WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:05.469
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:05.469 --> 00:00:07.469
خلاصه کتاب

00:00:07.469 --> 00:00:11.470
وقایع و درس های ماه مبارک رمضان

00:00:11.470 --> 00:00:19.449
امام احمد بن حنبل از زندان آزاد شد

00:00:19.449 --> 00:00:23.449
زمان آن بیست و پنجم ماه رمضان است

00:00:23.449 --> 00:00:30.390
در سال دویست و بیست و یک هجری قمری

00:00:30.390 --> 00:00:33.390
او رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود

00:00:33.390 --> 00:00:36.390
و یارانش و صالحان پس از آنان

00:00:36.390 --> 00:00:39.390
در مورد دکترین صحیح و ناب

00:00:39.390 --> 00:00:42.460
که هیچ شک و شبهه ای مزاحمش نبود

00:00:42.460 --> 00:00:44.460
آنها به خدا و کتاب او ایمان دارند

00:00:44.460 --> 00:00:48.460
آنچه خداوند درباره خود و کتابش گفته است

00:00:48.460 --> 00:00:51.460
بدون توسل به تحریف یا تفسیر

00:00:51.460 --> 00:00:54.490
یا قیاس یا خلل

00:00:54.490 --> 00:00:57.490
تا اینکه شروع به دور شدن از آن دکترین صحیح کرد

00:00:57.490 --> 00:01:00.490
کم کم در سراسر کشور پخش می شود

00:01:00.490 --> 00:01:03.490
یکی از منابع آن المرواق است

00:01:03.490 --> 00:01:05.489
در مورد آن رویکرد ناب

00:01:05.489 --> 00:01:08.489
جهل به حقیقت دین مبین اسلام

00:01:08.489 --> 00:01:11.489
عربی زبان قرآن است

00:01:11.489 --> 00:01:14.489
آن زمان بود که اسلام آورد

00:01:14.489 --> 00:01:16.489
برخی از غیر عرب ها مانند موالی

00:01:16.489 --> 00:01:20.489
آنها باقی مانده های اعتقادات قبلی خود را دارند

00:01:20.489 --> 00:01:24.579
الجاد بن درهم و شاگردش جهم بن صفوان

00:01:24.579 --> 00:01:26.579
او یک وفادار بود

00:01:26.579 --> 00:01:30.579
پس در میان مسلمانان بدی و بدی بیاور

00:01:30.579 --> 00:01:33.579
اشاعه برخی افکار انحرافی

00:01:33.579 --> 00:01:36.579
ایمان صحیح مسلمانان

00:01:36.579 --> 00:01:39.579
مانند بدعتی که می گویند قرآن مخلوق است

00:01:39.579 --> 00:01:42.579
بعضی ها جلوی آنها را می گیرند

00:01:42.579 --> 00:01:45.579
سپس ترجمه کتاب های یونانی و یونانی آمد

00:01:45.579 --> 00:01:48.579
رومی ها، ایرانی ها و هندوستان

00:01:48.579 --> 00:01:52.579
این وضعیت را بدتر کرد و بیماری به یک مشکل تبدیل شد

00:01:52.579 --> 00:01:57.709
این رخنه گسترش یافت و باورهای انحرافی در سراسر کشور گسترش یافت

00:01:57.709 --> 00:02:00.709
چه چیزی آن را در برخی از اذهان مستحکم تر کرد

00:02:00.709 --> 00:02:03.709
برخی از خلفای عباسی آن را پذیرفتند

00:02:03.709 --> 00:02:08.900
و رهبرانش را به هم نزدیک کنید و مردم را از طریق آن بیازمایید

00:02:08.900 --> 00:02:12.900
این یکی از آن باورهایی بود که از حقیقت منحرف شد

00:02:12.900 --> 00:02:15.969
گفتن قرآن آفریده شده است

00:02:15.969 --> 00:02:19.969
که معتزله آن را به عنوان عقیده خود پذیرفتند

00:02:19.969 --> 00:02:21.969
و به مردم اعلام کردند

00:02:21.969 --> 00:02:24.969
سپس خلیفه عباسی مأمون آمد

00:02:24.969 --> 00:02:27.969
سپس قاضی ابن ابی دواد نشست

00:02:27.969 --> 00:02:31.969
پس این فکر را داشت که بگوید قرآن مخلوق است

00:02:31.969 --> 00:02:35.969
او پیروز شد و آن را با قدرت و شدت گسترش داد

00:02:35.969 --> 00:02:37.969
و مردم توسط آن مورد آزمایش قرار گرفتند

00:02:37.969 --> 00:02:39.969
هنگامی که مأمون از دنیا رفت

00:02:39.969 --> 00:02:44.969
او به برادرش معتصم توصیه کرد که با ابن ابی دواد همراهی کند

00:02:44.969 --> 00:02:47.969
بنابراین به پذیرش این ایده ادامه دهید

00:02:47.969 --> 00:02:51.969
پس از معتصم پسرش الواثق آمد

00:02:51.969 --> 00:02:54.969
بنابراین وضعیت به همین شکل باقی ماند

00:02:54.969 --> 00:02:58.129
تا اینکه در زمان حکومت متوکل پایان یافت

00:02:58.129 --> 00:03:04.129
او از علمایی بود که از پاسخگویی به این سه خلیفه خودداری کرد

00:03:04.129 --> 00:03:07.129
در اتخاذ بیانیه در مورد خلقت قرآن

00:03:07.129 --> 00:03:10.129
احمد بن حنبین الشیبانی رحمه الله

00:03:10.129 --> 00:03:14.129
به همین دلیل او را زندانی کردند و با شلاق زدند

00:03:14.129 --> 00:03:17.479
در بیست و پنجم ماه مبارک رمضان

00:03:17.479 --> 00:03:21.479
از سال دویست و بیست و یک هجری قمری

00:03:21.479 --> 00:03:23.479
از زندان خارج شد

00:03:23.479 --> 00:03:28.479
روز بزرگی بود که مسلمانان در آن به شدت شادی کردند

00:03:28.479 --> 00:03:32.280
امام احمد بن حنبل

00:03:32.280 --> 00:03:36.110
و چیزی از زندگینامه معطر او

00:03:36.110 --> 00:03:40.110
نام و نسب و ولادتش رحمه الله

00:03:40.300 --> 00:03:43.300
او احمد بن محمد بن حنبل بن هلال است

00:03:43.300 --> 00:03:46.300
ابن اسد الشیبانی

00:03:46.300 --> 00:03:50.300
ابوعبدالله المروزی سپس البغدادی

00:03:50.300 --> 00:03:53.400
یکی از امامان برجسته

00:03:53.400 --> 00:03:56.400
در بهار در بغداد به دنیا آمد

00:03:56.400 --> 00:03:59.400
در سال یکصد و شصت و چهارم هجری قمری

00:03:59.400 --> 00:04:02.400
من او را یتیم بزرگ کردم

00:04:02.400 --> 00:04:06.400
پدرش او را در حالی که حامله بود از مرو آورد

00:04:06.400 --> 00:04:09.400
پس مادرش او را در بغداد به دنیا آورد

00:04:09.400 --> 00:04:12.400
پدرش در سه سالگی فوت کرد

00:04:12.400 --> 00:04:16.170
بنابراین مادرش از او حمایت کرد

00:04:16.170 --> 00:04:19.550
او را بیاموز و حفظش کن، رحمتش کند

00:04:19.550 --> 00:04:23.550
امام احمد رحمه الله کوهی از حفظ بود

00:04:23.550 --> 00:04:26.550
و دریایی از دانش

00:04:26.550 --> 00:04:30.550
خداوند قدرت حفظ را با کیفیت درک برای او آمیخت

00:04:30.550 --> 00:04:34.550
شناخت اهداف و معانی متون

00:04:34.550 --> 00:04:37.550
او حافظ، راوی حدیث و فقیه بود

00:04:37.550 --> 00:04:40.740
عبدالله بن احمد گفت

00:04:40.740 --> 00:04:42.740
ابوزراء به من گفت

00:04:42.740 --> 00:04:45.740
پدرت هزار حدیث حفظ کرد

00:04:45.740 --> 00:04:48.740
عبدالله نیز گفت

00:04:48.740 --> 00:04:50.740
پدرم به من گفت

00:04:50.740 --> 00:04:54.740
هر کتابی را، در صورت تمایل، از همه کتاب ها و کتاب ها بردارید

00:04:54.740 --> 00:04:57.740
در صورت تمایل می توانید در مورد سخنرانی از من بپرسید

00:04:57.740 --> 00:05:00.740
تا زمانی که انتساب را به شما بگویم

00:05:00.740 --> 00:05:03.740
اگر می خواهید انتساب ارائه کنید، می توانم به شما بگویم

00:05:03.740 --> 00:05:05.740
دارم حرف میزنم

00:05:05.740 --> 00:05:09.160
ادب و زهدش رحمه الله

00:05:09.160 --> 00:05:12.610
علم و فقه احمد بود

00:05:12.610 --> 00:05:14.610
و با علمش این کار را کرد

00:05:14.610 --> 00:05:18.610
تأثیر خوب او بر اعمال، گفتار و شرایط او

00:05:18.610 --> 00:05:23.610
زهد و ادب و تقوا و هدايت نيكو در او ظاهر شد

00:05:23.610 --> 00:05:26.610
او کسی می شود که از او علم شنیده نمی شود

00:05:26.610 --> 00:05:29.610
کافی است او را ببیند و با او بنشیند

00:05:29.610 --> 00:05:32.610
و در آن اتفاقات خوبی رخ می دهد

00:05:32.610 --> 00:05:34.699
مروضی گفت

00:05:34.699 --> 00:05:36.699
اباعبدالله به من گفت

00:05:36.699 --> 00:05:40.699
من هرگز چیزی ننوشته ام مگر اینکه به آن عمل کرده باشم

00:05:40.699 --> 00:05:45.699
تا اینکه برای من اتفاق افتاد که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم حجامت کردند

00:05:46.699 --> 00:05:49.699
ابوطیبه د نره را داد

00:05:49.699 --> 00:05:53.699
بنابراین او را حجامت کردم و دستگاه حجامت را به او دادم

00:05:53.699 --> 00:05:57.699
از حسین بن اسماعیل از پدرش می‌گوید:

00:05:57.699 --> 00:06:03.699
تقریباً پنج هزار نفر یا بیشتر در شورای احمد جمع شدند

00:06:03.699 --> 00:06:06.699
حدود پانصد بنویس

00:06:06.699 --> 00:06:12.019
بقیه از او خوش اخلاقی و خوش اخلاقی را یاد می گیرند

00:06:12.019 --> 00:06:15.250
علما او را می ستایند

00:06:15.250 --> 00:06:18.250
برای علم و فقاهت و تقوای امام احمد

00:06:18.250 --> 00:06:23.250
حسنات او و قوت او در حق و پایداری او در آن

00:06:23.250 --> 00:06:27.250
او جایگاه برجسته ای در دل مردم داشت

00:06:27.250 --> 00:06:31.250
پس او را دوست داشتند، او را تجلیل کردند، و او را با قدرت تجلیل کردند

00:06:31.250 --> 00:06:33.250
به خوبی از او تعریف کردند

00:06:33.250 --> 00:06:38.250
این شامل علما اعم از شیوخ، همتایان و شاگردان او می شود

00:06:38.250 --> 00:06:41.250
هر که از او شنیده یا او را ملاقات کرده است

00:06:41.250 --> 00:06:46.250
زبانشان مملو از مدح و ثنای او بود

00:06:46.250 --> 00:06:48.470
عبدالرزاق گفت

00:06:48.470 --> 00:06:52.470
من داناتر و باتقواتر از او ندیدم

00:06:52.470 --> 00:06:54.500
یحیی بن معین گفت

00:06:54.500 --> 00:06:57.500
اگر به مدح او نشستیم

00:06:57.500 --> 00:07:00.500
ما فضایل او را با کمال کامل ذکر نکرده ایم

00:07:00.500 --> 00:07:02.540
شافعی گفت

00:07:02.540 --> 00:07:04.540
من بغداد را ترک کردم

00:07:04.540 --> 00:07:10.540
من مردی بهتر و داناتر و داناتر و پرهیزگارتر از خود باقی نگذاشته ام

00:07:10.540 --> 00:07:12.540
از احمد بن حنبل

00:07:12.540 --> 00:07:15.920
به دست معتصم

00:07:15.920 --> 00:07:19.209
وقتی امام احمد آمد

00:07:19.209 --> 00:07:21.209
در زندان مستقر شد

00:07:21.209 --> 00:07:25.209
چند بار جلوی معتصم بیرون رفتم

00:07:25.209 --> 00:07:30.209
تا با نظر او موافقت شود و گفته خود را پس بگیرد

00:07:30.209 --> 00:07:33.209
قرآن کلام مخلوق خداوند است

00:07:33.209 --> 00:07:37.269
او در این جلسه با معتصم شرکت کرد

00:07:37.269 --> 00:07:39.269
معاون بغداد

00:07:39.269 --> 00:07:41.269
اسحاق بن ابراهیم

00:07:41.269 --> 00:07:44.269
و قاضی ابن ابی دواد

00:07:44.269 --> 00:07:47.269
و عصمت فقها و قضا

00:07:47.269 --> 00:07:50.269
کسانی که به خلق قرآن ایمان دارند

00:07:50.269 --> 00:07:53.269
ریاست آنها بر عهده ابن ابی دواد بود

00:07:53.269 --> 00:07:58.269
امام احمد را به گمراهی و ضلالت و کفر متهم می کنند

00:07:58.269 --> 00:08:03.269
آنها معتصم را تشویق کردند که اباعبدالله را شکنجه و بکشد

00:08:03.269 --> 00:08:08.269
و ضمانت حمل خون او بر گردن آنان به دست خدا

00:08:08.269 --> 00:08:10.269
و می گفتند

00:08:10.269 --> 00:08:12.269
ای امیرالمومنین!

00:08:12.269 --> 00:08:16.269
او گمراه، گمراه و کافر است

00:08:16.269 --> 00:08:18.269
برخی از آنها گفتند

00:08:18.269 --> 00:08:20.269
ای امیرالمومنین!

00:08:20.269 --> 00:08:22.269
خونش روی گردنم است

00:08:22.269 --> 00:08:23.269
او را بکش

00:08:23.269 --> 00:08:25.269
ابن سماعه گفت

00:08:25.269 --> 00:08:27.269
ای امیرالمومنین!

00:08:27.269 --> 00:08:29.269
گردنش را بفشار

00:08:29.269 --> 00:08:31.269
و خونش بر گردن من است

00:08:31.269 --> 00:08:33.269
کک گفت

00:08:33.269 --> 00:08:35.269
ای امیرالمومنین!

00:08:35.269 --> 00:08:37.269
او کافری است که خونش حلال است

00:08:37.269 --> 00:08:39.269
گردنش را بفشار

00:08:39.269 --> 00:08:41.269
و خونش بر گردن من است

00:08:41.269 --> 00:08:44.269
شعیب هم همینطور گفت

00:08:44.269 --> 00:08:46.269
اباعبدالله گفت

00:08:46.269 --> 00:08:50.269
هیچ کس در میان مردم به من کافرتر از آنها نبود

00:08:50.269 --> 00:08:55.269
اما معتصم به همه اینها توجه نکرد

00:08:55.269 --> 00:08:59.340
معتصم و همراهانش از اباعبدالله کمک خواستند

00:08:59.340 --> 00:09:04.340
سه راه برای تغییر نظر او در آن شوراها وجود دارد

00:09:04.340 --> 00:09:06.370
اولین

00:09:06.370 --> 00:09:10.370
روش مناظره و اقناع ذهنی

00:09:10.370 --> 00:09:12.370
احمد آنها را شکست داد

00:09:12.370 --> 00:09:14.460
دوم

00:09:14.460 --> 00:09:16.460
روش اغوا کننده

00:09:16.460 --> 00:09:18.460
تا اینکه معتصم به او گفت

00:09:18.460 --> 00:09:20.460
آه احمد

00:09:20.460 --> 00:09:22.460
اینو جوابمو بده

00:09:22.460 --> 00:09:24.460
تا زمانی که تو را مال خودم کنم

00:09:24.460 --> 00:09:27.460
و چه کسی پا بر فرش من خواهد گذاشت؟

00:09:27.460 --> 00:09:29.460
احمد می گوید

00:09:29.460 --> 00:09:31.460
ای امیرالمومنین!

00:09:31.460 --> 00:09:34.460
آیه ای از کتاب خدا برایم می آورند

00:09:34.460 --> 00:09:38.460
از رسول خدا صلی الله علیه و آله سنت گرفتند

00:09:38.460 --> 00:09:41.559
بنابراین من می توانم به آنها پاسخ دهم

00:09:41.559 --> 00:09:43.559
سوم

00:09:43.559 --> 00:09:46.590
روشهای ارعاب و شکنجه

00:09:46.590 --> 00:09:51.590
این آخرین روشی است که معتصم با احمد به آن متوسل شد

00:09:51.590 --> 00:09:55.590
زمانی که دو روش اول برای او جواب نداد

00:09:55.590 --> 00:10:01.590
احمد در دستان معتصم مورد تازیانه شدید قرار گرفت

00:10:01.590 --> 00:10:03.590
تا اینکه بیهوش شد

00:10:03.590 --> 00:10:07.659
تا اینکه خونش جاری شد و پوستش پاره شد

00:10:07.659 --> 00:10:10.659
و در مورد شدت شلاقی که به او وارد شد

00:10:10.659 --> 00:10:13.659
توبه کننده شعبانی می گوید

00:10:13.659 --> 00:10:17.659
احمد بن حنبل را هشتاد ضربه شلاق زدند

00:10:17.659 --> 00:10:21.659
اگر یک فیل را بزنی او را آرام می کند

00:10:21.659 --> 00:10:23.940
روز بیرون آمدن

00:10:23.940 --> 00:10:28.139
وقتی معتصم این استواری عظیم را از احمد دید

00:10:28.139 --> 00:10:30.139
که او را به وحشت انداخت

00:10:30.139 --> 00:10:35.139
ابن عابد معتصم این توصیه را کرده بود

00:10:35.139 --> 00:10:40.139
وقتی شنید که عده ای از مردم خواستند او را بکشند و خونش را تحمل کنند

00:10:40.139 --> 00:10:45.139
آنجا که فرمود نه امیرالمؤمنین این کار را نکن.

00:10:45.139 --> 00:10:49.139
اگر او در خانه شما کشته شود یا بمیرد

00:10:49.139 --> 00:10:53.139
مردم گفتند او تا کشته شدنش صبور بود

00:10:53.139 --> 00:10:55.139
پس مردم او را به امامت گرفتند

00:10:55.139 --> 00:10:58.139
همان طور که بودند ماندند

00:10:58.139 --> 00:11:01.139
اما در همان ساعت آن را آزاد کرد

00:11:01.139 --> 00:11:04.139
اگر بیرون از خانه شما بمیرد

00:11:04.139 --> 00:11:06.139
مردم به او شک کردند

00:11:06.139 --> 00:11:09.230
احمد گفت پس من آزاد شدم

00:11:09.230 --> 00:11:13.230
فقط احساس می کردم در اتاقی از خانه هستم

00:11:13.230 --> 00:11:16.230
زنجیر از پاهایم رها شد

00:11:16.230 --> 00:11:21.230
این در روز بیست و پنجم ماه مبارک رمضان بود

00:11:21.230 --> 00:11:24.230
از سال دویست و بیست و یکم

00:11:24.230 --> 00:11:28.360
سپس خلیفه دستور داد که او را نزد خانواده اش آزاد کنند

00:11:28.360 --> 00:11:31.360
معتصم عموی احمد را وداع گفت

00:11:31.360 --> 00:11:34.360
سپس به افرادی که او را می شناسید گفت

00:11:34.360 --> 00:11:38.360
گفتند بله او احمد بن حنبل است

00:11:38.360 --> 00:11:41.360
گفت: او را نگاه کن.

00:11:41.360 --> 00:11:44.360
آیا او بدن سالمی نیست؟

00:11:44.360 --> 00:11:45.360
گفتند بله

00:11:45.360 --> 00:11:50.360
و هنگامی که گفت: او را به سلامتی به شما تحویل دادم.

00:11:50.360 --> 00:11:53.360
مردم آرام شدند و آرام شدند

00:11:53.360 --> 00:11:55.549
الذهبی گفت

00:11:55.549 --> 00:11:59.549
او با وجود تسلط بر خلافت و شجاعتش این را نگفته است

00:11:59.549 --> 00:12:02.549
به جز یه چیز بزرگ

00:12:02.549 --> 00:12:05.549
انگار می ترسید از کتک خوردن بمیرد

00:12:05.549 --> 00:12:07.549
بنابراین مردم به او اعتراض می کنند

00:12:07.549 --> 00:12:10.549
حتی اگر مردم بغداد بر ضد او بروند

00:12:10.549 --> 00:12:13.549
شاید او آنها را شکست داد

00:12:13.549 --> 00:12:16.809
موقعیت یک انسان بزرگ

00:12:16.809 --> 00:12:22.259
بعد از این همه امتحان بزرگ که امام احمد با آن روبرو شد

00:12:22.259 --> 00:12:28.259
این همان بدرفتاری بزرگی است که او از معتصم و یارانش کرد

00:12:28.259 --> 00:12:31.259
او اخلاق بزرگسالان را نشان می دهد

00:12:31.259 --> 00:12:34.259
و مؤمنان راستین و صالح

00:12:34.259 --> 00:12:37.259
آنهایی که برای خودشان نمی ایستند

00:12:37.259 --> 00:12:41.259
سپس عفو عمومی معتصم را صادر کرد

00:12:41.259 --> 00:12:44.259
به خاطر خدماتی که به اسلام کرد

00:12:44.259 --> 00:12:47.419
احمد بن سنان گفت

00:12:47.419 --> 00:12:49.419
به من خبر داده اند که احمد بن حنبل

00:12:49.419 --> 00:12:51.419
معتصم راه حلی ارائه کرد

00:12:51.419 --> 00:12:53.419
روزی که سرمایه شما باز شد

00:12:53.419 --> 00:12:55.419
و آن را میخکوب کرد

00:12:55.419 --> 00:12:57.419
یا در فتح آموریا

00:12:57.419 --> 00:12:59.419
و او گفت

00:12:59.419 --> 00:13:01.419
او از زدن من آزاد است

00:13:01.419 --> 00:13:03.419
و شنیدم که گفت

00:13:03.419 --> 00:13:06.419
هرکس به من یادآوری کرد راه حلی دارد

00:13:06.419 --> 00:13:08.419
جز یک مبتکر

00:13:08.419 --> 00:13:10.419
من پدر اسحاق را قرار دادم

00:13:10.419 --> 00:13:13.419
معتصم یعنی راه حلی هست

00:13:13.419 --> 00:13:15.419
و خدا را دیدم که گفت

00:13:15.419 --> 00:13:18.419
بگذار عفو کند و ببخشد

00:13:18.419 --> 00:13:22.419
آیا دوست ندارید خدا شما را ببخشد؟

00:13:22.419 --> 00:13:25.419
پیامبر صلی الله علیه و آله دستور داد

00:13:25.419 --> 00:13:27.419
ابوبکر عفو کرد

00:13:27.419 --> 00:13:29.419
در یک داستان صاف

00:13:29.419 --> 00:13:31.419
اباعبدالله گفت

00:13:31.419 --> 00:13:33.419
اگر خدا تو را عذاب کند هیچ سودی برای تو ندارد

00:13:33.419 --> 00:13:36.419
برادر مسلمان شما به شما توهین می کند

00:13:36.419 --> 00:13:39.509
خداوند اباعبدالله را رحمت کند

00:13:39.509 --> 00:13:41.509
او صبورترین و قوی ترین بود

00:13:41.509 --> 00:13:43.509
در سمت راست و شلاق زدن او

00:13:43.509 --> 00:13:46.509
بزرگترین بخشش و گذشت او چه بود؟

00:13:46.509 --> 00:13:49.509
بعد از هر اتفاقی که برایش افتاد

00:13:49.509 --> 00:13:52.470
رحلتش رحمت خدا بر او باد

00:13:52.470 --> 00:13:56.789
پس از یک زندگی پر از خوبی های بزرگ

00:13:56.789 --> 00:13:59.789
و پایداری عظیم در حق

00:13:59.789 --> 00:14:01.820
و گسترش علم و سنت

00:14:01.820 --> 00:14:04.820
اباعبدالله این زندگی را وداع گفت

00:14:04.820 --> 00:14:06.820
در کنار پروردگارش

00:14:06.820 --> 00:14:09.080
پسرش عبدالله گفت

00:14:09.080 --> 00:14:12.080
شنیدم پدرم گفت

00:14:12.080 --> 00:14:15.080
او هفتاد و هفت سال را تمام کرد

00:14:15.080 --> 00:14:17.080
و من وارد هشت شدم

00:14:17.080 --> 00:14:19.080
زغال از شب او

00:14:19.080 --> 00:14:22.080
روز دهم درگذشت

00:14:22.080 --> 00:14:24.080
پسرش صالح گفت

00:14:24.080 --> 00:14:27.080
زمانی که اوایل ماه ربیع الاول بود

00:14:27.080 --> 00:14:31.080
از سال دویست و چهل و یک هجری

00:14:31.080 --> 00:14:34.080
مادرشوهر پدرم شب چهارم

00:14:34.080 --> 00:14:36.080
با تب خوابید

00:14:36.080 --> 00:14:39.080
او به شدت نفس می کشد

00:14:39.080 --> 00:14:42.080
و دلیل آن را می دانستم

00:14:42.080 --> 00:14:45.080
وقتی مریض می شد به او دلداری می دادم

00:14:45.080 --> 00:14:48.080
پس به او گفتم پدر

00:14:48.080 --> 00:14:51.080
چقدر دیروز افطار کردم

00:14:51.080 --> 00:14:54.080
گفت: مقداری آب برای من باقی مانده است

00:14:54.080 --> 00:14:57.240
گفت و من با او ملاقات کردم

00:14:57.240 --> 00:15:00.240
درد حبس و موارد دیگر

00:15:00.240 --> 00:15:03.399
ذهنش ثابت ماند

00:15:03.399 --> 00:15:06.399
وقتی جمعه بود

00:15:06.399 --> 00:15:09.399
دوازده روز ربیع الاول

00:15:09.399 --> 00:15:12.399
برای دو ساعت از روز

00:15:12.399 --> 00:15:18.610
وقایع و درس های ماه مبارک رمضان
