1 00:00:00,000 --> 00:00:03,399 بسم الله الرحمن الرحیم 2 00:00:03,399 --> 00:00:06,889 گنجینه های زندگی نامه 3 00:00:06,889 --> 00:00:13,169 شکافتن ماه 4 00:00:13,169 --> 00:00:17,260 سپس پس از این حادثه 5 00:00:17,260 --> 00:00:22,059 حادثه دیگری برای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم رخ داد 6 00:00:22,059 --> 00:00:26,460 اتفاق عجیبی است که بارها به آن اشاره شده است 7 00:00:26,460 --> 00:00:29,260 یعنی شکافتن ماه 8 00:00:29,260 --> 00:00:34,289 کفار قریش از پیامبر صلی الله علیه و آله درخواست کردند 9 00:00:34,490 --> 00:00:37,490 نشانه و نشانه اخلاص اوست 10 00:00:37,490 --> 00:00:41,490 انگار همچین کاری نکرده 11 00:00:41,490 --> 00:00:45,119 پس از او صلی الله علیه و آله پرسیدند 12 00:00:45,119 --> 00:00:47,920 تا ماه را به دو نیم کند 13 00:00:47,920 --> 00:00:49,320 و او گفت 14 00:00:49,320 --> 00:00:52,920 آیا دیدی که خداوند ماه را برای تو به دو نیم کرد؟ 15 00:00:52,920 --> 00:00:54,520 آیا شما اعتقاد دارید؟ 16 00:00:54,520 --> 00:00:55,520 گفتند 17 00:00:55,520 --> 00:00:58,119 و ما را چه شده است که باور نمی کنیم؟ 18 00:00:58,119 --> 00:01:03,520 پس پیامبر صلی الله علیه و آله با پروردگار تبارک و تعالی خود دعا کرد 19 00:01:03,719 --> 00:01:07,120 پس خداوند ماه را برای آنها دو نیم کرد 20 00:01:07,120 --> 00:01:10,319 وقتی دو نیمه به ماه نگاه کردند 21 00:01:10,319 --> 00:01:12,719 در میان آنها کوه ابوقبیس است 22 00:01:12,719 --> 00:01:13,920 گفتند 23 00:01:13,920 --> 00:01:16,219 او با جادو آمد 24 00:01:16,219 --> 00:01:18,620 یکی از آنها گفت: 25 00:01:18,620 --> 00:01:20,819 اگر او شما را جادو کرده است 26 00:01:20,819 --> 00:01:24,620 او نمی تواند همه مردم را مجذوب خود کند 27 00:01:24,620 --> 00:01:27,819 پس منتظر باشید مسافر که بیاید 28 00:01:27,819 --> 00:01:30,019 وقتی سفیر آمد 29 00:01:30,219 --> 00:01:31,620 به آنها گفتند 30 00:01:31,620 --> 00:01:34,019 چه شگفت انگیز است آنچه دیدید 31 00:01:34,019 --> 00:01:35,219 گفتند 32 00:01:35,219 --> 00:01:36,620 در فلان شب 33 00:01:36,620 --> 00:01:39,219 ما در هر دو زمان ماه را دیدیم 34 00:01:39,219 --> 00:01:40,420 گفتند 35 00:01:40,420 --> 00:01:43,019 او با جادوی بزرگ آمد 36 00:01:43,019 --> 00:01:45,819 او همه مردم را مجذوب خود کرد 37 00:01:45,819 --> 00:01:51,019 این گواه آنچه خداوند متعال در سوره قمر فرموده است 38 00:02:00,019 --> 00:02:03,219 می گویند جادوی مداوم 39 00:02:03,219 --> 00:02:06,090 هر جادوی قدرتمند 40 00:02:06,090 --> 00:02:11,969 گنجینه های بیوگرافی 41 00:02:11,969 --> 00:02:17,360 عهد اول عقبه 42 00:02:17,360 --> 00:02:20,960 به ما رسیده است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 43 00:02:20,960 --> 00:02:23,560 چند نفر از مردم شهر را صدا زد 44 00:02:23,560 --> 00:02:26,860 و به او ایمان آوردند و از او پیروی کردند 45 00:02:26,860 --> 00:02:30,060 وقتی در فصل سال دوم بود 46 00:02:30,060 --> 00:02:34,659 ده از رسالت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 47 00:02:34,659 --> 00:02:40,060 انصار نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدند و با او بیعت کردند. 48 00:02:40,060 --> 00:02:44,060 و کسانی که با پیامبر صلی الله علیه و آله بیعت کردند 49 00:02:44,060 --> 00:02:46,060 آنها معاذ بن الحارث هستند 50 00:02:46,060 --> 00:02:48,460 و ذکوان بن عبدالقیس 51 00:02:48,460 --> 00:02:50,659 و عباده بن السامیت 52 00:02:50,659 --> 00:02:52,659 یزید بن ثعلبه 53 00:02:52,659 --> 00:02:54,860 و العباس بن عباده 54 00:02:54,860 --> 00:02:57,659 و ابوالهیثم بن الطیهان 55 00:02:57,659 --> 00:03:00,060 و عوائم بن سعیده 56 00:03:00,060 --> 00:03:02,060 همه از خزرج هستند 57 00:03:02,060 --> 00:03:04,860 جز ابوالهیثم و عوائم 58 00:03:04,860 --> 00:03:07,860 با پیامبر صلی الله علیه و آله بیعت کرد 59 00:03:07,860 --> 00:03:09,659 بیعت زنان 60 00:03:09,659 --> 00:03:14,060 همان چیزی است که خداوند متعال در گفتار خود به آن اشاره کرده است 61 00:03:14,060 --> 00:03:16,060 ای پیامبر 62 00:03:16,060 --> 00:03:19,060 هنگامی که زنان با ایمان نزد تو می آیند 63 00:03:19,060 --> 00:03:21,860 با تو بیعت می کنند 64 00:03:21,860 --> 00:03:24,259 همان گونه که برای خدا شرک می ورزند 65 00:03:24,259 --> 00:03:30,259 آنها نباید دزدی یا زنا کنند 66 00:03:30,460 --> 00:03:33,460 و نباید فرزندان خود را بکشند 67 00:03:33,460 --> 00:03:38,460 و تهمتی که اختراع می کنند نمی آورند. 68 00:03:38,460 --> 00:03:42,460 بین دست و پای خود اختراع می کنند. 69 00:03:42,460 --> 00:03:45,460 و او از شما سرپیچی نمی کند 70 00:03:45,460 --> 00:03:47,460 و در حقيقت از تو نافرماني نخواهد كرد 71 00:03:47,460 --> 00:03:51,460 پس با آنان بیعت کن و برای آنان از خداوند طلب آمرزش کن. 72 00:03:51,460 --> 00:03:55,460 همانا خداوند آمرزنده و مهربان است 73 00:03:56,460 --> 00:04:01,460 این گونه بود که رسول خدا صلی الله علیه و آله با مردان بیعت کرد. 74 00:04:01,460 --> 00:04:05,460 عباده بن السامط رضی الله عنه گفت 75 00:04:05,460 --> 00:04:09,460 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 76 00:04:09,460 --> 00:04:14,460 بیا با من بیعت کن به شرطی که چیزی را شریک خدا نکنی 77 00:04:14,460 --> 00:04:17,459 و دزدی نکنید و زنا نکنید 78 00:04:17,459 --> 00:04:19,459 و فرزندان خود را نکشید 79 00:04:19,459 --> 00:04:25,459 و تهمت نیاورید که بین دست و پای خود اختراع کنید 80 00:04:25,459 --> 00:04:28,459 و مرا در هیچ کار نیکی نافرمانی مکن 81 00:04:28,459 --> 00:04:31,459 هر کس از شما به وظیفه خود عمل کند، اجر او با خداست 82 00:04:31,459 --> 00:04:36,459 هر کس مرتکب این کارها شود در دنیا عذاب خواهد شد 83 00:04:36,459 --> 00:04:38,459 برای او کفاره است 84 00:04:38,459 --> 00:04:42,459 هر که به اینها مبتلا شود، خداوند او را می پوشاند 85 00:04:42,459 --> 00:04:44,459 پس فرمان او به خداست 86 00:04:44,459 --> 00:04:48,459 اگر بخواهد او را عذاب می کند و اگر بخواهد او را می بخشد 87 00:04:48,459 --> 00:04:51,459 گفت: پس در آن با او بیعت کردیم. 88 00:04:51,459 --> 00:04:54,519 سپس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرستاد 89 00:04:54,519 --> 00:04:57,519 مصعب بن عمیر رضی الله عنه 90 00:04:57,519 --> 00:05:01,519 اسلام را به آنها می آموزد و دیگران را دعوت می کند 91 00:05:01,519 --> 00:05:08,519 مصعب بن عمیر در دعوت خدای متعال موفق شد 92 00:05:08,519 --> 00:05:14,519 این دو داستان دو مرد است که به دست مصعب بن عمیر به اسلام گرویدند 93 00:05:14,519 --> 00:05:18,519 در اسلام آوردنشان خیر بزرگی بود 94 00:05:35,290 --> 00:05:39,290 اسعد بن زراره روزی با مصعب بن عمیر بیرون رفت 95 00:05:39,290 --> 00:05:43,290 دار بنی عبدالاشل و دار بنی ظفر را می خواهد 96 00:05:43,290 --> 00:05:46,319 پس وارد دیوار بنی ظفر شد 97 00:05:46,319 --> 00:05:50,319 بر چاهی به نام چاه مراق نشست 98 00:05:50,319 --> 00:05:54,319 مردان مسلمان نزد آنها جمع شدند 99 00:05:54,319 --> 00:05:57,319 سعد بن معاذ و اسید بن حضیر 100 00:05:57,319 --> 00:06:01,319 ارباب قومشان از بنی عبد الاشل بود 101 00:06:01,319 --> 00:06:03,319 او مشرک بود 102 00:06:03,319 --> 00:06:09,509 سعد بن معاذ چون این خبر را شنید به اوسید بن حضیر گفت 103 00:06:09,509 --> 00:06:14,509 برو پیش این دو که آمده اند ای یوسف. اینجا ضعیف های ما هستند 104 00:06:14,509 --> 00:06:18,509 پس آنها را سرزنش کن و از آمدن به خانه ما نهی کن 105 00:06:18,509 --> 00:06:22,509 اسعد بن زراره پسر عموی من است 106 00:06:22,509 --> 00:06:25,509 اگر این نبود، تو میمردی 107 00:06:25,509 --> 00:06:29,740 پس استاد نیزه خود را گرفت و به آنها نزدیک شد 108 00:06:29,740 --> 00:06:32,740 وقتی اسعد بن زراره او را دید 109 00:06:32,740 --> 00:06:35,740 به مصعب بن عمیر گفت 110 00:06:35,740 --> 00:06:38,740 این ارباب قوم خود است که نزد شما آمده است 111 00:06:38,740 --> 00:06:40,740 پس به خدا ایمان بیاور 112 00:06:41,740 --> 00:06:45,769 مصعب گفت بنشین من با او صحبت می کنم 113 00:06:45,769 --> 00:06:49,769 سپس اوسید آمد و بالای سر آنها ایستاد و فحش داد 114 00:06:49,769 --> 00:06:55,769 گفت: آنچه تو را به ما رساند، حماقت قوم ضعیف ماست 115 00:06:55,769 --> 00:07:00,769 در صورت نیاز ما را به حال خود رها کنید 116 00:07:00,769 --> 00:07:04,769 مصعب به او گفت: می‌نشینی و گوش می‌دهی؟ 117 00:07:04,769 --> 00:07:07,769 اگر از چیزی راضی باشید، آن را می پذیرید 118 00:07:07,769 --> 00:07:10,769 تو از او متنفر بودی، از انجام کاری که از او متنفری دست بردار 119 00:07:10,769 --> 00:07:12,769 گفت: تو منصف هستی. 120 00:07:12,769 --> 00:07:15,769 سپس نیزه خود را متمرکز کرد و نشست 121 00:07:15,769 --> 00:07:19,769 مصعب با او سخن گفت و بر او قرآن خواند 122 00:07:19,769 --> 00:07:23,769 و خداوند متعال دین را برای او بیان کرد 123 00:07:23,769 --> 00:07:26,769 و چگونه خداوند تبارک و تعالی است 124 00:07:26,769 --> 00:07:29,769 محمد صلی الله علیه و آله را فرستاد 125 00:07:29,769 --> 00:07:33,769 برای بیرون آوردن مردم از تاریکی به نور 126 00:07:33,769 --> 00:07:35,769 از بت پرستی 127 00:07:35,769 --> 00:07:39,769 عبادت پروردگار بندگانش پاک و منزه است 128 00:07:39,769 --> 00:07:41,769 قصه گو گفت 129 00:07:41,769 --> 00:07:46,769 به خدا قسم قبل از سخن گفتن او اسلام را در چهره او می شناختیم 130 00:07:46,769 --> 00:07:49,769 این در درخشش و شادمانی آن است 131 00:07:49,769 --> 00:07:52,769 سپس به او گفت که چه می خواهد 132 00:07:52,769 --> 00:07:55,769 چقدر خوب و زیباست 133 00:07:55,769 --> 00:08:00,769 اگر بخواهید وارد این دین شوید چه می کنید؟ 134 00:08:00,769 --> 00:08:04,769 به او گفت لباست را بشوی و پاک کن 135 00:08:04,769 --> 00:08:07,769 پس به حق گواه باش 136 00:08:07,769 --> 00:08:09,769 سپس دو رکعت نماز می خوانی 137 00:08:09,769 --> 00:08:12,769 پس برخاست و لباس خود را شست و تمیز کرد 138 00:08:12,769 --> 00:08:15,769 شهادت را خواند و دو رکعت نماز خواند 139 00:08:15,769 --> 00:08:19,769 بعد گفت مردی پشت سرش بود 140 00:08:19,769 --> 00:08:23,769 اگر او از شما پیروی کند، هیچ یک از افراد او عقب نمی مانند 141 00:08:23,769 --> 00:08:27,769 سپس نیزه خود را گرفت و در میان قوم خود نزد سعد رفت 142 00:08:27,769 --> 00:08:29,769 در حالی که نشسته اند 143 00:08:29,769 --> 00:08:32,769 سعد گفت: به خدا سوگند. 144 00:08:32,769 --> 00:08:37,899 او با چهره ای متفاوت از چهره ای که شما را با آن ترک کرده بود به سراغ شما آمد 145 00:08:37,899 --> 00:08:40,899 وقتی اوسید در مقابل مردمش ایستاد 146 00:08:40,899 --> 00:08:43,899 سعد به او گفت چه کردی 147 00:08:43,899 --> 00:08:46,899 گفت من با آن دو نفر صحبت کردم 148 00:08:46,899 --> 00:08:49,899 به خدا من عیبی در آنها ندیدم 149 00:08:49,899 --> 00:08:51,899 من آنها را منع کردم 150 00:08:51,899 --> 00:08:54,899 گفت: اگر بخواهی این کار را می کنیم. 151 00:08:54,899 --> 00:08:56,899 اتفاق افتاد که بنی حارثه 152 00:08:56,899 --> 00:09:00,929 آنها نزد اسعد بن زراره رفتند تا او را بکشند 153 00:09:00,929 --> 00:09:04,929 بنی حارثه اسد بن زراره را نمی کشند 154 00:09:04,929 --> 00:09:09,929 اما اسيد بن حضير رضي الله عنه اين گونه رفتار كرد 155 00:09:09,929 --> 00:09:11,929 برای تربیت سعد بن معاذ 156 00:09:11,929 --> 00:09:16,929 تا بایستد و از پسر عمویش اسعد بن زراره دفاع کند 157 00:09:16,929 --> 00:09:20,929 پس سعد از آنچه به او یاد کرد خشمگین شد 158 00:09:20,929 --> 00:09:23,929 پس نیزه خود را گرفت و نزد آنان رفت 159 00:09:23,929 --> 00:09:26,929 وقتی آنها را سالم دید 160 00:09:26,929 --> 00:09:31,929 او می‌دانست که اوسدا می‌خواست او از آنها بشنود 161 00:09:31,929 --> 00:09:36,929 او همچنین می دانست که هیچ کس اسعد یا چیزی را نخواهد کشت 162 00:09:36,929 --> 00:09:40,019 مقابل آنها ایستاد و فحش داد 163 00:09:40,019 --> 00:09:43,019 سپس به اسد بن زراره گفت 164 00:09:43,019 --> 00:09:45,019 به خدا سوگند ای پدر در پیشگاه او 165 00:09:45,019 --> 00:09:49,019 اگر خویشاوندی بین من و تو نبود 166 00:09:49,019 --> 00:09:51,019 او این را از من دور نینداخت 167 00:09:51,019 --> 00:09:54,019 شما ما را در خانه خود با چیزهایی که از آن متنفریم فریب می دهید 168 00:09:54,019 --> 00:09:57,019 مصعب به سعد بن معاذ گفت 169 00:09:57,019 --> 00:09:59,019 یا بشین و گوش کن 170 00:09:59,019 --> 00:10:02,019 اگر از چیزی راضی باشید، آن را می پذیرید 171 00:10:02,019 --> 00:10:05,019 اگر از آن متنفرید، آنچه را که نفرت دارید از شما حذف می کنیم 172 00:10:05,019 --> 00:10:07,019 گفت من عادل هستم 173 00:10:07,019 --> 00:10:10,019 سپس نیزه خود را متمرکز کرد و نشست 174 00:10:10,019 --> 00:10:12,019 اسلام را به او پیشنهاد داد 175 00:10:12,019 --> 00:10:15,019 و برایش قرآن خواند 176 00:10:15,019 --> 00:10:17,019 قصه گو گفت 177 00:10:17,019 --> 00:10:21,019 قبل از اینکه صحبت کند، اسلام را در چهره او شناختیم 178 00:10:21,019 --> 00:10:23,019 سپس گفت 179 00:10:23,019 --> 00:10:26,019 اگر مسلمان شوید چه خواهید کرد؟ 180 00:10:26,019 --> 00:10:29,019 همان گونه که به اسد گفت به او گفت 181 00:10:29,019 --> 00:10:32,019 پس مانند اسعد کرد 182 00:10:32,019 --> 00:10:35,019 هنگامی که نزد قوم خود بازگشت، فرمود: 183 00:10:35,019 --> 00:10:38,019 ای فرزندان عبدالعاشهل 184 00:10:38,019 --> 00:10:41,019 از کجا از من خبر داری؟ 185 00:10:41,019 --> 00:10:45,019 گفتند: مولای ما از نظر نظر بهترین ماست. 186 00:10:45,019 --> 00:10:47,019 و حق ما کاپیتان است 187 00:10:47,019 --> 00:10:48,019 او گفت 188 00:10:48,019 --> 00:10:51,019 سخنان مردان و زنان شما 189 00:10:51,019 --> 00:10:53,019 علی حرام است 190 00:10:53,019 --> 00:10:56,019 تا زمانی که به خدا و رسولش ایمان نیاورید 191 00:10:56,019 --> 00:10:59,090 هیچ غروبی بین آنها، مرد و زن نبود 192 00:10:59,090 --> 00:11:02,090 مگر یک مرد مسلمان و یک زن مسلمان 193 00:11:02,090 --> 00:11:04,090 به جز یک مرد 194 00:11:04,090 --> 00:11:06,090 او را الاسیر می نامند 195 00:11:06,090 --> 00:11:09,379 او روز یکشنبه مسلمان شد 196 00:11:09,379 --> 00:11:12,379 مصعب در خانه اسعد بن زراره ماند 197 00:11:12,379 --> 00:11:14,379 مردم را به اسلام دعوت می کند 198 00:11:14,379 --> 00:11:17,379 تا اینکه خانه انصار باقی نماند 199 00:11:17,379 --> 00:11:21,379 جز اینکه شامل مردان و زنان مسلمان است 200 00:11:34,659 --> 00:11:36,659 او سال سوم بود 201 00:11:36,659 --> 00:11:40,659 ده از رسالت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 202 00:11:40,659 --> 00:11:43,659 یکی از مسلمانان مدینه به حج پرداخت 203 00:11:43,659 --> 00:11:46,659 هفتاد و چند نفر 204 00:11:46,659 --> 00:11:49,659 در میان زائران قومشان مشرک بودند 205 00:11:49,659 --> 00:11:52,659 و مسلمانان می گفتند 206 00:11:52,659 --> 00:11:56,659 تا کی از رسول خدا صلی الله علیه و آله رها می شویم؟ 207 00:11:56,659 --> 00:12:00,659 او را به کوه های مکه رانده می کنند و می ترسند 208 00:12:00,659 --> 00:12:03,690 کعب بن مالک رضی الله عنه گفت 209 00:12:03,690 --> 00:12:05,690 به حج رفتیم 210 00:12:05,690 --> 00:12:09,690 رسول خدا صلی الله علیه و آله به ما وعده داد 211 00:12:09,690 --> 00:12:13,690 در عقبه یکی از روزهای وسط تشریق 212 00:12:13,690 --> 00:12:16,750 همان شبی بود که قول داده بودیم 213 00:12:16,750 --> 00:12:20,750 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 214 00:12:20,750 --> 00:12:23,750 و با ما عبدالله بن عمر بن حرم است 215 00:12:23,750 --> 00:12:27,750 استادی در میان اربابان ما و ارجمندی در میان بزرگواران ما 216 00:12:27,750 --> 00:12:29,750 او را با خود بردیم 217 00:12:29,750 --> 00:12:34,750 ما امور خود را از مشرکان قوم خود مخفی نگه داشتیم 218 00:12:34,750 --> 00:12:38,750 عبدالله بن عمر بن حرم با ما صحبت کرد 219 00:12:38,750 --> 00:12:39,750 و ما به او گفتیم 220 00:12:39,750 --> 00:12:41,750 ای ابو جابر 221 00:12:41,750 --> 00:12:44,750 شما یکی از اساتید ما هستید 222 00:12:44,750 --> 00:12:47,750 و شریف از بزرگواران ماست 223 00:12:47,750 --> 00:12:50,750 ما شما را برای آنچه در آن هستید آرزو می کنیم 224 00:12:50,750 --> 00:12:53,750 هیزم بودن برای آتش فردا 225 00:12:53,750 --> 00:12:55,750 سپس او را به اسلام دعوت کردیم 226 00:12:55,750 --> 00:13:00,750 تاریخ رسول خدا صلی الله علیه و آله را به او گفتیم 227 00:13:00,750 --> 00:13:03,750 او اسلام آورد و با ما شاهد عقبه بود 228 00:13:03,750 --> 00:13:06,750 او یکی از کاپیتان ها بود 229 00:13:06,750 --> 00:13:10,039 کعب رضی الله عنه گفت 230 00:13:10,039 --> 00:13:14,039 بنابراین ما آن شب را در حالی که در سفر بودیم با مردم خود خوابیدیم 231 00:13:14,039 --> 00:13:16,039 حتی اگر یک سوم از شب گذشته باشد 232 00:13:16,039 --> 00:13:22,039 از اردوگاه خود برای قرار رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم خارج شدیم 233 00:13:22,039 --> 00:13:26,039 ما یواشکی مثل گربه ها دزدکی می کنیم 234 00:13:26,039 --> 00:13:29,039 تا اینکه در الشعب در عقبه جمع شدیم 235 00:13:29,039 --> 00:13:32,039 ما هفتاد و سه مردیم 236 00:13:32,039 --> 00:13:35,039 و دو تا از زنان ما 237 00:13:35,039 --> 00:13:37,039 نصیبه بنت کعب 238 00:13:37,039 --> 00:13:39,039 او مادر آماره است 239 00:13:39,039 --> 00:13:41,039 و اسماء بنت عمر 240 00:13:41,039 --> 00:13:43,039 از بنی سلمه 241 00:13:43,039 --> 00:13:47,039 پس در انتظار رسول خدا صلی الله علیه و آله گرد آمدیم 242 00:13:47,039 --> 00:13:52,039 تا اینکه با عمویش عباس بن عبدالمطلب نزد ما آمد 243 00:13:52,039 --> 00:13:56,039 عباس در آن زمان پیرو دین قوم خود بود 244 00:13:56,039 --> 00:14:00,039 اما او عموی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود 245 00:14:00,039 --> 00:14:05,039 می خواست بداند با برادرزاده اش چه می کنند 246 00:14:05,039 --> 00:14:09,100 هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله با آنان ملاقات کرد 247 00:14:10,100 --> 00:14:15,100 اولین نفری که صحبت کرد عموی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود 248 00:14:15,100 --> 00:14:18,100 العباس بن عبدالمطلب 249 00:14:18,100 --> 00:14:21,100 گفت ای قوم خزرج! 250 00:14:21,100 --> 00:14:25,100 همانطور که آموختی محمد از ماست 251 00:14:25,100 --> 00:14:28,100 ما آن را از مردم خود ممنوع کردیم 252 00:14:28,100 --> 00:14:31,100 چه کسی مانند نظر ما در مورد او است 253 00:14:31,100 --> 00:14:35,100 او به افتخار مردمش و در کشورش شکست ناپذیر است 254 00:14:35,100 --> 00:14:40,139 او فقط حاضر نشد با شما طرف شود و شما را دنبال کند 255 00:14:40,139 --> 00:14:43,139 اگر فکر می کنید که به او وفادار هستید 256 00:14:43,139 --> 00:14:45,139 کاری که شما او را به انجام آن دعوت کردید 257 00:14:45,139 --> 00:14:48,139 و او را از مخالفان او بازدار 258 00:14:48,139 --> 00:14:51,139 تو و آنچه از آن تحمل کردی 259 00:14:51,139 --> 00:14:54,139 حتی اگر فکر می کنید مسلمان هستید 260 00:14:54,139 --> 00:14:57,139 و پس از آنکه او را نزد شما آورد، او را رها کنید 261 00:14:57,139 --> 00:15:00,139 از این به بعد بهش زنگ بزن 262 00:15:00,139 --> 00:15:04,139 زیرا او در جلال و محافظت از مردم و کشور خود است 263 00:15:04,139 --> 00:15:06,139 کعب گفت 264 00:15:06,139 --> 00:15:08,139 شنیدیم چی گفتی 265 00:15:08,139 --> 00:15:10,139 سخن بگو ای رسول خدا 266 00:15:10,139 --> 00:15:14,139 پس آنچه را که دوست داری برای خود و پروردگارت بگیر 267 00:15:14,139 --> 00:15:17,259 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند 268 00:15:17,259 --> 00:15:19,259 شما با من بیعت می کنید 269 00:15:19,259 --> 00:15:22,259 گفتند یا رسول الله 270 00:15:22,259 --> 00:15:25,259 ما برای چه با شما بیعت می کنیم؟ 271 00:15:25,259 --> 00:15:30,259 از سماع و اطاعت در فعالیت و تنبلی گفت 272 00:15:30,259 --> 00:15:33,259 و به قیمت سختی و آسانی 273 00:15:33,259 --> 00:15:37,259 و امر به معروف و نهی از منکر 274 00:15:37,259 --> 00:15:40,259 و باید در خدا بایستی 275 00:15:40,259 --> 00:15:43,259 نگذارید سرزنش سرزنش کننده شما را به خاطر خدا بگیرد 276 00:15:43,259 --> 00:15:47,259 و اگر پیش شما آمدم باید به من کمک کنید 277 00:15:47,259 --> 00:15:54,259 و مرا از آنچه خود و همسران و فرزندانت را از آن باز میداری 278 00:15:54,259 --> 00:15:56,259 و بهشت مال تو باشد 279 00:15:56,259 --> 00:15:58,460 کعب رضی الله عنه گفت 280 00:15:58,460 --> 00:16:00,460 و قرآن بخوان 281 00:16:00,460 --> 00:16:02,460 خدا را صدا زد 282 00:16:02,460 --> 00:16:04,460 می خواست اسلام بیاورد 283 00:16:04,460 --> 00:16:08,519 سپس براء بن معرور برخاست و دست او را گرفت 284 00:16:08,519 --> 00:16:12,519 سپس به پیامبر صلی الله علیه و آله گفت 285 00:16:12,519 --> 00:16:15,519 سوگند به کسی که تو را به حق به پیامبری فرستاد 286 00:16:15,519 --> 00:16:19,519 از آنچه آزورنا را از آن منع می کنیم، تو را باز داریم 287 00:16:19,519 --> 00:16:22,519 پس یا رسول الله ما بیعت کردیم 288 00:16:22,519 --> 00:16:26,519 به خدا ما بچه های جنگ و اهل حلقه هستیم 289 00:16:26,519 --> 00:16:29,519 ما آن را از کبرا از کبر به ارث بردیم 290 00:16:29,519 --> 00:16:33,580 سپس ابوالهیثم بن الطیهان برخاست و گفت 291 00:16:33,580 --> 00:16:35,580 ای رسول خدا 292 00:16:35,580 --> 00:16:38,580 بین ما و مردها طناب هایی وجود دارد 293 00:16:38,580 --> 00:16:40,580 و تحریمش کردیم 294 00:16:40,580 --> 00:16:43,580 اگر ما این کار را انجام دهیم اشکالی ندارد؟ 295 00:16:43,580 --> 00:16:45,580 سپس خدا به شما نشان خواهد داد 296 00:16:45,580 --> 00:16:48,580 تا به سوی قوم خود بازگردی و ما را ترک کنی 297 00:16:48,580 --> 00:16:53,580 رسول خدا صلی الله علیه و آله لبخند زد 298 00:16:53,580 --> 00:16:54,580 و او گفت 299 00:16:54,580 --> 00:16:55,580 اما خون خون است 300 00:16:55,580 --> 00:16:57,580 و تخریب، تخریب است 301 00:16:57,580 --> 00:17:00,580 من از تو هستم و تو از من 302 00:17:00,580 --> 00:17:02,580 من با کسی میجنگم که تو میجنگی 303 00:17:02,580 --> 00:17:05,579 و سلام بر کسانی که نزد شما در امانند 304 00:17:05,579 --> 00:17:07,579 و در یک رمان 305 00:17:07,579 --> 00:17:09,579 که جبرا گفت 306 00:17:09,579 --> 00:17:13,579 پس با رسول خدا صلی الله علیه و آله بیعت کردیم 307 00:17:13,579 --> 00:17:17,579 پس اسد بن زراره دست او را گرفت و گفت 308 00:17:17,579 --> 00:17:19,579 آرام آرام مردم یثرب 309 00:17:19,579 --> 00:17:23,579 جگر شتر را بر او نکوبیدیم 310 00:17:23,579 --> 00:17:26,579 مگر می دانیم که او رسول خداست 311 00:17:26,579 --> 00:17:28,579 و امروز آن را بیرون بیاورید 312 00:17:28,579 --> 00:17:31,579 یک پارادوکس برای همه اعراب 313 00:17:31,579 --> 00:17:33,579 و در آن انتخاب شما کشته شد 314 00:17:33,579 --> 00:17:35,579 باشد که شمشیرها شما را گاز بگیرند 315 00:17:35,579 --> 00:17:38,650 اگر در این مورد صبور باشید 316 00:17:38,650 --> 00:17:41,650 پس بگیر و اجر تو از خداست 317 00:17:41,650 --> 00:17:45,650 در مورد شما، شما از خود می ترسید 318 00:17:45,650 --> 00:17:46,650 پس او را رها کن 319 00:17:46,650 --> 00:17:49,650 او نزد خدا برای شما معذورتر است 320 00:17:49,650 --> 00:17:52,650 اسعد را می خواهد که خدا از او راضی باشد 321 00:17:52,650 --> 00:17:55,650 تا محبت آنان را نسبت به پیامبر صلی الله علیه و آله برانگیزد 322 00:17:55,650 --> 00:18:00,650 گفتند ای اسعد دستت را از ما دراز کن 323 00:18:00,650 --> 00:18:03,650 به خدا قسم ما این بیعت را نمی کنیم 324 00:18:03,650 --> 00:18:05,650 ما از او استعفا نمی دهیم 325 00:18:05,650 --> 00:18:08,650 پس پیامبر صلی الله علیه و آله با آنان بیعت کرد 326 00:18:08,650 --> 00:18:11,650 با آنها به جز آن دو زن دست داد 327 00:18:11,650 --> 00:18:14,650 او هرگز با زنی دست نمی داد 328 00:18:14,650 --> 00:18:18,900 سپس 12 ناخدا را بر آنها منصوب کرد 329 00:18:18,900 --> 00:18:20,900 9 از خزرج 330 00:18:20,900 --> 00:18:22,900 و 3 از اوس 331 00:18:22,900 --> 00:18:25,900 و اما ناخداهای خزرج 332 00:18:25,900 --> 00:18:27,900 پس اسد بن زراره 333 00:18:27,900 --> 00:18:29,900 و سعد بن الربیع 334 00:18:29,900 --> 00:18:31,900 و عبدالله بن رواحه 335 00:18:31,900 --> 00:18:33,900 و رافع بن مالک 336 00:18:33,900 --> 00:18:35,900 و البراء بن معور 337 00:18:35,900 --> 00:18:38,900 و عبدالله بن عمر بن حرام 338 00:18:38,900 --> 00:18:40,900 و عباده بن السامیت 339 00:18:40,900 --> 00:18:42,900 و سعد بن عباده 340 00:18:42,900 --> 00:18:44,900 و المنذر بن عمر 341 00:18:44,900 --> 00:18:46,900 در مورد کاپیتان های اوس 342 00:18:46,900 --> 00:18:48,900 اسيد بن حضير 343 00:18:48,900 --> 00:18:50,900 و سعد بن خزرج 344 00:18:51,900 --> 00:18:53,900 و سعد بن خیثمه 345 00:18:53,900 --> 00:18:56,940 و رفاعه بن عبدالمنذر 346 00:18:56,940 --> 00:18:58,940 پس از اتمام این فروش 347 00:18:58,940 --> 00:19:01,940 بین پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 348 00:19:01,940 --> 00:19:04,940 و مسلمانانی که با او بیعت کردند 349 00:19:04,940 --> 00:19:07,940 شیطان فریاد زد و گفت 350 00:19:07,940 --> 00:19:09,940 ای اهل چوب 351 00:19:09,940 --> 00:19:12,940 لعنت بر محمد و بچگیش 352 00:19:12,940 --> 00:19:15,940 آنها برای مبارزه با شما جمع شده اند 353 00:19:15,940 --> 00:19:19,940 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 354 00:19:19,940 --> 00:19:21,940 این عذاب عقبه است 355 00:19:21,940 --> 00:19:24,940 اما به خدا ای دشمن خدا 356 00:19:24,940 --> 00:19:26,940 من بخاطر تو تسلیم نمیشم 357 00:19:26,940 --> 00:19:29,940 سپس دستور داد که به اردوگاه خود بازگردند 358 00:19:29,940 --> 00:19:32,970 وقتی قریش این صدا را شنیدند 359 00:19:32,970 --> 00:19:34,970 نزد اهل یثرب آمدند 360 00:19:34,970 --> 00:19:36,970 و به آنها گفتند 361 00:19:36,970 --> 00:19:38,970 ای اهل خزرج! 362 00:19:38,970 --> 00:19:40,970 شنیده ایم که شما هستید 363 00:19:40,970 --> 00:19:43,970 تو اومدی پیش این دوستمون 364 00:19:43,970 --> 00:19:46,970 شما آن را از میان ما استخراج کنید 365 00:19:46,970 --> 00:19:49,970 و شما برای جنگ ما با او بیعت می کنید 366 00:19:49,970 --> 00:19:52,970 به خدا هیچ عرب زنده ای وجود ندارد 367 00:19:52,970 --> 00:19:54,970 او بیشتر از ما از ما متنفر است تا ما بجنگیم 368 00:19:54,970 --> 00:19:56,970 با او جنگ مال شماست 369 00:19:56,970 --> 00:19:59,970 مشرکان یثرب گفتند 370 00:19:59,970 --> 00:20:02,970 به خدا هیچ کدام از اینها اتفاق نیفتاد 371 00:20:02,970 --> 00:20:05,970 هیچ کدام از اینها اتفاق نیفتاد 372 00:20:05,970 --> 00:20:07,970 شروع کردند به سوگند به خدا 373 00:20:07,970 --> 00:20:09,970 هیچ کدام از اینها اتفاق نیفتاد 374 00:20:09,970 --> 00:20:11,970 پس مردم نزد عبدالله آمدند 375 00:20:11,970 --> 00:20:13,970 بن ابی بن سلول 376 00:20:13,970 --> 00:20:15,970 او از سران خزرج بود 377 00:20:15,970 --> 00:20:17,970 پس شروع کرد به گفتن 378 00:20:17,970 --> 00:20:18,970 این دروغ است 379 00:20:18,970 --> 00:20:20,970 و این چه بود؟ 380 00:20:20,970 --> 00:20:22,970 و او قوم من نبود 381 00:20:22,970 --> 00:20:23,970 برای انجام این کار 382 00:20:23,970 --> 00:20:25,970 مگر اینکه به من بگویند 383 00:20:25,970 --> 00:20:27,970 پس قریش ادامه دادند 384 00:20:27,970 --> 00:20:29,970 تحقیق و بررسی اخبار 385 00:20:29,970 --> 00:20:31,970 پس مطمئن شوید که آن را دارند 386 00:20:31,970 --> 00:20:33,970 آن خبر درست است 387 00:20:33,970 --> 00:20:35,970 فروش به پایان رسید 388 00:20:35,970 --> 00:20:37,970 وقتی حجاج فرار کردند 389 00:20:37,970 --> 00:20:39,970 شوالیه های آنها عجله کردند 390 00:20:39,970 --> 00:20:41,970 به مردم یثرب 391 00:20:41,970 --> 00:20:43,970 اما خیلی دیر شده است 392 00:20:43,970 --> 00:20:45,970 اما آنها می توانستند ببینند 393 00:20:45,970 --> 00:20:47,970 سعد بن عباده 394 00:20:47,970 --> 00:20:49,970 و المنذر بن عمر 395 00:20:49,970 --> 00:20:51,970 بنابراین آنها را تعقیب کردند 396 00:20:51,970 --> 00:20:53,970 از دست آنها فرار کرد 397 00:20:53,970 --> 00:20:55,970 ناتوان ترین آنها المندیر است 398 00:20:55,970 --> 00:20:57,970 سعد بن عباده را گرفتند 399 00:20:57,970 --> 00:20:59,970 دستانش را دور گردنش بستند 400 00:20:59,970 --> 00:21:01,970 و شروع به کتک زدن او کردند 401 00:21:01,970 --> 00:21:03,970 و موهایش را می کشند 402 00:21:03,970 --> 00:21:05,970 تا اینکه او را به مکه آوردند 403 00:21:05,970 --> 00:21:07,970 سپس المطعم بن عدی آمد 404 00:21:07,970 --> 00:21:09,970 و الحارث بن حرب 405 00:21:09,970 --> 00:21:11,970 پس او را از دست آنها نجات دادند 406 00:21:11,970 --> 00:21:13,970 دلیلش این است که سعد بن عباده 407 00:21:13,970 --> 00:21:15,970 یکی از اربابان اهل مدینه 408 00:21:15,970 --> 00:21:17,970 گنجینه های بیوگرافی