WEBVTT

00:00:01.330 --> 00:00:04.330
توقف کنید

00:00:04.330 --> 00:00:12.210
با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد

00:00:12.210 --> 00:00:16.210
یک چالش جدید از طرف من

00:00:16.210 --> 00:00:22.579
من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم

00:00:22.579 --> 00:00:25.579
انصاری اوسی

00:00:25.579 --> 00:00:30.579
من قبل از سعد بن معادر رضی الله عنه مولای اوس اسلام آوردم

00:00:30.579 --> 00:00:35.579
مفتخر به لقب ولیّ رسول الله صلی الله علیه وسلم شدم

00:00:35.579 --> 00:00:40.579
جایی که از او نگهبانی می دادم و هر کاری که او به من محول می کرد انجام می دادم

00:00:40.579 --> 00:00:44.579
این شامل ترور کعب بن الاشراف نیز می شود

00:00:44.579 --> 00:00:50.579
شاعر یهودی که به رسول خدا صلی الله علیه و آله آزار می رساند

00:00:50.579 --> 00:00:53.579
به اصحاب رضی الله عنه هجو می کنند

00:00:53.579 --> 00:00:56.579
او زنان مسلمان را دوست دارد

00:00:56.579 --> 00:00:59.579
کفار علیه آنها تحریک می کنند

00:00:59.579 --> 00:01:04.629
وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله به مدینه آمد

00:01:04.629 --> 00:01:10.629
او بین خود و مردم آن، اعم از یهودی و مشرک، عهد و پیمان نوشت

00:01:10.629 --> 00:01:13.629
اما برخی از اینها احمق هستند

00:01:13.629 --> 00:01:16.629
او این رفتار مهربانانه را با آنها پیدا نکرد

00:01:16.629 --> 00:01:19.629
پس ما با اهل ایمان دشمنی کردیم

00:01:19.629 --> 00:01:22.629
از جمله کعب بن الاشراف یهودی است

00:01:22.629 --> 00:01:25.629
او در کارهای نادرست خود از حد فراتر رفته است

00:01:25.629 --> 00:01:29.629
او در مورد شخصیت یا عهد خود از هیچ ابهامی منصرف نشد

00:01:29.629 --> 00:01:31.629
این خصومت را افزایش داد

00:01:32.629 --> 00:01:37.629
هنگامی که خانواده مشرکان را در بدر به زنجیر بسته دید

00:01:37.629 --> 00:01:40.629
او شروع به نشان دادن دشمنی خود با مسلمانان کرد

00:01:40.629 --> 00:01:43.629
او برای مشرکان کشته شده در بدر عزادار است

00:01:43.629 --> 00:01:48.629
سپس به مکه رفت تا با شعر خود مشرکان را دلداری دهد

00:01:48.629 --> 00:01:51.629
او آنها را به جنگ با مسلمانان ترغیب می کند

00:01:51.629 --> 00:01:54.859
سپس به شهر بازگشت

00:01:54.859 --> 00:01:58.859
هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از بازگشت او باخبر شد

00:01:58.859 --> 00:02:01.859
گفت: آن كعب بن الاشراف كيست؟

00:02:01.859 --> 00:02:04.859
او به من صدمه زد

00:02:04.859 --> 00:02:07.859
پس گفتم یا رسول الله

00:02:07.859 --> 00:02:09.860
من او را می کشم

00:02:09.860 --> 00:02:11.860
گفت و کرد

00:02:11.860 --> 00:02:13.889
سپس نگرانی بر من غلبه کرد

00:02:13.889 --> 00:02:16.889
بنابراین روزهایی را بدون غذا سپری کردم

00:02:16.889 --> 00:02:20.889
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا صدا زد

00:02:20.889 --> 00:02:22.889
او به من گفت

00:02:22.889 --> 00:02:24.889
غذا و نوشیدنی را ترک نکردم

00:02:24.889 --> 00:02:27.889
پس گفتم یا رسول الله

00:02:27.889 --> 00:02:29.889
یه چیزی بهت گفتم

00:02:29.889 --> 00:02:32.889
نمی دانم آن را برای شما برآورده کنم یا نه

00:02:32.889 --> 00:02:35.889
ایشان رضی الله عنه فرمودند

00:02:35.889 --> 00:02:38.889
شما باید تمام تلاش خود را بکنید و بهترین کار را انجام دهید

00:02:38.889 --> 00:02:41.889
او درباره موضوع خود با سعد بن معاذ مشورت کرد

00:02:41.889 --> 00:02:43.889
بنابراین با او مشورت کردم

00:02:43.889 --> 00:02:46.889
سپس با گروهی از اوس ملاقات کردم

00:02:46.889 --> 00:02:48.889
از جمله عباد بن بشر است

00:02:48.889 --> 00:02:50.889
و ابونائله

00:02:50.889 --> 00:02:54.889
بنابراین ما بر سر طرحی به توافق رسیدیم که در آن به یهودی حمله کنیم

00:02:55.889 --> 00:02:58.889
سپس به نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله رسیدیم

00:02:58.889 --> 00:03:01.889
پس گفتیم یا رسول الله

00:03:01.889 --> 00:03:03.889
ما او را می کشیم

00:03:03.889 --> 00:03:07.889
این برای ما تحقیرآمیز است که نسبت به مسلمانان و پیامبرشان سخن بگوییم

00:03:07.889 --> 00:03:10.889
برای ما یک امر ضروری است

00:03:10.889 --> 00:03:13.949
ایشان رضی الله عنه فرمودند

00:03:13.949 --> 00:03:15.949
بگو مشکلی نیست

00:03:15.949 --> 00:03:19.020
پس ابونائله نزد او رفت

00:03:19.020 --> 00:03:23.020
من و ابونائله از شیر دادن نیرومندتر بودیم

00:03:23.020 --> 00:03:27.110
وقتی کعب او را دید، مقامش را انکار کرد

00:03:27.110 --> 00:03:29.110
ابونائله به او گفت

00:03:29.110 --> 00:03:32.110
ما به شما نیاز داریم

00:03:32.110 --> 00:03:35.180
کعب گفت: این چیست؟

00:03:35.180 --> 00:03:37.180
ابونائله گفت

00:03:37.180 --> 00:03:41.180
آمدن این مرد بر سر ما مصیبت بود

00:03:41.180 --> 00:03:43.180
اعراب با ما جنگیدند

00:03:43.180 --> 00:03:45.180
ما را از یک کمان پرتاب کرد

00:03:45.180 --> 00:03:48.180
ما سرگردان بودیم

00:03:48.180 --> 00:03:51.180
تا اینکه روح ها خسته شد و بچه ها گم شدند

00:03:51.180 --> 00:03:53.180
صدقه گرفتیم

00:03:53.180 --> 00:03:55.180
چیزی برای خوردن پیدا نمی کنیم

00:03:55.180 --> 00:03:57.210
کعب گفت

00:03:57.210 --> 00:04:01.210
قسم می خورم قبلا این را به شما می گفتم

00:04:01.210 --> 00:04:03.270
ابونائله گفت

00:04:03.270 --> 00:04:07.270
چند تن از همراهانم را با خود دارم که با من موافقند

00:04:07.270 --> 00:04:10.270
می خواستم آنها را برای شما بیاورم

00:04:10.270 --> 00:04:13.270
بنابراین ما از شما غذا یا خرما می خریم

00:04:13.270 --> 00:04:16.269
و آن را برای ما بهبود بخشید

00:04:16.269 --> 00:04:19.269
آنچه را که به آن اطمینان دارید به شما قول می دهیم

00:04:20.269 --> 00:04:22.430
کعب گفت

00:04:22.430 --> 00:04:25.430
به خدا من ابونائله را دوست نداشتم

00:04:25.430 --> 00:04:28.430
برای دیدن این قطعه شما

00:04:28.430 --> 00:04:31.430
حتی اگر شما یکی از سخاوتمندترین افراد برای من باشید

00:04:31.430 --> 00:04:34.430
تو ای برادر من در مورد سینه هایت بحث کردی

00:04:34.430 --> 00:04:36.500
ابونائله گفت

00:04:36.500 --> 00:04:40.500
آنچه را که درباره محمد به تو گفتم از ما پنهان کن

00:04:40.500 --> 00:04:42.529
کعب گفت

00:04:42.529 --> 00:04:44.529
یک کلمه ازش یادم نیست

00:04:44.529 --> 00:04:46.689
سپس کعب گفت

00:04:46.689 --> 00:04:48.689
ای ابونائله

00:04:48.689 --> 00:04:50.689
باور کن

00:04:50.689 --> 00:04:53.689
از محمد چه می خواهی؟

00:04:53.689 --> 00:04:54.720
او گفت

00:04:54.720 --> 00:04:57.720
به او توهین کنید و از او کنار بروید

00:04:57.720 --> 00:05:00.720
و اگر بتوانیم آن را ببریم

00:05:00.720 --> 00:05:01.779
او گفت

00:05:01.779 --> 00:05:04.779
تو مرا راضی کردی ابونائله

00:05:04.779 --> 00:05:07.879
در ازای غذا با من چه تعهدی می کنی؟

00:05:07.879 --> 00:05:10.879
پسران و زنان شما

00:05:10.879 --> 00:05:12.910
ابونائله گفت

00:05:12.910 --> 00:05:16.910
می خواستی ما را لو بدهی و وضعیت ما را به ما نشان بدهی

00:05:16.910 --> 00:05:17.910
خیر

00:05:17.910 --> 00:05:21.910
اما ما هر سلاحی که به آن راضی باشید به شما عهد می کنیم

00:05:21.910 --> 00:05:24.009
کعب موافقت کرد

00:05:24.009 --> 00:05:26.009
می خواستیم اسلحه را گرو بگذاریم

00:05:26.009 --> 00:05:31.009
آیا اگر با اسلحه نزد او برگردیم به ما شک نمی کند؟

00:05:31.009 --> 00:05:34.009
پس ابونائله او را ترک کرد

00:05:34.009 --> 00:05:39.009
او قبول کرد که عصر همه پیش او بیاییم

00:05:39.009 --> 00:05:42.740
پس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدیم

00:05:42.740 --> 00:05:44.740
وضعیت خود را به او گفتیم

00:05:44.740 --> 00:05:46.740
او به ما گفت

00:05:46.740 --> 00:05:49.740
به برکت خدا از دنیا رفتند

00:05:49.740 --> 00:05:51.779
سپس با او نماز شام خواندیم

00:05:51.779 --> 00:05:55.779
تا بقیه با ما راه رفت

00:05:55.779 --> 00:05:58.810
پس بر قول به کعب بن الاشراف رسیدیم

00:05:58.810 --> 00:06:00.810
ابونائله او را صدا زد

00:06:00.810 --> 00:06:04.810
کعب در زمان براس مردی متأخر بود

00:06:04.810 --> 00:06:06.810
عروسش گفت

00:06:06.810 --> 00:06:07.810
به کجا

00:06:07.810 --> 00:06:11.810
انگار صدایی را می شنوم که از خون می چکد

00:06:11.810 --> 00:06:12.870
و او گفت

00:06:12.870 --> 00:06:15.870
او برادر من ابونائله است

00:06:15.870 --> 00:06:18.870
من با او در یک قرار هستم

00:06:18.870 --> 00:06:20.970
سپس پایین آمد و به ما سلام کرد

00:06:20.970 --> 00:06:22.970
کمی صحبت کردیم

00:06:22.970 --> 00:06:24.970
بعد راه افتادیم

00:06:24.970 --> 00:06:27.970
تا اینکه فرصتی برایش پیش آمد

00:06:27.970 --> 00:06:29.970
پس با شمشیر به او زدیم

00:06:29.970 --> 00:06:33.970
سپس با خنجری که همراه داشتم او را کشتم

00:06:33.970 --> 00:06:35.970
بنابراین آن را در شکم او گذاشت

00:06:35.970 --> 00:06:40.970
بعد هلش دادم تا به کمرش رسیدم

00:06:40.970 --> 00:06:43.970
دشمن خدا مرده افتاد

00:06:43.970 --> 00:06:47.970
او فریاد زده بود به این معنی که یهودیان نابود شده بودند

00:06:47.970 --> 00:06:50.970
دژهای خود را به آتش کشیدند

00:06:50.970 --> 00:06:53.970
بنابراین ما به سرعت از آنها خارج شدیم

00:06:53.970 --> 00:06:56.970
تا اینکه به بقیع رسیدیم

00:06:56.970 --> 00:06:57.970
بنابراین ما بزرگ شدیم

00:06:57.970 --> 00:07:02.970
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله تکبیر ما را شنید

00:07:02.970 --> 00:07:05.970
بعد فهمید که ما او را کشته ایم

00:07:05.970 --> 00:07:07.970
وقتی به آن رسیدیم

00:07:07.970 --> 00:07:10.970
گفت: صورتها موفق شدند.

00:07:10.970 --> 00:07:11.970
گفتیم

00:07:11.970 --> 00:07:14.970
و صورت تو ای رسول خدا

00:07:14.970 --> 00:07:17.420
من کی هستم؟

00:07:17.420 --> 00:07:27.750
پاسخ محمد بن مسلمه است

00:07:27.750 --> 00:07:38.680
خداوند از او راضی باشد

00:07:38.680 --> 00:07:41.740
توقف کنید

00:07:41.740 --> 00:07:45.740
با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد

00:07:45.740 --> 00:07:51.620
یک چالش جدی

00:07:51.620 --> 00:07:55.990
من کی هستم؟

00:07:55.990 --> 00:07:59.990
من همنشین زنان قریش هستم

00:07:59.990 --> 00:08:01.990
و یکی از زنان عرب

00:08:01.990 --> 00:08:06.990
قبل و بعد از اسلام معروف بودند

00:08:06.990 --> 00:08:09.990
من زن جوانمردی و دماغی بودم

00:08:09.990 --> 00:08:11.990
و نظر و دلیل

00:08:11.990 --> 00:08:14.019
شوهرم استاد قریش است

00:08:14.019 --> 00:08:18.019
در میان پادشاهان اسلام، پادشاهی ساخت

00:08:18.019 --> 00:08:21.889
و بنیانگذار دولت بنی امیه

00:08:21.889 --> 00:08:24.889
اسلام تا سال فتح به تأخیر افتاد

00:08:24.889 --> 00:08:26.889
او در جنگ بدر گم شد

00:08:26.889 --> 00:08:29.889
پدر، برادر و عمویم

00:08:29.889 --> 00:08:32.889
جایی که همه آنها در جنگ کشته شدند

00:08:32.889 --> 00:08:35.889
دشمنی من با مسلمانان بیشتر شد

00:08:35.889 --> 00:08:39.889
شروع به بازدید از مجالس و کانون های قریش کردم

00:08:39.889 --> 00:08:41.889
آتش انتقام را برافروخت

00:08:41.889 --> 00:08:44.889
فیوز جنگ را در جانشان افروخت

00:08:44.889 --> 00:08:51.460
وقتی خبر آماده شدن زینب دختر رسول الله صلی الله علیه وسلم را شنیدم.

00:08:51.460 --> 00:08:54.460
تا بیرون برود و به پدرش بپیوندد

00:08:54.460 --> 00:08:56.460
اومدم پیشش و بهش گفتم

00:08:56.460 --> 00:08:58.460
یعنی دختر محمد

00:08:58.460 --> 00:09:02.460
شنیده ام که دین پیروی از پدرت را می بینی

00:09:02.460 --> 00:09:04.460
هر پسرعمویی

00:09:04.460 --> 00:09:07.460
اگر به چیزی نیاز دارید

00:09:07.460 --> 00:09:09.460
که به شما در سفر کمک می کند

00:09:09.460 --> 00:09:13.460
یا پولی که می توانید به پدرتان گزارش دهید

00:09:13.460 --> 00:09:15.460
من آنچه شما نیاز دارید را دارم

00:09:15.460 --> 00:09:17.460
از من خجالت نکش

00:09:17.460 --> 00:09:22.590
در مورد زنان مانند مردان صدق نمی کند

00:09:22.590 --> 00:09:27.590
زینب رضی الله عنه از من روایت کرده و فرمود:

00:09:27.590 --> 00:09:31.590
به خدا من نمی بینم که او چیزی بگوید جز این که این کار را انجام دهد

00:09:31.590 --> 00:09:35.909
در روز ارتحال زینب سلام الله علیها

00:09:35.909 --> 00:09:40.909
او توسط مردان قریش که خواهان بازگشت او بودند مورد حمله قرار گرفت

00:09:40.909 --> 00:09:44.909
از شتر افتاد و حامله بود

00:09:44.909 --> 00:09:46.909
بنابراین من خونریزی کردم

00:09:46.909 --> 00:09:48.909
وقتی اینو شنیدم

00:09:48.909 --> 00:09:52.909
به طرفش دویدم و به مردمم گفتم

00:09:52.909 --> 00:09:54.909
من یک زن را می شناسم

00:09:54.909 --> 00:09:57.940
شجاعت شما در روز بدر بود

00:09:57.940 --> 00:10:00.940
بین آنها و زینب (س) آمد

00:10:00.940 --> 00:10:02.940
و من او را به سمت خود در آغوش گرفتم

00:10:02.940 --> 00:10:05.940
و من آنچه را که برای او اشتباه بود پاک کردم

00:10:05.940 --> 00:10:07.940
و درستش کردم

00:10:07.940 --> 00:10:12.940
تا اینکه او با خیال راحت به بیرون رفتن نزد پدرش ادامه داد

00:10:12.940 --> 00:10:15.940
با وجود تنفر شدید او از پدرش

00:10:15.940 --> 00:10:17.940
و برای مسلمانان در آن روز

00:10:17.940 --> 00:10:21.940
اما این باعث نشد که به مردم کمک نکنم

00:10:21.940 --> 00:10:24.580
و نیازهای آنها را برآورده کند

00:10:24.580 --> 00:10:26.580
در روز فتح مکه

00:10:26.580 --> 00:10:30.580
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم خون من را ریخت

00:10:30.580 --> 00:10:36.580
این به خاطر کاری است که او در جنگ احد با تقلید از کشتار مسلمانان انجام داد

00:10:36.580 --> 00:10:38.580
پس با چند زن نزد او آمدم

00:10:38.580 --> 00:10:41.580
پس من در حضور خود اعلام اسلام کردم

00:10:41.580 --> 00:10:43.710
پس مرا عفو کرد

00:10:43.710 --> 00:10:48.710
چون تمام شد رضی الله عنه بیعت با مردان

00:10:48.710 --> 00:10:51.710
او بدون دست دادن با زنان بیعت کرد

00:10:51.710 --> 00:10:56.710
او با ما بیعت کرد و از ما خواست که چیزی را شریک خدا نکنیم

00:10:56.710 --> 00:10:59.710
ما نه دزدی می کنیم و نه زنا می کنیم

00:10:59.710 --> 00:11:01.710
در تکذیب گفتم

00:11:01.710 --> 00:11:03.779
آیا زن آزاد مرتکب زنا می شود؟

00:11:03.779 --> 00:11:07.779
ما بیعت کردیم که فرزندانمان را نکشیم

00:11:07.779 --> 00:11:11.779
گفتم: ما آنها را جوان بزرگ کردیم.

00:11:11.779 --> 00:11:13.779
و من آنها را بزرگ کشتم

00:11:13.779 --> 00:11:18.779
عمر رضی الله عنه خندید تا به پشت دراز کشید

00:11:18.779 --> 00:11:22.779
رسول خدا صلی الله علیه و آله لبخند زد

00:11:22.779 --> 00:11:26.700
وقتی اسلام آوردم و بیعت کردم

00:11:26.700 --> 00:11:28.700
به خانه ام برگشتم

00:11:28.700 --> 00:11:31.700
بنابراین شروع کردم به شکستن بتی که داشتم

00:11:31.700 --> 00:11:33.700
و من می گویم

00:11:33.700 --> 00:11:35.700
من با تو مغرور بودم

00:11:35.700 --> 00:11:40.700
بچه ای به رسول خدا صلی الله علیه و آله عرضه شد

00:11:40.700 --> 00:11:44.700
من از او به دلیل عدم تولد گوسفندم عذرخواهی کردم

00:11:44.700 --> 00:11:47.700
پس برای من دعا کرد که گوسفندان را برکت دهم

00:11:47.700 --> 00:11:48.700
بنابراین افزایش یافت

00:11:48.700 --> 00:11:51.700
پس من به او صدقه می دادم و می گفتم

00:11:51.700 --> 00:11:56.700
این از برکت رسول خدا صلی الله علیه و آله است

00:11:56.700 --> 00:11:58.990
من کی هستم؟

00:11:58.990 --> 00:12:06.779
پاسخ

00:12:06.779 --> 00:12:10.779
هند بنت عتبه رضی الله عنه

00:12:10.779 --> 00:12:20.220
توقف کنید

00:12:20.220 --> 00:12:28.059
با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد

00:12:28.059 --> 00:12:30.059
چالش جدید

00:12:30.059 --> 00:12:32.059
من کی هستم؟

00:12:32.059 --> 00:12:38.429
من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم

00:12:38.429 --> 00:12:43.429
او به شجاعت، شجاعت، سوارکاری و شمشیربازی معروف بود

00:12:43.429 --> 00:12:46.429
من از مرگ نمی ترسیدم

00:12:46.429 --> 00:12:49.429
و من صد شوالیه شمشیر را کشتم

00:12:49.429 --> 00:12:53.429
این علاوه بر کسانی است که در طول نبردها کشته اند

00:12:53.429 --> 00:12:57.429
نام من وحشت در دل دشمنان شد

00:12:57.429 --> 00:13:02.429
جوانمردی و سربلندی را در دل مسلمانان می آورد

00:13:02.429 --> 00:13:09.000
خدا به دست شهر پارسی تستستر فتح کرد

00:13:09.000 --> 00:13:13.000
آن شهر مستحکم، باشکوه و باستانی

00:13:13.000 --> 00:13:17.000
که در آن الحرمزان، رهبر فرصت ها، خود را مستحکم کرد

00:13:17.000 --> 00:13:21.000
لشکریان مسلمان در اطراف خندق توستار اردو زدند

00:13:21.000 --> 00:13:26.000
او نتوانست هجده ماه را بگذراند

00:13:26.000 --> 00:13:31.000
در آن دوره هشتاد نبرد با ارتش فرصت انجام داد

00:13:31.000 --> 00:13:34.029
او ابوموسی اشعری رضی الله عنه بود

00:13:34.029 --> 00:13:39.029
او امیدوار است که به سوره توستر هجوم آورد تا به مدینه برسد

00:13:39.029 --> 00:13:44.129
محاصره طولانی شد و مسلمانان خسته شدند

00:13:44.129 --> 00:13:50.129
ناگهان مردی از صاحبان فرصت نزد او آمد و از او امنیت خواست

00:13:50.129 --> 00:13:52.129
پس به او امنیت داد

00:13:52.129 --> 00:13:58.129
مرد پارسی به او از یک خروجی مخفی گفت که از طریق آن می توانستند وارد قلعه شوند

00:13:58.129 --> 00:14:04.129
از او مردی نیرومند خواست که شنا بلد باشد تا او را در راه راهنمایی کند

00:14:04.129 --> 00:14:09.129
پس به ابوموسی گفتم: ای امیر آن مرد را برای من بساز.

00:14:09.129 --> 00:14:13.450
ابوموسی رضی الله عنه قبول کرد

00:14:13.450 --> 00:14:17.450
با آن مرد پارسی زیر پوشش تاریکی رفتم

00:14:17.450 --> 00:14:22.450
بنابراین او مرا به داخل یک تونل زیرزمینی برد که رودخانه و شهر را به هم وصل می کرد

00:14:22.450 --> 00:14:30.450
گاهی راه می رفتم، گاهی دوست می داشتم، گاهی می خزیدم و گاهی شناور می شدم

00:14:30.450 --> 00:14:36.580
تا اینکه به بندر رسیدم و بعد از اینکه راه را یاد گرفتم برگشتم

00:14:36.580 --> 00:14:43.580
ابوموسی رضی الله عنه 300 شوالیه از شجاع ترین سربازان مسلمان را آماده کرده بود.

00:14:43.580 --> 00:14:47.580
و من قادر به شنا هستم، بنابراین آنها را با خودم می فرستم

00:14:47.580 --> 00:14:54.610
او تکبیر ما را نشانه دعوت از سربازان مسلمان برای هجوم به شهر قرار داد

00:14:54.610 --> 00:14:57.610
پس با آنها زیر پوشش تاریکی رفتم

00:14:57.610 --> 00:15:01.700
وقتی به بندر منتهی به شهر رسیدیم

00:15:01.700 --> 00:15:09.700
متوجه شدم که در راه تنها 80 نفر از همراهانم باقی مانده اند و بقیه جان باختند

00:15:09.700 --> 00:15:14.700
به محض اینکه به سرزمین شهر رسیدیم شمشیرهایمان را برهنه کردیم

00:15:14.700 --> 00:15:19.700
به محافظان قلعه حمله کردیم و آن را به سینه آنها چسباندیم

00:15:19.700 --> 00:15:23.700
سپس همانطور که رشد کردیم درها را باز کردیم

00:15:23.700 --> 00:15:26.700
سربازان مسلمان به داخل شهر ریختند

00:15:26.700 --> 00:15:31.700
جنگ سختی بین ما و دشمنان خدا درگرفت

00:15:31.700 --> 00:15:35.700
تاریخ جنگ ها به ندرت چنین چیزی را دیده است

00:15:35.700 --> 00:15:38.740
در حالی که جنگ در جریان بود

00:15:38.740 --> 00:15:41.740
الحرمزان را در صحن خود دید

00:15:41.740 --> 00:15:44.740
پس نزد او رفتم و با شمشیر جنگیدیم

00:15:44.740 --> 00:15:49.740
هر کدام از ما ضربه مهلکی به دوستش زد

00:15:49.740 --> 00:15:53.740
شمشیر من از او پرید و شمشیرش به من اصابت کرد

00:15:53.740 --> 00:15:58.740
در میدان نبرد به شهادت رسید

00:15:58.740 --> 00:16:02.740
و خداوند شهر توستار را به روی مسلمانان گشود

00:16:02.740 --> 00:16:07.740
الحرمزان به تصرف اخوان المسلمین درآمد

00:16:07.740 --> 00:16:09.929
من کی هستم؟

00:16:09.929 --> 00:16:21.690
پاسخ را ابن ثورین صدوسی رضی الله عنه تکه تکه کرده است

00:16:21.690 --> 00:16:34.669
توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید

00:16:34.669 --> 00:16:42.549
یک چالش جدید از طرف من

00:16:42.549 --> 00:16:50.460
من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از انصار هستم

00:16:50.460 --> 00:16:53.460
من از بیعت کنندگان با الرضوان هستم

00:16:53.460 --> 00:16:55.460
تأخیر اسلامی

00:16:55.460 --> 00:17:01.460
سپس اسلام آوردم و همه صحنه ها را با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دیدم

00:17:01.460 --> 00:17:07.519
من در خانه بتی داشتم که آن را گرامی داشتم و از خاک پاک کردم

00:17:07.519 --> 00:17:09.519
و لباسی به تنش پوشیدم

00:17:09.519 --> 00:17:15.579
مردم مدینه با من درباره اسلام صحبت می کردند، اما من نپذیرفتم

00:17:15.579 --> 00:17:20.579
عبادة بن الصامط رضی الله عنه از دوستان من بود

00:17:20.579 --> 00:17:23.579
یک روز نشست و مرا تماشا کرد

00:17:23.579 --> 00:17:28.579
وقتی از خانه بیرون آمدم عباده با تبر وارد شد

00:17:28.579 --> 00:17:31.579
همسرم با خانواده اش است

00:17:31.579 --> 00:17:34.579
پس بت را تکه تکه شکست

00:17:34.579 --> 00:17:37.650
سپس بیرون رفت و در را بست

00:17:37.650 --> 00:17:39.650
پس به خانه ام برگشتم

00:17:39.650 --> 00:17:42.650
پس به بت نگاه کردم و شکسته شد

00:17:42.650 --> 00:17:45.650
گفتم: این یک عبادت است.

00:17:45.650 --> 00:17:50.779
پس با عصبانیت بیرون رفتم و خواستم با عباده دعوا کنم

00:17:50.779 --> 00:17:54.779
تو راه با خودم فکر کردم و گفتم:

00:17:54.779 --> 00:17:57.779
این بت هیچ خوبی ندارد

00:17:57.779 --> 00:18:00.779
اگر او خیر داشت، مانع او نمی شد

00:18:00.779 --> 00:18:04.869
پس ادامه دادم تا در عباده را زدم

00:18:04.869 --> 00:18:08.869
وقتی بر او وارد شدم از من ترسید

00:18:08.869 --> 00:18:12.869
گفتم: دیده ام که اگر بت چیزهای خوبی دارد.

00:18:12.869 --> 00:18:16.869
او به شما اجازه نداد آنچه را که می بینید انجام دهید

00:18:16.869 --> 00:18:20.869
شهادت می دهم که معبودی جز خدا نیست

00:18:20.869 --> 00:18:25.119
و اینکه محمد رسول خداست

00:18:25.119 --> 00:18:28.119
من با پیامبر صلی الله علیه و آله بودم

00:18:28.119 --> 00:18:31.119
در حدیبیه ما در احرام هستیم

00:18:31.119 --> 00:18:34.119
مشرکان ما را از انجام عمره باز داشتند

00:18:34.119 --> 00:18:36.119
و ورود به بیت الحرام

00:18:36.119 --> 00:18:39.119
موهای پرپشتی داشتم

00:18:39.119 --> 00:18:42.119
باعث افتادن موذی روی صورتم شد

00:18:42.119 --> 00:18:46.119
سپس پیامبر صلی الله علیه و آله از کنار من گذشت

00:18:46.119 --> 00:18:50.119
گفت: نگرانی در سرت آزارت می دهد؟

00:18:50.119 --> 00:18:52.119
گفتم بله

00:18:52.119 --> 00:18:55.119
پس دستور داد سرم را بتراشم

00:18:55.119 --> 00:18:59.109
آیه فدیه نازل شد

00:18:59.109 --> 00:19:04.109
رسول خدا صلی الله علیه و آله روزی به من فرمود

00:19:04.109 --> 00:19:08.109
از حکومت احمقان به خدا پناه می برم

00:19:08.109 --> 00:19:11.109
پس گفتم یا رسول الله

00:19:11.109 --> 00:19:13.109
امارت ابلهان چیست؟

00:19:13.109 --> 00:19:14.109
او گفت

00:19:14.109 --> 00:19:17.109
شاهزاده ها به دنبال من خواهند آمد

00:19:17.109 --> 00:19:21.109
هر که بر آنها وارد شود و دروغ هایشان را باور کند

00:19:21.109 --> 00:19:23.109
و آنان را در برابر بی عدالتی یاری داد

00:19:23.109 --> 00:19:26.109
او از من نیست و من از او نیستم

00:19:26.109 --> 00:19:29.619
عشق به من بر نمی گردد

00:19:29.619 --> 00:19:39.690
من کی هستم؟

00:19:39.690 --> 00:19:40.690
پاسخ

00:19:40.690 --> 00:19:43.690
کعب بن عجره الانصاری

00:19:43.690 --> 00:19:51.990
خداوند از او راضی باشد

00:19:51.990 --> 00:19:54.569
توقف کنید

00:19:54.569 --> 00:19:57.569
با صحابه و علما آشنا شد

00:19:57.569 --> 00:20:02.450
و پرچم ها

00:20:02.450 --> 00:20:04.450
چالش جدید

00:20:04.450 --> 00:20:06.450
من کی هستم؟

00:20:06.450 --> 00:20:11.200
من یکی از اصحاب هستم

00:20:11.200 --> 00:20:13.200
از انصار

00:20:13.200 --> 00:20:16.200
من شاهد احد و صحنه های پس از آن بودم

00:20:16.200 --> 00:20:19.200
با پیامبر صلی الله علیه و آله

00:20:19.200 --> 00:20:23.200
من از رسول خدا صلی الله علیه و آله عقب ماندم

00:20:23.200 --> 00:20:26.200
در جنگ تبوک ابتدا

00:20:26.200 --> 00:20:29.200
سپس در تبوک به او رسیدم

00:20:29.200 --> 00:20:32.220
دعا کرد حالم خوب بشه

00:20:32.220 --> 00:20:35.220
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم رفت

00:20:35.220 --> 00:20:38.220
برای جنگ با رومیان در ماه رجب

00:20:38.220 --> 00:20:40.220
از سال نهم هجری قمری

00:20:40.220 --> 00:20:43.220
در حمله ای به نام جنگ تبوک

00:20:43.220 --> 00:20:46.220
این جنگ به نام جنگ العصره نیز معروف بود

00:20:46.220 --> 00:20:50.220
به دلیل سختی و شدت شرایطی که در آن رخ داده است

00:20:50.220 --> 00:20:53.220
به دلیل گرمای شدید و کمبود آب

00:20:53.220 --> 00:20:55.220
و بعد از مکان

00:20:55.220 --> 00:20:58.319
کمبود پول و حیوان

00:20:58.319 --> 00:21:01.319
با وجود سختی و شدت این تهاجم

00:21:01.319 --> 00:21:05.319
یارانش به پیامبر صلی الله علیه و آله پاسخ دادند

00:21:05.319 --> 00:21:08.319
پس به سرعت برای جهاد گریختند

00:21:08.319 --> 00:21:11.319
در صحرای وسیع قدم می زنند

00:21:11.319 --> 00:21:15.609
بین گرمای شدید و جاده ناهموار

00:21:15.609 --> 00:21:16.609
همانطور که برای من

00:21:16.609 --> 00:21:22.609
من نتوانستم با پیامبر صلی الله علیه و آله و یارانش همراهی کنم

00:21:22.740 --> 00:21:25.740
بنابراین در خیابان های شهر قدم می زدم

00:21:25.740 --> 00:21:29.740
جز منافق شناخته شده در آن چیزی نمی یابم

00:21:29.740 --> 00:21:33.740
یا معذور از کسانی که خداوند آنها را معذور کرده است

00:21:33.740 --> 00:21:36.769
بنابراین در یک روز گرم نزد خانواده ام برگشتم

00:21:36.769 --> 00:21:38.769
دو تا زن برام پیدا کردم

00:21:38.769 --> 00:21:41.769
در باغ ما دو آلاچیق برای آنها وجود دارد

00:21:41.769 --> 00:21:45.769
هر کدام از آنها لانه اش را پاشیده بودند

00:21:45.769 --> 00:21:47.769
و آب داخل آن برای من خنک شد

00:21:47.769 --> 00:21:50.769
او برای من غذا آماده کرد

00:21:50.769 --> 00:21:53.769
وقتی بر دروازه العریش ایستادم

00:21:53.769 --> 00:21:55.769
به آینه ام نگاه کردم

00:21:55.769 --> 00:21:57.769
و کاری که برای من کردی

00:21:57.769 --> 00:21:58.769
پس گفتم

00:21:58.769 --> 00:22:01.769
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:22:01.769 --> 00:22:04.769
در آفتاب، باد و گرما

00:22:04.769 --> 00:22:06.769
من در سایه سرد هستم

00:22:06.769 --> 00:22:08.769
و غذای آماده

00:22:08.769 --> 00:22:10.769
و یک زن خوب است

00:22:10.769 --> 00:22:12.769
این نصف چیست؟

00:22:12.769 --> 00:22:16.769
به خدا سوگند من وارد اریش هیچ یک از شما نمی شوم

00:22:16.769 --> 00:22:21.769
تا اینکه به رسول خدا صلی الله علیه و آله پیوست

00:22:21.769 --> 00:22:23.769
پس برای من آذوقه آماده کن

00:22:23.769 --> 00:22:25.769
بنابراین من انجام دادم

00:22:25.769 --> 00:22:27.769
بعد سوار دوچرخه ام شدم

00:22:27.769 --> 00:22:32.769
در جستجوی رسول خدا صلی الله علیه و آله بیرون رفتم

00:22:32.769 --> 00:22:33.900
و در راه

00:22:33.900 --> 00:22:37.900
با عمیر بن وهب رضی الله عنه ملاقات کردم

00:22:37.900 --> 00:22:41.900
رسول خدا صلی الله علیه و آله می خواهد

00:22:41.900 --> 00:22:42.900
پس ما را همراهی کنید

00:22:42.900 --> 00:22:45.900
حتی وقتی به تبوک نزدیک شدیم

00:22:45.900 --> 00:22:47.900
به عمیر بن وهب گفتم

00:22:47.900 --> 00:22:49.900
من مقصرم

00:22:49.900 --> 00:22:52.900
لازم نیست از من عقب بمونی

00:22:52.900 --> 00:22:56.900
تا اینکه نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله بیایم

00:22:56.900 --> 00:22:58.900
بنابراین او انجام داد

00:22:58.900 --> 00:23:02.900
حتی اگر به رسول خدا صلی الله علیه و آله نزدیک شدی

00:23:02.900 --> 00:23:04.900
در تبوک اقامت داشت

00:23:04.900 --> 00:23:06.900
مردم گفتند

00:23:06.900 --> 00:23:09.900
این یک سواری است که در جاده پیش رو است

00:23:09.900 --> 00:23:13.900
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:23:13.900 --> 00:23:15.900
پدر فلانی باش

00:23:15.900 --> 00:23:17.900
منظورش منه

00:23:17.900 --> 00:23:18.900
و گفتند

00:23:18.900 --> 00:23:20.900
ای رسول خدا

00:23:20.900 --> 00:23:22.900
او به خدا پدر فلانی است

00:23:22.900 --> 00:23:25.900
وقتی شتر من زایمان کرد

00:23:25.900 --> 00:23:30.900
آمدم و بر رسول خدا صلی الله علیه و آله سلام کردم

00:23:30.900 --> 00:23:32.900
او به من گفت

00:23:32.900 --> 00:23:34.900
اول به تو

00:23:34.900 --> 00:23:36.900
هر قطعه ای از بین می رود

00:23:36.900 --> 00:23:40.019
پس به رسول خدا صلی الله علیه و آله خبر دادم

00:23:40.019 --> 00:23:41.019
خبر من

00:23:41.019 --> 00:23:43.019
به من خوب گفت

00:23:43.019 --> 00:23:46.019
او به من زنگ زد خوب

00:23:46.019 --> 00:23:48.220
من کی هستم؟

00:23:48.220 --> 00:23:57.160
پاسخ

00:23:57.160 --> 00:23:58.160
ابو خیثمه

00:23:58.160 --> 00:24:00.160
مالک بن قیس

00:24:00.160 --> 00:24:02.160
خداوند از او راضی باشد

00:24:02.160 --> 00:24:11.940
توقف کنید

00:24:11.940 --> 00:24:19.819
با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد

00:24:19.819 --> 00:24:21.819
چالش جدید

00:24:21.819 --> 00:24:23.819
من کی هستم؟

00:24:23.819 --> 00:24:28.000
من یکی از همراهان جوان هستم

00:24:28.000 --> 00:24:32.000
و پسر عموی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:24:32.000 --> 00:24:35.000
یکی از راویان متعدد حدیث

00:24:35.000 --> 00:24:41.130
پیامبر صلی الله علیه و آله مرا با خود بر حیوان خود سوار می کرد

00:24:41.130 --> 00:24:43.190
من مرکب ملت هستم

00:24:43.190 --> 00:24:45.190
و فقیه عصر

00:24:45.190 --> 00:24:47.190
در مقابل تعبیر

00:24:47.190 --> 00:24:49.190
و مترجمان قرآن

00:24:49.190 --> 00:24:52.990
من در میان قوم بنی هاشم به دنیا آمدم

00:24:52.990 --> 00:24:54.990
روزهای محاصره

00:24:54.990 --> 00:24:57.990
سه سال قبل از سال هجری

00:24:57.990 --> 00:25:00.990
من در جوانی با اسلام تربیت شدم

00:25:00.990 --> 00:25:04.990
من با پدرم مهاجرت کردم و آخرین نفری بودیم که مهاجرت کردیم

00:25:04.990 --> 00:25:10.019
سپس مطمئن شدم که نزد پیامبر صلی الله علیه و آله می ماندم

00:25:10.019 --> 00:25:14.019
نظارت بر احوال او، پرستش او و پیروی از او

00:25:14.019 --> 00:25:18.220
یک بار دیر شب پیشش آمدم

00:25:18.220 --> 00:25:21.220
پس خواستم پشت سر او نماز بخوانم

00:25:21.220 --> 00:25:23.220
پس دستم را گرفت

00:25:23.220 --> 00:25:26.250
مرا به باد داد و کنارش گذاشت

00:25:26.250 --> 00:25:31.250
وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله به نماز آمدند

00:25:31.250 --> 00:25:34.250
برگشتم و پشت سرش نماز خواندم

00:25:34.250 --> 00:25:35.250
وقتی او تمام شد

00:25:35.250 --> 00:25:37.250
او به من گفت

00:25:37.250 --> 00:25:40.250
اگر تو را کنیز خود کنم و تو برگردی چه کنم؟

00:25:40.250 --> 00:25:43.250
پس گفتم یا رسول الله

00:25:43.250 --> 00:25:48.250
یا در حالی که رسول خدا هستی، کسی در کنار تو نماز بخواند؟

00:25:48.250 --> 00:25:50.250
او این را دوست داشت

00:25:50.250 --> 00:25:55.440
و او رضی الله عنه بر من دعا کرد و گفت

00:25:55.440 --> 00:25:58.440
خدایا به او فقه در دین عطا کن

00:25:58.440 --> 00:26:00.440
و تفسیر را به او آموخت

00:26:00.440 --> 00:26:05.140
هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله دستگیر شد

00:26:05.140 --> 00:26:07.140
گفتم لیست حامیان

00:26:07.140 --> 00:26:12.140
آیا از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بپرسیم؟

00:26:12.140 --> 00:26:14.140
ما از آنها علم می گیریم

00:26:14.140 --> 00:26:17.140
امروز آنها بسیارند

00:26:17.140 --> 00:26:18.180
و او گفت

00:26:18.180 --> 00:26:20.180
و من شما را تحسین می کنم

00:26:20.180 --> 00:26:23.180
می بینید، مردم به ما نیاز دارند

00:26:23.180 --> 00:26:28.180
از جمله اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بودند

00:26:28.180 --> 00:26:30.180
بنابراین او آن یکی را ترک کرد

00:26:31.180 --> 00:26:37.180
شروع کردم به درخواست از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و طلب علم.

00:26:37.180 --> 00:26:40.180
اگر فقط درباره آن مرد به من بگوید

00:26:40.180 --> 00:26:44.180
پس بعد از ظهر در حالی که خواب بود به در خانه اش آمدم

00:26:44.180 --> 00:26:47.180
پس ردای خود را بر در خانه اش گذاشتم

00:26:47.180 --> 00:26:50.180
و باد از خاک بر من می وزید

00:26:50.180 --> 00:26:53.180
مرد بیرون آمد و مرا دید

00:26:53.180 --> 00:26:54.180
و او می گوید

00:26:54.180 --> 00:26:58.180
پسر عموی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:26:58.180 --> 00:27:00.180
چه چیزی شما را به ارمغان آورد؟

00:27:00.180 --> 00:27:03.240
برای من نفرستاد و من میام پیشت؟

00:27:03.240 --> 00:27:04.240
پس من می گویم

00:27:04.240 --> 00:27:05.240
خیر

00:27:05.240 --> 00:27:08.240
من حق دارم پیش شما بیایم

00:27:08.240 --> 00:27:11.339
پس از او در مورد حدیث پرسیدم

00:27:11.339 --> 00:27:13.339
به طوری که آن پسر انصاری ماند

00:27:13.339 --> 00:27:17.339
تا اینکه مرا دید و مردم دور من جمع شدند

00:27:17.339 --> 00:27:19.339
و او گفت

00:27:19.339 --> 00:27:23.099
این پسر از من باهوش تر است

00:27:23.099 --> 00:27:28.140
عمر رضی الله عنه مرا با شیوخ بدر وارد می کرد

00:27:28.140 --> 00:27:30.140
برخی از آنها گفتند

00:27:30.140 --> 00:27:34.140
این پسر با ما وارد نشد و ما هم مثل او بچه داریم

00:27:34.140 --> 00:27:36.200
و او گفت

00:27:36.200 --> 00:27:39.359
او یکی از کسانی است که شما یاد گرفته اید

00:27:39.359 --> 00:27:42.359
پس یک روز با آنها تماس گرفت و من را با آنها دعوت کرد

00:27:42.359 --> 00:27:44.359
و او گفت

00:27:44.359 --> 00:27:49.359
اگر نصرت و فتح خداوند فرا رسد چه می گویید؟

00:27:49.359 --> 00:27:51.460
تا آخر سوره

00:27:51.460 --> 00:27:53.460
برخی از آنها گفتند

00:27:53.460 --> 00:27:59.460
گفتیم اگر پیروز شدیم و او ما را پیروز کرد خدا را شکر می کنیم و از او طلب مغفرت می کنیم

00:27:59.460 --> 00:28:02.460
برخی از آنها گفتند ما نمی دانیم

00:28:02.460 --> 00:28:03.460
او به من گفت

00:28:03.460 --> 00:28:06.490
و چه می گویید؟

00:28:06.490 --> 00:28:07.490
گفتم

00:28:07.490 --> 00:28:13.579
مهلت رسول خدا صلی الله علیه و آله است که به او آموختم.

00:28:13.579 --> 00:28:14.579
عمر گفت

00:28:14.579 --> 00:28:18.650
من فقط چیزی را می دانم که او می داند

00:28:18.650 --> 00:28:22.650
عمر رضی الله عنه روزی درباره من گفت

00:28:22.650 --> 00:28:24.650
اون یه پسر پیره

00:28:24.650 --> 00:28:26.650
او زبان مسئولیت پذیری دارد

00:28:26.650 --> 00:28:28.650
و قلب ذهن ها

00:28:28.650 --> 00:28:33.099
من شورای بزرگی در شهر داشتم

00:28:33.099 --> 00:28:36.099
مردم برای کسب علم به آنجا می آیند

00:28:36.099 --> 00:28:40.099
جلسات نشستن خود را به روزها و درس ها تقسیم می کردم

00:28:40.099 --> 00:28:42.099
پس روزی برای فقه بگذار

00:28:42.099 --> 00:28:45.099
روز تفسیر قرآن

00:28:45.099 --> 00:28:47.099
روزی برای نبردها

00:28:47.099 --> 00:28:49.099
و یک روز مو

00:28:49.099 --> 00:28:52.349
و یک روز برای ایام عرب

00:28:52.349 --> 00:29:00.880
من کی هستم؟

00:29:00.880 --> 00:29:01.880
پاسخ

00:29:01.880 --> 00:29:11.009
عبدالله بن عباس رضی الله عنه از هر دوی آنها راضی باشد

00:29:11.009 --> 00:29:12.519
توقف کنید

00:29:12.519 --> 00:29:13.519
توقف کنید

00:29:13.519 --> 00:29:21.369
با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد

00:29:21.369 --> 00:29:23.369
چالش جدید

00:29:23.369 --> 00:29:25.369
من کی هستم؟

00:29:25.369 --> 00:29:32.150
من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم

00:29:32.150 --> 00:29:34.150
و هم پیمان انصار

00:29:34.150 --> 00:29:37.150
یکی از شوالیه های اسلام

00:29:37.150 --> 00:29:40.150
من از کسانی بودم که در کار خیر شتاب می کردم

00:29:40.150 --> 00:29:43.150
و رقبا در کارهای خیر باقی مانده

00:29:43.150 --> 00:29:48.279
و کسانی که خود و مال خود را در راه خدا فدا می کنند

00:29:48.279 --> 00:29:55.240
وقتی مصعب بن عمیر رضی الله عنه به مدینه آمد مسلمان شدم

00:29:55.240 --> 00:30:00.240
روزی با پیامبر صلی الله علیه و آله نشسته بودیم

00:30:00.240 --> 00:30:02.240
بعد مردی آمد و گفت

00:30:02.240 --> 00:30:04.240
ای رسول خدا

00:30:04.240 --> 00:30:07.240
فلانی درخت خرما دارد

00:30:07.240 --> 00:30:10.240
من می خواهم باغبان را حصار بکشم

00:30:10.240 --> 00:30:13.240
سپس دیوار به درخت نخل او می رسد

00:30:13.240 --> 00:30:15.240
پس از او خواست که یک درخت خرما به من بدهد

00:30:15.240 --> 00:30:19.460
تا اینکه در آنجا حصار باغی درست کردم

00:30:19.460 --> 00:30:24.529
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به مردی که درخت خرما داشت می فرماید

00:30:24.529 --> 00:30:26.529
به او بده

00:30:26.529 --> 00:30:29.589
و در بهشت درخت خرمایی خواهید داشت

00:30:29.589 --> 00:30:31.589
مرد نپذیرفت

00:30:31.589 --> 00:30:33.660
بعد بلند شد و رفت

00:30:33.660 --> 00:30:36.660
پس پشت سرش ایستادم و به او گفتم

00:30:36.660 --> 00:30:39.660
درخت نخلت را در تمام باغ من به من بفروش

00:30:39.660 --> 00:30:42.690
من یک باغ بزرگ داشتم

00:30:42.690 --> 00:30:44.690
شامل ششصد درخت نخل است

00:30:44.690 --> 00:30:46.690
مرد موافقت کرد

00:30:46.690 --> 00:30:50.690
پس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدم و عرض کردم

00:30:50.690 --> 00:30:52.690
ای رسول خدا

00:30:52.690 --> 00:30:55.690
من درخت خرما را با باغبانم خریدم

00:30:55.690 --> 00:30:57.690
پس برایش درست کن

00:30:57.690 --> 00:31:01.750
پیامبر صلی الله علیه و آله توضیح داد

00:31:01.750 --> 00:31:05.849
و مرا به میوه ای تازه در بهشت مژده ده

00:31:05.849 --> 00:31:07.849
و ساقه

00:31:07.849 --> 00:31:09.849
شاخه درخت خرما است

00:31:09.849 --> 00:31:13.980
بار آن به دلیل فراوانی میوه سنگین است

00:31:13.980 --> 00:31:16.980
پس وقتی همسرم در باغ بود نزد همسرم آمدم

00:31:16.980 --> 00:31:18.980
پس بهش گفتم

00:31:18.980 --> 00:31:20.980
از باغ برو بیرون

00:31:20.980 --> 00:31:22.980
پسرها را بیرون آورد

00:31:22.980 --> 00:31:27.009
او را به درخت خرمایی در بهشت فروختم

00:31:27.009 --> 00:31:28.009
و او گفت

00:31:28.009 --> 00:31:30.039
او برنده فروش شد

00:31:30.039 --> 00:31:32.039
بعد اومد پیش بچه های ما

00:31:32.039 --> 00:31:35.039
خرما در دهانشان بیرون می آید

00:31:35.039 --> 00:31:38.710
و آنچه در آستین آنهاست را تکان دهید

00:31:38.710 --> 00:31:43.710
من شاهد جنگ احد با پیامبر صلی الله علیه و آله بودم

00:31:43.710 --> 00:31:46.710
زمانی که مسلمانان شکست خوردند

00:31:46.710 --> 00:31:51.710
شایع شد که پیامبر صلی الله علیه و آله کشته شده است

00:31:51.710 --> 00:31:54.710
باعث شد با صدای بلند جیغ بزنم

00:31:54.710 --> 00:31:56.710
ای اهل انصار

00:31:56.710 --> 00:31:59.710
اگر محمد کشته می شد

00:31:59.710 --> 00:32:02.710
زیرا خداوند زنده است و نمی میرد

00:32:02.710 --> 00:32:04.710
پس برای دین خود بجنگید

00:32:04.710 --> 00:32:08.710
خداوند پشتیبان و پشتیبان شماست

00:32:08.710 --> 00:32:11.710
سپس گروهی از انصار به سوی من قیام کردند

00:32:11.710 --> 00:32:13.710
پس به مشرکان حمله کردیم

00:32:13.710 --> 00:32:16.710
سپس گردان خشنه به سمت ما ایستاد

00:32:16.710 --> 00:32:19.710
بنابراین او ما را مجبور به جنگ با آنها کرد

00:32:19.710 --> 00:32:24.839
تا اینکه مجروح شدم و مجروح در میدان جنگ افتادم

00:32:24.839 --> 00:32:26.839
سپس از زخم هایم شفا یافتم

00:32:26.839 --> 00:32:29.839
پس از حدیبیه درگذشت

00:32:29.839 --> 00:32:33.839
برای پیامبر صلی الله علیه و آله دعا کرد

00:32:33.839 --> 00:32:36.839
سپس گاو نر آوردند و او سوار شد

00:32:36.839 --> 00:32:38.839
تشییع جنازه من دنبال شد

00:32:38.839 --> 00:32:41.940
اصحاب او را تعقیب می کردند

00:32:41.940 --> 00:32:44.940
ایشان رضی الله عنه فرمودند

00:32:44.940 --> 00:32:49.349
چند دسته ساقه برای او در بهشت متنعم می شود؟

00:32:49.349 --> 00:32:57.210
من کی هستم؟

00:32:57.210 --> 00:33:00.210
جواب ابوالدهده است

00:33:00.210 --> 00:33:04.210
ثابت بن الدهده رضی الله عنه

00:33:04.210 --> 00:33:14.470
توقف کنید

00:33:14.470 --> 00:33:18.470
با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد

00:33:18.470 --> 00:33:28.940
چالش جدید من کی هستم؟

00:33:28.940 --> 00:33:31.940
من یکی از همراهان مهاجر زن هستم

00:33:31.940 --> 00:33:34.940
هاشمی قرشی

00:33:34.940 --> 00:33:36.940
باشمی قریشی ازدواج کرد

00:33:36.940 --> 00:33:38.940
او ابوطالب است

00:33:38.940 --> 00:33:41.940
عموی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:33:41.940 --> 00:33:45.940
علی بن ابی طالب رضی الله عنه را به دنیا آورد

00:33:45.940 --> 00:33:48.039
و برادرانش

00:33:48.039 --> 00:33:52.039
من اولین هاشمی بودم که از یک هاشمی به دنیا آمدم

00:33:52.039 --> 00:33:55.039
اولین زن هاشمی که خلیفه به دنیا آورد

00:33:55.039 --> 00:33:58.299
شما یک زن خوب و بخشنده هستید

00:33:58.299 --> 00:34:00.299
و همین خلقت

00:34:00.299 --> 00:34:03.299
من از مؤمنان صبور بودم

00:34:03.299 --> 00:34:09.300
من در قلب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم جایگاه بزرگی دارم

00:34:10.130 --> 00:34:16.130
هنگامی که عبدالمطلب جد پیامبر صلی الله علیه و آله درگذشت

00:34:16.130 --> 00:34:18.130
قصی شوهرم ابوطالب

00:34:18.130 --> 00:34:22.130
تحت حمایت حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم

00:34:22.130 --> 00:34:25.130
پس ابوطالب او را در زمره فرزندان ما قرار داد

00:34:25.130 --> 00:34:30.130
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله در خانه من برانگیخته شد

00:34:30.130 --> 00:34:35.130
من علاوه بر مراقبت از فرزندانم از او نیز مراقبت می کردم

00:34:35.130 --> 00:34:39.130
من برایش مثل یک مادر و دایه بودم

00:34:39.130 --> 00:34:43.130
و دست مراقبی که او را با فرزندانش در آغوش گرفت

00:34:43.130 --> 00:34:46.130
نزدیک به دو دهه او را در آغوش گرفت

00:34:46.130 --> 00:34:51.130
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مرا مادر خود می دانست

00:34:51.130 --> 00:34:54.130
و او مرا مامان صدا می کند

00:34:54.130 --> 00:34:56.130
و من او را مانند پسرم دوست داشتم

00:34:56.130 --> 00:35:00.219
حتی به اخلاق خوبش هم افتخار می کنم

00:35:00.219 --> 00:35:04.219
وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله فرزندم علی را برگزید

00:35:04.219 --> 00:35:06.219
تا با او در خانه اش زندگی کند

00:35:06.219 --> 00:35:08.219
خوشحالم کرد

00:35:08.219 --> 00:35:13.219
به پسرم توصیه کردم که تحت تأثیر اخلاق محمد صلی الله علیه و آله باشد.

00:35:13.219 --> 00:35:16.219
و او مسیر را دنبال می کند

00:35:16.219 --> 00:35:19.989
این قبل از قیامت بود

00:35:19.989 --> 00:35:22.989
پس از مرگ شوهرم ابوطالب اسلام آوردم

00:35:22.989 --> 00:35:25.989
سپس به شهر مهاجرت کرد

00:35:25.989 --> 00:35:29.989
رسول خدا صلی الله علیه و آله به زیارت من می آمد

00:35:29.989 --> 00:35:32.989
و او در خانه من چرت می زند

00:35:32.989 --> 00:35:34.989
و بعد از مرگ من

00:35:34.989 --> 00:35:38.989
خدا رحمتش کند، مرا در پیراهن خود کفن کرد

00:35:38.989 --> 00:35:43.440
داخل قبرم رفت و با دستش آن را صاف کرد

00:35:43.440 --> 00:35:50.880
من کی هستم؟

00:35:50.880 --> 00:35:55.880
جواب فاطمه بنت اسد رضی الله عنه است

00:35:55.880 --> 00:36:04.619
توقف کنید

00:36:04.619 --> 00:36:08.619
با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد

00:36:08.619 --> 00:36:14.530
چالش جدید

00:36:14.530 --> 00:36:19.090
من کی هستم؟

00:36:19.090 --> 00:36:21.090
من یکی از اصحاب هستم

00:36:21.090 --> 00:36:25.219
پشتیبان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:36:25.219 --> 00:36:30.280
من قبل از ورود پیامبر صلی الله علیه و آله به مدینه اسلام آوردم

00:36:30.280 --> 00:36:33.280
مدتی در اسلام زندگی کردم

00:36:33.280 --> 00:36:35.280
او در جنگ بدر کشته شد

00:36:35.280 --> 00:36:38.280
اولین جنگ های جاودانه اسلام

00:36:38.280 --> 00:36:42.019
در روز هفدهم ماه مبارک رمضان

00:36:42.019 --> 00:36:45.019
از سال دوم هجرت

00:36:45.019 --> 00:36:48.019
این خبر به پیامبر صلی الله علیه و آله رسید

00:36:48.019 --> 00:36:51.019
با ورود کاروانی از شام به قریش

00:36:51.019 --> 00:36:55.050
پیامبر صلی الله علیه و آله به یاران خود فرمود

00:36:55.050 --> 00:36:57.110
که پشتش حاضر بود

00:36:57.110 --> 00:36:59.110
بگذار با ما سوار شود

00:36:59.110 --> 00:37:02.110
پس مردان را مجبور کرد از او اجازه بگیرند

00:37:02.110 --> 00:37:05.110
شتران خود را از بالای شهر می آورند

00:37:05.110 --> 00:37:07.110
او می گوید نه

00:37:07.110 --> 00:37:10.110
به جز کسانی که پشتشان حاضر بود

00:37:10.110 --> 00:37:14.340
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله به راه افتاد

00:37:14.340 --> 00:37:16.340
و با او رفتیم

00:37:16.340 --> 00:37:19.340
تا اینکه مشرکان بر ما تا بدر پیشی گرفتند

00:37:19.340 --> 00:37:22.619
سپس مشرکان آمدند

00:37:22.619 --> 00:37:25.619
این دو رده به طور غیرمنتظره ای به هم رسیدند

00:37:25.619 --> 00:37:28.619
دو اردوگاه آماده جنگ شدند

00:37:28.619 --> 00:37:31.619
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:37:31.619 --> 00:37:34.619
سوگند به کسی که جان من در دست اوست

00:37:34.619 --> 00:37:37.619
امروز یک مرد با آنها مبارزه نمی کند

00:37:37.619 --> 00:37:40.619
او با صبر و شکیبایی کشته می شود و پاداش می خواهد

00:37:40.619 --> 00:37:42.619
بی برنامه آمدن

00:37:42.619 --> 00:37:45.750
مگر اینکه خداوند او را وارد بهشت کند

00:37:45.750 --> 00:37:49.750
به بهشتی به وسعت آسمان ها و زمین برخیز

00:37:49.750 --> 00:37:53.039
پس گفتم یا رسول الله

00:37:53.039 --> 00:37:56.039
بهشتی به وسعت آسمان ها و زمین

00:37:56.039 --> 00:37:58.099
گفت بله

00:37:58.099 --> 00:38:01.099
پس من گفتم بله بلا

00:38:01.099 --> 00:38:04.230
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:38:04.230 --> 00:38:08.230
چه چیزی شما را وادار می کند که بلابله بگویید؟

00:38:08.230 --> 00:38:12.329
گفتم: نه، به خدا یا رسول الله.

00:38:12.329 --> 00:38:15.329
به جز این امید که من از افراد آن باشم

00:38:15.329 --> 00:38:18.360
ایشان رضی الله عنه فرمودند

00:38:18.360 --> 00:38:21.360
شما یکی از افراد آن هستید

00:38:21.360 --> 00:38:26.150
بنابراین تاریخ هایی را که با خودم داشتم بیرون آوردم

00:38:26.150 --> 00:38:29.150
بنابراین شروع به خوردن آنها کردم

00:38:29.150 --> 00:38:31.150
بعد گفتم

00:38:31.150 --> 00:38:34.150
چون زنده ماندم تا این خرماهایم را بخورم

00:38:34.150 --> 00:38:37.150
برای عمر طولانی است

00:38:37.150 --> 00:38:40.179
من آن را دور انداختم

00:38:40.179 --> 00:38:43.179
و همانطور که گفتم خودم را مجبور به مبارزه کردم

00:38:43.179 --> 00:38:46.179
بدون غذا به سوی خدا دویدند

00:38:46.179 --> 00:38:49.179
جز اینکه معادی را ملاقات کرد و علیه آن کار کرد

00:38:49.179 --> 00:38:52.179
و صبر فی سبیل الله بر جهادگر

00:38:52.179 --> 00:38:55.179
و هر افزایشی در برابر تمام شدن آسیب پذیر است

00:38:55.179 --> 00:38:59.179
غیر از تقوا و نیکی و هدایت

00:38:59.179 --> 00:39:03.309
سپس با مشرکان جنگیدم تا کشته شدم

00:39:03.309 --> 00:39:08.309
من اولین انصاری بودم که در اسلام کشته شدند

00:39:08.309 --> 00:39:17.940
من کی هستم؟

00:39:17.940 --> 00:39:21.940
جواب عمیر بن الحمام الانصاری است

00:39:21.940 --> 00:39:23.940
خداوند از او راضی باشد

00:39:23.940 --> 00:39:34.900
توقف کنید

00:39:34.900 --> 00:39:38.900
با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد

00:39:38.900 --> 00:39:44.820
چالش جدید

00:39:44.820 --> 00:39:46.820
من کی هستم؟

00:39:46.820 --> 00:39:52.469
من از صحابه جوان هستم

00:39:52.469 --> 00:39:55.469
من در گذشته در مکه اسلام آوردم

00:39:55.469 --> 00:39:58.469
من از اصحاب با فضیلت بودم

00:39:58.469 --> 00:40:01.820
و یکی از شاهدان در عهدنامه حدیبیه

00:40:01.820 --> 00:40:04.820
من در بدر جانب مشرکان را گرفتم

00:40:04.820 --> 00:40:06.820
و به مسلمانان پناه برد

00:40:06.820 --> 00:40:08.820
من با آنها شاهد آن بودم

00:40:08.820 --> 00:40:11.860
و بادریان را شمردم

00:40:11.860 --> 00:40:15.860
و آنچه نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از دست دادم

00:40:15.860 --> 00:40:17.889
مشهد از زمانی که اسلام آوردم

00:40:17.889 --> 00:40:20.889
برادر من، همسفر بزرگ

00:40:20.889 --> 00:40:23.889
ابوجندل رضی الله عنه

00:40:23.889 --> 00:40:28.750
که مسلمانان پس از عهدنامه حدیبیه بازگشتند

00:40:28.750 --> 00:40:31.750
پدرم از امرای مکه بود

00:40:31.750 --> 00:40:34.750
او با مسلمانان بسیار دشمن بود

00:40:34.750 --> 00:40:38.750
او پس از اطلاع از اسلام آوردن من، شکنجه های خود را بر من شدت بخشید

00:40:38.750 --> 00:40:41.750
پس از او پنهان به حبشه مهاجرت کرد

00:40:41.750 --> 00:40:44.750
سپس با کسانی که بازگشتند به مکه بازگشتم

00:40:44.750 --> 00:40:47.750
بعد از اینکه شایع شد که قریش اسلام آوردند

00:40:47.750 --> 00:40:50.750
وقتی وارد خانه پدری شدم

00:40:50.750 --> 00:40:53.750
مرا گرفت و به خود بست

00:40:53.750 --> 00:40:56.750
او مرا شدیدتر از قبل شکنجه کرد

00:40:56.750 --> 00:40:59.750
که باعث شد من را به او نشان دهم

00:40:59.750 --> 00:41:02.750
من دین اسلام را ترک کردم

00:41:02.750 --> 00:41:04.750
بنابراین می توانم خیالم راحت باشد

00:41:04.750 --> 00:41:08.750
اما قلبم با ایمان آرام شد

00:41:08.750 --> 00:41:11.940
و هنگامی که قریش جمعیت خود را جمع کردند

00:41:11.940 --> 00:41:13.940
جنگیدن در بدر

00:41:13.940 --> 00:41:15.940
با پدرم بلند شدم

00:41:15.940 --> 00:41:18.940
وانمود كردن مشتاق جنگ با مسلمانان

00:41:18.940 --> 00:41:21.940
من حافظ رزق و روزی قریش بودم

00:41:21.940 --> 00:41:24.940
که با خود به نبرد خواهند برد

00:41:24.940 --> 00:41:27.940
تحسین پدرم بیشتر شد

00:41:27.940 --> 00:41:30.940
سپس با آنها به بدر رفتم

00:41:30.940 --> 00:41:33.940
زمانی که این دو گروه به هم رسیدند

00:41:33.940 --> 00:41:36.940
و رسول خدا صلی الله علیه و آله را دیدم

00:41:36.940 --> 00:41:38.940
در میان مسلمانان

00:41:38.940 --> 00:41:40.940
خیلی خوشحال شدم

00:41:40.940 --> 00:41:43.940
سپس پاهایم را به سمت آنها شلیک کردم

00:41:43.940 --> 00:41:45.940
و من فریاد می زنم

00:41:45.940 --> 00:41:48.940
شهادت می دهم که معبودی جز خدا نیست

00:41:48.940 --> 00:41:51.940
و اینکه محمد رسول خداست

00:41:51.940 --> 00:41:53.940
از دست پدرم فرار کردم

00:41:53.940 --> 00:41:57.940
به رسول خدا صلی الله علیه و آله

00:41:57.940 --> 00:42:00.739
من با او شاهد یک ماه کامل بودم

00:42:00.739 --> 00:42:02.739
و روز افتتاحیه

00:42:02.739 --> 00:42:04.739
من برای پدرم امنیت گرفتم

00:42:04.739 --> 00:42:07.739
پس گفتم یا رسول الله

00:42:07.739 --> 00:42:09.780
پدرم او را باور کرد

00:42:09.780 --> 00:42:13.780
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:42:13.780 --> 00:42:14.780
بله

00:42:14.780 --> 00:42:16.780
او به امنیت خدا اعتقاد داشت

00:42:16.780 --> 00:42:18.869
بگذارید ظاهر شود

00:42:18.869 --> 00:42:21.869
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:42:21.869 --> 00:42:23.940
به اطرافیانش

00:42:23.940 --> 00:42:25.940
که سهیل بن عمر را دید

00:42:25.940 --> 00:42:28.940
بهش نگاه نکن

00:42:28.940 --> 00:42:29.940
برای زندگی من

00:42:29.940 --> 00:42:32.940
سهیلا شعور و شرافت دارد

00:42:32.940 --> 00:42:35.940
هیچ کس مثل سهیل نیست که از اسلام بی خبر باشد

00:42:35.940 --> 00:42:38.000
پس نزد پدرم رفتم

00:42:38.000 --> 00:42:43.000
پس آنچه را که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند به او گفتم

00:42:43.000 --> 00:42:45.000
پدرم گفت

00:42:45.000 --> 00:42:47.000
به خدا او بیرون بود

00:42:47.000 --> 00:42:50.059
کوچک و بزرگ

00:42:50.059 --> 00:42:53.059
پدرم اسلام آورد و مسلمان خوبی شد

00:42:53.059 --> 00:42:58.179
پس از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم

00:42:58.179 --> 00:43:00.179
در جنگ های ارتداد شرکت کرد

00:43:00.179 --> 00:43:03.179
او در جنگ الیمامه کشته شد

00:43:03.179 --> 00:43:05.380
من کی هستم؟

00:43:05.380 --> 00:43:14.219
پاسخ

00:43:14.219 --> 00:43:16.219
عبدالله بن سهیل بن عمر

00:43:16.219 --> 00:43:18.219
خداوند از او راضی باشد
