله عنه 712 00:40:23,889 --> 00:40:28,750 که مسلمانان پس از عهدنامه حدیبیه بازگشتند 713 00:40:28,750 --> 00:40:31,750 پدرم از امرای مکه بود 714 00:40:31,750 --> 00:40:34,750 او با مسلمانان بسیار دشمن بود 715 00:40:34,750 --> 00:40:38,750 او پس از اطلاع از اسلام آوردن من، شکنجه های خود را بر من شدت بخشید 716 00:40:38,750 --> 00:40:41,750 پس از او پنهان به حبشه مهاجرت کرد 717 00:40:41,750 --> 00:40:44,750 سپس با کسانی که بازگشتند به مکه بازگشتم 718 00:40:44,750 --> 00:40:47,750 بعد از اینکه شایع شد که قریش اسلام آوردند 719 00:40:47,750 --> 00:40:50,750 وقتی وارد خانه پدری شدم 720 00:40:50,750 --> 00:40:53,750 مرا گرفت و به خود بست 721 00:40:53,750 --> 00:40:56,750 او مرا شدیدتر از قبل شکنجه کرد 722 00:40:56,750 --> 00:40:59,750 که باعث شد من را به او نشان دهم 723 00:40:59,750 --> 00:41:02,750 من دین اسلام را ترک کردم 724 00:41:02,750 --> 00:41:04,750 بنابراین می توانم خیالم راحت باشد 725 00:41:04,750 --> 00:41:08,750 اما قلبم با ایمان آرام شد 726 00:41:08,750 --> 00:41:11,940 و هنگامی که قریش جمعیت خود را جمع کردند 727 00:41:11,940 --> 00:41:13,940 جنگیدن در بدر 728 00:41:13,940 --> 00:41:15,940 با پدرم بلند شدم 729 00:41:15,940 --> 00:41:18,940 وانمود كردن مشتاق جنگ با مسلمانان 730 00:41:18,940 --> 00:41:21,940 من حافظ رزق و روزی قریش بودم 731 00:41:21,940 --> 00:41:24,940 که با خود به نبرد خواهند برد 732 00:41:24,940 --> 00:41:27,940 تحسین پدرم بیشتر شد 733 00:41:27,940 --> 00:41:30,940 سپس با آنها به بدر رفتم 734 00:41:30,940 --> 00:41:33,940 زمانی که این دو گروه به هم رسیدند 735 00:41:33,940 --> 00:41:36,940 و رسول خدا صلی الله علیه و آله را دیدم 736 00:41:36,940 --> 00:41:38,940 در میان مسلمانان 737 00:41:38,940 --> 00:41:40,940 خیلی خوشحال شدم 738 00:41:40,940 --> 00:41:43,940 سپس پاهایم را به سمت آنها شلیک کردم 739 00:41:43,940 --> 00:41:45,940 و من فریاد می زنم 740 00:41:45,940 --> 00:41:48,940 شهادت می دهم که معبودی جز خدا نیست 741 00:41:48,940 --> 00:41:51,940 و اینکه محمد رسول خداست 742 00:41:51,940 --> 00:41:53,940 از دست پدرم فرار کردم 743 00:41:53,940 --> 00:41:57,940 به رسول خدا صلی الله علیه و آله 744 00:41:57,940 --> 00:42:00,739 من با او شاهد یک ماه کامل بودم 745 00:42:00,739 --> 00:42:02,739 و روز افتتاحیه 746 00:42:02,739 --> 00:42:04,739 من برای پدرم امنیت گرفتم 747 00:42:04,739 --> 00:42:07,739 پس گفتم یا رسول الله 748 00:42:07,739 --> 00:42:09,780 پدرم او را باور کرد 749 00:42:09,780 --> 00:42:13,780 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 750 00:42:13,780 --> 00:42:14,780 بله 751 00:42:14,780 --> 00:42:16,780 او به امنیت خدا اعتقاد داشت 752 00:42:16,780 --> 00:42:18,869 بگذارید ظاهر شود 753 00:42:18,869 --> 00:42:21,869 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 754 00:42:21,869 --> 00:42:23,940 به اطرافیانش 755 00:42:23,940 --> 00:42:25,940 که سهیل بن عمر را دید 756 00:42:25,940 --> 00:42:28,940 بهش نگاه نکن 757 00:42:28,940 --> 00:42:29,940 برای زندگی من 758 00:42:29,940 --> 00:42:32,940 سهیلا شعور و شرافت دارد 759 00:42:32,940 --> 00:42:35,940 هیچ کس مثل سهیل نیست که از اسلام بی خبر باشد 760 00:42:35,940 --> 00:42:38,000 پس نزد پدرم رفتم 761 00:42:38,000 --> 00:42:43,000 پس آنچه را که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند به او گفتم 762 00:42:43,000 --> 00:42:45,000 پدرم گفت 763 00:42:45,000 --> 00:42:47,000 به خدا او بیرون بود 764 00:42:47,000 --> 00:42:50,059 کوچک و بزرگ 765 00:42:50,059 --> 00:42:53,059 پدرم اسلام آورد و مسلمان خوبی شد 766 00:42:53,059 --> 00:42:58,179 پس از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم 767 00:42:58,179 --> 00:43:00,179 در جنگ های ارتداد شرکت کرد 768 00:43:00,179 --> 00:43:03,179 او در جنگ الیمامه کشته شد 769 00:43:03,179 --> 00:43:05,380 من کی هستم؟ 770 00:43:05,380 --> 00:43:14,219 پاسخ 771 00:43:14,219 --> 00:43:16,219 عبدالله بن سهیل بن عمر 772 00:43:16,219 --> 00:43:18,219 خداوند از او راضی باشد