1 00:00:00,000 --> 00:00:05,469 بسم الله الرحمن الرحیم 2 00:00:05,469 --> 00:00:07,469 خلاصه کتاب 3 00:00:07,469 --> 00:00:11,470 وقایع و درس های ماه مبارک رمضان 4 00:00:11,470 --> 00:00:19,449 امام احمد بن حنبل از زندان آزاد شد 5 00:00:19,449 --> 00:00:23,449 زمان آن بیست و پنجم ماه رمضان است 6 00:00:23,449 --> 00:00:30,390 در سال دویست و بیست و یک هجری قمری 7 00:00:30,390 --> 00:00:33,390 او رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود 8 00:00:33,390 --> 00:00:36,390 و یارانش و صالحان پس از آنان 9 00:00:36,390 --> 00:00:39,390 در مورد دکترین صحیح و ناب 10 00:00:39,390 --> 00:00:42,460 که هیچ شک و شبهه ای مزاحمش نبود 11 00:00:42,460 --> 00:00:44,460 آنها به خدا و کتاب او ایمان دارند 12 00:00:44,460 --> 00:00:48,460 آنچه خداوند درباره خود و کتابش گفته است 13 00:00:48,460 --> 00:00:51,460 بدون توسل به تحریف یا تفسیر 14 00:00:51,460 --> 00:00:54,490 یا قیاس یا خلل 15 00:00:54,490 --> 00:00:57,490 تا اینکه شروع به دور شدن از آن دکترین صحیح کرد 16 00:00:57,490 --> 00:01:00,490 کم کم در سراسر کشور پخش می شود 17 00:01:00,490 --> 00:01:03,490 یکی از منابع آن المرواق است 18 00:01:03,490 --> 00:01:05,489 در مورد آن رویکرد ناب 19 00:01:05,489 --> 00:01:08,489 جهل به حقیقت دین مبین اسلام 20 00:01:08,489 --> 00:01:11,489 عربی زبان قرآن است 21 00:01:11,489 --> 00:01:14,489 آن زمان بود که اسلام آورد 22 00:01:14,489 --> 00:01:16,489 برخی از غیر عرب ها مانند موالی 23 00:01:16,489 --> 00:01:20,489 آنها باقی مانده های اعتقادات قبلی خود را دارند 24 00:01:20,489 --> 00:01:24,579 الجاد بن درهم و شاگردش جهم بن صفوان 25 00:01:24,579 --> 00:01:26,579 او یک وفادار بود 26 00:01:26,579 --> 00:01:30,579 پس در میان مسلمانان بدی و بدی بیاور 27 00:01:30,579 --> 00:01:33,579 اشاعه برخی افکار انحرافی 28 00:01:33,579 --> 00:01:36,579 ایمان صحیح مسلمانان 29 00:01:36,579 --> 00:01:39,579 مانند بدعتی که می گویند قرآن مخلوق است 30 00:01:39,579 --> 00:01:42,579 بعضی ها جلوی آنها را می گیرند 31 00:01:42,579 --> 00:01:45,579 سپس ترجمه کتاب های یونانی و یونانی آمد 32 00:01:45,579 --> 00:01:48,579 رومی ها، ایرانی ها و هندوستان 33 00:01:48,579 --> 00:01:52,579 این وضعیت را بدتر کرد و بیماری به یک مشکل تبدیل شد 34 00:01:52,579 --> 00:01:57,709 این رخنه گسترش یافت و باورهای انحرافی در سراسر کشور گسترش یافت 35 00:01:57,709 --> 00:02:00,709 چه چیزی آن را در برخی از اذهان مستحکم تر کرد 36 00:02:00,709 --> 00:02:03,709 برخی از خلفای عباسی آن را پذیرفتند 37 00:02:03,709 --> 00:02:08,900 و رهبرانش را به هم نزدیک کنید و مردم را از طریق آن بیازمایید 38 00:02:08,900 --> 00:02:12,900 این یکی از آن باورهایی بود که از حقیقت منحرف شد 39 00:02:12,900 --> 00:02:15,969 گفتن قرآن آفریده شده است 40 00:02:15,969 --> 00:02:19,969 که معتزله آن را به عنوان عقیده خود پذیرفتند 41 00:02:19,969 --> 00:02:21,969 و به مردم اعلام کردند 42 00:02:21,969 --> 00:02:24,969 سپس خلیفه عباسی مأمون آمد 43 00:02:24,969 --> 00:02:27,969 سپس قاضی ابن ابی دواد نشست 44 00:02:27,969 --> 00:02:31,969 پس این فکر را داشت که بگوید قرآن مخلوق است 45 00:02:31,969 --> 00:02:35,969 او پیروز شد و آن را با قدرت و شدت گسترش داد 46 00:02:35,969 --> 00:02:37,969 و مردم توسط آن مورد آزمایش قرار گرفتند 47 00:02:37,969 --> 00:02:39,969 هنگامی که مأمون از دنیا رفت 48 00:02:39,969 --> 00:02:44,969 او به برادرش معتصم توصیه کرد که با ابن ابی دواد همراهی کند 49 00:02:44,969 --> 00:02:47,969 بنابراین به پذیرش این ایده ادامه دهید 50 00:02:47,969 --> 00:02:51,969 پس از معتصم پسرش الواثق آمد 51 00:02:51,969 --> 00:02:54,969 بنابراین وضعیت به همین شکل باقی ماند 52 00:02:54,969 --> 00:02:58,129 تا اینکه در زمان حکومت متوکل پایان یافت 53 00:02:58,129 --> 00:03:04,129 او از علمایی بود که از پاسخگویی به این سه خلیفه خودداری کرد 54 00:03:04,129 --> 00:03:07,129 در اتخاذ بیانیه در مورد خلقت قرآن 55 00:03:07,129 --> 00:03:10,129 احمد بن حنبین الشیبانی رحمه الله 56 00:03:10,129 --> 00:03:14,129 به همین دلیل او را زندانی کردند و با شلاق زدند 57 00:03:14,129 --> 00:03:17,479 در بیست و پنجم ماه مبارک رمضان 58 00:03:17,479 --> 00:03:21,479 از سال دویست و بیست و یک هجری قمری 59 00:03:21,479 --> 00:03:23,479 از زندان خارج شد 60 00:03:23,479 --> 00:03:28,479 روز بزرگی بود که مسلمانان در آن به شدت شادی کردند 61 00:03:28,479 --> 00:03:32,280 امام احمد بن حنبل 62 00:03:32,280 --> 00:03:36,110 و چیزی از زندگینامه معطر او 63 00:03:36,110 --> 00:03:40,110 نام و نسب و ولادتش رحمه الله 64 00:03:40,300 --> 00:03:43,300 او احمد بن محمد بن حنبل بن هلال است 65 00:03:43,300 --> 00:03:46,300 ابن اسد الشیبانی 66 00:03:46,300 --> 00:03:50,300 ابوعبدالله المروزی سپس البغدادی 67 00:03:50,300 --> 00:03:53,400 یکی از امامان برجسته 68 00:03:53,400 --> 00:03:56,400 در بهار در بغداد به دنیا آمد 69 00:03:56,400 --> 00:03:59,400 در سال یکصد و شصت و چهارم هجری قمری 70 00:03:59,400 --> 00:04:02,400 من او را یتیم بزرگ کردم 71 00:04:02,400 --> 00:04:06,400 پدرش او را در حالی که حامله بود از مرو آورد 72 00:04:06,400 --> 00:04:09,400 پس مادرش او را در بغداد به دنیا آورد 73 00:04:09,400 --> 00:04:12,400 پدرش در سه سالگی فوت کرد 74 00:04:12,400 --> 00:04:16,170 بنابراین مادرش از او حمایت کرد 75 00:04:16,170 --> 00:04:19,550 او را بیاموز و حفظش کن، رحمتش کند 76 00:04:19,550 --> 00:04:23,550 امام احمد رحمه الله کوهی از حفظ بود 77 00:04:23,550 --> 00:04:26,550 و دریایی از دانش 78 00:04:26,550 --> 00:04:30,550 خداوند قدرت حفظ را با کیفیت درک برای او آمیخت 79 00:04:30,550 --> 00:04:34,550 شناخت اهداف و معانی متون 80 00:04:34,550 --> 00:04:37,550 او حافظ، راوی حدیث و فقیه بود 81 00:04:37,550 --> 00:04:40,740 عبدالله بن احمد گفت 82 00:04:40,740 --> 00:04:42,740 ابوزراء به من گفت 83 00:04:42,740 --> 00:04:45,740 پدرت هزار حدیث حفظ کرد 84 00:04:45,740 --> 00:04:48,740 عبدالله نیز گفت 85 00:04:48,740 --> 00:04:50,740 پدرم به من گفت 86 00:04:50,740 --> 00:04:54,740 هر کتابی را، در صورت تمایل، از همه کتاب ها و کتاب ها بردارید 87 00:04:54,740 --> 00:04:57,740 در صورت تمایل می توانید در مورد سخنرانی از من بپرسید 88 00:04:57,740 --> 00:05:00,740 تا زمانی که انتساب را به شما بگویم 89 00:05:00,740 --> 00:05:03,740 اگر می خواهید انتساب ارائه کنید، می توانم به شما بگویم 90 00:05:03,740 --> 00:05:05,740 دارم حرف میزنم 91 00:05:05,740 --> 00:05:09,160 ادب و زهدش رحمه الله 92 00:05:09,160 --> 00:05:12,610 علم و فقه احمد بود 93 00:05:12,610 --> 00:05:14,610 و با علمش این کار را کرد 94 00:05:14,610 --> 00:05:18,610 تأثیر خوب او بر اعمال، گفتار و شرایط او 95 00:05:18,610 --> 00:05:23,610 زهد و ادب و تقوا و هدايت نيكو در او ظاهر شد 96 00:05:23,610 --> 00:05:26,610 او کسی می شود که از او علم شنیده نمی شود 97 00:05:26,610 --> 00:05:29,610 کافی است او را ببیند و با او بنشیند 98 00:05:29,610 --> 00:05:32,610 و در آن اتفاقات خوبی رخ می دهد 99 00:05:32,610 --> 00:05:34,699 مروضی گفت 100 00:05:34,699 --> 00:05:36,699 اباعبدالله به من گفت 101 00:05:36,699 --> 00:05:40,699 من هرگز چیزی ننوشته ام مگر اینکه به آن عمل کرده باشم 102 00:05:40,699 --> 00:05:45,699 تا اینکه برای من اتفاق افتاد که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم حجامت کردند 103 00:05:46,699 --> 00:05:49,699 ابوطیبه د نره را داد 104 00:05:49,699 --> 00:05:53,699 بنابراین او را حجامت کردم و دستگاه حجامت را به او دادم 105 00:05:53,699 --> 00:05:57,699 از حسین بن اسماعیل از پدرش می‌گوید: 106 00:05:57,699 --> 00:06:03,699 تقریباً پنج هزار نفر یا بیشتر در شورای احمد جمع شدند 107 00:06:03,699 --> 00:06:06,699 حدود پانصد بنویس 108 00:06:06,699 --> 00:06:12,019 بقیه از او خوش اخلاقی و خوش اخلاقی را یاد می گیرند 109 00:06:12,019 --> 00:06:15,250 علما او را می ستایند 110 00:06:15,250 --> 00:06:18,250 برای علم و فقاهت و تقوای امام احمد 111 00:06:18,250 --> 00:06:23,250 حسنات او و قوت او در حق و پایداری او در آن 112 00:06:23,250 --> 00:06:27,250 او جایگاه برجسته ای در دل مردم داشت 113 00:06:27,250 --> 00:06:31,250 پس او را دوست داشتند، او را تجلیل کردند، و او را با قدرت تجلیل کردند 114 00:06:31,250 --> 00:06:33,250 به خوبی از او تعریف کردند 115 00:06:33,250 --> 00:06:38,250 این شامل علما اعم از شیوخ، همتایان و شاگردان او می شود 116 00:06:38,250 --> 00:06:41,250 هر که از او شنیده یا او را ملاقات کرده است 117 00:06:41,250 --> 00:06:46,250 زبانشان مملو از مدح و ثنای او بود 118 00:06:46,250 --> 00:06:48,470 عبدالرزاق گفت 119 00:06:48,470 --> 00:06:52,470 من داناتر و باتقواتر از او ندیدم 120 00:06:52,470 --> 00:06:54,500 یحیی بن معین گفت 121 00:06:54,500 --> 00:06:57,500 اگر به مدح او نشستیم 122 00:06:57,500 --> 00:07:00,500 ما فضایل او را با کمال کامل ذکر نکرده ایم 123 00:07:00,500 --> 00:07:02,540 شافعی گفت 124 00:07:02,540 --> 00:07:04,540 من بغداد را ترک کردم 125 00:07:04,540 --> 00:07:10,540 من مردی بهتر و داناتر و داناتر و پرهیزگارتر از خود باقی نگذاشته ام 126 00:07:10,540 --> 00:07:12,540 از احمد بن حنبل 127 00:07:12,540 --> 00:07:15,920 به دست معتصم 128 00:07:15,920 --> 00:07:19,209 وقتی امام احمد آمد 129 00:07:19,209 --> 00:07:21,209 در زندان مستقر شد 130 00:07:21,209 --> 00:07:25,209 چند بار جلوی معتصم بیرون رفتم 131 00:07:25,209 --> 00:07:30,209 تا با نظر او موافقت شود و گفته خود را پس بگیرد 132 00:07:30,209 --> 00:07:33,209 قرآن کلام مخلوق خداوند است 133 00:07:33,209 --> 00:07:37,269 او در این جلسه با معتصم شرکت کرد 134 00:07:37,269 --> 00:07:39,269 معاون بغداد 135 00:07:39,269 --> 00:07:41,269 اسحاق بن ابراهیم 136 00:07:41,269 --> 00:07:44,269 و قاضی ابن ابی دواد 137 00:07:44,269 --> 00:07:47,269 و عصمت فقها و قضا 138 00:07:47,269 --> 00:07:50,269 کسانی که به خلق قرآن ایمان دارند 139 00:07:50,269 --> 00:07:53,269 ریاست آنها بر عهده ابن ابی دواد بود 140 00:07:53,269 --> 00:07:58,269 امام احمد را به گمراهی و ضلالت و کفر متهم می کنند 141 00:07:58,269 --> 00:08:03,269 آنها معتصم را تشویق کردند که اباعبدالله را شکنجه و بکشد 142 00:08:03,269 --> 00:08:08,269 و ضمانت حمل خون او بر گردن آنان به دست خدا 143 00:08:08,269 --> 00:08:10,269 و می گفتند 144 00:08:10,269 --> 00:08:12,269 ای امیرالمومنین! 145 00:08:12,269 --> 00:08:16,269 او گمراه، گمراه و کافر است 146 00:08:16,269 --> 00:08:18,269 برخی از آنها گفتند 147 00:08:18,269 --> 00:08:20,269 ای امیرالمومنین! 148 00:08:20,269 --> 00:08:22,269 خونش روی گردنم است 149 00:08:22,269 --> 00:08:23,269 او را بکش 150 00:08:23,269 --> 00:08:25,269 ابن سماعه گفت 151 00:08:25,269 --> 00:08:27,269 ای امیرالمومنین! 152 00:08:27,269 --> 00:08:29,269 گردنش را بفشار 153 00:08:29,269 --> 00:08:31,269 و خونش بر گردن من است 154 00:08:31,269 --> 00:08:33,269 کک گفت 155 00:08:33,269 --> 00:08:35,269 ای امیرالمومنین! 156 00:08:35,269 --> 00:08:37,269 او کافری است که خونش حلال است 157 00:08:37,269 --> 00:08:39,269 گردنش را بفشار 158 00:08:39,269 --> 00:08:41,269 و خونش بر گردن من است 159 00:08:41,269 --> 00:08:44,269 شعیب هم همینطور گفت 160 00:08:44,269 --> 00:08:46,269 اباعبدالله گفت 161 00:08:46,269 --> 00:08:50,269 هیچ کس در میان مردم به من کافرتر از آنها نبود 162 00:08:50,269 --> 00:08:55,269 اما معتصم به همه اینها توجه نکرد 163 00:08:55,269 --> 00:08:59,340 معتصم و همراهانش از اباعبدالله کمک خواستند 164 00:08:59,340 --> 00:09:04,340 سه راه برای تغییر نظر او در آن شوراها وجود دارد 165 00:09:04,340 --> 00:09:06,370 اولین 166 00:09:06,370 --> 00:09:10,370 روش مناظره و اقناع ذهنی 167 00:09:10,370 --> 00:09:12,370 احمد آنها را شکست داد 168 00:09:12,370 --> 00:09:14,460 دوم 169 00:09:14,460 --> 00:09:16,460 روش اغوا کننده 170 00:09:16,460 --> 00:09:18,460 تا اینکه معتصم به او گفت 171 00:09:18,460 --> 00:09:20,460 آه احمد 172 00:09:20,460 --> 00:09:22,460 اینو جوابمو بده 173 00:09:22,460 --> 00:09:24,460 تا زمانی که تو را مال خودم کنم 174 00:09:24,460 --> 00:09:27,460 و چه کسی پا بر فرش من خواهد گذاشت؟ 175 00:09:27,460 --> 00:09:29,460 احمد می گوید 176 00:09:29,460 --> 00:09:31,460 ای امیرالمومنین! 177 00:09:31,460 --> 00:09:34,460 آیه ای از کتاب خدا برایم می آورند 178 00:09:34,460 --> 00:09:38,460 از رسول خدا صلی الله علیه و آله سنت گرفتند 179 00:09:38,460 --> 00:09:41,559 بنابراین من می توانم به آنها پاسخ دهم 180 00:09:41,559 --> 00:09:43,559 سوم 181 00:09:43,559 --> 00:09:46,590 روشهای ارعاب و شکنجه 182 00:09:46,590 --> 00:09:51,590 این آخرین روشی است که معتصم با احمد به آن متوسل شد 183 00:09:51,590 --> 00:09:55,590 زمانی که دو روش اول برای او جواب نداد 184 00:09:55,590 --> 00:10:01,590 احمد در دستان معتصم مورد تازیانه شدید قرار گرفت 185 00:10:01,590 --> 00:10:03,590 تا اینکه بیهوش شد 186 00:10:03,590 --> 00:10:07,659 تا اینکه خونش جاری شد و پوستش پاره شد 187 00:10:07,659 --> 00:10:10,659 و در مورد شدت شلاقی که به او وارد شد 188 00:10:10,659 --> 00:10:13,659 توبه کننده شعبانی می گوید 189 00:10:13,659 --> 00:10:17,659 احمد بن حنبل را هشتاد ضربه شلاق زدند 190 00:10:17,659 --> 00:10:21,659 اگر یک فیل را بزنی او را آرام می کند 191 00:10:21,659 --> 00:10:23,940 روز بیرون آمدن 192 00:10:23,940 --> 00:10:28,139 وقتی معتصم این استواری عظیم را از احمد دید 193 00:10:28,139 --> 00:10:30,139 که او را به وحشت انداخت 194 00:10:30,139 --> 00:10:35,139 ابن عابد معتصم این توصیه را کرده بود 195 00:10:35,139 --> 00:10:40,139 وقتی شنید که عده ای از مردم خواستند او را بکشند و خونش را تحمل کنند 196 00:10:40,139 --> 00:10:45,139 آنجا که فرمود نه امیرالمؤمنین این کار را نکن. 197 00:10:45,139 --> 00:10:49,139 اگر او در خانه شما کشته شود یا بمیرد 198 00:10:49,139 --> 00:10:53,139 مردم گفتند او تا کشته شدنش صبور بود 199 00:10:53,139 --> 00:10:55,139 پس مردم او را به امامت گرفتند 200 00:10:55,139 --> 00:10:58,139 همان طور که بودند ماندند 201 00:10:58,139 --> 00:11:01,139 اما در همان ساعت آن را آزاد کرد 202 00:11:01,139 --> 00:11:04,139 اگر بیرون از خانه شما بمیرد 203 00:11:04,139 --> 00:11:06,139 مردم به او شک کردند 204 00:11:06,139 --> 00:11:09,230 احمد گفت پس من آزاد شدم 205 00:11:09,230 --> 00:11:13,230 فقط احساس می کردم در اتاقی از خانه هستم 206 00:11:13,230 --> 00:11:16,230 زنجیر از پاهایم رها شد 207 00:11:16,230 --> 00:11:21,230 این در روز بیست و پنجم ماه مبارک رمضان بود 208 00:11:21,230 --> 00:11:24,230 از سال دویست و بیست و یکم 209 00:11:24,230 --> 00:11:28,360 سپس خلیفه دستور داد که او را نزد خانواده اش آزاد کنند 210 00:11:28,360 --> 00:11:31,360 معتصم عموی احمد را وداع گفت 211 00:11:31,360 --> 00:11:34,360 سپس به افرادی که او را می شناسید گفت 212 00:11:34,360 --> 00:11:38,360 گفتند بله او احمد بن حنبل است 213 00:11:38,360 --> 00:11:41,360 گفت: او را نگاه کن. 214 00:11:41,360 --> 00:11:44,360 آیا او بدن سالمی نیست؟ 215 00:11:44,360 --> 00:11:45,360 گفتند بله 216 00:11:45,360 --> 00:11:50,360 و هنگامی که گفت: او را به سلامتی به شما تحویل دادم. 217 00:11:50,360 --> 00:11:53,360 مردم آرام شدند و آرام شدند 218 00:11:53,360 --> 00:11:55,549 الذهبی گفت 219 00:11:55,549 --> 00:11:59,549 او با وجود تسلط بر خلافت و شجاعتش این را نگفته است 220 00:11:59,549 --> 00:12:02,549 به جز یه چیز بزرگ 221 00:12:02,549 --> 00:12:05,549 انگار می ترسید از کتک خوردن بمیرد 222 00:12:05,549 --> 00:12:07,549 بنابراین مردم به او اعتراض می کنند 223 00:12:07,549 --> 00:12:10,549 حتی اگر مردم بغداد بر ضد او بروند 224 00:12:10,549 --> 00:12:13,549 شاید او آنها را شکست داد 225 00:12:13,549 --> 00:12:16,809 موقعیت یک انسان بزرگ 226 00:12:16,809 --> 00:12:22,259 بعد از این همه امتحان بزرگ که امام احمد با آن روبرو شد 227 00:12:22,259 --> 00:12:28,259 این همان بدرفتاری بزرگی است که او از معتصم و یارانش کرد 228 00:12:28,259 --> 00:12:31,259 او اخلاق بزرگسالان را نشان می دهد 229 00:12:31,259 --> 00:12:34,259 و مؤمنان راستین و صالح 230 00:12:34,259 --> 00:12:37,259 آنهایی که برای خودشان نمی ایستند 231 00:12:37,259 --> 00:12:41,259 سپس عفو عمومی معتصم را صادر کرد 232 00:12:41,259 --> 00:12:44,259 به خاطر خدماتی که به اسلام کرد 233 00:12:44,259 --> 00:12:47,419 احمد بن سنان گفت 234 00:12:47,419 --> 00:12:49,419 به من خبر داده اند که احمد بن حنبل 235 00:12:49,419 --> 00:12:51,419 معتصم راه حلی ارائه کرد 236 00:12:51,419 --> 00:12:53,419 روزی که سرمایه شما باز شد 237 00:12:53,419 --> 00:12:55,419 و آن را میخکوب کرد 238 00:12:55,419 --> 00:12:57,419 یا در فتح آموریا 239 00:12:57,419 --> 00:12:59,419 و او گفت 240 00:12:59,419 --> 00:13:01,419 او از زدن من آزاد است 241 00:13:01,419 --> 00:13:03,419 و شنیدم که گفت 242 00:13:03,419 --> 00:13:06,419 هرکس به من یادآوری کرد راه حلی دارد 243 00:13:06,419 --> 00:13:08,419 جز یک مبتکر 244 00:13:08,419 --> 00:13:10,419 من پدر اسحاق را قرار دادم 245 00:13:10,419 --> 00:13:13,419 معتصم یعنی راه حلی هست 246 00:13:13,419 --> 00:13:15,419 و خدا را دیدم که گفت 247 00:13:15,419 --> 00:13:18,419 بگذار عفو کند و ببخشد 248 00:13:18,419 --> 00:13:22,419 آیا دوست ندارید خدا شما را ببخشد؟ 249 00:13:22,419 --> 00:13:25,419 پیامبر صلی الله علیه و آله دستور داد 250 00:13:25,419 --> 00:13:27,419 ابوبکر عفو کرد 251 00:13:27,419 --> 00:13:29,419 در یک داستان صاف 252 00:13:29,419 --> 00:13:31,419 اباعبدالله گفت 253 00:13:31,419 --> 00:13:33,419 اگر خدا تو را عذاب کند هیچ سودی برای تو ندارد 254 00:13:33,419 --> 00:13:36,419 برادر مسلمان شما به شما توهین می کند 255 00:13:36,419 --> 00:13:39,509 خداوند اباعبدالله را رحمت کند 256 00:13:39,509 --> 00:13:41,509 او صبورترین و قوی ترین بود 257 00:13:41,509 --> 00:13:43,509 در سمت راست و شلاق زدن او 258 00:13:43,509 --> 00:13:46,509 بزرگترین بخشش و گذشت او چه بود؟ 259 00:13:46,509 --> 00:13:49,509 بعد از هر اتفاقی که برایش افتاد 260 00:13:49,509 --> 00:13:52,470 رحلتش رحمت خدا بر او باد 261 00:13:52,470 --> 00:13:56,789 پس از یک زندگی پر از خوبی های بزرگ 262 00:13:56,789 --> 00:13:59,789 و پایداری عظیم در حق 263 00:13:59,789 --> 00:14:01,820 و گسترش علم و سنت 264 00:14:01,820 --> 00:14:04,820 اباعبدالله این زندگی را وداع گفت 265 00:14:04,820 --> 00:14:06,820 در کنار پروردگارش 266 00:14:06,820 --> 00:14:09,080 پسرش عبدالله گفت 267 00:14:09,080 --> 00:14:12,080 شنیدم پدرم گفت 268 00:14:12,080 --> 00:14:15,080 او هفتاد و هفت سال را تمام کرد 269 00:14:15,080 --> 00:14:17,080 و من وارد هشت شدم 270 00:14:17,080 --> 00:14:19,080 زغال از شب او 271 00:14:19,080 --> 00:14:22,080 روز دهم درگذشت 272 00:14:22,080 --> 00:14:24,080 پسرش صالح گفت 273 00:14:24,080 --> 00:14:27,080 زمانی که اوایل ماه ربیع الاول بود 274 00:14:27,080 --> 00:14:31,080 از سال دویست و چهل و یک هجری 275 00:14:31,080 --> 00:14:34,080 مادرشوهر پدرم شب چهارم 276 00:14:34,080 --> 00:14:36,080 با تب خوابید 277 00:14:36,080 --> 00:14:39,080 او به شدت نفس می کشد 278 00:14:39,080 --> 00:14:42,080 و دلیل آن را می دانستم 279 00:14:42,080 --> 00:14:45,080 وقتی مریض می شد به او دلداری می دادم 280 00:14:45,080 --> 00:14:48,080 پس به او گفتم پدر 281 00:14:48,080 --> 00:14:51,080 چقدر دیروز افطار کردم 282 00:14:51,080 --> 00:14:54,080 گفت: مقداری آب برای من باقی مانده است 283 00:14:54,080 --> 00:14:57,240 گفت و من با او ملاقات کردم 284 00:14:57,240 --> 00:15:00,240 درد حبس و موارد دیگر 285 00:15:00,240 --> 00:15:03,399 ذهنش ثابت ماند 286 00:15:03,399 --> 00:15:06,399 وقتی جمعه بود 287 00:15:06,399 --> 00:15:09,399 دوازده روز ربیع الاول 288 00:15:09,399 --> 00:15:12,399 برای دو ساعت از روز 289 00:15:12,399 --> 00:15:18,610 وقایع و درس های ماه مبارک رمضان