WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:03.299
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:04.339 --> 00:00:07.440
انجمن مواضع تقدیم می کند

00:00:07.759 --> 00:00:10.800
آن ده وعده بهشت را دادند

00:00:13.279 --> 00:00:17.519
عثمان بن عفان رضی الله عنه

00:00:17.519 --> 00:00:22.420
عشق اصحاب و خویشاوندی سال تن

00:00:22.420 --> 00:00:27.420
پروردگارم آن را به من داده است اگر به من حیات بخشد

00:00:27.420 --> 00:00:30.620
عشق به صحابه و خویشاوندی

00:00:30.620 --> 00:00:32.619
زندگی خلقت بزرگی است

00:00:32.619 --> 00:00:35.619
فقط خوبی می آورد

00:00:35.619 --> 00:00:38.619
این ملت خالصانه ترین حیا را دارد

00:00:38.619 --> 00:00:41.619
او عثمان بن عفان رضی الله عنه است

00:00:41.619 --> 00:00:46.619
چنانکه راستگو و امین صلوات الله علیه این را فرمود

00:00:46.619 --> 00:00:49.969
عایشه رضی الله عنها می گوید

00:00:49.969 --> 00:00:53.969
او رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود

00:00:53.969 --> 00:00:55.969
دراز کشیده در خانه اش

00:00:55.969 --> 00:00:57.969
پاهایش را آشکار می کند

00:00:57.969 --> 00:00:59.969
پس ابوبکر اجازه خواست

00:00:59.969 --> 00:01:00.969
پس به او اجازه داد

00:01:00.969 --> 00:01:02.969
پس در آن حالت وارد شد

00:01:02.969 --> 00:01:04.969
پس صحبت کرد

00:01:04.969 --> 00:01:06.969
سپس عمر اجازه خواست

00:01:06.969 --> 00:01:08.969
پس به او اجازه این کار را داد

00:01:08.969 --> 00:01:10.969
پس صحبت کرد

00:01:10.969 --> 00:01:12.969
سپس عثمان اجازه خواست

00:01:12.969 --> 00:01:18.030
پس پیامبر صلی الله علیه و آله نشست و لباس خود را صاف کرد

00:01:18.030 --> 00:01:20.030
عایشه گفت

00:01:20.030 --> 00:01:22.030
ای رسول خدا

00:01:22.030 --> 00:01:23.030
ابوبکر وارد شد

00:01:23.030 --> 00:01:26.030
او به او علاقه ای نداشت و به او اهمیت نمی داد

00:01:26.030 --> 00:01:28.030
سپس عمر وارد شد

00:01:28.030 --> 00:01:31.030
او به او علاقه ای نداشت و به او اهمیت نمی داد

00:01:31.030 --> 00:01:33.030
سپس عثمان وارد شد

00:01:33.030 --> 00:01:36.030
پس نشستی و لباست را صاف کردی

00:01:36.030 --> 00:01:40.030
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:01:40.030 --> 00:01:44.260
آیا من نباید از مردی که فرشتگان از او خجالت می کشند خجالت بکشم؟

00:01:44.260 --> 00:01:47.260
ایشان رضی الله عنه فرمودند

00:01:47.260 --> 00:01:50.260
عثمان زنده و سالم است

00:01:50.260 --> 00:01:53.640
فرشتگان از او خجالت می کشند

00:01:53.640 --> 00:01:55.640
عثمان رضی الله عنه بود

00:01:55.640 --> 00:01:59.640
ترس و بیم شدید از خداوند متعال

00:01:59.640 --> 00:02:01.640
و هنگامی که بر قبری ایستاد

00:02:01.640 --> 00:02:04.640
او حتی گریه کرد و ریش خود را از دست داد

00:02:04.640 --> 00:02:05.640
بنابراین به او گفته شد

00:02:05.640 --> 00:02:08.639
بهشت و جهنم را یاد کن پس گریه نکن

00:02:08.639 --> 00:02:10.639
و به خاطر این گریه می کند

00:02:10.639 --> 00:02:12.639
و او گفت

00:02:12.639 --> 00:02:16.639
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:02:16.639 --> 00:02:20.639
قبر اولین خانه در آخرت است

00:02:20.639 --> 00:02:22.639
اگر از آن جان سالم به در برد

00:02:22.639 --> 00:02:24.639
آنچه بعد از آن می آید آسان تر از آن است

00:02:24.639 --> 00:02:25.639
حتی اگر از آن جان سالم به در نبرد

00:02:25.639 --> 00:02:28.639
آنچه بعد از آن می آید بدتر از آن است

00:02:28.639 --> 00:02:30.639
خداوند عثمان را رحمت کند

00:02:30.639 --> 00:02:32.639
ترس قلبش را پر می کند

00:02:32.639 --> 00:02:36.639
اوست که در راه خدا به شهادت مژده می دهد

00:02:36.639 --> 00:02:39.639
و بهشتی به وسعت آسمانها و زمین

00:02:39.639 --> 00:02:43.639
بر زبان کسی که از روی اشتیاق سخن می گوید

00:02:43.639 --> 00:02:46.639
پیامبر صلی الله علیه و آله به معراج رفت

00:02:46.639 --> 00:02:48.639
روزی روزگاری کوه احد

00:02:48.639 --> 00:02:51.639
ابوبکر، عمر و عثمان همراه او بودند

00:02:52.639 --> 00:02:54.639
کوه با آنها لرزید

00:02:54.639 --> 00:02:57.639
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند

00:02:57.639 --> 00:02:59.639
یکی را ثابت کن

00:02:59.639 --> 00:03:05.120
زیرا شما فقط یک پیامبر و یک دوست و دو شهید هستید

00:03:05.120 --> 00:03:08.120
یکی از صفات بزرگ عثمان رضی الله عنه

00:03:08.120 --> 00:03:11.120
او بسیار متواضع بود

00:03:11.120 --> 00:03:14.150
به دور از غرور و تکبر

00:03:14.150 --> 00:03:18.150
او اغلب دیده می شد که در مسجد با پتو می خوابد

00:03:18.150 --> 00:03:20.150
هیچکس اطرافش نیست

00:03:20.150 --> 00:03:23.310
او امیرالمؤمنین است

00:03:23.310 --> 00:03:26.310
الحسن البصری رحمه الله می فرماید

00:03:26.310 --> 00:03:29.310
عثمان بن عفان را دیدم که در مسجد چرت می زد

00:03:29.310 --> 00:03:32.310
در آن زمان خلیفه می شد

00:03:32.310 --> 00:03:35.310
با ردی از شن در کنارش بلند می شود

00:03:35.439 --> 00:03:38.439
از حسن در مورد کسانی که در مسجد صحبت می کردند سؤال شد

00:03:38.439 --> 00:03:40.439
و او گفت

00:03:40.439 --> 00:03:43.439
عثمان بن عفان را دیدم که در مسجد خوابیده است

00:03:43.439 --> 00:03:46.439
عبایش زیر سرش است

00:03:46.439 --> 00:03:49.439
سپس مرد می آید و با او می نشیند

00:03:49.439 --> 00:03:52.439
سپس مرد می آید و با او می نشیند

00:03:52.439 --> 00:03:55.439
انگار یکی از آنهاست

00:03:55.439 --> 00:03:58.439
از عثمان رضی الله عنه روایت شده است

00:03:58.439 --> 00:04:02.439
شبها خودش آب وضو تهیه می کرد

00:04:02.439 --> 00:04:04.439
بنابراین به او گفته شد

00:04:04.439 --> 00:04:07.439
اگر به برخی از بندگان فرمان بدهم، برای تو کافی است

00:04:07.439 --> 00:04:11.439
گفت: نه، شب برای استراحت آنهاست.

00:04:11.439 --> 00:04:14.539
روزی بر خادمش عصبانی شد

00:04:14.539 --> 00:04:17.540
گوشش را مالید تا درد کند

00:04:17.540 --> 00:04:21.540
او به زودی به یاد انتقام در زندگی پس از مرگ افتاد

00:04:21.540 --> 00:04:24.540
پس خادم خود را خواست و به او گفت

00:04:24.540 --> 00:04:27.540
من گوشت را لیسیدم، پس من را قصاص کن

00:04:27.540 --> 00:04:30.540
پسر سرخ شد

00:04:30.540 --> 00:04:33.540
او از اتخاذ آن موضع در قبال عثمان خودداری کرد

00:04:33.540 --> 00:04:36.540
اما عثمان بر او اصرار کرد

00:04:36.540 --> 00:04:39.540
پس پسر از عثمان اجازه گرفت

00:04:39.540 --> 00:04:42.540
عثمان رضی الله عنه گفت

00:04:42.540 --> 00:04:45.540
استرس، ای عشقی که در این دنیا انتقام دارد

00:04:45.540 --> 00:04:48.949
در آخرت انتقامی وجود ندارد

00:04:48.949 --> 00:04:51.949
عثمان رضی الله عنه از علمای کوشا بود

00:04:51.949 --> 00:04:53.949
در عبادت

00:04:53.949 --> 00:04:55.949
از او به چند طریق نقل شده است

00:04:55.949 --> 00:04:58.949
با قرآن مجید نماز خواند

00:04:58.949 --> 00:05:00.949
در یک رکعت

00:05:00.949 --> 00:05:03.949
در حج حجر الاسود

00:05:03.949 --> 00:05:05.949
عادتش بود

00:05:05.949 --> 00:05:08.949
شب جمعه قرآن را می گشاید

00:05:08.949 --> 00:05:12.019
پنجشنبه شب به نتیجه می رسد

00:05:12.019 --> 00:05:14.019
او همیشه روزه می گرفت

00:05:14.019 --> 00:05:16.019
و شب طلوع می کند

00:05:16.019 --> 00:05:18.019
به جز یک وحشت از همان ابتدا

00:05:18.019 --> 00:05:21.019
و او رضی الله عنه می گفت

00:05:21.019 --> 00:05:24.019
من عاشق سه چیز در این دنیا هستم

00:05:24.019 --> 00:05:26.019
گرسنگان را سیر کن

00:05:26.019 --> 00:05:28.019
و لباس برهنگان

00:05:28.019 --> 00:05:30.019
و تلاوت قرآن

00:05:30.019 --> 00:05:32.019
و او می گوید

00:05:32.019 --> 00:05:35.019
از یک روز آینده متنفرم

00:05:35.019 --> 00:05:38.019
من به عهد خدا به آن نگاه نمی کنم

00:05:38.019 --> 00:05:40.019
یعنی قرآن

00:05:40.019 --> 00:05:42.019
و او می گفت

00:05:43.019 --> 00:05:46.019
من از سخنان پروردگارت راضی نیستم

00:05:46.019 --> 00:05:48.019
اوست که به ملت گفت

00:05:48.019 --> 00:05:51.019
قول او صلی الله علیه و آله و سلم

00:05:51.019 --> 00:05:53.019
بهترین شما آموختن قرآن است

00:05:53.019 --> 00:05:55.019
و به او آموزش دهید

00:05:55.019 --> 00:05:57.019
و از او راضی بود

00:05:57.019 --> 00:05:59.019
او هر جمعه آزاد می شود

00:05:59.019 --> 00:06:01.019
گردن برای رضای خدا

00:06:01.019 --> 00:06:03.019
این از زمانی است که او مسلمان شده است

00:06:03.019 --> 00:06:05.019
همه چیزهایی که آزاد کردم

00:06:05.019 --> 00:06:07.019
دو هزار و چهارصد

00:06:07.019 --> 00:06:09.689
تقریبا گردن

00:06:09.689 --> 00:06:11.689
او با ما جلو آمد

00:06:11.689 --> 00:06:14.689
عثمان بن عفان رضی الله عنه

00:06:14.689 --> 00:06:17.689
او یکی از اصحاب ثروتمند بود

00:06:17.689 --> 00:06:19.689
او می داند چگونه پول در بیاورد

00:06:19.689 --> 00:06:22.689
او همچنین می داند چگونه و کجا آن را خرج کند

00:06:22.689 --> 00:06:27.689
چگونه می تواند با پول خود رضایت و بهشت خداوند متعال را به دست آورد؟

00:06:27.689 --> 00:06:29.689
و از آن

00:06:29.689 --> 00:06:33.689
هنگامی که مسلمانان مهاجر به مدینه آمدند

00:06:33.689 --> 00:06:35.689
آب آن را تقبیح کردند

00:06:35.689 --> 00:06:38.689
آنجا چاه یهودی بود

00:06:38.689 --> 00:06:40.689
بیر روما نام دارد

00:06:40.689 --> 00:06:42.689
آب شیرین می فروخت

00:06:42.689 --> 00:06:44.689
داشت آبش را می فروخت

00:06:44.689 --> 00:06:48.720
در میان مسلمانان کسانی هستند که نمی توانند بهای آن را پیدا کنند

00:06:48.720 --> 00:06:51.720
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند

00:06:51.720 --> 00:06:53.720
چه کسی رم را خوب می خرد؟

00:06:53.720 --> 00:06:56.720
سطل خود را با سطل مسلمانان درست می کند

00:06:56.720 --> 00:06:59.819
در بهشت برای او خوب خواهد بود

00:06:59.819 --> 00:07:02.819
عثمان رضی الله عنه عجله کرد

00:07:02.819 --> 00:07:06.819
برای برآوردن آرزوی رسول خدا صلی الله علیه و آله

00:07:06.819 --> 00:07:08.819
پس نزد یهودی رفت

00:07:08.819 --> 00:07:10.819
برای خرید آن با او چانه زد

00:07:10.819 --> 00:07:12.819
یهودی امتناع کرد

00:07:12.819 --> 00:07:15.819
پس عثمان رضی الله عنه با او معامله کرد

00:07:15.819 --> 00:07:17.819
برای خرید نیمی از آن

00:07:17.819 --> 00:07:21.819
پس آن را به 12 هزار درهم از او خرید

00:07:21.819 --> 00:07:23.819
پس آن را برای مسلمانان ساخت

00:07:23.819 --> 00:07:26.819
که چاه روزی او باشد

00:07:26.819 --> 00:07:28.819
و برای یهود روزی

00:07:28.819 --> 00:07:32.819
مسلمانان در روز عثمان رضی الله عنه آب می نوشیدند

00:07:32.819 --> 00:07:34.819
دو روز برایشان کافی است

00:07:34.819 --> 00:07:37.819
وقتی یهودی آن را دید

00:07:37.819 --> 00:07:39.819
به عثمان گفت

00:07:39.819 --> 00:07:41.819
کارمو خراب کردی

00:07:41.819 --> 00:07:43.819
پس نصف دیگر را بخرید

00:07:43.819 --> 00:07:45.819
عثمان قبول کرد

00:07:45.819 --> 00:07:48.819
به 8 هزار درهم خرید

00:07:48.819 --> 00:07:52.819
او تمام چاه را برای مسلمانان ساخت

00:07:52.819 --> 00:07:56.850
مسجد النبی پس از فتح خیبر مملو از نمازگزاران شد

00:07:56.850 --> 00:07:59.850
خانه ای کنار مسجد بود

00:07:59.850 --> 00:08:03.939
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند

00:08:03.939 --> 00:08:06.939
چه کسی می تواند این خانه را برای ما در مسجد گسترش دهد؟

00:08:06.939 --> 00:08:08.939
خانه ای در بهشت

00:08:08.939 --> 00:08:13.939
پس عثمان رضی الله عنه خانه را به 25 هزار خرید

00:08:13.939 --> 00:08:15.939
مسجد توسعه یافت

00:08:15.939 --> 00:08:20.420
و از آنچه در حسنه او رضی الله عنه نقل شده است

00:08:20.420 --> 00:08:27.420
مردم در زمان حکومت ابوبکر صدیق رضی الله عنه به سختی گرفتار شدند.

00:08:27.420 --> 00:08:30.420
پس نزد ابوبکر جمع شدند و گفتند

00:08:30.420 --> 00:08:32.419
باران نبارید

00:08:32.419 --> 00:08:34.419
و زمین رشد نکرد

00:08:34.419 --> 00:08:37.419
مردم در مضیقه شدید هستند

00:08:37.419 --> 00:08:40.460
ابوبکر رضی الله عنه گفت

00:08:40.460 --> 00:08:42.460
اگر خرج کنند و صبور باشند

00:08:42.460 --> 00:08:48.620
زیرا شما جز با آسودگی از جانب خدا دست نخواهید داد

00:08:48.620 --> 00:08:51.620
مردم تا آخر آن روز نماندند

00:08:51.620 --> 00:08:56.620
تا اینکه کاروانی از عثمان رضی الله عنه از شام آمد

00:08:56.620 --> 00:09:01.620
دارای صد کشتی بارگیری شده با همه چیزهایی که مردم نیاز دارند

00:09:01.620 --> 00:09:04.620
بازرگانان در خانه عثمان جمع شدند

00:09:04.620 --> 00:09:06.620
در زدند

00:09:06.620 --> 00:09:09.620
پس عثمان نزد آنان بيرون آمد و گفت

00:09:09.620 --> 00:09:11.620
هر چی بخوای

00:09:11.620 --> 00:09:12.620
گفتند

00:09:12.620 --> 00:09:15.620
شنیده ایم که شما غذا دارید

00:09:15.620 --> 00:09:19.620
پس آن را فروختیم تا بتوانیم به مسلمانان فقیر کمک کنیم

00:09:19.620 --> 00:09:21.620
عثمان گفت

00:09:21.620 --> 00:09:23.620
عشق و کرامت

00:09:23.620 --> 00:09:25.620
بیا داخل و خرید کن

00:09:25.620 --> 00:09:26.620
سپس گفت

00:09:26.620 --> 00:09:28.620
ای بازرگانان!

00:09:28.620 --> 00:09:30.620
چقدر درآمد دارید؟

00:09:30.620 --> 00:09:31.620
گفتند

00:09:31.620 --> 00:09:33.620
برای ده دوازده

00:09:33.620 --> 00:09:35.620
عثمان گفت

00:09:35.620 --> 00:09:37.620
آنها مرا زیاد کرده اند

00:09:37.620 --> 00:09:38.620
گفتند

00:09:38.620 --> 00:09:40.620
برای ده پانزده

00:09:40.620 --> 00:09:42.620
عثمان گفت

00:09:42.620 --> 00:09:44.620
آنها مرا زیاد کرده اند

00:09:44.620 --> 00:09:45.710
بازرگانان گفتند

00:09:45.710 --> 00:09:47.710
ای ابوعمر

00:09:47.710 --> 00:09:50.710
جز ما تاجری در شهر باقی نمانده است

00:09:50.710 --> 00:09:52.710
چه کسی شما را افزایش می دهد؟

00:09:52.710 --> 00:09:53.710
او گفت

00:09:53.710 --> 00:09:56.710
خداوند متعال مرا زیاد کرده است

00:09:56.710 --> 00:09:58.710
برای هر درهم ده درهم

00:09:58.710 --> 00:10:00.710
آیا اضافی دارید؟

00:10:00.710 --> 00:10:01.710
گفتند

00:10:01.710 --> 00:10:03.710
خدایا نه

00:10:03.710 --> 00:10:04.710
او گفت

00:10:04.710 --> 00:10:06.710
من به خدا شهادت می دهم

00:10:06.710 --> 00:10:11.710
من این کاروان را با همه چیز در آن ساخته ام

00:10:11.710 --> 00:10:14.710
خیریه برای مسلمانان فقیر

00:10:14.710 --> 00:10:21.259
اگرچه عثمان رضی الله عنه به مال و ثروت و مال فراوان مشهور بود.

00:10:21.259 --> 00:10:27.259
امّا او به زهد در لذات و زینت های دنیوی نیز شهرت داشت

00:10:27.259 --> 00:10:29.259
او را تحت تأثیر قرار می دهد

00:10:29.259 --> 00:10:33.259
او از امارت به مردم غذا می داد

00:10:33.259 --> 00:10:37.259
به خانه اش می رود و سرکه و روغن می خورد

00:10:37.259 --> 00:10:41.320
ابوعباس السراج رحمه الله می گوید

00:10:41.320 --> 00:10:45.320
ابو اسحاق قرشی روزی به من گفت

00:10:45.320 --> 00:10:50.320
یکی از بخشنده ترین افراد بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:10:50.320 --> 00:10:52.320
گفتم: عثمان بن عفان

00:10:53.320 --> 00:10:58.320
گفت: عثمان را چگونه از میان مردم یافتی؟

00:10:58.320 --> 00:11:04.320
گفتم چون سخاوت را در دو چیز دیدم: پول و روح

00:11:04.320 --> 00:11:11.320
دریافتم که عثمان حاضر است پول خود را به رسول خدا صلی الله علیه و آله بدهد.

00:11:11.320 --> 00:11:14.320
سپس روح خود را فدای خویشاوندان خود کرد

00:11:14.320 --> 00:11:19.320
گفت: خدا رحمتت کند ابا عباس

00:11:19.320 --> 00:11:24.669
ایشان رضی الله عنه هم از مجاهدان فی سبیل الله بودند

00:11:24.669 --> 00:11:29.669
از غزوه ای که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم انجام داده بود غافل نشد

00:11:29.669 --> 00:11:32.669
مگر آنچه در روز بدر اتفاق افتاد

00:11:32.669 --> 00:11:37.740
مشغول پرستاری از دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود

00:11:37.740 --> 00:11:40.740
به خاطر او در شهر ساکن شد

00:11:40.740 --> 00:11:44.740
رسول خدا صلی الله علیه و آله او را زد

00:11:44.740 --> 00:11:48.740
با تیر او از آن جنگ و پاداش او در برابر آن

00:11:48.740 --> 00:11:51.740
او از جمله کسانی است که شاهد آن بودند

00:11:51.740 --> 00:11:54.740
او احد و خندق و حدیبیه را شاهد بود

00:11:54.740 --> 00:11:57.740
خیبر و عمره القضا

00:11:57.740 --> 00:12:00.740
الفتح، حوازین و طائف شرکت کردند

00:12:00.740 --> 00:12:02.740
و جنگ تبوک

00:12:02.740 --> 00:12:09.379
یکی از مقام های برجسته او با جوهر طلایی در تاریخ ثبت شد

00:12:09.379 --> 00:12:11.379
مقام او در روز حدیبیه

00:12:11.379 --> 00:12:15.379
پیغمبر صلی الله علیه و آله خواست

00:12:15.379 --> 00:12:20.379
تا قریش را از موقف و هدفش از آمدنش به مکه آگاه کند

00:12:20.379 --> 00:12:23.379
پس عثمان رضی الله عنه را صدا زد

00:12:23.379 --> 00:12:26.379
او را نزد قریش فرستاد و گفت:

00:12:26.379 --> 00:12:29.379
به آنها بگویید ما برای جنگ و جنگ نیامده ایم

00:12:29.379 --> 00:12:32.379
اما به عمار رسیدیم

00:12:32.379 --> 00:12:34.379
یعنی می خواهیم عمره بکنیم

00:12:34.379 --> 00:12:37.379
پس عثمان رضی الله عنه به راه افتاد

00:12:37.379 --> 00:12:41.379
هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله او را به سوی خود هدایت کرد

00:12:41.379 --> 00:12:43.379
پس نزد قریش آمد

00:12:43.379 --> 00:12:47.379
رهبران آن پیامی را که او حمل می کرد، منتقل کردند

00:12:47.379 --> 00:12:50.379
وقتی پیامش را تمام کرد

00:12:50.379 --> 00:12:51.379
به او گفتند

00:12:51.379 --> 00:12:55.379
اگر می خواهید کعبه را طواف کنید، آن را طواف کنید

00:12:55.379 --> 00:12:57.379
گفت خدا از او راضی باشد

00:12:57.379 --> 00:12:59.379
من این کار را نمی کنم

00:12:59.379 --> 00:13:04.379
تا اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را طواف کرد

00:13:04.379 --> 00:13:09.500
وقتی قریش این رفتار را نسبت به عثمان رضی الله عنه دیدند

00:13:09.500 --> 00:13:12.500
این موقعیتی بود که کوچکترین اذیتش نمی کرد

00:13:12.500 --> 00:13:15.500
عثمان در آنجا بازداشت شد

00:13:15.500 --> 00:13:17.500
شاید او می خواست این کار را انجام دهد

00:13:17.500 --> 00:13:21.500
در مورد وضعیت فعلی بین خود مشورت کنند

00:13:21.500 --> 00:13:23.500
و او تصمیم خود را می گیرد

00:13:23.500 --> 00:13:27.500
عثمان رضی الله عنه با جواب جواب داد

00:13:27.500 --> 00:13:29.500
اما برای مدت طولانی

00:13:29.500 --> 00:13:34.600
تا اینکه در میان مسلمانان شایع شد که عثمان کشته شده است

00:13:34.600 --> 00:13:39.600
وقتی آن شایعه به رسول خدا صلی الله علیه و آله رسید

00:13:39.600 --> 00:13:41.600
بر عثمان عصبانی شد و گفت

00:13:41.600 --> 00:13:44.600
تا زمانی که با مردم ملاقات نکنیم دست از کار برنمی داریم

00:13:44.600 --> 00:13:47.600
سپس یاران خود را به بیعت فرا خواند

00:13:47.600 --> 00:13:51.600
پس بر او قیام کردند و با او بیعت کردند که فرار نکنند

00:13:51.600 --> 00:13:54.600
گروهی در محکومیت اعدام با او بیعت کردند

00:13:54.600 --> 00:13:58.600
اولین کسی که با او بیعت کرد ابوسنان اسدی بود

00:13:58.600 --> 00:14:03.600
سلمه بن الاکوا سه بار با او در حکم اعدام بیعت کرد

00:14:03.600 --> 00:14:06.600
در نفرات اول و وسط و آخر

00:14:06.600 --> 00:14:09.600
و رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را گرفت

00:14:10.600 --> 00:14:12.600
با دست راستش گفت

00:14:12.600 --> 00:14:14.600
این دست عثمان است

00:14:14.600 --> 00:14:18.600
به دست چپش زد و گفت

00:14:18.600 --> 00:14:20.600
این برای عثمان است

00:14:20.600 --> 00:14:24.600
دست پیامبر صلی الله علیه و آله برای عثمان بود

00:14:24.600 --> 00:14:27.600
برای عثمان بهتر از دست عثمان

00:14:27.600 --> 00:14:31.600
بهتر از دست خود صحابه

00:14:31.600 --> 00:14:35.950
هنگامی که بیعت کامل شد، مردم مکه از آن مطلع شدند

00:14:35.950 --> 00:14:38.950
ترسیدند و عثمان را رضی الله عنه رها کردند

00:14:38.950 --> 00:14:40.950
آنها صلح می خواستند

00:14:40.950 --> 00:14:45.179
قرآن کریم خبر این بیعت را ذکر کرده است

00:14:45.179 --> 00:14:47.179
و ستایش صاحبانشان

00:14:47.179 --> 00:14:49.179
خداوند از ایشان راضی باشد

00:14:49.179 --> 00:14:51.179
خداوند متعال فرمود

00:14:51.179 --> 00:14:53.179
و در جنگ تبوک

00:14:53.179 --> 00:14:56.179
عثمان رضی الله عنه لشکر سختی را آماده کرد

00:14:56.179 --> 00:14:59.179
با نهصد و پنجاه شتر

00:14:59.179 --> 00:15:02.179
هزار را با پنجاه اسب کامل کرد

00:15:02.179 --> 00:15:07.179
هزار دینار در دامان پیامبر صلی الله علیه و آله انداخت

00:15:07.179 --> 00:15:13.179
هفتصد مثقال طلا آورد و به دست رسول خدا ریخت

00:15:13.179 --> 00:15:19.179
تا اینکه پیامبر صلی الله علیه و آله آن را در دامان خود برگرداند و فرمود

00:15:19.179 --> 00:15:23.179
عثمان از کارهایی که بعد از امروز می کند آسیبی نمی بیند

00:15:23.179 --> 00:15:27.179
عثمان از کارهایی که بعد از امروز می کند آسیبی نمی بیند

00:15:27.179 --> 00:15:29.179
امام ذهبی فرمودند

00:15:29.179 --> 00:15:34.179
هیچکس بیشتر از عثمان رضی الله عنه خرج نکرد

00:15:34.179 --> 00:15:37.690
در قسمت بعدی منتظر ما باشید

00:15:37.690 --> 00:15:42.690
بیایید بدانیم که چگونه عثمان با خلافت بیعت کرد

00:15:42.690 --> 00:15:47.690
و اهم کارهایش در آن، رضی الله عنه و خشنودش

00:15:47.690 --> 00:15:58.539
مصطفی بهترین دغدغه ها را دارد صاحب متن

00:15:58.539 --> 00:16:05.580
در بهشت خلدی دو متن است که بر عزت آنها می افزاید

00:16:05.580 --> 00:16:13.580
طلحه و ابن عوف و الزبیر هستند

00:16:13.580 --> 00:16:21.580
ابی عبیده، السعدان و الخلافه
