WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:03.399
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:03.399 --> 00:00:06.889
گنجینه های زندگی نامه

00:00:06.889 --> 00:00:13.169
شکافتن ماه

00:00:13.169 --> 00:00:17.260
سپس پس از این حادثه

00:00:17.260 --> 00:00:22.059
حادثه دیگری برای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم رخ داد

00:00:22.059 --> 00:00:26.460
اتفاق عجیبی است که بارها به آن اشاره شده است

00:00:26.460 --> 00:00:29.260
یعنی شکافتن ماه

00:00:29.260 --> 00:00:34.289
کفار قریش از پیامبر صلی الله علیه و آله درخواست کردند

00:00:34.490 --> 00:00:37.490
نشانه و نشانه اخلاص اوست

00:00:37.490 --> 00:00:41.490
انگار همچین کاری نکرده

00:00:41.490 --> 00:00:45.119
پس از او صلی الله علیه و آله پرسیدند

00:00:45.119 --> 00:00:47.920
تا ماه را به دو نیم کند

00:00:47.920 --> 00:00:49.320
و او گفت

00:00:49.320 --> 00:00:52.920
آیا دیدی که خداوند ماه را برای تو به دو نیم کرد؟

00:00:52.920 --> 00:00:54.520
آیا شما اعتقاد دارید؟

00:00:54.520 --> 00:00:55.520
گفتند

00:00:55.520 --> 00:00:58.119
و ما را چه شده است که باور نمی کنیم؟

00:00:58.119 --> 00:01:03.520
پس پیامبر صلی الله علیه و آله با پروردگار تبارک و تعالی خود دعا کرد

00:01:03.719 --> 00:01:07.120
پس خداوند ماه را برای آنها دو نیم کرد

00:01:07.120 --> 00:01:10.319
وقتی دو نیمه به ماه نگاه کردند

00:01:10.319 --> 00:01:12.719
در میان آنها کوه ابوقبیس است

00:01:12.719 --> 00:01:13.920
گفتند

00:01:13.920 --> 00:01:16.219
او با جادو آمد

00:01:16.219 --> 00:01:18.620
یکی از آنها گفت:

00:01:18.620 --> 00:01:20.819
اگر او شما را جادو کرده است

00:01:20.819 --> 00:01:24.620
او نمی تواند همه مردم را مجذوب خود کند

00:01:24.620 --> 00:01:27.819
پس منتظر باشید مسافر که بیاید

00:01:27.819 --> 00:01:30.019
وقتی سفیر آمد

00:01:30.219 --> 00:01:31.620
به آنها گفتند

00:01:31.620 --> 00:01:34.019
چه شگفت انگیز است آنچه دیدید

00:01:34.019 --> 00:01:35.219
گفتند

00:01:35.219 --> 00:01:36.620
در فلان شب

00:01:36.620 --> 00:01:39.219
ما در هر دو زمان ماه را دیدیم

00:01:39.219 --> 00:01:40.420
گفتند

00:01:40.420 --> 00:01:43.019
او با جادوی بزرگ آمد

00:01:43.019 --> 00:01:45.819
او همه مردم را مجذوب خود کرد

00:01:45.819 --> 00:01:51.019
این گواه آنچه خداوند متعال در سوره قمر فرموده است

00:02:00.019 --> 00:02:03.219
می گویند جادوی مداوم

00:02:03.219 --> 00:02:06.090
هر جادوی قدرتمند

00:02:06.090 --> 00:02:11.969
گنجینه های بیوگرافی

00:02:11.969 --> 00:02:17.360
عهد اول عقبه

00:02:17.360 --> 00:02:20.960
به ما رسیده است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:02:20.960 --> 00:02:23.560
چند نفر از مردم شهر را صدا زد

00:02:23.560 --> 00:02:26.860
و به او ایمان آوردند و از او پیروی کردند

00:02:26.860 --> 00:02:30.060
وقتی در فصل سال دوم بود

00:02:30.060 --> 00:02:34.659
ده از رسالت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:02:34.659 --> 00:02:40.060
انصار نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدند و با او بیعت کردند.

00:02:40.060 --> 00:02:44.060
و کسانی که با پیامبر صلی الله علیه و آله بیعت کردند

00:02:44.060 --> 00:02:46.060
آنها معاذ بن الحارث هستند

00:02:46.060 --> 00:02:48.460
و ذکوان بن عبدالقیس

00:02:48.460 --> 00:02:50.659
و عباده بن السامیت

00:02:50.659 --> 00:02:52.659
یزید بن ثعلبه

00:02:52.659 --> 00:02:54.860
و العباس بن عباده

00:02:54.860 --> 00:02:57.659
و ابوالهیثم بن الطیهان

00:02:57.659 --> 00:03:00.060
و عوائم بن سعیده

00:03:00.060 --> 00:03:02.060
همه از خزرج هستند

00:03:02.060 --> 00:03:04.860
جز ابوالهیثم و عوائم

00:03:04.860 --> 00:03:07.860
با پیامبر صلی الله علیه و آله بیعت کرد

00:03:07.860 --> 00:03:09.659
بیعت زنان

00:03:09.659 --> 00:03:14.060
همان چیزی است که خداوند متعال در گفتار خود به آن اشاره کرده است

00:03:14.060 --> 00:03:16.060
ای پیامبر

00:03:16.060 --> 00:03:19.060
هنگامی که زنان با ایمان نزد تو می آیند

00:03:19.060 --> 00:03:21.860
با تو بیعت می کنند

00:03:21.860 --> 00:03:24.259
همان گونه که برای خدا شرک می ورزند

00:03:24.259 --> 00:03:30.259
آنها نباید دزدی یا زنا کنند

00:03:30.460 --> 00:03:33.460
و نباید فرزندان خود را بکشند

00:03:33.460 --> 00:03:38.460
و تهمتی که اختراع می کنند نمی آورند.

00:03:38.460 --> 00:03:42.460
بین دست و پای خود اختراع می کنند.

00:03:42.460 --> 00:03:45.460
و او از شما سرپیچی نمی کند

00:03:45.460 --> 00:03:47.460
و در حقيقت از تو نافرماني نخواهد كرد

00:03:47.460 --> 00:03:51.460
پس با آنان بیعت کن و برای آنان از خداوند طلب آمرزش کن.

00:03:51.460 --> 00:03:55.460
همانا خداوند آمرزنده و مهربان است

00:03:56.460 --> 00:04:01.460
این گونه بود که رسول خدا صلی الله علیه و آله با مردان بیعت کرد.

00:04:01.460 --> 00:04:05.460
عباده بن السامط رضی الله عنه گفت

00:04:05.460 --> 00:04:09.460
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:04:09.460 --> 00:04:14.460
بیا با من بیعت کن به شرطی که چیزی را شریک خدا نکنی

00:04:14.460 --> 00:04:17.459
و دزدی نکنید و زنا نکنید

00:04:17.459 --> 00:04:19.459
و فرزندان خود را نکشید

00:04:19.459 --> 00:04:25.459
و تهمت نیاورید که بین دست و پای خود اختراع کنید

00:04:25.459 --> 00:04:28.459
و مرا در هیچ کار نیکی نافرمانی مکن

00:04:28.459 --> 00:04:31.459
هر کس از شما به وظیفه خود عمل کند، اجر او با خداست

00:04:31.459 --> 00:04:36.459
هر کس مرتکب این کارها شود در دنیا عذاب خواهد شد

00:04:36.459 --> 00:04:38.459
برای او کفاره است

00:04:38.459 --> 00:04:42.459
هر که به اینها مبتلا شود، خداوند او را می پوشاند

00:04:42.459 --> 00:04:44.459
پس فرمان او به خداست

00:04:44.459 --> 00:04:48.459
اگر بخواهد او را عذاب می کند و اگر بخواهد او را می بخشد

00:04:48.459 --> 00:04:51.459
گفت: پس در آن با او بیعت کردیم.

00:04:51.459 --> 00:04:54.519
سپس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرستاد

00:04:54.519 --> 00:04:57.519
مصعب بن عمیر رضی الله عنه

00:04:57.519 --> 00:05:01.519
اسلام را به آنها می آموزد و دیگران را دعوت می کند

00:05:01.519 --> 00:05:08.519
مصعب بن عمیر در دعوت خدای متعال موفق شد

00:05:08.519 --> 00:05:14.519
این دو داستان دو مرد است که به دست مصعب بن عمیر به اسلام گرویدند

00:05:14.519 --> 00:05:18.519
در اسلام آوردنشان خیر بزرگی بود

00:05:35.290 --> 00:05:39.290
اسعد بن زراره روزی با مصعب بن عمیر بیرون رفت

00:05:39.290 --> 00:05:43.290
دار بنی عبدالاشل و دار بنی ظفر را می خواهد

00:05:43.290 --> 00:05:46.319
پس وارد دیوار بنی ظفر شد

00:05:46.319 --> 00:05:50.319
بر چاهی به نام چاه مراق نشست

00:05:50.319 --> 00:05:54.319
مردان مسلمان نزد آنها جمع شدند

00:05:54.319 --> 00:05:57.319
سعد بن معاذ و اسید بن حضیر

00:05:57.319 --> 00:06:01.319
ارباب قومشان از بنی عبد الاشل بود

00:06:01.319 --> 00:06:03.319
او مشرک بود

00:06:03.319 --> 00:06:09.509
سعد بن معاذ چون این خبر را شنید به اوسید بن حضیر گفت

00:06:09.509 --> 00:06:14.509
برو پیش این دو که آمده اند ای یوسف. اینجا ضعیف های ما هستند

00:06:14.509 --> 00:06:18.509
پس آنها را سرزنش کن و از آمدن به خانه ما نهی کن

00:06:18.509 --> 00:06:22.509
اسعد بن زراره پسر عموی من است

00:06:22.509 --> 00:06:25.509
اگر این نبود، تو میمردی

00:06:25.509 --> 00:06:29.740
پس استاد نیزه خود را گرفت و به آنها نزدیک شد

00:06:29.740 --> 00:06:32.740
وقتی اسعد بن زراره او را دید

00:06:32.740 --> 00:06:35.740
به مصعب بن عمیر گفت

00:06:35.740 --> 00:06:38.740
این ارباب قوم خود است که نزد شما آمده است

00:06:38.740 --> 00:06:40.740
پس به خدا ایمان بیاور

00:06:41.740 --> 00:06:45.769
مصعب گفت بنشین من با او صحبت می کنم

00:06:45.769 --> 00:06:49.769
سپس اوسید آمد و بالای سر آنها ایستاد و فحش داد

00:06:49.769 --> 00:06:55.769
گفت: آنچه تو را به ما رساند، حماقت قوم ضعیف ماست

00:06:55.769 --> 00:07:00.769
در صورت نیاز ما را به حال خود رها کنید

00:07:00.769 --> 00:07:04.769
مصعب به او گفت: می‌نشینی و گوش می‌دهی؟

00:07:04.769 --> 00:07:07.769
اگر از چیزی راضی باشید، آن را می پذیرید

00:07:07.769 --> 00:07:10.769
تو از او متنفر بودی، از انجام کاری که از او متنفری دست بردار

00:07:10.769 --> 00:07:12.769
گفت: تو منصف هستی.

00:07:12.769 --> 00:07:15.769
سپس نیزه خود را متمرکز کرد و نشست

00:07:15.769 --> 00:07:19.769
مصعب با او سخن گفت و بر او قرآن خواند

00:07:19.769 --> 00:07:23.769
و خداوند متعال دین را برای او بیان کرد

00:07:23.769 --> 00:07:26.769
و چگونه خداوند تبارک و تعالی است

00:07:26.769 --> 00:07:29.769
محمد صلی الله علیه و آله را فرستاد

00:07:29.769 --> 00:07:33.769
برای بیرون آوردن مردم از تاریکی به نور

00:07:33.769 --> 00:07:35.769
از بت پرستی

00:07:35.769 --> 00:07:39.769
عبادت پروردگار بندگانش پاک و منزه است

00:07:39.769 --> 00:07:41.769
قصه گو گفت

00:07:41.769 --> 00:07:46.769
به خدا قسم قبل از سخن گفتن او اسلام را در چهره او می شناختیم

00:07:46.769 --> 00:07:49.769
این در درخشش و شادمانی آن است

00:07:49.769 --> 00:07:52.769
سپس به او گفت که چه می خواهد

00:07:52.769 --> 00:07:55.769
چقدر خوب و زیباست

00:07:55.769 --> 00:08:00.769
اگر بخواهید وارد این دین شوید چه می کنید؟

00:08:00.769 --> 00:08:04.769
به او گفت لباست را بشوی و پاک کن

00:08:04.769 --> 00:08:07.769
پس به حق گواه باش

00:08:07.769 --> 00:08:09.769
سپس دو رکعت نماز می خوانی

00:08:09.769 --> 00:08:12.769
پس برخاست و لباس خود را شست و تمیز کرد

00:08:12.769 --> 00:08:15.769
شهادت را خواند و دو رکعت نماز خواند

00:08:15.769 --> 00:08:19.769
بعد گفت مردی پشت سرش بود

00:08:19.769 --> 00:08:23.769
اگر او از شما پیروی کند، هیچ یک از افراد او عقب نمی مانند

00:08:23.769 --> 00:08:27.769
سپس نیزه خود را گرفت و در میان قوم خود نزد سعد رفت

00:08:27.769 --> 00:08:29.769
در حالی که نشسته اند

00:08:29.769 --> 00:08:32.769
سعد گفت: به خدا سوگند.

00:08:32.769 --> 00:08:37.899
او با چهره ای متفاوت از چهره ای که شما را با آن ترک کرده بود به سراغ شما آمد

00:08:37.899 --> 00:08:40.899
وقتی اوسید در مقابل مردمش ایستاد

00:08:40.899 --> 00:08:43.899
سعد به او گفت چه کردی

00:08:43.899 --> 00:08:46.899
گفت من با آن دو نفر صحبت کردم

00:08:46.899 --> 00:08:49.899
به خدا من عیبی در آنها ندیدم

00:08:49.899 --> 00:08:51.899
من آنها را منع کردم

00:08:51.899 --> 00:08:54.899
گفت: اگر بخواهی این کار را می کنیم.

00:08:54.899 --> 00:08:56.899
اتفاق افتاد که بنی حارثه

00:08:56.899 --> 00:09:00.929
آنها نزد اسعد بن زراره رفتند تا او را بکشند

00:09:00.929 --> 00:09:04.929
بنی حارثه اسد بن زراره را نمی کشند

00:09:04.929 --> 00:09:09.929
اما اسيد بن حضير رضي الله عنه اين گونه رفتار كرد

00:09:09.929 --> 00:09:11.929
برای تربیت سعد بن معاذ

00:09:11.929 --> 00:09:16.929
تا بایستد و از پسر عمویش اسعد بن زراره دفاع کند

00:09:16.929 --> 00:09:20.929
پس سعد از آنچه به او یاد کرد خشمگین شد

00:09:20.929 --> 00:09:23.929
پس نیزه خود را گرفت و نزد آنان رفت

00:09:23.929 --> 00:09:26.929
وقتی آنها را سالم دید

00:09:26.929 --> 00:09:31.929
او می‌دانست که اوسدا می‌خواست او از آنها بشنود

00:09:31.929 --> 00:09:36.929
او همچنین می دانست که هیچ کس اسعد یا چیزی را نخواهد کشت

00:09:36.929 --> 00:09:40.019
مقابل آنها ایستاد و فحش داد

00:09:40.019 --> 00:09:43.019
سپس به اسد بن زراره گفت

00:09:43.019 --> 00:09:45.019
به خدا سوگند ای پدر در پیشگاه او

00:09:45.019 --> 00:09:49.019
اگر خویشاوندی بین من و تو نبود

00:09:49.019 --> 00:09:51.019
او این را از من دور نینداخت

00:09:51.019 --> 00:09:54.019
شما ما را در خانه خود با چیزهایی که از آن متنفریم فریب می دهید

00:09:54.019 --> 00:09:57.019
مصعب به سعد بن معاذ گفت

00:09:57.019 --> 00:09:59.019
یا بشین و گوش کن

00:09:59.019 --> 00:10:02.019
اگر از چیزی راضی باشید، آن را می پذیرید

00:10:02.019 --> 00:10:05.019
اگر از آن متنفرید، آنچه را که نفرت دارید از شما حذف می کنیم

00:10:05.019 --> 00:10:07.019
گفت من عادل هستم

00:10:07.019 --> 00:10:10.019
سپس نیزه خود را متمرکز کرد و نشست

00:10:10.019 --> 00:10:12.019
اسلام را به او پیشنهاد داد

00:10:12.019 --> 00:10:15.019
و برایش قرآن خواند

00:10:15.019 --> 00:10:17.019
قصه گو گفت

00:10:17.019 --> 00:10:21.019
قبل از اینکه صحبت کند، اسلام را در چهره او شناختیم

00:10:21.019 --> 00:10:23.019
سپس گفت

00:10:23.019 --> 00:10:26.019
اگر مسلمان شوید چه خواهید کرد؟

00:10:26.019 --> 00:10:29.019
همان گونه که به اسد گفت به او گفت

00:10:29.019 --> 00:10:32.019
پس مانند اسعد کرد

00:10:32.019 --> 00:10:35.019
هنگامی که نزد قوم خود بازگشت، فرمود:

00:10:35.019 --> 00:10:38.019
ای فرزندان عبدالعاشهل

00:10:38.019 --> 00:10:41.019
از کجا از من خبر داری؟

00:10:41.019 --> 00:10:45.019
گفتند: مولای ما از نظر نظر بهترین ماست.

00:10:45.019 --> 00:10:47.019
و حق ما کاپیتان است

00:10:47.019 --> 00:10:48.019
او گفت

00:10:48.019 --> 00:10:51.019
سخنان مردان و زنان شما

00:10:51.019 --> 00:10:53.019
علی حرام است

00:10:53.019 --> 00:10:56.019
تا زمانی که به خدا و رسولش ایمان نیاورید

00:10:56.019 --> 00:10:59.090
هیچ غروبی بین آنها، مرد و زن نبود

00:10:59.090 --> 00:11:02.090
مگر یک مرد مسلمان و یک زن مسلمان

00:11:02.090 --> 00:11:04.090
به جز یک مرد

00:11:04.090 --> 00:11:06.090
او را الاسیر می نامند

00:11:06.090 --> 00:11:09.379
او روز یکشنبه مسلمان شد

00:11:09.379 --> 00:11:12.379
مصعب در خانه اسعد بن زراره ماند

00:11:12.379 --> 00:11:14.379
مردم را به اسلام دعوت می کند

00:11:14.379 --> 00:11:17.379
تا اینکه خانه انصار باقی نماند

00:11:17.379 --> 00:11:21.379
جز اینکه شامل مردان و زنان مسلمان است

00:11:34.659 --> 00:11:36.659
او سال سوم بود

00:11:36.659 --> 00:11:40.659
ده از رسالت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:11:40.659 --> 00:11:43.659
یکی از مسلمانان مدینه به حج پرداخت

00:11:43.659 --> 00:11:46.659
هفتاد و چند نفر

00:11:46.659 --> 00:11:49.659
در میان زائران قومشان مشرک بودند

00:11:49.659 --> 00:11:52.659
و مسلمانان می گفتند

00:11:52.659 --> 00:11:56.659
تا کی از رسول خدا صلی الله علیه و آله رها می شویم؟

00:11:56.659 --> 00:12:00.659
او را به کوه های مکه رانده می کنند و می ترسند

00:12:00.659 --> 00:12:03.690
کعب بن مالک رضی الله عنه گفت

00:12:03.690 --> 00:12:05.690
به حج رفتیم

00:12:05.690 --> 00:12:09.690
رسول خدا صلی الله علیه و آله به ما وعده داد

00:12:09.690 --> 00:12:13.690
در عقبه یکی از روزهای وسط تشریق

00:12:13.690 --> 00:12:16.750
همان شبی بود که قول داده بودیم

00:12:16.750 --> 00:12:20.750
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:12:20.750 --> 00:12:23.750
و با ما عبدالله بن عمر بن حرم است

00:12:23.750 --> 00:12:27.750
استادی در میان اربابان ما و ارجمندی در میان بزرگواران ما

00:12:27.750 --> 00:12:29.750
او را با خود بردیم

00:12:29.750 --> 00:12:34.750
ما امور خود را از مشرکان قوم خود مخفی نگه داشتیم

00:12:34.750 --> 00:12:38.750
عبدالله بن عمر بن حرم با ما صحبت کرد

00:12:38.750 --> 00:12:39.750
و ما به او گفتیم

00:12:39.750 --> 00:12:41.750
ای ابو جابر

00:12:41.750 --> 00:12:44.750
شما یکی از اساتید ما هستید

00:12:44.750 --> 00:12:47.750
و شریف از بزرگواران ماست

00:12:47.750 --> 00:12:50.750
ما شما را برای آنچه در آن هستید آرزو می کنیم

00:12:50.750 --> 00:12:53.750
هیزم بودن برای آتش فردا

00:12:53.750 --> 00:12:55.750
سپس او را به اسلام دعوت کردیم

00:12:55.750 --> 00:13:00.750
تاریخ رسول خدا صلی الله علیه و آله را به او گفتیم

00:13:00.750 --> 00:13:03.750
او اسلام آورد و با ما شاهد عقبه بود

00:13:03.750 --> 00:13:06.750
او یکی از کاپیتان ها بود

00:13:06.750 --> 00:13:10.039
کعب رضی الله عنه گفت

00:13:10.039 --> 00:13:14.039
بنابراین ما آن شب را در حالی که در سفر بودیم با مردم خود خوابیدیم

00:13:14.039 --> 00:13:16.039
حتی اگر یک سوم از شب گذشته باشد

00:13:16.039 --> 00:13:22.039
از اردوگاه خود برای قرار رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم خارج شدیم

00:13:22.039 --> 00:13:26.039
ما یواشکی مثل گربه ها دزدکی می کنیم

00:13:26.039 --> 00:13:29.039
تا اینکه در الشعب در عقبه جمع شدیم

00:13:29.039 --> 00:13:32.039
ما هفتاد و سه مردیم

00:13:32.039 --> 00:13:35.039
و دو تا از زنان ما

00:13:35.039 --> 00:13:37.039
نصیبه بنت کعب

00:13:37.039 --> 00:13:39.039
او مادر آماره است

00:13:39.039 --> 00:13:41.039
و اسماء بنت عمر

00:13:41.039 --> 00:13:43.039
از بنی سلمه

00:13:43.039 --> 00:13:47.039
پس در انتظار رسول خدا صلی الله علیه و آله گرد آمدیم

00:13:47.039 --> 00:13:52.039
تا اینکه با عمویش عباس بن عبدالمطلب نزد ما آمد

00:13:52.039 --> 00:13:56.039
عباس در آن زمان پیرو دین قوم خود بود

00:13:56.039 --> 00:14:00.039
اما او عموی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود

00:14:00.039 --> 00:14:05.039
می خواست بداند با برادرزاده اش چه می کنند

00:14:05.039 --> 00:14:09.100
هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله با آنان ملاقات کرد

00:14:10.100 --> 00:14:15.100
اولین نفری که صحبت کرد عموی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود

00:14:15.100 --> 00:14:18.100
العباس بن عبدالمطلب

00:14:18.100 --> 00:14:21.100
گفت ای قوم خزرج!

00:14:21.100 --> 00:14:25.100
همانطور که آموختی محمد از ماست

00:14:25.100 --> 00:14:28.100
ما آن را از مردم خود ممنوع کردیم

00:14:28.100 --> 00:14:31.100
چه کسی مانند نظر ما در مورد او است

00:14:31.100 --> 00:14:35.100
او به افتخار مردمش و در کشورش شکست ناپذیر است

00:14:35.100 --> 00:14:40.139
او فقط حاضر نشد با شما طرف شود و شما را دنبال کند

00:14:40.139 --> 00:14:43.139
اگر فکر می کنید که به او وفادار هستید

00:14:43.139 --> 00:14:45.139
کاری که شما او را به انجام آن دعوت کردید

00:14:45.139 --> 00:14:48.139
و او را از مخالفان او بازدار

00:14:48.139 --> 00:14:51.139
تو و آنچه از آن تحمل کردی

00:14:51.139 --> 00:14:54.139
حتی اگر فکر می کنید مسلمان هستید

00:14:54.139 --> 00:14:57.139
و پس از آنکه او را نزد شما آورد، او را رها کنید

00:14:57.139 --> 00:15:00.139
از این به بعد بهش زنگ بزن

00:15:00.139 --> 00:15:04.139
زیرا او در جلال و محافظت از مردم و کشور خود است

00:15:04.139 --> 00:15:06.139
کعب گفت

00:15:06.139 --> 00:15:08.139
شنیدیم چی گفتی

00:15:08.139 --> 00:15:10.139
سخن بگو ای رسول خدا

00:15:10.139 --> 00:15:14.139
پس آنچه را که دوست داری برای خود و پروردگارت بگیر

00:15:14.139 --> 00:15:17.259
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند

00:15:17.259 --> 00:15:19.259
شما با من بیعت می کنید

00:15:19.259 --> 00:15:22.259
گفتند یا رسول الله

00:15:22.259 --> 00:15:25.259
ما برای چه با شما بیعت می کنیم؟

00:15:25.259 --> 00:15:30.259
از سماع و اطاعت در فعالیت و تنبلی گفت

00:15:30.259 --> 00:15:33.259
و به قیمت سختی و آسانی

00:15:33.259 --> 00:15:37.259
و امر به معروف و نهی از منکر

00:15:37.259 --> 00:15:40.259
و باید در خدا بایستی

00:15:40.259 --> 00:15:43.259
نگذارید سرزنش سرزنش کننده شما را به خاطر خدا بگیرد

00:15:43.259 --> 00:15:47.259
و اگر پیش شما آمدم باید به من کمک کنید

00:15:47.259 --> 00:15:54.259
و مرا از آنچه خود و همسران و فرزندانت را از آن باز میداری

00:15:54.259 --> 00:15:56.259
و بهشت مال تو باشد

00:15:56.259 --> 00:15:58.460
کعب رضی الله عنه گفت

00:15:58.460 --> 00:16:00.460
و قرآن بخوان

00:16:00.460 --> 00:16:02.460
خدا را صدا زد

00:16:02.460 --> 00:16:04.460
می خواست اسلام بیاورد

00:16:04.460 --> 00:16:08.519
سپس براء بن معرور برخاست و دست او را گرفت

00:16:08.519 --> 00:16:12.519
سپس به پیامبر صلی الله علیه و آله گفت

00:16:12.519 --> 00:16:15.519
سوگند به کسی که تو را به حق به پیامبری فرستاد

00:16:15.519 --> 00:16:19.519
از آنچه آزورنا را از آن منع می کنیم، تو را باز داریم

00:16:19.519 --> 00:16:22.519
پس یا رسول الله ما بیعت کردیم

00:16:22.519 --> 00:16:26.519
به خدا ما بچه های جنگ و اهل حلقه هستیم

00:16:26.519 --> 00:16:29.519
ما آن را از کبرا از کبر به ارث بردیم

00:16:29.519 --> 00:16:33.580
سپس ابوالهیثم بن الطیهان برخاست و گفت

00:16:33.580 --> 00:16:35.580
ای رسول خدا

00:16:35.580 --> 00:16:38.580
بین ما و مردها طناب هایی وجود دارد

00:16:38.580 --> 00:16:40.580
و تحریمش کردیم

00:16:40.580 --> 00:16:43.580
اگر ما این کار را انجام دهیم اشکالی ندارد؟

00:16:43.580 --> 00:16:45.580
سپس خدا به شما نشان خواهد داد

00:16:45.580 --> 00:16:48.580
تا به سوی قوم خود بازگردی و ما را ترک کنی

00:16:48.580 --> 00:16:53.580
رسول خدا صلی الله علیه و آله لبخند زد

00:16:53.580 --> 00:16:54.580
و او گفت

00:16:54.580 --> 00:16:55.580
اما خون خون است

00:16:55.580 --> 00:16:57.580
و تخریب، تخریب است

00:16:57.580 --> 00:17:00.580
من از تو هستم و تو از من

00:17:00.580 --> 00:17:02.580
من با کسی میجنگم که تو میجنگی

00:17:02.580 --> 00:17:05.579
و سلام بر کسانی که نزد شما در امانند

00:17:05.579 --> 00:17:07.579
و در یک رمان

00:17:07.579 --> 00:17:09.579
که جبرا گفت

00:17:09.579 --> 00:17:13.579
پس با رسول خدا صلی الله علیه و آله بیعت کردیم

00:17:13.579 --> 00:17:17.579
پس اسد بن زراره دست او را گرفت و گفت

00:17:17.579 --> 00:17:19.579
آرام آرام مردم یثرب

00:17:19.579 --> 00:17:23.579
جگر شتر را بر او نکوبیدیم

00:17:23.579 --> 00:17:26.579
مگر می دانیم که او رسول خداست

00:17:26.579 --> 00:17:28.579
و امروز آن را بیرون بیاورید

00:17:28.579 --> 00:17:31.579
یک پارادوکس برای همه اعراب

00:17:31.579 --> 00:17:33.579
و در آن انتخاب شما کشته شد

00:17:33.579 --> 00:17:35.579
باشد که شمشیرها شما را گاز بگیرند

00:17:35.579 --> 00:17:38.650
اگر در این مورد صبور باشید

00:17:38.650 --> 00:17:41.650
پس بگیر و اجر تو از خداست

00:17:41.650 --> 00:17:45.650
در مورد شما، شما از خود می ترسید

00:17:45.650 --> 00:17:46.650
پس او را رها کن

00:17:46.650 --> 00:17:49.650
او نزد خدا برای شما معذورتر است

00:17:49.650 --> 00:17:52.650
اسعد را می خواهد که خدا از او راضی باشد

00:17:52.650 --> 00:17:55.650
تا محبت آنان را نسبت به پیامبر صلی الله علیه و آله برانگیزد

00:17:55.650 --> 00:18:00.650
گفتند ای اسعد دستت را از ما دراز کن

00:18:00.650 --> 00:18:03.650
به خدا قسم ما این بیعت را نمی کنیم

00:18:03.650 --> 00:18:05.650
ما از او استعفا نمی دهیم

00:18:05.650 --> 00:18:08.650
پس پیامبر صلی الله علیه و آله با آنان بیعت کرد

00:18:08.650 --> 00:18:11.650
با آنها به جز آن دو زن دست داد

00:18:11.650 --> 00:18:14.650
او هرگز با زنی دست نمی داد

00:18:14.650 --> 00:18:18.900
سپس 12 ناخدا را بر آنها منصوب کرد

00:18:18.900 --> 00:18:20.900
9 از خزرج

00:18:20.900 --> 00:18:22.900
و 3 از اوس

00:18:22.900 --> 00:18:25.900
و اما ناخداهای خزرج

00:18:25.900 --> 00:18:27.900
پس اسد بن زراره

00:18:27.900 --> 00:18:29.900
و سعد بن الربیع

00:18:29.900 --> 00:18:31.900
و عبدالله بن رواحه

00:18:31.900 --> 00:18:33.900
و رافع بن مالک

00:18:33.900 --> 00:18:35.900
و البراء بن معور

00:18:35.900 --> 00:18:38.900
و عبدالله بن عمر بن حرام

00:18:38.900 --> 00:18:40.900
و عباده بن السامیت

00:18:40.900 --> 00:18:42.900
و سعد بن عباده

00:18:42.900 --> 00:18:44.900
و المنذر بن عمر

00:18:44.900 --> 00:18:46.900
در مورد کاپیتان های اوس

00:18:46.900 --> 00:18:48.900
اسيد بن حضير

00:18:48.900 --> 00:18:50.900
و سعد بن خزرج

00:18:51.900 --> 00:18:53.900
و سعد بن خیثمه

00:18:53.900 --> 00:18:56.940
و رفاعه بن عبدالمنذر

00:18:56.940 --> 00:18:58.940
پس از اتمام این فروش

00:18:58.940 --> 00:19:01.940
بین پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:19:01.940 --> 00:19:04.940
و مسلمانانی که با او بیعت کردند

00:19:04.940 --> 00:19:07.940
شیطان فریاد زد و گفت

00:19:07.940 --> 00:19:09.940
ای اهل چوب

00:19:09.940 --> 00:19:12.940
لعنت بر محمد و بچگیش

00:19:12.940 --> 00:19:15.940
آنها برای مبارزه با شما جمع شده اند

00:19:15.940 --> 00:19:19.940
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:19:19.940 --> 00:19:21.940
این عذاب عقبه است

00:19:21.940 --> 00:19:24.940
اما به خدا ای دشمن خدا

00:19:24.940 --> 00:19:26.940
من بخاطر تو تسلیم نمیشم

00:19:26.940 --> 00:19:29.940
سپس دستور داد که به اردوگاه خود بازگردند

00:19:29.940 --> 00:19:32.970
وقتی قریش این صدا را شنیدند

00:19:32.970 --> 00:19:34.970
نزد اهل یثرب آمدند

00:19:34.970 --> 00:19:36.970
و به آنها گفتند

00:19:36.970 --> 00:19:38.970
ای اهل خزرج!

00:19:38.970 --> 00:19:40.970
شنیده ایم که شما هستید

00:19:40.970 --> 00:19:43.970
تو اومدی پیش این دوستمون

00:19:43.970 --> 00:19:46.970
شما آن را از میان ما استخراج کنید

00:19:46.970 --> 00:19:49.970
و شما برای جنگ ما با او بیعت می کنید

00:19:49.970 --> 00:19:52.970
به خدا هیچ عرب زنده ای وجود ندارد

00:19:52.970 --> 00:19:54.970
او بیشتر از ما از ما متنفر است تا ما بجنگیم

00:19:54.970 --> 00:19:56.970
با او جنگ مال شماست

00:19:56.970 --> 00:19:59.970
مشرکان یثرب گفتند

00:19:59.970 --> 00:20:02.970
به خدا هیچ کدام از اینها اتفاق نیفتاد

00:20:02.970 --> 00:20:05.970
هیچ کدام از اینها اتفاق نیفتاد

00:20:05.970 --> 00:20:07.970
شروع کردند به سوگند به خدا

00:20:07.970 --> 00:20:09.970
هیچ کدام از اینها اتفاق نیفتاد

00:20:09.970 --> 00:20:11.970
پس مردم نزد عبدالله آمدند

00:20:11.970 --> 00:20:13.970
بن ابی بن سلول

00:20:13.970 --> 00:20:15.970
او از سران خزرج بود

00:20:15.970 --> 00:20:17.970
پس شروع کرد به گفتن

00:20:17.970 --> 00:20:18.970
این دروغ است

00:20:18.970 --> 00:20:20.970
و این چه بود؟

00:20:20.970 --> 00:20:22.970
و او قوم من نبود

00:20:22.970 --> 00:20:23.970
برای انجام این کار

00:20:23.970 --> 00:20:25.970
مگر اینکه به من بگویند

00:20:25.970 --> 00:20:27.970
پس قریش ادامه دادند

00:20:27.970 --> 00:20:29.970
تحقیق و بررسی اخبار

00:20:29.970 --> 00:20:31.970
پس مطمئن شوید که آن را دارند

00:20:31.970 --> 00:20:33.970
آن خبر درست است

00:20:33.970 --> 00:20:35.970
فروش به پایان رسید

00:20:35.970 --> 00:20:37.970
وقتی حجاج فرار کردند

00:20:37.970 --> 00:20:39.970
شوالیه های آنها عجله کردند

00:20:39.970 --> 00:20:41.970
به مردم یثرب

00:20:41.970 --> 00:20:43.970
اما خیلی دیر شده است

00:20:43.970 --> 00:20:45.970
اما آنها می توانستند ببینند

00:20:45.970 --> 00:20:47.970
سعد بن عباده

00:20:47.970 --> 00:20:49.970
و المنذر بن عمر

00:20:49.970 --> 00:20:51.970
بنابراین آنها را تعقیب کردند

00:20:51.970 --> 00:20:53.970
از دست آنها فرار کرد

00:20:53.970 --> 00:20:55.970
ناتوان ترین آنها المندیر است

00:20:55.970 --> 00:20:57.970
سعد بن عباده را گرفتند

00:20:57.970 --> 00:20:59.970
دستانش را دور گردنش بستند

00:20:59.970 --> 00:21:01.970
و شروع به کتک زدن او کردند

00:21:01.970 --> 00:21:03.970
و موهایش را می کشند

00:21:03.970 --> 00:21:05.970
تا اینکه او را به مکه آوردند

00:21:05.970 --> 00:21:07.970
سپس المطعم بن عدی آمد

00:21:07.970 --> 00:21:09.970
و الحارث بن حرب

00:21:09.970 --> 00:21:11.970
پس او را از دست آنها نجات دادند

00:21:11.970 --> 00:21:13.970
دلیلش این است که سعد بن عباده

00:21:13.970 --> 00:21:15.970
یکی از اربابان اهل مدینه

00:21:15.970 --> 00:21:17.970
گنجینه های بیوگرافی
