WEBVTT

00:00:00.020 --> 00:00:03.740
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:03.740 --> 00:00:13.240
محمد رسول خداست

00:00:13.240 --> 00:00:17.739
خلاصه ای از سیره پیامبر

00:00:17.739 --> 00:00:22.929
نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی

00:00:23.089 --> 00:00:25.089
خدا حفظش کنه

00:00:25.089 --> 00:00:36.659
پیامبر صلی الله علیه و آله بر سه شاهزاده عزادار شد

00:00:36.659 --> 00:00:43.979
خداوند متعال به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم خبر داد

00:00:43.979 --> 00:00:46.979
برای آنچه در جنگ موته رخ داد

00:00:46.979 --> 00:00:48.979
او در شهر پیامبر است

00:00:48.979 --> 00:00:54.229
او برای مردم مدینه سه شاهزاده لشکر رضی الله عنه عزاداری کرد

00:00:54.229 --> 00:00:57.229
قبل از اینکه اخبارشان به آنها برسد

00:00:57.229 --> 00:01:03.359
امام احمد در مسند خود و ابن حبان در صحیح خود آن را به سند خوب نقل کرده اند.

00:01:03.359 --> 00:01:07.359
از ابو قتاده رضی الله عنه گفت

00:01:07.359 --> 00:01:11.359
رسول خدا صلی الله علیه و آله بر منبر رفت

00:01:11.359 --> 00:01:15.359
او را به اذان فراگیر دستور دادند

00:01:15.359 --> 00:01:18.459
ایشان رضی الله عنه فرمودند

00:01:18.459 --> 00:01:22.459
آیا از این لشکر متجاوز شما به شما نگویم؟

00:01:22.459 --> 00:01:26.549
راه افتادند تا با دشمن روبرو شدند

00:01:26.549 --> 00:01:28.549
زید به شهادت رسید

00:01:28.549 --> 00:01:30.549
پس برای او طلب آمرزش کنید

00:01:30.549 --> 00:01:32.549
پس مردم برای او طلب آمرزش کردند

00:01:32.549 --> 00:01:36.549
سپس سرلشکر جعفر بن ابی طالب را گرفتند

00:01:36.549 --> 00:01:40.549
پس بر مردم تاخت تا به شهادت رسید

00:01:40.549 --> 00:01:42.549
من به او شهادت می دهم

00:01:42.549 --> 00:01:44.549
پس برای او طلب آمرزش کنید

00:01:44.549 --> 00:01:48.780
سپس سرلشکر عبدالله بن رواحه را گرفت

00:01:48.780 --> 00:01:52.780
پاهایش را محکم نگه داشت تا اینکه به شهادت رسید

00:01:52.780 --> 00:01:55.260
پس برای او طلب آمرزش کنید

00:01:55.260 --> 00:01:58.260
امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است

00:01:58.260 --> 00:02:01.290
قال عن انس رضی الله عنه

00:02:01.290 --> 00:02:05.290
پیامبر صلی الله علیه و آله سخنرانی کرد و فرمود

00:02:05.290 --> 00:02:08.319
زید پرچم را گرفت و مجروح شد

00:02:08.319 --> 00:02:11.319
سپس جعفر آن را گرفت و مجروح شد

00:02:11.319 --> 00:02:15.319
سپس عبدالله بن رواحه آن را گرفت و مجروح شد

00:02:15.319 --> 00:02:17.319
و او گفت

00:02:17.319 --> 00:02:20.319
آنها از اینکه در کنار ما هستند خوشحال هستند

00:02:20.319 --> 00:02:22.319
و چشمانش اشک میریزد

00:02:22.319 --> 00:02:26.539
امام بخاری و مسلم آن را در صحیح خود نقل کرده اند

00:02:26.539 --> 00:02:29.539
و ابوداود در سنن خود

00:02:29.539 --> 00:02:31.539
تلفظ ابوداود است

00:02:31.539 --> 00:02:34.539
قال عایشه رضی الله عنها

00:02:34.539 --> 00:02:37.539
هنگامی که زید بن حارثه کشته شد

00:02:37.539 --> 00:02:40.539
جعفر و عبدالله بن رواحه

00:02:40.539 --> 00:02:43.539
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نشست

00:02:43.539 --> 00:02:45.539
در مسجد

00:02:45.539 --> 00:02:47.539
غم چهره اش را می شناسد

00:02:47.539 --> 00:02:54.849
پرچم به شمشیر کشیده خدا

00:02:54.849 --> 00:02:56.849
خداوند از او راضی باشد

00:02:56.849 --> 00:03:01.710
زمانی که پرچم با شهادت عبدالله بن رواحه به زمین افتاد

00:03:01.710 --> 00:03:03.710
خداوند از او راضی باشد

00:03:03.710 --> 00:03:06.710
او رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود

00:03:06.710 --> 00:03:09.710
کسی را مأمور حمل آن پس از خود نکرد

00:03:09.710 --> 00:03:12.710
ثابت بن اقرم رضی الله عنه آن را گرفت

00:03:12.710 --> 00:03:14.710
و او گفت

00:03:14.710 --> 00:03:16.710
ای مسلمانان!

00:03:16.710 --> 00:03:19.710
در میان شما مردی را ملاقات کنید

00:03:19.710 --> 00:03:21.710
گفتند تو

00:03:21.710 --> 00:03:24.710
گفت: من کاری نمی کنم.

00:03:24.710 --> 00:03:28.710
پس مردم بر خالد بن ولید رضی الله عنه توافق کردند

00:03:28.710 --> 00:03:31.870
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:03:31.870 --> 00:03:34.870
به صاحبانش در شهر

00:03:34.870 --> 00:03:38.870
سپس خالد بن ولید بدون اجازه او آن را گرفت

00:03:38.870 --> 00:03:40.969
پس برای او باز شد

00:03:40.969 --> 00:03:42.969
به عبارت دیگر

00:03:42.969 --> 00:03:45.969
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:03:45.969 --> 00:03:49.969
تا اینکه پرچم یکی از شمشیرهای خدا را گرفت

00:03:49.969 --> 00:03:52.969
تا اینکه خداوند به آنها پیروز شد

00:03:52.969 --> 00:03:58.000
و در روایت امام احمد و ابن حبان با سند حسنه

00:03:58.000 --> 00:04:01.000
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:04:02.000 --> 00:04:05.000
سپس سرلشکر خالد بن الولید زمام امور را به دست گرفت

00:04:05.000 --> 00:04:07.000
او یکی از شاهزادگان نبود

00:04:07.000 --> 00:04:09.000
خودش دستور داد

00:04:09.000 --> 00:04:14.060
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله دو انگشت خود را بالا برد و فرمود

00:04:14.060 --> 00:04:17.060
خدایا این یکی از شمشیرهای توست

00:04:17.060 --> 00:04:19.060
پس حمایتش کن

00:04:19.060 --> 00:04:22.060
در آن روز خالد را سیف الله نامیدند

00:04:22.060 --> 00:04:25.160
حافظ بن کثیر گفت

00:04:25.160 --> 00:04:29.160
پس خالد بن ولید رضی الله عنه پرچم را گرفت

00:04:29.160 --> 00:04:32.160
پس با مسلمانان طرف شد و مهربان بود

00:04:32.160 --> 00:04:35.160
تا اینکه مسلمانان از دست دشمن نجات یافتند

00:04:35.160 --> 00:04:38.160
پس خداوند دستان او را باز کرد

00:04:38.160 --> 00:04:43.160
همانطور که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم همه اینها را بیان کرد

00:04:43.160 --> 00:04:46.160
یارانش که در آن زمان در مدینه بودند

00:04:46.160 --> 00:04:49.160
او بالای منبر ایستاده است

00:04:49.160 --> 00:04:53.160
پس شاهزادگان یکی یکی برای آنها سوگواری کردند

00:04:53.160 --> 00:04:57.160
و چشمانش رضوان الله تعالی علیه اشک ریخت

00:04:57.160 --> 00:05:05.389
شدت خالد بن الولید رضی الله عنه

00:05:05.389 --> 00:05:10.389
خالد بن ولید رضی الله عنه لشکر خود را در برابر کفار تقویت کرد.

00:05:10.389 --> 00:05:13.389
و با آنها جنگی عظیم کرد

00:05:13.490 --> 00:05:16.490
امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است

00:05:16.490 --> 00:05:20.490
عن خالد بن الولید رضی الله عنه گفت

00:05:20.490 --> 00:05:25.490
در روز موته نه شمشیر در دست من قطع شد

00:05:25.490 --> 00:05:29.490
فقط یک روزنامه یمن در دستم مانده بود

00:05:29.490 --> 00:05:34.709
در بیان دیگری در صحیح بخاری رضی الله عنه می فرماید

00:05:34.709 --> 00:05:38.709
در روز متعه نه شمشیر به من زد

00:05:38.709 --> 00:05:42.709
یک روزنامه یمنی در دستم بود

00:05:42.709 --> 00:05:45.899
حافظ در الفتح گفته است

00:05:45.899 --> 00:05:50.899
این حدیث دلالت دارد که مسلمانان بسیاری از مشرکان را کشتند

00:05:50.899 --> 00:05:53.899
حافظ بن کثیر گفت

00:05:53.899 --> 00:05:57.899
این نشان می دهد که آنها در کشتن پرخاشگرتر بودند

00:05:57.899 --> 00:06:02.899
اگر اینطور نبود نمی توانستند از شر آنها خلاص شوند

00:06:02.899 --> 00:06:07.899
این به تنهایی دلیل مستقلی است و خداوند داناتر است

00:06:07.899 --> 00:06:15.589
چه کسی در این نبرد بزرگ پیروز است؟

00:06:15.589 --> 00:06:19.170
حافظ در الفتح گفته است

00:06:19.170 --> 00:06:24.170
علمای نقل در اینکه مراد از گفتار او رضی الله عنه چیست، اختلاف کردند

00:06:24.170 --> 00:06:27.170
تا اینکه خداوند به آنها پیروز شد

00:06:27.170 --> 00:06:32.170
آیا جنگی بود که در آن مشرکان شکست خوردند؟

00:06:32.170 --> 00:06:34.170
یا منظور از باز کردن چیست

00:06:34.170 --> 00:06:38.170
او در کنار مسلمانان قرار گرفت تا اینکه آنها به سلامت برگشتند

00:06:38.170 --> 00:06:41.170
ارباب ابن سعد در طبقاتش

00:06:41.170 --> 00:06:45.170
از ابوعامر اشعری رضی الله عنه می فرماید

00:06:45.170 --> 00:06:50.199
سپس مسلمانان بدترین شکستی را که تا به حال دیده ام متحمل شدند

00:06:50.199 --> 00:06:53.199
من حتی دوتاشو اصلا ندیدم

00:06:53.199 --> 00:06:59.230
گفتم بعد از شهادت عبدالله بن رواحه رضی الله عنه

00:06:59.230 --> 00:07:01.329
گفت خدا از او راضی باشد

00:07:01.329 --> 00:07:04.329
پس خالد تیپ را گرفت

00:07:04.329 --> 00:07:06.329
سپس مردم را متهم کرد

00:07:06.329 --> 00:07:10.329
خدا بدترین شکستی که تا به حال دیده ام آنها را شکست داد

00:07:10.329 --> 00:07:15.709
تا اینکه مسلمانان شمشیرهای خود را در هر کجا که خواستند قرار دادند

00:07:15.709 --> 00:07:17.709
ابن اسحاق گفت

00:07:17.709 --> 00:07:20.709
پس مردم بر خالد بن الولد توافق کردند

00:07:20.709 --> 00:07:22.709
وقتی پرچم را گرفت

00:07:22.709 --> 00:07:25.709
از مردم دفاع کنید و از آنها دوری کنید

00:07:25.709 --> 00:07:27.709
سپس طرف شد و از او روی برگرداند

00:07:27.709 --> 00:07:29.709
تا اینکه مردم رفتند

00:07:29.709 --> 00:07:31.779
بیهقی گفت

00:07:31.779 --> 00:07:36.779
اهل مغازی در فرار و جانبداری اختلاف نظر داشتند

00:07:36.779 --> 00:07:38.779
برخی از آنها به دنبال آن رفتند

00:07:38.779 --> 00:07:43.779
برخی از آنان ادعا کردند که مسلمانان بر مشرکان چیره شدند

00:07:43.779 --> 00:07:45.779
مشرکان شکست خوردند

00:07:45.779 --> 00:07:48.899
و حدیث انس بن مالک رضی الله عنه

00:07:48.899 --> 00:07:51.899
از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:07:51.899 --> 00:07:54.899
سپس خالد آن را گرفت و برای او باز کرد

00:07:54.899 --> 00:07:57.899
نشان دهنده ظاهر او بر آنهاست

00:07:57.899 --> 00:08:00.899
خدای متعال حق را می داند

00:08:00.899 --> 00:08:04.000
امام ابن قیم گفت

00:08:04.000 --> 00:08:07.000
آنچه که صحیح است همان است که ابن اسحاق ذکر کرده است

00:08:07.000 --> 00:08:10.000
این که هر گروه به دیگری علاقه مند بود

00:08:10.000 --> 00:08:13.000
حافظ بن کثیر گفت

00:08:13.000 --> 00:08:16.000
مسلمانان برگشتند

00:08:16.000 --> 00:08:18.000
خداوند تو را از شر کفر حفظ کند

00:08:18.000 --> 00:08:21.000
حمد و برکات از آن اوست

00:08:21.000 --> 00:08:27.589
دلجویی از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:08:27.589 --> 00:08:31.589
به خاندان جعفر رضی الله عنه

00:08:31.589 --> 00:08:36.909
امام احمد در مسند خود با سند صحیح روایت کرده است

00:08:36.909 --> 00:08:41.909
از عبدالله بن جعفر بن ابیطالب رضی الله عنه می فرماید.

00:08:41.909 --> 00:08:44.909
یا اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است؟

00:08:44.909 --> 00:08:48.909
خاندان جعفر سه بار تا آمدن نزد آنان

00:08:48.909 --> 00:08:51.909
سپس نزد آنها آمد و گفت

00:08:51.909 --> 00:08:54.909
بعد از امروز برای برادرم گریه نکن

00:08:54.909 --> 00:08:57.909
به برادرزاده ام زنگ می زنم

00:08:57.909 --> 00:09:01.909
گفت: پس ما را بیاور که گویا جوجه می آورم.

00:09:01.909 --> 00:09:04.909
گفت: برای من آرایشگر را صدا کن.

00:09:04.909 --> 00:09:08.909
آرایشگر را آوردند و سر ما را تراشید

00:09:08.909 --> 00:09:11.909
سپس فرمود: در مورد محمد

00:09:11.909 --> 00:09:14.909
او شبیه عموی ما ابوطالب است

00:09:14.909 --> 00:09:16.909
در مورد عبدالله

00:09:16.909 --> 00:09:19.909
از نظر شخصیت و اخلاق مشابه است

00:09:19.909 --> 00:09:22.909
بعد دستم را گرفت و برداشت

00:09:22.909 --> 00:09:24.909
یعنی آن را مطرح کرد

00:09:24.909 --> 00:09:28.909
گفت: خدایا جعفر را در خانواده اش جانشین کن.

00:09:28.909 --> 00:09:32.909
او به عبدالله بابت سوگندش تبریک گفت

00:09:32.909 --> 00:09:35.909
سه بار گفت

00:09:35.909 --> 00:09:38.909
گفت: ایمنی آمد.

00:09:38.909 --> 00:09:40.909
پس به او اشاره کردم که او آرزو دارد

00:09:40.909 --> 00:09:42.909
و او را خوشحال کرد

00:09:42.909 --> 00:09:45.909
یعنی او را سیاه می کند و شادی را از او می گیرد

00:09:45.909 --> 00:09:48.909
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:09:48.909 --> 00:09:51.909
خانواده برای آنها می ترسد

00:09:51.909 --> 00:09:55.909
من در دنیا و آخرت ولی آنها هستم

00:09:55.909 --> 00:10:02.460
امام احمد در مسند خود از ابوداود و ترمذی به سند حسنه روایت کرده است.

00:10:02.460 --> 00:10:06.460
فرمود عبد الله بن جعفر رضی الله عنهم

00:10:06.460 --> 00:10:09.460
هنگامی که مراسم ترحیم جعفر فرا رسید

00:10:09.460 --> 00:10:12.460
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند

00:10:12.460 --> 00:10:15.460
برای خانواده جعفر غذا درست کن

00:10:15.460 --> 00:10:18.460
زیرا چیزی به سراغشان آمده که آنها را به خود مشغول کرده است

00:10:18.460 --> 00:10:20.490
امام ترمذی فرمودند

00:10:20.490 --> 00:10:22.490
عده ای از علما بودند

00:10:22.490 --> 00:10:26.490
مستحب است مطلبی خطاب به خانواده متوفی باشد

00:10:26.490 --> 00:10:28.490
آنها را با بدبختی مشغول کند

00:10:28.490 --> 00:10:30.490
این قول شافعی است

00:10:30.490 --> 00:10:34.779
حکیم در المستدرک با سند حسنه روایت کرده است

00:10:34.779 --> 00:10:38.779
عن جعفر بن خالد بن سر از پدرش

00:10:38.779 --> 00:10:42.779
گفت عبدالله بن جعفر گفت

00:10:43.779 --> 00:10:48.779
اگر من و قثم و عبیدالله بن العباس را در حال بازی دیدی

00:10:48.779 --> 00:10:53.779
وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله از کنار جانوری گذشت

00:10:53.779 --> 00:10:57.779
و گفت: این را برای من بیاور

00:10:57.779 --> 00:10:59.779
پس مرا در مقابل خود قرار داد

00:10:59.779 --> 00:11:01.779
سپس به قثم گفت

00:11:01.779 --> 00:11:03.779
این را برای من حمل کن

00:11:03.779 --> 00:11:05.779
پس آن را پشت سر گذاشت

00:11:05.779 --> 00:11:08.779
از عمویش عباس خجالت نمی کشید

00:11:08.779 --> 00:11:11.779
آن قثم عبیدالله را برد و رفت

00:11:11.779 --> 00:11:14.779
بعد سه بار سرم را پاک کرد

00:11:14.779 --> 00:11:16.779
وقتی پاک کرد گفت:

00:11:16.779 --> 00:11:20.779
خدایا جعفر پسرش را توفیق بده

00:11:20.779 --> 00:11:22.899
فرماندار گفت

00:11:22.899 --> 00:11:26.899
جعفر بن خالد دو سال عزیز آورده است

00:11:26.899 --> 00:11:30.899
یکی از آنها پاک کردن سر یتیم است

00:11:30.899 --> 00:11:31.899
و دیگری

00:11:31.899 --> 00:11:36.899
اهل بلا روزی شب را از دست می دهند

00:11:36.899 --> 00:11:39.899
باشد که خداوند به ما کمک کند تا از آن برای او استفاده کنیم

00:11:39.899 --> 00:11:45.019
خلاصه ای از سیره پیامبر

00:11:45.019 --> 00:11:51.019
حسرت دو جهان برای یکدیگر طولانی است

00:11:51.019 --> 00:11:58.250
اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد

00:11:58.250 --> 00:12:04.860
ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد

00:12:04.860 --> 00:12:11.269
و با بقیه ادامه داد

00:12:11.269 --> 00:12:15.009
او شفا داد
