WEBVTT

00:00:01.360 --> 00:00:04.360
توقف کنید

00:00:04.360 --> 00:00:12.140
با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد

00:00:12.140 --> 00:00:16.140
یک چالش جدید از طرف من

00:00:16.140 --> 00:00:22.969
من از اصحاب جوان انصار هستم

00:00:22.969 --> 00:00:25.969
من ده سال قبل از مهاجرت به دنیا آمدم

00:00:25.969 --> 00:00:30.969
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در روز بدر از من کمک خواست.

00:00:30.969 --> 00:00:34.969
مرا برگرداند و در روز خندق به من اجازه داد

00:00:34.969 --> 00:00:37.969
من شاهد پانزده حمله با او بودم

00:00:37.969 --> 00:00:40.969
هجده بار با او سفر کردم

00:00:40.969 --> 00:00:45.030
من هم از علما و فقهای صحابه بودم

00:00:45.030 --> 00:00:52.859
سیصد و پنج حدیث از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است.

00:00:52.859 --> 00:00:56.859
یک بار رسول خدا صلی الله علیه و آله به من گفت

00:00:56.859 --> 00:00:59.859
دستم را گرفت و دستم را فشرد

00:00:59.859 --> 00:01:01.859
پس گفتم یا رسول الله

00:01:01.859 --> 00:01:05.859
من فقط به عنوان غیر عرب به دست دادن فکر می کردم

00:01:05.859 --> 00:01:10.859
گفت: ما از آنها سزاوارتریم به مصافحه.

00:01:10.859 --> 00:01:14.859
هیچ دو مسلمانی ملاقات نمی کنند و دست می دهند

00:01:14.859 --> 00:01:18.959
جز این که گناهانشان بینشان بیفتد

00:01:18.959 --> 00:01:22.959
من مشتاق بودم بعد از آن دست بدهم

00:01:22.959 --> 00:01:28.980
من می گویم که یک سلام کامل، دست دادن با برادرتان است

00:01:28.980 --> 00:01:31.980
روزی ابوبکر رضی الله عنه آمد

00:01:31.980 --> 00:01:34.980
به پدرم در خانه ما

00:01:34.980 --> 00:01:36.980
بنابراین یک کوله پشتی از او خرید

00:01:36.980 --> 00:01:39.980
از پدرم خواست که چمدانش را حمل کند

00:01:39.980 --> 00:01:41.980
بنابراین من آن را با او حمل کردم

00:01:41.980 --> 00:01:43.980
وقتی رفتیم بیرون

00:01:43.980 --> 00:01:45.980
گفتم ابوبکر

00:01:45.980 --> 00:01:52.980
به من بگو وقتی با رسول خدا صلی الله علیه و آله هجرت کردی چگونه بودی؟

00:01:52.980 --> 00:01:54.980
و او گفت بله

00:01:54.980 --> 00:01:57.980
شب و فردا را گذراندیم

00:01:57.980 --> 00:02:00.980
تا اینکه ظهر برخاست

00:02:00.980 --> 00:02:03.980
و در جاده، هیچ کس عبور نمی کند

00:02:03.980 --> 00:02:07.980
سنگی بلند با سایه دیدم

00:02:07.980 --> 00:02:09.979
بنابراین ما آنجا ماندیم

00:02:09.979 --> 00:02:15.979
من با دست خودم جایی برای خواب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم درست کردم

00:02:15.979 --> 00:02:17.979
و خز روی آن پهن شد

00:02:17.979 --> 00:02:20.979
و گفتم: بخواب یا رسول الله.

00:02:20.979 --> 00:02:23.979
و آنچه را که در اطراف توست بر تو آشکار خواهم کرد

00:02:23.979 --> 00:02:28.050
خوابش برد و من بیرون رفتم تا اطرافش را تمیز کنم

00:02:28.050 --> 00:02:32.050
پس من چوپانی هستم که با گوسفندانش به سمت صخره می رود

00:02:32.050 --> 00:02:36.050
او آن را می خواهد همانطور که ما می خواستیم

00:02:36.050 --> 00:02:37.050
پس به او گفتم

00:02:37.050 --> 00:02:40.050
تو کی هستی پسر

00:02:40.050 --> 00:02:41.050
و او گفت

00:02:41.050 --> 00:02:44.180
برای مردی از مکه

00:02:44.180 --> 00:02:45.180
پس گفتم

00:02:45.180 --> 00:02:47.180
سگ هست؟

00:02:47.180 --> 00:02:49.180
گفت بله

00:02:49.180 --> 00:02:50.180
گفتم

00:02:50.180 --> 00:02:51.180
شیر بدم؟

00:02:51.180 --> 00:02:53.180
گفت بله

00:02:53.180 --> 00:02:54.180
پس گوسفندی برد

00:02:54.180 --> 00:02:56.180
او برای ما دوشید

00:02:56.180 --> 00:02:59.210
پس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدم

00:02:59.210 --> 00:03:02.240
از بیدار کردنش متنفر بودم

00:03:02.240 --> 00:03:05.240
وقتی بیدار شد با او موافق بودم

00:03:05.240 --> 00:03:07.240
پس مقداری آب روی شیر ریختم

00:03:07.240 --> 00:03:10.240
تا اینکه زیرش سرد شد

00:03:10.240 --> 00:03:11.240
پس گفتم

00:03:11.240 --> 00:03:13.240
بنوش ای رسول خدا

00:03:13.240 --> 00:03:16.240
پس نوشید تا سیر شد

00:03:16.240 --> 00:03:18.240
بعد گفتم

00:03:18.240 --> 00:03:20.240
برای رفتن دیر نیست؟

00:03:20.240 --> 00:03:22.240
گفت بله

00:03:22.240 --> 00:03:25.240
پس بعد از غروب خورشید رفتیم

00:03:25.240 --> 00:03:30.840
من به جوانمردی و شجاعت معروف بودم

00:03:30.840 --> 00:03:33.840
و من از مرگ نمی ترسم

00:03:33.840 --> 00:03:36.840
من در یک دوئل صد مرد را کشتم

00:03:36.840 --> 00:03:38.840
جلاد در نبردها

00:03:38.840 --> 00:03:41.840
من در باز کردن پوشش شرکت کردم

00:03:41.840 --> 00:03:45.840
من فرمانده نیرویی بودم که آبیاری باز کرد

00:03:45.840 --> 00:03:48.840
بیست و چهار سال پس از هجرت

00:03:48.840 --> 00:03:52.099
من کی هستم؟

00:04:01.219 --> 00:04:04.219
پاسخ صحیح را در نظرات ارسال کنید

00:04:04.219 --> 00:04:07.219
وقتی قسمت بعدی میاد

00:04:07.219 --> 00:04:09.219
انشاالله
