1 00:00:00,110 --> 00:00:03,470 بسم الله الرحمن الرحیم 2 00:00:03,470 --> 00:00:08,269 فقط بندگان عالم او از خدا می ترسند 3 00:00:08,269 --> 00:00:18,030 راه چهار امام 4 00:00:18,030 --> 00:00:24,589 چهار ماشین پر از زیبایی و شکوه 5 00:00:24,589 --> 00:00:26,589 با دقت خلاصه شد 6 00:00:26,589 --> 00:00:29,789 از کتاب بزرگ 7 00:00:29,789 --> 00:00:33,020 سیار از اشراف بالاتر است 8 00:00:33,259 --> 00:00:37,539 سوگند امام ذهبی رحمه الله 9 00:00:37,539 --> 00:00:41,700 تهیه شده توسط شیخ محمد المحنه 10 00:00:41,700 --> 00:00:45,740 خدا حفظش کنه 11 00:00:45,740 --> 00:00:53,149 امام ابوحنیفه رحمه الله 12 00:00:53,149 --> 00:00:56,590 فقیه و عالم دینی عراق 13 00:00:56,590 --> 00:00:58,590 امام ابوحنیفه 14 00:00:58,590 --> 00:01:02,429 النعمان بن ثابت التیمی الکوفی 15 00:01:02,429 --> 00:01:05,629 مولای بنی تایم الله بن ثعلبه 16 00:01:05,709 --> 00:01:09,230 گفته می شود که او از نسل پارسیان است 17 00:01:09,230 --> 00:01:11,230 او در سال هشتاد به دنیا آمد 18 00:01:11,230 --> 00:01:13,870 در زندگی همراهان جوان 19 00:01:13,870 --> 00:01:17,549 در مورد هیچ یک از آنها حتی یک کلمه از او تأیید نشد 20 00:01:17,549 --> 00:01:20,829 و انس بن مالک رضی الله عنه آن را دید 21 00:01:20,829 --> 00:01:23,939 وقتی ملکوفه نزد او آمد 22 00:01:23,939 --> 00:01:26,659 از عطاء بن ابی رباح روایت شده است 23 00:01:26,659 --> 00:01:31,060 او به گفته خودش قدیمی ترین و بهترین شیخ اوست 24 00:01:31,060 --> 00:01:33,540 عن حماد بن ابی سلیمان 25 00:01:33,540 --> 00:01:35,379 و دارای فقه است 26 00:01:35,379 --> 00:01:36,819 و در مورد محبوب 27 00:01:36,819 --> 00:01:38,980 و نافع مولا بن عمر 28 00:01:38,980 --> 00:01:42,099 قتاده و عاصم بن بهدله 29 00:01:42,099 --> 00:01:44,260 و محمد بن المنكدر 30 00:01:44,260 --> 00:01:46,099 و هشام بن عروة 31 00:01:46,099 --> 00:01:48,180 دیگران را آفرید 32 00:01:48,180 --> 00:01:51,219 حتی از شیبان علم نحو روایت کرده است 33 00:01:51,219 --> 00:01:52,900 او از او کوچکتر است 34 00:01:52,900 --> 00:01:54,819 از مالک بن انس 35 00:01:54,819 --> 00:01:57,540 از او هم کوچکتر است 36 00:01:57,540 --> 00:01:59,540 و من علاقه مند به درخواست آثار باستانی هستم 37 00:01:59,540 --> 00:02:01,620 و به داخل آن سفر کرد 38 00:02:01,700 --> 00:02:05,459 و اما فقه و بررسی آراء و ابهامات آن 39 00:02:05,459 --> 00:02:07,459 عاقبت به سوی اوست 40 00:02:07,459 --> 00:02:10,900 مردم برای این کار به او وابسته هستند 41 00:02:10,900 --> 00:02:13,539 اتفاقات زیادی در مورد او افتاد 42 00:02:13,539 --> 00:02:16,819 شیخ ما ابوالحجاج المیزى در میان آنها ذکر کرده است 43 00:02:16,819 --> 00:02:19,460 در پالایش اینها 44 00:02:19,460 --> 00:02:21,539 ابراهیم بن تهمان 45 00:02:21,539 --> 00:02:23,539 جهان خراسان 46 00:02:23,539 --> 00:02:25,219 و حمزه الزیات 47 00:02:25,219 --> 00:02:27,060 او یکی از همسالان اوست 48 00:02:27,060 --> 00:02:29,139 و ابوعاصم النبیل 49 00:02:29,139 --> 00:02:30,819 و عبدالرزاق 50 00:02:30,819 --> 00:02:33,460 علی بن مشعر القاضی 51 00:02:33,460 --> 00:02:34,659 این یک چیز است 52 00:02:34,659 --> 00:02:36,659 یزید بن هارون 53 00:02:36,659 --> 00:02:38,900 قاضی ابو یوسف 54 00:02:38,900 --> 00:02:42,449 و پسرش حماد بن ابی حنیفه 55 00:02:42,449 --> 00:02:46,129 اسماعیل بن حماد بن ابی حنیفه گفت 56 00:02:46,129 --> 00:02:48,930 پدربزرگم ابوحنیفه به دنیا آمد 57 00:02:48,930 --> 00:02:50,930 النعمان بن ثابت 58 00:02:50,930 --> 00:02:52,930 در سال 80 59 00:02:52,930 --> 00:02:56,930 پدرش ثابت نزد علی رضی الله عنه رفت 60 00:02:56,930 --> 00:02:58,449 و او جوان است 61 00:02:58,449 --> 00:03:02,370 بر او و فرزندانش صلوات فرستاد 62 00:03:02,370 --> 00:03:09,680 امیدواریم خداوند در مورد ما به علی رضی الله عنه اجابت کند 63 00:03:09,680 --> 00:03:11,919 النضار بن محمد گفت 64 00:03:11,919 --> 00:03:14,719 ابوحنیفه چهره زیبایی داشت 65 00:03:14,719 --> 00:03:16,240 راز لباس 66 00:03:16,240 --> 00:03:18,289 عطر باد 67 00:03:18,289 --> 00:03:20,449 ابو یوسف گفت 68 00:03:20,449 --> 00:03:23,090 ابوحنیفه یک ربع بود 69 00:03:23,090 --> 00:03:25,250 یکی از بهترین افراد تصویر 70 00:03:25,250 --> 00:03:27,250 و شفاهی به آنها اطلاع داد 71 00:03:27,330 --> 00:03:32,099 و آنها را با لحنی عذاب خواهم کرد و آنچه را در دل اوست روشن می کنم 72 00:03:32,099 --> 00:03:34,979 حماد بن ابی حنیفه گفت 73 00:03:34,979 --> 00:03:37,060 پدرم زیبا بود 74 00:03:37,060 --> 00:03:38,580 روی آن برنزه شده است 75 00:03:38,580 --> 00:03:41,699 بدن خوب بسیار خوشبو است 76 00:03:41,699 --> 00:03:44,340 او فقط در پاسخ صحبت می کند 77 00:03:44,340 --> 00:03:48,719 او که خدا او را بیامرزد، در چیزی که به او مربوط نمی شود، فرو نمی رود 78 00:03:48,719 --> 00:03:50,879 ابن مبارک گفت 79 00:03:50,879 --> 00:03:54,319 من مردی را در مجلسش بیشتر از این محترم ندیدم 80 00:03:54,400 --> 00:03:58,960 هیچ آدمی و رویایی بهتر از ابوحنیفه نیست 81 00:03:58,960 --> 00:04:01,439 قیس بن الربیع گفت 82 00:04:01,439 --> 00:04:04,879 ابوحنیفه عابد و پارسا بود 83 00:04:04,879 --> 00:04:07,710 بر برادرانش ارجح است 84 00:04:07,710 --> 00:04:09,389 شریک گفت 85 00:04:09,389 --> 00:04:13,900 ابوحنیفه بسیار ساکت و خردمند بود 86 00:04:13,900 --> 00:04:16,379 یزید بن هارون گفت 87 00:04:16,379 --> 00:04:20,300 من خواب‌آمیزتر از ابوحنیفه ندیده‌ام 88 00:04:20,300 --> 00:04:22,139 العجلی گفت 89 00:04:22,139 --> 00:04:26,379 ابوحنیفه نانوایی بود که نان می فروخت 90 00:04:26,379 --> 00:04:31,040 پریک پارچه ای نرم و ابریشم مانند است 91 00:04:31,040 --> 00:04:32,879 العجلی گفت 92 00:04:32,879 --> 00:04:36,560 ابوحنیفه گفت: به بصره آمدم 93 00:04:36,560 --> 00:04:41,360 بنابراین فکر کردم که بدون پاسخگویی در مورد چیزی نخواهم پرسید 94 00:04:41,360 --> 00:04:45,920 از من در مورد چیزهایی پرسیدند که جوابی نداشتم 95 00:04:46,000 --> 00:04:52,560 پس تصمیم گرفتم که حماد بن ابی سلیمان را تا زمان مرگ مزاحم نکنم 96 00:04:52,560 --> 00:04:56,139 هجده سال همراهش بودم 97 00:04:56,139 --> 00:04:58,540 احمد بن الصباح گفت 98 00:04:58,540 --> 00:05:01,180 شنیدم که شافعی گفته است 99 00:05:01,180 --> 00:05:05,339 به مالک گفته شد: آیا ابوحنیفه را دیده ای؟ 100 00:05:05,339 --> 00:05:06,860 گفت بله 101 00:05:06,860 --> 00:05:12,699 مردی را دیدم که اگر در مورد این قطب با شما صحبت می کرد، آن را طلا می کرد 102 00:05:12,699 --> 00:05:15,040 او استدلال خود را مطرح کرد 103 00:05:15,040 --> 00:05:17,759 قاضی ابو یوسف گفت 104 00:05:17,759 --> 00:05:21,199 در حالی که با ابوحنیفه راه می رفتم 105 00:05:21,199 --> 00:05:24,240 شنیدم که مردی به دیگری گفت 106 00:05:24,240 --> 00:05:28,240 این ابوحنیفه شبها نمی خوابد 107 00:05:28,240 --> 00:05:30,399 ابوحنیفه گفت 108 00:05:30,399 --> 00:05:34,720 خداوند به خاطر کارهایی که انجام نداده ام درباره من صحبت نمی کند 109 00:05:34,720 --> 00:05:39,790 شب را به دعا و دعا و مناجات می گذراند 110 00:05:39,790 --> 00:05:42,509 ابو عاصم النبیل گفت 111 00:05:42,509 --> 00:05:47,970 ابوحنیفه را به سبب دعاهای فراوانش الوطاد می نامیدند 112 00:05:47,970 --> 00:05:50,529 مسار بن كدام گفت 113 00:05:50,529 --> 00:05:54,959 ابوحنیفه را دیدم که در یک رکعت قرآن می خواند 114 00:05:54,959 --> 00:05:57,600 القاسم بن معان گفت 115 00:05:57,600 --> 00:06:02,399 ابوحنیفه شبی برخاست و سخنان خداوند متعال را تکرار کرد 116 00:06:02,399 --> 00:06:04,959 بلکه زمان، زمان آنهاست 117 00:06:04,959 --> 00:06:07,920 و ساعت بدتر و تلخ تر است 118 00:06:07,920 --> 00:06:11,699 گریه می کند و برای سحر دعا می کند 119 00:06:11,699 --> 00:06:13,779 زید بن کمیت گفت 120 00:06:13,779 --> 00:06:16,980 شنیدم مردی به ابوحنیفه گفت: 121 00:06:16,980 --> 00:06:18,879 از خدا بترسید 122 00:06:18,879 --> 00:06:21,519 بلند شد، سوت زد و در زد 123 00:06:21,519 --> 00:06:25,199 گفت خدا اجرتان دهد 124 00:06:25,199 --> 00:06:31,170 مردم همیشه به کسی نیاز دارند که چنین چیزی به آنها بگوید 125 00:06:31,170 --> 00:06:33,329 بشر بن الولید گفت 126 00:06:33,329 --> 00:06:37,170 ابوجعفر المنصور از ابوحنیفه پرسید 127 00:06:37,170 --> 00:06:39,569 از او می خواست قضاوت کند 128 00:06:39,649 --> 00:06:43,170 شبانه بر او سوگند یاد کرد 129 00:06:43,170 --> 00:06:46,769 اما او نپذیرفت و قسم خورد که این کار را نکنم 130 00:06:46,769 --> 00:06:49,490 ربیع حجره دار به او گفت 131 00:06:49,490 --> 00:06:51,490 ای ابوحنیفه 132 00:06:51,490 --> 00:06:55,730 امیرالمؤمنین را می بینی که قسم می خورد و قسم می خوری 133 00:06:55,730 --> 00:07:01,970 امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: من بر کفاره سوگند او از خودم تواناتر هستم. 134 00:07:01,970 --> 00:07:04,129 پس دستور داد او را زندانی کنند 135 00:07:04,129 --> 00:07:07,019 در آنجا در بغداد درگذشت 136 00:07:07,019 --> 00:07:09,579 مغیث بن بدیل گفت 137 00:07:09,579 --> 00:07:12,860 منصور ابوحنیفه را برای قضاوت رها کرد 138 00:07:12,860 --> 00:07:14,220 پس خودداری کن 139 00:07:14,220 --> 00:07:18,540 المنصور گفت: آیا به آنچه ما در آن هستیم علاقه داری؟ 140 00:07:18,540 --> 00:07:20,540 ابوحنیفه گفت 141 00:07:20,540 --> 00:07:22,699 من مناسب نیستم 142 00:07:22,699 --> 00:07:24,379 گفت دروغ گفتم 143 00:07:24,379 --> 00:07:25,660 و او گفت 144 00:07:25,660 --> 00:07:30,060 امیرالمؤمنین علیه السلام حکم به عدم تناسب من کرد 145 00:07:30,060 --> 00:07:33,259 اگر شما دروغگو هستید پس من درست نمی گویم 146 00:07:33,259 --> 00:07:35,259 حتی اگر صادق باشید 147 00:07:35,259 --> 00:07:38,379 من به شما گفتم که مناسب نیستم 148 00:07:39,339 --> 00:07:43,100 فقیه اباعبدالله الصیمری گفت 149 00:07:43,100 --> 00:07:46,860 ابوحنیفه عهد قضاوت را نپذیرفت 150 00:07:46,860 --> 00:07:50,379 او را کتک زدند، زندانی کردند و در زندان مردند 151 00:07:50,379 --> 00:07:52,480 ابن مبارک گفت 152 00:07:52,480 --> 00:07:55,519 ابوحنیفه عالم ترین فقیه در میان مردم است 153 00:07:55,519 --> 00:07:58,639 یحیی بن سعید القطان گفت 154 00:07:58,639 --> 00:08:00,639 ما به خدا دروغ نمی گوییم 155 00:08:00,639 --> 00:08:04,240 ما چیزی بهتر از نظر ابوحنیفه نشنیده ایم 156 00:08:04,240 --> 00:08:07,360 ما بیشتر گفته های او را گرفته ایم 157 00:08:07,699 --> 00:08:10,019 علی بن عاصم گفت 158 00:08:10,019 --> 00:08:12,660 سنجیدن علم امام ابوحنیفه 159 00:08:12,660 --> 00:08:14,660 با شناخت مردم زمان خود 160 00:08:14,660 --> 00:08:16,819 بر آنها غالب خواهد شد 161 00:08:16,819 --> 00:08:19,459 حفص بن غیاث گفت 162 00:08:19,459 --> 00:08:21,939 سخنان ابوحنیفه در فقه 163 00:08:21,939 --> 00:08:23,939 زیباتر از شعر 164 00:08:23,939 --> 00:08:26,930 فقط یک نادان می تواند او را سرزنش کند 165 00:08:26,930 --> 00:08:28,930 شافعی گفت 166 00:08:28,930 --> 00:08:33,230 در فقه مردم وابسته به ابوحنیفه هستند 167 00:08:33,230 --> 00:08:34,429 گفتم 168 00:08:34,429 --> 00:08:37,470 امامت در فقه و ظرایف آن 169 00:08:37,470 --> 00:08:40,029 مسلمان به این امام 170 00:08:40,029 --> 00:08:42,940 این بدون شک است 171 00:08:42,940 --> 00:08:46,220 چیزی به ذهن نمی رسد 172 00:08:46,220 --> 00:08:49,860 اگر روز به راهنمای من نیاز دارد 173 00:08:49,860 --> 00:08:53,860 زندگی نامه او را می توان به دو جلد تقسیم کرد 174 00:08:53,860 --> 00:08:56,659 خداوند از او راضی و رحمتش کند 175 00:08:56,659 --> 00:08:59,629 شهید پرآب از دنیا رفت 176 00:08:59,629 --> 00:09:02,669 یعنی به او زهر دادند تا بمیرد 177 00:09:02,669 --> 00:09:04,990 در سال صد و پنجاه 178 00:09:04,990 --> 00:09:07,470 او هفتاد ساله است 179 00:09:07,629 --> 00:09:11,230 و فرزندش فقیه حماد بن ابی حنیفه 180 00:09:11,230 --> 00:09:14,110 دانا و متدین و صالح بود 181 00:09:14,110 --> 00:09:16,110 تقوای کامل 182 00:09:16,110 --> 00:09:21,700 حماد در سال صد و هفتاد و شش درگذشت 183 00:09:33,600 --> 00:09:35,600 او شیخ اسلام است 184 00:09:35,600 --> 00:09:37,279 برهان ملت 185 00:09:37,279 --> 00:09:39,279 امام دارالهجره 186 00:09:39,279 --> 00:09:40,879 اباعبدالله 187 00:09:40,960 --> 00:09:42,480 مالک بن انس 188 00:09:42,480 --> 00:09:44,480 ابن مالک بن ابی عامر 189 00:09:44,480 --> 00:09:46,480 الاصباحی المدنی 190 00:09:46,480 --> 00:09:50,799 مادرش علی بنت شریک الازدیه است 191 00:09:50,799 --> 00:09:53,200 مولد مالک صحیح تر است 192 00:09:53,200 --> 00:09:55,600 در سال نود و سه 193 00:09:55,600 --> 00:09:57,360 سال وفات انس 194 00:09:57,360 --> 00:10:01,200 بنده رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 195 00:10:01,200 --> 00:10:05,039 او در حفاظت، تجمل و زیبایی بزرگ شد 196 00:10:05,039 --> 00:10:07,279 او به دنبال علم بود و این اتفاق افتاد 197 00:10:07,279 --> 00:10:09,679 من چند ده ساله هستم 198 00:10:09,759 --> 00:10:13,279 پس از نافع و ابن منکدر و زهری آموخت 199 00:10:13,279 --> 00:10:16,159 هشام بن عروة و خلق 200 00:10:16,159 --> 00:10:18,159 او واجد شرایط فتوا بود 201 00:10:18,159 --> 00:10:22,399 به نفع نشست و بیست و یک ساله شد 202 00:10:22,399 --> 00:10:26,320 گروهی از او در جوانی و جوانی صحبت کردند 203 00:10:26,320 --> 00:10:29,519 این برای دانشجویان دانش از افق در نظر گرفته شده است 204 00:10:29,519 --> 00:10:32,639 در آخرین ایالت ابوجعث المنصور 205 00:10:32,639 --> 00:10:34,399 و فراتر از آن 206 00:10:34,399 --> 00:10:37,440 در زمان خلافت الرشید بر او ازدحام کردند 207 00:10:37,440 --> 00:10:39,440 و نه، او مرد 208 00:10:39,519 --> 00:10:42,799 از ابوهریره رضی الله عنه گفت 209 00:10:42,799 --> 00:10:45,600 ایشان رضی الله عنه فرمودند 210 00:10:45,600 --> 00:10:50,080 بگذار مردم در پی علم ما را مانند جگر شتر بزنند 211 00:10:50,080 --> 00:10:54,960 عالمی داناتر از عالم مدینه نمی یابند 212 00:10:54,960 --> 00:10:58,639 از سفیان بن عیینه روایت شده است که گفت: 213 00:10:58,639 --> 00:11:00,159 داشتم میگفتم 214 00:11:00,159 --> 00:11:02,399 او سعید بن المسیاب است 215 00:11:02,399 --> 00:11:04,000 تا اینکه گفتم 216 00:11:04,000 --> 00:11:07,039 در زمان او سلیمان بن یسار بود 217 00:11:07,120 --> 00:11:10,480 سالم بن عبدالله و دیگران 218 00:11:10,480 --> 00:11:12,720 بعد امروز شروع کردم به گفتن 219 00:11:12,720 --> 00:11:14,480 این پول شماست 220 00:11:14,480 --> 00:11:17,759 همتای تو شهر باقی نمانده 221 00:11:17,759 --> 00:11:21,600 ابوالمغیره مخزومی معنای آن را ذکر کرده است 222 00:11:21,600 --> 00:11:24,720 تا زمانی که مسلمانان به دنبال علم باشند 223 00:11:24,720 --> 00:11:28,639 در مدینه هیچ عالمی نمی یابند 224 00:11:28,639 --> 00:11:30,480 پس اینجوری میشه 225 00:11:30,480 --> 00:11:32,480 سعید بن المسیاب 226 00:11:32,480 --> 00:11:35,679 پس از او یکی از شیوخ مالک است 227 00:11:35,759 --> 00:11:37,200 سپس پول شما 228 00:11:37,200 --> 00:11:40,159 پس هر که پس از او به او آموخت 229 00:11:40,159 --> 00:11:41,279 گفتم 230 00:11:41,279 --> 00:11:43,840 او دانشمند شهر زمان خود بود 231 00:11:43,840 --> 00:11:46,960 بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 232 00:11:46,960 --> 00:11:48,320 و دوستش 233 00:11:48,320 --> 00:11:51,039 زید بن ثابت و عایشه 234 00:11:51,039 --> 00:11:52,639 سپس ابن عمر 235 00:11:52,639 --> 00:11:54,879 سپس سعید بن المسیاب 236 00:11:54,879 --> 00:11:56,399 سپس سیفلیس 237 00:11:56,399 --> 00:11:58,799 سپس عبید الله بن عمر 238 00:11:58,799 --> 00:12:00,480 سپس پول شما 239 00:12:00,480 --> 00:12:02,240 ابن عیینه گفت 240 00:12:02,240 --> 00:12:05,279 مالک، عالم اهل حجاز 241 00:12:05,279 --> 00:12:07,600 برهان زمان خود است 242 00:12:07,600 --> 00:12:10,799 شافعی گفت: او راستگو و عادل است. 243 00:12:10,799 --> 00:12:12,720 اگر علما ذکر کردند 244 00:12:12,720 --> 00:12:14,960 من ستاره را ندارم 245 00:12:14,960 --> 00:12:16,799 زبیر بن بکار گفت 246 00:12:16,799 --> 00:12:20,720 در حدیثی با جگر شتر به ما بزنند 247 00:12:20,720 --> 00:12:22,480 سفیان بن عیینه بود 248 00:12:22,480 --> 00:12:25,519 اگر این اتفاق در زندگی مالک افتاده است 249 00:12:25,519 --> 00:12:26,720 او می گوید 250 00:12:26,720 --> 00:12:28,799 من او را مالک می بینم 251 00:12:28,799 --> 00:12:31,360 مدتی روی آن ماند 252 00:12:31,360 --> 00:12:33,919 بعد برگشت و گفت 253 00:12:34,000 --> 00:12:36,480 من او را عبدالله بن عبدالعزیز می بینم 254 00:12:36,480 --> 00:12:38,960 عمریه زاهد 255 00:12:38,960 --> 00:12:41,919 ابن عبدالباری و بیش از یک گفت 256 00:12:41,919 --> 00:12:44,480 عمری از کسانی نیست که به علم می رسند 257 00:12:44,480 --> 00:12:46,320 و فقه با پول شماست 258 00:12:46,320 --> 00:12:49,919 حتی اگر بزرگوار و استاد و عابد باشد 259 00:12:49,919 --> 00:12:51,120 گفتم 260 00:12:51,120 --> 00:12:53,279 این عمری علم داشت 261 00:12:53,279 --> 00:12:55,840 فقه او نیکو و با فضیلت است 262 00:12:55,840 --> 00:12:58,159 او حقیقت را گفت 263 00:12:58,159 --> 00:12:59,759 آماره طبق سفارش 264 00:12:59,759 --> 00:13:01,840 جدا از مردم 265 00:13:01,840 --> 00:13:03,519 مالک را نصیحت می کرد 266 00:13:03,519 --> 00:13:04,960 اگر با او تنها باشد 267 00:13:04,960 --> 00:13:07,759 در زهد، انقطاع و انزوا 268 00:13:07,759 --> 00:13:09,759 خداوند رحمتشان کند 269 00:13:09,759 --> 00:13:13,279 الحافظ بن عبدالبر در مقدمه ذکر شده است 270 00:13:13,279 --> 00:13:15,759 آن عبدالله العمریه العابیده 271 00:13:15,759 --> 00:13:20,240 او به مالک نامه نوشت و از او خواست که تنها بماند و کار کند 272 00:13:20,240 --> 00:13:22,559 پس مالک به او نوشت 273 00:13:22,559 --> 00:13:26,879 همان گونه که رزق و روزی را تقسیم کرده است، خداوند اعمال را تقسیم کرده است 274 00:13:26,879 --> 00:13:29,679 شاید مردی نمازش را باز کرد 275 00:13:29,679 --> 00:13:32,159 هنگام روزه بر او باز نشد 276 00:13:32,240 --> 00:13:34,480 آخرین افتتاحیه او در امور خیریه بود 277 00:13:34,480 --> 00:13:37,039 هنگام روزه بر او باز نشد 278 00:13:37,039 --> 00:13:39,919 آخرین فتح او در جهاد بود 279 00:13:39,919 --> 00:13:43,120 انتشار علم یکی از بهترین اعمال صالح است 280 00:13:43,120 --> 00:13:46,000 از چیزی که به رویم باز شد راضی بودم 281 00:13:46,000 --> 00:13:50,159 من فکر نمی کنم من بدون آنچه شما هستید هستم 282 00:13:50,159 --> 00:13:56,419 امیدوارم هر دو خوب و صالح باشیم 283 00:13:56,419 --> 00:14:00,580 بعد از تابعین در شهر عالمی نبود 284 00:14:00,580 --> 00:14:03,379 او در علم و فقه به مالک شباهت دارد 285 00:14:03,460 --> 00:14:05,620 و عظمت و عشق 286 00:14:05,620 --> 00:14:10,019 اصحاب بعدی مانند سعید بن المسیاب بودند 287 00:14:10,019 --> 00:14:12,100 و هفت فقیه 288 00:14:12,100 --> 00:14:14,179 القاسم و سالم 289 00:14:14,179 --> 00:14:17,620 و عکرمه و نافع و طبقه آنان 290 00:14:17,620 --> 00:14:20,580 سپس زید بن اسلم و بن شهاب 291 00:14:20,580 --> 00:14:23,460 ابوالزناد و یحیی بن سعید 292 00:14:23,460 --> 00:14:25,299 صفوان بن سلیم 293 00:14:25,299 --> 00:14:29,299 رابعه بن ابی عبدالرحمن و طبقه آنان 294 00:14:29,299 --> 00:14:31,059 زمانی که آنها فداکار بودند 295 00:14:31,059 --> 00:14:34,820 مالک و ابن ابی ذیب به آن شهرت داشتند 296 00:14:34,820 --> 00:14:37,220 و عبدالعزیز بن المجشون 297 00:14:37,220 --> 00:14:40,100 والدرا واردی و همتایانشان 298 00:14:40,100 --> 00:14:44,340 مالک در میان آنها اولین نفر بود 299 00:14:44,340 --> 00:14:48,500 که زیر بغل شترها از افق به آن می زند 300 00:14:48,500 --> 00:14:51,039 خداوند متعال او را بیامرزد 301 00:14:51,039 --> 00:14:52,720 الرائینی گفت 302 00:14:52,720 --> 00:14:54,960 مهدی شهر را تقدیم کرد 303 00:14:54,960 --> 00:14:58,080 پس به دنبال مالک فرستاد و او نزد او آمد 304 00:14:58,080 --> 00:15:00,960 به پسرانش هارون و موسی گفت 305 00:15:00,960 --> 00:15:02,559 از او بشنوید 306 00:15:02,559 --> 00:15:05,440 پس به دنبال او فرستاد اما جوابی به آنها نداد 307 00:15:05,440 --> 00:15:08,639 پس مهدی را آگاه کن و با او سخن بگو 308 00:15:08,639 --> 00:15:11,919 گفت یا امیرالمؤمنین! 309 00:15:11,919 --> 00:15:14,240 دانش به مردمش داده می شود 310 00:15:14,240 --> 00:15:18,820 گفت: آنچه بر تو افتاده، راست گفته است. رفتیم پیشش 311 00:15:18,820 --> 00:15:20,980 وقتی نزد او آمدند 312 00:15:20,980 --> 00:15:23,220 معلمشان به او گفت 313 00:15:23,220 --> 00:15:24,980 ادامه مطلب 314 00:15:24,980 --> 00:15:26,659 مالک گفت 315 00:15:26,659 --> 00:15:29,860 مردم شهر درباره دنیا می خوانند 316 00:15:29,940 --> 00:15:32,820 پسرها هم برای معلم خواندند 317 00:15:32,820 --> 00:15:36,110 اگر اشتباه کردند به آنها فتوا دهید 318 00:15:36,110 --> 00:15:38,029 پس نزد مهدی بازگشتند 319 00:15:38,029 --> 00:15:40,830 پس به دنبال مالک فرستاد و با او صحبت کرد 320 00:15:40,830 --> 00:15:42,190 و او گفت 321 00:15:42,190 --> 00:15:44,830 شنیدم که بن شهاب گفت 322 00:15:44,830 --> 00:15:48,429 ما این دانش را در مهد کودک از مردان جمع آوری کردیم 323 00:15:48,429 --> 00:15:50,750 و آنها هستند یا امیرالمؤمنین 324 00:15:50,750 --> 00:15:52,669 سعید بن المسیاب 325 00:15:52,669 --> 00:15:54,990 و ابوسلمه و عروة 326 00:15:54,990 --> 00:15:56,990 القاسم و سالم 327 00:15:56,990 --> 00:15:58,909 و خریجه بن زید 328 00:15:58,990 --> 00:16:01,070 و سلیمان بن یسار 329 00:16:01,070 --> 00:16:04,509 نافع و عبدالرحمن بن هرمز 330 00:16:04,509 --> 00:16:06,029 و بعد از آنها 331 00:16:06,029 --> 00:16:08,350 ابوالزناد و رابعه 332 00:16:08,350 --> 00:16:11,309 یحیی بن سعید و بن شهاب 333 00:16:11,309 --> 00:16:15,710 همه اینها برایشان خوانده می شود و خوانده نمی شود 334 00:16:15,710 --> 00:16:17,309 مهدی گفت 335 00:16:17,309 --> 00:16:19,389 اینها الگو هستند 336 00:16:19,389 --> 00:16:22,190 نزد او رفتند و برایش تلاوت کردند 337 00:16:22,190 --> 00:16:23,860 بنابراین آنها انجام دادند 338 00:16:23,860 --> 00:16:25,620 قتیبه گفت 339 00:16:25,620 --> 00:16:28,419 وقتی بر مالک وارد شدیم 340 00:16:28,419 --> 00:16:32,580 او با سرمه معطر به طرف ما آمد 341 00:16:32,580 --> 00:16:34,980 او یکی از بهترین لباس هایش را پوشید 342 00:16:34,980 --> 00:16:36,820 اپیزود منتشر می شود 343 00:16:36,820 --> 00:16:38,820 او به هواداران زنگ زد 344 00:16:38,820 --> 00:16:42,210 او به هر کدام از ما یک فن داد 345 00:16:42,210 --> 00:16:44,370 محمد بن عمر گفت 346 00:16:44,370 --> 00:16:46,929 مالک به مسجد می آمد 347 00:16:46,929 --> 00:16:50,769 او شاهد نماز و نماز جمعه و جنازه است 348 00:16:50,769 --> 00:16:52,610 بیماران برمی گردند 349 00:16:52,610 --> 00:16:56,529 در مسجد می نشیند و دوستانش دورش جمع می شوند 350 00:16:56,610 --> 00:16:58,690 سپس نشسته را ترک کنید 351 00:16:58,690 --> 00:17:01,090 پس نماز خواند و رفت 352 00:17:01,090 --> 00:17:03,570 گذاشتن شاهدان در تشییع جنازه 353 00:17:03,570 --> 00:17:06,849 بعد همه اینها را گذاشت و روز جمعه رفت 354 00:17:06,849 --> 00:17:09,569 و مردم همه را تحمل کردند 355 00:17:09,569 --> 00:17:12,609 و آنها همان چیزی را که بودند می خواستند 356 00:17:12,609 --> 00:17:15,009 و شاید هر زمان که باشد 357 00:17:15,009 --> 00:17:16,450 و او می گوید 358 00:17:16,450 --> 00:17:20,609 هرکسی نمی تواند با بهانه خود صحبت کند 359 00:17:20,609 --> 00:17:23,569 منظورش این بود که به بیماری مبتلا شده است 360 00:17:23,650 --> 00:17:27,390 جلوگیری از شرکت در نماز جمعه و جماعت 361 00:17:27,390 --> 00:17:28,509 او گفت 362 00:17:28,509 --> 00:17:32,109 مجلس او شورای عزت و بردباری بود 363 00:17:32,109 --> 00:17:35,390 او مردی باشکوه و بزرگوار بود 364 00:17:35,390 --> 00:17:39,309 در شورای او هیچ سردرگمی و سردرگمی وجود ندارد 365 00:17:39,309 --> 00:17:41,390 صدایت را بلند نکن 366 00:17:41,390 --> 00:17:44,269 اسماعیل بن ابی اویس گفت 367 00:17:44,269 --> 00:17:47,390 از عمویم ملکا موضوعی را پرسیدم 368 00:17:47,390 --> 00:17:49,549 قار به من گفت 369 00:17:49,549 --> 00:17:52,670 سپس وضو گرفت و روی تخت نشست 370 00:17:52,670 --> 00:17:54,109 سپس گفت 371 00:17:54,109 --> 00:17:57,470 هیچ قدرت و نیرویی جز در خدا نیست 372 00:17:57,470 --> 00:18:00,750 تا نگفت فتوا نداد 373 00:18:00,750 --> 00:18:02,589 ابو مصعب گفت 374 00:18:02,589 --> 00:18:06,670 مالک سخن نمی گفت مگر اینکه در حالت پاکی بود 375 00:18:06,670 --> 00:18:10,660 به احترام حدیث 376 00:18:10,660 --> 00:18:13,579 ویژگی های امام مالک 377 00:18:13,579 --> 00:18:15,500 آیا بن عمر گفته است 378 00:18:15,500 --> 00:18:20,700 من هرگز چیزی سفیدتر و قرمزتر از صورت مالک ندیده ام 379 00:18:20,700 --> 00:18:24,380 هیچ لباسی سفیدتر از لباس تو نیست 380 00:18:24,460 --> 00:18:26,619 و بیش از یک انتقال 381 00:18:26,619 --> 00:18:29,500 خیلی بلند بود 382 00:18:29,500 --> 00:18:31,819 بلوند بزرگ و مهم 383 00:18:31,819 --> 00:18:35,980 سر و ریش سفید، ریش عالی 384 00:18:35,980 --> 00:18:39,339 می گفتند چشم های آبی داشت 385 00:18:39,339 --> 00:18:41,339 ابو عاصم گفت 386 00:18:41,339 --> 00:18:45,500 من هرگز عالمی را با چهره ای بهتر از مالک ندیده ام 387 00:18:45,500 --> 00:18:47,579 ابو مصعب گفت 388 00:18:47,579 --> 00:18:52,779 مالک یکی از زیباترین افراد با زیباترین چهره و چشم بود 389 00:18:52,859 --> 00:18:58,480 آنها خالص ترین در رنگ سفید و طولانی ترین در ظاهر خود هستند 390 00:18:58,480 --> 00:19:01,680 قاضی ایاد چند وجه را ذکر کرد 391 00:19:01,680 --> 00:19:05,900 لباس امام زیبا و زیباست 392 00:19:05,900 --> 00:19:09,579 مالک در انتقاد از مردان امام بود 393 00:19:09,579 --> 00:19:12,690 یک حافظ خوب و ماهر 394 00:19:12,690 --> 00:19:15,009 عتیق بن یعقوب گفت 395 00:19:15,009 --> 00:19:17,410 شنیدم که ملکا گفت 396 00:19:17,410 --> 00:19:21,730 ابن شهاب چهل و چند حدیث نقل کرده است 397 00:19:21,730 --> 00:19:24,690 سپس گفت: آن را به من پس بده. 398 00:19:24,690 --> 00:19:28,670 پس چهل حدیث برایش آماده کردم 399 00:19:28,670 --> 00:19:30,269 شافعی گفت 400 00:19:30,269 --> 00:19:32,589 محمد بن الحسن گفت 401 00:19:32,589 --> 00:19:36,670 سه سال و نیم با مالک زندگی کردم 402 00:19:36,670 --> 00:19:40,829 بیش از هفتصد حدیث از سخنان ایشان شنیدم 403 00:19:40,829 --> 00:19:44,190 پس محمد از مالک روایت کرد 404 00:19:44,190 --> 00:19:45,950 خانه اش پر بود 405 00:19:45,950 --> 00:19:49,309 و اگر از دیگر کوفیان روایت شده باشد 406 00:19:49,390 --> 00:19:52,259 فقط کمی به او رسید 407 00:19:52,259 --> 00:19:54,900 ابن ابی عمر العدنی گفت 408 00:19:54,900 --> 00:19:57,380 از شافعی شنیدم که می گفت: 409 00:19:57,380 --> 00:20:01,539 مالک معلم من است و از او آموختم 410 00:20:01,539 --> 00:20:03,299 ابن مهدی گفت 411 00:20:03,299 --> 00:20:06,660 امامان مردم در زمان خود چهار نفر بودند 412 00:20:06,660 --> 00:20:08,660 انقلابی و مالک 413 00:20:08,660 --> 00:20:11,779 اوزاعی و حماد بن زید 414 00:20:11,779 --> 00:20:16,500 گفت: عاقلتر از مالک ندیدم 415 00:20:16,500 --> 00:20:18,420 از مالک فرمود: 416 00:20:18,420 --> 00:20:21,380 بهشت دنیا، نمی دانم 417 00:20:21,380 --> 00:20:25,309 اگر کوتاهی کند، رزمنده اش مجروح می شود 418 00:20:25,309 --> 00:20:27,630 هیثم بن جمیل گفت 419 00:20:27,630 --> 00:20:32,029 شنیدم که از مالک در مورد چهل و هشت مسئله سؤال می شود 420 00:20:32,029 --> 00:20:36,849 در سی و دو تای آنها جواب داد که نمی دانم 421 00:20:36,849 --> 00:20:38,210 مالک گفت 422 00:20:38,210 --> 00:20:42,289 شنیدم عبدالله بن یزید بن هرمز می گفت 423 00:20:42,289 --> 00:20:46,369 عالم باید از اصحاب خود سخنی بگذارد 424 00:20:46,369 --> 00:20:47,730 من نمی دانم 425 00:20:47,809 --> 00:20:51,819 تا زمانی که این مبنایی شود که آنها از آن وحشت داشته باشند 426 00:20:51,819 --> 00:20:53,819 ابن عبدالبر گفت 427 00:20:53,819 --> 00:20:55,819 از ابودرداء صحیح است. 428 00:20:55,819 --> 00:21:00,190 ندانستن نیمی از دانش 429 00:21:00,190 --> 00:21:02,380 مصیبت 430 00:21:02,380 --> 00:21:04,380 محمد بن جریر گفت 431 00:21:04,380 --> 00:21:07,740 مالک شلاق خورده بود 432 00:21:07,740 --> 00:21:10,220 دلیل این امر متفاوت بود 433 00:21:10,220 --> 00:21:12,700 عباس بن ولید به من گفت 434 00:21:12,700 --> 00:21:14,700 ابن ذکوان به من گفت 435 00:21:14,700 --> 00:21:16,700 درباره مروان التطری 436 00:21:16,779 --> 00:21:21,180 ابوجعفر منصور مالک را از حدیث نهی کرد 437 00:21:21,180 --> 00:21:24,180 نیازی به طلاق نیست 438 00:21:24,180 --> 00:21:26,980 سپس شخصی نزد او آمد و از او پرسید 439 00:21:26,980 --> 00:21:30,180 پس آن را بالای سر مردم به او گفت 440 00:21:30,180 --> 00:21:32,740 پس او را با شلاق زد 441 00:21:32,740 --> 00:21:34,900 از احمد بن حنبل پرسیدند 442 00:21:34,900 --> 00:21:36,900 چه کسی صاحب شما را زد؟ 443 00:21:36,900 --> 00:21:38,019 او گفت 444 00:21:38,019 --> 00:21:40,900 برخی از فرمانداران طلاق اجباری را در نظر می گیرند 445 00:21:40,900 --> 00:21:42,900 اجازه نداد 446 00:21:42,900 --> 00:21:45,150 برای همین او را زد 447 00:21:45,150 --> 00:21:46,910 الواقدی گفت 448 00:21:46,910 --> 00:21:49,869 وقتی مالک و دوش دعوت شدند 449 00:21:49,869 --> 00:21:52,509 او حرف او را شنید و پذیرفت 450 00:21:52,509 --> 00:21:56,099 حسادت و فریب در همه چیز 451 00:21:56,099 --> 00:21:59,539 هنگامی که جعفر بن سلیمان شهر را تصرف کرد 452 00:21:59,539 --> 00:22:01,460 به دنبالش باش 453 00:22:01,460 --> 00:22:03,539 و با او تعدادشان زیاد شد 454 00:22:03,539 --> 00:22:04,980 و گفتند 455 00:22:04,980 --> 00:22:09,059 ایمن این عهد شما را چیزی نمی بیند 456 00:22:09,059 --> 00:22:10,819 او صحبت می کند 457 00:22:10,819 --> 00:22:14,900 از ثابت بن الاحنف در مورد طلاق اجباری روایت شده است 458 00:22:14,900 --> 00:22:17,630 برای او جایز نیست 459 00:22:17,630 --> 00:22:18,589 او گفت 460 00:22:18,589 --> 00:22:20,269 جعفر عصبانی شد 461 00:22:20,269 --> 00:22:22,029 بنابراین او برای پول شما تماس گرفت 462 00:22:22,029 --> 00:22:25,309 او آنچه را که از طرف او به او ارائه شده بود، به عنوان مدرک علیه خود استفاده کرد 463 00:22:25,309 --> 00:22:28,829 دستور داد او را برهنه کنند و با شلاق بزنند 464 00:22:28,829 --> 00:22:32,269 دستش کشیده شد تا از روی شانه اش برداشته شد 465 00:22:32,269 --> 00:22:35,069 و مرتکب کار بزرگی شد 466 00:22:35,069 --> 00:22:40,019 به خدا سوگند مالک همچنان در تعالی و تعالی است 467 00:22:40,019 --> 00:22:41,140 گفتم 468 00:22:41,140 --> 00:22:44,099 این ثمره مصیبت ستودنی است 469 00:22:44,099 --> 00:22:47,299 بنده را در میان مؤمنان بالا می برد 470 00:22:47,299 --> 00:22:49,220 اگر مؤمن آزاد باشد 471 00:22:49,220 --> 00:22:51,779 صبور باشید، یاد بگیرید و طلب بخشش کنید 472 00:22:51,779 --> 00:22:55,299 او به خود زحمت انتقاد از کسانی که از او انتقام گرفتند را به خود نداد 473 00:22:55,299 --> 00:22:57,700 خداوند قاضی عادل است 474 00:22:57,700 --> 00:23:00,980 سپس خدا را به خاطر استحکام دینش شکر می کند 475 00:23:00,980 --> 00:23:05,710 او می داند که عذاب دنیا برای او آسان تر و بهتر است 476 00:23:05,710 --> 00:23:08,299 ابوالولید الباجی گفت 477 00:23:08,299 --> 00:23:10,779 نقل شده است که المنصور حج کرد 478 00:23:10,859 --> 00:23:15,579 مالک را از جعفر بن سلیمان که او را زده بود، گرفت 479 00:23:15,579 --> 00:23:18,779 یعنی به او بسپارید تا از او انتقام بگیرد 480 00:23:18,779 --> 00:23:21,259 مالک نپذیرفت و گفت 481 00:23:21,259 --> 00:23:25,220 خدا نکنه 482 00:23:25,220 --> 00:23:28,980 مالک رحمه الله پیامی در مورد تقدیر دارد 483 00:23:28,980 --> 00:23:32,900 آن را به ابن وهب نوشته و سندش صحیح است 484 00:23:32,900 --> 00:23:36,819 او کتابی درباره ستارگان و مراحل ماه دارد 485 00:23:36,819 --> 00:23:41,299 روایت صحنون از ابن نافع الصائق از او. 486 00:23:41,380 --> 00:23:43,779 در تفسیر بخشی است 487 00:23:43,779 --> 00:23:47,059 رساله فی المسائل، جلد 488 00:23:47,059 --> 00:23:48,980 و او یک کتاب مخفی دارد 489 00:23:48,980 --> 00:23:51,839 از روایت ابن قاسم درباره او 490 00:23:51,839 --> 00:23:54,640 و اما آنچه اصحاب ارشد از او گزارش کرده اند 491 00:23:54,640 --> 00:23:58,000 از مسائل و فتواها و فواید 492 00:23:58,000 --> 00:24:00,079 خیلی زیاد است 493 00:24:00,079 --> 00:24:01,920 این گنجینه های آن است 494 00:24:01,920 --> 00:24:05,839 وبلاگ و روشن و چیزهای دیگر 495 00:24:05,839 --> 00:24:07,519 در هر صورت 496 00:24:07,519 --> 00:24:10,640 فقه مالک المنتهی چیست؟ 497 00:24:10,640 --> 00:24:13,440 در کل نظرات ایشان معتبر است 498 00:24:13,440 --> 00:24:17,200 حتی اگر چیزی جز حل و فصل موضوع نیرنگ نداشت 499 00:24:17,200 --> 00:24:20,400 در نظر گرفتن اهداف کافی است 500 00:24:20,400 --> 00:24:23,680 دکترین او در سراسر مراکش و اندلس گسترش یافته است 501 00:24:23,680 --> 00:24:25,839 و بسیاری از مصر 502 00:24:25,839 --> 00:24:28,720 و برخی از شام، یمن و سودان 503 00:24:28,720 --> 00:24:31,519 و در بصره و بغداد و کوفه 504 00:24:31,519 --> 00:24:33,599 و مقداری خراسان 505 00:24:33,599 --> 00:24:35,599 اما این امام 506 00:24:35,599 --> 00:24:37,440 یعنی امام مالک 507 00:24:37,440 --> 00:24:39,759 ستاره راهنما کیست 508 00:24:39,839 --> 00:24:42,960 منصف بود و حرف قاطعی زد 509 00:24:42,960 --> 00:24:44,559 جایی که می گوید 510 00:24:44,559 --> 00:24:47,839 هرکس حرفش را می گیرد و می گذارد 511 00:24:47,839 --> 00:24:52,640 جز صاحب این قبر رضی الله عنه 512 00:24:52,640 --> 00:24:54,400 شافعی گفت 513 00:24:54,400 --> 00:24:57,119 علم حول سه چیز می چرخد 514 00:24:57,119 --> 00:25:00,319 مالک، لیث و ابن عیینه 515 00:25:00,319 --> 00:25:01,440 گفتم 516 00:25:01,440 --> 00:25:03,920 و حتی هفت نفر با آنها 517 00:25:03,920 --> 00:25:06,400 اوزاعی و ثوری هستند 518 00:25:06,400 --> 00:25:08,720 معمر و ابوحنیفه 519 00:25:08,720 --> 00:25:11,500 شعبه و حمدان 520 00:25:11,500 --> 00:25:13,500 از اوزائی روایت شده است 521 00:25:13,500 --> 00:25:17,099 وقتی از مالکی یاد می کرد، می گفت: 522 00:25:17,099 --> 00:25:18,859 دنیای علما 523 00:25:18,859 --> 00:25:21,019 مفتی حرمین شریفین 524 00:25:21,019 --> 00:25:23,099 ابو یوسف گفت 525 00:25:23,099 --> 00:25:26,539 من داناتر از ابوحنیفه و مالک ندیدم 526 00:25:26,539 --> 00:25:28,619 و پسر پدرم در شب 527 00:25:28,619 --> 00:25:31,660 احمد بن حنبل از مالک یاد کرد 528 00:25:31,660 --> 00:25:34,940 او را بر اوزاعی و ثوری مقدم داشت 529 00:25:34,940 --> 00:25:38,380 اللیث و حماد و الحکم فی العلم 530 00:25:38,380 --> 00:25:39,660 و او گفت 531 00:25:39,660 --> 00:25:42,930 او در حدیث و فقه امام است 532 00:25:42,930 --> 00:25:44,450 مالک گفت 533 00:25:44,450 --> 00:25:47,250 من فتوا ندادم تا اینکه هفتاد نفر علیه من شهادت دادند 534 00:25:47,250 --> 00:25:49,789 من لایق این هستم 535 00:25:49,789 --> 00:25:52,430 ابوعباس السراج گفت 536 00:25:52,430 --> 00:25:54,910 شنیدم بخاری می گفت 537 00:25:54,910 --> 00:25:56,750 صحیح ترین سند 538 00:25:56,750 --> 00:26:02,180 مالک عن نافع عن ابن عمر 539 00:26:02,180 --> 00:26:05,599 از آنچه مالک در سنت گفته است 540 00:26:05,599 --> 00:26:08,079 مطرف بن عبدالله گفت 541 00:26:08,079 --> 00:26:10,559 شنیدم که ملکا گفت 542 00:26:10,559 --> 00:26:14,079 سنت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 543 00:26:14,079 --> 00:26:17,039 و حاکمان بعد از او هم عصر ما هستند 544 00:26:17,039 --> 00:26:20,079 اتخاذ آن پیروی از کتاب خداست 545 00:26:20,079 --> 00:26:22,559 و اطاعت کامل از خداوند 546 00:26:22,559 --> 00:26:25,119 و قوت در دین خدا 547 00:26:25,119 --> 00:26:28,799 هیچ کس نمی تواند آن را تغییر دهد یا تغییر دهد 548 00:26:28,799 --> 00:26:31,839 او چیزی را که مخالف آن باشد در نظر نگرفت 549 00:26:31,839 --> 00:26:34,799 هر که به آن هدایت شود، هدایت شده است 550 00:26:34,799 --> 00:26:38,160 هر که از طریق آن پیروز شود، پیروز خواهد شد 551 00:26:38,160 --> 00:26:39,599 و چه کسی آن را ترک کرد 552 00:26:39,599 --> 00:26:42,400 غیر از راه مؤمنان پیروی کنید 553 00:26:42,400 --> 00:26:44,960 و خداوند او را تا زمانی که سرپرستی می کرد تعیین کرد 554 00:26:44,960 --> 00:26:48,880 او به جهنم و مقصدی بد فرستاده خواهد شد 555 00:26:48,880 --> 00:26:51,359 اسحاق بن عیسی گفت 556 00:26:51,359 --> 00:26:52,880 مالک گفت 557 00:26:52,880 --> 00:26:56,480 هرگاه مردی نزد ما می آید، از دیگری مجادله می کند 558 00:26:56,480 --> 00:26:59,680 آنچه را که جبرئیل بر محمد نازل کرد، گذاشتیم 559 00:26:59,680 --> 00:27:03,299 با توجه به جنجال او، خداوند او را رحمت کند 560 00:27:03,299 --> 00:27:05,859 جعفر بن عبدالله گفت 561 00:27:05,859 --> 00:27:07,779 با مالک بودیم 562 00:27:07,779 --> 00:27:10,259 سپس مردی نزد او آمد و گفت: 563 00:27:10,259 --> 00:27:12,339 ای اباعبدالله 564 00:27:12,339 --> 00:27:15,220 الرحمن الرحیم بالای عرش است 565 00:27:15,220 --> 00:27:16,900 چگونه او سطح را ارتقا داد؟ 566 00:27:16,900 --> 00:27:22,130 مالک چیزی که از جست و جوی خود یافت، نیافت 567 00:27:22,130 --> 00:27:23,809 به زمین نگاه کرد 568 00:27:23,809 --> 00:27:26,609 با چوبی که در دست داشت شروع به شوخی کرد 569 00:27:26,609 --> 00:27:29,089 تا الله الرضا 570 00:27:29,089 --> 00:27:32,049 سپس سرش را بلند کرد و چوب را پرت کرد 571 00:27:32,049 --> 00:27:33,329 و او گفت 572 00:27:33,329 --> 00:27:36,049 چقدر غیر منطقی است 573 00:27:36,130 --> 00:27:39,089 سطح آن ناشناخته نیست 574 00:27:39,089 --> 00:27:41,490 اعتقاد به آن امری ضروری است 575 00:27:41,490 --> 00:27:43,650 پرسیدن در مورد آن یک نوآوری است 576 00:27:43,650 --> 00:27:46,130 من فکر می کنم شما یک مبتکر هستید 577 00:27:46,130 --> 00:27:48,690 دستور داد بیرون بیاید 578 00:27:48,690 --> 00:27:51,890 به روایت عبدالله بن احمد بن حنبل 579 00:27:51,890 --> 00:27:54,609 در کتاب اجابت الجهمیه. 580 00:27:54,609 --> 00:27:57,410 از عبدالله بن نافع فرمود: 581 00:27:57,410 --> 00:27:59,009 مالک گفت 582 00:27:59,009 --> 00:28:00,849 خدا در بهشت است 583 00:28:00,849 --> 00:28:03,329 و علم او در همه جا هست 584 00:28:03,329 --> 00:28:05,730 هیچ چیز خالی از آن نیست 585 00:28:05,730 --> 00:28:07,890 ابن ابی اویس گفت 586 00:28:07,890 --> 00:28:10,210 شنیدم مالک گفت 587 00:28:10,210 --> 00:28:12,450 قرآن کلام خداست 588 00:28:12,450 --> 00:28:14,450 و کلام خدا از او 589 00:28:14,450 --> 00:28:17,940 هیچ چیز آفریده خدا نیست 590 00:28:17,940 --> 00:28:20,339 و ابن نافع از مالک روایت کرده است 591 00:28:20,339 --> 00:28:22,740 کی گفته قرآن مخلوق است؟ 592 00:28:22,740 --> 00:28:24,980 شلاق زدند و زندانی کردند 593 00:28:24,980 --> 00:28:26,420 قاضی گفت 594 00:28:26,420 --> 00:28:29,220 بیش از یک نفر درباره مالک گفته اند 595 00:28:29,220 --> 00:28:31,619 ایمان حرف و عمل است 596 00:28:31,619 --> 00:28:33,380 افزایش و کاهش می یابد 597 00:28:33,460 --> 00:28:38,099 برخی بهتر از دیگران هستند 598 00:28:38,099 --> 00:28:40,900 ابن عدی در مسند مالک گفته است 599 00:28:40,900 --> 00:28:43,539 با سند صحیح از ابن وهب 600 00:28:43,539 --> 00:28:44,980 مالک گفت 601 00:28:44,980 --> 00:28:48,500 نافع از ابن عمر دانش فراوانی منتشر کرد 602 00:28:48,500 --> 00:28:51,539 بیش از آنچه پسرانش در مورد آن گزارش کردند 603 00:28:51,539 --> 00:28:53,140 ابن وهب گفت 604 00:28:53,140 --> 00:28:54,660 مالک گفت 605 00:28:54,660 --> 00:28:58,900 وقتی پسر جوانی بودم خیلی به کارم می آمد 606 00:28:58,900 --> 00:29:03,220 از پله هایش پایین می آید و با من می ایستد و با من صحبت می کند 607 00:29:03,299 --> 00:29:06,420 بعد از سحر در مسجد می نشست 608 00:29:06,420 --> 00:29:09,329 به سختی کسی سراغش می آید 609 00:29:09,329 --> 00:29:11,650 ابن وهب نیز گفته است 610 00:29:11,650 --> 00:29:13,970 شنیدم مالک گفت 611 00:29:13,970 --> 00:29:16,210 این حق برای کسانی است که به دنبال علم هستند 612 00:29:16,210 --> 00:29:20,609 داشتن وقار، آرامش و ترس 613 00:29:20,609 --> 00:29:21,809 و او گفت 614 00:29:21,809 --> 00:29:23,250 مالک گفت 615 00:29:23,250 --> 00:29:27,410 شنیده ام که هیچکس در این دنیا زهد و تقوا نکرده است 616 00:29:27,410 --> 00:29:29,950 جز اینکه حکمت می گفت 617 00:29:29,950 --> 00:29:31,230 و او گفت 618 00:29:31,230 --> 00:29:32,589 مالک گفت 619 00:29:32,589 --> 00:29:35,549 وقتی مرد می رود خودش را تعریف می کند 620 00:29:35,549 --> 00:29:37,579 شکوهش از بین رفته است 621 00:29:37,579 --> 00:29:39,099 ابن وهب گفت 622 00:29:39,099 --> 00:29:40,940 به خواهر مالک گفته شد 623 00:29:40,940 --> 00:29:43,900 شغل مالک در خانه اش چه بود؟ 624 00:29:43,900 --> 00:29:44,940 او گفت 625 00:29:44,940 --> 00:29:47,490 قرآن و تلاوت 626 00:29:47,490 --> 00:29:50,690 خالد بن زارن العیلی گفت 627 00:29:50,690 --> 00:29:54,930 وقتی مالک به مدینه آمد، منصور به او پیام داد 628 00:29:54,930 --> 00:29:56,210 و او گفت 629 00:29:56,210 --> 00:29:59,250 مردم در عراق اختلاف نظر دارند 630 00:29:59,250 --> 00:30:02,130 پس کتابی بچینید که بتوانیم با هم جمع کنیم 631 00:30:02,130 --> 00:30:04,289 پس تشک را بر سر گذاشت 632 00:30:04,289 --> 00:30:05,970 شافعی گفت 633 00:30:05,970 --> 00:30:08,210 هیچ کتابی در زمین در مورد دانش وجود ندارد 634 00:30:08,210 --> 00:30:11,569 درست تر از مواته مالک 635 00:30:11,569 --> 00:30:12,609 گفتم 636 00:30:12,609 --> 00:30:16,819 این را قبل از نوشتن دو صحیح گفته است 637 00:30:16,819 --> 00:30:18,660 ابو مصعب گفت 638 00:30:18,660 --> 00:30:21,460 در خانه مالک جمع شده بودند 639 00:30:21,460 --> 00:30:24,339 تا اینکه به خاطر ازدحام جمعیت دعوا می کنند 640 00:30:24,339 --> 00:30:26,900 و اگر با او بودیم 641 00:30:26,900 --> 00:30:29,539 او به آن توجه نمی کند 642 00:30:29,539 --> 00:30:32,500 این را با سر می گویند 643 00:30:32,500 --> 00:30:35,140 سلاطین از او می ترسیدند 644 00:30:35,140 --> 00:30:38,019 او می گفت نه و بله 645 00:30:38,019 --> 00:30:39,619 و به او گفته نمی شود 646 00:30:39,619 --> 00:30:41,920 کجا گفتی؟ 647 00:30:41,920 --> 00:30:45,119 مصعب بن عبدالله درباره مالک گفت 648 00:30:45,119 --> 00:30:48,799 او پاسخ را می گذارد، بنابراین اعتبار خود را مرور نمی کند 649 00:30:48,799 --> 00:30:52,240 و سئوال کنندگان ریش دارند 650 00:30:52,240 --> 00:30:56,079 سبحان الله و نورسلطان ملاقات کردند 651 00:30:56,079 --> 00:31:00,029 او با شکوه است و مقتدر نیست 652 00:31:00,029 --> 00:31:01,789 ابن مهدی گفت 653 00:31:01,789 --> 00:31:06,190 من هرگز کسی را نترس تر یا باهوش تر از مالک ندیده ام 654 00:31:06,190 --> 00:31:08,660 تقوا هم بیشتر نیست 655 00:31:08,660 --> 00:31:10,420 ابن وهب گفت 656 00:31:10,420 --> 00:31:12,819 آنچه از ادبیات مالک نقل کردیم 657 00:31:12,819 --> 00:31:18,380 بیش از آنچه از دانش او آموختیم 658 00:31:20,900 --> 00:31:22,579 القانبی گفت 659 00:31:22,579 --> 00:31:24,740 شنیدم که گفتند 660 00:31:24,740 --> 00:31:28,500 مالک هشتاد و نه ساله است 661 00:31:28,500 --> 00:31:31,970 او در سال یکصد و هفتاد و نه وفات یافت 662 00:31:31,970 --> 00:31:34,769 اسماعیل بن ابی اویس گفت 663 00:31:34,769 --> 00:31:36,369 بیماری مالک 664 00:31:36,369 --> 00:31:40,369 پس از برخی از مردممان پرسیدم که در هنگام مرگ چه گفتند؟ 665 00:31:40,369 --> 00:31:43,890 گفتند: شهادت. سپس گفت 666 00:31:43,890 --> 00:31:48,160 کار قبل و بعد از آن خداست 667 00:31:48,160 --> 00:31:52,319 وی در صبح روز چهاردهم ربیع الاول درگذشت 668 00:31:52,319 --> 00:31:55,279 در سال صد و هفتاد و نهم 669 00:31:55,359 --> 00:32:00,000 شاهزاده عبدالله بن محمد بن ابراهیم بر او نماز خواند 670 00:32:00,000 --> 00:32:05,039 ابن محمدبن علی بن عبدالله بن عباس الهاشمی 671 00:32:05,039 --> 00:32:08,480 ابن ابی زنبر و ابن کنانا آن را شستند 672 00:32:08,480 --> 00:32:14,099 پسرش یحیی و کاتبش حبیب بر آنها آب ریختند 673 00:32:14,099 --> 00:32:16,900 گفتم در بقیع دفن شد 674 00:32:28,740 --> 00:32:33,859 او محمد بن ادریس بن عباس است 675 00:32:33,859 --> 00:32:36,740 ابن عثمان بن شافع بن الصائب 676 00:32:36,740 --> 00:32:39,859 ابن عبید بن عبد یزید بن هشام 677 00:32:39,859 --> 00:32:43,779 ابن المطلب بن عبد منافیب بن قصیب بن کلیب 678 00:32:43,779 --> 00:32:47,380 ابن مره، ابن کعب، ابن لؤی، ابن غالب 679 00:32:47,380 --> 00:32:50,180 امام عالم عصر است 680 00:32:50,180 --> 00:32:53,460 ناصر الحدیث، فقیه 681 00:32:53,460 --> 00:32:55,779 اباعبدالله القرشی 682 00:32:55,779 --> 00:32:59,140 سپس المطلبی شافعی مکی 683 00:32:59,220 --> 00:33:01,140 در غزه متولد شد 684 00:33:01,140 --> 00:33:04,579 از نزدیکان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 685 00:33:04,579 --> 00:33:05,940 و پسر عمویش 686 00:33:05,940 --> 00:33:10,900 یعنی بین او و پیامبر صلی الله علیه و آله نسب است 687 00:33:10,900 --> 00:33:15,539 جد سوم از اجداد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود 688 00:33:15,539 --> 00:33:17,299 او عبد مناف است 689 00:33:17,299 --> 00:33:21,779 او نهمین جد شافعی رحمه الله است 690 00:33:21,779 --> 00:33:26,450 المطلب برادر هاشم پدر عبدالمطلب است 691 00:33:26,609 --> 00:33:29,650 امام شافعی در غزه متولد شد 692 00:33:29,650 --> 00:33:32,690 پدرش ادریس در جوانی درگذشت 693 00:33:32,690 --> 00:33:36,289 محمد به عنوان یک یتیم در دامان مادرش بزرگ شد 694 00:33:36,289 --> 00:33:38,529 املاک برای او ترسیده بود 695 00:33:38,529 --> 00:33:41,250 بنابراین من او را به یک یاغی تبدیل کردم 696 00:33:41,250 --> 00:33:42,849 یعنی به اصل آن 697 00:33:42,849 --> 00:33:44,690 او دو ساله است 698 00:33:44,690 --> 00:33:46,369 او در مکه بزرگ شد 699 00:33:46,369 --> 00:33:48,130 و شروع به تیراندازی می کنم 700 00:33:48,130 --> 00:33:50,930 تا اینکه از همسالان خود پیشی گرفت 701 00:33:50,930 --> 00:33:55,019 از ده سهم، 9 سهم تملک شد 702 00:33:55,099 --> 00:33:57,819 بعد عربی و شرعی قبول دارم 703 00:33:57,819 --> 00:34:00,859 او در این کار عالی بود و پیشرفت کرد 704 00:34:00,859 --> 00:34:03,019 سپس فقه نزد او رواج یافت 705 00:34:03,019 --> 00:34:05,259 فساد مردم زمان خود 706 00:34:05,259 --> 00:34:07,259 او دانش کشورش را به دست آورد 707 00:34:07,259 --> 00:34:09,820 از مسلم بن خالد الزنجی 708 00:34:09,820 --> 00:34:11,340 مفتی مکه 709 00:34:11,340 --> 00:34:15,179 آن را از عمویش محمد بن علی بن شافعی گرفت. 710 00:34:15,179 --> 00:34:18,940 او پسر عموی عباس، جد شافعی است 711 00:34:18,940 --> 00:34:21,019 و سفیان بن عیینه 712 00:34:21,019 --> 00:34:24,139 و فضیل بن ایاض و چند نفر دیگر 713 00:34:24,139 --> 00:34:25,739 و به شهر سفر کرد 714 00:34:25,739 --> 00:34:28,539 او بیش از بیست سال سن دارد 715 00:34:28,539 --> 00:34:31,579 فتوا داد و لیاقت امامت را داد 716 00:34:31,579 --> 00:34:34,699 از مالک بن انسان مووات روایت شده است 717 00:34:34,699 --> 00:34:36,699 به او نشان دهید که او را نجات داده است 718 00:34:36,699 --> 00:34:40,059 او یمن را به اختیار مطرف بن ماز تصرف کرد 719 00:34:40,059 --> 00:34:43,980 هشام بن یوسف القاضی و گروهی 720 00:34:43,980 --> 00:34:46,780 و بغداد علی محمد بن الحسن 721 00:34:46,780 --> 00:34:48,460 فقیه عراقی 722 00:34:48,460 --> 00:34:52,059 بر او لازم است، بر او سنگینی می شود و به قافله ای نزدیک است 723 00:34:52,139 --> 00:34:55,260 مقولات را طبقه بندی کرد و علم را نوشت 724 00:34:55,260 --> 00:34:58,699 او با پیروی از سنت به ائمه پاسخ داد 725 00:34:58,699 --> 00:35:02,059 در اصول فقه و فروع آن طبقه بندی می شود 726 00:35:02,059 --> 00:35:03,659 و بعد از شهرتش 727 00:35:03,659 --> 00:35:06,460 شاگردان بر او زیاد شدند 728 00:35:06,460 --> 00:35:08,619 الحمیدی به او گفت 729 00:35:08,619 --> 00:35:11,659 و ابوعبیدن القاسم بن سلام 730 00:35:11,659 --> 00:35:13,420 و احمد بن حنبل 731 00:35:13,420 --> 00:35:15,900 البویقی و ابوثور 732 00:35:15,900 --> 00:35:19,179 و عبدالعزیز مکی صاحب الحیده 733 00:35:19,179 --> 00:35:21,340 و اسحاق بن راهوی 734 00:35:21,420 --> 00:35:24,219 و الربیع بن سلیمان المرادی 735 00:35:24,219 --> 00:35:27,019 و الربیع بن سلیمان الجیزی 736 00:35:27,019 --> 00:35:30,139 و محمد بن عبدالله بن عبدالحكم 737 00:35:30,139 --> 00:35:32,380 دیگران را آفرید 738 00:35:32,380 --> 00:35:35,019 دار قطنی کتابی منتشر کرد 739 00:35:35,019 --> 00:35:37,659 چه کسی روایتی از شافعی دارد؟ 740 00:35:37,659 --> 00:35:39,260 در دو قسمت 741 00:35:39,260 --> 00:35:42,300 بزرگترها فضایل این امام را ارزیابی کردند 742 00:35:42,300 --> 00:35:44,380 قدیمی و جدید 743 00:35:44,380 --> 00:35:47,500 عده ای از آن ناراحت بودند 744 00:35:47,579 --> 00:35:51,420 این فقط بر بلندی و عظمت او افزود 745 00:35:51,420 --> 00:35:56,300 راه حل افراد منصف این است که سخنان همتایان او حاوی هوی و هوس باشد 746 00:35:56,300 --> 00:35:58,539 افراد کمی در امامت سرآمد بودند 747 00:35:58,539 --> 00:36:00,619 او به کسانی که با او مخالف بودند پاسخ داد 748 00:36:00,619 --> 00:36:02,219 جز وعده های من 749 00:36:02,219 --> 00:36:04,699 از شور و شوق به خدا پناه می بریم 750 00:36:04,699 --> 00:36:09,550 این اوراق فضایل این آقا را محدود می کند 751 00:36:09,550 --> 00:36:12,750 و اما جدشان الصائب المطلبی 752 00:36:12,750 --> 00:36:16,989 او یکی از برجسته ترین افرادی بود که در دوران جاهلیت در بدر حضور داشت 753 00:36:16,989 --> 00:36:18,829 پس در آن روز اسیر شد 754 00:36:18,829 --> 00:36:23,070 او به پیامبر صلی الله علیه و آله شباهت داشت 755 00:36:23,070 --> 00:36:26,349 می گویند خودش را خسته کرده بود 756 00:36:26,349 --> 00:36:27,630 اسلم 757 00:36:27,630 --> 00:36:30,269 و پسرش شافع بن الصائب 758 00:36:30,269 --> 00:36:31,789 او چشم اندازی دارد 759 00:36:31,789 --> 00:36:34,909 او در زمره اصحاب صغیر به حساب می آید 760 00:36:34,909 --> 00:36:37,469 پسرش عثمان تابعی 761 00:36:37,469 --> 00:36:40,590 من از رمان اصلی او اطلاعی ندارم 762 00:36:40,590 --> 00:36:42,349 الموزنی گفت 763 00:36:42,349 --> 00:36:46,429 من چهره ای زیباتر از شافعی رحمه الله ندیده ام 764 00:36:46,429 --> 00:36:49,389 شاید ریشش را گرفته باشد 765 00:36:49,389 --> 00:36:51,949 بر چنگ او ارجح نیست 766 00:36:51,949 --> 00:36:54,510 ابراهیم بن برنا گفت 767 00:36:54,510 --> 00:36:58,699 شافعی قوی، بلند قامت و نجیب بود 768 00:36:58,699 --> 00:37:00,940 الربیع مؤذن گفت 769 00:37:00,940 --> 00:37:03,579 از شافعی شنیدم که می گفت: 770 00:37:03,579 --> 00:37:05,340 مجبور شدم پرتش کنم 771 00:37:05,340 --> 00:37:08,300 حتی دکتر هم به من می گفت 772 00:37:08,300 --> 00:37:13,010 می ترسم از زیاد ایستادن در گرما به سل مبتلا شوید 773 00:37:13,010 --> 00:37:14,050 او گفت 774 00:37:14,050 --> 00:37:17,630 من از ده نه نفر مجروح شدم 775 00:37:17,630 --> 00:37:19,869 عمر بن سواد گفت 776 00:37:19,869 --> 00:37:21,869 شافعی به من گفت 777 00:37:21,869 --> 00:37:25,070 گرسنگی من تیراندازی و طلب علم بود 778 00:37:25,070 --> 00:37:26,750 با پرتاب فرار کردم 779 00:37:26,750 --> 00:37:30,110 تا اینکه ده ده به تو زد 780 00:37:30,110 --> 00:37:32,110 در مورد دانش سکوت کرد 781 00:37:32,110 --> 00:37:33,309 پس گفتم 782 00:37:33,309 --> 00:37:37,599 به خدا سوگند تو در علم از تیراندازی برتری 783 00:37:37,599 --> 00:37:39,199 الحمیدی گفت 784 00:37:39,199 --> 00:37:41,760 از شافعی شنیدم که می گفت: 785 00:37:41,760 --> 00:37:44,480 من در دامان مادرم یتیم بودم 786 00:37:44,480 --> 00:37:48,000 او چیزی برای دادن من به معلم نداشت 787 00:37:48,000 --> 00:37:53,119 معلم قبول کرده بود که در صورت غیبت پسرها به آنها رسیدگی کنم 788 00:37:53,119 --> 00:37:54,989 یا راحتش کن 789 00:37:54,989 --> 00:37:57,309 از شافعی می‌گوید: 790 00:37:57,309 --> 00:38:00,349 در شانه ها و استخوان ها می نوشتم 791 00:38:00,349 --> 00:38:02,670 و من به دیوان می رفتم 792 00:38:02,670 --> 00:38:06,190 بنابراین من دوست دارم ظاهر شوم و در مورد آن بنویسم 793 00:38:06,190 --> 00:38:07,710 الحمیدی گفت 794 00:38:07,710 --> 00:38:09,389 شافعی گفت 795 00:38:09,389 --> 00:38:12,829 خانه ما در مکه در شعب الخیف بود 796 00:38:12,829 --> 00:38:15,630 به تکان استخوان نگاه می کردم 797 00:38:15,630 --> 00:38:18,909 حدیث یا مسئله را در آن بنویسید 798 00:38:18,909 --> 00:38:21,630 ما یک کوزه قدیمی داشتیم 799 00:38:21,630 --> 00:38:23,309 اگر استخوان پر باشد 800 00:38:23,309 --> 00:38:25,469 گذاشتمش تو شیشه 801 00:38:25,469 --> 00:38:26,989 الموزنی گفت 802 00:38:26,989 --> 00:38:29,710 از شافعی شنیدم که می گفت: 803 00:38:29,710 --> 00:38:32,989 در هفت سالگی قرآن را حفظ کردم 804 00:38:32,989 --> 00:38:36,460 من موطّع را در زمان فرزند عشر حفظ کردم 805 00:38:36,460 --> 00:38:38,940 الربیع بن سلیمان گفت 806 00:38:38,940 --> 00:38:42,460 شافعی در روز وفات ابوحنیفه به دنیا آمد 807 00:38:42,460 --> 00:38:45,019 خداوند متعال ایشان را بیامرزد 808 00:38:45,019 --> 00:38:46,940 ابن عبدالحکم گفت 809 00:38:46,940 --> 00:38:49,579 از شافعی شنیدم که می گفت: 810 00:38:49,579 --> 00:38:54,000 من برای اسماعیل بن قسطنطین قرآن خواندم 811 00:38:54,000 --> 00:38:55,760 الحمیدی گفت 812 00:38:55,760 --> 00:38:59,599 مسلم بن خالد الزنجی به شافعی گفت 813 00:38:59,599 --> 00:39:01,840 به من فتوا بده اباعبدالله 814 00:39:01,840 --> 00:39:04,960 به خدا وقت آن است که فتوا بدهید 815 00:39:04,960 --> 00:39:08,719 شافعی پانزده ساله بود 816 00:39:08,719 --> 00:39:10,159 بهار گفت 817 00:39:10,159 --> 00:39:11,760 شافعی گفت 818 00:39:11,760 --> 00:39:15,920 زیرا خداوند با هر گناهی جز شرک، بنده را ملاقات می کند 819 00:39:15,920 --> 00:39:20,000 بهتر از ملاقات با او با برخی هوس ها 820 00:39:20,000 --> 00:39:21,920 ابن عبدالحکم گفت 821 00:39:21,920 --> 00:39:24,480 از شافعی شنیدم که می گفت: 822 00:39:24,480 --> 00:39:27,760 اگر مردم هوی و هوس در گفتار را می دانستند 823 00:39:27,760 --> 00:39:31,440 همانطور که از شیر می گریزند از او فرار کردند 824 00:39:31,440 --> 00:39:33,679 منظور ایشان علم بیان است 825 00:39:33,679 --> 00:39:35,440 ابوعبید گفت 826 00:39:35,440 --> 00:39:38,320 من عاقل تر از شافعی ندیدم 827 00:39:38,320 --> 00:39:40,719 یونس الصدافی گفت: 828 00:39:40,719 --> 00:39:43,599 من عاقل تر از شافعی ندیدم 829 00:39:43,599 --> 00:39:46,079 یک روز در مورد موضوعی با او بحث کردم 830 00:39:46,079 --> 00:39:47,679 بعد از هم جدا شدیم 831 00:39:47,679 --> 00:39:51,039 با من ملاقات کرد و دستم را گرفت و بعد گفت 832 00:39:51,039 --> 00:39:52,880 ای ابوموسی 833 00:39:52,880 --> 00:39:55,519 آیا درست نیست که ما با هم برادر باشیم؟ 834 00:39:55,519 --> 00:39:58,239 حتی اگر در موضوعی با هم موافق نباشیم 835 00:39:58,239 --> 00:39:59,280 گفتم 836 00:39:59,280 --> 00:40:04,079 این بیانگر کمال عقل و فقه خود این امام است 837 00:40:04,079 --> 00:40:07,389 همتایان هنوز مخالف هستند 838 00:40:07,389 --> 00:40:09,550 معمر بن شبیب گفت 839 00:40:09,550 --> 00:40:12,030 شنیدم که مامون می گفت 840 00:40:12,030 --> 00:40:15,789 من محمد بن ادریس را در همه چیز آزمایش کردم 841 00:40:15,789 --> 00:40:18,269 کامل یافتم 842 00:40:18,269 --> 00:40:20,349 احمد بن محمد گفت 843 00:40:20,349 --> 00:40:22,429 ابن بنت شافعی 844 00:40:22,429 --> 00:40:25,469 شنیدم که پدر و عمویم گفتند 845 00:40:25,469 --> 00:40:27,309 سفیان بن عیینه بود 846 00:40:27,309 --> 00:40:30,909 اگر توضیح یا فتوا به او برسد 847 00:40:30,909 --> 00:40:33,789 رو به شافعی کرد و گفت: 848 00:40:33,789 --> 00:40:35,710 اینو ول کن 849 00:40:35,789 --> 00:40:38,030 سوید بن سعید گفت 850 00:40:38,030 --> 00:40:40,670 من با سفیان بن عیینه بودم 851 00:40:40,670 --> 00:40:44,030 شافعی آمد و سلام کرد و نشست 852 00:40:44,030 --> 00:40:47,469 بن عیینه حدیث ظریفی نقل کرده است 853 00:40:47,469 --> 00:40:49,869 شافعی بیهوش شد 854 00:40:49,869 --> 00:40:51,630 به سفیانی گفته شد 855 00:40:51,630 --> 00:40:53,309 ای ابومحمد 856 00:40:53,309 --> 00:40:55,710 محمد بن ادریس درگذشت 857 00:40:55,710 --> 00:40:57,389 سفیان گفت 858 00:40:57,389 --> 00:40:58,989 اگر مرد 859 00:40:58,989 --> 00:41:02,340 بهترین مردم زمان او مردند 860 00:41:02,340 --> 00:41:03,860 بهار گفت 861 00:41:03,860 --> 00:41:05,380 من الشافعی را شنیدم 862 00:41:05,380 --> 00:41:07,380 از او درباره قرآن سؤال شد 863 00:41:07,380 --> 00:41:08,659 و او گفت 864 00:41:08,659 --> 00:41:10,420 FNF 865 00:41:10,420 --> 00:41:12,739 قرآن کلام خداست 866 00:41:12,739 --> 00:41:15,940 هر که بگوید آفرید، کافر شده است 867 00:41:15,940 --> 00:41:18,610 این یک انتساب صحیح است 868 00:41:18,610 --> 00:41:20,050 بهار گفت 869 00:41:20,050 --> 00:41:22,530 از شافعی شنیدم که می گفت: 870 00:41:22,530 --> 00:41:26,610 خواندن حدیث بهتر از نماز اختیاری است 871 00:41:26,610 --> 00:41:27,969 و او گفت 872 00:41:27,969 --> 00:41:31,659 طلب علم بهتر از نمازهای اختیاری است 873 00:41:31,659 --> 00:41:33,260 الموزنی گفت 874 00:41:33,260 --> 00:41:35,820 از شافعی شنیدم که می گفت: 875 00:41:35,820 --> 00:41:39,019 هر که قرآن را بیاموزد، ارزش او بسیار است 876 00:41:39,019 --> 00:41:42,219 هر که از فقه حرف بزند، توانش رشد می کند 877 00:41:42,219 --> 00:41:45,420 کسى که حديث نوشته است حجت محکمى دارد 878 00:41:45,420 --> 00:41:48,380 هر که به زبان نگاه کند طبعش را نرم می کند 879 00:41:48,380 --> 00:41:51,579 هرکس حسابی نگاه کند نظرش مشخص می شود 880 00:41:51,579 --> 00:41:53,579 و هر که خود را حفظ نکند 881 00:41:53,579 --> 00:41:55,949 دانش او برایش فایده ای نداشت 882 00:41:55,949 --> 00:41:57,469 بهار گفت 883 00:41:57,469 --> 00:41:59,949 از شافعی شنیدم که می گفت: 884 00:42:00,030 --> 00:42:04,989 اختلاف در دین، دل را سخت می کند و کینه ایجاد می کند 885 00:42:04,989 --> 00:42:07,150 بهار هم گفت 886 00:42:07,150 --> 00:42:09,710 از شافعی شنیدم که می گفت: 887 00:42:09,710 --> 00:42:12,989 ای کاش مردم این علم را یاد می گرفتند 888 00:42:12,989 --> 00:42:14,590 منظورم این است که او آن را نوشته است 889 00:42:14,590 --> 00:42:17,949 تا زمانی که چیزی به من نسبت داده نشود 890 00:42:17,949 --> 00:42:19,710 او را منع کرد 891 00:42:19,710 --> 00:42:22,269 از شافعی شنیدم که می گفت: 892 00:42:22,269 --> 00:42:26,670 ای کاش هر دانشی که یاد می دهم به مردم آموزش داده شود 893 00:42:27,389 --> 00:42:32,929 عبدالله بن احمد بن حنبل گفت 894 00:42:32,929 --> 00:42:36,050 شنیدم که محمد بن داود می گفت 895 00:42:36,050 --> 00:42:39,170 در تمام دوران شافعی حفظ نشد 896 00:42:39,170 --> 00:42:42,530 از روی هوس چیزی گفت 897 00:42:42,530 --> 00:42:45,489 هیچ انتساب و شناختی از او وجود ندارد 898 00:42:45,489 --> 00:42:49,019 با نفرتش از اهل الهیات و بدعت ها 899 00:42:49,019 --> 00:42:50,780 شافعی گفت 900 00:42:50,780 --> 00:42:52,860 حکم بر اهل علم کلام 901 00:42:52,860 --> 00:42:54,780 با چوب زده شدن 902 00:42:54,780 --> 00:42:56,460 آنها را بر روی شتر حمل می کنند 903 00:42:56,460 --> 00:42:58,940 آنها به صورت قبیله ای راه می روند 904 00:42:58,940 --> 00:43:00,699 او آنها را صدا می کند 905 00:43:00,699 --> 00:43:04,059 این پاداش ترک قرآن و سنت است 906 00:43:04,059 --> 00:43:06,289 و من حرف زدن را قبول دارم 907 00:43:06,289 --> 00:43:08,929 ابو عبدالرحمن اشعری گفت 908 00:43:08,929 --> 00:43:10,849 صاحب الشافعی 909 00:43:10,849 --> 00:43:12,610 شافعی گفت 910 00:43:12,610 --> 00:43:14,929 آموزه من در اهل الهیات 911 00:43:14,929 --> 00:43:17,409 پوشاندن سرشان با شلاق 912 00:43:17,409 --> 00:43:20,000 و آوارگی آنها در کشور 913 00:43:20,000 --> 00:43:21,039 گفتم 914 00:43:21,039 --> 00:43:24,590 شايد اين مطلب مكرر از امام نقل شده باشد 915 00:43:24,590 --> 00:43:26,190 الموزنی گفت 916 00:43:26,190 --> 00:43:30,269 شافعی از گفتگو منع کرده است 917 00:43:30,269 --> 00:43:33,469 محمد بن اسحق بن خزیمه گفت 918 00:43:33,469 --> 00:43:35,869 شنیدم که بهار گفت 919 00:43:35,869 --> 00:43:39,230 وقتی شافعی با حفسنی فرد صحبت کرد 920 00:43:39,230 --> 00:43:40,750 حفص گفت 921 00:43:40,750 --> 00:43:42,829 قرآن مخلوق است 922 00:43:42,829 --> 00:43:44,909 شافعی به او گفت 923 00:43:44,909 --> 00:43:47,780 من به خدای متعال کافر شدم 924 00:43:47,780 --> 00:43:49,380 البویتی گفت 925 00:43:49,380 --> 00:43:51,059 از شافعی پرسیدم 926 00:43:51,059 --> 00:43:53,460 من پشت سر رافضی نماز می خوانم 927 00:43:53,460 --> 00:43:54,500 او گفت 928 00:43:54,500 --> 00:43:59,139 پشت سر رافضی، قدری و مرجع دینی نماز نخوانید 929 00:43:59,139 --> 00:44:01,219 بنابراین گفتم آنها را برای ما توصیف کنید 930 00:44:01,219 --> 00:44:02,340 او گفت 931 00:44:02,340 --> 00:44:04,500 کی گفته ایمان یک ضرب المثل است 932 00:44:04,500 --> 00:44:05,940 مرجع است 933 00:44:05,940 --> 00:44:10,019 هر که بگوید ابوبکر و عمر امام نیستند 934 00:44:10,019 --> 00:44:11,780 او رافضی است 935 00:44:11,780 --> 00:44:14,500 و هر که برای خود اراده کند 936 00:44:14,500 --> 00:44:16,289 سرنوشت من است 937 00:44:16,289 --> 00:44:17,809 بهار گفت 938 00:44:17,809 --> 00:44:19,809 شافعی به من گفت 939 00:44:19,809 --> 00:44:23,730 اگر می خواستم سر هر متخلف کتاب بگذارم 940 00:44:23,809 --> 00:44:25,170 من خواهم داشت 941 00:44:25,170 --> 00:44:27,809 اما حرف زدن به من مربوط نیست 942 00:44:27,809 --> 00:44:31,329 دوست ندارم چیزی به من نسبت داده شود 943 00:44:31,329 --> 00:44:32,530 گفتم 944 00:44:32,530 --> 00:44:36,880 این روح پاک از شافعی نقل شده است 945 00:44:36,880 --> 00:44:39,840 عبدالله بن احمد بن حنبل گفت 946 00:44:39,840 --> 00:44:41,840 شنیدم پدرم گفت 947 00:44:41,840 --> 00:44:43,599 شافعی گفت 948 00:44:43,599 --> 00:44:47,119 شما به اخبار صحیح از ما داناتر هستید 949 00:44:47,119 --> 00:44:49,519 اگر خبر واقعی باشد 950 00:44:49,519 --> 00:44:52,769 پس به من خبر بده تا برم پیشش 951 00:44:52,769 --> 00:44:54,369 حرم الله گفت 952 00:44:54,369 --> 00:44:56,050 شافعی گفت 953 00:44:56,050 --> 00:44:57,650 هر چی گفتی 954 00:44:57,650 --> 00:45:01,090 از رسول خدا صلی الله علیه و آله بود 955 00:45:01,090 --> 00:45:03,570 برعکس اون چیزی که گفتم درسته 956 00:45:03,570 --> 00:45:04,849 بهتر است 957 00:45:04,849 --> 00:45:07,090 و از من تقلید نکنید 958 00:45:07,090 --> 00:45:09,010 مردی به او گفت 959 00:45:09,010 --> 00:45:12,369 این حدیث را بگیر اباعبدالله 960 00:45:12,369 --> 00:45:13,570 و او گفت 961 00:45:13,570 --> 00:45:16,929 چه زمانی از رسول خدا حدیث صحیح نقل کردید؟ 962 00:45:16,929 --> 00:45:18,530 من آن را نگرفتم 963 00:45:18,530 --> 00:45:21,840 من به شما شهادت می دهم که عقلم رفته است 964 00:45:21,840 --> 00:45:23,599 الحمیدی گفت 965 00:45:23,599 --> 00:45:26,400 شافعی یک بار حدیثی نقل کرده است 966 00:45:26,400 --> 00:45:27,440 پس گفتم 967 00:45:27,440 --> 00:45:29,039 شما آن را می گیرید؟ 968 00:45:29,039 --> 00:45:30,239 و او گفت 969 00:45:30,239 --> 00:45:32,880 دیدی که از یک کلیسا خارج شدم؟ 970 00:45:32,880 --> 00:45:34,639 یا علی زنار 971 00:45:34,639 --> 00:45:41,440 حتی اگر از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم حدیث می شنیدم آن را نمی گفتم. 972 00:45:41,440 --> 00:45:43,599 و می بینند که چه گفته است 973 00:45:43,599 --> 00:45:46,639 اگر حدیث صحیح باشد فرقه ای است 974 00:45:46,639 --> 00:45:48,559 اگر حدیث صحیح باشد 975 00:45:48,559 --> 00:45:51,360 پس با کلمات به دیوار ضربه بزنید 976 00:45:51,360 --> 00:45:53,679 الربیع بن سلیمان گفت 977 00:45:53,679 --> 00:45:56,800 شافعی شب را تقسیم کرده بود 978 00:45:56,800 --> 00:45:59,039 ثلث اول آن نوشته شده است 979 00:45:59,039 --> 00:46:00,880 دومی دعا می کند 980 00:46:00,880 --> 00:46:03,039 سومی می خوابد 981 00:46:03,039 --> 00:46:04,000 گفتم 982 00:46:04,000 --> 00:46:07,980 سه عمل او عبادت با نیت است 983 00:46:07,980 --> 00:46:09,980 الکرابیسی گفت 984 00:46:09,980 --> 00:46:12,539 او یک شب با شافعی ظاهر شد 985 00:46:12,539 --> 00:46:15,500 حدود یک سوم شب را نماز خواند 986 00:46:15,500 --> 00:46:19,019 آنچه دیدم بیش از پنجاه بیت بود 987 00:46:19,019 --> 00:46:20,460 بنابراین بیشتر 988 00:46:20,460 --> 00:46:22,139 صد آیه 989 00:46:22,139 --> 00:46:26,619 از هیچ نشانه رحمتی بدون درخواست از خدا نمی گذشت 990 00:46:26,619 --> 00:46:30,219 هیچ نشانه ای از عذاب نیست جز اینکه تو پناه ببری 991 00:46:30,219 --> 00:46:34,780 انگار امید و ترس را با هم ترکیب کرده بود 992 00:46:34,780 --> 00:46:38,139 ربیع بن سلیمان به دو صورت گفته است 993 00:46:38,139 --> 00:46:39,579 حتی بیشتر 994 00:46:39,579 --> 00:46:45,139 شافعی در ماه رمضان شصت بار قرآن را ختم می کرد 995 00:46:45,139 --> 00:46:47,380 عمر بن سواد گفت 996 00:46:47,460 --> 00:46:52,820 شافعی سخاوتمندترین مردم در دینار و درهم و غذا بود 997 00:46:52,820 --> 00:46:54,659 ابوثور گفت 998 00:46:54,659 --> 00:46:59,539 گفت شافعی از حضرتش چیزی دریغ نکرد 999 00:46:59,539 --> 00:47:01,300 بهار گفت 1000 00:47:01,300 --> 00:47:04,179 مردی رکاب الشافعی را گرفت 1001 00:47:04,179 --> 00:47:05,460 او به من گفت 1002 00:47:05,460 --> 00:47:08,289 چهار دینار به او می دهم 1003 00:47:08,289 --> 00:47:10,050 الموزنی گفت 1004 00:47:10,050 --> 00:47:12,530 من یک روز با شافعی بودم 1005 00:47:12,530 --> 00:47:17,010 پس بیرون رفتیم و مردی را دیدیم که با کمان عربی تیراندازی می کرد 1006 00:47:17,010 --> 00:47:19,730 شافعی ایستاد و به او نگاه کرد 1007 00:47:19,730 --> 00:47:21,730 پرتاب خوبی بود 1008 00:47:21,730 --> 00:47:23,570 او مورد اصابت تیر قرار گرفت 1009 00:47:23,570 --> 00:47:25,329 شافعی گفت 1010 00:47:25,329 --> 00:47:26,369 آفرین 1011 00:47:26,369 --> 00:47:28,050 و او را درود فرست 1012 00:47:28,050 --> 00:47:29,409 سپس گفت 1013 00:47:29,409 --> 00:47:32,420 سه دینار به او می دهم 1014 00:47:32,420 --> 00:47:34,099 بهار گفت 1015 00:47:34,099 --> 00:47:37,619 شافعی کفش پوشیده از کنار آن عبور می کرد 1016 00:47:37,619 --> 00:47:39,380 بعد شلاقش افتاد 1017 00:47:39,380 --> 00:47:43,699 بعد پسری از جا پرید و با آستینش پاکش کرد و به دستش داد 1018 00:47:43,699 --> 00:47:46,610 پس هفت دینار به او داد 1019 00:47:46,690 --> 00:47:48,130 بهار گفت 1020 00:47:48,130 --> 00:47:49,329 من ازدواج کردم 1021 00:47:49,329 --> 00:47:52,690 شافعی از من پرسید که چقدر به او اعتقاد دارم؟ 1022 00:47:52,690 --> 00:47:53,570 گفتم 1023 00:47:53,570 --> 00:47:55,570 سی دینار 1024 00:47:55,570 --> 00:47:57,809 من شش تا از آنها را رسوب دادم 1025 00:47:57,809 --> 00:48:01,570 پس بیست و چهار دینار به من داد 1026 00:48:01,570 --> 00:48:03,010 بهار گفت 1027 00:48:03,010 --> 00:48:05,250 پشت سر الشافعی راه افتادم 1028 00:48:05,250 --> 00:48:09,010 شخصی کاغذی به او داد و گفت: 1029 00:48:09,010 --> 00:48:10,849 من یک فروشگاه مواد غذایی هستم 1030 00:48:10,849 --> 00:48:12,849 سرمایه من یک درهم است 1031 00:48:12,849 --> 00:48:14,369 و من ازدواج کردم 1032 00:48:14,369 --> 00:48:15,809 منظورم اینه 1033 00:48:15,889 --> 00:48:17,570 گفت: یا ربیع. 1034 00:48:17,570 --> 00:48:20,210 سی دینار به او می دهم 1035 00:48:20,210 --> 00:48:21,250 پس گفتم 1036 00:48:21,250 --> 00:48:24,449 این برای ده درهم کافی است 1037 00:48:24,449 --> 00:48:26,050 گفت: وای بر تو! 1038 00:48:26,050 --> 00:48:28,929 و آنچه را که به سی دینار انجام می دهد 1039 00:48:28,929 --> 00:48:31,409 آیا این است یا آن؟ 1040 00:48:31,409 --> 00:48:34,530 او شروع به آماده سازی کرد که در دستگاه خود چه کاری انجام دهد 1041 00:48:34,530 --> 00:48:35,809 سپس گفت 1042 00:48:35,809 --> 00:48:37,090 به او می دهم 1043 00:48:37,090 --> 00:48:39,969 و رز زبیر بن سلیمان القرشی 1044 00:48:39,969 --> 00:48:42,210 از شافعی می‌گوید: 1045 00:48:42,210 --> 00:48:44,050 هارتاما رفت 1046 00:48:44,050 --> 00:48:47,570 پس سلام امیرالمؤمنین هارون را بر من بخوان 1047 00:48:47,570 --> 00:48:48,849 و او گفت 1048 00:48:48,849 --> 00:48:52,210 پنج هزار دینار به شما دستور داد 1049 00:48:52,210 --> 00:48:53,730 القرشی گفت 1050 00:48:53,730 --> 00:48:55,730 پس پول را نزد او آورد 1051 00:48:55,730 --> 00:48:58,769 پس تکه‌ای کاغذ برداشت و در بسته‌ای پیچید 1052 00:48:58,769 --> 00:49:01,250 فرقه های آن از قریشیان است 1053 00:49:01,250 --> 00:49:03,409 تا اینکه به خانه برگشت 1054 00:49:03,409 --> 00:49:06,610 جز کمتر از صد دینار 1055 00:49:06,610 --> 00:49:08,530 ابن عبدالحکم گفت 1056 00:49:08,530 --> 00:49:11,889 شافعی سخاوتمندترین مردم با آنچه می یافت بود 1057 00:49:11,969 --> 00:49:14,050 داشت از کنار ما رد می شد 1058 00:49:14,050 --> 00:49:16,610 اگر مرا پیدا کرد وگرنه می گوید 1059 00:49:16,610 --> 00:49:20,289 به محمد بگو اگر بیاید به خانه می آید 1060 00:49:20,289 --> 00:49:23,900 تا او نیاید ناهار نمی خورم 1061 00:49:23,900 --> 00:49:26,699 از شافعی می‌گوید: 1062 00:49:26,699 --> 00:49:28,860 بدبختی است رزق تا آخر 1063 00:49:28,860 --> 00:49:31,500 تجاوز به مردم 1064 00:49:31,500 --> 00:49:33,500 یونس الصدافی گفت: 1065 00:49:33,500 --> 00:49:35,340 شافعی به من گفت 1066 00:49:35,340 --> 00:49:38,619 هیچ راهی برای در امان ماندن از مردم وجود ندارد 1067 00:49:38,619 --> 00:49:42,179 ببینید چه چیزی برای شما مناسب است و به آن پایبند باشید 1068 00:49:42,179 --> 00:49:44,500 از شافعی می‌گوید: 1069 00:49:44,500 --> 00:49:46,980 اگر می ترسید که کار شما شگفت انگیز باشد 1070 00:49:46,980 --> 00:49:49,059 پس رضایت کسی که به دنبالش هستید را به خاطر بسپارید 1071 00:49:49,059 --> 00:49:51,539 و در چه سعادتی می لرزید؟ 1072 00:49:51,539 --> 00:49:54,179 از چه مجازاتی می ترسی؟ 1073 00:49:54,179 --> 00:49:56,099 چه کسی در مورد آن فکر کرد؟ 1074 00:49:56,099 --> 00:49:58,559 او کار کمی دارد 1075 00:49:58,559 --> 00:50:01,119 عبدالرحمن بن مهدی نوشت 1076 00:50:01,119 --> 00:50:03,760 به شافعی در جوانی 1077 00:50:03,760 --> 00:50:07,440 برای او کتابی بنویسد که حاوی معانی قرآن باشد 1078 00:50:07,519 --> 00:50:09,599 پذیرش اخبار را جمع آوری می کند 1079 00:50:09,599 --> 00:50:11,440 و برهان اجماع 1080 00:50:11,440 --> 00:50:14,159 و بیان منسوخ و منسوخ 1081 00:50:14,159 --> 00:50:17,199 پس نامه ای برایش نوشت 1082 00:50:17,199 --> 00:50:19,760 عبدالرحمن بن مهدی گفت 1083 00:50:19,760 --> 00:50:21,679 چه نمازی بخوانم؟ 1084 00:50:21,679 --> 00:50:25,440 مگر اینکه در آن به شافعی دعا کنم 1085 00:50:25,440 --> 00:50:27,760 حارث بن سرایج گفت: 1086 00:50:27,760 --> 00:50:30,559 شنیدم یحیی القطان گفت 1087 00:50:30,559 --> 00:50:32,880 از خدا برای شافعی دعا می کنم 1088 00:50:32,880 --> 00:50:34,719 من او را جدا می کنم 1089 00:50:34,719 --> 00:50:36,960 احمد بن حنبل گفت 1090 00:50:36,960 --> 00:50:39,519 شش را من می گویم سحر و جادو 1091 00:50:39,519 --> 00:50:41,760 یکی از آنها شافعی است 1092 00:50:41,760 --> 00:50:42,960 و او گفت 1093 00:50:42,960 --> 00:50:44,800 من به شافعی دعا می کنم 1094 00:50:44,800 --> 00:50:48,289 چهل سال در دعای من 1095 00:50:48,289 --> 00:50:51,409 عبدالله بن احمد بن حنبل گفت 1096 00:50:51,409 --> 00:50:52,929 به پدرم گفتم 1097 00:50:52,929 --> 00:50:55,489 کدام مرد شافعی بود؟ 1098 00:50:55,489 --> 00:50:59,010 شنیدم که خیلی براش دعا میکنی 1099 00:50:59,010 --> 00:51:00,610 گفت پسرم 1100 00:51:00,610 --> 00:51:02,690 او برای جهان مانند خورشید بود 1101 00:51:02,690 --> 00:51:05,090 و همچنین سلامتی برای مردم 1102 00:51:05,090 --> 00:51:07,090 آیا این دو جانشین دارند؟ 1103 00:51:07,090 --> 00:51:09,309 یا به جای هر یک از آنها 1104 00:51:09,309 --> 00:51:11,309 ابو داود گفت 1105 00:51:11,309 --> 00:51:13,389 من اباعبدالله را ندیدم 1106 00:51:13,389 --> 00:51:15,550 به معنای احمد بن حنبل 1107 00:51:15,550 --> 00:51:17,230 خم شدن به سمت یکی 1108 00:51:17,230 --> 00:51:19,730 گرایش او به شافعی 1109 00:51:19,730 --> 00:51:22,130 قتیبه بن سعید گفت 1110 00:51:22,130 --> 00:51:24,849 انقلابی مرد و تقوا مرد 1111 00:51:24,849 --> 00:51:28,130 شافعی درگذشت و اهل سنت مردند 1112 00:51:28,130 --> 00:51:30,289 احمد بن حنبل می میرد 1113 00:51:30,289 --> 00:51:32,289 بدعت ها ظاهر می شوند 1114 00:51:32,289 --> 00:51:34,449 احمد بن حنبل گفت 1115 00:51:34,449 --> 00:51:38,050 خداوند به مردم یک سر در صد اعتبار می دهد 1116 00:51:38,050 --> 00:51:40,050 چه کسی به آنها سنت می آموزد؟ 1117 00:51:40,050 --> 00:51:44,929 دروغ به نفع رسول خدا صلی الله علیه و آله است 1118 00:51:44,929 --> 00:51:46,769 سپس احمد گفت 1119 00:51:46,769 --> 00:51:48,130 بنابراین ما نگاه کردیم 1120 00:51:48,130 --> 00:51:51,730 پس در رأس آن صد نفر عمر بن عبدالعزیز قرار داشت 1121 00:51:51,730 --> 00:51:53,730 و در آغاز دویست 1122 00:51:53,730 --> 00:51:55,500 الشافعی 1123 00:51:55,500 --> 00:51:57,179 شافعی گفت 1124 00:51:57,179 --> 00:52:00,300 اگر مرد اهل حدیث دیدی 1125 00:52:00,300 --> 00:52:03,179 گویی مردی از اصحاب پیامبر را دیدم 1126 00:52:03,340 --> 00:52:05,340 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد 1127 00:52:05,340 --> 00:52:07,340 خداوند به آنها جزای خیر بدهد 1128 00:52:07,340 --> 00:52:09,340 اصل را برای ما حفظ کردند 1129 00:52:09,340 --> 00:52:11,340 به ما اعتبار می دهند 1130 00:52:11,340 --> 00:52:13,340 ابوزراء گفت 1131 00:52:13,340 --> 00:52:15,340 نه به قول شافعی 1132 00:52:15,340 --> 00:52:17,340 یک بیانیه نادرست 1133 00:52:17,340 --> 00:52:19,500 ابوداود سیجستانی گفت 1134 00:52:19,500 --> 00:52:21,500 من نمی دانم 1135 00:52:21,500 --> 00:52:23,500 شافعی حدیث دارد 1136 00:52:23,500 --> 00:52:25,539 گفتم 1137 00:52:25,539 --> 00:52:27,539 این بهترین چیز است 1138 00:52:27,539 --> 00:52:29,539 اما استدلال حافظ قابل اعتماد است 1139 00:52:29,539 --> 00:52:31,539 و چه رسد به گفتن 1140 00:52:31,539 --> 00:52:33,539 من یه همچین چیزی میگم 1141 00:52:33,539 --> 00:52:35,539 حافظ ابوبکر آن را طبقه بندی کرده است 1142 00:52:35,539 --> 00:52:37,539 الخطیب کتابی نوشت 1143 00:52:37,539 --> 00:52:39,539 در اثبات توسل به امام 1144 00:52:39,539 --> 00:52:41,539 الشافعی 1145 00:52:41,539 --> 00:52:43,539 فقط افراد حسود در مورد آن صحبت کردند 1146 00:52:43,539 --> 00:52:45,539 یا از احوال او بی خبر 1147 00:52:45,539 --> 00:52:47,539 این حرف دروغ بود 1148 00:52:47,539 --> 00:52:49,539 از آنها مثبت به افزایش است 1149 00:52:49,539 --> 00:52:51,539 مقام و منزلت او 1150 00:52:51,539 --> 00:52:53,539 این حکم خدا برای بندگانش است 1151 00:52:53,539 --> 00:52:55,539 ای شما که 1152 00:52:55,539 --> 00:52:57,539 باور کن، نباش 1153 00:52:57,539 --> 00:52:59,539 مثل اونایی که صدمه میزنن 1154 00:52:59,539 --> 00:53:01,539 موسی پس با خدا آشتی کردند 1155 00:53:01,539 --> 00:53:03,539 از آنچه گفتند 1156 00:53:03,539 --> 00:53:05,539 و این بود 1157 00:53:05,539 --> 00:53:07,539 در نزد خداوند شایسته است 1158 00:53:07,539 --> 00:53:09,539 او گفت 1159 00:53:09,539 --> 00:53:11,539 احمد بن حنبن 1160 00:53:11,539 --> 00:53:13,539 شافعی یکی از فصیح ترین افراد بود 1161 00:53:13,539 --> 00:53:15,539 یونس بن عبدالله گفت: 1162 00:53:15,539 --> 00:53:17,539 بالا 1163 00:53:17,539 --> 00:53:19,539 شافعی چیزی جز یک جادوگر نبود 1164 00:53:19,539 --> 00:53:21,539 انگار حرفش مستی بود 1165 00:53:21,539 --> 00:53:23,539 و او داشت 1166 00:53:23,539 --> 00:53:25,539 شیرینی منطق را داری 1167 00:53:25,539 --> 00:53:27,539 و فصاحتش خوب بود 1168 00:53:27,539 --> 00:53:29,539 و ذهن آبریزش 1169 00:53:29,539 --> 00:53:31,539 و فصاحت کامل 1170 00:53:31,539 --> 00:53:33,599 و در یک بحث شرکت کنید 1171 00:53:33,599 --> 00:53:35,599 احمد بن صالح گفت 1172 00:53:35,599 --> 00:53:37,599 اگر شافعی صحبت می کرد 1173 00:53:37,599 --> 00:53:39,599 انگار صدایش یک صدا بود 1174 00:53:39,599 --> 00:53:41,599 سنج و زنگ 1175 00:53:41,599 --> 00:53:43,599 چه کسی صدای خوبی دارد؟ 1176 00:53:43,599 --> 00:53:45,599 ابونعیم بن عدی گفت 1177 00:53:45,599 --> 00:53:47,599 حافظ بهار را شنید 1178 00:53:47,599 --> 00:53:49,599 مکرر می گوید 1179 00:53:49,599 --> 00:53:51,599 اگر دیدی شافعی 1180 00:53:51,599 --> 00:53:53,599 بیان خوب و شیوای او 1181 00:53:53,599 --> 00:53:55,599 اگر داشت تعجب می کردم 1182 00:53:55,599 --> 00:53:57,599 او این کتاب ها را بر اساس زبان عربی خود قرار داد 1183 00:53:57,599 --> 00:53:59,599 که داشت صحبت می کرد 1184 00:53:59,599 --> 00:54:01,599 با ما در مناظره 1185 00:54:01,599 --> 00:54:03,599 نمی توانستیم کتاب هایش را بخوانیم 1186 00:54:03,599 --> 00:54:05,599 برای سخنوری اش 1187 00:54:05,599 --> 00:54:07,599 و عجیب بودن کلامش 1188 00:54:07,599 --> 00:54:09,599 با این حال، در نوشته او بود 1189 00:54:09,599 --> 00:54:11,659 برای مردم توضیح می دهد 1190 00:54:11,659 --> 00:54:13,659 الربیع بن سلیمان گفت 1191 00:54:13,659 --> 00:54:15,659 این زبان شافعی بود 1192 00:54:15,659 --> 00:54:17,659 بزرگتر از اونی که نوشته 1193 00:54:17,659 --> 00:54:19,659 اگر او را دیدی 1194 00:54:19,659 --> 00:54:21,659 گفتی این نیست 1195 00:54:21,659 --> 00:54:23,699 او آن را نوشت 1196 00:54:23,699 --> 00:54:25,699 عبدالملک بن هشمن 1197 00:54:25,699 --> 00:54:27,699 زبان شناس طولانی است 1198 00:54:27,699 --> 00:54:29,699 نشستن ما با شافعی 1199 00:54:29,699 --> 00:54:31,699 من هرگز آهنگی از او نشنیده بودم 1200 00:54:31,699 --> 00:54:33,980 گفتم 1201 00:54:33,980 --> 00:54:35,980 چطور ممکن است؟ 1202 00:54:35,980 --> 00:54:37,980 و همینطور در فصاحت 1203 00:54:37,980 --> 00:54:39,980 ضرب المثل 1204 00:54:39,980 --> 00:54:41,980 او در زمان خود فصیح ترین قریش بود 1205 00:54:41,980 --> 00:54:43,980 و گرفته شد 1206 00:54:43,980 --> 00:54:46,019 درباره او زبان 1207 00:54:46,019 --> 00:54:48,019 احمد بن ابی سریجان گفت 1208 00:54:48,019 --> 00:54:50,019 رازی ندید 1209 00:54:50,019 --> 00:54:52,019 کسی که حرف میزنم و حرف نمیزنم 1210 00:54:52,019 --> 00:54:54,139 الاسمایی گفت 1211 00:54:54,139 --> 00:54:56,139 موهایش را در دم فرو کردم 1212 00:54:56,139 --> 00:54:58,139 از نظر شافعی 1213 00:54:58,139 --> 00:55:00,139 زبیر بن بکار گفت 1214 00:55:00,139 --> 00:55:02,139 موهایش را در دم فرو کردم 1215 00:55:02,139 --> 00:55:04,139 حقایق آن در مورد عمویم است 1216 00:55:04,139 --> 00:55:06,139 مصعب بن عبدالله 1217 00:55:06,139 --> 00:55:08,139 گفت از شافعی گرفتم 1218 00:55:08,139 --> 00:55:10,139 برای صرفه جویی 1219 00:55:10,139 --> 00:55:12,139 ابن عبدالحکم گفت 1220 00:55:12,139 --> 00:55:14,139 من هرگز مناظره الشافعی را ندیدم 1221 00:55:14,139 --> 00:55:16,139 کسی جز رحمت او نیست 1222 00:55:16,139 --> 00:55:18,139 حتی اگر شافعی را دیدم 1223 00:55:18,139 --> 00:55:20,139 او به شما نگاه می کند، من فکر می کردم 1224 00:55:20,139 --> 00:55:22,139 و هفت است که تو را می خورد 1225 00:55:22,139 --> 00:55:24,139 اوست که حجت را به مردم آموخت 1226 00:55:24,139 --> 00:55:26,239 و در مورد هارون 1227 00:55:26,239 --> 00:55:28,239 بن سعید العیلی 1228 00:55:28,239 --> 00:55:30,239 گفت که شافعی 1229 00:55:30,239 --> 00:55:32,239 به این ستون نگاه کنید 1230 00:55:32,239 --> 00:55:34,239 سنگ چوبی است برای تسخیر 1231 00:55:34,239 --> 00:55:36,239 به دلیل توانایی او در بحث 1232 00:55:36,239 --> 00:55:38,239 ابن واره گفت 1233 00:55:38,239 --> 00:55:40,239 از مصر آمد 1234 00:55:40,239 --> 00:55:42,239 پس نزد احمد بن حنبل آمدم 1235 00:55:42,239 --> 00:55:44,239 او به من گفت 1236 00:55:44,239 --> 00:55:46,239 من کتابهای شافعی را نوشتم 1237 00:55:46,239 --> 00:55:48,239 گفتم نه 1238 00:55:48,239 --> 00:55:50,239 فرت گفت 1239 00:55:50,239 --> 00:55:52,239 ما عام را از خاص نمی دانیم 1240 00:55:52,239 --> 00:55:54,239 حديث منسوخ همان حديث منسوخ است 1241 00:55:54,239 --> 00:55:56,239 تا اینکه شافعی پیش ما نشست 1242 00:55:56,239 --> 00:55:58,269 او گفت 1243 00:55:58,269 --> 00:56:00,269 این باعث شد برگردم 1244 00:56:00,269 --> 00:56:02,269 به مصر 1245 00:56:02,269 --> 00:56:04,269 پس من آن را نوشتم 1246 00:56:04,269 --> 00:56:06,269 محمد بن یعقوب الفرجی گفت 1247 00:56:06,269 --> 00:56:08,269 شنیدم علی بن المدینی 1248 00:56:08,269 --> 00:56:10,269 او به شما می گوید 1249 00:56:10,269 --> 00:56:12,369 نوشته الشافعی 1250 00:56:12,369 --> 00:56:14,369 مقداری از آن را گفتم 1251 00:56:14,369 --> 00:56:16,369 هنرهای این امام پزشکی است 1252 00:56:16,369 --> 00:56:18,369 او آن را می دانست 1253 00:56:18,369 --> 00:56:20,429 بهار گفت 1254 00:56:20,429 --> 00:56:22,429 از شافعی شنیدم که می گفت: 1255 00:56:22,429 --> 00:56:24,429 من از علم خبر ندارم 1256 00:56:24,429 --> 00:56:26,429 بعد از حلال و حرام 1257 00:56:26,429 --> 00:56:28,429 یا بهتر بگویم از پزشکی 1258 00:56:28,429 --> 00:56:30,429 اما اهل کتاب ما را شکست داده اند 1259 00:56:30,429 --> 00:56:32,530 روی آن 1260 00:56:32,530 --> 00:56:34,530 مصعب بن عبدالله گفت 1261 00:56:34,530 --> 00:56:36,530 من کسی را که می شناختم ندیدم 1262 00:56:36,530 --> 00:56:38,530 در روزگار اهل شافعی 1263 00:56:38,530 --> 00:56:40,590 یونس الصدافی گفت: 1264 00:56:40,590 --> 00:56:42,590 شافعی بود 1265 00:56:42,590 --> 00:56:44,590 اگر در روزگار مردم گرفته شود 1266 00:56:44,590 --> 00:56:46,590 گفتم این صنعت اوست 1267 00:56:46,590 --> 00:56:48,590 و انتقال 1268 00:56:48,590 --> 00:56:50,590 امام بن سرایج 1269 00:56:50,590 --> 00:56:52,590 از برخی نسب شناسان می فرماید: 1270 00:56:52,590 --> 00:56:54,590 شافعی داناترین آنها بود 1271 00:56:54,590 --> 00:56:56,590 مردم بر اساس شجره نامه 1272 00:56:56,590 --> 00:56:58,590 شب با او ملاقات کردند 1273 00:56:58,590 --> 00:57:00,590 پس شجره نامه ها را به آنها یادآوری کنید 1274 00:57:00,590 --> 00:57:02,590 زنان در صبح 1275 00:57:02,590 --> 00:57:04,590 شجره نامه گفت 1276 00:57:04,590 --> 00:57:06,590 هر مردی او را می شناسد 1277 00:57:06,590 --> 00:57:08,619 و از شافعی 1278 00:57:08,619 --> 00:57:10,619 او آنچه را که می خواستم گفت 1279 00:57:10,619 --> 00:57:12,619 به معنای عربی است 1280 00:57:12,619 --> 00:57:14,619 اخبار به جز کمک 1281 00:57:14,619 --> 00:57:16,619 در فقه 1282 00:57:16,619 --> 00:57:18,619 یونس بن عبدالله گفت 1283 00:57:18,619 --> 00:57:20,619 من کسی را ملاقات نکردم 1284 00:57:20,619 --> 00:57:22,619 از بیماری، شافعی را نیافتم 1285 00:57:22,619 --> 00:57:24,619 پس وارد او شدم 1286 00:57:24,619 --> 00:57:26,619 گفت: آنچه در ادامه می آید را بخوانید. 1287 00:57:26,619 --> 00:57:28,619 صد و بیست از ال 1288 00:57:28,619 --> 00:57:30,619 عمران پس خواندم 1289 00:57:30,619 --> 00:57:32,619 وقتی بلند شدم 1290 00:57:32,619 --> 00:57:34,619 گفت فراموش نکن 1291 00:57:34,619 --> 00:57:36,619 در مورد من، من ناراحت هستم 1292 00:57:36,619 --> 00:57:38,619 یونس گفت 1293 00:57:38,619 --> 00:57:40,619 درباره ما با خواندن مالاگا 1294 00:57:40,619 --> 00:57:42,619 الموزنی گفت 1295 00:57:42,619 --> 00:57:44,659 بر شافعی وارد شدم 1296 00:57:44,659 --> 00:57:46,659 در طول بیماری که در آن درگذشت 1297 00:57:46,659 --> 00:57:48,659 پس گفتم اوه 1298 00:57:48,659 --> 00:57:50,659 اباعبدالله 1299 00:57:50,659 --> 00:57:52,659 چطور شدی؟ 1300 00:57:52,659 --> 00:57:54,659 سرش را بالا گرفت 1301 00:57:54,659 --> 00:57:56,659 و گفت شد 1302 00:57:56,659 --> 00:57:58,659 از این دنیا رفته 1303 00:57:58,659 --> 00:58:00,659 و برای برادران من تفاوت است 1304 00:58:00,659 --> 00:58:02,659 متاسفانه برای کار من 1305 00:58:02,659 --> 00:58:04,659 با من ملاقات کن 1306 00:58:04,659 --> 00:58:06,659 و برای خدا ممکن است 1307 00:58:06,659 --> 00:58:08,659 نمی دانم روحم چه می شود 1308 00:58:08,659 --> 00:58:10,659 ما یک بهشت داریم، پس به آن تبریک بگو 1309 00:58:10,659 --> 00:58:12,659 یا آتش زدن 1310 00:58:12,659 --> 00:58:14,659 پس من او را دلداری می دهم 1311 00:58:14,659 --> 00:58:16,659 بعد گریه کرد و شروع کرد به گفتن 1312 00:58:16,659 --> 00:58:18,719 و زمانی که او سخت بود 1313 00:58:18,719 --> 00:58:20,719 دلم و فرقه هایم تنگ است 1314 00:58:20,719 --> 00:58:22,719 امیدم را ساختم 1315 00:58:22,719 --> 00:58:24,719 درود بر شما بدون بخشش 1316 00:58:24,719 --> 00:58:26,719 به من افتخار کن 1317 00:58:26,719 --> 00:58:28,719 گناه من وقتی لینکش کردم 1318 00:58:28,719 --> 00:58:30,719 مرا ببخش پروردگارا 1319 00:58:30,719 --> 00:58:32,719 بخشش شما بیشتر بود 1320 00:58:32,719 --> 00:58:34,719 من هنوز دارم می بخشم 1321 00:58:34,719 --> 00:58:36,719 از گناه که نرفتی 1322 00:58:36,719 --> 00:58:38,719 سخاوتمند باشید و ببخشید 1323 00:58:38,719 --> 00:58:40,719 منا و تکرگما 1324 00:58:40,719 --> 00:58:42,849 ابو عباس گفت 1325 00:58:42,849 --> 00:58:44,849 ناشنوا به ما گفت 1326 00:58:44,849 --> 00:58:46,849 ربیع بن سلیمان 1327 00:58:46,849 --> 00:58:48,849 در حالی که شافعی مریض بود به ملاقات او رفتم 1328 00:58:48,849 --> 00:58:50,849 او به من گفت 1329 00:58:50,849 --> 00:58:52,849 آرزوی همه خلقت دارم 1330 00:58:52,849 --> 00:58:54,849 این کتاب ها را یاد بگیرید 1331 00:58:54,849 --> 00:58:56,849 منظورم کارمندان است 1332 00:58:56,849 --> 00:58:58,849 مشروط بر اینکه به من نسبت داده نشود 1333 00:58:58,849 --> 00:59:00,849 یه چیزی اینو گفت 1334 00:59:00,849 --> 00:59:02,849 روز یکشنبه درگذشت 1335 00:59:02,849 --> 00:59:04,849 پنجشنبه رفتیم 1336 00:59:04,849 --> 00:59:06,849 از تشییع جنازه او در شب جمعه 1337 00:59:06,849 --> 00:59:08,849 هلال ماه را دیدیم 1338 00:59:08,849 --> 00:59:10,849 شعبان سال دویست و چهار 1339 00:59:10,849 --> 00:59:12,849 و او مقداری دارد 1340 00:59:12,849 --> 00:59:14,980 پنجاه سال 1341 00:59:14,980 --> 00:59:16,980 شیخ الاسلام گفت 1342 00:59:16,980 --> 00:59:18,980 علی بن احمد بن یوسف 1343 00:59:18,980 --> 00:59:20,980 الحکاری در کتابی 1344 00:59:20,980 --> 00:59:22,980 آموزه شافعی 1345 00:59:22,980 --> 00:59:24,980 یونس بن عبدالله گفت 1346 00:59:24,980 --> 00:59:26,980 بالا شنیده اوپا 1347 00:59:26,980 --> 00:59:28,980 عبدالله شافعی می گوید 1348 00:59:28,980 --> 00:59:30,980 از او درباره صفات سؤال شد 1349 00:59:30,980 --> 00:59:32,980 خداوند متعال 1350 00:59:32,980 --> 00:59:34,980 خداوند اسما و صفاتی دارد 1351 00:59:34,980 --> 00:59:36,980 او به آن رسید 1352 00:59:36,980 --> 00:59:38,980 کتاب او 1353 00:59:38,980 --> 00:59:40,980 این موضوع را به پیامبرش گفت 1354 00:59:40,980 --> 00:59:42,980 درود خدا بر او و ملتش باد 1355 00:59:42,980 --> 00:59:44,980 هیچ کس نمی تواند روی آن بایستد 1356 00:59:44,980 --> 00:59:46,980 استدلال مردود است 1357 00:59:46,980 --> 00:59:48,980 زیرا قرآن با آن نازل شده است 1358 00:59:48,980 --> 00:59:50,980 و رسول خدا از خواب بیدار شد 1359 00:59:50,980 --> 00:59:52,980 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد 1360 00:59:52,980 --> 00:59:54,980 بگو 1361 00:59:54,980 --> 00:59:56,980 اگر بعد از اثبات منافات دارد 1362 00:59:56,980 --> 00:59:58,980 دلیل بر او این است که کافر است 1363 00:59:58,980 --> 01:00:00,980 در مورد قبل از اینکه ثابت شود 1364 01:00:00,980 --> 01:00:02,980 او از روی جهل معذور است 1365 01:00:02,980 --> 01:00:04,980 چون او این را می دانست 1366 01:00:04,980 --> 01:00:06,980 توسط ذهن درک نمی شود 1367 01:00:06,980 --> 01:00:08,980 نه با بینش و فکر 1368 01:00:08,980 --> 01:00:10,980 ما به جهل کافر نیستیم 1369 01:00:10,980 --> 01:00:12,980 هیچ کس آن را ندارد 1370 01:00:12,980 --> 01:00:14,980 فقط بعد از اتمام خبر 1371 01:00:14,980 --> 01:00:16,980 به او با آن 1372 01:00:16,980 --> 01:00:18,980 ما این ویژگی ها را ثابت می کنیم 1373 01:00:18,980 --> 01:00:20,980 ما قیاس را تکذیب می کنیم 1374 01:00:20,980 --> 01:00:22,980 خودش هم تکذیب کرد 1375 01:00:22,980 --> 01:00:24,980 گفت: مثل او نیست. 1376 01:00:24,980 --> 01:00:27,199 چیزی که شنوا و بیناست 1377 01:00:27,199 --> 01:00:29,199 رادیاتور گفت 1378 01:00:29,199 --> 01:00:31,199 شافعی یکی از شاعرترین افراد بود 1379 01:00:31,199 --> 01:00:33,199 و افراد مودب 1380 01:00:33,199 --> 01:00:35,199 من آنها را با خواندن آشنا می کنم 1381 01:00:35,199 --> 01:00:37,199 یونس بن عبدالله گفت: 1382 01:00:37,199 --> 01:00:39,199 بالاترین بود 1383 01:00:39,199 --> 01:00:41,199 شافعی اگر در تفسیر گرفته شود 1384 01:00:41,199 --> 01:00:43,199 انگار شاهد دانلود بود 1385 01:00:43,199 --> 01:00:45,199 الزعفرانی گفت 1386 01:00:45,199 --> 01:00:47,199 او به سمت ما آمد 1387 01:00:47,199 --> 01:00:49,199 الشافعی، بغداد در یک سال 1388 01:00:49,199 --> 01:00:51,199 95 پس ماند 1389 01:00:51,199 --> 01:00:53,199 اونوقت یه ماه وقت داریم 1390 01:00:53,199 --> 01:00:55,199 بیرون آمد و گریه کرد 1391 01:00:55,199 --> 01:00:57,199 با حنا و شد 1392 01:00:57,199 --> 01:00:59,199 غرفه داران 1393 01:00:59,199 --> 01:01:01,199 ابن ماجه گفت آمد 1394 01:01:01,199 --> 01:01:03,199 یحیی بن معین به احمد 1395 01:01:03,199 --> 01:01:05,199 ابن حنبل، در حالی که 1396 01:01:05,199 --> 01:01:07,199 وقتی گذشت آنجا بود 1397 01:01:07,199 --> 01:01:09,199 شافعی بر قاطر خود 1398 01:01:09,199 --> 01:01:11,199 احمد از جا پرید و سلام کرد 1399 01:01:11,199 --> 01:01:13,199 دنبالش رفت و سرعتش را کم کرد 1400 01:01:13,199 --> 01:01:15,199 یحیی نشسته است 1401 01:01:15,199 --> 01:01:17,199 وقتی آمد 1402 01:01:17,199 --> 01:01:19,199 گفت: زنده باشی پدر. 1403 01:01:19,199 --> 01:01:21,199 عبدالله این چیه؟ 1404 01:01:21,199 --> 01:01:23,260 گفت بگذار باشد 1405 01:01:23,260 --> 01:01:25,260 اگر بخواهید این در مورد شماست 1406 01:01:25,260 --> 01:01:27,260 بنابراین او به این قاطر نیاز داشت 1407 01:01:27,260 --> 01:01:29,260 مرد 1408 01:01:29,260 --> 01:01:31,260 احمد بن العباس النسائی گفت 1409 01:01:31,260 --> 01:01:33,260 احمد بن حنبل را شنیدم 1410 01:01:33,260 --> 01:01:35,260 چیزی که نمی توانم بشمارم این است 1411 01:01:35,260 --> 01:01:37,260 می گوید ابو گفت 1412 01:01:37,260 --> 01:01:39,260 عبدالله شافعی 1413 01:01:39,260 --> 01:01:41,260 بعد آنچه را که دیدم گفت 1414 01:01:41,260 --> 01:01:43,260 یک نفر دنباله رو 1415 01:01:43,260 --> 01:01:45,260 از شافعی 1416 01:01:45,260 --> 01:01:47,260 یونس بن عبدالله گفت 1417 01:01:47,260 --> 01:01:49,260 از شافعی شنیدم که می گفت: 1418 01:01:49,260 --> 01:01:51,260 ای یونس 1419 01:01:51,260 --> 01:01:53,260 محدود کردن مردم 1420 01:01:53,260 --> 01:01:55,260 توهین به دشمنی 1421 01:01:55,260 --> 01:01:57,260 و به روی آنها باز باشید 1422 01:01:57,260 --> 01:01:59,260 آوردن همراهان بد 1423 01:01:59,260 --> 01:02:01,260 پس بین انقباضات باشید 1424 01:02:01,260 --> 01:02:03,329 و برونگرا 1425 01:02:03,329 --> 01:02:05,329 شافعی گفت 1426 01:02:05,329 --> 01:02:07,329 دانش هیچ فایده ای ندارد 1427 01:02:07,329 --> 01:02:09,329 دانش چیزی نیست که حفظ شود 1428 01:02:09,329 --> 01:02:11,329 مرد خردمند گفت 1429 01:02:11,329 --> 01:02:13,329 او باهوشی است که نادیده می گیرد 1430 01:02:13,329 --> 01:02:15,329 و او گفت 1431 01:02:15,329 --> 01:02:17,329 اگر آن آب سرد را می شناختم 1432 01:02:17,329 --> 01:02:19,329 جوانمردی ام کم می شود 1433 01:02:19,329 --> 01:02:21,460 چیزی که من نوشیدم 1434 01:02:21,460 --> 01:02:23,460 رحیم بن محمد شافعی 1435 01:02:23,460 --> 01:02:25,460 من کسی را ندیدم 1436 01:02:25,460 --> 01:02:27,460 بهترین دعا از شافعی 1437 01:02:27,460 --> 01:02:29,460 و همین است 1438 01:02:29,460 --> 01:02:31,460 برگرفته از مسلم بن خالد 1439 01:02:31,460 --> 01:02:33,460 مسلم آن را از ابن جریج گرفت 1440 01:02:33,460 --> 01:02:35,460 ابن جریج را گرفتند 1441 01:02:35,460 --> 01:02:37,460 از عطا 1442 01:02:37,460 --> 01:02:39,460 او پیشنهادی از ابن الزبیر گرفت 1443 01:02:39,460 --> 01:02:41,460 ابن الزبیر را گرفتند 1444 01:02:41,460 --> 01:02:43,460 از ابوبکر صدیق 1445 01:02:43,460 --> 01:02:45,460 ابوبکر آن را از پیامبر گرفت 1446 01:02:45,460 --> 01:02:47,460 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد 1447 01:02:47,460 --> 01:02:49,550 او یک شماره دارد 1448 01:02:49,550 --> 01:02:51,550 البغدادی گفت علم 1449 01:02:51,550 --> 01:02:53,550 امام شافعی و فضایل او 1450 01:02:53,550 --> 01:02:55,550 ائمه او را تجلیل کردند 1451 01:02:55,550 --> 01:02:57,550 و او گفت 1452 01:02:57,550 --> 01:02:59,550 خدا از بزرگ کردن او امتناع کرد 1453 01:02:59,550 --> 01:03:01,550 و ارتفاع آن 1454 01:03:01,550 --> 01:03:03,550 و نه برای آنچه که او را بزرگ می کند صاحب عرش است 1455 01:03:03,550 --> 01:03:05,579 قاب سازها 1456 01:03:05,579 --> 01:03:07,579 گفتم: ما خدا را مقصر نمی‌دانیم. 1457 01:03:07,579 --> 01:03:09,579 به عشق این امام 1458 01:03:09,579 --> 01:03:11,579 چون او مرد است 1459 01:03:11,579 --> 01:03:13,579 کمال در زمان خود 1460 01:03:13,579 --> 01:03:16,320 خدا رحمتش کند 1461 01:03:16,320 --> 01:03:18,320 زندگانی چهار امام 1462 01:03:18,320 --> 01:03:23,920 امام احمد بن حنبل 1463 01:03:23,920 --> 01:03:25,920 خدا رحمتش کند 1464 01:03:25,920 --> 01:03:29,420 او واقعاً امام است 1465 01:03:29,420 --> 01:03:31,420 و شیخ اسلام صادق است 1466 01:03:31,420 --> 01:03:33,420 اباعبدالله 1467 01:03:33,420 --> 01:03:35,420 احمد بن محمد بن حنبل 1468 01:03:35,420 --> 01:03:37,420 المروازی و سپس البغدادی 1469 01:03:37,420 --> 01:03:39,420 یکی از امامان برجسته 1470 01:03:39,420 --> 01:03:41,420 محمد بود 1471 01:03:41,420 --> 01:03:43,710 پدر اباعبدالله 1472 01:03:43,710 --> 01:03:45,710 از سربازان مرو 1473 01:03:45,710 --> 01:03:47,710 جوان مرد 1474 01:03:47,710 --> 01:03:49,710 او حدود سی سال سن دارد 1475 01:03:49,710 --> 01:03:51,710 احمد را یتیم بزرگ کردم 1476 01:03:51,710 --> 01:03:53,710 و گفته شد 1477 01:03:53,710 --> 01:03:55,710 مادرش از مرو گروید 1478 01:03:55,710 --> 01:03:57,710 او از او حامله است 1479 01:03:57,710 --> 01:03:59,840 و او گفت 1480 01:03:59,840 --> 01:04:01,840 صالح بن احمد 1481 01:04:01,840 --> 01:04:03,840 پدرم به من گفت 1482 01:04:03,840 --> 01:04:05,840 من در ربیع الاول به دنیا آمدم 1483 01:04:05,840 --> 01:04:07,840 صد و شصت و چهار سال 1484 01:04:07,840 --> 01:04:09,940 صالح گفت 1485 01:04:09,940 --> 01:04:11,940 بابام باردار شد 1486 01:04:11,940 --> 01:04:13,940 از مروه 1487 01:04:13,940 --> 01:04:15,940 پدرش جوان از دنیا رفت 1488 01:04:15,940 --> 01:04:19,630 مادرش وصیتش کرد 1489 01:04:19,630 --> 01:04:21,789 به دنبال دانش 1490 01:04:21,789 --> 01:04:23,789 او پانزده سال دارد 1491 01:04:23,789 --> 01:04:25,789 سالی که فوت کرد 1492 01:04:25,789 --> 01:04:27,789 مالک و حماد بن زید 1493 01:04:27,789 --> 01:04:29,820 پس از او شنید 1494 01:04:29,820 --> 01:04:31,820 شم بن بشیر و غیره 1495 01:04:31,820 --> 01:04:33,820 حضور سفیانی 1496 01:04:33,820 --> 01:04:35,820 بن عیینه الهلالی 1497 01:04:35,820 --> 01:04:37,820 قاضی ابی یوسف 1498 01:04:37,820 --> 01:04:39,820 جریر بن عبدالحمید 1499 01:04:39,820 --> 01:04:41,820 و ابوبکر بن عیاش 1500 01:04:41,820 --> 01:04:43,820 و ابو معاویه نابینا 1501 01:04:43,820 --> 01:04:45,820 غندار و بن علیا 1502 01:04:45,820 --> 01:04:47,820 یزید بن هارون 1503 01:04:47,820 --> 01:04:49,820 از وکی شنید 1504 01:04:49,820 --> 01:04:51,820 و بیشتر 1505 01:04:51,820 --> 01:04:53,820 و یحیی القطان غلو کرد 1506 01:04:53,820 --> 01:04:55,820 و عبدالرحمن بن مهدی 1507 01:04:55,820 --> 01:04:57,820 و محمد بن ادریس 1508 01:04:57,820 --> 01:04:59,820 شافعی به آن 1509 01:04:59,820 --> 01:05:01,820 در روایت قتیبه نازل شده است 1510 01:05:01,820 --> 01:05:03,820 بن سعید و علی بن 1511 01:05:03,820 --> 01:05:05,820 مدنی و ابوبکر 1512 01:05:05,820 --> 01:05:07,820 بن ابی شیبه و گروهی 1513 01:05:07,820 --> 01:05:09,820 از همسالانش 1514 01:05:09,820 --> 01:05:11,820 و تعداد شیوخ او که آن را روایت کرده اند 1515 01:05:11,820 --> 01:05:13,820 درباره آنها در مسند 1516 01:05:13,820 --> 01:05:15,820 دویست و هشتاد و یک نفر 1517 01:05:15,820 --> 01:05:17,820 بخاری از او روایت کرده است 1518 01:05:17,820 --> 01:05:19,820 اخیرا 1519 01:05:19,820 --> 01:05:21,820 عن الاحمد بن الحسن عن 1520 01:05:21,820 --> 01:05:23,820 حدیث دیگری در المغازی 1521 01:05:23,820 --> 01:05:25,820 مسلم و ابو از او روایت کردند 1522 01:05:25,820 --> 01:05:27,820 دیوید، در یک جمله گسترده 1523 01:05:27,820 --> 01:05:29,820 او هم در این باره صحبت کرد 1524 01:05:29,820 --> 01:05:31,820 صالح و عبدالله به دنیا آمدند 1525 01:05:31,820 --> 01:05:33,820 و پسر عمویش حنبل 1526 01:05:33,820 --> 01:05:35,820 بن اسحاق 1527 01:05:35,820 --> 01:05:37,820 و شیوخ او عبدالرزاق 1528 01:05:37,820 --> 01:05:39,820 و شافعی 1529 01:05:39,820 --> 01:05:41,820 اما شافعی نامی از او نبرد 1530 01:05:41,820 --> 01:05:43,820 بلکه گفت: به من بگو. 1531 01:05:43,820 --> 01:05:45,820 و علی بن 1532 01:05:45,820 --> 01:05:47,820 مدنی و یحیی بن 1533 01:05:47,820 --> 01:05:49,820 معین و ابو 1534 01:05:49,820 --> 01:05:51,820 زراء، ابوحاتم و دیگران 1535 01:05:51,820 --> 01:05:55,519 غیر از آنها 1536 01:05:55,519 --> 01:05:57,840 وصف او محمد بود 1537 01:05:57,840 --> 01:05:59,840 ابن عباس النحوی 1538 01:05:59,840 --> 01:06:01,840 احمد بن حنبل را دیدم 1539 01:06:01,840 --> 01:06:03,840 چهره خوب 1540 01:06:03,840 --> 01:06:05,840 آن را با حنا رنگ کنید 1541 01:06:05,840 --> 01:06:07,840 سبز خوب نیست 1542 01:06:07,840 --> 01:06:09,840 توی ریشش شعار هست 1543 01:06:09,840 --> 01:06:11,840 سیاه شد و لباسش را دید 1544 01:06:11,840 --> 01:06:13,840 جوجه های سفید 1545 01:06:13,840 --> 01:06:15,840 او را تاریک و خسته دیدم 1546 01:06:15,840 --> 01:06:17,840 ایزار 1547 01:06:17,840 --> 01:06:19,840 مروضی گفت 1548 01:06:19,840 --> 01:06:21,840 اباعبدالله را دیدم 1549 01:06:21,840 --> 01:06:23,840 اگر در خانه باشد 1550 01:06:23,840 --> 01:06:25,840 او معمولاً به صورت ضربدری می نشیند 1551 01:06:25,840 --> 01:06:27,840 فروتن 1552 01:06:27,840 --> 01:06:29,840 اگر بیرون بود معلوم نمی شد 1553 01:06:29,840 --> 01:06:31,840 او بسیار متواضع است 1554 01:06:31,840 --> 01:06:33,869 با قسمتی که در دستش بود وارد می شدم 1555 01:06:33,869 --> 01:06:35,869 او می خواند 1556 01:06:35,869 --> 01:06:37,869 المیمونی گفت 1557 01:06:37,869 --> 01:06:39,869 نمیدونم کسی رو دیدم یا نه 1558 01:06:39,869 --> 01:06:41,869 بدنمان را پاک کنیم 1559 01:06:41,869 --> 01:06:43,869 در سبیل و موهای سرش 1560 01:06:43,869 --> 01:06:45,869 و موهای بدنش 1561 01:06:45,869 --> 01:06:47,869 ناب ترین لباس سفید هم نیست 1562 01:06:47,869 --> 01:06:49,869 از احمد بن حنبل 1563 01:06:49,869 --> 01:06:51,869 خداوند از او راضی باشد 1564 01:06:51,869 --> 01:06:53,869 عبدالله بن احمد گفت 1565 01:06:53,869 --> 01:06:55,869 پدرم به من گفت 1566 01:06:55,869 --> 01:06:57,869 هر کتابی را که می خواهید بردارید 1567 01:06:57,869 --> 01:06:59,869 و همه از طبقه بندی شده 1568 01:06:59,869 --> 01:07:01,869 اگه خواستی از من بپرس 1569 01:07:01,869 --> 01:07:03,869 تا من بهت نگم حرف نزن 1570 01:07:03,869 --> 01:07:05,869 با انتساب 1571 01:07:05,869 --> 01:07:07,869 اگر می خواهید انتساب ارائه کنید، می توانم به شما بگویم 1572 01:07:07,869 --> 01:07:09,969 دارم حرف میزنم 1573 01:07:09,969 --> 01:07:11,969 عبدالله بن احمد گفت 1574 01:07:11,969 --> 01:07:13,969 ابوزراء به من گفت 1575 01:07:13,969 --> 01:07:15,969 پدرت هزار حدیث حفظ کرد 1576 01:07:15,969 --> 01:07:17,969 بنابراین به او گفته شد 1577 01:07:17,969 --> 01:07:19,969 و تو نمی دانی 1578 01:07:19,969 --> 01:07:21,969 او گفت که حافظه اش او را درگیر کرده است 1579 01:07:21,969 --> 01:07:23,969 درها 1580 01:07:23,969 --> 01:07:25,969 این یک داستان واقعی است 1581 01:07:25,969 --> 01:07:27,969 در وسعت علم اباعبدالله 1582 01:07:27,969 --> 01:07:29,969 و می شمردند 1583 01:07:29,969 --> 01:07:31,969 تصفیه شده و تاثیرگذار است 1584 01:07:31,969 --> 01:07:33,969 و فتوای طبیعی 1585 01:07:33,969 --> 01:07:35,969 و توضیح داده نشد 1586 01:07:35,969 --> 01:07:37,969 و غیره 1587 01:07:37,969 --> 01:07:39,969 بالابر قوی 1588 01:07:39,969 --> 01:07:41,969 نه یک دهم آن 1589 01:07:41,969 --> 01:07:43,969 ابراهیم الحربی گفت 1590 01:07:43,969 --> 01:07:45,969 اباعبدالله را دیدم 1591 01:07:45,969 --> 01:07:47,969 انگار خدا او را جمع کرد 1592 01:07:47,969 --> 01:07:49,969 اولین و آخرین را آموزش دهید 1593 01:07:49,969 --> 01:07:51,969 ابن راهوی گفت 1594 01:07:51,969 --> 01:07:53,969 من با احمد نشسته بودم 1595 01:07:53,969 --> 01:07:55,969 و یه پسر معین 1596 01:07:55,969 --> 01:07:57,969 بحث می کنیم و من می گویم 1597 01:07:57,969 --> 01:07:59,969 فقه چیست؟ 1598 01:07:59,969 --> 01:08:01,969 تعبیر آن چیست؟ 1599 01:08:01,969 --> 01:08:04,030 جز احمد ساکت می مانند 1600 01:08:04,030 --> 01:08:06,030 ابوبکر خلال گفت 1601 01:08:06,030 --> 01:08:08,030 احمد نوشته بود 1602 01:08:08,030 --> 01:08:10,030 نظر را نوشت و حفظ کرد 1603 01:08:10,030 --> 01:08:12,030 سپس به او توجهی نکرد 1604 01:08:12,030 --> 01:08:14,030 ابراهیم بن شمس گفت 1605 01:08:14,030 --> 01:08:16,029 شنیدم که کسی صحبت می کند 1606 01:08:16,029 --> 01:08:18,029 و حفص بن غیاث گوید 1607 01:08:18,029 --> 01:08:20,029 چه چیزی قبل از کوفه بود؟ 1608 01:08:20,029 --> 01:08:22,029 مثل اون فتتا 1609 01:08:22,029 --> 01:08:24,029 منظورشان احمد بن حنبل است 1610 01:08:24,029 --> 01:08:26,029 یحیی القطان گفت 1611 01:08:26,029 --> 01:08:28,029 آنچه به ما ارائه شد 1612 01:08:28,029 --> 01:08:30,029 مثل این دو احمد 1613 01:08:30,029 --> 01:08:32,029 و یحیی بن معین 1614 01:08:32,029 --> 01:08:34,029 و آنچه علی از بغداد آمد 1615 01:08:34,029 --> 01:08:36,029 و محبت به من از احمد بن حنبل 1616 01:08:36,029 --> 01:08:38,060 مهن بن یحیی گفت 1617 01:08:38,060 --> 01:08:40,060 من دیده ام 1618 01:08:40,060 --> 01:08:42,060 ابن عیینه و وکیع 1619 01:08:42,060 --> 01:08:44,060 و عبدالرزاق و مردم 1620 01:08:44,060 --> 01:08:46,060 من یک مرد کامل را ندیده ام 1621 01:08:46,060 --> 01:08:48,060 از احمد در علمش 1622 01:08:48,060 --> 01:08:50,060 زهد و تقوای او 1623 01:08:50,060 --> 01:08:52,260 مطالبی را ذکر کرد 1624 01:08:52,260 --> 01:08:54,260 عبدالله بن احمد گفت 1625 01:08:54,260 --> 01:08:56,260 شنیدم پدرم گفت 1626 01:08:56,260 --> 01:08:58,260 خوب انجام دادم 1627 01:08:58,260 --> 01:09:00,260 من و یحیی بن معین 1628 01:09:00,260 --> 01:09:02,260 پس نزد عبدالرزاق رفتم 1629 01:09:02,260 --> 01:09:04,260 و یحیی پشت سر گذاشت 1630 01:09:04,260 --> 01:09:06,260 وقتی رفتم در زدم 1631 01:09:06,260 --> 01:09:08,260 یک بقالی به من گفت 1632 01:09:08,260 --> 01:09:10,260 به سمت خانه اش 1633 01:09:10,260 --> 01:09:12,260 مه در نزن 1634 01:09:12,260 --> 01:09:14,260 از شیخ می ترسند 1635 01:09:14,260 --> 01:09:16,260 پس نشستم تا شد 1636 01:09:16,260 --> 01:09:18,260 قبل از غروب آفتاب رفت 1637 01:09:18,260 --> 01:09:20,260 پس محکم مقابل او و در دست من ایستاد 1638 01:09:20,260 --> 01:09:22,260 گفتگوهای منتخب 1639 01:09:22,260 --> 01:09:24,260 پس سلام کردم و گفتم 1640 01:09:24,260 --> 01:09:26,260 این را به من بگو، خدا رحمتت کند 1641 01:09:26,260 --> 01:09:28,260 چون من مرد غریبی هستم 1642 01:09:28,260 --> 01:09:30,260 گفت تو کی هستی؟ 1643 01:09:30,260 --> 01:09:32,260 گفتم: من احمد بن حنبل هستم 1644 01:09:32,260 --> 01:09:34,260 او گفت 1645 01:09:34,260 --> 01:09:36,260 پس مرا در آغوش گرفت و گفت 1646 01:09:36,260 --> 01:09:38,260 به خدا تو اباعبدالله هستی 1647 01:09:38,260 --> 01:09:40,260 سپس احادیث را گرفت 1648 01:09:40,260 --> 01:09:42,260 و آنها را وادار به خواندن آن کنید 1649 01:09:42,260 --> 01:09:44,260 تا اینکه شب تاریک شد 1650 01:09:44,260 --> 01:09:46,260 گری گفت 1651 01:09:46,260 --> 01:09:48,260 شنیدم که عبدالرزاق ذکر شده است 1652 01:09:48,260 --> 01:09:50,260 احمد بن حنبل چشمانش پر از اشک شد 1653 01:09:50,260 --> 01:09:52,260 و او گفت 1654 01:09:52,260 --> 01:09:54,260 به من خبر دادند که مخارجش تمام شده است 1655 01:09:54,260 --> 01:09:56,260 پس دستش را گرفتم 1656 01:09:56,260 --> 01:09:58,260 پس مجبورش کردم پشت در بماند 1657 01:09:58,260 --> 01:10:00,260 و هیچ کس با ما نیست 1658 01:10:00,260 --> 01:10:02,260 پس ده دینار به او دادم 1659 01:10:02,260 --> 01:10:04,260 او به من گفت، پدر 1660 01:10:04,260 --> 01:10:06,260 باکره 1661 01:10:06,260 --> 01:10:08,260 اگر چیزی از کسی قبول کنی 1662 01:10:08,260 --> 01:10:10,260 من از شما پذیرفتم 1663 01:10:10,260 --> 01:10:12,260 عبدالله گفت: به پدرم گفتم 1664 01:10:12,260 --> 01:10:14,260 به من خبر داده اند که عبدالرزاق 1665 01:10:14,260 --> 01:10:16,260 دینار را به شما پیشنهاد داد 1666 01:10:16,260 --> 01:10:18,260 گفت بله 1667 01:10:18,260 --> 01:10:20,260 و یزید بن هارون به من داد 1668 01:10:20,260 --> 01:10:22,260 پانصد درهم فکر کنم 1669 01:10:22,260 --> 01:10:24,260 من قبول نکردم 1670 01:10:24,260 --> 01:10:26,260 الجوزجانی گفت 1671 01:10:26,260 --> 01:10:28,260 احمد بن حنبل بود 1672 01:10:28,260 --> 01:10:30,260 با عبدالرزاق نماز می خواند 1673 01:10:30,260 --> 01:10:32,260 آسان است 1674 01:10:32,260 --> 01:10:34,260 عبدالرزاق از او پرسید 1675 01:10:34,260 --> 01:10:36,260 به او گفتند که نخورده است 1676 01:10:36,260 --> 01:10:38,260 یه چیزی سه روز پیش 1677 01:10:38,260 --> 01:10:40,260 احمد بن سنان گفت 1678 01:10:40,260 --> 01:10:42,260 برای گربه 1679 01:10:42,260 --> 01:10:44,260 من ندیدم کسی افزایش یابد 1680 01:10:44,260 --> 01:10:46,260 او از احمد جلال دارد 1681 01:10:46,260 --> 01:10:48,260 ابن حنبل یا اکرم 1682 01:10:48,260 --> 01:10:50,260 یکی مثل اون 1683 01:10:50,260 --> 01:10:52,260 کنارش نشسته بود 1684 01:10:52,260 --> 01:10:54,350 به او احترام می گذارد و با او شوخی نمی کند 1685 01:10:54,350 --> 01:10:56,350 عبدالرزاق گفت 1686 01:10:56,350 --> 01:10:58,350 من کسی را ندیدم که بفهمد 1687 01:10:58,350 --> 01:11:00,350 هیچ کس باتقواتر از احمد بن حنبل نیست 1688 01:11:00,350 --> 01:11:02,350 گفتم 1689 01:11:02,350 --> 01:11:04,350 او این را گفت 1690 01:11:04,350 --> 01:11:06,350 امثال ثوری و مالک را دید 1691 01:11:06,350 --> 01:11:08,380 و ابن گرگ 1692 01:11:08,380 --> 01:11:10,380 از اسماعیل بن علیه 1693 01:11:10,380 --> 01:11:12,380 اقامه نماز است 1694 01:11:12,380 --> 01:11:14,380 و او گفت 1695 01:11:14,380 --> 01:11:16,380 اینجا احمد بن حنبل است 1696 01:11:16,380 --> 01:11:18,380 به او بگو بیاید و دعا کند 1697 01:11:18,380 --> 01:11:20,380 با ما 1698 01:11:20,380 --> 01:11:22,380 هیثم بن جمیل الحافظ گفت 1699 01:11:22,380 --> 01:11:24,380 اگر احمد زنده باشد 1700 01:11:24,380 --> 01:11:26,380 بهانه ای برای مردم خواهد بود 1701 01:11:26,380 --> 01:11:28,380 زمان او 1702 01:11:28,380 --> 01:11:30,380 قتیبه گفت 1703 01:11:30,380 --> 01:11:32,380 بهترین مردم گذشته، سعادتمندان هستند 1704 01:11:32,380 --> 01:11:34,380 بعد این مرد جوان 1705 01:11:34,380 --> 01:11:36,380 به معنای احمد بن حنبل 1706 01:11:36,380 --> 01:11:38,380 و اگر مردی را دیدی که عاشق است... 1707 01:11:38,380 --> 01:11:40,380 احمد این را می دانست 1708 01:11:40,380 --> 01:11:42,380 صاحب یک سال 1709 01:11:42,380 --> 01:11:44,380 حتی اگر به عصر ثوری و اوزائی پی برده باشد 1710 01:11:44,380 --> 01:11:46,380 و لیث می شد 1711 01:11:46,380 --> 01:11:48,380 او است که آنها را ارائه می دهد 1712 01:11:48,380 --> 01:11:50,380 به قتیبه گفته شد 1713 01:11:50,380 --> 01:11:52,380 به ام احمد به پیروان گفتم 1714 01:11:52,380 --> 01:11:54,380 و او گفت 1715 01:11:54,380 --> 01:11:56,510 به دنبال کنندگان ارشد 1716 01:11:56,510 --> 01:11:58,510 گفتم روایت شده است 1717 01:11:58,510 --> 01:12:00,510 احمد در مسند خود بر قتیبه 1718 01:12:00,510 --> 01:12:02,579 خیلی 1719 01:12:02,579 --> 01:12:04,579 الموزنی گفت 1720 01:12:04,579 --> 01:12:06,579 شافعی به من گفت 1721 01:12:06,579 --> 01:12:08,579 جوانی را در بغداد دیدم 1722 01:12:08,579 --> 01:12:10,579 اگر گفت به ما بگو 1723 01:12:10,579 --> 01:12:12,579 مردم گفتند همه چیز درست است 1724 01:12:12,579 --> 01:12:14,579 گفتم او کیست؟ 1725 01:12:14,579 --> 01:12:16,579 احمد بن حنبل گفت 1726 01:12:16,579 --> 01:12:18,579 او را منع کرد 1727 01:12:18,579 --> 01:12:20,579 از شافعی شنیدم که می گفت: 1728 01:12:20,579 --> 01:12:22,579 من بغداد را ترک کردم 1729 01:12:22,579 --> 01:12:24,579 مردی را پشت سر نگذاشت 1730 01:12:24,579 --> 01:12:26,579 بهتر است من نمی دانم 1731 01:12:26,579 --> 01:12:28,579 من عقل و تقوا ندارم 1732 01:12:28,579 --> 01:12:31,279 از احمد بن حنبل 1733 01:12:31,279 --> 01:12:33,279 از علی بن مدینی 1734 01:12:33,279 --> 01:12:35,279 عزیزترین خدا گفت 1735 01:12:35,279 --> 01:12:37,279 بدهی به یکی از دوستان در روز ارتداد است 1736 01:12:37,279 --> 01:12:39,279 و با احمد در روز مصیبت 1737 01:12:39,279 --> 01:12:41,279 ابوعبید گفت 1738 01:12:41,279 --> 01:12:43,279 من مذهبی نیستم 1739 01:12:43,279 --> 01:12:45,279 یاد احمد افتادم 1740 01:12:45,279 --> 01:12:47,279 من مردی داناتر از این ندیدم 1741 01:12:48,279 --> 01:12:50,279 ابن معین گفت 1742 01:12:50,279 --> 01:12:52,279 می خواستند من مثل احمد باشم 1743 01:12:52,279 --> 01:12:54,279 قسم می خورم که نباشم 1744 01:12:54,279 --> 01:12:56,279 هرگز دوستش نداشته باش 1745 01:12:56,279 --> 01:12:58,279 ابن ابی حاتم گفت 1746 01:12:58,279 --> 01:13:00,279 از پدرم درباره علی بن پرسیدم 1747 01:13:00,279 --> 01:13:02,279 مدینی و احمد بن حنبل 1748 01:13:02,279 --> 01:13:04,279 کدام را ذخیره کنم؟ 1749 01:13:04,279 --> 01:13:06,279 و او گفت 1750 01:13:06,279 --> 01:13:08,279 در حفظ نزدیک بودند 1751 01:13:08,279 --> 01:13:10,279 احمد داناترین فقه بود 1752 01:13:10,279 --> 01:13:12,310 اگر کسی را دیدی که دوستش داری 1753 01:13:12,310 --> 01:13:14,310 احمد آموخت 1754 01:13:14,310 --> 01:13:16,310 او یک ساله است 1755 01:13:16,310 --> 01:13:18,310 ابوزراء گفت 1756 01:13:18,310 --> 01:13:20,310 احمد بن حنبل 1757 01:13:20,310 --> 01:13:22,310 او از اسحاق پیرتر و باهوش تر است 1758 01:13:22,310 --> 01:13:24,340 من کسی را ندیدم 1759 01:13:24,340 --> 01:13:26,340 کاملتر از احمد 1760 01:13:26,340 --> 01:13:28,340 النسایی گفت 1761 01:13:28,340 --> 01:13:30,340 مجموعه احمد بن حنبل 1762 01:13:30,340 --> 01:13:32,340 دانش حدیث و فقه 1763 01:13:32,340 --> 01:13:34,340 تقوا و زهد و صبر 1764 01:13:34,340 --> 01:13:36,340 ابو داود گفت 1765 01:13:36,340 --> 01:13:38,340 مجالس احمد بودند 1766 01:13:38,340 --> 01:13:40,340 شوراهای زندگی پس از مرگ 1767 01:13:40,340 --> 01:13:42,340 چیزی در مورد آن ذکر نشده است 1768 01:13:42,340 --> 01:13:44,340 از امر دنیا 1769 01:13:44,340 --> 01:13:46,340 من هرگز ندیدم که او به دنیا اشاره کند 1770 01:13:46,340 --> 01:13:48,569 ابن سلام گفت 1771 01:13:48,569 --> 01:13:50,569 محمد بن نصر را شنیدم 1772 01:13:50,569 --> 01:13:52,569 المروزی می گوید 1773 01:13:52,569 --> 01:13:54,569 به خانه احمد رفتم 1774 01:13:54,569 --> 01:13:56,569 ابن حنبل مکرر 1775 01:13:56,569 --> 01:13:58,569 از او در مورد مسائل پرسیدم 1776 01:13:58,569 --> 01:14:00,569 به او گفته شد: این بود. 1777 01:14:00,569 --> 01:14:02,569 جدیدتر ام اسحاق 1778 01:14:02,569 --> 01:14:04,569 گفت: بلكه احمد 1779 01:14:04,569 --> 01:14:06,569 مدرن تر و متدین تر 1780 01:14:06,569 --> 01:14:08,569 احمد از خانواده اش پیشی گرفت 1781 01:14:08,569 --> 01:14:10,659 زمان او 1782 01:14:10,659 --> 01:14:12,659 گفتم احمد عالی بود 1783 01:14:12,659 --> 01:14:14,659 سر در گفتگو 1784 01:14:14,659 --> 01:14:16,659 در فقه و خداشناسی 1785 01:14:16,659 --> 01:14:18,659 او مورد تمجید مردم قرار گرفت 1786 01:14:18,659 --> 01:14:20,659 مخالفان او، پس نظر شما چیست؟ 1787 01:14:20,659 --> 01:14:22,659 با برادران و همسالانش 1788 01:14:22,659 --> 01:14:24,659 او در عین حال با شکوه بود 1789 01:14:24,659 --> 01:14:26,659 حتی خدا گفت 1790 01:14:26,659 --> 01:14:28,659 ابوعبید با استعداد است 1791 01:14:28,659 --> 01:14:30,659 هیچکس در موضوع مهبت 1792 01:14:30,659 --> 01:14:34,710 احمد بن حنبل 1793 01:14:34,710 --> 01:14:36,710 فصلی در فضیلت و خدایی شدن او 1794 01:14:36,710 --> 01:14:38,710 و اجزاء آن 1795 01:14:38,710 --> 01:14:41,260 صالح بن احمد گفت 1796 01:14:41,260 --> 01:14:43,260 یک روز پیش پدرم آمدم 1797 01:14:43,260 --> 01:14:45,260 ایام الواثق 1798 01:14:45,260 --> 01:14:47,260 به هر حال خدا می داند 1799 01:14:47,260 --> 01:14:49,260 ما 1800 01:14:49,260 --> 01:14:51,260 برای نماز عصر بیرون رفت 1801 01:14:51,260 --> 01:14:53,260 او حالت نشسته داشت 1802 01:14:53,260 --> 01:14:55,260 بر او آمده بود 1803 01:14:55,260 --> 01:14:57,260 سالها تا خستگی 1804 01:14:57,260 --> 01:14:59,260 و اگر زیر آن 1805 01:14:59,260 --> 01:15:01,260 کتاب کاغذ 1806 01:15:01,260 --> 01:15:03,260 هر کاغذی در آن باشد 1807 01:15:03,260 --> 01:15:05,260 به من بگو ابا عبدالله 1808 01:15:05,260 --> 01:15:07,260 تو چه پریشانی 1809 01:15:07,260 --> 01:15:09,260 و هیچ بدهی ندارید 1810 01:15:09,260 --> 01:15:11,260 من به تو هدایت شدم 1811 01:15:11,260 --> 01:15:13,260 چهار هزار درهم 1812 01:15:13,260 --> 01:15:15,260 خیریه نیست 1813 01:15:15,260 --> 01:15:17,260 و زکات ندارد 1814 01:15:17,260 --> 01:15:19,260 اما این چیزی است که من از پدرم به ارث برده ام 1815 01:15:19,260 --> 01:15:21,260 پس من کتاب را خواندم 1816 01:15:21,260 --> 01:15:23,260 و من آن را زمین گذاشتم 1817 01:15:23,260 --> 01:15:25,260 وقتی وارد شد گفتم: بابا. 1818 01:15:25,260 --> 01:15:27,260 این کتاب چیست؟ 1819 01:15:27,260 --> 01:15:29,260 صورتش قرمز شد و گفت 1820 01:15:29,260 --> 01:15:31,260 من آن را از تو برداشته ام 1821 01:15:31,260 --> 01:15:33,260 سپس به آن مرد نامه نوشت 1822 01:15:33,260 --> 01:15:35,260 کتابت به دستم رسید 1823 01:15:35,260 --> 01:15:37,260 ما در سلامتی خوبی هستیم 1824 01:15:37,260 --> 01:15:39,260 در مورد دین 1825 01:15:39,260 --> 01:15:41,260 ما را خسته نمی کند 1826 01:15:41,260 --> 01:15:43,260 در مورد فرزندانمان 1827 01:15:43,260 --> 01:15:45,289 به لطف خدا 1828 01:15:45,289 --> 01:15:47,289 وقتی یک سال یا بیشتر گذشت 1829 01:15:47,289 --> 01:15:49,289 به آن اشاره کردیم 1830 01:15:49,289 --> 01:15:51,289 و او گفت 1831 01:15:51,289 --> 01:15:53,289 اگر قبول کرده بودیم 1832 01:15:53,289 --> 01:15:55,289 او رفته بود 1833 01:15:55,289 --> 01:15:57,289 عبیدنی القاری گفت 1834 01:15:57,289 --> 01:15:59,289 احمد عمویش وارد شد 1835 01:15:59,289 --> 01:16:01,289 گفت: برادرزاده ام. 1836 01:16:01,289 --> 01:16:03,289 این غم چیست؟ 1837 01:16:03,289 --> 01:16:05,289 این غم چیست؟ 1838 01:16:05,289 --> 01:16:07,289 سرش را بلند کرد و گفت 1839 01:16:07,289 --> 01:16:09,289 خوشا به حال کسی که خداوند از ذکر او غافل است 1840 01:16:09,289 --> 01:16:11,449 صالح گفت 1841 01:16:11,449 --> 01:16:13,449 شاید پدرم را دیدم 1842 01:16:13,449 --> 01:16:15,449 استراحت می کند 1843 01:16:15,449 --> 01:16:17,449 گرد و غبار آن را پاک کنید 1844 01:16:17,449 --> 01:16:19,449 و آن را به کاسه تبدیل می کند 1845 01:16:19,449 --> 01:16:21,449 روی آن آب می ریزد 1846 01:16:21,449 --> 01:16:23,449 بعد با نمک می خورد 1847 01:16:23,449 --> 01:16:25,449 و شاکی بود 1848 01:16:25,449 --> 01:16:27,449 با سرکه زیاد 1849 01:16:27,449 --> 01:16:29,449 شاید من مریض شدم و او آن را گرفت 1850 01:16:29,449 --> 01:16:31,449 یک فنجان آب 1851 01:16:31,449 --> 01:16:33,449 می خواند و بعد می گوید 1852 01:16:33,449 --> 01:16:35,449 از آن بنوشید و بشویید 1853 01:16:35,449 --> 01:16:37,449 با صورت و دستانت 1854 01:16:37,449 --> 01:16:39,449 او ممکن است به فروشگاه مواد غذایی رفته باشد 1855 01:16:39,449 --> 01:16:41,449 هیزم می خرد 1856 01:16:41,449 --> 01:16:43,449 و چیز را در دست می گیرد 1857 01:16:43,449 --> 01:16:45,640 و من به او گوش می دادم 1858 01:16:45,640 --> 01:16:47,640 خیلی می گوید 1859 01:16:47,640 --> 01:16:49,640 خدایا به ما آرامش بده 1860 01:16:49,640 --> 01:16:51,640 مروضی گفت 1861 01:16:51,640 --> 01:16:53,640 به اباعبدالله گفتم 1862 01:16:53,640 --> 01:16:55,640 چه چیزی بیشتر به شما انگیزه می دهد؟ 1863 01:16:55,640 --> 01:16:57,640 و او گفت 1864 01:16:57,640 --> 01:16:59,640 می ترسم این یک فریب باشد 1865 01:16:59,640 --> 01:17:01,640 این هر چه هست 1866 01:17:01,640 --> 01:17:03,770 مروضی گفت 1867 01:17:03,770 --> 01:17:05,770 من یک دکتر مسیحی را دیدم 1868 01:17:05,770 --> 01:17:07,770 از احمد آمد 1869 01:17:07,770 --> 01:17:09,770 و با او یک راهب است 1870 01:17:09,770 --> 01:17:11,770 و او این را گفت 1871 01:17:11,770 --> 01:17:13,770 از من خواست که با من بیاید 1872 01:17:13,770 --> 01:17:15,930 برای دیدن اباعبدالله 1873 01:17:15,930 --> 01:17:17,930 و مسیحیت را معرفی کردم 1874 01:17:17,930 --> 01:17:19,930 ابی عبدالله به او گفت 1875 01:17:19,930 --> 01:17:21,930 من هوس آن را دارم 1876 01:17:21,930 --> 01:17:23,930 سالها دیدنت 1877 01:17:23,930 --> 01:17:25,930 تو هنوز خوبي 1878 01:17:25,930 --> 01:17:27,930 فقط برای اسلام 1879 01:17:27,930 --> 01:17:29,930 اما برای همه خلقت 1880 01:17:29,930 --> 01:17:31,930 و هیچ یک از اصحاب ما 1881 01:17:31,930 --> 01:17:34,060 به اباعبدالله گفتم 1882 01:17:34,060 --> 01:17:36,060 او از شما راضی بود 1883 01:17:36,060 --> 01:17:38,060 پس به اباعبدالله گفتم 1884 01:17:38,060 --> 01:17:40,060 امیدوارم بشه 1885 01:17:40,060 --> 01:17:42,060 شما در همه سرزمین ها خوانده اید 1886 01:17:42,060 --> 01:17:44,060 گفت: ای ابوبکر 1887 01:17:44,060 --> 01:17:46,060 اگر انسان خودش را بشناسد 1888 01:17:46,060 --> 01:17:48,060 حرف مردم فایده ای ندارد 1889 01:17:48,060 --> 01:17:51,779 آداب اوست 1890 01:17:51,779 --> 01:17:54,039 عبدالله گفت 1891 01:17:54,039 --> 01:17:56,039 بن احمد 1892 01:17:56,039 --> 01:17:58,039 پدرم را دیدم که دارد موی سرش را گرفته است 1893 01:17:58,039 --> 01:18:00,039 از اشعار پیامبر صلی الله علیه و آله 1894 01:18:00,039 --> 01:18:02,039 روی دهانش می گذارد 1895 01:18:02,039 --> 01:18:04,039 و او را می بوسد 1896 01:18:04,039 --> 01:18:06,039 فکر می کنم دیدم که آن را پوشیده است 1897 01:18:06,039 --> 01:18:08,039 روی چشمش 1898 01:18:08,039 --> 01:18:10,039 آن را در آب فرو می برد و می نوشد 1899 01:18:10,039 --> 01:18:12,039 او با آن شفا می یابد 1900 01:18:12,039 --> 01:18:14,039 دیدم که کاسه پیامبر را گرفت 1901 01:18:14,039 --> 01:18:16,039 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد 1902 01:18:16,039 --> 01:18:18,039 آن را شست و سپس از آن نوشید 1903 01:18:18,039 --> 01:18:20,039 و من او را در حال نوشیدن دیدم 1904 01:18:20,039 --> 01:18:22,039 از آب زمزم می تواند خود را شفا دهد 1905 01:18:22,039 --> 01:18:24,039 و دست هایش را با آن پاک می کند 1906 01:18:24,039 --> 01:18:26,140 و صورتش 1907 01:18:26,140 --> 01:18:28,140 احمد بن سعید الدنامی گفت 1908 01:18:28,140 --> 01:18:30,140 به احمد بن حنبل نامه نوشت 1909 01:18:30,140 --> 01:18:32,140 به ابوجعفر 1910 01:18:32,140 --> 01:18:34,140 خداوند او را گرامی داشت 1911 01:18:34,140 --> 01:18:36,170 از احمد بن حنبل 1912 01:18:36,170 --> 01:18:38,170 عبدالرحمن الزهری گفت 1913 01:18:38,170 --> 01:18:40,170 دایی من رفت 1914 01:18:40,170 --> 01:18:42,170 احمد بن حنبل 1915 01:18:42,170 --> 01:18:44,170 پس سلام کرد 1916 01:18:44,170 --> 01:18:46,170 چون او را دید از جا پرید و او را گرامی داشت 1917 01:18:46,170 --> 01:18:48,170 مروضی گفت 1918 01:18:48,170 --> 01:18:50,170 احمد به من گفت 1919 01:18:50,170 --> 01:18:52,170 چیزی که اخیرا نوشتم 1920 01:18:52,170 --> 01:18:54,170 مگر اینکه روی آن کار کرده باشم 1921 01:18:54,170 --> 01:18:56,170 تا اینکه پیامبر از کنارم گذشت 1922 01:18:56,170 --> 01:18:58,170 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد 1923 01:18:58,170 --> 01:19:00,170 ابوطیبه د نرا را داد 1924 01:19:00,170 --> 01:19:02,170 پس جام آتش به من داده شد 1925 01:19:02,170 --> 01:19:04,170 وقتی حجامت کردم 1926 01:19:04,170 --> 01:19:06,170 حنبل گفت 1927 01:19:06,170 --> 01:19:08,170 اباعبدالله را دیدم 1928 01:19:08,170 --> 01:19:10,170 اگر بخواهد این کار را بکند 1929 01:19:10,170 --> 01:19:12,170 به یارانش گفت 1930 01:19:12,170 --> 01:19:14,170 اگر دوست دارید 1931 01:19:14,170 --> 01:19:16,170 عبدالله بن احمد گفت 1932 01:19:16,170 --> 01:19:18,170 شنیدم پدرم گفت 1933 01:19:18,170 --> 01:19:20,170 شافعی به من گفت 1934 01:19:20,170 --> 01:19:22,170 ای اباعبدالله 1935 01:19:22,170 --> 01:19:24,170 اگر حق داری حرف بزنی 1936 01:19:24,170 --> 01:19:26,170 پس بگو تا برگردیم 1937 01:19:26,170 --> 01:19:28,170 به او 1938 01:19:28,170 --> 01:19:30,170 شما به اخبار صحیح از ما داناتر هستید 1939 01:19:30,170 --> 01:19:32,170 پس اگر باشد 1940 01:19:32,170 --> 01:19:34,170 خبر واقعی 1941 01:19:34,170 --> 01:19:36,170 پس به من خبر بده تا برم پیشش 1942 01:19:36,170 --> 01:19:38,170 یحیی بن معین گفت 1943 01:19:38,170 --> 01:19:40,170 من هرگز چیزی شبیه احمد ندیده بودم 1944 01:19:40,170 --> 01:19:42,170 پنجاه سال همراهش بودیم 1945 01:19:42,170 --> 01:19:44,170 به ما افتخار کن 1946 01:19:44,170 --> 01:19:46,170 با چیزی که در آن بود 1947 01:19:46,170 --> 01:19:48,229 از خوبی ها 1948 01:19:48,229 --> 01:19:50,229 عبدالله بن احمد گفت 1949 01:19:50,229 --> 01:19:52,229 پدرم هر روز مطالعه می کرد 1950 01:19:52,229 --> 01:19:54,229 هفت 1951 01:19:54,229 --> 01:19:56,229 بعد از شام یک میان وعده سبک می خورد 1952 01:19:56,229 --> 01:19:58,229 سپس تا صبح برمی خیزد 1953 01:19:58,229 --> 01:20:00,229 نماز می خواند و دعا می کند 1954 01:20:00,229 --> 01:20:02,329 احمد الدرقی گفت 1955 01:20:02,329 --> 01:20:04,329 وقتی آمد 1956 01:20:04,329 --> 01:20:06,329 احمد بن حنبل اهل یمن 1957 01:20:06,329 --> 01:20:08,329 از عبدالرزاق 1958 01:20:08,329 --> 01:20:10,329 رنگ پریدگی او را در مکه دیدم 1959 01:20:10,329 --> 01:20:12,329 نشان داده شده است 1960 01:20:12,329 --> 01:20:14,329 تقلب و خستگی 1961 01:20:14,329 --> 01:20:16,329 پس با او صحبت کردم و او گفت 1962 01:20:16,329 --> 01:20:18,329 این آسان است همانطور که ما سود بردیم 1963 01:20:18,329 --> 01:20:20,329 از عبدالرزاق 1964 01:20:20,329 --> 01:20:22,329 مروضی گفت 1965 01:20:22,329 --> 01:20:24,329 اباعبدالله بود 1966 01:20:24,329 --> 01:20:26,329 اگر مرگ ذکر شود 1967 01:20:26,329 --> 01:20:28,329 درس او را خفه کرد 1968 01:20:28,329 --> 01:20:30,329 و او می گفت 1969 01:20:30,329 --> 01:20:32,329 اگر به مرگ اشاره کنید 1970 01:20:32,329 --> 01:20:34,329 همه چیز در دنیا برای من آسان است 1971 01:20:34,329 --> 01:20:36,329 غذای بدون غذا است 1972 01:20:36,329 --> 01:20:38,329 و لباس بدون لباس 1973 01:20:38,329 --> 01:20:40,329 و این فقط چند روز است 1974 01:20:40,329 --> 01:20:42,329 چقدر منصفانه 1975 01:20:42,329 --> 01:20:44,329 چیزی در مورد فقر 1976 01:20:44,329 --> 01:20:46,329 اگر فقط می توانستم راه را پیدا کنم 1977 01:20:46,329 --> 01:20:48,329 می رفتم بیرون که نر نداشته باشم 1978 01:20:48,329 --> 01:20:50,329 و او گفت 1979 01:20:50,329 --> 01:20:52,329 من می خواهم باشم 1980 01:20:52,329 --> 01:20:54,329 حتی در مردم مکه 1981 01:20:54,329 --> 01:20:56,329 من نمی دانم 1982 01:20:56,329 --> 01:21:00,250 معروف شدی 1983 01:21:00,250 --> 01:21:02,539 و از زندگینامه او 1984 01:21:02,539 --> 01:21:04,539 الخلال گفت 1985 01:21:04,539 --> 01:21:06,539 به زهیر بن صالح گفتم 1986 01:21:06,539 --> 01:21:08,539 نوه امام احمد 1987 01:21:08,539 --> 01:21:10,539 پدربزرگت را دیدی؟ 1988 01:21:10,539 --> 01:21:12,539 گفت بله 1989 01:21:12,539 --> 01:21:14,539 او در ده سالگی فوت کرد 1990 01:21:14,539 --> 01:21:16,539 هر روز داخل می شدیم 1991 01:21:16,539 --> 01:21:18,539 جمعه، من و خواهرانم 1992 01:21:18,539 --> 01:21:20,539 بین ما و او بود 1993 01:21:20,539 --> 01:21:22,539 درب 1994 01:21:22,539 --> 01:21:24,539 برای همه نوشت 1995 01:21:24,539 --> 01:21:26,539 دو تا قرص از ما 1996 01:21:26,539 --> 01:21:28,539 از نقره در یک تکه 1997 01:21:28,539 --> 01:21:30,600 با خانواده ام رفتار می کند 1998 01:21:30,600 --> 01:21:32,600 و ممکن است شما آن را تجربه کرده باشید 1999 01:21:32,600 --> 01:21:34,600 او در آفتاب نشسته است 2000 01:21:34,600 --> 01:21:36,600 پشتش آشکار است 2001 01:21:36,600 --> 01:21:38,630 این اثر ضربه زدن به من است 2002 01:21:38,630 --> 01:21:40,630 من یک برادر کوچکتر داشتم 2003 01:21:40,630 --> 01:21:42,659 اسم من علی است 2004 01:21:42,659 --> 01:21:44,659 پس پدرم خواست او را ختنه کند 2005 01:21:44,659 --> 01:21:46,659 پس برای او غذا گرفت 2006 01:21:46,659 --> 01:21:48,659 خیلی ها را صدا زد 2007 01:21:48,659 --> 01:21:50,659 پدربزرگم او را به او راهنمایی کرد 2008 01:21:50,659 --> 01:21:52,659 من از کاری که کردی مطلع شدم 2009 01:21:52,659 --> 01:21:54,659 برای این 2010 01:21:54,659 --> 01:21:56,659 و تو زیاده خواهی کردی 2011 01:21:56,659 --> 01:21:58,659 از فقرا و ضعیفان شروع کرد 2012 01:21:58,659 --> 01:22:00,760 پس وقتی از فردا بود 2013 01:22:00,760 --> 01:22:02,760 سس را آماده کنید 2014 01:22:02,760 --> 01:22:04,760 مردم ما حضور داشتند 2015 01:22:04,760 --> 01:22:06,760 پدربزرگم آمد و نشست 2016 01:22:06,760 --> 01:22:08,760 به پسر و برو بیرون 2017 01:22:08,760 --> 01:22:10,760 او جیغی زد و او او را هل داد 2018 01:22:10,760 --> 01:22:12,760 به حجامت و او برخاست 2019 01:22:12,760 --> 01:22:14,760 حجام به جیرجیر نگاه کرد 2020 01:22:14,760 --> 01:22:16,760 پس یک درهم 2021 01:22:16,760 --> 01:22:18,760 و ما بلند شدیم 2022 01:22:18,760 --> 01:22:20,760 تعداد زیادی برس 2023 01:22:20,760 --> 01:22:22,760 پسر روی یک نیمکت بود 2024 01:22:22,760 --> 01:22:24,760 لباس های بلند 2025 01:22:24,760 --> 01:22:26,760 رنگی و قابل انکار نیست 2026 01:22:26,760 --> 01:22:28,920 که به ما ارائه شد 2027 01:22:28,920 --> 01:22:30,920 از خراسان پسر عموی پدربزرگم 2028 01:22:30,920 --> 01:22:32,920 پس نزد پدرم آمد 2029 01:22:32,920 --> 01:22:34,920 پس با او وارد شدم 2030 01:22:34,920 --> 01:22:36,920 پیش پدربزرگم و او آمد 2031 01:22:36,920 --> 01:22:38,920 دویدن با بشقاب 2032 01:22:38,920 --> 01:22:40,920 روی آن نان و حبوبات و نمک است 2033 01:22:40,920 --> 01:22:42,920 و با نفرت در آن 2034 01:22:42,920 --> 01:22:44,920 گوشت و رب 2035 01:22:44,920 --> 01:22:46,920 جو بسیار 2036 01:22:46,920 --> 01:22:48,920 پس با ما غذا خورد 2037 01:22:48,920 --> 01:22:50,920 و از پسر عمویش بپرس که چه کسی مانده است 2038 01:22:50,920 --> 01:22:52,920 از خانواده اش در خراسان 2039 01:22:52,920 --> 01:22:54,920 در حین غذا خوردن 2040 01:22:54,920 --> 01:22:56,920 شاید او بیش از حد تحت تأثیر آن قرار گرفت 2041 01:22:56,920 --> 01:22:58,920 پدربزرگم با او به فارسی صحبت می کند 2042 01:22:58,920 --> 01:23:00,920 گوشت را در دستانش می گذارد 2043 01:23:00,920 --> 01:23:03,050 و در دستان من 2044 01:23:03,050 --> 01:23:05,050 بعد بشقاب را کنارش برد 2045 01:23:05,050 --> 01:23:07,050 بنابراین آن را در آن قرار داد 2046 01:23:07,050 --> 01:23:09,050 خرما و گردو 2047 01:23:09,050 --> 01:23:11,050 شروع به خوردن کرد و به مرد داد 2048 01:23:11,050 --> 01:23:13,140 المیمونی گفت 2049 01:23:13,140 --> 01:23:15,140 من اغلب می پرسیدم 2050 01:23:15,140 --> 01:23:17,140 اباعبدالله در مورد آن چیز 2051 01:23:17,140 --> 01:23:19,140 می‌گوید: اینجا هستی 2052 01:23:19,140 --> 01:23:21,140 و درباره المروادی 2053 01:23:21,140 --> 01:23:23,140 گفت من بیچاره را ندیدم 2054 01:23:23,140 --> 01:23:25,140 در مجلسی عزیزتر از او 2055 01:23:25,140 --> 01:23:27,140 در شورای احمد 2056 01:23:27,140 --> 01:23:29,140 به سمت آنها متمایل شده بود 2057 01:23:29,140 --> 01:23:31,140 غفلت از مردم جهان 2058 01:23:31,140 --> 01:23:33,140 و رویایی در آن بود 2059 01:23:33,140 --> 01:23:35,140 با گوساله ها نبود 2060 01:23:35,140 --> 01:23:37,140 او بسیار متواضع بود 2061 01:23:37,140 --> 01:23:39,140 درود بر او باد 2062 01:23:39,140 --> 01:23:41,140 و احترام 2063 01:23:41,140 --> 01:23:43,140 در جلسه خود بعد از ظهر 2064 01:23:43,140 --> 01:23:45,140 برای پسران 2065 01:23:45,140 --> 01:23:47,140 تا نپرسه حرف نمیزنه 2066 01:23:47,140 --> 01:23:49,140 و اگر به مسجد خود بیرون رود 2067 01:23:49,140 --> 01:23:51,270 آن را بالا نبرد 2068 01:23:51,270 --> 01:23:53,270 اباعبدالله بسیار پرانرژی بود 2069 01:23:53,270 --> 01:23:55,270 اخلاق سخاوتمندانه 2070 01:23:55,270 --> 01:23:57,369 سخاوت را دوست دارد 2071 01:23:57,369 --> 01:23:59,369 هارون المستملی گفت 2072 01:23:59,369 --> 01:24:01,369 با احمد بن حنبل آشنا شدم 2073 01:24:01,369 --> 01:24:03,369 گفتم نداریم 2074 01:24:03,369 --> 01:24:05,369 یه چیزی 2075 01:24:05,369 --> 01:24:07,369 پس پنج درهم به من داد 2076 01:24:07,369 --> 01:24:09,369 گفت نداریم 2077 01:24:09,369 --> 01:24:11,619 حمدان بن علی گفت 2078 01:24:11,619 --> 01:24:13,619 لباس احمد نبود 2079 01:24:13,619 --> 01:24:15,619 با آن 2080 01:24:15,619 --> 01:24:17,619 با این حال، پنبه تمیز است 2081 01:24:17,619 --> 01:24:19,819 الفضل گفت 2082 01:24:19,819 --> 01:24:21,819 ابن زیاد 2083 01:24:21,819 --> 01:24:23,819 اباعبدالله را دیدم 2084 01:24:23,819 --> 01:24:25,819 در زمستان، دو پیراهن 2085 01:24:25,819 --> 01:24:27,819 یک غذای رنگارنگ در این بین 2086 01:24:27,819 --> 01:24:29,819 و شاید یک پیراهن 2087 01:24:29,819 --> 01:24:31,819 صرفه جویی در سنگین 2088 01:24:31,819 --> 01:24:33,819 دیدم عمامه بر سر دارد 2089 01:24:33,819 --> 01:24:35,819 بالای کاپوت 2090 01:24:35,819 --> 01:24:37,819 و لباس سنگین 2091 01:24:37,819 --> 01:24:39,819 پس شنیدم ابوعمران الورکانی 2092 01:24:39,819 --> 01:24:41,819 یه روز بهش بگو 2093 01:24:41,819 --> 01:24:43,819 ای اباعبدالله 2094 01:24:43,819 --> 01:24:45,819 کل این لباس 2095 01:24:45,819 --> 01:24:47,819 خندید و بعد گفت 2096 01:24:47,819 --> 01:24:49,819 من در سرما حساس هستم 2097 01:24:49,819 --> 01:24:51,939 محمد اشاره کرد 2098 01:24:51,939 --> 01:24:53,939 بن الحسین 2099 01:24:53,939 --> 01:24:55,939 آن ابوبکر مروضی 2100 01:24:55,939 --> 01:24:57,939 از آداب اباعبدالله بگو 2101 01:24:57,939 --> 01:24:59,939 او گفت 2102 01:24:59,939 --> 01:25:01,939 اباعبدالله جاهل نبود 2103 01:25:01,939 --> 01:25:03,939 و نادانی او رویا است 2104 01:25:03,939 --> 01:25:05,939 و تحمل کرد 2105 01:25:05,939 --> 01:25:07,939 خدا کافیه 2106 01:25:07,939 --> 01:25:09,939 او کینه توز نبود 2107 01:25:09,939 --> 01:25:11,939 نه گوساله ها 2108 01:25:11,939 --> 01:25:13,939 بسیار متواضع و خوش اخلاق 2109 01:25:13,939 --> 01:25:15,939 انسان ها همیشه در سمت نرم هستند 2110 01:25:15,939 --> 01:25:17,939 جدایی نیست 2111 01:25:17,939 --> 01:25:19,939 او خدا را دوست داشت 2112 01:25:19,939 --> 01:25:21,939 و از خدا متنفر است 2113 01:25:21,939 --> 01:25:23,939 اگر مسئله دینی است 2114 01:25:23,939 --> 01:25:25,939 عصبانیتش شدت گرفت 2115 01:25:25,939 --> 01:25:27,939 او در برابر آسیب تحمل می کرد 2116 01:25:27,939 --> 01:25:30,010 از همسایه ها 2117 01:25:30,010 --> 01:25:32,010 ابراهیم بن شمس گفت 2118 01:25:32,010 --> 01:25:34,010 احمد بن حنبل را می شناختم 2119 01:25:34,010 --> 01:25:36,010 او یک پسر است 2120 01:25:36,010 --> 01:25:38,010 او شب را زنده می کند 2121 01:25:38,010 --> 01:25:40,010 مروضی گفت 2122 01:25:40,010 --> 01:25:42,010 اباعبدالله را دیدم 2123 01:25:42,010 --> 01:25:44,010 پروردگارش به زودی از آن قیام می کند 2124 01:25:44,010 --> 01:25:46,010 حتی نزدیک نیمه شب 2125 01:25:46,010 --> 01:25:48,039 سحر و جادو 2126 01:25:48,039 --> 01:25:50,039 عبدالله گفت 2127 01:25:50,039 --> 01:25:52,039 شاید نام پدرم را در جادو شنیده باشید 2128 01:25:52,039 --> 01:25:54,039 او مردم را به نام آنها صدا می کند 2129 01:25:54,039 --> 01:25:56,039 خیلی دعا کرد 2130 01:25:56,039 --> 01:25:58,039 و آن را پنهان می کند 2131 01:25:58,039 --> 01:26:00,039 بین دو نماز عصر نماز می خواند 2132 01:26:00,039 --> 01:26:02,039 اگر نماز آخرت را بخواند 2133 01:26:02,039 --> 01:26:04,039 رکعت های صحیح می خواند 2134 01:26:04,039 --> 01:26:06,039 سپس متشنج می شود 2135 01:26:06,039 --> 01:26:08,039 او سبک می خوابد 2136 01:26:08,039 --> 01:26:10,039 سپس برمی‌خیزد و نماز می‌خواند 2137 01:26:10,039 --> 01:26:12,039 المیمونی گفت 2138 01:26:12,039 --> 01:26:14,039 قاضی محمد به من گفت 2139 01:26:14,039 --> 01:26:16,039 بن محمد بن ادریس شافعی 2140 01:26:16,039 --> 01:26:18,039 احمد به من گفت 2141 01:26:18,039 --> 01:26:20,039 پدرت 2142 01:26:20,039 --> 01:26:22,039 یعنی امام شافعی 2143 01:26:22,039 --> 01:26:24,039 یکی از شش نفری که برایش دعا می کنم 2144 01:26:24,039 --> 01:26:26,140 سحر و جادو 2145 01:26:26,140 --> 01:26:28,140 این یک خواندن نرم بود 2146 01:26:28,140 --> 01:26:30,140 شاید برخی از آنها را نفهمیدم 2147 01:26:30,140 --> 01:26:32,140 روزه داشت و معتاد بود 2148 01:26:32,140 --> 01:26:34,140 بعدش انشالله سرعتش کم میشه 2149 01:26:34,140 --> 01:26:36,140 و او ترک نمی کند 2150 01:26:36,140 --> 01:26:38,140 روزه گرفتن در روزهای دوشنبه و پنجشنبه 2151 01:26:38,140 --> 01:26:40,140 و روزهای سفید 2152 01:26:40,140 --> 01:26:42,140 وقتی از سربازی برگشت 2153 01:26:42,140 --> 01:26:44,140 او تا زمان مرگ معتاد به روزه داری شد 2154 01:26:44,140 --> 01:26:46,199 الاثرم گفت 2155 01:26:46,199 --> 01:26:48,199 به من گفتند که الشافعی 2156 01:26:48,199 --> 01:26:50,199 به اباعبدالله گفت 2157 01:26:50,199 --> 01:26:52,199 به معنای احمد بن حنبل 2158 01:26:52,199 --> 01:26:54,199 او امیرالمؤمنین است 2159 01:26:54,199 --> 01:26:56,199 او از من خواست که از او عریضه کنم 2160 01:26:56,199 --> 01:26:58,199 قاضی برای یمن 2161 01:26:58,199 --> 01:27:00,199 دوست داری نزد عبدالرزاق بروی 2162 01:27:00,199 --> 01:27:02,199 شما نیاز خود را برآورده کرده اید 2163 01:27:02,199 --> 01:27:04,199 و شما درست تصمیم بگیرید 2164 01:27:04,199 --> 01:27:06,359 احمد به شافعی گفت 2165 01:27:06,359 --> 01:27:08,359 ای اباعبدالله 2166 01:27:08,359 --> 01:27:10,359 اگر این را می شنوید 2167 01:27:10,359 --> 01:27:12,359 بازم از تو 2168 01:27:12,359 --> 01:27:14,520 تو منو اونجا ندیدی 2169 01:27:14,520 --> 01:27:16,520 محمد بن موسی گفت 2170 01:27:16,520 --> 01:27:18,520 اباعبدالله را دیدم 2171 01:27:18,520 --> 01:27:20,520 خراسانی به او گفت 2172 01:27:20,520 --> 01:27:22,520 خدا رو شکر که دیدمت 2173 01:27:22,520 --> 01:27:24,520 او گفت 2174 01:27:24,520 --> 01:27:26,520 برای هر کاری بشین 2175 01:27:26,520 --> 01:27:28,520 من کی هستم؟ 2176 01:27:28,520 --> 01:27:30,520 و در مورد مردی که گفت: 2177 01:27:30,520 --> 01:27:32,520 ردی از غم در چهره اش دیدم 2178 01:27:32,520 --> 01:27:34,520 ابی عبدالله 2179 01:27:34,520 --> 01:27:36,520 یک نفر او را تحسین کرد 2180 01:27:36,520 --> 01:27:38,520 به او گفته شد: خداوند به تو اجر دهد 2181 01:27:38,520 --> 01:27:40,520 در مورد اسلام خوب است 2182 01:27:40,520 --> 01:27:42,520 فرمود: بلكه خداوند جزاى شما را بدهد. 2183 01:27:42,520 --> 01:27:44,520 اسلام برای من خوب است 2184 01:27:44,520 --> 01:27:46,520 من کی هستم و چیستم 2185 01:27:46,520 --> 01:27:48,550 المنروثی گفت 2186 01:27:48,550 --> 01:27:50,550 احمد بن حنبل را شنیدم 2187 01:27:50,550 --> 01:27:52,550 اخلاق متقین را ذکر کنید 2188 01:27:52,550 --> 01:27:54,550 و او گفت 2189 01:27:54,550 --> 01:27:56,550 از خدا می خواهم ما را محروم نکند 2190 01:27:56,550 --> 01:27:58,550 ما کجای این افراد هستیم؟ 2191 01:27:58,550 --> 01:28:00,710 او عاشق بطالت بود 2192 01:28:00,710 --> 01:28:02,710 و دوری از مردم 2193 01:28:02,710 --> 01:28:04,710 بیمار برمی گردد 2194 01:28:04,710 --> 01:28:06,710 از راه رفتن در بازار متنفر بود 2195 01:28:06,710 --> 01:28:08,710 روی تنهایی تاثیر می گذارد 2196 01:28:08,710 --> 01:28:10,739 المیمونی گفت 2197 01:28:10,739 --> 01:28:12,739 احمد گفت 2198 01:28:12,739 --> 01:28:14,739 دیدم تنهایی به دلم رفته 2199 01:28:14,739 --> 01:28:16,739 و او گفت 2200 01:28:16,739 --> 01:28:18,739 محمد بن الحسن بن هارون 2201 01:28:18,739 --> 01:28:20,739 اباعبدالله را دیدم 2202 01:28:20,739 --> 01:28:22,739 اگر در جاده راه برود 2203 01:28:22,739 --> 01:28:24,739 او از اینکه کسی او را دنبال کند متنفر است 2204 01:28:24,739 --> 01:28:26,739 گفتم 2205 01:28:26,739 --> 01:28:28,739 بی تحرکی و فروتنی را ترجیح دهید 2206 01:28:28,739 --> 01:28:30,739 و شرمندگی زیاد 2207 01:28:30,739 --> 01:28:32,739 نشانه تقوا و سعادت است 2208 01:28:32,739 --> 01:28:34,779 صالح گفت 2209 01:28:34,779 --> 01:28:36,779 بن احمد 2210 01:28:36,779 --> 01:28:38,779 اگر او را صدا می زد پدرم بود 2211 01:28:38,779 --> 01:28:40,779 مردی می گوید 2212 01:28:40,779 --> 01:28:44,500 کارهای خواهرم ماها 2213 01:28:44,500 --> 01:28:46,890 مصیبت 2214 01:28:46,890 --> 01:28:48,890 شکاف با حقیقت بزرگ است 2215 01:28:48,890 --> 01:28:50,890 این نیاز به قدرت و صداقت دارد 2216 01:28:50,890 --> 01:28:52,890 نجات دهنده 2217 01:28:52,890 --> 01:28:54,890 قدرت نمی تواند این کار را انجام دهد 2218 01:28:54,890 --> 01:28:56,890 و قوی بدون اخلاص 2219 01:28:56,890 --> 01:28:58,890 ول کن 2220 01:28:58,890 --> 01:29:00,890 هر که آنها را به طور کامل انجام داد 2221 01:29:00,890 --> 01:29:02,890 او یک دوست است 2222 01:29:02,890 --> 01:29:04,890 و هر که ضعیف است، کمتر نیست 2223 01:29:04,890 --> 01:29:06,890 از درد و انکار در دل 2224 01:29:06,890 --> 01:29:08,890 نه پشتش 2225 01:29:08,890 --> 01:29:10,890 ایمان و قدرت 2226 01:29:10,890 --> 01:29:12,949 جز در خدا 2227 01:29:12,949 --> 01:29:14,949 مردم یک ملت بودند 2228 01:29:14,949 --> 01:29:16,949 و دینشان پابرجاست 2229 01:29:16,949 --> 01:29:18,949 به جانشینی ابوبکر و عمر 2230 01:29:18,949 --> 01:29:20,949 زمانی که عمر رضی الله عنه به شهادت رسید 2231 01:29:20,949 --> 01:29:22,949 سرهای شیطان بلند شد 2232 01:29:22,949 --> 01:29:24,949 بر شهید عثمان 2233 01:29:24,949 --> 01:29:26,949 تا اینکه صبر را ذبح کرد 2234 01:29:26,949 --> 01:29:28,949 و کلمه پراکنده شد 2235 01:29:28,949 --> 01:29:30,949 شتر امضا شد 2236 01:29:30,949 --> 01:29:32,949 سپس جنگ صفین 2237 01:29:32,949 --> 01:29:34,949 سپس خوارج ظهور کردند 2238 01:29:34,949 --> 01:29:36,949 و ارباب صحابه کافر شدند 2239 01:29:36,949 --> 01:29:38,949 سپس شیعیان ظهور کردند 2240 01:29:38,949 --> 01:29:40,979 و نواسیب 2241 01:29:40,979 --> 01:29:42,979 در آخرالزمان صحابه 2242 01:29:42,979 --> 01:29:44,979 فتالیسم ظاهر شد 2243 01:29:44,979 --> 01:29:46,979 سپس معتزله در بصره ظهور کردند 2244 01:29:46,979 --> 01:29:48,979 و جهمیّه و جلیل 2245 01:29:48,979 --> 01:29:50,979 در خراسان بعد از ظهر 2246 01:29:50,979 --> 01:29:52,979 پیروان 2247 01:29:52,979 --> 01:29:54,979 با ظهور سنت و اهل آن 2248 01:29:54,979 --> 01:29:56,979 تا بعد از دویست 2249 01:29:56,979 --> 01:29:58,979 مأمون خلیفه ظهور کرد 2250 01:29:58,979 --> 01:30:00,979 او سخنران باهوشی بود 2251 01:30:00,979 --> 01:30:02,979 او دیدگاه معقولی دارد 2252 01:30:02,979 --> 01:30:04,979 پس کتاب بیار 2253 01:30:04,979 --> 01:30:06,979 اولی و اعراب 2254 01:30:06,979 --> 01:30:08,979 حکمت یونانی 2255 01:30:08,979 --> 01:30:10,979 برخاست و نشست 2256 01:30:10,979 --> 01:30:12,979 و دوید و گذاشت 2257 01:30:12,979 --> 01:30:14,979 جهمیه و معتزله برتری یافتند 2258 01:30:14,979 --> 01:30:16,979 سرشون 2259 01:30:16,979 --> 01:30:18,979 و شیعیان بود 2260 01:30:18,979 --> 01:30:20,979 همچنین 2261 01:30:20,979 --> 01:30:22,979 او در نهایت باردار شد 2262 01:30:22,979 --> 01:30:24,979 ملت به خلقت اعتقاد دارد 2263 01:30:24,979 --> 01:30:26,979 قرآن و امتحان 2264 01:30:26,979 --> 01:30:28,979 دانشمندان صبر نکردند 2265 01:30:28,979 --> 01:30:30,979 و برای سالش هلاک شد 2266 01:30:30,979 --> 01:30:32,979 و بدی و بلا را پشت سر گذاشت 2267 01:30:32,979 --> 01:30:34,979 در دین، 2268 01:30:34,979 --> 01:30:36,979 ملت هنوز هم روی آن است 2269 01:30:36,979 --> 01:30:38,979 قرآن بزرگ کلام خداست 2270 01:30:38,979 --> 01:30:40,979 و نزول و مکاشفه آن 2271 01:30:40,979 --> 01:30:42,979 آنها غیر از این نمی دانند 2272 01:30:42,979 --> 01:30:44,979 تا ما به آنها بگوییم 2273 01:30:44,979 --> 01:30:46,979 کلام خدا مخلوق است 2274 01:30:46,979 --> 01:30:48,979 و اضافه می شود 2275 01:30:48,979 --> 01:30:50,979 به خدا عزت بیافزایید 2276 01:30:50,979 --> 01:30:52,979 مثل خانه خدا و شتر 2277 01:30:52,979 --> 01:30:54,979 خدا آن را تکذیب کرد 2278 01:30:54,979 --> 01:30:56,979 دانشمندان که 2279 01:30:56,979 --> 01:30:58,979 جهمیه ظاهر نشد 2280 01:30:58,979 --> 01:31:00,979 در دولت مهدی و الرشید 2281 01:31:00,979 --> 01:31:02,979 و الامین پس 2282 01:31:02,979 --> 01:31:04,979 وصی مامون بود 2283 01:31:04,979 --> 01:31:06,979 از آنها و مقاله را نشان داد 2284 01:31:06,979 --> 01:31:09,020 محمد بن نوح گفت 2285 01:31:09,020 --> 01:31:11,020 هارون الرشید گفت 2286 01:31:11,020 --> 01:31:13,020 شنیدم که او انسان است 2287 01:31:13,020 --> 01:31:15,020 بن غیاث المریسی 2288 01:31:15,020 --> 01:31:17,020 می گوید که قرآن 2289 01:31:17,020 --> 01:31:19,020 مخلوق خدا 2290 01:31:19,020 --> 01:31:21,020 من باید آن را ببرم 2291 01:31:21,020 --> 01:31:23,109 من او را خواهم کشت 2292 01:31:23,109 --> 01:31:25,109 الدورقی گفت: این بود. 2293 01:31:25,109 --> 01:31:27,109 المریسی پنهان شده است 2294 01:31:27,109 --> 01:31:29,109 ایام الرشید پس کی 2295 01:31:29,109 --> 01:31:31,109 الرشید درگذشت 2296 01:31:31,109 --> 01:31:33,109 دعوت به ضلالت کرد 2297 01:31:33,109 --> 01:31:35,109 بعد گفتم آن مأمون 2298 01:31:35,109 --> 01:31:37,109 به کلمات نگاه کرد و نگاه کرد 2299 01:31:37,109 --> 01:31:39,109 و متوقف ماند 2300 01:31:39,109 --> 01:31:41,180 در دعای بدعت او 2301 01:31:41,180 --> 01:31:43,180 ابوالفرج بن جوزی گفت 2302 01:31:43,180 --> 01:31:45,180 با مردم آمیخته شد 2303 01:31:45,180 --> 01:31:47,180 معتزله خوب عمل کردند 2304 01:31:47,180 --> 01:31:49,180 او می گوید که قرآن خلق شده است 2305 01:31:49,180 --> 01:31:51,180 و مردد شد 2306 01:31:51,180 --> 01:31:53,180 بقایای شیوخ را تماشا می کند 2307 01:31:53,180 --> 01:31:55,180 سپس عزم خود را تقویت کرد 2308 01:31:55,180 --> 01:31:57,180 و افراد را آزمایش کنید 2309 01:31:57,180 --> 01:31:59,180 ابن اکثم گفت 2310 01:31:59,180 --> 01:32:01,180 مأمون به ما گفت اگر او نبود 2311 01:32:01,180 --> 01:32:03,180 جایگاه یزید بن هارون 2312 01:32:03,180 --> 01:32:05,180 تا نشان دهد قرآن آفریده شده است 2313 01:32:05,180 --> 01:32:07,210 برخی گفتند 2314 01:32:07,210 --> 01:32:09,210 نشستنش امیر 2315 01:32:09,210 --> 01:32:11,210 مؤمنان و افزایش دهندگان 2316 01:32:11,210 --> 01:32:13,210 تا زمانی که تقوا نداشته باشد 2317 01:32:13,210 --> 01:32:15,210 گفت: وای بر تو! 2318 01:32:15,210 --> 01:32:17,210 اگه نشونش بدم میترسم 2319 01:32:17,210 --> 01:32:19,210 تا به من پاسخ دهد 2320 01:32:19,210 --> 01:32:21,210 مردم متفاوت خواهند بود و متفاوت خواهند بود 2321 01:32:21,210 --> 01:32:23,210 فتنه و من از آن متنفرم 2322 01:32:23,210 --> 01:32:25,210 فتنه 2323 01:32:25,210 --> 01:32:27,210 مرد گفت: من هستم. 2324 01:32:27,210 --> 01:32:29,210 از او در این مورد خواهم پرسید 2325 01:32:29,210 --> 01:32:31,210 مامون گفت بله 2326 01:32:31,210 --> 01:32:33,210 پس به واسط رفت 2327 01:32:33,210 --> 01:32:35,210 پس نزد یزید آمد 2328 01:32:35,210 --> 01:32:37,210 گفت: ای ابوخالد 2329 01:32:37,210 --> 01:32:39,210 درود بر شما 2330 01:32:39,210 --> 01:32:41,210 و او به شما می گوید 2331 01:32:41,210 --> 01:32:43,210 من می خواهم نشان دهم 2332 01:32:43,210 --> 01:32:45,210 آفرینش قرآن 2333 01:32:45,210 --> 01:32:47,210 گفت: به امیر دروغ گفتم. 2334 01:32:47,210 --> 01:32:49,210 شاهزاده وفادار 2335 01:32:49,210 --> 01:32:51,210 مؤمنان مردم را نگه نمی دارند 2336 01:32:51,210 --> 01:32:53,210 برای چیزی که نمی دانند 2337 01:32:53,210 --> 01:32:55,210 اگر راست می گویی، بنشین 2338 01:32:55,210 --> 01:32:57,210 اگر مردم جمع شوند 2339 01:32:57,210 --> 01:32:59,210 در شورا بگو 2340 01:32:59,210 --> 01:33:01,210 سپس گفت 2341 01:33:01,210 --> 01:33:03,210 اگر فردا ملاقات کنند 2342 01:33:03,210 --> 01:33:05,210 پس برخاست و گفت 2343 01:33:06,210 --> 01:33:08,210 یزید گفت 2344 01:33:08,210 --> 01:33:10,210 به امیرالمؤمنین علیه السلام دروغ گفتی 2345 01:33:10,210 --> 01:33:12,210 مردم را نگه نمی دارد 2346 01:33:12,210 --> 01:33:14,210 برای چیزی که نمی دانند 2347 01:33:14,210 --> 01:33:16,210 و هیچ کس آن را نگفت 2348 01:33:16,210 --> 01:33:18,210 گفت و برگشت 2349 01:33:18,210 --> 01:33:20,210 مرد به گاوصندوق 2350 01:33:20,210 --> 01:33:22,210 گفت یا امیرالمؤمنین 2351 01:33:22,210 --> 01:33:24,210 تو بهتر می دانستی 2352 01:33:24,210 --> 01:33:26,340 این خبر را به او گفت 2353 01:33:26,340 --> 01:33:28,340 صالح بن احمد گفت 2354 01:33:28,340 --> 01:33:30,340 سپس مردم مورد آزمایش قرار گرفتند 2355 01:33:30,340 --> 01:33:32,340 او به کسانی که رای ممتنع دادند هدایت داد 2356 01:33:32,340 --> 01:33:34,340 به زندان پاسخ داد 2357 01:33:34,340 --> 01:33:36,340 همه به جز چهار 2358 01:33:36,340 --> 01:33:38,340 پدرم و محمد 2359 01:33:38,340 --> 01:33:40,340 بن نوح و القوریری 2360 01:33:40,340 --> 01:33:42,340 و الحسن بن حماد 2361 01:33:42,340 --> 01:33:44,340 فرش پس 2362 01:33:44,340 --> 01:33:46,340 هازان جواب داد و ماند 2363 01:33:46,340 --> 01:33:48,340 پدرم و محمد بن نوح 2364 01:33:48,340 --> 01:33:50,369 روزها در زندان 2365 01:33:50,369 --> 01:33:52,369 سپس یک کتاب آمد 2366 01:33:52,369 --> 01:33:54,369 طرسوس با حمل آنها بسته شده است 2367 01:33:54,369 --> 01:33:56,369 دو همکار 2368 01:33:56,369 --> 01:33:57,369 ابو معمر گفت 2369 01:33:57,369 --> 01:33:59,369 اجتماعی 2370 01:33:59,369 --> 01:34:01,369 وقتی ما را به خانه سلطان آورد 2371 01:34:01,369 --> 01:34:03,369 روزهای مصیبت 2372 01:34:03,369 --> 01:34:05,369 احمد بن حنبل بود 2373 01:34:05,369 --> 01:34:07,369 ممکنه بیارم 2374 01:34:07,369 --> 01:34:09,369 وقتی دید مردم جواب می دهند 2375 01:34:09,369 --> 01:34:11,369 او مرد مهربانی بود 2376 01:34:11,369 --> 01:34:13,369 پس رگهایش مردند 2377 01:34:13,369 --> 01:34:15,369 و چشمانش قرمز شده بود 2378 01:34:15,369 --> 01:34:17,369 و این نرمی از بین رفت 2379 01:34:17,369 --> 01:34:19,369 پس گفتم: «مژده می‌دهم». 2380 01:34:19,369 --> 01:34:21,369 ابن فضیل به من گفت 2381 01:34:21,369 --> 01:34:23,369 عن الولید بن عبدالله بن جمعه 2382 01:34:23,369 --> 01:34:25,369 از ابوسلمه فرمود: 2383 01:34:25,369 --> 01:34:27,369 او از اصحاب رسول خدا بود 2384 01:34:27,369 --> 01:34:29,369 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد 2385 01:34:29,369 --> 01:34:31,369 اگه چیزی بخوام 2386 01:34:31,369 --> 01:34:33,369 چشم بند چشمانش را دیدم 2387 01:34:33,369 --> 01:34:35,369 در سرش می چرخد 2388 01:34:35,369 --> 01:34:37,369 انگار دیوانه است 2389 01:34:37,369 --> 01:34:39,369 ابن ابی اسامه گفت 2390 01:34:39,369 --> 01:34:41,369 به ما بگو احمد 2391 01:34:41,369 --> 01:34:43,369 روزهای مصیبت به او گفته شد 2392 01:34:43,369 --> 01:34:45,369 ای اباعبدالله 2393 01:34:45,369 --> 01:34:47,369 ابتدا می بینید حقیقت چگونه است 2394 01:34:47,369 --> 01:34:49,369 باطل بر او ظاهر شد 2395 01:34:49,369 --> 01:34:51,369 گفت نه 2396 01:34:51,369 --> 01:34:53,369 ظهور باطل بر حق 2397 01:34:53,369 --> 01:34:55,369 که قلب ها از آن حرکت می کنند 2398 01:34:55,369 --> 01:34:57,369 هدایت به گمراهی 2399 01:34:57,369 --> 01:34:59,369 و دل ما همچنان محتاج است 2400 01:35:00,590 --> 01:35:02,590 ابوجعفر گفت 2401 01:35:02,590 --> 01:35:04,590 وقتی احمد باردار شد 2402 01:35:04,590 --> 01:35:06,590 به مأمون گفتم 2403 01:35:06,590 --> 01:35:08,590 پس از فرات گذشتم 2404 01:35:08,590 --> 01:35:10,590 پس احمد در اتاق نشسته بود 2405 01:35:10,590 --> 01:35:12,590 خان، پس به او سلام کردم 2406 01:35:12,590 --> 01:35:14,590 گفت: ای ابوجعفر 2407 01:35:14,590 --> 01:35:16,590 بدجنس بودم 2408 01:35:16,590 --> 01:35:18,590 پس بهش گفتم تو 2409 01:35:18,590 --> 01:35:20,590 سر و مردم امروز 2410 01:35:20,590 --> 01:35:22,590 به خدا از شما تقلید می کنند 2411 01:35:22,590 --> 01:35:24,590 زیرا به خلق قرآن پاسخ دادی 2412 01:35:24,590 --> 01:35:26,590 برای پاسخ به خلقت 2413 01:35:26,590 --> 01:35:28,590 حتی اگر جواب ندادی 2414 01:35:28,590 --> 01:35:30,590 در مورد خلقت ما به من اطلاع دهید 2415 01:35:30,590 --> 01:35:32,590 بسیاری از مردم 2416 01:35:32,590 --> 01:35:34,590 با این حال، مرد 2417 01:35:34,590 --> 01:35:36,590 اگر شما را نمی کشد، آن وقت خواهید کشت 2418 01:35:36,590 --> 01:35:38,590 باید بمیری 2419 01:35:38,590 --> 01:35:40,590 مرگ از خدا بترس 2420 01:35:40,590 --> 01:35:42,590 و شما جواب نمی دهید 2421 01:35:42,590 --> 01:35:44,590 احمد شروع به گریه کرد و گفت: 2422 01:35:44,590 --> 01:35:46,590 انشاالله 2423 01:35:46,590 --> 01:35:48,590 سپس گفت: ای ابوجعفر 2424 01:35:48,590 --> 01:35:50,590 روی من حساب کن 2425 01:35:50,590 --> 01:35:52,590 بنابراین در حالی که او می گفت آن را تکرار کردم 2426 01:35:52,590 --> 01:35:54,590 انشاالله 2427 01:35:54,590 --> 01:35:56,659 محمد بن ابراهیم گفت 2428 01:35:56,659 --> 01:35:58,659 آنها را وادار به مطالعه کردند 2429 01:35:58,659 --> 01:36:00,659 اباعبدالله 2430 01:36:00,659 --> 01:36:02,659 یعنی امام احمد 2431 01:36:02,659 --> 01:36:04,659 در تقیه و آنچه در آن نقل شده است 2432 01:36:04,659 --> 01:36:06,659 به آنها گفت 2433 01:36:06,659 --> 01:36:08,659 چگونه یک مکالمه ایجاد می کنید؟ 2434 01:36:08,659 --> 01:36:10,659 خباب هر که بود 2435 01:36:10,659 --> 01:36:12,659 قبل از شما منتشر شده است 2436 01:36:12,659 --> 01:36:14,659 کسی با اره برقی 2437 01:36:14,659 --> 01:36:16,659 این او را از دینش باز نمی دارد 2438 01:36:16,659 --> 01:36:18,659 فیسنا گفت 2439 01:36:18,659 --> 01:36:20,659 از او سپس گفت 2440 01:36:20,659 --> 01:36:22,659 احمد، برام مهم نیست 2441 01:36:22,659 --> 01:36:24,659 حبس چیست؟ 2442 01:36:24,659 --> 01:36:26,659 خونه من فقط یکیه 2443 01:36:26,659 --> 01:36:28,659 و نه با شمشیر کشته شدند 2444 01:36:28,659 --> 01:36:30,659 اما من می ترسم 2445 01:36:30,659 --> 01:36:32,659 وسوسه تازیانه 2446 01:36:32,659 --> 01:36:34,659 عده ای در زندان او را شنیدند 2447 01:36:34,659 --> 01:36:36,659 گفت: مهم نیست. 2448 01:36:36,659 --> 01:36:38,659 ای اباعبدالله 2449 01:36:38,659 --> 01:36:40,659 چیزی جز دو تازیانه نیست 2450 01:36:40,659 --> 01:36:42,659 سپس شما نمی دانید کجا واقع شده است 2451 01:36:42,659 --> 01:36:44,659 بقیه هم همینطوره 2452 01:36:44,659 --> 01:36:46,659 راز از او 2453 01:36:46,659 --> 01:36:48,659 صالح بن احمد گفت 2454 01:36:48,659 --> 01:36:50,659 پدرم و محمد بن نوح حمل کردند 2455 01:36:50,659 --> 01:36:52,659 از بغداد در زنجیر 2456 01:36:52,659 --> 01:36:54,659 آنها را به انبار امضا کنید 2457 01:36:54,659 --> 01:36:56,659 ابوبکر پرسید 2458 01:36:56,659 --> 01:36:58,659 شرایط پدرم 2459 01:36:58,659 --> 01:37:00,659 ای اباعبدالله 2460 01:37:00,659 --> 01:37:02,659 اگر به شمشیر پیشنهاد شود، پاسخ خواهد داد 2461 01:37:02,659 --> 01:37:04,659 گفت نه 2462 01:37:04,659 --> 01:37:06,659 سپس راه بروید 2463 01:37:06,659 --> 01:37:08,659 بنابراین شنیدم که پدرم می گفت 2464 01:37:08,659 --> 01:37:10,659 به الرحبه رسیدیم 2465 01:37:10,659 --> 01:37:12,659 نیمه های شب رفتیم 2466 01:37:12,659 --> 01:37:14,659 مردی نزد ما آمد و گفت: 2467 01:37:14,659 --> 01:37:16,659 احمد بن حنبل کدام یک از شماست؟ 2468 01:37:16,659 --> 01:37:18,659 پس این را به او گفتند 2469 01:37:18,659 --> 01:37:20,659 به او گفت: احمد 2470 01:37:20,659 --> 01:37:22,659 اینجا باید بکشیش 2471 01:37:22,659 --> 01:37:24,659 و وارد بهشت میشوی 2472 01:37:24,659 --> 01:37:26,659 سپس گفت 2473 01:37:26,659 --> 01:37:28,659 من تو را با خدا وداع کردم و ادامه دادم 2474 01:37:28,659 --> 01:37:30,659 احمد گفت 2475 01:37:30,659 --> 01:37:32,659 پس از او پرسیدم 2476 01:37:32,659 --> 01:37:34,659 به من گفتند: این مرد است 2477 01:37:34,659 --> 01:37:36,659 از العربی از رابعه 2478 01:37:36,659 --> 01:37:38,659 شعر در بیابان کار می کند 2479 01:37:38,659 --> 01:37:40,659 او را جابر بن عامر می نامند 2480 01:37:40,659 --> 01:37:42,659 کمی خوب است 2481 01:37:42,659 --> 01:37:44,659 ابراهیم بن عبدالله گفت 2482 01:37:44,659 --> 01:37:46,659 احمد بن حنبل گفت 2483 01:37:46,659 --> 01:37:48,659 من یک کلمه نشنیدم 2484 01:37:48,659 --> 01:37:50,659 از زمانی که به این موضوع افتادم 2485 01:37:50,659 --> 01:37:52,659 قوی تر از یک کلمه 2486 01:37:52,659 --> 01:37:54,659 بادیه نشین من در مورد آن به من گفت 2487 01:37:54,659 --> 01:37:56,659 در وسعت یقه 2488 01:37:56,659 --> 01:37:58,659 به من گفت احمد 2489 01:37:58,659 --> 01:38:00,659 اگر حقیقت تو را بکشد 2490 01:38:00,659 --> 01:38:02,659 شهید بمیر 2491 01:38:02,659 --> 01:38:04,659 و اگر زنده باشید، ستوده زندگی خواهید کرد 2492 01:38:04,659 --> 01:38:06,659 پس قلبم قوی شد 2493 01:38:06,659 --> 01:38:08,659 صالح بن احمد گفت 2494 01:38:08,659 --> 01:38:10,659 پدرم گفت 2495 01:38:10,659 --> 01:38:12,659 وقتی به گوشش رسیدیم 2496 01:38:12,659 --> 01:38:14,659 نیمه های شب رفتیم 2497 01:38:14,659 --> 01:38:16,659 و در را به روی ما باز کرد 2498 01:38:16,659 --> 01:38:18,659 اگر مردی وارد شده باشد 2499 01:38:18,659 --> 01:38:20,659 گفت پوست 2500 01:38:20,659 --> 01:38:22,659 مرد مرده است 2501 01:38:22,659 --> 01:38:24,659 به معنای امن است 2502 01:38:24,659 --> 01:38:26,659 پدرم گفت 2503 01:38:26,659 --> 01:38:28,659 از خدا می خواستم نبینمش 2504 01:38:28,659 --> 01:38:30,659 من ندیدم که او با یک بودا بمیرد 2505 01:38:30,659 --> 01:38:32,659 گفتم 2506 01:38:32,659 --> 01:38:34,659 و باندون یک رودخانه است 2507 01:38:34,659 --> 01:38:36,720 رام باقی ماند 2508 01:38:36,720 --> 01:38:38,720 احمد در رقه زندانی است 2509 01:38:38,720 --> 01:38:40,720 تا اینکه معتصم بیعت کرد 2510 01:38:40,720 --> 01:38:42,720 در پی مرگ برادرش 2511 01:38:42,720 --> 01:38:44,720 احمد به بغداد بازگشت 2512 01:38:44,720 --> 01:38:46,720 صالح گفت 2513 01:38:46,720 --> 01:38:48,720 وقتی پدرم و محمد آزاد شدند 2514 01:38:48,720 --> 01:38:50,720 بن نوح به طرسوس 2515 01:38:50,720 --> 01:38:52,720 او در زنجیر آنها پاسخ داد 2516 01:38:52,720 --> 01:38:54,720 وقتی نوبت رسید 2517 01:38:54,720 --> 01:38:56,720 رقه وارد شد 2518 01:38:56,720 --> 01:38:58,720 کشتی فلما 2519 01:38:58,720 --> 01:39:00,720 او به مرحله شرمگاهی رسید و درگذشت 2520 01:39:00,720 --> 01:39:02,720 محمد بن نوح و فک 2521 01:39:02,720 --> 01:39:04,720 او را بست و بر او نماز خواند 2522 01:39:04,720 --> 01:39:06,720 پدرم گفت 2523 01:39:06,720 --> 01:39:08,720 حنبل گفت اباعبدالله 2524 01:39:08,720 --> 01:39:10,720 احمد بن حنبل 2525 01:39:10,720 --> 01:39:12,720 من کسی را ندیدم 2526 01:39:12,720 --> 01:39:14,720 مردم به امر خدا 2527 01:39:14,720 --> 01:39:16,720 از محمد بن نوح 2528 01:39:16,720 --> 01:39:18,720 امیدوارم بشه 2529 01:39:18,720 --> 01:39:20,720 مهرش خوب باشه 2530 01:39:20,720 --> 01:39:22,720 او یک روز به من گفت 2531 01:39:22,720 --> 01:39:24,720 ای اباعبدالله 2532 01:39:24,720 --> 01:39:26,720 خدا خداست 2533 01:39:26,720 --> 01:39:28,720 تو مثل من نیستی 2534 01:39:28,720 --> 01:39:30,720 شما مردی هستید که باید به او نگاه کرد 2535 01:39:30,720 --> 01:39:32,720 خلقت گردن آنها را دراز کرده است 2536 01:39:32,720 --> 01:39:34,720 این چیزی است که از شما می آید 2537 01:39:34,720 --> 01:39:36,720 از خدا بترسید 2538 01:39:36,720 --> 01:39:38,720 و بر فرمان خدا ثابت قدم باش 2539 01:39:38,720 --> 01:39:40,720 یا همینطور 2540 01:39:40,720 --> 01:39:42,720 بر او نماز خواندم و دفنش کردم 2541 01:39:42,720 --> 01:39:44,779 صالح گفت 2542 01:39:44,779 --> 01:39:46,779 پدرم به بغداد رفت 2543 01:39:46,779 --> 01:39:48,779 محدود شده است 2544 01:39:48,779 --> 01:39:50,779 چند روزی در یاسریه ماند 2545 01:39:50,779 --> 01:39:52,779 سپس در خانه ای زندانی شد 2546 01:39:52,779 --> 01:39:54,779 شهد در دار اماره 2547 01:39:54,779 --> 01:39:56,779 سپس به زندان منتقل شد 2548 01:39:56,779 --> 01:39:58,779 عمومی در مسیر موصلیه 2549 01:39:58,779 --> 01:40:00,779 احمد گفت 2550 01:40:00,779 --> 01:40:02,779 با خانواده نماز می خواندم 2551 01:40:02,779 --> 01:40:04,779 زندان و من بسته ام 2552 01:40:04,779 --> 01:40:06,779 وقتی ماه رمضان بود 2553 01:40:06,779 --> 01:40:08,779 گفتم نوزده سال 2554 01:40:08,779 --> 01:40:10,779 پس از مرگ مأمون این اتفاق افتاد 2555 01:40:10,779 --> 01:40:12,779 چهارده ماه 2556 01:40:12,779 --> 01:40:14,779 تبدیل به خانه 2557 01:40:14,779 --> 01:40:16,779 اسحاق بن ابراهیم 2558 01:40:16,779 --> 01:40:18,779 منظورم معاون بغداد است 2559 01:40:18,779 --> 01:40:20,779 در مورد حنبل فرمود: 2560 01:40:20,779 --> 01:40:22,779 اباعبدالله به زندان افتاد 2561 01:40:22,779 --> 01:40:24,779 در دار اماره در بغداد 2562 01:40:24,779 --> 01:40:26,779 در اصطبل شاهزاده 2563 01:40:26,779 --> 01:40:28,779 محمد بن ابراهیم 2564 01:40:28,779 --> 01:40:30,779 برادر اسحاق بن ابراهیم 2565 01:40:30,779 --> 01:40:32,779 او در زندان تنگ بود 2566 01:40:32,779 --> 01:40:34,779 در ماه رمضان مریض شد 2567 01:40:34,779 --> 01:40:36,779 سپس در اطراف بعد 2568 01:40:36,779 --> 01:40:38,779 تعداد کمی به زندان عمومی 2569 01:40:38,779 --> 01:40:40,779 حدوداً در زندان ماند 2570 01:40:40,779 --> 01:40:42,779 از سی ماهگی 2571 01:40:42,779 --> 01:40:44,779 پیش او می آمدیم 2572 01:40:44,779 --> 01:40:46,779 پس برایم کتاب تعویق را خواند 2573 01:40:46,779 --> 01:40:48,779 دیگران در زندان هستند 2574 01:40:48,779 --> 01:40:50,779 و او را دیدم که با آنها نماز می خواند 2575 01:40:50,779 --> 01:40:52,779 در کارنامه 2576 01:40:52,779 --> 01:40:54,779 صالح بن احمد گفت 2577 01:40:54,779 --> 01:40:56,779 گفت پدرم کارگردانی می کند 2578 01:40:56,779 --> 01:40:58,779 من هر روز با دو پا می آیم 2579 01:40:58,779 --> 01:41:00,779 یکی از آنها نام دارد 2580 01:41:00,779 --> 01:41:02,779 احمد بن احمد 2581 01:41:02,779 --> 01:41:04,779 بن رباح و دیگری 2582 01:41:04,779 --> 01:41:06,779 سعی بن الحجام 2583 01:41:06,779 --> 01:41:08,779 آنها هنوز به من نگاه می کنند 2584 01:41:08,779 --> 01:41:10,779 حتی اگر بلند شود 2585 01:41:10,779 --> 01:41:12,779 برای محدودیت تماس بگیرید 2586 01:41:12,779 --> 01:41:14,779 بنابراین محدودیت های من را افزایش دهید 2587 01:41:14,779 --> 01:41:16,779 بنابراین من چهار غل بر روی پاهایم داشتم 2588 01:41:16,779 --> 01:41:18,779 او گفت 2589 01:41:18,779 --> 01:41:20,779 وقتی به محل رسیدیم 2590 01:41:20,779 --> 01:41:22,779 معروف به باب البوستان 2591 01:41:22,779 --> 01:41:24,779 بیرون آوردم و آوردمش 2592 01:41:24,779 --> 01:41:26,779 پس من سوار شدم و علی 2593 01:41:26,779 --> 01:41:28,779 من هیچ محدودیتی ندارم 2594 01:41:28,779 --> 01:41:30,779 چه کسی مرا نگه می دارد؟ 2595 01:41:30,779 --> 01:41:32,779 تقریباً بیش از یک بار این کار را انجام دادم 2596 01:41:32,779 --> 01:41:34,779 پس مرا به خانه معتصم آورد 2597 01:41:34,779 --> 01:41:36,779 بنابراین وارد اتاقی شدم 2598 01:41:36,779 --> 01:41:38,779 سپس وارد خانه ای شدم 2599 01:41:38,779 --> 01:41:40,779 و در را به روی من بست 2600 01:41:40,779 --> 01:41:42,779 در تاریکی شب 2601 01:41:42,779 --> 01:41:44,779 بدون لامپ 2602 01:41:44,779 --> 01:41:46,779 پس وقتی فردا بود 2603 01:41:46,779 --> 01:41:48,779 تکتی را بیرون آوردم 2604 01:41:48,779 --> 01:41:50,779 محدودیت ها تشدید شد 2605 01:41:50,779 --> 01:41:52,779 من آن را حمل می کنم 2606 01:41:52,779 --> 01:41:54,779 و شلوارش قشنگ بود 2607 01:41:54,779 --> 01:41:56,779 سپس رسول معتصم آمد 2608 01:41:56,779 --> 01:41:58,779 گفت: جواب بده. 2609 01:41:58,779 --> 01:42:00,779 پس دستم را گرفت و آورد داخل 2610 01:42:00,779 --> 01:42:02,779 و زنجیر را حمل می کنم 2611 01:42:02,779 --> 01:42:04,779 و او هم نشسته است 2612 01:42:04,779 --> 01:42:06,779 و احمد بن ابی دواد 2613 01:42:06,779 --> 01:42:08,779 بله 2614 01:42:08,779 --> 01:42:10,779 تعداد زیادی از یارانش را جمع کرد 2615 01:42:10,779 --> 01:42:12,779 معتصم به من گفت 2616 01:42:12,779 --> 01:42:14,779 او را اضافه کنید 2617 01:42:14,779 --> 01:42:16,779 او به من بسنده نکرد 2618 01:42:16,779 --> 01:42:18,779 تا اینکه به او نزدیک شدم 2619 01:42:18,779 --> 01:42:20,779 بعد گفت بنشین 2620 01:42:20,779 --> 01:42:22,779 پس نشستم و بر من سنگینی کرد 2621 01:42:22,779 --> 01:42:24,779 غل و زنجیر 2622 01:42:24,779 --> 01:42:26,779 مدتی ماندم و بعد گفتم 2623 01:42:26,779 --> 01:42:28,779 می توانم صحبت کنم؟ 2624 01:42:28,779 --> 01:42:30,779 گفت حرف بزن 2625 01:42:30,779 --> 01:42:32,779 پس گفتم: خدای ناکرده. 2626 01:42:32,779 --> 01:42:34,779 و رسولش 2627 01:42:34,779 --> 01:42:36,779 هانیه مدتی سکوت کرد بعد گفت 2628 01:42:36,779 --> 01:42:38,779 به یک گواهی 2629 01:42:38,779 --> 01:42:40,779 معبودی جز الله نیست 2630 01:42:40,779 --> 01:42:42,779 پس گفتم: شهادت می دهم. 2631 01:42:42,779 --> 01:42:44,779 معبودی جز الله نیست 2632 01:42:44,779 --> 01:42:46,779 بعد گفتم 2633 01:42:46,779 --> 01:42:48,779 جدت بن عباس می گوید: 2634 01:42:48,779 --> 01:42:50,779 وقتی آمد 2635 01:42:50,779 --> 01:42:52,779 هیئت عبدالقیس نزد رسول خدا 2636 01:42:52,779 --> 01:42:54,779 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد 2637 01:42:54,779 --> 01:42:56,779 از او درباره ایمان پرسیدند 2638 01:42:56,779 --> 01:42:58,779 گفت: می دانی؟ 2639 01:42:58,779 --> 01:43:00,779 ایمان چیست؟ 2640 01:43:00,779 --> 01:43:02,779 خدا و رسولش فرمودند 2641 01:43:02,779 --> 01:43:04,779 من می دانم 2642 01:43:04,779 --> 01:43:06,779 او شهادت داد که خدایی وجود ندارد 2643 01:43:06,779 --> 01:43:08,779 جز الله و محمد 2644 01:43:08,779 --> 01:43:10,779 رسول خدا 2645 01:43:10,779 --> 01:43:12,779 و اقامه نماز و بخشش 2646 01:43:12,779 --> 01:43:14,779 زکات و دادن 2647 01:43:14,779 --> 01:43:16,779 یک پنجم غنایم 2648 01:43:16,779 --> 01:43:18,779 معتصم گفت 2649 01:43:18,779 --> 01:43:20,779 اگر تو را در دستانم پیدا نکرده بودم 2650 01:43:20,779 --> 01:43:22,779 هر که پیش از من آمد پیشنهاد نداد 2651 01:43:22,779 --> 01:43:24,779 بعد به تو گفت 2652 01:43:24,779 --> 01:43:26,779 ای عبدالرحمن بن اسحاق 2653 01:43:26,779 --> 01:43:28,779 مگه من بهت دستور ندادم؟ 2654 01:43:28,779 --> 01:43:30,779 با حذف مصیبت 2655 01:43:30,779 --> 01:43:32,779 گفتم: خدا بزرگ است. 2656 01:43:32,779 --> 01:43:34,779 در این امر تسکین وجود دارد 2657 01:43:34,779 --> 01:43:36,779 برای مسلمانان سپس فرمود 2658 01:43:36,779 --> 01:43:38,779 آنها ناظران خود را دارند 2659 01:43:38,779 --> 01:43:40,779 و با او عبدالرحمن صحبت کن 2660 01:43:40,779 --> 01:43:42,779 یک کلمه 2661 01:43:42,779 --> 01:43:44,779 او همان چیزی را که شما می گویید گفت 2662 01:43:44,779 --> 01:43:46,779 در قرآن گفتم 2663 01:43:46,779 --> 01:43:48,779 چی میگی میدونی؟ 2664 01:43:48,779 --> 01:43:50,779 خدا سکوت کرد 2665 01:43:50,779 --> 01:43:52,779 برخی از آنها به من گفتند 2666 01:43:52,779 --> 01:43:54,779 مگر خداوند متعال نگفته است؟ 2667 01:43:54,779 --> 01:43:56,779 خداوند خالق همه است 2668 01:43:56,779 --> 01:43:58,779 چیزی و قرآن 2669 01:43:58,779 --> 01:44:00,779 چیزی نیست؟ 2670 01:44:00,779 --> 01:44:02,779 پس گفتم: خدا گفت. 2671 01:44:02,779 --> 01:44:04,779 همه چیز رو نابود کن 2672 01:44:04,779 --> 01:44:06,779 نابود شد؟ 2673 01:44:06,779 --> 01:44:08,779 چیزی که خدا خواسته 2674 01:44:08,779 --> 01:44:10,779 برخی از آنها گفتند 2675 01:44:10,779 --> 01:44:12,779 هر چه یادی برایشان آید 2676 01:44:12,779 --> 01:44:14,779 از پروردگارشان، به روز شده 2677 01:44:14,779 --> 01:44:16,779 آپدیت میشه؟ 2678 01:44:16,779 --> 01:44:18,779 جز یک موجود 2679 01:44:18,779 --> 01:44:20,779 پس گفتم: خدا گفت. 2680 01:44:20,779 --> 01:44:22,779 و قرآن ذکر شده است 2681 01:44:22,779 --> 01:44:24,779 ذکر قرآن است 2682 01:44:24,779 --> 01:44:26,779 و اینها در آن نیستند 2683 01:44:26,779 --> 01:44:28,779 A و L 2684 01:44:28,779 --> 01:44:30,779 برخی از آنها حدیثی را ذکر کردند 2685 01:44:30,779 --> 01:44:32,779 عمران بن حسین 2686 01:44:32,779 --> 01:44:34,779 خداوند مرد را آفرید 2687 01:44:34,779 --> 01:44:36,779 گفتم این یک اشتباه است 2688 01:44:36,779 --> 01:44:38,779 بیش از یک نفر به ما بگویید 2689 01:44:38,779 --> 01:44:40,779 خداوند ذکر را نوشته است 2690 01:44:40,779 --> 01:44:42,779 از حدیثی به عنوان مدرک استفاده کردند 2691 01:44:42,779 --> 01:44:44,779 بن مسعود 2692 01:44:44,779 --> 01:44:46,779 خدا چه بهشتی را آفرید؟ 2693 01:44:46,779 --> 01:44:48,779 نه آتش و نه آسمان 2694 01:44:48,779 --> 01:44:50,779 بزرگتر از آیت الکرسی 2695 01:44:50,779 --> 01:44:52,779 پس گفتم 2696 01:44:52,779 --> 01:44:54,779 اما خلقت رخ داد 2697 01:44:54,779 --> 01:44:56,779 در بهشت، جهنم و بهشت 2698 01:44:56,779 --> 01:44:58,779 و زمین 2699 01:44:58,779 --> 01:45:00,779 بر قرآن نیفتاده است 2700 01:45:00,779 --> 01:45:02,779 برخی از آنها گفتند 2701 01:45:02,779 --> 01:45:04,779 حدیث خباب 2702 01:45:04,779 --> 01:45:06,779 ای هینتا به خدا نزدیک شو 2703 01:45:06,779 --> 01:45:08,779 تا جایی که می توانید 2704 01:45:08,779 --> 01:45:10,779 به او نزدیک نخواهی شد 2705 01:45:10,779 --> 01:45:12,779 با چیزی که برایش محبوب تر از حرف هایش است 2706 01:45:12,779 --> 01:45:14,779 پس گفتم 2707 01:45:14,779 --> 01:45:16,779 این طور است 2708 01:45:16,779 --> 01:45:18,779 و ابن ابی دواد را ساخت 2709 01:45:18,779 --> 01:45:20,779 او به پدر عصبانی شما نگاه می کند 2710 01:45:20,779 --> 01:45:22,880 پدرم گفت 2711 01:45:22,880 --> 01:45:24,880 و در این مورد صحبت می کرد 2712 01:45:24,880 --> 01:45:26,880 بنابراین من به او پاسخ می دهم 2713 01:45:26,880 --> 01:45:28,880 او این را می گوید و من به او پاسخ می دهم 2714 01:45:28,880 --> 01:45:30,880 اگر مرد قطع شود 2715 01:45:30,880 --> 01:45:32,880 ابن ابی داود به آنها اعتراض کرد 2716 01:45:32,880 --> 01:45:34,880 می گوید ای شاهزاده 2717 01:45:34,880 --> 01:45:36,880 مؤمنان 2718 01:45:36,880 --> 01:45:38,880 به خدا سوگند او گمراه است 2719 01:45:38,880 --> 01:45:40,880 نوآورانه 2720 01:45:40,880 --> 01:45:42,880 می گوید: با او صحبت کن. 2721 01:45:42,880 --> 01:45:44,880 آنها به او نگاه کردند و او با من صحبت کرد 2722 01:45:44,880 --> 01:45:46,880 بنابراین من به او پاسخ می دهم 2723 01:45:46,880 --> 01:45:48,880 او با من صحبت می کند و من به او پاسخ می دهم 2724 01:45:48,880 --> 01:45:50,880 اگر قطع شوند 2725 01:45:50,880 --> 01:45:52,880 المعتصم می گوید 2726 01:45:52,880 --> 01:45:54,880 وای بر تو احمد! 2727 01:45:54,880 --> 01:45:56,880 شما چه می گویید؟ 2728 01:45:56,880 --> 01:45:58,880 پس می گویم یا امیرالمؤمنین 2729 01:45:58,880 --> 01:46:00,880 چیزی از کتاب خدا به من بده 2730 01:46:00,880 --> 01:46:02,880 یا سنت رسول خدا 2731 01:46:02,880 --> 01:46:04,880 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد 2732 01:46:04,880 --> 01:46:06,880 پس من آن را می گویم 2733 01:46:06,880 --> 01:46:08,880 حنبل گفت 2734 01:46:08,880 --> 01:46:10,880 اباعبدالله گفت 2735 01:46:10,880 --> 01:46:12,880 به من اعتراض کردند 2736 01:46:12,880 --> 01:46:14,880 چه چیزی قلب من را قوی می کند؟ 2737 01:46:14,880 --> 01:46:16,880 و زبانم جرات گفتنش را ندارد 2738 01:46:16,880 --> 01:46:18,880 آنها منکر تأثیرات آن شدند 2739 01:46:18,880 --> 01:46:20,880 و فکر نمیکردم اینجوری باشن 2740 01:46:20,880 --> 01:46:23,170 تا اینکه شنیدم 2741 01:46:23,170 --> 01:46:25,170 محمد بن ابراهیم گفت 2742 01:46:25,170 --> 01:46:27,170 البوشینجی 2743 01:46:27,170 --> 01:46:29,170 برخی از دوستانمان به من گفتند 2744 01:46:29,170 --> 01:46:31,170 احمد بن ابی دواد 2745 01:46:31,170 --> 01:46:33,170 نزد احمد رفت تا با او صحبت کند 2746 01:46:33,170 --> 01:46:35,170 او به من نگاه نکرد 2747 01:46:35,170 --> 01:46:37,170 تا اینکه معتصم گفت 2748 01:46:37,170 --> 01:46:39,170 آه احمد 2749 01:46:39,170 --> 01:46:41,170 با اباعبدالله صحبت نمی کنی؟ 2750 01:46:41,170 --> 01:46:43,170 پس گفتم 2751 01:46:43,170 --> 01:46:45,170 من او را به عنوان یک عالم نمی شناسم، پس با او صحبت خواهم کرد 2752 01:46:45,170 --> 01:46:47,170 صالح گفت 2753 01:46:47,170 --> 01:46:49,170 و ابن ابی دواد را ساخت 2754 01:46:49,170 --> 01:46:51,170 میگه امیر 2755 01:46:51,170 --> 01:46:53,170 ای مؤمنان، به خدا قسم به خاطر 2756 01:46:53,170 --> 01:46:55,170 او پاسخ داد: دوستت دارم. 2757 01:46:55,170 --> 01:46:57,170 به از هزار دینار 2758 01:46:57,170 --> 01:46:59,170 و صد هزار دینار 2759 01:46:59,170 --> 01:47:01,170 پس آنچه خدا بخواهد از آن محاسبه خواهد شد 2760 01:47:01,170 --> 01:47:03,170 قول دادن 2761 01:47:03,170 --> 01:47:05,170 گفت چون جوابم را داد 2762 01:47:05,170 --> 01:47:07,170 با دست خودم آزادش کنم 2763 01:47:07,170 --> 01:47:09,170 و من به آن سوار خواهم شد 2764 01:47:09,170 --> 01:47:11,170 با یک سرباز و من پا روی پاشنه او می گذاشتم 2765 01:47:11,170 --> 01:47:13,170 سپس گفت 2766 01:47:13,170 --> 01:47:15,170 آه احمد 2767 01:47:15,170 --> 01:47:17,170 به خدا سوگند من نسبت به شما دلسوز هستم 2768 01:47:17,170 --> 01:47:19,170 و من برایت متاسفم 2769 01:47:19,170 --> 01:47:21,170 مثل دلسوزی من برای پسرم هارون 2770 01:47:21,170 --> 01:47:23,170 شما چه می گویید؟ 2771 01:47:23,170 --> 01:47:25,170 پس من می گویم 2772 01:47:25,170 --> 01:47:27,170 چیزی از کتاب خدا به من بده 2773 01:47:27,170 --> 01:47:29,170 و سنت رسولش 2774 01:47:29,170 --> 01:47:31,170 زمانی که شورا برای مدت طولانی دوام آورد 2775 01:47:31,170 --> 01:47:33,170 حوصله اش سر رفت و گفت: بلند شو. 2776 01:47:33,170 --> 01:47:35,170 منو با خودش حبس کرد 2777 01:47:35,170 --> 01:47:37,170 و عبدالرحمن بن اسحاق 2778 01:47:37,170 --> 01:47:39,170 او با من صحبت می کند 2779 01:47:39,170 --> 01:47:41,170 گفت: وای بر تو، مرا اجابت کن 2780 01:47:41,170 --> 01:47:43,170 عبدالرحمن به او گفت 2781 01:47:43,170 --> 01:47:45,170 ای امیرالمومنین! 2782 01:47:45,170 --> 01:47:47,170 من او را سی ساله می شناسم 2783 01:47:47,170 --> 01:47:49,170 یک سال اطاعت شما را می بیند 2784 01:47:49,170 --> 01:47:51,170 حج و جهاد با شماست 2785 01:47:51,170 --> 01:47:53,170 و او می گوید 2786 01:47:53,170 --> 01:47:55,170 به خدا این دنیاست 2787 01:47:55,170 --> 01:47:57,170 او فقیه است 2788 01:47:57,170 --> 01:47:59,170 و من از اینکه او را با خود دارم احساس بدی ندارم 2789 01:47:59,170 --> 01:48:01,170 افراد بی حوصله به من پاسخ می دهند 2790 01:48:01,170 --> 01:48:03,170 سپس گفت 2791 01:48:03,170 --> 01:48:05,170 آنچه شما می دانید برای من خوب است 2792 01:48:05,170 --> 01:48:07,170 گفتم که شنیده بودم 2793 01:48:07,170 --> 01:48:09,170 او گفت 2794 01:48:09,170 --> 01:48:11,170 او مودب من بود 2795 01:48:11,170 --> 01:48:13,170 و در آن مکان نشسته بود 2796 01:48:13,170 --> 01:48:15,170 به یک طرف اشاره کرد 2797 01:48:15,170 --> 01:48:17,170 از خانه 2798 01:48:17,170 --> 01:48:19,170 پس از من درباره قرآن پرسید 2799 01:48:19,170 --> 01:48:21,170 او با من مخالفت کرد و به او دستور دادم 2800 01:48:21,170 --> 01:48:23,170 پا گذاشت و کشید 2801 01:48:23,170 --> 01:48:25,170 آه احمد 2802 01:48:25,170 --> 01:48:27,170 یه چیزی که تو ذهنت هست جواب بده 2803 01:48:27,170 --> 01:48:29,170 کوچکترین تسکین تا زمانی که آزاد شد 2804 01:48:29,170 --> 01:48:31,170 درباره تو با دست من 2805 01:48:31,170 --> 01:48:33,170 گفتم یه چیزی بهم بده 2806 01:48:33,170 --> 01:48:35,170 در کتاب خدا و سنت رسولش 2807 01:48:35,170 --> 01:48:37,170 شورا ادامه داد 2808 01:48:37,170 --> 01:48:39,170 و او برخاست 2809 01:48:39,170 --> 01:48:41,170 به محل برگشتم 2810 01:48:41,170 --> 01:48:43,170 وقتی بعد از غروب بود 2811 01:48:43,170 --> 01:48:45,170 دو مرد از یارانم خطابم کردند 2812 01:48:45,170 --> 01:48:47,170 ابن ابی داود 2813 01:48:47,170 --> 01:48:49,170 او با من می ماند و با من بحث می کند 2814 01:48:49,170 --> 01:48:51,170 و او باعث می شود با من زندگی کنم 2815 01:48:51,170 --> 01:48:53,170 حتی اگر وقت صبحانه باشد 2816 01:48:53,170 --> 01:48:55,170 غذا بیاور 2817 01:48:55,170 --> 01:48:57,170 خیلی تلاش می کنند که روزه ام را افطار کنند 2818 01:48:57,170 --> 01:48:59,170 پس من این کار را نمی کنم 2819 01:48:59,170 --> 01:49:01,170 گفتم شب های رمضان است 2820 01:49:01,170 --> 01:49:03,170 او گفت 2821 01:49:03,170 --> 01:49:05,170 معتصم خطاب به ابن ابی دواد 2822 01:49:05,170 --> 01:49:07,170 در شب 2823 01:49:07,170 --> 01:49:09,170 و او گفت 2824 01:49:09,170 --> 01:49:11,170 امیرالمؤمنین به شما می گوید 2825 01:49:11,170 --> 01:49:13,170 شما چه می گویید؟ 2826 01:49:13,170 --> 01:49:15,170 من به همان روشی که قبلاً پاسخ می دادم به او پاسخ دادم 2827 01:49:15,170 --> 01:49:17,170 ابن ابی داود گفت 2828 01:49:17,170 --> 01:49:19,170 او امیرالمؤمنین است 2829 01:49:19,170 --> 01:49:21,170 او قسم خورد که شما را بزند 2830 01:49:21,170 --> 01:49:23,170 ضربه پشت ضربه 2831 01:49:23,170 --> 01:49:25,170 و پرتابت به جایی که نمی توانی ببینی 2832 01:49:25,170 --> 01:49:27,170 خورشید دارد 2833 01:49:27,170 --> 01:49:29,170 میگه اگه جوابمو بده 2834 01:49:29,170 --> 01:49:31,170 اومدم پیشش تا با دست خودم آزادش کنم 2835 01:49:31,170 --> 01:49:33,170 سپس او رفت 2836 01:49:33,170 --> 01:49:35,170 وقتی شدیم 2837 01:49:35,170 --> 01:49:37,170 قاصدش آمد 2838 01:49:37,170 --> 01:49:39,170 پس دستم را گرفت تا رفت 2839 01:49:39,170 --> 01:49:41,170 به او و به آنها گفت 2840 01:49:41,170 --> 01:49:43,170 به او نگاه کردند و با او صحبت کردند 2841 01:49:43,170 --> 01:49:45,170 بنابراین آنها شروع به نگاه کردن به من کردند 2842 01:49:45,170 --> 01:49:47,170 بنابراین من به آنها پاسخ می دهم 2843 01:49:47,170 --> 01:49:49,170 او گفت 2844 01:49:49,170 --> 01:49:51,170 آنها تا آخر زمان به این کار ادامه ندادند 2845 01:49:51,170 --> 01:49:53,170 وقتی حوصله اش سر رفت 2846 01:49:53,170 --> 01:49:55,170 گفت بلند شو 2847 01:49:55,170 --> 01:49:57,170 بعد با من و عبد خلوت کرد 2848 01:49:57,170 --> 01:49:59,170 او هنوز با من صحبت نمی کرد 2849 01:49:59,170 --> 01:50:01,170 سپس بلند شد و وارد شد 2850 01:50:01,170 --> 01:50:03,170 به محل برگشتم 2851 01:50:03,170 --> 01:50:05,170 او گفت 2852 01:50:05,170 --> 01:50:07,170 وقتی شب سوم بود 2853 01:50:07,170 --> 01:50:09,170 گفتم 2854 01:50:09,170 --> 01:50:11,170 باید فردا اتفاق بیفتد 2855 01:50:11,170 --> 01:50:13,170 چیزی در مورد من 2856 01:50:13,170 --> 01:50:15,170 بنابراین به مشتریم گفتم 2857 01:50:15,170 --> 01:50:17,170 من یه تاپیک میخوام 2858 01:50:17,170 --> 01:50:19,170 او برای من یک نخ آورد 2859 01:50:19,170 --> 01:50:21,170 بنابراین زنجیر سفت شد 2860 01:50:21,170 --> 01:50:23,170 لباس را به شلوارم برگرداندم 2861 01:50:23,170 --> 01:50:25,170 از ترس این اتفاق 2862 01:50:25,170 --> 01:50:27,170 چیزی با من اشتباه است بنابراین برهنه می شوم 2863 01:50:27,170 --> 01:50:29,170 پس وقتی فردا بود 2864 01:50:29,170 --> 01:50:31,170 مرا به خانه آوردند 2865 01:50:31,170 --> 01:50:33,170 بنابراین، غوطه ور است 2866 01:50:33,170 --> 01:50:35,170 بنابراین از جایی شروع به ورود کردم 2867 01:50:35,170 --> 01:50:37,170 به یک مقام 2868 01:50:37,170 --> 01:50:39,170 و مردم با شمشیر 2869 01:50:39,170 --> 01:50:41,170 و عده ای تازیانه داشتند 2870 01:50:41,170 --> 01:50:43,170 و غیره 2871 01:50:43,170 --> 01:50:45,170 نه در دو روز گذشته 2872 01:50:45,170 --> 01:50:47,170 یکی از اینا بزرگه 2873 01:50:47,170 --> 01:50:49,170 وقتی تمومش کردم 2874 01:50:49,170 --> 01:50:51,170 گفت نشست 2875 01:50:51,170 --> 01:50:53,170 سپس ناظرانش گفتند 2876 01:50:53,170 --> 01:50:55,170 با او صحبت کنید 2877 01:50:55,170 --> 01:50:57,170 بنابراین آنها شروع به نگاه کردن به من کردند 2878 01:50:57,170 --> 01:50:59,170 او این را می گوید، بنابراین من به او پاسخ می دهم 2879 01:50:59,170 --> 01:51:01,170 و این را می گوید 2880 01:51:01,170 --> 01:51:03,170 بنابراین من به او پاسخ می دهم 2881 01:51:03,170 --> 01:51:05,170 و صدای من را از صدای آنها بلندتر کن 2882 01:51:05,170 --> 01:51:07,170 پس مقداری از آن را بسازید 2883 01:51:07,170 --> 01:51:09,170 روی سرم ایستاده و سر تکان می دهد 2884 01:51:09,170 --> 01:51:11,170 به من در دستش 2885 01:51:11,170 --> 01:51:13,170 زمانی که شورا برای مدت طولانی دوام آورد 2886 01:51:13,170 --> 01:51:15,170 او مرا در آغوش گرفت و سپس آنها را ترک کرد 2887 01:51:15,170 --> 01:51:17,170 سپس آنها را کنار زد و به سمت من برگشت 2888 01:51:17,170 --> 01:51:19,170 به او 2889 01:51:19,170 --> 01:51:21,170 گفت: وای بر تو ای احمد 2890 01:51:21,170 --> 01:51:23,170 مرا هدایت کن تا با دست خودم آزادت کنم 2891 01:51:23,170 --> 01:51:25,170 من به او چنین پاسخ دادم: 2892 01:51:25,170 --> 01:51:27,170 پاسخ من 2893 01:51:27,170 --> 01:51:29,170 گفت: او را ببر. 2894 01:51:29,170 --> 01:51:31,170 آن را بکشید 2895 01:51:31,170 --> 01:51:33,170 بنابراین آن را بیرون کشیدم و درآوردم 2896 01:51:33,170 --> 01:51:35,170 گفت و نشست 2897 01:51:35,170 --> 01:51:37,170 معتصم روی صندلی است 2898 01:51:37,170 --> 01:51:39,170 سپس دو عقوبت را گفت 2899 01:51:39,170 --> 01:51:41,170 و شلاق 2900 01:51:41,170 --> 01:51:43,170 پس دو عذاب را بیاور 2901 01:51:43,170 --> 01:51:45,170 پس دستم را دراز کردم 2902 01:51:45,170 --> 01:51:47,170 برخی از کسانی که پشت سر من آمدند گفتند: 2903 01:51:47,170 --> 01:51:49,170 دو تخته را بردارید 2904 01:51:49,170 --> 01:51:51,170 آنها را سفت کرد 2905 01:51:51,170 --> 01:51:53,170 نفهمیدم چی گفت 2906 01:51:53,170 --> 01:51:55,170 پس دستم در رفت 2907 01:51:55,170 --> 01:51:57,329 محمد بن ابراهیم گفت 2908 01:51:57,329 --> 01:51:59,329 البوشینجی 2909 01:51:59,329 --> 01:52:01,329 ذکر کردند که المعتصم الان 2910 01:52:01,329 --> 01:52:03,329 احمد چطور؟ 2911 01:52:03,329 --> 01:52:05,329 او در دو مجازات گیر کرده بود 2912 01:52:05,329 --> 01:52:07,329 او صلابت و اراده خود را دید 2913 01:52:07,329 --> 01:52:09,329 و حتی سرسختی او 2914 01:52:09,329 --> 01:52:11,329 احمد بن ابی داود او را وسوسه کرد 2915 01:52:11,329 --> 01:52:13,329 گفت ای شاهزاده 2916 01:52:13,329 --> 01:52:15,329 مؤمنان اگر آن را ترک کنید 2917 01:52:15,329 --> 01:52:17,329 می گفتند دکترینی گذاشته است 2918 01:52:17,329 --> 01:52:19,329 پس برخاستند و سخنان او خشمگین بود 2919 01:52:19,329 --> 01:52:21,329 که او را شگفت زده کرد 2920 01:52:21,329 --> 01:52:23,329 در مورد ضربه زدن به او 2921 01:52:23,329 --> 01:52:25,329 سپس به جلادان گفت 2922 01:52:25,329 --> 01:52:27,329 جلو آمدند و او موفق شد 2923 01:52:27,329 --> 01:52:29,329 مرد به من نزدیک می شود 2924 01:52:29,329 --> 01:52:31,329 با دو تا شلاق به من می زند 2925 01:52:31,329 --> 01:52:33,329 به او می‌گوید: سفت کن. 2926 01:52:33,329 --> 01:52:35,329 خدا دستت رو قطع کنه 2927 01:52:35,329 --> 01:52:37,329 سپس پایین می آید و جلو می رود 2928 01:52:37,329 --> 01:52:39,329 یکی دیگر مرا می زند 2929 01:52:39,329 --> 01:52:41,329 دو تازیانه و می گوید 2930 01:52:41,329 --> 01:52:43,329 در همه این ها او کشید 2931 01:52:43,329 --> 01:52:45,520 خدا دستت رو قطع کنه 2932 01:52:45,520 --> 01:52:47,520 گفتم هفده تازیانه 2933 01:52:47,520 --> 01:52:49,520 به سوی من قیام کرد یعنی معتصم 2934 01:52:49,520 --> 01:52:51,520 و او گفت 2935 01:52:51,520 --> 01:52:53,520 ای احمد برای چی؟ 2936 01:52:53,520 --> 01:52:55,520 خودت را بکش 2937 01:52:55,520 --> 01:52:57,520 به خدا سوگند من نسبت به شما دلسوز هستم 2938 01:52:57,520 --> 01:52:59,520 و آن را لاغر کنید 2939 01:52:59,520 --> 01:53:01,520 او مرا با شمشیر خود جدا می کند 2940 01:53:01,520 --> 01:53:03,520 گفت: می خواهی؟ 2941 01:53:03,520 --> 01:53:05,520 برای غلبه بر همه آنها 2942 01:53:05,520 --> 01:53:07,520 و تعدادی از آنها را بسازید 2943 01:53:07,520 --> 01:53:09,520 ویلک می گوید 2944 01:53:09,520 --> 01:53:11,520 امامت روی سرت 2945 01:53:11,520 --> 01:53:13,520 ایستاده و برخی از آنها گفتند 2946 01:53:13,520 --> 01:53:15,520 ای امیرالمومنین! 2947 01:53:15,520 --> 01:53:17,520 خونش روی گردنم است 2948 01:53:17,520 --> 01:53:19,520 او را بکش 2949 01:53:19,520 --> 01:53:21,520 و شروع کردند به گفتن 2950 01:53:21,520 --> 01:53:23,520 ای امیرالمومنین! 2951 01:53:23,520 --> 01:53:25,520 در حالی که در آفتاب هستید روزه می گیرید 2952 01:53:25,520 --> 01:53:27,520 ایستاده 2953 01:53:27,520 --> 01:53:29,520 به من گفت: وای بر تو ای احمد. 2954 01:53:29,520 --> 01:53:31,520 شما چه می گویید؟ 2955 01:53:31,520 --> 01:53:33,520 پس می گویم به من بده 2956 01:53:33,520 --> 01:53:35,520 چیزی از کتاب خدا 2957 01:53:35,520 --> 01:53:37,520 یا سنت رسول خدا 2958 01:53:37,520 --> 01:53:39,520 من آن را می گویم 2959 01:53:39,520 --> 01:53:41,520 پس برگشت و نشست و گفت 2960 01:53:41,520 --> 01:53:43,520 پیشروی و صدمه دیدن 2961 01:53:43,520 --> 01:53:45,619 خدا دستت رو قطع کنه 2962 01:53:45,619 --> 01:53:47,619 سپس برای بار دوم برخاست 2963 01:53:47,619 --> 01:53:49,619 و او آن را گفت 2964 01:53:49,619 --> 01:53:51,619 وای بر تو ای احمد، جواب مرا بده 2965 01:53:51,619 --> 01:53:53,619 بنابراین آنها شروع به پذیرش کردند 2966 01:53:53,619 --> 01:53:55,619 علی و آنها می گویند 2967 01:53:55,619 --> 01:53:57,619 ای احمد، امام تو 2968 01:53:57,619 --> 01:53:59,619 روی سرت ایستاده 2969 01:53:59,619 --> 01:54:01,619 و عبدالرحمن او را وادار کرد که بگوید: 2970 01:54:01,619 --> 01:54:03,619 ساخته شده توسط دوستان شما 2971 01:54:03,619 --> 01:54:05,619 در این مورد چه می کنید؟ 2972 01:54:05,619 --> 01:54:07,619 و معتصم می گوید: 2973 01:54:07,619 --> 01:54:09,619 یه چیزی جوابمو بده 2974 01:54:09,619 --> 01:54:11,619 آدنا فرج 2975 01:54:11,619 --> 01:54:13,619 تا اینکه با دست خودم آزادت کنم 2976 01:54:13,619 --> 01:54:15,619 بعد برگشت و به جلاد گفت 2977 01:54:15,619 --> 01:54:17,619 پیشبرد 2978 01:54:17,619 --> 01:54:19,619 بنابراین او شروع به زدن با دو تازیانه کرد 2979 01:54:19,619 --> 01:54:21,619 و او پایین می آید 2980 01:54:21,619 --> 01:54:23,619 در همین حال می گوید: 2981 01:54:23,619 --> 01:54:25,619 خدا دستت را قطع کن دستت را سفت کن 2982 01:54:25,619 --> 01:54:27,619 پس ذهنم رفته بود 2983 01:54:27,619 --> 01:54:29,619 بعد از خواب بیدار شدم 2984 01:54:29,619 --> 01:54:31,619 سپس زنجیر آزاد شد 2985 01:54:31,619 --> 01:54:33,680 درباره من 2986 01:54:33,680 --> 01:54:35,680 مردی که حضور داشت به من گفت 2987 01:54:35,680 --> 01:54:37,680 مشت زدیم تو صورتت 2988 01:54:37,680 --> 01:54:39,680 و بر پشت تو سنگر قرار دادیم 2989 01:54:39,680 --> 01:54:41,680 و ما به شما تنقلات خوردیم 2990 01:54:41,680 --> 01:54:43,680 یعنی حصیر گذاشتیم پشتت 2991 01:54:43,680 --> 01:54:45,739 بعد آمد 2992 01:54:45,739 --> 01:54:47,739 مرا به خانه اسحاق بن ابراهیم ببر 2993 01:54:47,739 --> 01:54:49,739 پس ظهر آمدم 2994 01:54:49,739 --> 01:54:51,739 ابن سماعه جلو آمد 2995 01:54:51,739 --> 01:54:53,739 کلاس من 2996 01:54:53,739 --> 01:54:55,739 وقتی نمازش تمام شد 2997 01:54:55,739 --> 01:54:57,739 به من گفت با خون نماز خواندم 2998 01:54:57,739 --> 01:54:59,739 چکه کردن روی لباست 2999 01:54:59,739 --> 01:55:01,739 گفتم عمر نماز خوانده است 3000 01:55:01,739 --> 01:55:03,739 از زخمش خون جاری بود 3001 01:55:03,739 --> 01:55:05,739 صالح گفت 3002 01:55:05,739 --> 01:55:07,739 او را تنها بگذار 3003 01:55:07,739 --> 01:55:09,779 پس به خانه اش رفت 3004 01:55:09,779 --> 01:55:11,779 صالح گفت 3005 01:55:11,779 --> 01:55:13,779 مردی که شرکت کرده بود به من گفت 3006 01:55:13,779 --> 01:55:15,779 او را در سه روز بررسی کرد 3007 01:55:15,779 --> 01:55:17,779 دارند به او نگاه می کنند 3008 01:55:17,779 --> 01:55:19,779 در یک کلمه ملودی وجود ندارد 3009 01:55:19,779 --> 01:55:21,779 او گفت 3010 01:55:21,779 --> 01:55:23,779 و من فکر نمی کردم کسی این کار را بکند 3011 01:55:23,779 --> 01:55:25,779 مثل او شجاع باش 3012 01:55:25,779 --> 01:55:27,779 و شدت دلش 3013 01:55:27,779 --> 01:55:29,779 حنبل گفت 3014 01:55:29,779 --> 01:55:31,779 شنیدم اباعبدالله می گفت 3015 01:55:31,779 --> 01:55:33,779 ذهنم بارها و بارها رفت 3016 01:55:33,779 --> 01:55:35,779 ضرب و شتم مرا برگرداند 3017 01:55:35,779 --> 01:55:37,779 به خودم برگشتم 3018 01:55:37,779 --> 01:55:39,779 و اگر آرام شوم و بیفتد 3019 01:55:39,779 --> 01:55:41,779 بالا بردن ضرب 3020 01:55:41,779 --> 01:55:43,779 این برای من بارها اتفاق افتاده است 3021 01:55:43,779 --> 01:55:45,779 و من فکر کردم منظور معتصم است 3022 01:55:45,779 --> 01:55:47,779 نشستن زیر آفتاب 3023 01:55:47,779 --> 01:55:49,779 بدون چتر 3024 01:55:49,779 --> 01:55:51,779 پس شنیدم که وقتی بیدار شدم گفت 3025 01:55:51,779 --> 01:55:53,779 از ابن ابی دواد 3026 01:55:53,779 --> 01:55:55,779 در امری مرتکب گناه شده اید 3027 01:55:55,779 --> 01:55:57,779 این مرد 3028 01:55:57,779 --> 01:55:59,779 و او گفت 3029 01:55:59,779 --> 01:56:01,779 ای امیرالمومنین! 3030 01:56:01,779 --> 01:56:03,779 او هنوز آن را دارد 3031 01:56:03,779 --> 01:56:05,779 تا حواس او را از آنچه می خواهد پرت کند 3032 01:56:05,779 --> 01:56:07,779 و او می خواست 3033 01:56:07,779 --> 01:56:09,779 بدون اینکه بزنی رفتی 3034 01:56:09,779 --> 01:56:11,779 او هم نگذاشت برود 3035 01:56:11,779 --> 01:56:13,779 اسحاق پسر ابراهیم 3036 01:56:13,779 --> 01:56:15,779 حنبل گفت 3037 01:56:15,779 --> 01:56:17,779 به من خبر دادند که معتصم گفت: 3038 01:56:17,779 --> 01:56:19,779 ابن ابی دواد پس از ضرب و شتم 3039 01:56:19,779 --> 01:56:21,779 اباعبدالله چند ضربه خورد؟ 3040 01:56:21,779 --> 01:56:23,779 او گفت 3041 01:56:23,779 --> 01:56:25,779 چهار یا سی و پنج هزار 3042 01:56:25,779 --> 01:56:27,779 شلاق زدن 3043 01:56:27,779 --> 01:56:29,779 ابن ابی حاتم گفت 3044 01:56:29,779 --> 01:56:31,779 او گفت 3045 01:56:31,779 --> 01:56:33,779 وقتی احمد باردار شد 3046 01:56:33,779 --> 01:56:35,779 ضربه زدن 3047 01:56:35,779 --> 01:56:37,779 به سراغ انسان ها آمدند 3048 01:56:37,779 --> 01:56:39,779 بن الحارث الحافی 3049 01:56:39,779 --> 01:56:41,779 و گفتند 3050 01:56:41,779 --> 01:56:43,779 ممکن است مجبور شوید صحبت کنید 3051 01:56:43,779 --> 01:56:45,779 و او گفت 3052 01:56:45,779 --> 01:56:47,779 میخوای بلند شم؟ 3053 01:56:47,779 --> 01:56:49,779 مقام انبیا نیست 3054 01:56:49,779 --> 01:56:51,779 من دارمش خدا حفظم کنه 3055 01:56:51,779 --> 01:56:53,779 احمد در دستان اوست 3056 01:56:53,779 --> 01:56:55,779 و پشت سر او 3057 01:56:55,779 --> 01:56:57,779 صالح گفت: بگذار برود 3058 01:56:57,779 --> 01:56:59,779 پس به خانه رفت 3059 01:56:59,779 --> 01:57:01,779 او را به سمت متقاضی راهنمایی کرد 3060 01:57:01,779 --> 01:57:03,779 سپس مردی را از میان آنان آورد 3061 01:57:03,779 --> 01:57:05,779 کتک و درمان می بیند 3062 01:57:05,779 --> 01:57:07,779 به ضربه اش نگاه کرد 3063 01:57:07,779 --> 01:57:09,779 گفت: دیده ام. 3064 01:57:09,779 --> 01:57:11,779 چه کسی سر و صدا کرد 3065 01:57:11,779 --> 01:57:13,779 تا حالا کتک اینجوری ندیده بودم 3066 01:57:13,779 --> 01:57:15,779 او کشید 3067 01:57:15,779 --> 01:57:17,779 بر او از پشت سر و در مقابل او 3068 01:57:17,779 --> 01:57:19,779 سپس یک مایل طی کنید 3069 01:57:19,779 --> 01:57:21,779 بنابراین آن را در برخی از آنها قرار دهید 3070 01:57:21,779 --> 01:57:23,779 جراحی ها، نگاه کنید 3071 01:57:23,779 --> 01:57:25,779 به او گفت حفاری نکرده است 3072 01:57:25,779 --> 01:57:27,779 و او را وادار کرد که بیاید و او را درمان کند 3073 01:57:27,779 --> 01:57:29,869 و او داشت 3074 01:57:29,869 --> 01:57:31,869 به صورتش ضربه خورد، اما ضربه نخورد 3075 01:57:31,869 --> 01:57:33,869 خمیده ماند 3076 01:57:33,869 --> 01:57:35,869 روی صورتش انشالله 3077 01:57:35,869 --> 01:57:37,869 سپس به او گفت 3078 01:57:37,869 --> 01:57:39,869 اینجا یه چیزی هست 3079 01:57:39,869 --> 01:57:41,869 میخوام قطعش کنم 3080 01:57:41,869 --> 01:57:43,869 پس آهنی آورد و درست کرد 3081 01:57:43,869 --> 01:57:45,869 گوشت به آن گیر می کند 3082 01:57:45,869 --> 01:57:47,869 با چاقویی که همراه دارد آن را می برید 3083 01:57:47,869 --> 01:57:49,869 او در این مورد صبور است 3084 01:57:49,869 --> 01:57:51,869 او با صدای بلند خدا را ستایش می کند 3085 01:57:51,869 --> 01:57:53,869 در آن، او شفا یافت 3086 01:57:53,869 --> 01:57:55,869 و او همچنان درد داشت 3087 01:57:55,869 --> 01:57:57,869 از جاهای آن 3088 01:57:57,869 --> 01:57:59,869 این اثر ضرب و شتم بود 3089 01:57:59,869 --> 01:58:01,869 ما او را از پشت دیدیم 3090 01:58:01,869 --> 01:58:03,869 تا اینکه فوت کرد 3091 01:58:03,869 --> 01:58:05,869 صالح گفت و من وارد شدم 3092 01:58:05,869 --> 01:58:07,869 یک روز به او گفتم 3093 01:58:07,869 --> 01:58:09,869 شنیدم که مردی پیش تو آمده است 3094 01:58:09,869 --> 01:58:11,869 گفت: راه حلی برایم بیاور. 3095 01:58:11,869 --> 01:58:13,869 چون من از شما حمایت نکردم 3096 01:58:13,869 --> 01:58:15,869 بنابراین من گفتم نمی خواهم 3097 01:58:15,869 --> 01:58:17,869 هیچ کس راه حلی ندارد 3098 01:58:17,869 --> 01:58:19,869 پدرم لبخندی زد و ساکت ماند 3099 01:58:19,869 --> 01:58:21,869 و شنیدم که پدرم گفت 3100 01:58:21,869 --> 01:58:23,869 مردگان را حلال کردی 3101 01:58:23,869 --> 01:58:25,869 چه کسی مرا زد؟ 3102 01:58:25,869 --> 01:58:27,869 سپس گفت 3103 01:58:27,869 --> 01:58:29,869 به این آیه برخوردم 3104 01:58:29,869 --> 01:58:31,869 او که عفو می کند و اصلاح می کند 3105 01:58:31,869 --> 01:58:33,869 پس اجر او نزد خداست 3106 01:58:33,869 --> 01:58:35,869 بنابراین من به تفسیر آن نگاه کردم 3107 01:58:35,869 --> 01:58:37,869 پس این چیزی است که او به ما گفت 3108 01:58:37,869 --> 01:58:39,869 هاشم بن القاسم 3109 01:58:39,869 --> 01:58:41,869 مبارک بن فضله به ما گفت 3110 01:58:41,869 --> 01:58:43,869 گفت بگو 3111 01:58:43,869 --> 01:58:45,869 کی شنید که حسن گفت؟ 3112 01:58:45,869 --> 01:58:47,869 اگر روز قیامت است 3113 01:58:47,869 --> 01:58:49,869 همه ملت ها زانو زدند 3114 01:58:49,869 --> 01:58:51,869 به دست خداوند پروردگار جهانیان 3115 01:58:51,869 --> 01:58:53,869 سپس او را صدا زدند 3116 01:58:53,869 --> 01:58:55,869 فقط کسی می تواند آن را انجام دهد 3117 01:58:55,869 --> 01:58:57,869 پاداش او از جانب خداست 3118 01:58:57,869 --> 01:58:59,869 فقط کسی که عفو می کند قیام می کند 3119 01:58:59,869 --> 01:59:01,869 در جهان 3120 01:59:01,869 --> 01:59:03,869 گفت: پس مرده را در حالت تبرئه قرار دادم. 3121 01:59:03,869 --> 01:59:05,869 سپس گفت 3122 01:59:05,869 --> 01:59:07,869 و در مورد یک مرد چطور؟ 3123 01:59:07,869 --> 01:59:09,869 آیا خدا او را به خاطر او مجازات نمی کند؟ 3124 01:59:09,869 --> 01:59:11,869 هیچ کس 3125 01:59:11,869 --> 01:59:13,869 احمد بن سنان گفت 3126 01:59:13,869 --> 01:59:15,869 به من خبر داده اند که احمد بن حنبل 3127 01:59:15,869 --> 01:59:17,869 معتصم راه حلی ارائه کرد 3128 01:59:17,869 --> 01:59:19,869 در فتح آموریا 3129 01:59:19,869 --> 01:59:21,869 گفت راه حلی هست 3130 01:59:21,869 --> 01:59:23,869 چه کسی مرا زد؟ 3131 01:59:23,869 --> 01:59:25,869 ابن ابی حاتم گفت 3132 01:59:25,869 --> 01:59:27,869 شنیدم که ابوزراء می گفت 3133 01:59:27,869 --> 01:59:29,869 معتصم را عموی احمد بگذار 3134 01:59:29,869 --> 01:59:31,869 سپس به مردم گفت 3135 01:59:31,869 --> 01:59:33,869 شما او را می شناسید 3136 01:59:33,869 --> 01:59:35,869 گفتند بله او احمد بن حنبل است 3137 01:59:35,869 --> 01:59:37,869 او گفت 3138 01:59:37,869 --> 01:59:39,869 پس به او نگاه کن 3139 01:59:39,869 --> 01:59:41,869 آیا او بدن سالمی نیست؟ 3140 01:59:41,869 --> 01:59:43,869 گفتند بله و نه 3141 01:59:43,869 --> 01:59:45,869 او این کار را کرد 3142 01:59:45,869 --> 01:59:47,869 می ترسم اتفاقی بیفتد 3143 01:59:47,869 --> 01:59:49,970 برای او برگزار نمی شود 3144 01:59:49,970 --> 01:59:51,970 گفت و وقتی گفت 3145 01:59:51,970 --> 01:59:53,970 من او را به سلامت تحویل شما داده ام 3146 01:59:53,970 --> 01:59:55,970 مردم آرام شدند و آرام شدند 3147 01:59:55,970 --> 01:59:57,970 گفتم 3148 01:59:57,970 --> 01:59:59,970 او چه گفت؟ 3149 01:59:59,970 --> 02:00:01,970 با توانایی او برای موفقیت 3150 02:00:01,970 --> 02:00:03,970 و شجاعت او چیزی نیست جز 3151 02:00:03,970 --> 02:00:05,970 به نظر یک چیز بزرگ است 3152 02:00:05,970 --> 02:00:07,970 می ترسید از کتک خوردن بمیرد 3153 02:00:07,970 --> 02:00:09,970 بنابراین مردم به او اعتراض می کنند 3154 02:00:09,970 --> 02:00:11,970 حتی اگر به طور کلی از آن خارج شد 3155 02:00:11,970 --> 02:00:13,970 بغداد، شاید 3156 02:00:13,970 --> 02:00:15,970 حنبل گفت 3157 02:00:15,970 --> 02:00:17,970 معتصم چه دستوری داد؟ 3158 02:00:17,970 --> 02:00:19,970 با مهجوریت اباعبدالله 3159 02:00:19,970 --> 02:00:21,970 آن را خط کشی بردارید 3160 02:00:21,970 --> 02:00:23,970 و یک پیراهن 3161 02:00:23,970 --> 02:00:25,970 و یک سانای بلند و یک مقنعه 3162 02:00:25,970 --> 02:00:27,970 و پنهان کن 3163 02:00:27,970 --> 02:00:29,970 در حالی که دم در خانه بودیم 3164 02:00:29,970 --> 02:00:31,970 و مردم در میدان و مسیرها 3165 02:00:31,970 --> 02:00:33,970 و دیگران 3166 02:00:33,970 --> 02:00:35,970 بازارها تعطیل شد 3167 02:00:35,970 --> 02:00:37,970 وقتی اباعبدالله بر حیوانی بیرون رفت 3168 02:00:37,970 --> 02:00:39,970 از دارالمعتصم در آن 3169 02:00:39,970 --> 02:00:41,970 لباس 3170 02:00:41,970 --> 02:00:43,970 ابن ابی داود در سمت راست او ایستاد 3171 02:00:43,970 --> 02:00:45,970 و اسحاق پسر ابراهیم 3172 02:00:45,970 --> 02:00:47,970 منظورم معاون بغداد است 3173 02:00:47,970 --> 02:00:49,970 سمت چپش 3174 02:00:49,970 --> 02:00:51,970 وقتی در دهلیز بود 3175 02:00:51,970 --> 02:00:53,970 قبل از اینکه بیرون بره 3176 02:00:53,970 --> 02:00:55,970 ابن ابی دواد به آنها گفت 3177 02:00:55,970 --> 02:00:57,970 سرش را فاش کن 3178 02:00:57,970 --> 02:00:59,970 پس او را آشکار کردند، یعنی مردی بلند قامت بود 3179 02:00:59,970 --> 02:01:01,970 و رفتند تا او را ببرند 3180 02:01:01,970 --> 02:01:03,970 سمت المیدان به سمت جاده زندان 3181 02:01:03,970 --> 02:01:05,970 به آنها گفت 3182 02:01:05,970 --> 02:01:07,970 اسحاق، او را ببر 3183 02:01:07,970 --> 02:01:09,970 اینجا دجله را می خواهد 3184 02:01:09,970 --> 02:01:11,970 پس او را به الزوراء برد 3185 02:01:11,970 --> 02:01:13,970 او را به خانه اسحاق بردند 3186 02:01:13,970 --> 02:01:15,970 ابن ابراهیم 3187 02:01:15,970 --> 02:01:17,970 پس تا انصالیه نزد او ماند 3188 02:01:17,970 --> 02:01:19,970 ظهر و قیامت 3189 02:01:19,970 --> 02:01:21,970 به پدر و مادرم و به همسایه هایمان 3190 02:01:21,970 --> 02:01:23,970 و شیوخ دکان ها 3191 02:01:23,970 --> 02:01:25,970 پس جمع شدند و او را وارد کردند 3192 02:01:25,970 --> 02:01:27,970 به آنها گفت 3193 02:01:27,970 --> 02:01:29,970 این احمد بن حنبل است 3194 02:01:29,970 --> 02:01:31,970 حتی اگر کسی در بین شما باشد که او را بشناسد 3195 02:01:31,970 --> 02:01:33,970 در غیر این صورت او را بشناسید 3196 02:01:34,000 --> 02:01:36,000 ابن سماعه به آنها گفت 3197 02:01:36,000 --> 02:01:38,000 وقتی وارد گروه شد 3198 02:01:38,000 --> 02:01:40,000 این احمد بن حنبل است 3199 02:01:40,000 --> 02:01:42,000 و امیرالمؤمنین علیه السلام 3200 02:01:42,000 --> 02:01:44,000 مراقب او بر امورش 3201 02:01:44,000 --> 02:01:46,000 او آزاد شد 3202 02:01:46,000 --> 02:01:48,000 و او اینجاست 3203 02:01:48,000 --> 02:01:50,000 پس بر اسب اسحاق بیرون رفت 3204 02:01:50,000 --> 02:01:52,000 ابن ابراهیم در غروب آفتاب 3205 02:01:52,000 --> 02:01:54,000 پس به خانه اش رفت 3206 02:01:54,000 --> 02:01:56,000 و با او سلطان و مردم بود 3207 02:01:56,000 --> 02:01:58,000 و خم شده است 3208 02:01:58,000 --> 02:02:00,000 وقتی رفت پایین بیاد 3209 02:02:00,000 --> 02:02:02,000 بغلش کردم و نفهمیدم 3210 02:02:02,000 --> 02:02:04,000 بعد با یک وب سایت آشنا شدم 3211 02:02:04,000 --> 02:02:06,000 ضرب و شتم فریاد زد 3212 02:02:06,000 --> 02:02:08,000 دستم را ریش کردم 3213 02:02:08,000 --> 02:02:10,000 پایین آمد و به من تکیه داد 3214 02:02:10,000 --> 02:02:12,000 و در را بست 3215 02:02:12,000 --> 02:02:14,000 با او وارد شدیم 3216 02:02:14,000 --> 02:02:16,000 خودش را روی صورتش انداخت 3217 02:02:16,000 --> 02:02:18,000 او نمی تواند حرکت کند 3218 02:02:18,000 --> 02:02:20,000 جز با تلاش 3219 02:02:20,000 --> 02:02:22,000 و آنچه را که برداشته بود، برداشت 3220 02:02:22,000 --> 02:02:24,000 پس دستور داد آن را بفروشند 3221 02:02:24,000 --> 02:02:26,060 و به قیمت آن ایمان داشته باشید 3222 02:02:26,060 --> 02:02:28,060 معتصم فرمان داشت 3223 02:02:28,060 --> 02:02:30,060 اسحاق بن ابراهیم 3224 02:02:30,060 --> 02:02:32,060 نگذارید دانش خود را از دست بدهد 3225 02:02:32,060 --> 02:02:34,060 این به این دلیل است که او چیزی را پشت سر گذاشته است 3226 02:02:34,060 --> 02:02:36,060 من ناامید هستم 3227 02:02:36,060 --> 02:02:38,060 فهمیدیم که معتصم پشیمان شده است 3228 02:02:38,060 --> 02:02:40,060 و حتی به دست او افتاد 3229 02:02:40,060 --> 02:02:42,100 آشتی 3230 02:02:42,100 --> 02:02:44,100 او مؤلف اخبار اسحاق بن ابراهیم بود 3231 02:02:44,100 --> 02:02:46,100 او هر روز پیش ما می آید 3232 02:02:46,100 --> 02:02:48,100 او تجربه خود را می داند 3233 02:02:48,100 --> 02:02:50,100 تا زمانی که حقیقت داشته باشد 3234 02:02:50,100 --> 02:02:52,100 انگشت شست آنها برداشته باقی ماند 3235 02:02:52,100 --> 02:02:54,100 در سرما او را کتک زدند 3236 02:02:54,100 --> 02:02:56,100 آب را برایش گرم می کند 3237 02:02:56,100 --> 02:02:58,130 و وقتی خواستیم او را درمان کنیم 3238 02:02:58,130 --> 02:03:00,130 می ترسیدیم آن را بدزدد 3239 02:03:00,130 --> 02:03:02,130 احمد بن ابی دواد 3240 02:03:03,130 --> 02:03:05,130 پس دارو و مرهم درست کردیم 3241 02:03:05,130 --> 02:03:07,130 در خانه ما 3242 02:03:07,130 --> 02:03:09,130 و شنیدم که گفت 3243 02:03:09,130 --> 02:03:11,130 هرکس به من یادآوری کرد راه حلی دارد 3244 02:03:11,130 --> 02:03:13,130 جز یک مبتکر 3245 02:03:13,130 --> 02:03:15,130 من پدران اسحاق را ساختم 3246 02:03:15,130 --> 02:03:17,130 در حلول به معنی المعتصم است 3247 02:03:17,130 --> 02:03:19,130 و خدا را دیدم که گفت 3248 02:03:19,130 --> 02:03:21,130 بگذار عفو کند و ببخشد 3249 02:03:21,130 --> 02:03:23,130 دوست نداری؟ 3250 02:03:23,130 --> 02:03:25,130 خداوند شما را ببخشد 3251 02:03:25,130 --> 02:03:27,130 پیامبر صلی الله علیه و آله دستور داد 3252 02:03:27,130 --> 02:03:29,130 ابوبکر عفو کرد 3253 02:03:29,130 --> 02:03:31,130 در یک داستان صاف 3254 02:03:31,130 --> 02:03:33,130 اباعبدالله گفت 3255 02:03:33,130 --> 02:03:35,130 برای شما فایده ای ندارد که او شکنجه شود 3256 02:03:35,130 --> 02:03:37,130 خدا برادر مسلمان توست 3257 02:03:37,130 --> 02:03:39,130 در دلیل شما 3258 02:03:39,130 --> 02:03:41,130 حنبل گفت 3259 02:03:41,130 --> 02:03:43,130 چرا می خواستیم آن را درمان کنیم 3260 02:03:43,130 --> 02:03:45,130 ترسیدیم که ابن ابی دواد به ما خیانت کند 3261 02:03:45,130 --> 02:03:47,130 به پردازنده 3262 02:03:47,130 --> 02:03:49,130 در دارویش سم می ریزد 3263 02:03:49,130 --> 02:03:51,130 پس دارو و مرهم درست کردیم 3264 02:03:51,130 --> 02:03:53,130 با ما 3265 02:03:53,130 --> 02:03:55,130 او در بارنیه بود 3266 02:03:55,130 --> 02:03:57,130 اگر درمان شد آن را بالا می بریم 3267 02:03:57,130 --> 02:03:59,130 گفت این بود 3268 02:03:59,130 --> 02:04:01,130 سرما نخورد 3269 02:04:01,130 --> 02:04:05,140 او را بزن 3270 02:04:05,140 --> 02:04:07,500 مصیبت افراد با اعتماد به نفس 3271 02:04:07,500 --> 02:04:09,500 حنبل گفت 3272 02:04:09,500 --> 02:04:11,500 اباعبدالله کوتاه نیامد 3273 02:04:11,500 --> 02:04:13,500 پس از تبرئه شدن او از ضرب و شتم 3274 02:04:13,500 --> 02:04:15,500 در نماز جمعه و جماعت شرکت می کند 3275 02:04:15,500 --> 02:04:17,500 اتفاق می افتد و صادر می شود 3276 02:04:17,500 --> 02:04:19,500 تا اینکه معتصم از دنیا رفت 3277 02:04:19,500 --> 02:04:21,500 وصی فرزندش الواثق بود 3278 02:04:21,500 --> 02:04:23,500 پس آنچه را که از مصیبت نشان داد نشان داد 3279 02:04:23,500 --> 02:04:25,500 گرایش به احمد بن ابی دواد 3280 02:04:25,500 --> 02:04:27,500 و دوستانش 3281 02:04:27,500 --> 02:04:29,500 زمانی که اوضاع برای مردم بغداد سخت شد 3282 02:04:29,500 --> 02:04:31,500 او گفت این مصیبت به خاطر خلقت قرآن است 3283 02:04:31,500 --> 02:04:33,500 اباعبدالله بود 3284 02:04:33,500 --> 02:04:35,500 شاهد جمعه 3285 02:04:35,500 --> 02:04:37,500 هنگام بازگشت نماز را اعاده می کند 3286 02:04:37,500 --> 02:04:39,500 و او می گوید 3287 02:04:39,500 --> 02:04:41,500 جمعه به خاطر لطفش می آید 3288 02:04:41,500 --> 02:04:43,500 نماز پشت سر کسی که آن را خوانده تکرار می شود 3289 02:04:43,500 --> 02:04:45,500 با این مقاله 3290 02:04:45,500 --> 02:04:47,500 گروهی نزد اباعبدالله آمدند 3291 02:04:47,500 --> 02:04:49,500 و این را گفتند 3292 02:04:49,500 --> 02:04:51,500 گسترش یافته و بدتر شده است 3293 02:04:51,500 --> 02:04:53,500 ما بیشتر از او می ترسیم 3294 02:04:53,500 --> 02:04:55,500 این کیه؟ 3295 02:04:55,500 --> 02:04:57,500 ابن ابی دواد ذکر کرده است 3296 02:04:57,500 --> 02:04:59,500 برای سفارش معلمان 3297 02:04:59,500 --> 02:05:01,500 آموزش پسران در ادارات 3298 02:05:01,500 --> 02:05:03,500 قرآن چنین و چنان است 3299 02:05:03,500 --> 02:05:05,500 ما از رهبری او راضی نیستیم 3300 02:05:05,500 --> 02:05:07,500 او آنها را از این کار منع کرد 3301 02:05:07,500 --> 02:05:09,500 و به آنها نگاه کن 3302 02:05:09,500 --> 02:05:11,590 به آنها دستور داد که صبر کنند 3303 02:05:11,590 --> 02:05:13,590 گفت: بین ما هم همینطور. 3304 02:05:13,590 --> 02:05:15,590 در ایام الواثق 3305 02:05:15,590 --> 02:05:17,590 وقتی یعقوب شب آمد 3306 02:05:17,590 --> 02:05:19,590 با پیامی از شاهزاده اسحاق بن ابراهیم 3307 02:05:19,590 --> 02:05:21,590 به اباعبدالله 3308 02:05:21,590 --> 02:05:23,590 شاهزاده به شما می گوید 3309 02:05:23,590 --> 02:05:25,590 امیرالمؤمنین از شما یاد کرده است 3310 02:05:25,590 --> 02:05:27,590 هیچ کس شما را ملاقات نخواهد کرد 3311 02:05:27,590 --> 02:05:29,590 و در هیچ سرزمینی با من زندگی نکن 3312 02:05:29,590 --> 02:05:31,590 شهری نیست که من در آن باشم 3313 02:05:31,590 --> 02:05:33,590 پس برو کجا 3314 02:05:33,590 --> 02:05:35,590 شما از زمین خدا می خواهید 3315 02:05:35,590 --> 02:05:37,590 گفت پس اباعبدالله غایب شد 3316 02:05:37,590 --> 02:05:39,590 بقیه عمر الواثق 3317 02:05:39,590 --> 02:05:41,590 آن فتنه بود 3318 02:05:41,590 --> 02:05:43,590 احمد کشته شد 3319 02:05:43,590 --> 02:05:45,590 بن نصر الخزاعی 3320 02:05:45,590 --> 02:05:47,590 اباعبدالله کوتاه نیامد 3321 02:05:47,590 --> 02:05:49,590 در خانه پنهان شده است 3322 02:05:49,590 --> 02:05:51,590 نه برای نماز بیرون می رود و نه چیز دیگری 3323 02:05:51,590 --> 02:05:53,590 تا اینکه الواثق هلاک شد 3324 02:05:53,590 --> 02:05:55,619 از ابراهیم بن هانی 3325 02:05:55,619 --> 02:05:57,619 گفت ناپدید شد 3326 02:05:57,619 --> 02:05:59,619 اباعبدالله من سه تا دارم 3327 02:05:59,619 --> 02:06:01,619 سپس گفت 3328 02:06:01,619 --> 02:06:03,619 برای من جایی بخواه 3329 02:06:03,619 --> 02:06:05,619 گفتم بهت اعتماد ندارم 3330 02:06:05,619 --> 02:06:07,619 گفت انجام داد 3331 02:06:07,619 --> 02:06:09,619 اگر این کار را بکنید به شما کمک خواهد کرد 3332 02:06:09,619 --> 02:06:11,619 بنابراین من برای او جایی خواستم 3333 02:06:11,619 --> 02:06:13,619 وقتی بیرون آمد گفت: 3334 02:06:13,619 --> 02:06:15,619 رسول خدا غایب شد 3335 02:06:15,619 --> 02:06:17,619 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد 3336 02:06:17,619 --> 02:06:19,619 سه روز در غار 3337 02:06:19,619 --> 02:06:21,619 سپس چرخید 3338 02:06:21,619 --> 02:06:23,619 از ابوالقاسم علی بن الحسن الحافظ 3339 02:06:23,619 --> 02:06:25,619 منظورم بن آساکر است 3340 02:06:25,619 --> 02:06:27,619 چگونه ذکر شد 3341 02:06:27,619 --> 02:06:29,619 ترجمه احمد 3342 02:06:29,619 --> 02:06:31,619 تا زمانی که برمی گردد 3343 02:06:31,619 --> 02:06:33,619 اما آنچه در مورد مصیبت ذکر شد 3344 02:06:33,619 --> 02:06:35,619 کلمه ای با اعتبارش 3345 02:06:35,619 --> 02:06:37,619 حنبل 3346 02:06:37,619 --> 02:06:39,619 او آن را در دو بخش سروده است 3347 02:06:39,619 --> 02:06:41,619 و نیز صالح بن احمد 3348 02:06:41,619 --> 02:06:46,149 و گروه 3349 02:06:46,149 --> 02:06:48,149 باب قضیه امام 3350 02:06:48,149 --> 02:06:50,149 در ایالت متوکل 3351 02:06:50,149 --> 02:06:52,920 حنبل گفت 3352 02:06:52,920 --> 02:06:54,920 ولی متوکل 3353 02:06:54,920 --> 02:06:56,920 پس خداوند سنت را نازل کرد 3354 02:06:56,920 --> 02:06:58,920 و مردم آزاد شدند 3355 02:06:58,920 --> 02:07:00,920 اباعبدالله با ما صحبت می کرد 3356 02:07:00,920 --> 02:07:02,920 و با یارانش سخن گفت 3357 02:07:02,920 --> 02:07:04,920 در ایام متوکل 3358 02:07:04,920 --> 02:07:06,920 و شنیدم که گفت 3359 02:07:06,920 --> 02:07:08,920 چیزی که مردم باید در مورد آن صحبت می کردند 3360 02:07:08,920 --> 02:07:10,920 دانش از آنها ضروری تر است 3361 02:07:10,920 --> 02:07:13,050 به او در زمان ما 3362 02:07:13,050 --> 02:07:15,050 سپس بلند می کند 3363 02:07:15,050 --> 02:07:17,050 تقدیم به متوکل 3364 02:07:17,050 --> 02:07:19,050 احمد در کمین نشسته بود 3365 02:07:19,050 --> 02:07:21,050 در خانه اش می خواهد او را بیرون بیاورد 3366 02:07:21,050 --> 02:07:23,050 و با او بیعت کرد 3367 02:07:23,050 --> 02:07:25,050 گفت ما نداریم 3368 02:07:25,050 --> 02:07:27,050 دانش در میان ما 3369 02:07:27,050 --> 02:07:29,050 یک شب بی خوابی در تابستان 3370 02:07:29,050 --> 02:07:31,050 صدای غوغا را شنیدیم 3371 02:07:31,050 --> 02:07:33,050 در خانه ای آتش سوزی دیدیم 3372 02:07:33,050 --> 02:07:35,050 ابی عبدالله 3373 02:07:35,050 --> 02:07:37,050 پس عجله کردیم و او را پیدا کردیم 3374 02:07:37,050 --> 02:07:39,050 در عبایی نشسته است 3375 02:07:39,050 --> 02:07:41,050 و مظفر بن الکلبی 3376 02:07:41,050 --> 02:07:43,050 نویسنده خبر و گروهش 3377 02:07:43,050 --> 02:07:45,050 با آنها فقیر شد 3378 02:07:45,050 --> 02:07:47,050 صاحب خبر کتاب متوکل است 3379 02:07:47,050 --> 02:07:49,050 حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام را پاسخ داد 3380 02:07:49,050 --> 02:07:51,050 شما یک مافوق دارید 3381 02:07:51,050 --> 02:07:53,050 او را آماده کرد تا با او بیعت کند 3382 02:07:53,050 --> 02:07:55,050 و آن را با کلمات نشان دهید 3383 02:07:55,050 --> 02:07:57,050 بعد مدتها گفت 3384 02:07:57,050 --> 02:07:59,050 به مظفر چی میگی؟ 3385 02:07:59,050 --> 02:08:01,050 او گفت 3386 02:08:01,050 --> 02:08:03,050 من چیزی در این مورد نمی دانم 3387 02:08:03,050 --> 02:08:05,050 می بینم که شهرت دارد 3388 02:08:05,050 --> 02:08:07,050 اطاعت سخت و آسان است 3389 02:08:07,050 --> 02:08:09,050 و محرک من و نفرت من 3390 02:08:09,050 --> 02:08:11,050 و تاثیر او بر من 3391 02:08:11,050 --> 02:08:13,050 از خدا اجرش را خواستارم 3392 02:08:13,050 --> 02:08:15,050 و شب و روز موفق باشید 3393 02:08:15,050 --> 02:08:17,050 در بسیاری از کلمات 3394 02:08:17,050 --> 02:08:19,050 مظفر گفت 3395 02:08:19,050 --> 02:08:21,050 امیرالمؤمنین به من امر کرده است 3396 02:08:21,050 --> 02:08:23,050 شما را قسم می دهم 3397 02:08:23,050 --> 02:08:25,050 گفت: پس او را قسم می دهم که او را طلاق دهم. 3398 02:08:25,050 --> 02:08:27,050 سه که او ندارد 3399 02:08:27,050 --> 02:08:29,050 آهنگ امیرالمومنین علیه السلام 3400 02:08:29,050 --> 02:08:31,050 سپس خانه را تفتیش کردند 3401 02:08:31,050 --> 02:08:33,050 اباعبدالله، دسته و حجره ها 3402 02:08:33,050 --> 02:08:35,050 و پشت بام ها جستجو شد 3403 02:08:35,050 --> 02:08:37,050 صندوق کتاب 3404 02:08:37,050 --> 02:08:39,050 زنان و خانه ها را تفتیش کردند 3405 02:08:39,050 --> 02:08:41,050 چیزی ندیدند 3406 02:08:41,050 --> 02:08:43,050 آنها چیزی احساس نمی کردند 3407 02:08:43,050 --> 02:08:45,050 خداوند کافران را دفع کرد 3408 02:08:45,050 --> 02:08:47,050 و او این را نوشت 3409 02:08:47,050 --> 02:08:49,050 به متوکل 3410 02:08:49,050 --> 02:08:51,050 پس موضع خوبی گرفت 3411 02:08:51,050 --> 02:08:53,050 آموخت که اباعبدالله 3412 02:08:53,050 --> 02:08:55,050 به او دروغ گفته شد 3413 02:08:55,050 --> 02:08:57,050 و او بود که بر او پا گذاشت 3414 02:08:57,050 --> 02:08:59,050 مرد نوآور 3415 02:08:59,050 --> 02:09:01,050 او حتی در میان خدا نمرده است 3416 02:09:01,050 --> 02:09:03,050 فرمان او برای مسلمانان است 3417 02:09:03,050 --> 02:09:05,050 وقتی چند روز بعد بود 3418 02:09:05,050 --> 02:09:07,050 در حالی که ما نشسته ایم 3419 02:09:07,050 --> 02:09:09,050 درب خانه 3420 02:09:09,050 --> 02:09:11,050 اگر یعقوب حجاب است 3421 02:09:11,050 --> 02:09:13,050 متوکل آمده است 3422 02:09:13,050 --> 02:09:15,050 به اباعبدالله اجازه داده می شود 3423 02:09:15,050 --> 02:09:17,050 پس وارد شد 3424 02:09:17,050 --> 02:09:19,050 من و پدرم وارد شدیم 3425 02:09:19,050 --> 02:09:21,050 و با عده ای از بندگانش 3426 02:09:21,050 --> 02:09:23,050 شتر بر قاطر 3427 02:09:23,050 --> 02:09:25,050 و نزد او کتاب متوکل بود 3428 02:09:25,050 --> 02:09:27,050 پس آن را نزد اباعبدالله خواند 3429 02:09:27,050 --> 02:09:29,050 به قول امیرالمؤمنین علیه السلام درست است 3430 02:09:29,050 --> 02:09:31,050 معصومیت حیاط تو 3431 02:09:31,050 --> 02:09:33,050 این پول به شما هدایت شد 3432 02:09:33,050 --> 02:09:35,050 شما از او کمک می گیرید 3433 02:09:35,050 --> 02:09:37,050 او از پذیرش آن امتناع کرد 3434 02:09:37,050 --> 02:09:39,050 او گفت: من به آن نیازی ندارم. 3435 02:09:39,050 --> 02:09:41,050 گفت ای پدر 3436 02:09:41,050 --> 02:09:43,050 قبول از امیرالمؤمنین علیه السلام 3437 02:09:43,050 --> 02:09:45,050 کاری که من به شما دستور می دهم 3438 02:09:45,050 --> 02:09:47,050 با او برای شما بهتر است 3439 02:09:47,050 --> 02:09:49,050 اگر آن را برگردانید 3440 02:09:49,050 --> 02:09:51,050 می ترسیدم به تو فکر کند 3441 02:09:51,050 --> 02:09:53,050 اونوقت بدتر 3442 02:09:53,050 --> 02:09:55,050 سپس او را بوسید 3443 02:09:55,050 --> 02:09:57,050 بیرون آمد و گفت: پدر 3444 02:09:57,050 --> 02:09:59,050 علی بهت گفتم 3445 02:09:59,050 --> 02:10:01,050 گفت بلندش کن 3446 02:10:01,050 --> 02:10:03,050 این نجات یک وضعیت است 3447 02:10:03,050 --> 02:10:05,050 پودر زیر آن، بنابراین من 3448 02:10:05,050 --> 02:10:07,050 و رفتیم بیرون 3449 02:10:07,050 --> 02:10:09,050 وقتی شب شد 3450 02:10:09,050 --> 02:10:11,050 پس مادر پسر اباعبدالله 3451 02:10:11,050 --> 02:10:13,050 ما را به دیوار بکوب 3452 02:10:13,050 --> 02:10:15,050 او گفت: مولای من. 3453 02:10:15,050 --> 02:10:17,050 به عمویش زنگ می زند 3454 02:10:17,050 --> 02:10:19,050 پس به پدرم خبر دادم و رفتیم 3455 02:10:19,050 --> 02:10:21,050 بنابراین وارد خانه پدری شدیم 3456 02:10:21,050 --> 02:10:23,050 عبدالله و آن در گود است 3457 02:10:23,050 --> 02:10:25,050 شب و گفت عمو 3458 02:10:25,050 --> 02:10:27,050 چه چیزی مرا به خواب برد؟ 3459 02:10:27,050 --> 02:10:29,050 او به من گفت 3460 02:10:29,050 --> 02:10:31,050 گفت برای این پول 3461 02:10:31,050 --> 02:10:33,050 گرفتن آن باعث دردش شد 3462 02:10:33,050 --> 02:10:35,050 و پدرم او را آرام می کند و کار را آسان می کند 3463 02:10:35,050 --> 02:10:37,050 و او گفت 3464 02:10:37,050 --> 02:10:39,050 تا زمانی که در آن رشته ای شوید 3465 02:10:39,050 --> 02:10:41,050 نظر شما اینه 3466 02:10:41,050 --> 02:10:43,050 شب و مردم در خانه 3467 02:10:43,050 --> 02:10:45,050 بنابراین او آن را گرفت و ما رفتیم 3468 02:10:45,050 --> 02:10:47,050 وقتی از آن بود 3469 02:10:47,050 --> 02:10:49,050 سحر و جادو به کارگردانی 3470 02:10:49,050 --> 02:10:51,050 عبدوس بن مالک و آهو 3471 02:10:51,050 --> 02:10:53,050 الحسن بن البذر 3472 02:10:53,050 --> 02:10:55,050 پس آمد و گروهی حضور یافتند 3473 02:10:55,050 --> 02:10:57,050 از جمله هارون الحمال است 3474 02:10:57,050 --> 02:10:59,050 و احمد بن منی 3475 02:10:59,050 --> 02:11:01,050 و بن الدورقی 3476 02:11:01,050 --> 02:11:03,050 و من و پدرم 3477 02:11:03,050 --> 02:11:05,050 صالح و عبدالله 3478 02:11:05,050 --> 02:11:07,050 گفتیم هر کی یادشون هست بنویسیم 3479 02:11:07,050 --> 02:11:09,050 از اهل حافظ و صالح 3480 02:11:09,050 --> 02:11:11,050 در بغداد و کوفه 3481 02:11:11,050 --> 02:11:13,050 آن را نزد ابوکریب فرستاد 3482 02:11:13,050 --> 02:11:15,050 و برای درختان 3483 02:11:15,050 --> 02:11:17,050 و به کسانی که نیاز او را می دانند 3484 02:11:17,050 --> 02:11:19,050 پس همه را از هم جدا کرد 3485 02:11:19,050 --> 02:11:21,050 بین پنجاه تا صد 3486 02:11:21,050 --> 02:11:23,050 و به دویست 3487 02:11:23,050 --> 02:11:25,109 آنچه در کیسه مانده بود یک درهم بود 3488 02:11:25,109 --> 02:11:27,109 و وقتی بعد از آن بود 3489 02:11:27,109 --> 02:11:29,109 یک پیام رسان آمد 3490 02:11:29,109 --> 02:11:31,109 ابی عبدالله 3491 02:11:31,109 --> 02:11:33,109 پس نزد او رفت 3492 02:11:33,109 --> 02:11:35,109 و متوکل 3493 02:11:35,109 --> 02:11:37,109 گفت به تو دستور بده برو 3494 02:11:37,109 --> 02:11:39,109 منظورم به سام را است 3495 02:11:39,109 --> 02:11:41,109 و او گفت 3496 02:11:41,109 --> 02:11:43,109 من یک پیرمرد ضعیف و بیمار هستم 3497 02:11:43,109 --> 02:11:45,109 پس عبدالله نوشت 3498 02:11:45,109 --> 02:11:47,109 آنچه او به آن پاسخ داد 3499 02:11:47,109 --> 02:11:49,109 کتاب پاسخ فورد 3500 02:11:49,109 --> 02:11:51,109 او امیرالمؤمنین است 3501 02:11:51,109 --> 02:11:53,109 به او دستور می دهد که بیرون برود 3502 02:11:53,109 --> 02:11:55,109 عبدالله سربازانش را هدایت کرد 3503 02:11:55,109 --> 02:11:57,109 در خانه ما ماندند 3504 02:11:57,109 --> 02:11:59,109 چند روز تا آماده شدن 3505 02:11:59,109 --> 02:12:01,109 اباعبدالله خارج شود 3506 02:12:01,109 --> 02:12:03,109 حنبل گفت 3507 02:12:03,109 --> 02:12:05,109 پس پدرم به من گفت، گفت 3508 02:12:05,109 --> 02:12:07,109 وارد سربازی شدیم 3509 02:12:07,109 --> 02:12:09,109 بنابراین ما در یک راهپیمایی بودیم 3510 02:12:09,109 --> 02:12:11,109 آمدن عالی 3511 02:12:11,109 --> 02:12:13,109 وقتی به ما نزدیک شد گفتند: 3512 02:12:13,109 --> 02:12:15,109 این نایب قهرمان است 3513 02:12:15,109 --> 02:12:17,109 و بعد یک شوالیه آمد 3514 02:12:17,109 --> 02:12:19,109 به اباعبدالله گفت 3515 02:12:19,109 --> 02:12:21,109 شاهزاده واسف 3516 02:12:21,109 --> 02:12:23,109 درود بر شما 3517 02:12:23,109 --> 02:12:25,109 او به شما می گوید که خدا 3518 02:12:25,109 --> 02:12:27,109 او تو را در برابر دشمنت توانمند ساخته است 3519 02:12:27,109 --> 02:12:29,109 یعنی ابن ابی دواد 3520 02:12:29,109 --> 02:12:31,109 و امیرالمؤمنین از شما می پذیرد 3521 02:12:31,109 --> 02:12:33,109 چیزی نگذار 3522 02:12:33,109 --> 02:12:35,109 مگر اینکه حرفش را زدی 3523 02:12:35,109 --> 02:12:37,109 اباعبدالله به او پاسخی نداد 3524 02:12:37,109 --> 02:12:39,109 هیچی 3525 02:12:39,109 --> 02:12:41,109 و شروع به دعا برای امیرالمومنین کردم 3526 02:12:41,109 --> 02:12:43,109 برای نایب قهرمانی فراخوان دادم 3527 02:12:43,109 --> 02:12:45,109 ادامه دادیم و پایین آمدیم 3528 02:12:45,109 --> 02:12:47,109 در دار ایتاچ 3529 02:12:47,109 --> 02:12:49,109 اباعبدالله شناخته نشد 3530 02:12:49,109 --> 02:12:51,109 بعد بپرس این خونه کیه 3531 02:12:51,109 --> 02:12:53,109 گفتند 3532 02:12:53,109 --> 02:12:55,109 این دار ایتاچ است 3533 02:12:55,109 --> 02:12:57,109 گفت: مرا منتقل کردند. 3534 02:12:57,109 --> 02:12:59,109 خانه ای برای من بساز 3535 02:12:59,109 --> 02:13:01,109 گفتند 3536 02:13:01,109 --> 02:13:03,109 این جایگاهی است که امیرالمؤمنین علیه السلام بر شما نازل کرده است 3537 02:13:03,109 --> 02:13:05,109 او گفت 3538 02:13:05,109 --> 02:13:07,109 من او را اینجا نمی خواهم 3539 02:13:07,109 --> 02:13:09,109 و تا زمانی که خسته نشدیم متوقف نشد 3540 02:13:09,109 --> 02:13:11,109 او خانه دارد 3541 02:13:11,109 --> 02:13:13,109 او هر روز پیش ما می آمد 3542 02:13:13,109 --> 02:13:15,109 یک میز با رنگ 3543 02:13:15,109 --> 02:13:17,109 متوکل دستور می دهد 3544 02:13:17,109 --> 02:13:19,109 یخ و میوه 3545 02:13:19,109 --> 02:13:21,109 و غیره 3546 02:13:21,109 --> 02:13:23,109 اباعبدالله طعم آن را نچشید 3547 02:13:23,109 --> 02:13:25,109 هیچی و به او نگاه نکرد 3548 02:13:25,109 --> 02:13:27,109 هزینه میز بود 3549 02:13:27,109 --> 02:13:29,109 در روز 3550 02:13:29,109 --> 02:13:31,109 صد و بیست درهم 3551 02:13:31,109 --> 02:13:33,109 متوکل خطاب به او کرد 3552 02:13:33,109 --> 02:13:35,109 با پول عالی 3553 02:13:35,109 --> 02:13:37,109 او پاسخ داد و به او گفت 3554 02:13:37,109 --> 02:13:39,109 عبید الله بن یحیی 3555 02:13:39,109 --> 02:13:41,109 امیرالمؤمنین به شما امر می کند 3556 02:13:41,109 --> 02:13:43,109 تا به پسرت بدهی 3557 02:13:43,109 --> 02:13:45,109 او گفت و خانواده شما 3558 02:13:45,109 --> 02:13:47,109 آنها خودکفا هستند 3559 02:13:47,109 --> 02:13:49,109 آن را به او برگرداند 3560 02:13:49,109 --> 02:13:51,109 پس عبیدالله آن را گرفت 3561 02:13:51,109 --> 02:13:53,239 پس آن را بین پسرش تقسیم کرد 3562 02:13:53,239 --> 02:13:55,239 سنگ امانت بر خانواده اوست 3563 02:13:55,239 --> 02:13:57,239 و هر ماه زایمان می کرد 3564 02:13:57,239 --> 02:13:59,239 چهار هزار 3565 02:13:59,239 --> 02:14:01,239 پس اباعبدالله او را فرستاد 3566 02:14:01,239 --> 02:14:03,239 آنها کافی هستند 3567 02:14:03,239 --> 02:14:05,300 نیازی ندارند 3568 02:14:05,300 --> 02:14:07,300 پس متوکل او را فرستاد 3569 02:14:07,300 --> 02:14:09,300 این برای پسر شماست 3570 02:14:09,300 --> 02:14:11,300 پس شما چه ربطی به این دارید؟ 3571 02:14:11,300 --> 02:14:13,300 پس اباعبدالله او را گرفت 3572 02:14:13,300 --> 02:14:15,300 هنوز در حال اجرا بود 3573 02:14:15,300 --> 02:14:17,300 تا اینکه متوکل از دنیا رفت 3574 02:14:17,300 --> 02:14:19,369 و بین این اتفاق افتاد 3575 02:14:19,369 --> 02:14:21,369 ابی عبدالله و پدرم 3576 02:14:21,369 --> 02:14:23,369 حرف زیاد 3577 02:14:23,369 --> 02:14:25,369 گفت عمو 3578 02:14:25,369 --> 02:14:27,369 تا آخر عمرمون 3579 02:14:27,369 --> 02:14:29,369 انگار موضوع فاش شده بود 3580 02:14:29,369 --> 02:14:31,369 خدا خداست 3581 02:14:31,369 --> 02:14:33,369 بچه های ما فقط آن را می خواهند 3582 02:14:33,369 --> 02:14:35,369 تا ما را بخورد 3583 02:14:35,369 --> 02:14:37,369 اما فقط چند روز است 3584 02:14:37,369 --> 02:14:39,369 اما این یکی 3585 02:14:39,369 --> 02:14:41,369 فتنه 3586 02:14:41,369 --> 02:14:43,369 پدرم گفت پس من گفتم 3587 02:14:43,369 --> 02:14:45,369 امیدوارم خداوند به شما ایمان داشته باشد 3588 02:14:45,369 --> 02:14:47,369 در مورد چه چیزی هشدار می دهید؟ 3589 02:14:47,369 --> 02:14:49,369 گفت: چطوری؟ 3590 02:14:49,369 --> 02:14:51,369 غذا یا جوایزشان را می بینید 3591 02:14:51,369 --> 02:14:53,369 اگر ترکش کنی 3592 02:14:53,369 --> 02:14:55,369 ترکت کنم چی؟ 3593 02:14:55,369 --> 02:14:57,369 منتظریم اما هست 3594 02:14:57,369 --> 02:14:59,369 مرگ یا به 3595 02:14:59,369 --> 02:15:01,369 بهشت یا جهنم 3596 02:15:01,369 --> 02:15:03,369 خوشا به حال کسانی که آمدند 3597 02:15:03,369 --> 02:15:05,369 خوب و خوب 3598 02:15:05,369 --> 02:15:07,369 متوکل همان است که در آن است 3599 02:15:07,369 --> 02:15:09,369 و به او گفت که مرد است 3600 02:15:09,369 --> 02:15:11,369 او دنیا را می خواهد، پس اجازه داد 3601 02:15:11,369 --> 02:15:13,369 او باید برود 3602 02:15:13,369 --> 02:15:15,369 سپس عبید الله بن یحیی آمد 3603 02:15:15,369 --> 02:15:17,369 بعد از ظهر گفت 3604 02:15:17,369 --> 02:15:19,369 او امیرالمؤمنین است 3605 02:15:19,369 --> 02:15:21,369 من به شما اجازه داده ام 3606 02:15:21,369 --> 02:15:23,369 دستور داد برای شما یک سوله تجهیز کنند 3607 02:15:23,369 --> 02:15:25,369 تو در آن فرود می آیی 3608 02:15:25,369 --> 02:15:27,369 اباعبدالله گفت 3609 02:15:27,369 --> 02:15:29,369 برای من یک قایق سفارش دهید 3610 02:15:29,369 --> 02:15:31,369 که ساعت فرا رسیده است 3611 02:15:31,369 --> 02:15:33,369 پس برای او قایق خواستند 3612 02:15:33,369 --> 02:15:35,399 پس فوراً فرود آمد 3613 02:15:35,399 --> 02:15:37,399 حنبل گفت 3614 02:15:37,399 --> 02:15:39,399 ما حتی نمی دانستیم که در حال آمدن است 3615 02:15:39,399 --> 02:15:41,399 گفته شد که از دنیا رفته است 3616 02:15:41,399 --> 02:15:43,399 پس با لبخند به او سلام کرد 3617 02:15:43,399 --> 02:15:45,399 گله رفته است 3618 02:15:45,399 --> 02:15:47,399 پس با او راه افتادم 3619 02:15:47,399 --> 02:15:49,399 گفت بیا جلو 3620 02:15:49,399 --> 02:15:51,399 مردم شما را نمی بینند و من را می شناسند 3621 02:15:51,399 --> 02:15:53,399 بنابراین من آن را ارائه کردم 3622 02:15:53,399 --> 02:15:55,399 سپس گفت 3623 02:15:55,399 --> 02:15:57,399 رسید و خودش را پرت کرد 3624 02:15:57,399 --> 02:15:59,399 بر پشتش، خسته و کوفته 3625 02:15:59,399 --> 02:16:01,430 و شاید بود 3626 02:16:01,430 --> 02:16:03,430 از خانه ما چیزی قرض گرفته بود 3627 02:16:03,430 --> 02:16:05,430 و خونه پسرش 3628 02:16:05,430 --> 02:16:07,430 از پول سلطان به ما رسید 3629 02:16:07,430 --> 02:16:09,430 اتفاقی که افتاد، خودداری شد 3630 02:16:09,430 --> 02:16:11,430 پس من دارم 3631 02:16:11,430 --> 02:16:13,430 او دلیل خود را قرعه کشی عنوان کرد 3632 02:16:13,430 --> 02:16:15,430 گریل 3633 02:16:15,430 --> 02:16:17,430 بنابراین در یک فر معتبر برشته شد 3634 02:16:17,430 --> 02:16:19,430 می دانست و استفاده نمی کرد 3635 02:16:19,430 --> 02:16:21,430 و بسیاری مانند این 3636 02:16:21,430 --> 02:16:23,430 صالح اشاره کرد 3637 02:16:23,430 --> 02:16:25,430 ماجرای سربازی رفتن پدرش 3638 02:16:25,430 --> 02:16:27,430 و بازگشت او 3639 02:16:27,430 --> 02:16:29,430 خانه های آنها در طبقه بالا تفتیش شد 3640 02:16:29,430 --> 02:16:31,430 و گل رز یعقوب با ماه کامل 3641 02:16:31,430 --> 02:16:33,430 و گریه کرد و گفت 3642 02:16:33,430 --> 02:16:35,430 من از آنها تحویل گرفتم 3643 02:16:35,430 --> 02:16:37,430 حتی اگر در دیگری باشد 3644 02:16:37,430 --> 02:16:39,430 من هرگز تسلیم آنها نشدم 3645 02:16:39,430 --> 02:16:41,430 من تصمیم گرفتم که شما آن را جدا کنید 3646 02:16:41,430 --> 02:16:43,430 فردا 3647 02:16:43,430 --> 02:16:45,430 چون صبح شد حسن نزد او آمد 3648 02:16:45,430 --> 02:16:47,430 بن البزر گفت 3649 02:16:47,430 --> 02:16:49,430 بیا پیش من، صالح، با تعادل 3650 02:16:49,430 --> 02:16:51,430 آنها به پسرانشان هدایت شدند 3651 02:16:51,430 --> 02:16:53,430 مهاجرین و انصار 3652 02:16:53,430 --> 02:16:55,430 و فلانی حتی 3653 02:16:55,430 --> 02:16:57,430 تفاوت همه 3654 02:16:57,430 --> 02:16:59,430 ما در حالت خدا هستیم 3655 02:16:59,430 --> 02:17:01,430 او از آن علم دارد، پس آن را به او دادم 3656 02:17:01,430 --> 02:17:03,430 پس پستچی نوشت 3657 02:17:03,430 --> 02:17:05,430 خیریه است 3658 02:17:05,430 --> 02:17:07,430 در کل برای روز 3659 02:17:07,430 --> 02:17:09,430 با کیف 3660 02:17:09,430 --> 02:17:11,430 و او گفت 3661 02:17:11,430 --> 02:17:13,430 امیرالمؤمنین به شما دستور داده است 3662 02:17:13,430 --> 02:17:15,430 ده هزار مکان 3663 02:17:15,430 --> 02:17:17,430 که او را از هم جدا کرد 3664 02:17:17,430 --> 02:17:19,430 و شیخ شما از آن خبر ندارد 3665 02:17:19,430 --> 02:17:21,430 او غمگین می شود 3666 02:17:21,430 --> 02:17:23,430 متوکل دستور داد برای ما خانه ای بخرند 3667 02:17:23,430 --> 02:17:25,430 گفت ای صالح 3668 02:17:25,430 --> 02:17:27,430 به بک گفتم 3669 02:17:27,430 --> 02:17:29,430 گفت چون 3670 02:17:29,430 --> 02:17:31,430 گفتم خانه بخرند 3671 02:17:31,430 --> 02:17:33,430 پارگی باشد 3672 02:17:33,430 --> 02:17:35,430 بین من و تو 3673 02:17:35,430 --> 02:17:37,430 آنها می خواهند تبدیل شوند 3674 02:17:37,430 --> 02:17:39,430 این کشور پناهگاه من است 3675 02:17:39,430 --> 02:17:41,430 هنوز داشت دفاع می کرد 3676 02:17:41,430 --> 02:17:43,430 خانه را خرید تا عجله کرد 3677 02:17:43,430 --> 02:17:45,530 و من رسولان متوکل قرار دادم 3678 02:17:45,530 --> 02:17:47,530 نزد او می‌آیند و از او در این مورد سؤال می‌کنند 3679 02:17:47,530 --> 02:17:49,530 آن را تجربه کنید و آنها برمی گردند 3680 02:17:49,530 --> 02:17:51,530 می گویند ضعیف است 3681 02:17:51,530 --> 02:17:53,530 و در این بین 3682 02:17:53,530 --> 02:17:55,530 می گویند اباعبدالله 3683 02:17:55,530 --> 02:17:57,530 یک امر ضروری است 3684 02:17:57,530 --> 02:17:59,530 او شما را می بیند و به سمت او می آید 3685 02:17:59,530 --> 02:18:01,530 یعقوب گفت امیر 3686 02:18:01,530 --> 02:18:03,530 مؤمنان مشتاقند 3687 02:18:03,530 --> 02:18:05,530 و او می گوید 3688 02:18:05,530 --> 02:18:07,530 در مورد روزی تصمیم بگیرید که یکی شوید 3689 02:18:07,530 --> 02:18:09,530 من او را می شناسم 3690 02:18:09,530 --> 02:18:11,530 و او به شما گفت 3691 02:18:11,530 --> 02:18:13,530 او یک روز گفت 3692 02:18:13,530 --> 02:18:15,530 چهار نفر بیرون رفتند 3693 02:18:15,530 --> 02:18:17,530 پس وقتی فردا بود 3694 02:18:17,530 --> 02:18:19,530 آمد و گفت 3695 02:18:19,530 --> 02:18:21,530 پوست، اباعبدالله 3696 02:18:21,530 --> 02:18:23,530 او امیرالمؤمنین است 3697 02:18:23,530 --> 02:18:25,530 درود بر شما باد 3698 02:18:25,530 --> 02:18:27,530 می گوید من به تو رحم کرده ام 3699 02:18:27,530 --> 02:18:29,530 که مشکی می پوشد و سوار می شود 3700 02:18:29,530 --> 02:18:31,530 به ولیعهد 3701 02:18:31,530 --> 02:18:33,530 و برو خونه و لباس بپوش 3702 02:18:33,530 --> 02:18:35,530 پس شروع به مداحی کرد 3703 02:18:35,530 --> 02:18:37,530 خدا رحمتش کنه 3704 02:18:37,530 --> 02:18:39,530 سپس یعقوب گفت 3705 02:18:39,530 --> 02:18:41,530 من پسری دارم که او را تحسین می کند 3706 02:18:41,530 --> 02:18:43,530 و او آن را در قلب من دارد 3707 02:18:43,530 --> 02:18:45,530 مکانی که من دوست دارم 3708 02:18:45,530 --> 02:18:47,530 در مکالمات با او صحبت کنید 3709 02:18:47,530 --> 02:18:49,530 سپس سکوت کرد 3710 02:18:49,530 --> 02:18:51,530 بیرون آمد و گفت: او را می بینی؟ 3711 02:18:51,530 --> 02:18:53,530 او نمی بیند که من در چه چیزی هستم 3712 02:18:53,530 --> 02:18:55,530 قرآن را کامل می کرد 3713 02:18:55,530 --> 02:18:57,530 جمعه تا جمعه 3714 02:18:57,530 --> 02:18:59,530 و وقتی تمام شد زنگ زد 3715 02:18:59,530 --> 02:19:01,530 ما به فیلم اعتقاد داریم 3716 02:19:01,530 --> 02:19:03,530 صبح جمعه بود 3717 02:19:03,530 --> 02:19:05,530 خطاب به من و برادرم 3718 02:19:05,530 --> 02:19:07,530 وقتی او تمام شد 3719 02:19:07,530 --> 02:19:09,530 تماس بگیرید و ما باور کنیم 3720 02:19:09,530 --> 02:19:11,530 وقتی او تمام شد 3721 02:19:11,530 --> 02:19:13,530 بگو 3722 02:19:13,530 --> 02:19:15,530 بارها از خدا کمک می خواهم 3723 02:19:15,530 --> 02:19:17,530 بنابراین شروع کردم به گفتن آنچه او می خواهد 3724 02:19:17,530 --> 02:19:19,530 سپس گفت 3725 02:19:19,530 --> 02:19:21,530 من به خدا عهد می دهم 3726 02:19:21,530 --> 02:19:23,530 سلطنت او مسئول بود 3727 02:19:23,530 --> 02:19:25,530 و حق تعالی فرمود 3728 02:19:25,530 --> 02:19:27,530 ای شما که 3729 02:19:27,530 --> 02:19:29,530 آنها ایمان آوردند و به قراردادهای خود عمل کردند 3730 02:19:29,530 --> 02:19:31,530 من حرف نمیزنم 3731 02:19:31,530 --> 02:19:33,530 به طور کامل، هرگز 3732 02:19:33,530 --> 02:19:35,530 تا اینکه خدا تحویل داد 3733 02:19:35,530 --> 02:19:37,530 من کسی را از شما مستثنی نمی کنم 3734 02:19:37,530 --> 02:19:39,559 پس رفتیم بیرون 3735 02:19:39,559 --> 02:19:41,559 علی بن الجهم آمد 3736 02:19:41,559 --> 02:19:43,559 پس به او گفتیم و او گفت 3737 02:19:43,559 --> 02:19:45,559 ما از خدا و از آن خودمان هستیم 3738 02:19:45,559 --> 02:19:47,559 به سوی او باز خواهیم گشت 3739 02:19:47,559 --> 02:19:49,559 متوکل را از این امر آگاه کرد 3740 02:19:49,559 --> 02:19:51,559 و او گفت 3741 02:19:51,559 --> 02:19:53,559 آنها جدیدترین ها را می خواهند 3742 02:19:53,559 --> 02:19:55,559 این کشور حبس من خواهد بود 3743 02:19:55,559 --> 02:19:57,559 اما این بود 3744 02:19:57,559 --> 02:19:59,559 دلیل کسانی که در این کشور اقامت داشتند 3745 02:19:59,559 --> 02:20:01,559 وقتی دادند 3746 02:20:01,559 --> 02:20:03,559 پس پذیرفتند 3747 02:20:03,559 --> 02:20:05,559 فرمان دادند و سخن گفتند 3748 02:20:05,559 --> 02:20:07,559 به خدا من آرزوی مرگ کردم 3749 02:20:07,559 --> 02:20:09,559 در موضوعی که بود 3750 02:20:09,559 --> 02:20:11,559 آرزو دارم در این بمیرم 3751 02:20:11,559 --> 02:20:13,559 و آن 3752 02:20:13,559 --> 02:20:15,559 این وسوسه دنیاست 3753 02:20:15,559 --> 02:20:17,559 این جذابیت دین بود 3754 02:20:17,559 --> 02:20:19,559 سپس آن را ملحق کنید 3755 02:20:19,559 --> 02:20:21,559 انگشتانش و می گوید 3756 02:20:21,559 --> 02:20:23,559 اگر خودم را در دستانم داشتم 3757 02:20:23,559 --> 02:20:25,559 حتما می فرستادمش 3758 02:20:25,559 --> 02:20:27,620 متوکل رفت و آمد داشت 3759 02:20:27,620 --> 02:20:29,620 در مورد آن بپرسید 3760 02:20:29,620 --> 02:20:31,620 و در این بین به ما دستور می دهد 3761 02:20:31,620 --> 02:20:33,620 با پول می گوید 3762 02:20:33,620 --> 02:20:35,620 شیخ آنها نمی داند 3763 02:20:35,620 --> 02:20:37,620 او آنچه را که می خواهد از آنها می گیرد 3764 02:20:37,620 --> 02:20:39,620 اگر او نمی خواهد 3765 02:20:39,620 --> 02:20:41,620 دنیا جلوی آنها را نگرفت 3766 02:20:41,620 --> 02:20:43,620 و به متوکل گفتند 3767 02:20:43,620 --> 02:20:45,620 او نمی خورد 3768 02:20:45,620 --> 02:20:47,620 از غذای شما و نمی نشیند 3769 02:20:47,620 --> 02:20:49,620 روی تختت 3770 02:20:49,620 --> 02:20:51,620 آنچه می نوشید حرام است 3771 02:20:51,620 --> 02:20:53,620 متوکل گفت 3772 02:20:53,620 --> 02:20:55,620 اگر معتصم آن را برای من منتشر کرد 3773 02:20:55,620 --> 02:20:57,620 او چیزی در این مورد گفت 3774 02:20:57,620 --> 02:20:59,620 من از او قبول نکردم 3775 02:20:59,620 --> 02:21:01,620 صالح گفت و سپس فرود آمد 3776 02:21:01,620 --> 02:21:03,620 به بغداد 3777 02:21:03,620 --> 02:21:05,620 عبدالله را نزد او گذاشتم 3778 02:21:05,620 --> 02:21:07,620 پس عبدالله آمد 3779 02:21:07,620 --> 02:21:09,690 پس گفتم شما چه مشکلی دارید؟ 3780 02:21:09,690 --> 02:21:11,690 گفت به من دستور داد 3781 02:21:11,690 --> 02:21:13,690 فرود آمدن 3782 02:21:13,690 --> 02:21:15,690 گفت: به نفعت بگو. 3783 02:21:15,690 --> 02:21:17,690 بیرون نرو، تو هستی 3784 02:21:17,690 --> 02:21:19,690 تو نفرین من بودی، قسم می خورم 3785 02:21:19,690 --> 02:21:21,690 اگر چیزی از من دریافت کردید 3786 02:21:21,690 --> 02:21:23,690 من هیچ کدومتون رو اخراج نکردم 3787 02:21:23,690 --> 02:21:25,690 با من 3788 02:21:25,690 --> 02:21:27,690 اگر شما نبودید قرار نمی گرفت 3789 02:21:27,690 --> 02:21:29,690 این جدول 3790 02:21:29,690 --> 02:21:31,690 برس ها پهن شده و اجرا می شوند 3791 02:21:31,690 --> 02:21:33,750 استخدام کنید 3792 02:21:33,750 --> 02:21:35,750 پس به او نامه نوشتم و او را از آنچه گفت آگاه کردم 3793 02:21:35,750 --> 02:21:37,750 لی عبدالله 3794 02:21:37,750 --> 02:21:39,750 پس با خط خودش برایش نوشت 3795 02:21:39,750 --> 02:21:41,750 خداوند به شما جزای خیر بدهد 3796 02:21:41,750 --> 02:21:43,750 و شما را از هر آسیبی محافظت کند 3797 02:21:43,750 --> 02:21:45,750 و هشدار داد 3798 02:21:45,750 --> 02:21:47,750 کی منو آورد تا برات بنویسم 3799 02:21:47,750 --> 02:21:49,750 آنچه به عبدالله گفتم 3800 02:21:49,750 --> 02:21:51,750 و او گفت 3801 02:21:51,750 --> 02:21:53,750 لطفا اجازه دهید حافظه من متوقف شود 3802 02:21:53,750 --> 02:21:55,750 و حوصله اش سر می رود 3803 02:21:55,750 --> 02:21:57,750 و اگر شما اینجا هستید 3804 02:21:57,750 --> 02:21:59,750 حافظه ام کمرنگ شد 3805 02:21:59,750 --> 02:22:01,750 و مردم نزد تو جمع می شدند 3806 02:22:01,750 --> 02:22:03,750 اخبار ما را گزارش می کنند 3807 02:22:03,750 --> 02:22:05,750 و چیزی جز خوب نبود 3808 02:22:05,750 --> 02:22:07,750 اگر می ماندم پیش من نمی آمد 3809 02:22:07,750 --> 02:22:09,750 نه تو و نه برادرت رضایت من نیست 3810 02:22:09,750 --> 02:22:11,750 و خودتان آن را درست نکنید 3811 02:22:11,750 --> 02:22:13,750 جز خیر و آرامش 3812 02:22:13,750 --> 02:22:15,979 بر تو 3813 02:22:15,979 --> 02:22:17,979 گفت وقتی سفر کردیم 3814 02:22:17,979 --> 02:22:19,979 میز و ملحفه 3815 02:22:19,979 --> 02:22:22,010 و هر چه برقرار شد مال ماست 3816 02:22:22,010 --> 02:22:24,010 صالح گفت 3817 02:22:24,010 --> 02:22:26,010 متوکل برای پدرم فرستاد 3818 02:22:26,010 --> 02:22:28,010 با هزار دینار تقسیم 3819 02:22:28,010 --> 02:22:30,010 سپس علی بن الجهم نزد او آمد 3820 02:22:30,010 --> 02:22:32,010 در تاریکی شب 3821 02:22:32,010 --> 02:22:34,010 پس به او گفت که برای او آماده می شود 3822 02:22:34,010 --> 02:22:36,010 سوزاندن 3823 02:22:36,010 --> 02:22:38,010 سپس عبیدالله با هزار دینار آمد 3824 02:22:38,010 --> 02:22:40,010 و او گفت 3825 02:22:40,010 --> 02:22:42,010 امیرالمؤمنین به شما اجازه داده است 3826 02:22:42,010 --> 02:22:44,010 من به شما دستور می دهم که این کار را انجام دهید 3827 02:22:44,010 --> 02:22:46,010 و او گفت 3828 02:22:46,010 --> 02:22:48,010 امیرالمومنین(ع) خیالم را راحت کرد 3829 02:22:48,010 --> 02:22:50,010 که از جدا کردنش متنفرم 3830 02:22:50,010 --> 02:22:52,010 پس او نزد ما آمد 3831 02:22:52,010 --> 02:22:54,010 سپس فرمود: ای صالح 3832 02:22:54,010 --> 02:22:56,010 به بک گفتم 3833 02:22:56,010 --> 02:22:58,010 گفت خیلی دوست دارم این را رها کنم 3834 02:22:58,010 --> 02:23:00,010 فقط رزق است 3835 02:23:00,010 --> 02:23:02,010 به خاطر من قبولش میکنی 3836 02:23:02,010 --> 02:23:04,010 ساکت ماند و گفت 3837 02:23:04,010 --> 02:23:06,010 چی گفتی؟ 3838 02:23:06,010 --> 02:23:08,010 من از دادن زبانم متنفرم 3839 02:23:08,010 --> 02:23:10,010 یا با شخص دیگری مخالفت کنید 3840 02:23:10,010 --> 02:23:12,010 در بین مردم بچه زیاد نیست 3841 02:23:12,010 --> 02:23:14,010 از من و هیچ بهانه ای ندارم 3842 02:23:14,010 --> 02:23:16,010 داشتم ازت شاکی بودم 3843 02:23:16,010 --> 02:23:18,010 و تو فرمانت را بگو 3844 02:23:18,010 --> 02:23:20,010 به سفارش من نگهداری می شود 3845 02:23:20,010 --> 02:23:22,010 شاید خدا برام حل کنه 3846 02:23:22,010 --> 02:23:24,010 این گره 3847 02:23:24,010 --> 02:23:26,010 تو برای من دعا کردی 3848 02:23:26,010 --> 02:23:28,010 امیدوارم خدا داشته باشه 3849 02:23:28,010 --> 02:23:30,040 او به شما پاسخ داد 3850 02:23:30,040 --> 02:23:32,040 گفت این کار را نکن 3851 02:23:32,040 --> 02:23:34,040 پس گفتم نه 3852 02:23:34,040 --> 02:23:36,040 گفت: پدرم ما را ترک کرد. 3853 02:23:36,040 --> 02:23:38,040 درهای بین ما و خودش را بست 3854 02:23:38,040 --> 02:23:40,040 خانه های ما محافظت می شود 3855 02:23:40,040 --> 02:23:42,069 سپس داستانی را تعریف کرد 3856 02:23:42,069 --> 02:23:44,069 در نمازش صالح است 3857 02:23:44,069 --> 02:23:46,069 و سرزنش کردنش 3858 02:23:46,069 --> 02:23:48,069 سپس به صورت مکتوب به 3859 02:23:48,069 --> 02:23:50,069 رفتن یحیی بن خاقان 3860 02:23:50,069 --> 02:23:52,069 به فرزندانش کمک می کند 3861 02:23:52,069 --> 02:23:54,069 و خبر به متوکل رسید 3862 02:23:54,069 --> 02:23:56,069 پس دستور داد گروهی را حمل کنند 3863 02:23:56,069 --> 02:23:58,069 ده ماه فرصت دارند 3864 02:23:58,069 --> 02:24:00,069 چهل هزار بود 3865 02:24:00,069 --> 02:24:02,100 آنها را بکشید 3866 02:24:02,100 --> 02:24:04,100 و اباعبدالله گفت 3867 02:24:04,100 --> 02:24:06,100 مدتی سکوت کردم و در زدم 3868 02:24:06,100 --> 02:24:08,100 سپس گفت 3869 02:24:08,100 --> 02:24:10,100 اگه چیزی بخوای چیکار میکنی؟ 3870 02:24:10,100 --> 02:24:12,100 و خدا چیزی می خواست 3871 02:24:12,100 --> 02:24:14,200 آهو امام احمد 3872 02:24:14,200 --> 02:24:16,200 معرفت نهایی سنت 3873 02:24:16,200 --> 02:24:18,200 دانش و کار 3874 02:24:18,200 --> 02:24:20,200 و در علم حدیث و فنون آن 3875 02:24:20,200 --> 02:24:22,200 دانش فقه و فروع آن 3876 02:24:22,200 --> 02:24:24,200 و او یک سر بود 3877 02:24:24,200 --> 02:24:26,200 در زهد و تقوا 3878 02:24:26,200 --> 02:24:28,489 عبادت و صداقت 3879 02:24:28,489 --> 02:24:30,489 مروضی گفت 3880 02:24:30,489 --> 02:24:32,489 اباعبدالله به من گفت 3881 02:24:32,489 --> 02:24:34,489 من تازه نوشتم 3882 02:24:34,489 --> 02:24:36,489 و من روی آن کار کردم 3883 02:24:36,489 --> 02:24:38,489 حتی مربی آن پیامبر 3884 02:24:38,489 --> 02:24:40,489 نردبان حجامت 3885 02:24:40,489 --> 02:24:42,489 یک دینار به ابوطیبه داد 3886 02:24:42,489 --> 02:24:44,489 پس حجامت کردم و دادم 3887 02:24:44,489 --> 02:24:46,489 حجام یک دینار است 3888 02:24:46,489 --> 02:24:48,489 و او گفت من گفتم 3889 02:24:48,489 --> 02:24:50,489 از اباعبدالله 3890 02:24:50,489 --> 02:24:52,489 هر که به پیروی از اسلام و سنت مرده باشد 3891 02:24:52,489 --> 02:24:54,489 او برای همیشه مرد 3892 02:24:54,489 --> 02:24:56,489 گفت: بلکه علی از دنیا رفت. 3893 02:24:56,489 --> 02:24:58,489 همه خوبن 3894 02:24:58,489 --> 02:25:00,489 المیمونی گفت 3895 02:25:00,489 --> 02:25:02,489 احمد به من گفت: ابوالحسن 3896 02:25:02,489 --> 02:25:04,489 حرف نزن 3897 02:25:04,489 --> 02:25:06,489 در موضوعی که مال شما نیست 3898 02:25:06,489 --> 02:25:08,489 و او گفت 3899 02:25:08,489 --> 02:25:10,489 الفضل بن زیاد 3900 02:25:10,489 --> 02:25:12,489 احمد بن حنبل را شنیدم 3901 02:25:12,489 --> 02:25:14,489 از پاسخ حدیثی می گوید 3902 02:25:14,489 --> 02:25:16,489 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 3903 02:25:16,489 --> 02:25:18,489 روی لب است 3904 02:25:18,489 --> 02:25:20,489 برای شما 3905 02:25:20,489 --> 02:25:22,489 محمد بن اسماعیل ترمذی گفت 3906 02:25:22,489 --> 02:25:24,489 من و احمد بودیم 3907 02:25:24,489 --> 02:25:26,489 بن الحسن ترمذی 3908 02:25:26,489 --> 02:25:28,489 به گفته احمد بن حنبل 3909 02:25:28,489 --> 02:25:30,489 احمد به او گفت 3910 02:25:30,489 --> 02:25:32,489 ای اباعبدالله 3911 02:25:32,489 --> 02:25:34,489 از ابن ابی قتیله یاد کردند 3912 02:25:34,489 --> 02:25:36,489 گفتم اهل حدیث 3913 02:25:36,489 --> 02:25:38,489 اهل حدیث گفتند 3914 02:25:38,489 --> 02:25:40,489 آدم های بد 3915 02:25:40,489 --> 02:25:42,489 پس اباعبدالله برخاست 3916 02:25:42,489 --> 02:25:44,489 لباسش را در می آورد و می گوید 3917 02:25:44,489 --> 02:25:46,489 بدعت گذار 3918 02:25:46,489 --> 02:25:51,020 و وارد خانه شد 3919 02:25:51,020 --> 02:25:53,530 و از زندگینامه او 3920 02:25:53,530 --> 02:25:55,530 عبدالملک المیمونی گفت 3921 02:25:55,530 --> 02:25:57,530 من عمامه ندیدم 3922 02:25:57,530 --> 02:25:59,530 اباعبدالله هرگز 3923 02:25:59,530 --> 02:26:01,530 جز زیر چانه اش 3924 02:26:01,530 --> 02:26:03,530 و دیدم که از هر چیز دیگری متنفر است 3925 02:26:03,530 --> 02:26:05,530 المیمونی گفت 3926 02:26:05,530 --> 02:26:07,530 میدونم کسی رو دیدم 3927 02:26:07,530 --> 02:26:09,530 بدنمان را پاک کنیم 3928 02:26:09,530 --> 02:26:11,530 او بیشتر به خودش متعهد نیست 3929 02:26:11,530 --> 02:26:13,530 در سبیل و موهای سرش 3930 02:26:13,530 --> 02:26:15,530 و موهای بدنش 3931 02:26:15,530 --> 02:26:17,530 هیچ ناب ترین لباسی وجود ندارد که اینقدر سفید باشد 3932 02:26:17,530 --> 02:26:19,530 از احمد بن حنبل 3933 02:26:19,530 --> 02:26:21,530 خداوند از او راضی باشد 3934 02:26:21,530 --> 02:26:23,530 عاصم بن عصام گفت 3935 02:26:23,530 --> 02:26:25,530 البیهقی 3936 02:26:25,530 --> 02:26:27,530 شب خانه با احمد بن حنبل 3937 02:26:27,530 --> 02:26:29,530 آب آورد و گذاشت 3938 02:26:29,530 --> 02:26:31,530 وقتی شد 3939 02:26:31,530 --> 02:26:33,530 به آب در وضعیتش نگاه کرد 3940 02:26:33,530 --> 02:26:35,530 گفت: سبحان الله 3941 02:26:35,530 --> 02:26:37,530 مردی که به دنبال علم است 3942 02:26:37,530 --> 02:26:39,530 او در شب گل ندارد 3943 02:26:39,530 --> 02:26:41,530 عبدالله گفت 3944 02:26:41,530 --> 02:26:43,530 شنیدم پدرم گفت 3945 02:26:43,530 --> 02:26:45,530 شاید شما آلباکور می خواستید 3946 02:26:45,530 --> 02:26:47,530 در حدیث 3947 02:26:47,530 --> 02:26:49,530 پس مادرم لباس مرا می گیرد 3948 02:26:49,530 --> 02:26:51,530 می گوید تا او اجازه می دهد 3949 02:26:51,530 --> 02:26:53,530 مؤذن 3950 02:26:53,530 --> 02:26:55,530 الکادمی به ما گفت 3951 02:26:55,530 --> 02:26:57,530 علی بن المدینی 3952 02:26:57,530 --> 02:26:59,530 احمد بن حنبل به من گفت 3953 02:26:59,530 --> 02:27:01,530 من دوست دارم با شما باشم 3954 02:27:01,530 --> 02:27:03,530 به مکه 3955 02:27:03,530 --> 02:27:05,530 تنها چیزی که مانع من می شود ترس از تسخیر شدن است 3956 02:27:05,530 --> 02:27:07,530 یا خسته ام کن 3957 02:27:07,530 --> 02:27:09,530 وقتی ازش خداحافظی کردم گفتم: 3958 02:27:09,530 --> 02:27:11,530 به من توصیه کنید 3959 02:27:11,530 --> 02:27:13,530 فرمود: تقوا را سرچشمه خود قرار ده 3960 02:27:13,530 --> 02:27:15,530 و آخرت را کنار بگذار 3961 02:27:15,530 --> 02:27:17,559 در مقابل شما 3962 02:27:17,559 --> 02:27:19,559 عبدالله بن احمد گفت 3963 02:27:19,559 --> 02:27:21,559 من دانشمندان زیادی دیدم 3964 02:27:21,559 --> 02:27:23,559 فقها و اهل حدیث 3965 02:27:23,559 --> 02:27:25,559 و بنی هاشم و قریش 3966 02:27:25,559 --> 02:27:27,559 و هواداران قبول می کنند 3967 02:27:27,559 --> 02:27:29,559 برخی از آنها دست او را پدر کردند 3968 02:27:29,559 --> 02:27:31,559 برخی از آنها به سر می برند 3969 02:27:31,559 --> 02:27:33,559 و او را بسیار تسبیح می کنند 3970 02:27:33,559 --> 02:27:35,559 من ندیده ام آنها این کار را انجام دهند 3971 02:27:35,559 --> 02:27:37,559 توسط یکی از فقیهان غیر او 3972 02:27:37,559 --> 02:27:39,559 ندیدم که بخواهد 3973 02:27:39,559 --> 02:27:43,700 که 3974 02:27:43,700 --> 02:27:46,090 و چه کسی متواضع است 3975 02:27:46,090 --> 02:27:48,090 احمد بن الحسن ترمذی گفت 3976 02:27:48,090 --> 02:27:50,090 اباعبدالله را دیدم 3977 02:27:50,090 --> 02:27:52,090 از بازار نان می خرد 3978 02:27:52,090 --> 02:27:54,120 و آن را در سبدی حمل می کند 3979 02:27:54,120 --> 02:27:56,120 و دیدم که بقیه را خرید 3980 02:27:56,120 --> 02:27:58,120 بیش از یک بار نیست 3981 02:27:58,120 --> 02:28:00,120 او را در پارچه ای می گذارد و حمل می کند 3982 02:28:00,120 --> 02:28:04,579 و از جهاد او 3983 02:28:04,579 --> 02:28:06,809 عبدالله گفت 3984 02:28:06,809 --> 02:28:08,809 بن محمود بن التراج 3985 02:28:08,809 --> 02:28:10,809 عبدالله بن احمد را شنیدم 3986 02:28:10,809 --> 02:28:12,809 می گوید رفت 3987 02:28:12,809 --> 02:28:14,809 ابی به طرسوس و پیوند 3988 02:28:14,809 --> 02:28:16,809 با آن و فتح شد 3989 02:28:16,809 --> 02:28:18,809 به مردی گفت: باید این کار را انجام دهی. 3990 02:28:18,809 --> 02:28:20,809 با یک شکاف روی شما 3991 02:28:20,809 --> 02:28:22,809 قزوین و فاصله بود 3992 02:28:22,809 --> 02:28:26,729 الحسین بن گفت 3993 02:28:26,729 --> 02:28:28,729 اسماعیل گفت پدرم 3994 02:28:28,729 --> 02:28:30,729 در شورا جلسه داشت 3995 02:28:30,729 --> 02:28:32,729 احمد زها 3996 02:28:32,729 --> 02:28:34,729 صحبت را می نویسند 3997 02:28:34,729 --> 02:28:36,729 بقیه در حال یادگیری هستند 3998 02:28:36,729 --> 02:28:38,729 او دارای خوش اخلاقی و سخنوری است 3999 02:28:38,729 --> 02:28:40,729 ابوبکر گفت 4000 02:28:40,729 --> 02:28:42,729 بن المطوی 4001 02:28:42,729 --> 02:28:44,729 نزد اباعبدالله رفتم 4002 02:28:44,729 --> 02:28:46,729 دوازده سال 4003 02:28:46,729 --> 02:28:48,729 برای فرزندانش مسند می خواند 4004 02:28:48,729 --> 02:28:50,729 چیزی که در موردش نوشتم 4005 02:28:50,729 --> 02:28:52,729 یک مکالمه 4006 02:28:52,729 --> 02:28:54,729 فقط داشتم به هدیه اش نگاه می کردم 4007 02:28:54,729 --> 02:28:56,889 و اخلاقش 4008 02:28:56,889 --> 02:28:58,889 عبدالله بن محمد گفت 4009 02:28:58,889 --> 02:29:00,889 الوراق 4010 02:29:00,889 --> 02:29:02,889 احمد بن حنبل گفت 4011 02:29:02,889 --> 02:29:04,889 گفت: از کجا آمدی؟ 4012 02:29:04,889 --> 02:29:06,889 از یک شورا گفتیم 4013 02:29:06,889 --> 02:29:08,889 ابی کرپ 4014 02:29:08,889 --> 02:29:10,889 گفت: از او بنویس. 4015 02:29:10,889 --> 02:29:12,889 او شیخ خوبی است 4016 02:29:12,889 --> 02:29:14,889 پس گفتیم چاقو می زد 4017 02:29:14,889 --> 02:29:16,889 بر تو 4018 02:29:16,889 --> 02:29:18,889 گفت: چه خبر؟ 4019 02:29:18,889 --> 02:29:20,889 نیرنگ من شیخ صالح 4020 02:29:20,889 --> 02:29:22,950 حالم را خراب کرده است 4021 02:29:22,950 --> 02:29:24,950 ابوجعفر گفت 4022 02:29:24,950 --> 02:29:26,950 احمد یکی از مهربان ترین مردم بود 4023 02:29:26,950 --> 02:29:28,950 شریف ترین و بهترین آنها 4024 02:29:28,950 --> 02:29:30,950 راه های زیادی 4025 02:29:30,950 --> 02:29:32,950 او از او خبری ندارد 4026 02:29:32,950 --> 02:29:34,950 به جز مطالعه برای صحبت کردن 4027 02:29:34,950 --> 02:29:36,950 از صالحان یاد کرد 4028 02:29:36,950 --> 02:29:38,950 در وقار و سکون 4029 02:29:38,950 --> 02:29:40,950 و تلفظ خوب 4030 02:29:40,950 --> 02:29:42,950 و اگر شخصی او را پیدا کند 4031 02:29:42,950 --> 02:29:44,950 برو و بپذیر 4032 02:29:44,950 --> 02:29:46,950 در برابر بزرگان متواضع بود 4033 02:29:46,950 --> 02:29:48,950 به شدت 4034 02:29:48,950 --> 02:29:50,950 و او را تجلیل کردند 4035 02:29:50,950 --> 02:29:52,950 این کار را با یحیی بن معین انجام می داد 4036 02:29:52,950 --> 02:29:54,950 من ندیدم کار دیگری انجام دهد 4037 02:29:54,950 --> 02:29:56,950 از تواضع و شرف و حرمت 4038 02:29:56,950 --> 02:29:58,950 از او بزرگتر زندگی می کرد 4039 02:29:58,950 --> 02:30:00,950 در هفت سال 4040 02:30:00,950 --> 02:30:02,950 عبدالله بن احمد گفت 4041 02:30:02,950 --> 02:30:04,950 پدرم بود 4042 02:30:04,950 --> 02:30:06,950 اگر از مسجد به خانه بیاید 4043 02:30:06,950 --> 02:30:08,950 تا شنید پایش را زد 4044 02:30:08,950 --> 02:30:10,950 صدای کف پایش 4045 02:30:10,950 --> 02:30:12,950 شاید او گلویش را صاف کرد تا آنها از آن خبر داشته باشند 4046 02:30:12,950 --> 02:30:15,530 عبدوس گفت 4047 02:30:15,530 --> 02:30:17,530 عطار 4048 02:30:17,530 --> 02:30:19,530 پسرم و کنیز را فرستادم تا سلام کنند 4049 02:30:19,530 --> 02:30:21,530 علی ابی عبدالله 4050 02:30:21,530 --> 02:30:23,530 از او استقبال کرد و او را روی دامن خود نشاند 4051 02:30:23,530 --> 02:30:25,530 و به او صدمه زد 4052 02:30:25,530 --> 02:30:27,530 و برایش آشفتگی درست کرد 4053 02:30:27,530 --> 02:30:29,530 به کنیز گفت 4054 02:30:29,530 --> 02:30:31,530 با او غذا بخور 4055 02:30:31,530 --> 02:30:33,590 و آن را پخش کرد 4056 02:30:33,590 --> 02:30:35,590 المیمونی گفت 4057 02:30:35,590 --> 02:30:37,590 اباعبدالله اخلاق نیکو داشت 4058 02:30:37,590 --> 02:30:39,590 همیشه انسان ها 4059 02:30:39,590 --> 02:30:43,510 آسیب احتمالی همسایه 4060 02:30:43,510 --> 02:30:45,670 معیشت او 4061 02:30:45,670 --> 02:30:47,670 ابن جوزی گفت 4062 02:30:47,670 --> 02:30:49,670 پدرش برایش گلدوزی گذاشت 4063 02:30:49,670 --> 02:30:51,670 و دارا در آنجا زندگی می کند 4064 02:30:51,670 --> 02:30:53,670 او قبلاً آن گلدوزی را می کرد 4065 02:30:53,670 --> 02:30:55,670 و با آن عفیف است 4066 02:30:55,670 --> 02:30:57,670 ما با پرداخت هزینه کپی نمی کنیم 4067 02:30:57,670 --> 02:30:59,670 شاید کار کرد 4068 02:30:59,670 --> 02:31:01,670 به جمال پرداخت 4069 02:31:01,670 --> 02:31:06,200 خدا رحمتش کند 4070 02:31:06,200 --> 02:31:08,200 ابن عقیل گفت 4071 02:31:08,200 --> 02:31:10,200 چیزهایی که در مورد این افراد شنیده ام شگفت انگیز است 4072 02:31:10,200 --> 02:31:12,200 نوجوانان نادان 4073 02:31:12,200 --> 02:31:14,200 می گویند 4074 02:31:14,200 --> 02:31:16,200 احمد بن حنبل فقیه نیست 4075 02:31:16,200 --> 02:31:18,200 ولی آپدیت میشه 4076 02:31:18,200 --> 02:31:20,200 گفت این یک هدف است 4077 02:31:20,200 --> 02:31:22,200 جهل به خاطر او 4078 02:31:22,200 --> 02:31:24,200 انتخاب های ساخته شده بر روی 4079 02:31:24,200 --> 02:31:26,200 احادیث ساختاری است که او نمی شناسد 4080 02:31:26,200 --> 02:31:28,200 شاید بیشتر از بزرگانشان 4081 02:31:28,200 --> 02:31:30,200 گفتم 4082 02:31:30,200 --> 02:31:32,200 من فکر می کنم آنها اینطور فکر می کنند 4083 02:31:32,200 --> 02:31:34,200 او فقط به روز بود 4084 02:31:34,200 --> 02:31:36,200 بلکه تصورش را می کنند 4085 02:31:36,200 --> 02:31:38,200 از درگاه مدرنیست های زمان ما 4086 02:31:38,200 --> 02:31:40,200 قسم می خورم که انجام دادم 4087 02:31:40,200 --> 02:31:42,200 به ویژه فقه را تبلیغ می کرد 4088 02:31:42,200 --> 02:31:44,200 رتبه لیث و مالک 4089 02:31:44,200 --> 02:31:46,200 شافعی و ابویوسف 4090 02:31:46,200 --> 02:31:48,200 در زهد و تقوا 4091 02:31:48,200 --> 02:31:50,200 رتبه الفضل و ابراهیم 4092 02:31:50,200 --> 02:31:52,200 بن ادهم 4093 02:31:52,200 --> 02:31:54,200 در حفظ رتبه تقسیم 4094 02:31:54,200 --> 02:31:56,200 یحیی القطان و بن المدینی 4095 02:31:56,200 --> 02:31:58,200 اما نادان 4096 02:31:58,200 --> 02:32:00,200 رتبه خودش را نمی داند 4097 02:32:00,200 --> 02:32:02,200 چگونه می توان رتبه را تشخیص داد؟ 4098 02:32:02,200 --> 02:32:06,020 دیگران گفتند 4099 02:32:06,020 --> 02:32:08,020 ابن جوزی بود 4100 02:32:08,020 --> 02:32:10,020 امام قرار دادن کتاب را نمی بیند 4101 02:32:10,020 --> 02:32:12,020 نوشتن کلماتش را منع می کند 4102 02:32:12,020 --> 02:32:14,020 و حتی مسائل او 4103 02:32:14,020 --> 02:32:16,020 دید که مال او خواهد بود 4104 02:32:16,020 --> 02:32:18,020 بسیاری از طبقه بندی ها 4105 02:32:18,020 --> 02:32:20,020 کلاس محمول است 4106 02:32:20,020 --> 02:32:22,020 سی هزار حدیث 4107 02:32:22,020 --> 02:32:24,020 به فرزندش عبدالله می گفت 4108 02:32:24,020 --> 02:32:26,020 این آمار را حفظ کنید 4109 02:32:26,020 --> 02:32:28,020 برای مردم خواهد بود 4110 02:32:28,020 --> 02:32:30,020 امام 4111 02:32:30,020 --> 02:32:32,020 و تعبیر این است 4112 02:32:32,020 --> 02:32:34,020 صد و بیست هزار 4113 02:32:34,020 --> 02:32:36,020 و نسخ کننده و منسوخ 4114 02:32:36,020 --> 02:32:38,020 تاریخ و مدرنیته 4115 02:32:38,020 --> 02:32:40,020 تقسیم و معرفی 4116 02:32:40,020 --> 02:32:42,020 و دومی در قرآن 4117 02:32:42,020 --> 02:32:44,020 پاسخ از قرآن 4118 02:32:44,020 --> 02:32:46,020 و مراسم بزرگ و کوچک 4119 02:32:46,020 --> 02:32:48,020 و موارد دیگر 4120 02:32:48,020 --> 02:32:50,020 گفتم و یک کتاب 4121 02:32:50,020 --> 02:32:52,020 ایمان و کتاب 4122 02:32:52,020 --> 02:32:54,020 و کاغذش را دیدم 4123 02:32:54,020 --> 02:32:56,020 از کتاب واجبات 4124 02:32:56,020 --> 02:32:58,020 و تفسیر آن 4125 02:32:58,020 --> 02:33:00,020 چیزی که وجود ندارد 4126 02:33:00,020 --> 02:33:02,020 اگر آن را پیدا می کرد، زحمت زیادی می کشید 4127 02:33:02,020 --> 02:33:04,020 در به دست آوردن آن عالی است 4128 02:33:04,020 --> 02:33:06,020 و معروف شدن پس اگر 4129 02:33:06,020 --> 02:33:08,020 هزار توضیح برای اتفاقی که افتاده 4130 02:33:08,020 --> 02:33:10,020 بیش از ده هزار خواهد بود 4131 02:33:10,020 --> 02:33:12,020 تاثیر و باید باشد 4132 02:33:12,020 --> 02:33:14,020 در پنج جلد 4133 02:33:14,020 --> 02:33:16,020 این تعبیر ابن جریر است 4134 02:33:16,020 --> 02:33:18,020 که در آن جمع آوری شد 4135 02:33:18,020 --> 02:33:20,020 آگاه است و به آن نمی رسد 4136 02:33:21,020 --> 02:33:23,020 تعبیر احمد ذکر نشد 4137 02:33:23,020 --> 02:33:25,020 هیچ کس جز ابوالحسین بن المندی 4138 02:33:25,020 --> 02:33:27,020 او در تاریخ خود گفت 4139 02:33:27,020 --> 02:33:29,020 هیچ کس نبود 4140 02:33:29,020 --> 02:33:31,020 او در دنیا از پدرش روایت می کرد 4141 02:33:31,020 --> 02:33:33,020 از عبدالله بن احمد 4142 02:33:33,020 --> 02:33:35,020 چون از او شنیده بود 4143 02:33:35,020 --> 02:33:37,020 مسند سی هزار است 4144 02:33:37,020 --> 02:33:39,020 و تعبیر این است 4145 02:33:39,020 --> 02:33:41,020 صد و بیست هزار 4146 02:33:41,020 --> 02:33:43,020 ابن جوزی گفت 4147 02:33:43,020 --> 02:33:45,020 او آثار زیادی دارد 4148 02:33:45,020 --> 02:33:47,020 یعنی اباعبدالله 4149 02:33:47,020 --> 02:33:49,020 کتاب نفی تشبیه 4150 02:33:49,020 --> 02:33:51,020 پوشه 4151 02:33:51,020 --> 02:33:53,020 و کتاب امامت 4152 02:33:53,020 --> 02:33:55,020 پوشه کوچک 4153 02:33:55,020 --> 02:33:57,020 و کتاب استجابت به بدعت گذاران 4154 02:33:57,020 --> 02:33:59,020 سه قسمت 4155 02:33:59,020 --> 02:34:01,020 و کتاب زهد 4156 02:34:01,020 --> 02:34:03,020 پوشه بزرگ 4157 02:34:03,020 --> 02:34:05,020 و کتاب فضایی از صحابه 4158 02:34:05,020 --> 02:34:07,020 پوشه 4159 02:34:07,020 --> 02:34:09,020 و کتاب رسالت دعا 4160 02:34:09,020 --> 02:34:11,020 گفتم یک موضوع است 4161 02:34:11,020 --> 02:34:13,020 بر امام 4162 02:34:13,020 --> 02:34:15,020 بزرگان در مورد آن نوشته اند 4163 02:34:15,020 --> 02:34:17,020 او مسائل زیادی را به شاگردانش آموخت 4164 02:34:17,020 --> 02:34:19,020 مانند مرودی و الاثرم 4165 02:34:19,020 --> 02:34:21,020 هارب و بن هانی 4166 02:34:21,020 --> 02:34:23,020 الکوسج و ابوطالب 4167 02:34:23,020 --> 02:34:25,020 و فوران و ماهان الشامی 4168 02:34:25,020 --> 02:34:27,020 و صالح بن احمد 4169 02:34:27,020 --> 02:34:29,020 و برادر و پسر عمویش حنبل 4170 02:34:29,020 --> 02:34:31,020 و جمع آوری کنید 4171 02:34:31,020 --> 02:34:33,020 ابوبکر الخلال 4172 02:34:33,020 --> 02:34:35,020 تمام گفته های دیگری که او دارد 4173 02:34:35,020 --> 02:34:37,020 احمد و فتاوای او 4174 02:34:37,020 --> 02:34:39,020 و سخنان او درباره اسباب و رجال است 4175 02:34:39,020 --> 02:34:41,020 و سال و شاخه ها 4176 02:34:41,020 --> 02:34:43,020 تا اینکه بهش رسید 4177 02:34:43,020 --> 02:34:45,020 فراوانی وصف ناپذیری وجود دارد 4178 02:34:45,020 --> 02:34:47,020 برای تحصیل عازم مناطق شد 4179 02:34:47,020 --> 02:34:49,020 او در مورد دستور زبان نوشت 4180 02:34:49,020 --> 02:34:51,020 از صد روح اصحاب 4181 02:34:51,020 --> 02:34:53,020 امام 4182 02:34:53,020 --> 02:34:55,020 سپس در مورد آن بسیار نوشت 4183 02:34:55,020 --> 02:34:57,020 یارانش 4184 02:34:57,020 --> 02:34:59,020 سپس شروع به تنظیم آن کرد 4185 02:34:59,020 --> 02:35:01,020 شما در مورد آن شیطنت می کنید و با آن به خواب می روید 4186 02:35:01,020 --> 02:35:03,020 کتاب معرفتی درست کرد 4187 02:35:03,020 --> 02:35:05,020 و کتاب دلایل 4188 02:35:05,020 --> 02:35:07,020 و کتاب سنت 4189 02:35:07,020 --> 02:35:09,020 هر یک از این سه جلد در سه جلد است 4190 02:35:09,020 --> 02:35:11,020 و هزار 4191 02:35:11,020 --> 02:35:13,020 کتاب جامع 4192 02:35:13,020 --> 02:35:15,020 یک یا چند جلد 4193 02:35:15,020 --> 02:35:17,020 در کتابی گفته است 4194 02:35:17,020 --> 02:35:19,020 اخلاق احمد بن حنبل 4195 02:35:19,020 --> 02:35:21,020 هیچکس آنجا نبود 4196 02:35:21,020 --> 02:35:23,020 از مسائلم یاد گرفتم 4197 02:35:23,020 --> 02:35:25,020 اباعبدالله هرگز 4198 02:35:25,020 --> 02:35:27,020 منظور من از آن چیست 4199 02:35:27,020 --> 02:35:29,020 و تولد خلال بود 4200 02:35:29,020 --> 02:35:31,020 زندگانی امام احمد 4201 02:35:31,020 --> 02:35:33,020 او می توانست آن را ببیند 4202 02:35:33,020 --> 02:35:37,549 او یک پسر است 4203 02:35:37,549 --> 02:35:39,549 همسران امام احمد 4204 02:35:39,549 --> 02:35:42,100 و خانواده اش 4205 02:35:42,100 --> 02:35:44,100 زهیر بن صالح گفت 4206 02:35:44,100 --> 02:35:46,100 شوهر پدربزرگ مادری ام ابوعباسه 4207 02:35:46,100 --> 02:35:48,100 او از آن برای او متولد نشده است 4208 02:35:48,100 --> 02:35:50,100 جز پدرم 4209 02:35:50,100 --> 02:35:52,100 سپس او درگذشت 4210 02:35:52,100 --> 02:35:54,100 سپس با ریحانه ازدواج کرد 4211 02:35:54,100 --> 02:35:56,100 یک زن عرب 4212 02:35:56,100 --> 02:35:58,100 من فقط عمویم عبدالله را به دنیا آوردم 4213 02:35:58,100 --> 02:36:00,100 مروضی گفت 4214 02:36:00,100 --> 02:36:02,100 اباعبدالله را شنیدم 4215 02:36:02,100 --> 02:36:04,100 از خانواده اش یاد کرد 4216 02:36:04,100 --> 02:36:06,100 پس به او رحم کرد و گفت 4217 02:36:06,100 --> 02:36:08,100 بیست سال ماندیم 4218 02:36:08,100 --> 02:36:10,100 ما در یک کلمه با هم فرق داریم 4219 02:36:10,100 --> 02:36:12,100 زهیر گفت 4220 02:36:12,100 --> 02:36:14,100 وقتی ام عبدالله از دنیا رفت 4221 02:36:14,100 --> 02:36:16,100 پدربزرگم حسن را خرید 4222 02:36:16,100 --> 02:36:18,100 پس او را به دنیا آورد 4223 02:36:18,100 --> 02:36:20,100 ام علی زینب 4224 02:36:20,100 --> 02:36:22,100 و حسن و حسین 4225 02:36:22,100 --> 02:36:24,100 دوقلوها و آنها مردند 4226 02:36:24,100 --> 02:36:26,100 نزدیک به تولدشان 4227 02:36:26,100 --> 02:36:28,100 سپس حسن و محمد را به دنیا آورد 4228 02:36:28,100 --> 02:36:30,100 بنابراین آنها زندگی می کردند 4229 02:36:30,100 --> 02:36:32,100 من و چهل به دنیا آمدم 4230 02:36:32,100 --> 02:36:34,100 بعدش خوشحال میشن 4231 02:36:34,100 --> 02:36:36,100 اسان بنی احمد بود 4232 02:36:36,100 --> 02:36:38,100 بن حنبل صالح 4233 02:36:38,100 --> 02:36:40,100 فرماندار بخش اصفهان 4234 02:36:40,100 --> 02:36:42,100 او یک سال بعد درگذشت 4235 02:36:42,100 --> 02:36:44,100 دویست و شصت و پنج 4236 02:36:44,100 --> 02:36:46,100 حدود شصت و چند سال 4237 02:36:46,100 --> 02:36:48,129 در مورد پسر دوم 4238 02:36:48,129 --> 02:36:50,129 او محافظ است 4239 02:36:50,129 --> 02:36:52,129 ابو عبدالرحمن 4240 02:36:52,129 --> 02:36:54,129 عبدالله بن احمد 4241 02:36:54,129 --> 02:36:56,129 راوی پدرش 4242 02:36:56,129 --> 02:36:58,129 یکی از بزرگ ترین ائمه 4243 02:36:58,129 --> 02:37:00,129 او در سال دویست و نود درگذشت 4244 02:37:00,129 --> 02:37:02,129 حدود هفتاد و هفت سالشه 4245 02:37:02,129 --> 02:37:04,129 ترجمه دارد 4246 02:37:04,129 --> 02:37:06,129 من او را ترک کردم 4247 02:37:06,129 --> 02:37:08,129 پسر سوم، سعید بن احمد 4248 02:37:08,129 --> 02:37:10,129 این برای احمد متولد شد 4249 02:37:10,129 --> 02:37:12,129 پنجاه روز قبل از مرگش 4250 02:37:12,129 --> 02:37:14,129 او بزرگ شد و آموخت 4251 02:37:14,129 --> 02:37:16,129 و قبل از این مرد 4252 02:37:16,129 --> 02:37:18,129 برادرش عبدالله 4253 02:37:18,129 --> 02:37:20,129 و اما حسن و محمد 4254 02:37:20,129 --> 02:37:22,129 و زینب به ما نرسید 4255 02:37:22,129 --> 02:37:24,129 چیزی در مورد وضعیت آنها 4256 02:37:24,129 --> 02:37:26,129 جانشینی اباعبدالله قطع شد 4257 02:37:26,129 --> 02:37:30,110 تا جایی که ما می دانیم 4258 02:37:30,110 --> 02:37:32,340 بیماری او 4259 02:37:32,340 --> 02:37:34,340 عبدالله گفت: شنیدم 4260 02:37:34,340 --> 02:37:36,340 پدرم می گوید کارم تمام شده است 4261 02:37:36,340 --> 02:37:38,340 هفتاد و هفت سال 4262 02:37:38,340 --> 02:37:40,340 و من وارد هشت شدم 4263 02:37:40,340 --> 02:37:42,340 صالح گفت 4264 02:37:42,340 --> 02:37:44,340 وقتی اولین بهار بود 4265 02:37:44,340 --> 02:37:46,340 اول سال 4266 02:37:46,340 --> 02:37:48,340 دویست و چهل و یک 4267 02:37:48,340 --> 02:37:50,340 مادرشوهر پدرم شب چهارم 4268 02:37:50,340 --> 02:37:52,340 و بیدار ماند 4269 02:37:52,340 --> 02:37:54,340 تب شدید 4270 02:37:54,340 --> 02:37:56,340 نفس های سنگین 4271 02:37:56,340 --> 02:37:58,340 و بسیاری از مردم 4272 02:37:58,340 --> 02:38:00,340 گفت: چه می بینی؟ 4273 02:38:00,340 --> 02:38:02,340 گفتم: به آنها اجازه بده تا نماز بخوانند 4274 02:38:02,340 --> 02:38:04,340 او به شما گفت 4275 02:38:04,340 --> 02:38:06,399 از خدا کمک بخواهید 4276 02:38:06,399 --> 02:38:08,399 و به صورت انبوه وارد آن می شوند 4277 02:38:08,399 --> 02:38:10,399 تا خانه پر شود 4278 02:38:10,399 --> 02:38:12,399 از او می پرسند و دعا می کنند 4279 02:38:12,399 --> 02:38:14,399 او و آنها بیرون می روند 4280 02:38:14,399 --> 02:38:16,399 و وارد یک هنگ می شوند 4281 02:38:16,399 --> 02:38:18,399 جمعیت زیاد بود و خیابان پر شد 4282 02:38:18,399 --> 02:38:20,399 در کوچه را بستیم 4283 02:38:20,399 --> 02:38:22,399 همسایه ای آمد 4284 02:38:22,399 --> 02:38:24,399 مال ما عصبانی شده 4285 02:38:24,399 --> 02:38:26,399 پدرم گفت 4286 02:38:26,399 --> 02:38:28,399 مرد را در حال احوالپرسی می بینم 4287 02:38:28,399 --> 02:38:30,399 چیزی از سنت که از آن خوشحالم 4288 02:38:30,399 --> 02:38:32,399 او به من گفت 4289 02:38:32,399 --> 02:38:34,399 برو خرما بخر 4290 02:38:34,399 --> 02:38:36,399 و او برای من جبران کرد 4291 02:38:36,399 --> 02:38:38,459 کفاره قسم خوردن 4292 02:38:38,459 --> 02:38:40,459 کنارش خوابیده بودم 4293 02:38:40,459 --> 02:38:42,459 اگر چیزی بخواهد 4294 02:38:42,459 --> 02:38:44,459 مرا حرکت ده تا آن را به او بسپارم 4295 02:38:44,459 --> 02:38:46,459 و زبانش را حرکت داد 4296 02:38:46,459 --> 02:38:48,459 نماز را ترک نکرد 4297 02:38:48,459 --> 02:38:50,459 ایستاد و او را نگه داشت 4298 02:38:50,459 --> 02:38:52,459 زانو می زند و سجده می کند 4299 02:38:52,459 --> 02:38:54,500 و او را در رکوع بلند کن 4300 02:38:54,500 --> 02:38:56,500 گفت و ملاقات کرد 4301 02:38:56,500 --> 02:38:58,500 او درد قاطعیت را دارد 4302 02:38:58,500 --> 02:39:00,500 و غیره 4303 02:39:00,500 --> 02:39:02,500 ذهنش ثابت ماند 4304 02:39:02,500 --> 02:39:04,500 وقتی جمعه بود 4305 02:39:04,500 --> 02:39:06,500 دوازده 4306 02:39:06,500 --> 02:39:08,500 از ربیع الاول خالی بوده است 4307 02:39:08,500 --> 02:39:10,500 برای دو ساعت از روز 4308 02:39:10,500 --> 02:39:12,590 او درگذشت 4309 02:39:12,590 --> 02:39:14,590 مروضی گفت 4310 02:39:14,590 --> 02:39:16,590 احمد نه روز مریض بود 4311 02:39:16,590 --> 02:39:18,590 شاید به مردم اجازه می داد 4312 02:39:18,590 --> 02:39:20,590 بنابراین وارد آن می شوند 4313 02:39:20,590 --> 02:39:22,590 دسته دسته 4314 02:39:22,590 --> 02:39:24,590 سلام می کنند و با دست خودش برمی گردد 4315 02:39:24,590 --> 02:39:26,590 مردم گوش دادند و بیشتر 4316 02:39:26,590 --> 02:39:28,590 و سلطان شنید 4317 02:39:28,590 --> 02:39:30,590 با افراد زیادی 4318 02:39:30,590 --> 02:39:32,590 پس سلطان به درگاه او فرستاده شد 4319 02:39:32,590 --> 02:39:34,590 و درب کوچه اتصال 4320 02:39:34,590 --> 02:39:36,590 و صاحبان اخبار 4321 02:39:36,590 --> 02:39:38,590 بعد در کوچه را بست 4322 02:39:38,590 --> 02:39:40,590 مردم در خیابان بودند 4323 02:39:40,590 --> 02:39:42,590 و مساجد 4324 02:39:42,590 --> 02:39:44,590 تا اینکه برخی از فروشندگان سقوط کردند 4325 02:39:44,590 --> 02:39:46,590 حاجب بن طاهر نزد او آمد 4326 02:39:46,590 --> 02:39:48,590 و او گفت 4327 02:39:48,590 --> 02:39:50,590 شاهزاده به شما سلام می کند 4328 02:39:50,590 --> 02:39:52,590 و او مشتاق دیدن شماست 4329 02:39:52,590 --> 02:39:54,590 و او گفت 4330 02:39:54,590 --> 02:39:56,590 این چیزی است که من از آن متنفرم 4331 02:39:56,590 --> 02:39:58,590 و امیرالمؤمنین علیه السلام 4332 02:39:58,590 --> 02:40:00,590 مرا از چیزی که از آن متنفرم نجات بده 4333 02:40:00,590 --> 02:40:02,590 بن هاشم آمد 4334 02:40:02,590 --> 02:40:04,590 پس بر او وارد شدند 4335 02:40:04,590 --> 02:40:06,590 و برای او گریه کردند 4336 02:40:06,590 --> 02:40:08,590 گروهی از داوران آمدند 4337 02:40:08,590 --> 02:40:10,590 و دیگران مجاز نبودند 4338 02:40:10,590 --> 02:40:12,590 و وارد آن شد 4339 02:40:12,590 --> 02:40:14,590 شیخ گفت 4340 02:40:14,590 --> 02:40:16,590 به یاد داشته باشید که در دستان خدا ایستاده اید 4341 02:40:16,590 --> 02:40:18,590 اباعبدالله نفس نفس زد 4342 02:40:18,590 --> 02:40:20,590 و اشک سرازیر شد 4343 02:40:20,590 --> 02:40:22,590 وقتی قبلا بود 4344 02:40:22,590 --> 02:40:24,590 یکی دو روز بعد فوت کرد 4345 02:40:24,590 --> 02:40:26,590 او گفت 4346 02:40:26,590 --> 02:40:28,590 آنها مرا پسر کردند 4347 02:40:28,590 --> 02:40:30,590 با زبان سنگین 4348 02:40:30,590 --> 02:40:32,590 او گفت 4349 02:40:32,590 --> 02:40:34,590 بنابراین آنها شروع به پیوستن به او کردند 4350 02:40:34,590 --> 02:40:36,590 شروع به بوییدن آنها کرد و سرشان را نوازش کرد 4351 02:40:36,590 --> 02:40:38,590 و چشمانش اشک آلود است 4352 02:40:38,590 --> 02:40:40,590 روز پنجشنبه بیماری او تشدید شد 4353 02:40:40,590 --> 02:40:42,590 و وضوی او 4354 02:40:42,590 --> 02:40:44,590 و او گفت 4355 02:40:44,590 --> 02:40:46,690 سرکه برای انگشتان 4356 02:40:46,690 --> 02:40:48,690 وقتی شب جمعه بود 4357 02:40:48,690 --> 02:40:50,690 سنگینی و چنگ زدن به سینه روز 4358 02:40:50,690 --> 02:40:52,690 مردم فریاد زدند 4359 02:40:52,690 --> 02:40:54,690 صداها با گریه بلند شد 4360 02:40:54,690 --> 02:40:56,690 حتی انگار دنیا 4361 02:40:56,690 --> 02:40:58,690 من تکان خوردم 4362 02:40:58,690 --> 02:41:00,690 راه آهن و خیابان ها پر شده بود 4363 02:41:00,690 --> 02:41:02,690 مروضی گفت 4364 02:41:02,690 --> 02:41:04,690 پس تشییع جنازه بیرون آورده شد 4365 02:41:04,690 --> 02:41:06,690 بعد از اینکه مردم جمعه را تمام کردند 4366 02:41:06,690 --> 02:41:08,719 صالح گفت 4367 02:41:08,719 --> 02:41:10,719 ابن احمد 4368 02:41:10,719 --> 02:41:12,719 صورت ابن طاهر 4369 02:41:12,719 --> 02:41:14,719 منظورم معاون بغداد است 4370 02:41:14,719 --> 02:41:16,719 با ابروی پیروزمند 4371 02:41:16,719 --> 02:41:18,719 و دو پسر با آنها بودند 4372 02:41:18,719 --> 02:41:20,719 دستمال های حاوی لباس و عطر 4373 02:41:20,719 --> 02:41:22,719 و گفتند 4374 02:41:22,719 --> 02:41:24,719 درود بر شما 4375 02:41:24,719 --> 02:41:26,719 و او می گوید 4376 02:41:26,719 --> 02:41:28,719 همان کاری را می کردم که امیرالمؤمنین علیه السلام حضور داشت 4377 02:41:28,719 --> 02:41:30,719 داشت این کار را می کرد 4378 02:41:30,719 --> 02:41:32,719 پس گفتم 4379 02:41:32,719 --> 02:41:34,719 شاهزاده صلح را بخوانید 4380 02:41:34,719 --> 02:41:36,719 و به او بگویید 4381 02:41:36,719 --> 02:41:38,719 امیرالمؤمنین(ع) آسوده خاطر شد 4382 02:41:38,719 --> 02:41:40,719 اباعبدالله در زندگی اش 4383 02:41:40,719 --> 02:41:42,719 که از آن متنفر است 4384 02:41:42,719 --> 02:41:44,719 پس از مرگش دوست ندارم دنبالش بروم 4385 02:41:44,719 --> 02:41:46,719 چیزی که ازش متنفر بود 4386 02:41:46,719 --> 02:41:48,719 پس برگشت و گفت 4387 02:41:48,719 --> 02:41:50,719 شعار باش 4388 02:41:50,719 --> 02:41:52,719 بگو 4389 02:41:52,719 --> 02:41:54,719 کنیز برای او چرخیده بود 4390 02:41:54,719 --> 02:41:56,719 یک لباس عشر 4391 02:41:56,719 --> 02:41:58,719 بیست و هشت را انجام دهید 4392 02:41:58,719 --> 02:42:00,719 آنها را کشاند تا او را قطع کنند 4393 02:42:00,719 --> 02:42:02,719 دوتا پیراهن 4394 02:42:02,719 --> 02:42:04,719 بنابراین برای او دو رول برش دادیم 4395 02:42:04,719 --> 02:42:06,719 و از فوران گرفتیم 4396 02:42:06,719 --> 02:42:08,719 یک رول دیگر 4397 02:42:08,719 --> 02:42:10,719 بنابراین ما آن را در سه طومار گنجاندیم 4398 02:42:10,719 --> 02:42:12,719 برایش ادویه خریدیم 4399 02:42:12,719 --> 02:42:14,719 شستن آن را تمام کرد 4400 02:42:14,719 --> 02:42:16,719 کفنش کردیم 4401 02:42:16,719 --> 02:42:18,719 حدود صد نفر شرکت کردند 4402 02:42:18,719 --> 02:42:20,719 ما او را کفن می کنیم 4403 02:42:20,719 --> 02:42:22,719 و پیشانی او را بوسیدند 4404 02:42:22,719 --> 02:42:24,719 تا اینکه آن را مطرح کردیم 4405 02:42:24,719 --> 02:42:26,719 روی تخت 4406 02:42:26,719 --> 02:42:28,719 عبدالوهاب الوراق گفت 4407 02:42:28,719 --> 02:42:30,719 ما به آن مجموعه نرسیده ایم 4408 02:42:30,719 --> 02:42:32,719 در دوران قبل از اسلام یا اسلام 4409 02:42:32,719 --> 02:42:34,719 مثل او 4410 02:42:34,719 --> 02:42:36,719 منظورم این است که چه کسی شاهد تشییع جنازه بوده است 4411 02:42:36,719 --> 02:42:38,719 تا اینکه به آن مکان رسیدیم 4412 02:42:38,719 --> 02:42:40,719 اسکن کنید و درست را حدس بزنید 4413 02:42:40,719 --> 02:42:42,719 پس اگر نسبت به چه کسی باشد 4414 02:42:42,719 --> 02:42:44,719 هزار هزار 4415 02:42:44,719 --> 02:42:46,719 یعنی یک میلیون مرد 4416 02:42:46,719 --> 02:42:48,719 کسی که شاهد تشییع جنازه بوده است 4417 02:42:48,719 --> 02:42:50,850 امام احمد 4418 02:42:50,850 --> 02:42:52,850 موسی بن هارون حافظ گفت 4419 02:42:52,850 --> 02:42:54,850 می گویند احمد 4420 02:42:54,850 --> 02:42:56,850 وقتی مرد، من پاک کردم 4421 02:42:56,850 --> 02:42:58,850 مکان های ساده ای که 4422 02:42:58,850 --> 02:43:00,850 مردم ایستادند تا بر او نماز بخوانند 4423 02:43:00,850 --> 02:43:02,850 پس مقادیر را حدس بزنید 4424 02:43:02,850 --> 02:43:04,850 افراد با فضای روشن 4425 02:43:04,850 --> 02:43:06,850 برآورد ششصد هزار است 4426 02:43:06,850 --> 02:43:08,850 یا بیشتر 4427 02:43:08,850 --> 02:43:10,850 به جز آنچه در لبه ها بود 4428 02:43:10,850 --> 02:43:12,850 و اطراف، سطوح و مکان ها 4429 02:43:12,850 --> 02:43:14,850 پراکنده تر 4430 02:43:14,850 --> 02:43:16,879 از هزار هزار 4431 02:43:16,879 --> 02:43:18,879 مردم درهای خانه هایشان را باز کردند 4432 02:43:18,879 --> 02:43:20,879 در خیابان ها و مسیرها 4433 02:43:20,879 --> 02:43:22,879 آنها از کسانی که می خواهند افشاگری کنند می خواهند 4434 02:43:22,879 --> 02:43:24,879 الخلال گفت 4435 02:43:24,879 --> 02:43:26,879 ابن ابی صالح را شنیدم 4436 02:43:26,879 --> 02:43:28,879 القنتری می گوید 4437 02:43:28,879 --> 02:43:30,879 فصل متوسط را دید 4438 02:43:30,879 --> 02:43:32,879 چهل سال حج 4439 02:43:32,879 --> 02:43:34,879 من همه آنها را ندیدم 4440 02:43:34,879 --> 02:43:36,879 گربه اینجوری 4441 02:43:36,879 --> 02:43:38,879 منظورم صحنه اباعبدالله است 4442 02:43:38,879 --> 02:43:40,879 خدا رحمتش کند 4443 02:43:40,879 --> 02:43:43,780 سیر ملت 4444 02:43:43,780 --> 02:43:45,780 چهار ملت