WEBVTT

00:00:00.110 --> 00:00:03.470
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:03.470 --> 00:00:08.269
فقط بندگان عالم او از خدا می ترسند

00:00:08.269 --> 00:00:18.030
راه چهار امام

00:00:18.030 --> 00:00:24.589
چهار ماشین پر از زیبایی و شکوه

00:00:24.589 --> 00:00:26.589
با دقت خلاصه شد

00:00:26.589 --> 00:00:29.789
از کتاب بزرگ

00:00:29.789 --> 00:00:33.020
سیار از اشراف بالاتر است

00:00:33.259 --> 00:00:37.539
سوگند امام ذهبی رحمه الله

00:00:37.539 --> 00:00:41.700
تهیه شده توسط شیخ محمد المحنه

00:00:41.700 --> 00:00:45.740
خدا حفظش کنه

00:00:45.740 --> 00:00:53.149
امام ابوحنیفه رحمه الله

00:00:53.149 --> 00:00:56.590
فقیه و عالم دینی عراق

00:00:56.590 --> 00:00:58.590
امام ابوحنیفه

00:00:58.590 --> 00:01:02.429
النعمان بن ثابت التیمی الکوفی

00:01:02.429 --> 00:01:05.629
مولای بنی تایم الله بن ثعلبه

00:01:05.709 --> 00:01:09.230
گفته می شود که او از نسل پارسیان است

00:01:09.230 --> 00:01:11.230
او در سال هشتاد به دنیا آمد

00:01:11.230 --> 00:01:13.870
در زندگی همراهان جوان

00:01:13.870 --> 00:01:17.549
در مورد هیچ یک از آنها حتی یک کلمه از او تأیید نشد

00:01:17.549 --> 00:01:20.829
و انس بن مالک رضی الله عنه آن را دید

00:01:20.829 --> 00:01:23.939
وقتی ملکوفه نزد او آمد

00:01:23.939 --> 00:01:26.659
از عطاء بن ابی رباح روایت شده است

00:01:26.659 --> 00:01:31.060
او به گفته خودش قدیمی ترین و بهترین شیخ اوست

00:01:31.060 --> 00:01:33.540
عن حماد بن ابی سلیمان

00:01:33.540 --> 00:01:35.379
و دارای فقه است

00:01:35.379 --> 00:01:36.819
و در مورد محبوب

00:01:36.819 --> 00:01:38.980
و نافع مولا بن عمر

00:01:38.980 --> 00:01:42.099
قتاده و عاصم بن بهدله

00:01:42.099 --> 00:01:44.260
و محمد بن المنكدر

00:01:44.260 --> 00:01:46.099
و هشام بن عروة

00:01:46.099 --> 00:01:48.180
دیگران را آفرید

00:01:48.180 --> 00:01:51.219
حتی از شیبان علم نحو روایت کرده است

00:01:51.219 --> 00:01:52.900
او از او کوچکتر است

00:01:52.900 --> 00:01:54.819
از مالک بن انس

00:01:54.819 --> 00:01:57.540
از او هم کوچکتر است

00:01:57.540 --> 00:01:59.540
و من علاقه مند به درخواست آثار باستانی هستم

00:01:59.540 --> 00:02:01.620
و به داخل آن سفر کرد

00:02:01.700 --> 00:02:05.459
و اما فقه و بررسی آراء و ابهامات آن

00:02:05.459 --> 00:02:07.459
عاقبت به سوی اوست

00:02:07.459 --> 00:02:10.900
مردم برای این کار به او وابسته هستند

00:02:10.900 --> 00:02:13.539
اتفاقات زیادی در مورد او افتاد

00:02:13.539 --> 00:02:16.819
شیخ ما ابوالحجاج المیزى در میان آنها ذکر کرده است

00:02:16.819 --> 00:02:19.460
در پالایش اینها

00:02:19.460 --> 00:02:21.539
ابراهیم بن تهمان

00:02:21.539 --> 00:02:23.539
جهان خراسان

00:02:23.539 --> 00:02:25.219
و حمزه الزیات

00:02:25.219 --> 00:02:27.060
او یکی از همسالان اوست

00:02:27.060 --> 00:02:29.139
و ابوعاصم النبیل

00:02:29.139 --> 00:02:30.819
و عبدالرزاق

00:02:30.819 --> 00:02:33.460
علی بن مشعر القاضی

00:02:33.460 --> 00:02:34.659
این یک چیز است

00:02:34.659 --> 00:02:36.659
یزید بن هارون

00:02:36.659 --> 00:02:38.900
قاضی ابو یوسف

00:02:38.900 --> 00:02:42.449
و پسرش حماد بن ابی حنیفه

00:02:42.449 --> 00:02:46.129
اسماعیل بن حماد بن ابی حنیفه گفت

00:02:46.129 --> 00:02:48.930
پدربزرگم ابوحنیفه به دنیا آمد

00:02:48.930 --> 00:02:50.930
النعمان بن ثابت

00:02:50.930 --> 00:02:52.930
در سال 80

00:02:52.930 --> 00:02:56.930
پدرش ثابت نزد علی رضی الله عنه رفت

00:02:56.930 --> 00:02:58.449
و او جوان است

00:02:58.449 --> 00:03:02.370
بر او و فرزندانش صلوات فرستاد

00:03:02.370 --> 00:03:09.680
امیدواریم خداوند در مورد ما به علی رضی الله عنه اجابت کند

00:03:09.680 --> 00:03:11.919
النضار بن محمد گفت

00:03:11.919 --> 00:03:14.719
ابوحنیفه چهره زیبایی داشت

00:03:14.719 --> 00:03:16.240
راز لباس

00:03:16.240 --> 00:03:18.289
عطر باد

00:03:18.289 --> 00:03:20.449
ابو یوسف گفت

00:03:20.449 --> 00:03:23.090
ابوحنیفه یک ربع بود

00:03:23.090 --> 00:03:25.250
یکی از بهترین افراد تصویر

00:03:25.250 --> 00:03:27.250
و شفاهی به آنها اطلاع داد

00:03:27.330 --> 00:03:32.099
و آنها را با لحنی عذاب خواهم کرد و آنچه را در دل اوست روشن می کنم

00:03:32.099 --> 00:03:34.979
حماد بن ابی حنیفه گفت

00:03:34.979 --> 00:03:37.060
پدرم زیبا بود

00:03:37.060 --> 00:03:38.580
روی آن برنزه شده است

00:03:38.580 --> 00:03:41.699
بدن خوب بسیار خوشبو است

00:03:41.699 --> 00:03:44.340
او فقط در پاسخ صحبت می کند

00:03:44.340 --> 00:03:48.719
او که خدا او را بیامرزد، در چیزی که به او مربوط نمی شود، فرو نمی رود

00:03:48.719 --> 00:03:50.879
ابن مبارک گفت

00:03:50.879 --> 00:03:54.319
من مردی را در مجلسش بیشتر از این محترم ندیدم

00:03:54.400 --> 00:03:58.960
هیچ آدمی و رویایی بهتر از ابوحنیفه نیست

00:03:58.960 --> 00:04:01.439
قیس بن الربیع گفت

00:04:01.439 --> 00:04:04.879
ابوحنیفه عابد و پارسا بود

00:04:04.879 --> 00:04:07.710
بر برادرانش ارجح است

00:04:07.710 --> 00:04:09.389
شریک گفت

00:04:09.389 --> 00:04:13.900
ابوحنیفه بسیار ساکت و خردمند بود

00:04:13.900 --> 00:04:16.379
یزید بن هارون گفت

00:04:16.379 --> 00:04:20.300
من خواب‌آمیزتر از ابوحنیفه ندیده‌ام

00:04:20.300 --> 00:04:22.139
العجلی گفت

00:04:22.139 --> 00:04:26.379
ابوحنیفه نانوایی بود که نان می فروخت

00:04:26.379 --> 00:04:31.040
پریک پارچه ای نرم و ابریشم مانند است

00:04:31.040 --> 00:04:32.879
العجلی گفت

00:04:32.879 --> 00:04:36.560
ابوحنیفه گفت: به بصره آمدم

00:04:36.560 --> 00:04:41.360
بنابراین فکر کردم که بدون پاسخگویی در مورد چیزی نخواهم پرسید

00:04:41.360 --> 00:04:45.920
از من در مورد چیزهایی پرسیدند که جوابی نداشتم

00:04:46.000 --> 00:04:52.560
پس تصمیم گرفتم که حماد بن ابی سلیمان را تا زمان مرگ مزاحم نکنم

00:04:52.560 --> 00:04:56.139
هجده سال همراهش بودم

00:04:56.139 --> 00:04:58.540
احمد بن الصباح گفت

00:04:58.540 --> 00:05:01.180
شنیدم که شافعی گفته است

00:05:01.180 --> 00:05:05.339
به مالک گفته شد: آیا ابوحنیفه را دیده ای؟

00:05:05.339 --> 00:05:06.860
گفت بله

00:05:06.860 --> 00:05:12.699
مردی را دیدم که اگر در مورد این قطب با شما صحبت می کرد، آن را طلا می کرد

00:05:12.699 --> 00:05:15.040
او استدلال خود را مطرح کرد

00:05:15.040 --> 00:05:17.759
قاضی ابو یوسف گفت

00:05:17.759 --> 00:05:21.199
در حالی که با ابوحنیفه راه می رفتم

00:05:21.199 --> 00:05:24.240
شنیدم که مردی به دیگری گفت

00:05:24.240 --> 00:05:28.240
این ابوحنیفه شبها نمی خوابد

00:05:28.240 --> 00:05:30.399
ابوحنیفه گفت

00:05:30.399 --> 00:05:34.720
خداوند به خاطر کارهایی که انجام نداده ام درباره من صحبت نمی کند

00:05:34.720 --> 00:05:39.790
شب را به دعا و دعا و مناجات می گذراند

00:05:39.790 --> 00:05:42.509
ابو عاصم النبیل گفت

00:05:42.509 --> 00:05:47.970
ابوحنیفه را به سبب دعاهای فراوانش الوطاد می نامیدند

00:05:47.970 --> 00:05:50.529
مسار بن كدام گفت

00:05:50.529 --> 00:05:54.959
ابوحنیفه را دیدم که در یک رکعت قرآن می خواند

00:05:54.959 --> 00:05:57.600
القاسم بن معان گفت

00:05:57.600 --> 00:06:02.399
ابوحنیفه شبی برخاست و سخنان خداوند متعال را تکرار کرد

00:06:02.399 --> 00:06:04.959
بلکه زمان، زمان آنهاست

00:06:04.959 --> 00:06:07.920
و ساعت بدتر و تلخ تر است

00:06:07.920 --> 00:06:11.699
گریه می کند و برای سحر دعا می کند

00:06:11.699 --> 00:06:13.779
زید بن کمیت گفت

00:06:13.779 --> 00:06:16.980
شنیدم مردی به ابوحنیفه گفت:

00:06:16.980 --> 00:06:18.879
از خدا بترسید

00:06:18.879 --> 00:06:21.519
بلند شد، سوت زد و در زد

00:06:21.519 --> 00:06:25.199
گفت خدا اجرتان دهد

00:06:25.199 --> 00:06:31.170
مردم همیشه به کسی نیاز دارند که چنین چیزی به آنها بگوید

00:06:31.170 --> 00:06:33.329
بشر بن الولید گفت

00:06:33.329 --> 00:06:37.170
ابوجعفر المنصور از ابوحنیفه پرسید

00:06:37.170 --> 00:06:39.569
از او می خواست قضاوت کند

00:06:39.649 --> 00:06:43.170
شبانه بر او سوگند یاد کرد

00:06:43.170 --> 00:06:46.769
اما او نپذیرفت و قسم خورد که این کار را نکنم

00:06:46.769 --> 00:06:49.490
ربیع حجره دار به او گفت

00:06:49.490 --> 00:06:51.490
ای ابوحنیفه

00:06:51.490 --> 00:06:55.730
امیرالمؤمنین را می بینی که قسم می خورد و قسم می خوری

00:06:55.730 --> 00:07:01.970
امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: من بر کفاره سوگند او از خودم تواناتر هستم.

00:07:01.970 --> 00:07:04.129
پس دستور داد او را زندانی کنند

00:07:04.129 --> 00:07:07.019
در آنجا در بغداد درگذشت

00:07:07.019 --> 00:07:09.579
مغیث بن بدیل گفت

00:07:09.579 --> 00:07:12.860
منصور ابوحنیفه را برای قضاوت رها کرد

00:07:12.860 --> 00:07:14.220
پس خودداری کن

00:07:14.220 --> 00:07:18.540
المنصور گفت: آیا به آنچه ما در آن هستیم علاقه داری؟

00:07:18.540 --> 00:07:20.540
ابوحنیفه گفت

00:07:20.540 --> 00:07:22.699
من مناسب نیستم

00:07:22.699 --> 00:07:24.379
گفت دروغ گفتم

00:07:24.379 --> 00:07:25.660
و او گفت

00:07:25.660 --> 00:07:30.060
امیرالمؤمنین علیه السلام حکم به عدم تناسب من کرد

00:07:30.060 --> 00:07:33.259
اگر شما دروغگو هستید پس من درست نمی گویم

00:07:33.259 --> 00:07:35.259
حتی اگر صادق باشید

00:07:35.259 --> 00:07:38.379
من به شما گفتم که مناسب نیستم

00:07:39.339 --> 00:07:43.100
فقیه اباعبدالله الصیمری گفت

00:07:43.100 --> 00:07:46.860
ابوحنیفه عهد قضاوت را نپذیرفت

00:07:46.860 --> 00:07:50.379
او را کتک زدند، زندانی کردند و در زندان مردند

00:07:50.379 --> 00:07:52.480
ابن مبارک گفت

00:07:52.480 --> 00:07:55.519
ابوحنیفه عالم ترین فقیه در میان مردم است

00:07:55.519 --> 00:07:58.639
یحیی بن سعید القطان گفت

00:07:58.639 --> 00:08:00.639
ما به خدا دروغ نمی گوییم

00:08:00.639 --> 00:08:04.240
ما چیزی بهتر از نظر ابوحنیفه نشنیده ایم

00:08:04.240 --> 00:08:07.360
ما بیشتر گفته های او را گرفته ایم

00:08:07.699 --> 00:08:10.019
علی بن عاصم گفت

00:08:10.019 --> 00:08:12.660
سنجیدن علم امام ابوحنیفه

00:08:12.660 --> 00:08:14.660
با شناخت مردم زمان خود

00:08:14.660 --> 00:08:16.819
بر آنها غالب خواهد شد

00:08:16.819 --> 00:08:19.459
حفص بن غیاث گفت

00:08:19.459 --> 00:08:21.939
سخنان ابوحنیفه در فقه

00:08:21.939 --> 00:08:23.939
زیباتر از شعر

00:08:23.939 --> 00:08:26.930
فقط یک نادان می تواند او را سرزنش کند

00:08:26.930 --> 00:08:28.930
شافعی گفت

00:08:28.930 --> 00:08:33.230
در فقه مردم وابسته به ابوحنیفه هستند

00:08:33.230 --> 00:08:34.429
گفتم

00:08:34.429 --> 00:08:37.470
امامت در فقه و ظرایف آن

00:08:37.470 --> 00:08:40.029
مسلمان به این امام

00:08:40.029 --> 00:08:42.940
این بدون شک است

00:08:42.940 --> 00:08:46.220
چیزی به ذهن نمی رسد

00:08:46.220 --> 00:08:49.860
اگر روز به راهنمای من نیاز دارد

00:08:49.860 --> 00:08:53.860
زندگی نامه او را می توان به دو جلد تقسیم کرد

00:08:53.860 --> 00:08:56.659
خداوند از او راضی و رحمتش کند

00:08:56.659 --> 00:08:59.629
شهید پرآب از دنیا رفت

00:08:59.629 --> 00:09:02.669
یعنی به او زهر دادند تا بمیرد

00:09:02.669 --> 00:09:04.990
در سال صد و پنجاه

00:09:04.990 --> 00:09:07.470
او هفتاد ساله است

00:09:07.629 --> 00:09:11.230
و فرزندش فقیه حماد بن ابی حنیفه

00:09:11.230 --> 00:09:14.110
دانا و متدین و صالح بود

00:09:14.110 --> 00:09:16.110
تقوای کامل

00:09:16.110 --> 00:09:21.700
حماد در سال صد و هفتاد و شش درگذشت

00:09:33.600 --> 00:09:35.600
او شیخ اسلام است

00:09:35.600 --> 00:09:37.279
برهان ملت

00:09:37.279 --> 00:09:39.279
امام دارالهجره

00:09:39.279 --> 00:09:40.879
اباعبدالله

00:09:40.960 --> 00:09:42.480
مالک بن انس

00:09:42.480 --> 00:09:44.480
ابن مالک بن ابی عامر

00:09:44.480 --> 00:09:46.480
الاصباحی المدنی

00:09:46.480 --> 00:09:50.799
مادرش علی بنت شریک الازدیه است

00:09:50.799 --> 00:09:53.200
مولد مالک صحیح تر است

00:09:53.200 --> 00:09:55.600
در سال نود و سه

00:09:55.600 --> 00:09:57.360
سال وفات انس

00:09:57.360 --> 00:10:01.200
بنده رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:10:01.200 --> 00:10:05.039
او در حفاظت، تجمل و زیبایی بزرگ شد

00:10:05.039 --> 00:10:07.279
او به دنبال علم بود و این اتفاق افتاد

00:10:07.279 --> 00:10:09.679
من چند ده ساله هستم

00:10:09.759 --> 00:10:13.279
پس از نافع و ابن منکدر و زهری آموخت

00:10:13.279 --> 00:10:16.159
هشام بن عروة و خلق

00:10:16.159 --> 00:10:18.159
او واجد شرایط فتوا بود

00:10:18.159 --> 00:10:22.399
به نفع نشست و بیست و یک ساله شد

00:10:22.399 --> 00:10:26.320
گروهی از او در جوانی و جوانی صحبت کردند

00:10:26.320 --> 00:10:29.519
این برای دانشجویان دانش از افق در نظر گرفته شده است

00:10:29.519 --> 00:10:32.639
در آخرین ایالت ابوجعث المنصور

00:10:32.639 --> 00:10:34.399
و فراتر از آن

00:10:34.399 --> 00:10:37.440
در زمان خلافت الرشید بر او ازدحام کردند

00:10:37.440 --> 00:10:39.440
و نه، او مرد

00:10:39.519 --> 00:10:42.799
از ابوهریره رضی الله عنه گفت

00:10:42.799 --> 00:10:45.600
ایشان رضی الله عنه فرمودند

00:10:45.600 --> 00:10:50.080
بگذار مردم در پی علم ما را مانند جگر شتر بزنند

00:10:50.080 --> 00:10:54.960
عالمی داناتر از عالم مدینه نمی یابند

00:10:54.960 --> 00:10:58.639
از سفیان بن عیینه روایت شده است که گفت:

00:10:58.639 --> 00:11:00.159
داشتم میگفتم

00:11:00.159 --> 00:11:02.399
او سعید بن المسیاب است

00:11:02.399 --> 00:11:04.000
تا اینکه گفتم

00:11:04.000 --> 00:11:07.039
در زمان او سلیمان بن یسار بود

00:11:07.120 --> 00:11:10.480
سالم بن عبدالله و دیگران

00:11:10.480 --> 00:11:12.720
بعد امروز شروع کردم به گفتن

00:11:12.720 --> 00:11:14.480
این پول شماست

00:11:14.480 --> 00:11:17.759
همتای تو شهر باقی نمانده

00:11:17.759 --> 00:11:21.600
ابوالمغیره مخزومی معنای آن را ذکر کرده است

00:11:21.600 --> 00:11:24.720
تا زمانی که مسلمانان به دنبال علم باشند

00:11:24.720 --> 00:11:28.639
در مدینه هیچ عالمی نمی یابند

00:11:28.639 --> 00:11:30.480
پس اینجوری میشه

00:11:30.480 --> 00:11:32.480
سعید بن المسیاب

00:11:32.480 --> 00:11:35.679
پس از او یکی از شیوخ مالک است

00:11:35.759 --> 00:11:37.200
سپس پول شما

00:11:37.200 --> 00:11:40.159
پس هر که پس از او به او آموخت

00:11:40.159 --> 00:11:41.279
گفتم

00:11:41.279 --> 00:11:43.840
او دانشمند شهر زمان خود بود

00:11:43.840 --> 00:11:46.960
بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:11:46.960 --> 00:11:48.320
و دوستش

00:11:48.320 --> 00:11:51.039
زید بن ثابت و عایشه

00:11:51.039 --> 00:11:52.639
سپس ابن عمر

00:11:52.639 --> 00:11:54.879
سپس سعید بن المسیاب

00:11:54.879 --> 00:11:56.399
سپس سیفلیس

00:11:56.399 --> 00:11:58.799
سپس عبید الله بن عمر

00:11:58.799 --> 00:12:00.480
سپس پول شما

00:12:00.480 --> 00:12:02.240
ابن عیینه گفت

00:12:02.240 --> 00:12:05.279
مالک، عالم اهل حجاز

00:12:05.279 --> 00:12:07.600
برهان زمان خود است

00:12:07.600 --> 00:12:10.799
شافعی گفت: او راستگو و عادل است.

00:12:10.799 --> 00:12:12.720
اگر علما ذکر کردند

00:12:12.720 --> 00:12:14.960
من ستاره را ندارم

00:12:14.960 --> 00:12:16.799
زبیر بن بکار گفت

00:12:16.799 --> 00:12:20.720
در حدیثی با جگر شتر به ما بزنند

00:12:20.720 --> 00:12:22.480
سفیان بن عیینه بود

00:12:22.480 --> 00:12:25.519
اگر این اتفاق در زندگی مالک افتاده است

00:12:25.519 --> 00:12:26.720
او می گوید

00:12:26.720 --> 00:12:28.799
من او را مالک می بینم

00:12:28.799 --> 00:12:31.360
مدتی روی آن ماند

00:12:31.360 --> 00:12:33.919
بعد برگشت و گفت

00:12:34.000 --> 00:12:36.480
من او را عبدالله بن عبدالعزیز می بینم

00:12:36.480 --> 00:12:38.960
عمریه زاهد

00:12:38.960 --> 00:12:41.919
ابن عبدالباری و بیش از یک گفت

00:12:41.919 --> 00:12:44.480
عمری از کسانی نیست که به علم می رسند

00:12:44.480 --> 00:12:46.320
و فقه با پول شماست

00:12:46.320 --> 00:12:49.919
حتی اگر بزرگوار و استاد و عابد باشد

00:12:49.919 --> 00:12:51.120
گفتم

00:12:51.120 --> 00:12:53.279
این عمری علم داشت

00:12:53.279 --> 00:12:55.840
فقه او نیکو و با فضیلت است

00:12:55.840 --> 00:12:58.159
او حقیقت را گفت

00:12:58.159 --> 00:12:59.759
آماره طبق سفارش

00:12:59.759 --> 00:13:01.840
جدا از مردم

00:13:01.840 --> 00:13:03.519
مالک را نصیحت می کرد

00:13:03.519 --> 00:13:04.960
اگر با او تنها باشد

00:13:04.960 --> 00:13:07.759
در زهد، انقطاع و انزوا

00:13:07.759 --> 00:13:09.759
خداوند رحمتشان کند

00:13:09.759 --> 00:13:13.279
الحافظ بن عبدالبر در مقدمه ذکر شده است

00:13:13.279 --> 00:13:15.759
آن عبدالله العمریه العابیده

00:13:15.759 --> 00:13:20.240
او به مالک نامه نوشت و از او خواست که تنها بماند و کار کند

00:13:20.240 --> 00:13:22.559
پس مالک به او نوشت

00:13:22.559 --> 00:13:26.879
همان گونه که رزق و روزی را تقسیم کرده است، خداوند اعمال را تقسیم کرده است

00:13:26.879 --> 00:13:29.679
شاید مردی نمازش را باز کرد

00:13:29.679 --> 00:13:32.159
هنگام روزه بر او باز نشد

00:13:32.240 --> 00:13:34.480
آخرین افتتاحیه او در امور خیریه بود

00:13:34.480 --> 00:13:37.039
هنگام روزه بر او باز نشد

00:13:37.039 --> 00:13:39.919
آخرین فتح او در جهاد بود

00:13:39.919 --> 00:13:43.120
انتشار علم یکی از بهترین اعمال صالح است

00:13:43.120 --> 00:13:46.000
از چیزی که به رویم باز شد راضی بودم

00:13:46.000 --> 00:13:50.159
من فکر نمی کنم من بدون آنچه شما هستید هستم

00:13:50.159 --> 00:13:56.419
امیدوارم هر دو خوب و صالح باشیم

00:13:56.419 --> 00:14:00.580
بعد از تابعین در شهر عالمی نبود

00:14:00.580 --> 00:14:03.379
او در علم و فقه به مالک شباهت دارد

00:14:03.460 --> 00:14:05.620
و عظمت و عشق

00:14:05.620 --> 00:14:10.019
اصحاب بعدی مانند سعید بن المسیاب بودند

00:14:10.019 --> 00:14:12.100
و هفت فقیه

00:14:12.100 --> 00:14:14.179
القاسم و سالم

00:14:14.179 --> 00:14:17.620
و عکرمه و نافع و طبقه آنان

00:14:17.620 --> 00:14:20.580
سپس زید بن اسلم و بن شهاب

00:14:20.580 --> 00:14:23.460
ابوالزناد و یحیی بن سعید

00:14:23.460 --> 00:14:25.299
صفوان بن سلیم

00:14:25.299 --> 00:14:29.299
رابعه بن ابی عبدالرحمن و طبقه آنان

00:14:29.299 --> 00:14:31.059
زمانی که آنها فداکار بودند

00:14:31.059 --> 00:14:34.820
مالک و ابن ابی ذیب به آن شهرت داشتند

00:14:34.820 --> 00:14:37.220
و عبدالعزیز بن المجشون

00:14:37.220 --> 00:14:40.100
والدرا واردی و همتایانشان

00:14:40.100 --> 00:14:44.340
مالک در میان آنها اولین نفر بود

00:14:44.340 --> 00:14:48.500
که زیر بغل شترها از افق به آن می زند

00:14:48.500 --> 00:14:51.039
خداوند متعال او را بیامرزد

00:14:51.039 --> 00:14:52.720
الرائینی گفت

00:14:52.720 --> 00:14:54.960
مهدی شهر را تقدیم کرد

00:14:54.960 --> 00:14:58.080
پس به دنبال مالک فرستاد و او نزد او آمد

00:14:58.080 --> 00:15:00.960
به پسرانش هارون و موسی گفت

00:15:00.960 --> 00:15:02.559
از او بشنوید

00:15:02.559 --> 00:15:05.440
پس به دنبال او فرستاد اما جوابی به آنها نداد

00:15:05.440 --> 00:15:08.639
پس مهدی را آگاه کن و با او سخن بگو

00:15:08.639 --> 00:15:11.919
گفت یا امیرالمؤمنین!

00:15:11.919 --> 00:15:14.240
دانش به مردمش داده می شود

00:15:14.240 --> 00:15:18.820
گفت: آنچه بر تو افتاده، راست گفته است. رفتیم پیشش

00:15:18.820 --> 00:15:20.980
وقتی نزد او آمدند

00:15:20.980 --> 00:15:23.220
معلمشان به او گفت

00:15:23.220 --> 00:15:24.980
ادامه مطلب

00:15:24.980 --> 00:15:26.659
مالک گفت

00:15:26.659 --> 00:15:29.860
مردم شهر درباره دنیا می خوانند

00:15:29.940 --> 00:15:32.820
پسرها هم برای معلم خواندند

00:15:32.820 --> 00:15:36.110
اگر اشتباه کردند به آنها فتوا دهید

00:15:36.110 --> 00:15:38.029
پس نزد مهدی بازگشتند

00:15:38.029 --> 00:15:40.830
پس به دنبال مالک فرستاد و با او صحبت کرد

00:15:40.830 --> 00:15:42.190
و او گفت

00:15:42.190 --> 00:15:44.830
شنیدم که بن شهاب گفت

00:15:44.830 --> 00:15:48.429
ما این دانش را در مهد کودک از مردان جمع آوری کردیم

00:15:48.429 --> 00:15:50.750
و آنها هستند یا امیرالمؤمنین

00:15:50.750 --> 00:15:52.669
سعید بن المسیاب

00:15:52.669 --> 00:15:54.990
و ابوسلمه و عروة

00:15:54.990 --> 00:15:56.990
القاسم و سالم

00:15:56.990 --> 00:15:58.909
و خریجه بن زید

00:15:58.990 --> 00:16:01.070
و سلیمان بن یسار

00:16:01.070 --> 00:16:04.509
نافع و عبدالرحمن بن هرمز

00:16:04.509 --> 00:16:06.029
و بعد از آنها

00:16:06.029 --> 00:16:08.350
ابوالزناد و رابعه

00:16:08.350 --> 00:16:11.309
یحیی بن سعید و بن شهاب

00:16:11.309 --> 00:16:15.710
همه اینها برایشان خوانده می شود و خوانده نمی شود

00:16:15.710 --> 00:16:17.309
مهدی گفت

00:16:17.309 --> 00:16:19.389
اینها الگو هستند

00:16:19.389 --> 00:16:22.190
نزد او رفتند و برایش تلاوت کردند

00:16:22.190 --> 00:16:23.860
بنابراین آنها انجام دادند

00:16:23.860 --> 00:16:25.620
قتیبه گفت

00:16:25.620 --> 00:16:28.419
وقتی بر مالک وارد شدیم

00:16:28.419 --> 00:16:32.580
او با سرمه معطر به طرف ما آمد

00:16:32.580 --> 00:16:34.980
او یکی از بهترین لباس هایش را پوشید

00:16:34.980 --> 00:16:36.820
اپیزود منتشر می شود

00:16:36.820 --> 00:16:38.820
او به هواداران زنگ زد

00:16:38.820 --> 00:16:42.210
او به هر کدام از ما یک فن داد

00:16:42.210 --> 00:16:44.370
محمد بن عمر گفت

00:16:44.370 --> 00:16:46.929
مالک به مسجد می آمد

00:16:46.929 --> 00:16:50.769
او شاهد نماز و نماز جمعه و جنازه است

00:16:50.769 --> 00:16:52.610
بیماران برمی گردند

00:16:52.610 --> 00:16:56.529
در مسجد می نشیند و دوستانش دورش جمع می شوند

00:16:56.610 --> 00:16:58.690
سپس نشسته را ترک کنید

00:16:58.690 --> 00:17:01.090
پس نماز خواند و رفت

00:17:01.090 --> 00:17:03.570
گذاشتن شاهدان در تشییع جنازه

00:17:03.570 --> 00:17:06.849
بعد همه اینها را گذاشت و روز جمعه رفت

00:17:06.849 --> 00:17:09.569
و مردم همه را تحمل کردند

00:17:09.569 --> 00:17:12.609
و آنها همان چیزی را که بودند می خواستند

00:17:12.609 --> 00:17:15.009
و شاید هر زمان که باشد

00:17:15.009 --> 00:17:16.450
و او می گوید

00:17:16.450 --> 00:17:20.609
هرکسی نمی تواند با بهانه خود صحبت کند

00:17:20.609 --> 00:17:23.569
منظورش این بود که به بیماری مبتلا شده است

00:17:23.650 --> 00:17:27.390
جلوگیری از شرکت در نماز جمعه و جماعت

00:17:27.390 --> 00:17:28.509
او گفت

00:17:28.509 --> 00:17:32.109
مجلس او شورای عزت و بردباری بود

00:17:32.109 --> 00:17:35.390
او مردی باشکوه و بزرگوار بود

00:17:35.390 --> 00:17:39.309
در شورای او هیچ سردرگمی و سردرگمی وجود ندارد

00:17:39.309 --> 00:17:41.390
صدایت را بلند نکن

00:17:41.390 --> 00:17:44.269
اسماعیل بن ابی اویس گفت

00:17:44.269 --> 00:17:47.390
از عمویم ملکا موضوعی را پرسیدم

00:17:47.390 --> 00:17:49.549
قار به من گفت

00:17:49.549 --> 00:17:52.670
سپس وضو گرفت و روی تخت نشست

00:17:52.670 --> 00:17:54.109
سپس گفت

00:17:54.109 --> 00:17:57.470
هیچ قدرت و نیرویی جز در خدا نیست

00:17:57.470 --> 00:18:00.750
تا نگفت فتوا نداد

00:18:00.750 --> 00:18:02.589
ابو مصعب گفت

00:18:02.589 --> 00:18:06.670
مالک سخن نمی گفت مگر اینکه در حالت پاکی بود

00:18:06.670 --> 00:18:10.660
به احترام حدیث

00:18:10.660 --> 00:18:13.579
ویژگی های امام مالک

00:18:13.579 --> 00:18:15.500
آیا بن عمر گفته است

00:18:15.500 --> 00:18:20.700
من هرگز چیزی سفیدتر و قرمزتر از صورت مالک ندیده ام

00:18:20.700 --> 00:18:24.380
هیچ لباسی سفیدتر از لباس تو نیست

00:18:24.460 --> 00:18:26.619
و بیش از یک انتقال

00:18:26.619 --> 00:18:29.500
خیلی بلند بود

00:18:29.500 --> 00:18:31.819
بلوند بزرگ و مهم

00:18:31.819 --> 00:18:35.980
سر و ریش سفید، ریش عالی

00:18:35.980 --> 00:18:39.339
می گفتند چشم های آبی داشت

00:18:39.339 --> 00:18:41.339
ابو عاصم گفت

00:18:41.339 --> 00:18:45.500
من هرگز عالمی را با چهره ای بهتر از مالک ندیده ام

00:18:45.500 --> 00:18:47.579
ابو مصعب گفت

00:18:47.579 --> 00:18:52.779
مالک یکی از زیباترین افراد با زیباترین چهره و چشم بود

00:18:52.859 --> 00:18:58.480
آنها خالص ترین در رنگ سفید و طولانی ترین در ظاهر خود هستند

00:18:58.480 --> 00:19:01.680
قاضی ایاد چند وجه را ذکر کرد

00:19:01.680 --> 00:19:05.900
لباس امام زیبا و زیباست

00:19:05.900 --> 00:19:09.579
مالک در انتقاد از مردان امام بود

00:19:09.579 --> 00:19:12.690
یک حافظ خوب و ماهر

00:19:12.690 --> 00:19:15.009
عتیق بن یعقوب گفت

00:19:15.009 --> 00:19:17.410
شنیدم که ملکا گفت

00:19:17.410 --> 00:19:21.730
ابن شهاب چهل و چند حدیث نقل کرده است

00:19:21.730 --> 00:19:24.690
سپس گفت: آن را به من پس بده.

00:19:24.690 --> 00:19:28.670
پس چهل حدیث برایش آماده کردم

00:19:28.670 --> 00:19:30.269
شافعی گفت

00:19:30.269 --> 00:19:32.589
محمد بن الحسن گفت

00:19:32.589 --> 00:19:36.670
سه سال و نیم با مالک زندگی کردم

00:19:36.670 --> 00:19:40.829
بیش از هفتصد حدیث از سخنان ایشان شنیدم

00:19:40.829 --> 00:19:44.190
پس محمد از مالک روایت کرد

00:19:44.190 --> 00:19:45.950
خانه اش پر بود

00:19:45.950 --> 00:19:49.309
و اگر از دیگر کوفیان روایت شده باشد

00:19:49.390 --> 00:19:52.259
فقط کمی به او رسید

00:19:52.259 --> 00:19:54.900
ابن ابی عمر العدنی گفت

00:19:54.900 --> 00:19:57.380
از شافعی شنیدم که می گفت:

00:19:57.380 --> 00:20:01.539
مالک معلم من است و از او آموختم

00:20:01.539 --> 00:20:03.299
ابن مهدی گفت

00:20:03.299 --> 00:20:06.660
امامان مردم در زمان خود چهار نفر بودند

00:20:06.660 --> 00:20:08.660
انقلابی و مالک

00:20:08.660 --> 00:20:11.779
اوزاعی و حماد بن زید

00:20:11.779 --> 00:20:16.500
گفت: عاقلتر از مالک ندیدم

00:20:16.500 --> 00:20:18.420
از مالک فرمود:

00:20:18.420 --> 00:20:21.380
بهشت دنیا، نمی دانم

00:20:21.380 --> 00:20:25.309
اگر کوتاهی کند، رزمنده اش مجروح می شود

00:20:25.309 --> 00:20:27.630
هیثم بن جمیل گفت

00:20:27.630 --> 00:20:32.029
شنیدم که از مالک در مورد چهل و هشت مسئله سؤال می شود

00:20:32.029 --> 00:20:36.849
در سی و دو تای آنها جواب داد که نمی دانم

00:20:36.849 --> 00:20:38.210
مالک گفت

00:20:38.210 --> 00:20:42.289
شنیدم عبدالله بن یزید بن هرمز می گفت

00:20:42.289 --> 00:20:46.369
عالم باید از اصحاب خود سخنی بگذارد

00:20:46.369 --> 00:20:47.730
من نمی دانم

00:20:47.809 --> 00:20:51.819
تا زمانی که این مبنایی شود که آنها از آن وحشت داشته باشند

00:20:51.819 --> 00:20:53.819
ابن عبدالبر گفت

00:20:53.819 --> 00:20:55.819
از ابودرداء صحیح است.

00:20:55.819 --> 00:21:00.190
ندانستن نیمی از دانش

00:21:00.190 --> 00:21:02.380
مصیبت

00:21:02.380 --> 00:21:04.380
محمد بن جریر گفت

00:21:04.380 --> 00:21:07.740
مالک شلاق خورده بود

00:21:07.740 --> 00:21:10.220
دلیل این امر متفاوت بود

00:21:10.220 --> 00:21:12.700
عباس بن ولید به من گفت

00:21:12.700 --> 00:21:14.700
ابن ذکوان به من گفت

00:21:14.700 --> 00:21:16.700
درباره مروان التطری

00:21:16.779 --> 00:21:21.180
ابوجعفر منصور مالک را از حدیث نهی کرد

00:21:21.180 --> 00:21:24.180
نیازی به طلاق نیست

00:21:24.180 --> 00:21:26.980
سپس شخصی نزد او آمد و از او پرسید

00:21:26.980 --> 00:21:30.180
پس آن را بالای سر مردم به او گفت

00:21:30.180 --> 00:21:32.740
پس او را با شلاق زد

00:21:32.740 --> 00:21:34.900
از احمد بن حنبل پرسیدند

00:21:34.900 --> 00:21:36.900
چه کسی صاحب شما را زد؟

00:21:36.900 --> 00:21:38.019
او گفت

00:21:38.019 --> 00:21:40.900
برخی از فرمانداران طلاق اجباری را در نظر می گیرند

00:21:40.900 --> 00:21:42.900
اجازه نداد

00:21:42.900 --> 00:21:45.150
برای همین او را زد

00:21:45.150 --> 00:21:46.910
الواقدی گفت

00:21:46.910 --> 00:21:49.869
وقتی مالک و دوش دعوت شدند

00:21:49.869 --> 00:21:52.509
او حرف او را شنید و پذیرفت

00:21:52.509 --> 00:21:56.099
حسادت و فریب در همه چیز

00:21:56.099 --> 00:21:59.539
هنگامی که جعفر بن سلیمان شهر را تصرف کرد

00:21:59.539 --> 00:22:01.460
به دنبالش باش

00:22:01.460 --> 00:22:03.539
و با او تعدادشان زیاد شد

00:22:03.539 --> 00:22:04.980
و گفتند

00:22:04.980 --> 00:22:09.059
ایمن این عهد شما را چیزی نمی بیند

00:22:09.059 --> 00:22:10.819
او صحبت می کند

00:22:10.819 --> 00:22:14.900
از ثابت بن الاحنف در مورد طلاق اجباری روایت شده است

00:22:14.900 --> 00:22:17.630
برای او جایز نیست

00:22:17.630 --> 00:22:18.589
او گفت

00:22:18.589 --> 00:22:20.269
جعفر عصبانی شد

00:22:20.269 --> 00:22:22.029
بنابراین او برای پول شما تماس گرفت

00:22:22.029 --> 00:22:25.309
او آنچه را که از طرف او به او ارائه شده بود، به عنوان مدرک علیه خود استفاده کرد

00:22:25.309 --> 00:22:28.829
دستور داد او را برهنه کنند و با شلاق بزنند

00:22:28.829 --> 00:22:32.269
دستش کشیده شد تا از روی شانه اش برداشته شد

00:22:32.269 --> 00:22:35.069
و مرتکب کار بزرگی شد

00:22:35.069 --> 00:22:40.019
به خدا سوگند مالک همچنان در تعالی و تعالی است

00:22:40.019 --> 00:22:41.140
گفتم

00:22:41.140 --> 00:22:44.099
این ثمره مصیبت ستودنی است

00:22:44.099 --> 00:22:47.299
بنده را در میان مؤمنان بالا می برد

00:22:47.299 --> 00:22:49.220
اگر مؤمن آزاد باشد

00:22:49.220 --> 00:22:51.779
صبور باشید، یاد بگیرید و طلب بخشش کنید

00:22:51.779 --> 00:22:55.299
او به خود زحمت انتقاد از کسانی که از او انتقام گرفتند را به خود نداد

00:22:55.299 --> 00:22:57.700
خداوند قاضی عادل است

00:22:57.700 --> 00:23:00.980
سپس خدا را به خاطر استحکام دینش شکر می کند

00:23:00.980 --> 00:23:05.710
او می داند که عذاب دنیا برای او آسان تر و بهتر است

00:23:05.710 --> 00:23:08.299
ابوالولید الباجی گفت

00:23:08.299 --> 00:23:10.779
نقل شده است که المنصور حج کرد

00:23:10.859 --> 00:23:15.579
مالک را از جعفر بن سلیمان که او را زده بود، گرفت

00:23:15.579 --> 00:23:18.779
یعنی به او بسپارید تا از او انتقام بگیرد

00:23:18.779 --> 00:23:21.259
مالک نپذیرفت و گفت

00:23:21.259 --> 00:23:25.220
خدا نکنه

00:23:25.220 --> 00:23:28.980
مالک رحمه الله پیامی در مورد تقدیر دارد

00:23:28.980 --> 00:23:32.900
آن را به ابن وهب نوشته و سندش صحیح است

00:23:32.900 --> 00:23:36.819
او کتابی درباره ستارگان و مراحل ماه دارد

00:23:36.819 --> 00:23:41.299
روایت صحنون از ابن نافع الصائق از او.

00:23:41.380 --> 00:23:43.779
در تفسیر بخشی است

00:23:43.779 --> 00:23:47.059
رساله فی المسائل، جلد

00:23:47.059 --> 00:23:48.980
و او یک کتاب مخفی دارد

00:23:48.980 --> 00:23:51.839
از روایت ابن قاسم درباره او

00:23:51.839 --> 00:23:54.640
و اما آنچه اصحاب ارشد از او گزارش کرده اند

00:23:54.640 --> 00:23:58.000
از مسائل و فتواها و فواید

00:23:58.000 --> 00:24:00.079
خیلی زیاد است

00:24:00.079 --> 00:24:01.920
این گنجینه های آن است

00:24:01.920 --> 00:24:05.839
وبلاگ و روشن و چیزهای دیگر

00:24:05.839 --> 00:24:07.519
در هر صورت

00:24:07.519 --> 00:24:10.640
فقه مالک المنتهی چیست؟

00:24:10.640 --> 00:24:13.440
در کل نظرات ایشان معتبر است

00:24:13.440 --> 00:24:17.200
حتی اگر چیزی جز حل و فصل موضوع نیرنگ نداشت

00:24:17.200 --> 00:24:20.400
در نظر گرفتن اهداف کافی است

00:24:20.400 --> 00:24:23.680
دکترین او در سراسر مراکش و اندلس گسترش یافته است

00:24:23.680 --> 00:24:25.839
و بسیاری از مصر

00:24:25.839 --> 00:24:28.720
و برخی از شام، یمن و سودان

00:24:28.720 --> 00:24:31.519
و در بصره و بغداد و کوفه

00:24:31.519 --> 00:24:33.599
و مقداری خراسان

00:24:33.599 --> 00:24:35.599
اما این امام

00:24:35.599 --> 00:24:37.440
یعنی امام مالک

00:24:37.440 --> 00:24:39.759
ستاره راهنما کیست

00:24:39.839 --> 00:24:42.960
منصف بود و حرف قاطعی زد

00:24:42.960 --> 00:24:44.559
جایی که می گوید

00:24:44.559 --> 00:24:47.839
هرکس حرفش را می گیرد و می گذارد

00:24:47.839 --> 00:24:52.640
جز صاحب این قبر رضی الله عنه

00:24:52.640 --> 00:24:54.400
شافعی گفت

00:24:54.400 --> 00:24:57.119
علم حول سه چیز می چرخد

00:24:57.119 --> 00:25:00.319
مالک، لیث و ابن عیینه

00:25:00.319 --> 00:25:01.440
گفتم

00:25:01.440 --> 00:25:03.920
و حتی هفت نفر با آنها

00:25:03.920 --> 00:25:06.400
اوزاعی و ثوری هستند

00:25:06.400 --> 00:25:08.720
معمر و ابوحنیفه

00:25:08.720 --> 00:25:11.500
شعبه و حمدان

00:25:11.500 --> 00:25:13.500
از اوزائی روایت شده است

00:25:13.500 --> 00:25:17.099
وقتی از مالکی یاد می کرد، می گفت:

00:25:17.099 --> 00:25:18.859
دنیای علما

00:25:18.859 --> 00:25:21.019
مفتی حرمین شریفین

00:25:21.019 --> 00:25:23.099
ابو یوسف گفت

00:25:23.099 --> 00:25:26.539
من داناتر از ابوحنیفه و مالک ندیدم

00:25:26.539 --> 00:25:28.619
و پسر پدرم در شب

00:25:28.619 --> 00:25:31.660
احمد بن حنبل از مالک یاد کرد

00:25:31.660 --> 00:25:34.940
او را بر اوزاعی و ثوری مقدم داشت

00:25:34.940 --> 00:25:38.380
اللیث و حماد و الحکم فی العلم

00:25:38.380 --> 00:25:39.660
و او گفت

00:25:39.660 --> 00:25:42.930
او در حدیث و فقه امام است

00:25:42.930 --> 00:25:44.450
مالک گفت

00:25:44.450 --> 00:25:47.250
من فتوا ندادم تا اینکه هفتاد نفر علیه من شهادت دادند

00:25:47.250 --> 00:25:49.789
من لایق این هستم

00:25:49.789 --> 00:25:52.430
ابوعباس السراج گفت

00:25:52.430 --> 00:25:54.910
شنیدم بخاری می گفت

00:25:54.910 --> 00:25:56.750
صحیح ترین سند

00:25:56.750 --> 00:26:02.180
مالک عن نافع عن ابن عمر

00:26:02.180 --> 00:26:05.599
از آنچه مالک در سنت گفته است

00:26:05.599 --> 00:26:08.079
مطرف بن عبدالله گفت

00:26:08.079 --> 00:26:10.559
شنیدم که ملکا گفت

00:26:10.559 --> 00:26:14.079
سنت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:26:14.079 --> 00:26:17.039
و حاکمان بعد از او هم عصر ما هستند

00:26:17.039 --> 00:26:20.079
اتخاذ آن پیروی از کتاب خداست

00:26:20.079 --> 00:26:22.559
و اطاعت کامل از خداوند

00:26:22.559 --> 00:26:25.119
و قوت در دین خدا

00:26:25.119 --> 00:26:28.799
هیچ کس نمی تواند آن را تغییر دهد یا تغییر دهد

00:26:28.799 --> 00:26:31.839
او چیزی را که مخالف آن باشد در نظر نگرفت

00:26:31.839 --> 00:26:34.799
هر که به آن هدایت شود، هدایت شده است

00:26:34.799 --> 00:26:38.160
هر که از طریق آن پیروز شود، پیروز خواهد شد

00:26:38.160 --> 00:26:39.599
و چه کسی آن را ترک کرد

00:26:39.599 --> 00:26:42.400
غیر از راه مؤمنان پیروی کنید

00:26:42.400 --> 00:26:44.960
و خداوند او را تا زمانی که سرپرستی می کرد تعیین کرد

00:26:44.960 --> 00:26:48.880
او به جهنم و مقصدی بد فرستاده خواهد شد

00:26:48.880 --> 00:26:51.359
اسحاق بن عیسی گفت

00:26:51.359 --> 00:26:52.880
مالک گفت

00:26:52.880 --> 00:26:56.480
هرگاه مردی نزد ما می آید، از دیگری مجادله می کند

00:26:56.480 --> 00:26:59.680
آنچه را که جبرئیل بر محمد نازل کرد، گذاشتیم

00:26:59.680 --> 00:27:03.299
با توجه به جنجال او، خداوند او را رحمت کند

00:27:03.299 --> 00:27:05.859
جعفر بن عبدالله گفت

00:27:05.859 --> 00:27:07.779
با مالک بودیم

00:27:07.779 --> 00:27:10.259
سپس مردی نزد او آمد و گفت:

00:27:10.259 --> 00:27:12.339
ای اباعبدالله

00:27:12.339 --> 00:27:15.220
الرحمن الرحیم بالای عرش است

00:27:15.220 --> 00:27:16.900
چگونه او سطح را ارتقا داد؟

00:27:16.900 --> 00:27:22.130
مالک چیزی که از جست و جوی خود یافت، نیافت

00:27:22.130 --> 00:27:23.809
به زمین نگاه کرد

00:27:23.809 --> 00:27:26.609
با چوبی که در دست داشت شروع به شوخی کرد

00:27:26.609 --> 00:27:29.089
تا الله الرضا

00:27:29.089 --> 00:27:32.049
سپس سرش را بلند کرد و چوب را پرت کرد

00:27:32.049 --> 00:27:33.329
و او گفت

00:27:33.329 --> 00:27:36.049
چقدر غیر منطقی است

00:27:36.130 --> 00:27:39.089
سطح آن ناشناخته نیست

00:27:39.089 --> 00:27:41.490
اعتقاد به آن امری ضروری است

00:27:41.490 --> 00:27:43.650
پرسیدن در مورد آن یک نوآوری است

00:27:43.650 --> 00:27:46.130
من فکر می کنم شما یک مبتکر هستید

00:27:46.130 --> 00:27:48.690
دستور داد بیرون بیاید

00:27:48.690 --> 00:27:51.890
به روایت عبدالله بن احمد بن حنبل

00:27:51.890 --> 00:27:54.609
در کتاب اجابت الجهمیه.

00:27:54.609 --> 00:27:57.410
از عبدالله بن نافع فرمود:

00:27:57.410 --> 00:27:59.009
مالک گفت

00:27:59.009 --> 00:28:00.849
خدا در بهشت است

00:28:00.849 --> 00:28:03.329
و علم او در همه جا هست

00:28:03.329 --> 00:28:05.730
هیچ چیز خالی از آن نیست

00:28:05.730 --> 00:28:07.890
ابن ابی اویس گفت

00:28:07.890 --> 00:28:10.210
شنیدم مالک گفت

00:28:10.210 --> 00:28:12.450
قرآن کلام خداست

00:28:12.450 --> 00:28:14.450
و کلام خدا از او

00:28:14.450 --> 00:28:17.940
هیچ چیز آفریده خدا نیست

00:28:17.940 --> 00:28:20.339
و ابن نافع از مالک روایت کرده است

00:28:20.339 --> 00:28:22.740
کی گفته قرآن مخلوق است؟

00:28:22.740 --> 00:28:24.980
شلاق زدند و زندانی کردند

00:28:24.980 --> 00:28:26.420
قاضی گفت

00:28:26.420 --> 00:28:29.220
بیش از یک نفر درباره مالک گفته اند

00:28:29.220 --> 00:28:31.619
ایمان حرف و عمل است

00:28:31.619 --> 00:28:33.380
افزایش و کاهش می یابد

00:28:33.460 --> 00:28:38.099
برخی بهتر از دیگران هستند

00:28:38.099 --> 00:28:40.900
ابن عدی در مسند مالک گفته است

00:28:40.900 --> 00:28:43.539
با سند صحیح از ابن وهب

00:28:43.539 --> 00:28:44.980
مالک گفت

00:28:44.980 --> 00:28:48.500
نافع از ابن عمر دانش فراوانی منتشر کرد

00:28:48.500 --> 00:28:51.539
بیش از آنچه پسرانش در مورد آن گزارش کردند

00:28:51.539 --> 00:28:53.140
ابن وهب گفت

00:28:53.140 --> 00:28:54.660
مالک گفت

00:28:54.660 --> 00:28:58.900
وقتی پسر جوانی بودم خیلی به کارم می آمد

00:28:58.900 --> 00:29:03.220
از پله هایش پایین می آید و با من می ایستد و با من صحبت می کند

00:29:03.299 --> 00:29:06.420
بعد از سحر در مسجد می نشست

00:29:06.420 --> 00:29:09.329
به سختی کسی سراغش می آید

00:29:09.329 --> 00:29:11.650
ابن وهب نیز گفته است

00:29:11.650 --> 00:29:13.970
شنیدم مالک گفت

00:29:13.970 --> 00:29:16.210
این حق برای کسانی است که به دنبال علم هستند

00:29:16.210 --> 00:29:20.609
داشتن وقار، آرامش و ترس

00:29:20.609 --> 00:29:21.809
و او گفت

00:29:21.809 --> 00:29:23.250
مالک گفت

00:29:23.250 --> 00:29:27.410
شنیده ام که هیچکس در این دنیا زهد و تقوا نکرده است

00:29:27.410 --> 00:29:29.950
جز اینکه حکمت می گفت

00:29:29.950 --> 00:29:31.230
و او گفت

00:29:31.230 --> 00:29:32.589
مالک گفت

00:29:32.589 --> 00:29:35.549
وقتی مرد می رود خودش را تعریف می کند

00:29:35.549 --> 00:29:37.579
شکوهش از بین رفته است

00:29:37.579 --> 00:29:39.099
ابن وهب گفت

00:29:39.099 --> 00:29:40.940
به خواهر مالک گفته شد

00:29:40.940 --> 00:29:43.900
شغل مالک در خانه اش چه بود؟

00:29:43.900 --> 00:29:44.940
او گفت

00:29:44.940 --> 00:29:47.490
قرآن و تلاوت

00:29:47.490 --> 00:29:50.690
خالد بن زارن العیلی گفت

00:29:50.690 --> 00:29:54.930
وقتی مالک به مدینه آمد، منصور به او پیام داد

00:29:54.930 --> 00:29:56.210
و او گفت

00:29:56.210 --> 00:29:59.250
مردم در عراق اختلاف نظر دارند

00:29:59.250 --> 00:30:02.130
پس کتابی بچینید که بتوانیم با هم جمع کنیم

00:30:02.130 --> 00:30:04.289
پس تشک را بر سر گذاشت

00:30:04.289 --> 00:30:05.970
شافعی گفت

00:30:05.970 --> 00:30:08.210
هیچ کتابی در زمین در مورد دانش وجود ندارد

00:30:08.210 --> 00:30:11.569
درست تر از مواته مالک

00:30:11.569 --> 00:30:12.609
گفتم

00:30:12.609 --> 00:30:16.819
این را قبل از نوشتن دو صحیح گفته است

00:30:16.819 --> 00:30:18.660
ابو مصعب گفت

00:30:18.660 --> 00:30:21.460
در خانه مالک جمع شده بودند

00:30:21.460 --> 00:30:24.339
تا اینکه به خاطر ازدحام جمعیت دعوا می کنند

00:30:24.339 --> 00:30:26.900
و اگر با او بودیم

00:30:26.900 --> 00:30:29.539
او به آن توجه نمی کند

00:30:29.539 --> 00:30:32.500
این را با سر می گویند

00:30:32.500 --> 00:30:35.140
سلاطین از او می ترسیدند

00:30:35.140 --> 00:30:38.019
او می گفت نه و بله

00:30:38.019 --> 00:30:39.619
و به او گفته نمی شود

00:30:39.619 --> 00:30:41.920
کجا گفتی؟

00:30:41.920 --> 00:30:45.119
مصعب بن عبدالله درباره مالک گفت

00:30:45.119 --> 00:30:48.799
او پاسخ را می گذارد، بنابراین اعتبار خود را مرور نمی کند

00:30:48.799 --> 00:30:52.240
و سئوال کنندگان ریش دارند

00:30:52.240 --> 00:30:56.079
سبحان الله و نورسلطان ملاقات کردند

00:30:56.079 --> 00:31:00.029
او با شکوه است و مقتدر نیست

00:31:00.029 --> 00:31:01.789
ابن مهدی گفت

00:31:01.789 --> 00:31:06.190
من هرگز کسی را نترس تر یا باهوش تر از مالک ندیده ام

00:31:06.190 --> 00:31:08.660
تقوا هم بیشتر نیست

00:31:08.660 --> 00:31:10.420
ابن وهب گفت

00:31:10.420 --> 00:31:12.819
آنچه از ادبیات مالک نقل کردیم

00:31:12.819 --> 00:31:18.380
بیش از آنچه از دانش او آموختیم

00:31:20.900 --> 00:31:22.579
القانبی گفت

00:31:22.579 --> 00:31:24.740
شنیدم که گفتند

00:31:24.740 --> 00:31:28.500
مالک هشتاد و نه ساله است

00:31:28.500 --> 00:31:31.970
او در سال یکصد و هفتاد و نه وفات یافت

00:31:31.970 --> 00:31:34.769
اسماعیل بن ابی اویس گفت

00:31:34.769 --> 00:31:36.369
بیماری مالک

00:31:36.369 --> 00:31:40.369
پس از برخی از مردممان پرسیدم که در هنگام مرگ چه گفتند؟

00:31:40.369 --> 00:31:43.890
گفتند: شهادت. سپس گفت

00:31:43.890 --> 00:31:48.160
کار قبل و بعد از آن خداست

00:31:48.160 --> 00:31:52.319
وی در صبح روز چهاردهم ربیع الاول درگذشت

00:31:52.319 --> 00:31:55.279
در سال صد و هفتاد و نهم

00:31:55.359 --> 00:32:00.000
شاهزاده عبدالله بن محمد بن ابراهیم بر او نماز خواند

00:32:00.000 --> 00:32:05.039
ابن محمدبن علی بن عبدالله بن عباس الهاشمی

00:32:05.039 --> 00:32:08.480
ابن ابی زنبر و ابن کنانا آن را شستند

00:32:08.480 --> 00:32:14.099
پسرش یحیی و کاتبش حبیب بر آنها آب ریختند

00:32:14.099 --> 00:32:16.900
گفتم در بقیع دفن شد

00:32:28.740 --> 00:32:33.859
او محمد بن ادریس بن عباس است

00:32:33.859 --> 00:32:36.740
ابن عثمان بن شافع بن الصائب

00:32:36.740 --> 00:32:39.859
ابن عبید بن عبد یزید بن هشام

00:32:39.859 --> 00:32:43.779
ابن المطلب بن عبد منافیب بن قصیب بن کلیب

00:32:43.779 --> 00:32:47.380
ابن مره، ابن کعب، ابن لؤی، ابن غالب

00:32:47.380 --> 00:32:50.180
امام عالم عصر است

00:32:50.180 --> 00:32:53.460
ناصر الحدیث، فقیه

00:32:53.460 --> 00:32:55.779
اباعبدالله القرشی

00:32:55.779 --> 00:32:59.140
سپس المطلبی شافعی مکی

00:32:59.220 --> 00:33:01.140
در غزه متولد شد

00:33:01.140 --> 00:33:04.579
از نزدیکان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:33:04.579 --> 00:33:05.940
و پسر عمویش

00:33:05.940 --> 00:33:10.900
یعنی بین او و پیامبر صلی الله علیه و آله نسب است

00:33:10.900 --> 00:33:15.539
جد سوم از اجداد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود

00:33:15.539 --> 00:33:17.299
او عبد مناف است

00:33:17.299 --> 00:33:21.779
او نهمین جد شافعی رحمه الله است

00:33:21.779 --> 00:33:26.450
المطلب برادر هاشم پدر عبدالمطلب است

00:33:26.609 --> 00:33:29.650
امام شافعی در غزه متولد شد

00:33:29.650 --> 00:33:32.690
پدرش ادریس در جوانی درگذشت

00:33:32.690 --> 00:33:36.289
محمد به عنوان یک یتیم در دامان مادرش بزرگ شد

00:33:36.289 --> 00:33:38.529
املاک برای او ترسیده بود

00:33:38.529 --> 00:33:41.250
بنابراین من او را به یک یاغی تبدیل کردم

00:33:41.250 --> 00:33:42.849
یعنی به اصل آن

00:33:42.849 --> 00:33:44.690
او دو ساله است

00:33:44.690 --> 00:33:46.369
او در مکه بزرگ شد

00:33:46.369 --> 00:33:48.130
و شروع به تیراندازی می کنم

00:33:48.130 --> 00:33:50.930
تا اینکه از همسالان خود پیشی گرفت

00:33:50.930 --> 00:33:55.019
از ده سهم، 9 سهم تملک شد

00:33:55.099 --> 00:33:57.819
بعد عربی و شرعی قبول دارم

00:33:57.819 --> 00:34:00.859
او در این کار عالی بود و پیشرفت کرد

00:34:00.859 --> 00:34:03.019
سپس فقه نزد او رواج یافت

00:34:03.019 --> 00:34:05.259
فساد مردم زمان خود

00:34:05.259 --> 00:34:07.259
او دانش کشورش را به دست آورد

00:34:07.259 --> 00:34:09.820
از مسلم بن خالد الزنجی

00:34:09.820 --> 00:34:11.340
مفتی مکه

00:34:11.340 --> 00:34:15.179
آن را از عمویش محمد بن علی بن شافعی گرفت.

00:34:15.179 --> 00:34:18.940
او پسر عموی عباس، جد شافعی است

00:34:18.940 --> 00:34:21.019
و سفیان بن عیینه

00:34:21.019 --> 00:34:24.139
و فضیل بن ایاض و چند نفر دیگر

00:34:24.139 --> 00:34:25.739
و به شهر سفر کرد

00:34:25.739 --> 00:34:28.539
او بیش از بیست سال سن دارد

00:34:28.539 --> 00:34:31.579
فتوا داد و لیاقت امامت را داد

00:34:31.579 --> 00:34:34.699
از مالک بن انسان مووات روایت شده است

00:34:34.699 --> 00:34:36.699
به او نشان دهید که او را نجات داده است

00:34:36.699 --> 00:34:40.059
او یمن را به اختیار مطرف بن ماز تصرف کرد

00:34:40.059 --> 00:34:43.980
هشام بن یوسف القاضی و گروهی

00:34:43.980 --> 00:34:46.780
و بغداد علی محمد بن الحسن

00:34:46.780 --> 00:34:48.460
فقیه عراقی

00:34:48.460 --> 00:34:52.059
بر او لازم است، بر او سنگینی می شود و به قافله ای نزدیک است

00:34:52.139 --> 00:34:55.260
مقولات را طبقه بندی کرد و علم را نوشت

00:34:55.260 --> 00:34:58.699
او با پیروی از سنت به ائمه پاسخ داد

00:34:58.699 --> 00:35:02.059
در اصول فقه و فروع آن طبقه بندی می شود

00:35:02.059 --> 00:35:03.659
و بعد از شهرتش

00:35:03.659 --> 00:35:06.460
شاگردان بر او زیاد شدند

00:35:06.460 --> 00:35:08.619
الحمیدی به او گفت

00:35:08.619 --> 00:35:11.659
و ابوعبیدن القاسم بن سلام

00:35:11.659 --> 00:35:13.420
و احمد بن حنبل

00:35:13.420 --> 00:35:15.900
البویقی و ابوثور

00:35:15.900 --> 00:35:19.179
و عبدالعزیز مکی صاحب الحیده

00:35:19.179 --> 00:35:21.340
و اسحاق بن راهوی

00:35:21.420 --> 00:35:24.219
و الربیع بن سلیمان المرادی

00:35:24.219 --> 00:35:27.019
و الربیع بن سلیمان الجیزی

00:35:27.019 --> 00:35:30.139
و محمد بن عبدالله بن عبدالحكم

00:35:30.139 --> 00:35:32.380
دیگران را آفرید

00:35:32.380 --> 00:35:35.019
دار قطنی کتابی منتشر کرد

00:35:35.019 --> 00:35:37.659
چه کسی روایتی از شافعی دارد؟

00:35:37.659 --> 00:35:39.260
در دو قسمت

00:35:39.260 --> 00:35:42.300
بزرگترها فضایل این امام را ارزیابی کردند

00:35:42.300 --> 00:35:44.380
قدیمی و جدید

00:35:44.380 --> 00:35:47.500
عده ای از آن ناراحت بودند

00:35:47.579 --> 00:35:51.420
این فقط بر بلندی و عظمت او افزود

00:35:51.420 --> 00:35:56.300
راه حل افراد منصف این است که سخنان همتایان او حاوی هوی و هوس باشد

00:35:56.300 --> 00:35:58.539
افراد کمی در امامت سرآمد بودند

00:35:58.539 --> 00:36:00.619
او به کسانی که با او مخالف بودند پاسخ داد

00:36:00.619 --> 00:36:02.219
جز وعده های من

00:36:02.219 --> 00:36:04.699
از شور و شوق به خدا پناه می بریم

00:36:04.699 --> 00:36:09.550
این اوراق فضایل این آقا را محدود می کند

00:36:09.550 --> 00:36:12.750
و اما جدشان الصائب المطلبی

00:36:12.750 --> 00:36:16.989
او یکی از برجسته ترین افرادی بود که در دوران جاهلیت در بدر حضور داشت

00:36:16.989 --> 00:36:18.829
پس در آن روز اسیر شد

00:36:18.829 --> 00:36:23.070
او به پیامبر صلی الله علیه و آله شباهت داشت

00:36:23.070 --> 00:36:26.349
می گویند خودش را خسته کرده بود

00:36:26.349 --> 00:36:27.630
اسلم

00:36:27.630 --> 00:36:30.269
و پسرش شافع بن الصائب

00:36:30.269 --> 00:36:31.789
او چشم اندازی دارد

00:36:31.789 --> 00:36:34.909
او در زمره اصحاب صغیر به حساب می آید

00:36:34.909 --> 00:36:37.469
پسرش عثمان تابعی

00:36:37.469 --> 00:36:40.590
من از رمان اصلی او اطلاعی ندارم

00:36:40.590 --> 00:36:42.349
الموزنی گفت

00:36:42.349 --> 00:36:46.429
من چهره ای زیباتر از شافعی رحمه الله ندیده ام

00:36:46.429 --> 00:36:49.389
شاید ریشش را گرفته باشد

00:36:49.389 --> 00:36:51.949
بر چنگ او ارجح نیست

00:36:51.949 --> 00:36:54.510
ابراهیم بن برنا گفت

00:36:54.510 --> 00:36:58.699
شافعی قوی، بلند قامت و نجیب بود

00:36:58.699 --> 00:37:00.940
الربیع مؤذن گفت

00:37:00.940 --> 00:37:03.579
از شافعی شنیدم که می گفت:

00:37:03.579 --> 00:37:05.340
مجبور شدم پرتش کنم

00:37:05.340 --> 00:37:08.300
حتی دکتر هم به من می گفت

00:37:08.300 --> 00:37:13.010
می ترسم از زیاد ایستادن در گرما به سل مبتلا شوید

00:37:13.010 --> 00:37:14.050
او گفت

00:37:14.050 --> 00:37:17.630
من از ده نه نفر مجروح شدم

00:37:17.630 --> 00:37:19.869
عمر بن سواد گفت

00:37:19.869 --> 00:37:21.869
شافعی به من گفت

00:37:21.869 --> 00:37:25.070
گرسنگی من تیراندازی و طلب علم بود

00:37:25.070 --> 00:37:26.750
با پرتاب فرار کردم

00:37:26.750 --> 00:37:30.110
تا اینکه ده ده به تو زد

00:37:30.110 --> 00:37:32.110
در مورد دانش سکوت کرد

00:37:32.110 --> 00:37:33.309
پس گفتم

00:37:33.309 --> 00:37:37.599
به خدا سوگند تو در علم از تیراندازی برتری

00:37:37.599 --> 00:37:39.199
الحمیدی گفت

00:37:39.199 --> 00:37:41.760
از شافعی شنیدم که می گفت:

00:37:41.760 --> 00:37:44.480
من در دامان مادرم یتیم بودم

00:37:44.480 --> 00:37:48.000
او چیزی برای دادن من به معلم نداشت

00:37:48.000 --> 00:37:53.119
معلم قبول کرده بود که در صورت غیبت پسرها به آنها رسیدگی کنم

00:37:53.119 --> 00:37:54.989
یا راحتش کن

00:37:54.989 --> 00:37:57.309
از شافعی می‌گوید:

00:37:57.309 --> 00:38:00.349
در شانه ها و استخوان ها می نوشتم

00:38:00.349 --> 00:38:02.670
و من به دیوان می رفتم

00:38:02.670 --> 00:38:06.190
بنابراین من دوست دارم ظاهر شوم و در مورد آن بنویسم

00:38:06.190 --> 00:38:07.710
الحمیدی گفت

00:38:07.710 --> 00:38:09.389
شافعی گفت

00:38:09.389 --> 00:38:12.829
خانه ما در مکه در شعب الخیف بود

00:38:12.829 --> 00:38:15.630
به تکان استخوان نگاه می کردم

00:38:15.630 --> 00:38:18.909
حدیث یا مسئله را در آن بنویسید

00:38:18.909 --> 00:38:21.630
ما یک کوزه قدیمی داشتیم

00:38:21.630 --> 00:38:23.309
اگر استخوان پر باشد

00:38:23.309 --> 00:38:25.469
گذاشتمش تو شیشه

00:38:25.469 --> 00:38:26.989
الموزنی گفت

00:38:26.989 --> 00:38:29.710
از شافعی شنیدم که می گفت:

00:38:29.710 --> 00:38:32.989
در هفت سالگی قرآن را حفظ کردم

00:38:32.989 --> 00:38:36.460
من موطّع را در زمان فرزند عشر حفظ کردم

00:38:36.460 --> 00:38:38.940
الربیع بن سلیمان گفت

00:38:38.940 --> 00:38:42.460
شافعی در روز وفات ابوحنیفه به دنیا آمد

00:38:42.460 --> 00:38:45.019
خداوند متعال ایشان را بیامرزد

00:38:45.019 --> 00:38:46.940
ابن عبدالحکم گفت

00:38:46.940 --> 00:38:49.579
از شافعی شنیدم که می گفت:

00:38:49.579 --> 00:38:54.000
من برای اسماعیل بن قسطنطین قرآن خواندم

00:38:54.000 --> 00:38:55.760
الحمیدی گفت

00:38:55.760 --> 00:38:59.599
مسلم بن خالد الزنجی به شافعی گفت

00:38:59.599 --> 00:39:01.840
به من فتوا بده اباعبدالله

00:39:01.840 --> 00:39:04.960
به خدا وقت آن است که فتوا بدهید

00:39:04.960 --> 00:39:08.719
شافعی پانزده ساله بود

00:39:08.719 --> 00:39:10.159
بهار گفت

00:39:10.159 --> 00:39:11.760
شافعی گفت

00:39:11.760 --> 00:39:15.920
زیرا خداوند با هر گناهی جز شرک، بنده را ملاقات می کند

00:39:15.920 --> 00:39:20.000
بهتر از ملاقات با او با برخی هوس ها

00:39:20.000 --> 00:39:21.920
ابن عبدالحکم گفت

00:39:21.920 --> 00:39:24.480
از شافعی شنیدم که می گفت:

00:39:24.480 --> 00:39:27.760
اگر مردم هوی و هوس در گفتار را می دانستند

00:39:27.760 --> 00:39:31.440
همانطور که از شیر می گریزند از او فرار کردند

00:39:31.440 --> 00:39:33.679
منظور ایشان علم بیان است

00:39:33.679 --> 00:39:35.440
ابوعبید گفت

00:39:35.440 --> 00:39:38.320
من عاقل تر از شافعی ندیدم

00:39:38.320 --> 00:39:40.719
یونس الصدافی گفت:

00:39:40.719 --> 00:39:43.599
من عاقل تر از شافعی ندیدم

00:39:43.599 --> 00:39:46.079
یک روز در مورد موضوعی با او بحث کردم

00:39:46.079 --> 00:39:47.679
بعد از هم جدا شدیم

00:39:47.679 --> 00:39:51.039
با من ملاقات کرد و دستم را گرفت و بعد گفت

00:39:51.039 --> 00:39:52.880
ای ابوموسی

00:39:52.880 --> 00:39:55.519
آیا درست نیست که ما با هم برادر باشیم؟

00:39:55.519 --> 00:39:58.239
حتی اگر در موضوعی با هم موافق نباشیم

00:39:58.239 --> 00:39:59.280
گفتم

00:39:59.280 --> 00:40:04.079
این بیانگر کمال عقل و فقه خود این امام است

00:40:04.079 --> 00:40:07.389
همتایان هنوز مخالف هستند

00:40:07.389 --> 00:40:09.550
معمر بن شبیب گفت

00:40:09.550 --> 00:40:12.030
شنیدم که مامون می گفت

00:40:12.030 --> 00:40:15.789
من محمد بن ادریس را در همه چیز آزمایش کردم

00:40:15.789 --> 00:40:18.269
کامل یافتم

00:40:18.269 --> 00:40:20.349
احمد بن محمد گفت

00:40:20.349 --> 00:40:22.429
ابن بنت شافعی

00:40:22.429 --> 00:40:25.469
شنیدم که پدر و عمویم گفتند

00:40:25.469 --> 00:40:27.309
سفیان بن عیینه بود

00:40:27.309 --> 00:40:30.909
اگر توضیح یا فتوا به او برسد

00:40:30.909 --> 00:40:33.789
رو به شافعی کرد و گفت:

00:40:33.789 --> 00:40:35.710
اینو ول کن

00:40:35.789 --> 00:40:38.030
سوید بن سعید گفت

00:40:38.030 --> 00:40:40.670
من با سفیان بن عیینه بودم

00:40:40.670 --> 00:40:44.030
شافعی آمد و سلام کرد و نشست

00:40:44.030 --> 00:40:47.469
بن عیینه حدیث ظریفی نقل کرده است

00:40:47.469 --> 00:40:49.869
شافعی بیهوش شد

00:40:49.869 --> 00:40:51.630
به سفیانی گفته شد

00:40:51.630 --> 00:40:53.309
ای ابومحمد

00:40:53.309 --> 00:40:55.710
محمد بن ادریس درگذشت

00:40:55.710 --> 00:40:57.389
سفیان گفت

00:40:57.389 --> 00:40:58.989
اگر مرد

00:40:58.989 --> 00:41:02.340
بهترین مردم زمان او مردند

00:41:02.340 --> 00:41:03.860
بهار گفت

00:41:03.860 --> 00:41:05.380
من الشافعی را شنیدم

00:41:05.380 --> 00:41:07.380
از او درباره قرآن سؤال شد

00:41:07.380 --> 00:41:08.659
و او گفت

00:41:08.659 --> 00:41:10.420
FNF

00:41:10.420 --> 00:41:12.739
قرآن کلام خداست

00:41:12.739 --> 00:41:15.940
هر که بگوید آفرید، کافر شده است

00:41:15.940 --> 00:41:18.610
این یک انتساب صحیح است

00:41:18.610 --> 00:41:20.050
بهار گفت

00:41:20.050 --> 00:41:22.530
از شافعی شنیدم که می گفت:

00:41:22.530 --> 00:41:26.610
خواندن حدیث بهتر از نماز اختیاری است

00:41:26.610 --> 00:41:27.969
و او گفت

00:41:27.969 --> 00:41:31.659
طلب علم بهتر از نمازهای اختیاری است

00:41:31.659 --> 00:41:33.260
الموزنی گفت

00:41:33.260 --> 00:41:35.820
از شافعی شنیدم که می گفت:

00:41:35.820 --> 00:41:39.019
هر که قرآن را بیاموزد، ارزش او بسیار است

00:41:39.019 --> 00:41:42.219
هر که از فقه حرف بزند، توانش رشد می کند

00:41:42.219 --> 00:41:45.420
کسى که حديث نوشته است حجت محکمى دارد

00:41:45.420 --> 00:41:48.380
هر که به زبان نگاه کند طبعش را نرم می کند

00:41:48.380 --> 00:41:51.579
هرکس حسابی نگاه کند نظرش مشخص می شود

00:41:51.579 --> 00:41:53.579
و هر که خود را حفظ نکند

00:41:53.579 --> 00:41:55.949
دانش او برایش فایده ای نداشت

00:41:55.949 --> 00:41:57.469
بهار گفت

00:41:57.469 --> 00:41:59.949
از شافعی شنیدم که می گفت:

00:42:00.030 --> 00:42:04.989
اختلاف در دین، دل را سخت می کند و کینه ایجاد می کند

00:42:04.989 --> 00:42:07.150
بهار هم گفت

00:42:07.150 --> 00:42:09.710
از شافعی شنیدم که می گفت:

00:42:09.710 --> 00:42:12.989
ای کاش مردم این علم را یاد می گرفتند

00:42:12.989 --> 00:42:14.590
منظورم این است که او آن را نوشته است

00:42:14.590 --> 00:42:17.949
تا زمانی که چیزی به من نسبت داده نشود

00:42:17.949 --> 00:42:19.710
او را منع کرد

00:42:19.710 --> 00:42:22.269
از شافعی شنیدم که می گفت:

00:42:22.269 --> 00:42:26.670
ای کاش هر دانشی که یاد می دهم به مردم آموزش داده شود

00:42:27.389 --> 00:42:32.929
عبدالله بن احمد بن حنبل گفت

00:42:32.929 --> 00:42:36.050
شنیدم که محمد بن داود می گفت

00:42:36.050 --> 00:42:39.170
در تمام دوران شافعی حفظ نشد

00:42:39.170 --> 00:42:42.530
از روی هوس چیزی گفت

00:42:42.530 --> 00:42:45.489
هیچ انتساب و شناختی از او وجود ندارد

00:42:45.489 --> 00:42:49.019
با نفرتش از اهل الهیات و بدعت ها

00:42:49.019 --> 00:42:50.780
شافعی گفت

00:42:50.780 --> 00:42:52.860
حکم بر اهل علم کلام

00:42:52.860 --> 00:42:54.780
با چوب زده شدن

00:42:54.780 --> 00:42:56.460
آنها را بر روی شتر حمل می کنند

00:42:56.460 --> 00:42:58.940
آنها به صورت قبیله ای راه می روند

00:42:58.940 --> 00:43:00.699
او آنها را صدا می کند

00:43:00.699 --> 00:43:04.059
این پاداش ترک قرآن و سنت است

00:43:04.059 --> 00:43:06.289
و من حرف زدن را قبول دارم

00:43:06.289 --> 00:43:08.929
ابو عبدالرحمن اشعری گفت

00:43:08.929 --> 00:43:10.849
صاحب الشافعی

00:43:10.849 --> 00:43:12.610
شافعی گفت

00:43:12.610 --> 00:43:14.929
آموزه من در اهل الهیات

00:43:14.929 --> 00:43:17.409
پوشاندن سرشان با شلاق

00:43:17.409 --> 00:43:20.000
و آوارگی آنها در کشور

00:43:20.000 --> 00:43:21.039
گفتم

00:43:21.039 --> 00:43:24.590
شايد اين مطلب مكرر از امام نقل شده باشد

00:43:24.590 --> 00:43:26.190
الموزنی گفت

00:43:26.190 --> 00:43:30.269
شافعی از گفتگو منع کرده است

00:43:30.269 --> 00:43:33.469
محمد بن اسحق بن خزیمه گفت

00:43:33.469 --> 00:43:35.869
شنیدم که بهار گفت

00:43:35.869 --> 00:43:39.230
وقتی شافعی با حفسنی فرد صحبت کرد

00:43:39.230 --> 00:43:40.750
حفص گفت

00:43:40.750 --> 00:43:42.829
قرآن مخلوق است

00:43:42.829 --> 00:43:44.909
شافعی به او گفت

00:43:44.909 --> 00:43:47.780
من به خدای متعال کافر شدم

00:43:47.780 --> 00:43:49.380
البویتی گفت

00:43:49.380 --> 00:43:51.059
از شافعی پرسیدم

00:43:51.059 --> 00:43:53.460
من پشت سر رافضی نماز می خوانم

00:43:53.460 --> 00:43:54.500
او گفت

00:43:54.500 --> 00:43:59.139
پشت سر رافضی، قدری و مرجع دینی نماز نخوانید

00:43:59.139 --> 00:44:01.219
بنابراین گفتم آنها را برای ما توصیف کنید

00:44:01.219 --> 00:44:02.340
او گفت

00:44:02.340 --> 00:44:04.500
کی گفته ایمان یک ضرب المثل است

00:44:04.500 --> 00:44:05.940
مرجع است

00:44:05.940 --> 00:44:10.019
هر که بگوید ابوبکر و عمر امام نیستند

00:44:10.019 --> 00:44:11.780
او رافضی است

00:44:11.780 --> 00:44:14.500
و هر که برای خود اراده کند

00:44:14.500 --> 00:44:16.289
سرنوشت من است

00:44:16.289 --> 00:44:17.809
بهار گفت

00:44:17.809 --> 00:44:19.809
شافعی به من گفت

00:44:19.809 --> 00:44:23.730
اگر می خواستم سر هر متخلف کتاب بگذارم

00:44:23.809 --> 00:44:25.170
من خواهم داشت

00:44:25.170 --> 00:44:27.809
اما حرف زدن به من مربوط نیست

00:44:27.809 --> 00:44:31.329
دوست ندارم چیزی به من نسبت داده شود

00:44:31.329 --> 00:44:32.530
گفتم

00:44:32.530 --> 00:44:36.880
این روح پاک از شافعی نقل شده است

00:44:36.880 --> 00:44:39.840
عبدالله بن احمد بن حنبل گفت

00:44:39.840 --> 00:44:41.840
شنیدم پدرم گفت

00:44:41.840 --> 00:44:43.599
شافعی گفت

00:44:43.599 --> 00:44:47.119
شما به اخبار صحیح از ما داناتر هستید

00:44:47.119 --> 00:44:49.519
اگر خبر واقعی باشد

00:44:49.519 --> 00:44:52.769
پس به من خبر بده تا برم پیشش

00:44:52.769 --> 00:44:54.369
حرم الله گفت

00:44:54.369 --> 00:44:56.050
شافعی گفت

00:44:56.050 --> 00:44:57.650
هر چی گفتی

00:44:57.650 --> 00:45:01.090
از رسول خدا صلی الله علیه و آله بود

00:45:01.090 --> 00:45:03.570
برعکس اون چیزی که گفتم درسته

00:45:03.570 --> 00:45:04.849
بهتر است

00:45:04.849 --> 00:45:07.090
و از من تقلید نکنید

00:45:07.090 --> 00:45:09.010
مردی به او گفت

00:45:09.010 --> 00:45:12.369
این حدیث را بگیر اباعبدالله

00:45:12.369 --> 00:45:13.570
و او گفت

00:45:13.570 --> 00:45:16.929
چه زمانی از رسول خدا حدیث صحیح نقل کردید؟

00:45:16.929 --> 00:45:18.530
من آن را نگرفتم

00:45:18.530 --> 00:45:21.840
من به شما شهادت می دهم که عقلم رفته است

00:45:21.840 --> 00:45:23.599
الحمیدی گفت

00:45:23.599 --> 00:45:26.400
شافعی یک بار حدیثی نقل کرده است

00:45:26.400 --> 00:45:27.440
پس گفتم

00:45:27.440 --> 00:45:29.039
شما آن را می گیرید؟

00:45:29.039 --> 00:45:30.239
و او گفت

00:45:30.239 --> 00:45:32.880
دیدی که از یک کلیسا خارج شدم؟

00:45:32.880 --> 00:45:34.639
یا علی زنار

00:45:34.639 --> 00:45:41.440
حتی اگر از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم حدیث می شنیدم آن را نمی گفتم.

00:45:41.440 --> 00:45:43.599
و می بینند که چه گفته است

00:45:43.599 --> 00:45:46.639
اگر حدیث صحیح باشد فرقه ای است

00:45:46.639 --> 00:45:48.559
اگر حدیث صحیح باشد

00:45:48.559 --> 00:45:51.360
پس با کلمات به دیوار ضربه بزنید

00:45:51.360 --> 00:45:53.679
الربیع بن سلیمان گفت

00:45:53.679 --> 00:45:56.800
شافعی شب را تقسیم کرده بود

00:45:56.800 --> 00:45:59.039
ثلث اول آن نوشته شده است

00:45:59.039 --> 00:46:00.880
دومی دعا می کند

00:46:00.880 --> 00:46:03.039
سومی می خوابد

00:46:03.039 --> 00:46:04.000
گفتم

00:46:04.000 --> 00:46:07.980
سه عمل او عبادت با نیت است

00:46:07.980 --> 00:46:09.980
الکرابیسی گفت

00:46:09.980 --> 00:46:12.539
او یک شب با شافعی ظاهر شد

00:46:12.539 --> 00:46:15.500
حدود یک سوم شب را نماز خواند

00:46:15.500 --> 00:46:19.019
آنچه دیدم بیش از پنجاه بیت بود

00:46:19.019 --> 00:46:20.460
بنابراین بیشتر

00:46:20.460 --> 00:46:22.139
صد آیه

00:46:22.139 --> 00:46:26.619
از هیچ نشانه رحمتی بدون درخواست از خدا نمی گذشت

00:46:26.619 --> 00:46:30.219
هیچ نشانه ای از عذاب نیست جز اینکه تو پناه ببری

00:46:30.219 --> 00:46:34.780
انگار امید و ترس را با هم ترکیب کرده بود

00:46:34.780 --> 00:46:38.139
ربیع بن سلیمان به دو صورت گفته است

00:46:38.139 --> 00:46:39.579
حتی بیشتر

00:46:39.579 --> 00:46:45.139
شافعی در ماه رمضان شصت بار قرآن را ختم می کرد

00:46:45.139 --> 00:46:47.380
عمر بن سواد گفت

00:46:47.460 --> 00:46:52.820
شافعی سخاوتمندترین مردم در دینار و درهم و غذا بود

00:46:52.820 --> 00:46:54.659
ابوثور گفت

00:46:54.659 --> 00:46:59.539
گفت شافعی از حضرتش چیزی دریغ نکرد

00:46:59.539 --> 00:47:01.300
بهار گفت

00:47:01.300 --> 00:47:04.179
مردی رکاب الشافعی را گرفت

00:47:04.179 --> 00:47:05.460
او به من گفت

00:47:05.460 --> 00:47:08.289
چهار دینار به او می دهم

00:47:08.289 --> 00:47:10.050
الموزنی گفت

00:47:10.050 --> 00:47:12.530
من یک روز با شافعی بودم

00:47:12.530 --> 00:47:17.010
پس بیرون رفتیم و مردی را دیدیم که با کمان عربی تیراندازی می کرد

00:47:17.010 --> 00:47:19.730
شافعی ایستاد و به او نگاه کرد

00:47:19.730 --> 00:47:21.730
پرتاب خوبی بود

00:47:21.730 --> 00:47:23.570
او مورد اصابت تیر قرار گرفت

00:47:23.570 --> 00:47:25.329
شافعی گفت

00:47:25.329 --> 00:47:26.369
آفرین

00:47:26.369 --> 00:47:28.050
و او را درود فرست

00:47:28.050 --> 00:47:29.409
سپس گفت

00:47:29.409 --> 00:47:32.420
سه دینار به او می دهم

00:47:32.420 --> 00:47:34.099
بهار گفت

00:47:34.099 --> 00:47:37.619
شافعی کفش پوشیده از کنار آن عبور می کرد

00:47:37.619 --> 00:47:39.380
بعد شلاقش افتاد

00:47:39.380 --> 00:47:43.699
بعد پسری از جا پرید و با آستینش پاکش کرد و به دستش داد

00:47:43.699 --> 00:47:46.610
پس هفت دینار به او داد

00:47:46.690 --> 00:47:48.130
بهار گفت

00:47:48.130 --> 00:47:49.329
من ازدواج کردم

00:47:49.329 --> 00:47:52.690
شافعی از من پرسید که چقدر به او اعتقاد دارم؟

00:47:52.690 --> 00:47:53.570
گفتم

00:47:53.570 --> 00:47:55.570
سی دینار

00:47:55.570 --> 00:47:57.809
من شش تا از آنها را رسوب دادم

00:47:57.809 --> 00:48:01.570
پس بیست و چهار دینار به من داد

00:48:01.570 --> 00:48:03.010
بهار گفت

00:48:03.010 --> 00:48:05.250
پشت سر الشافعی راه افتادم

00:48:05.250 --> 00:48:09.010
شخصی کاغذی به او داد و گفت:

00:48:09.010 --> 00:48:10.849
من یک فروشگاه مواد غذایی هستم

00:48:10.849 --> 00:48:12.849
سرمایه من یک درهم است

00:48:12.849 --> 00:48:14.369
و من ازدواج کردم

00:48:14.369 --> 00:48:15.809
منظورم اینه

00:48:15.889 --> 00:48:17.570
گفت: یا ربیع.

00:48:17.570 --> 00:48:20.210
سی دینار به او می دهم

00:48:20.210 --> 00:48:21.250
پس گفتم

00:48:21.250 --> 00:48:24.449
این برای ده درهم کافی است

00:48:24.449 --> 00:48:26.050
گفت: وای بر تو!

00:48:26.050 --> 00:48:28.929
و آنچه را که به سی دینار انجام می دهد

00:48:28.929 --> 00:48:31.409
آیا این است یا آن؟

00:48:31.409 --> 00:48:34.530
او شروع به آماده سازی کرد که در دستگاه خود چه کاری انجام دهد

00:48:34.530 --> 00:48:35.809
سپس گفت

00:48:35.809 --> 00:48:37.090
به او می دهم

00:48:37.090 --> 00:48:39.969
و رز زبیر بن سلیمان القرشی

00:48:39.969 --> 00:48:42.210
از شافعی می‌گوید:

00:48:42.210 --> 00:48:44.050
هارتاما رفت

00:48:44.050 --> 00:48:47.570
پس سلام امیرالمؤمنین هارون را بر من بخوان

00:48:47.570 --> 00:48:48.849
و او گفت

00:48:48.849 --> 00:48:52.210
پنج هزار دینار به شما دستور داد

00:48:52.210 --> 00:48:53.730
القرشی گفت

00:48:53.730 --> 00:48:55.730
پس پول را نزد او آورد

00:48:55.730 --> 00:48:58.769
پس تکه‌ای کاغذ برداشت و در بسته‌ای پیچید

00:48:58.769 --> 00:49:01.250
فرقه های آن از قریشیان است

00:49:01.250 --> 00:49:03.409
تا اینکه به خانه برگشت

00:49:03.409 --> 00:49:06.610
جز کمتر از صد دینار

00:49:06.610 --> 00:49:08.530
ابن عبدالحکم گفت

00:49:08.530 --> 00:49:11.889
شافعی سخاوتمندترین مردم با آنچه می یافت بود

00:49:11.969 --> 00:49:14.050
داشت از کنار ما رد می شد

00:49:14.050 --> 00:49:16.610
اگر مرا پیدا کرد وگرنه می گوید

00:49:16.610 --> 00:49:20.289
به محمد بگو اگر بیاید به خانه می آید

00:49:20.289 --> 00:49:23.900
تا او نیاید ناهار نمی خورم

00:49:23.900 --> 00:49:26.699
از شافعی می‌گوید:

00:49:26.699 --> 00:49:28.860
بدبختی است رزق تا آخر

00:49:28.860 --> 00:49:31.500
تجاوز به مردم

00:49:31.500 --> 00:49:33.500
یونس الصدافی گفت:

00:49:33.500 --> 00:49:35.340
شافعی به من گفت

00:49:35.340 --> 00:49:38.619
هیچ راهی برای در امان ماندن از مردم وجود ندارد

00:49:38.619 --> 00:49:42.179
ببینید چه چیزی برای شما مناسب است و به آن پایبند باشید

00:49:42.179 --> 00:49:44.500
از شافعی می‌گوید:

00:49:44.500 --> 00:49:46.980
اگر می ترسید که کار شما شگفت انگیز باشد

00:49:46.980 --> 00:49:49.059
پس رضایت کسی که به دنبالش هستید را به خاطر بسپارید

00:49:49.059 --> 00:49:51.539
و در چه سعادتی می لرزید؟

00:49:51.539 --> 00:49:54.179
از چه مجازاتی می ترسی؟

00:49:54.179 --> 00:49:56.099
چه کسی در مورد آن فکر کرد؟

00:49:56.099 --> 00:49:58.559
او کار کمی دارد

00:49:58.559 --> 00:50:01.119
عبدالرحمن بن مهدی نوشت

00:50:01.119 --> 00:50:03.760
به شافعی در جوانی

00:50:03.760 --> 00:50:07.440
برای او کتابی بنویسد که حاوی معانی قرآن باشد

00:50:07.519 --> 00:50:09.599
پذیرش اخبار را جمع آوری می کند

00:50:09.599 --> 00:50:11.440
و برهان اجماع

00:50:11.440 --> 00:50:14.159
و بیان منسوخ و منسوخ

00:50:14.159 --> 00:50:17.199
پس نامه ای برایش نوشت

00:50:17.199 --> 00:50:19.760
عبدالرحمن بن مهدی گفت

00:50:19.760 --> 00:50:21.679
چه نمازی بخوانم؟

00:50:21.679 --> 00:50:25.440
مگر اینکه در آن به شافعی دعا کنم

00:50:25.440 --> 00:50:27.760
حارث بن سرایج گفت:

00:50:27.760 --> 00:50:30.559
شنیدم یحیی القطان گفت

00:50:30.559 --> 00:50:32.880
از خدا برای شافعی دعا می کنم

00:50:32.880 --> 00:50:34.719
من او را جدا می کنم

00:50:34.719 --> 00:50:36.960
احمد بن حنبل گفت

00:50:36.960 --> 00:50:39.519
شش را من می گویم سحر و جادو

00:50:39.519 --> 00:50:41.760
یکی از آنها شافعی است

00:50:41.760 --> 00:50:42.960
و او گفت

00:50:42.960 --> 00:50:44.800
من به شافعی دعا می کنم

00:50:44.800 --> 00:50:48.289
چهل سال در دعای من

00:50:48.289 --> 00:50:51.409
عبدالله بن احمد بن حنبل گفت

00:50:51.409 --> 00:50:52.929
به پدرم گفتم

00:50:52.929 --> 00:50:55.489
کدام مرد شافعی بود؟

00:50:55.489 --> 00:50:59.010
شنیدم که خیلی براش دعا میکنی

00:50:59.010 --> 00:51:00.610
گفت پسرم

00:51:00.610 --> 00:51:02.690
او برای جهان مانند خورشید بود

00:51:02.690 --> 00:51:05.090
و همچنین سلامتی برای مردم

00:51:05.090 --> 00:51:07.090
آیا این دو جانشین دارند؟

00:51:07.090 --> 00:51:09.309
یا به جای هر یک از آنها

00:51:09.309 --> 00:51:11.309
ابو داود گفت

00:51:11.309 --> 00:51:13.389
من اباعبدالله را ندیدم

00:51:13.389 --> 00:51:15.550
به معنای احمد بن حنبل

00:51:15.550 --> 00:51:17.230
خم شدن به سمت یکی

00:51:17.230 --> 00:51:19.730
گرایش او به شافعی

00:51:19.730 --> 00:51:22.130
قتیبه بن سعید گفت

00:51:22.130 --> 00:51:24.849
انقلابی مرد و تقوا مرد

00:51:24.849 --> 00:51:28.130
شافعی درگذشت و اهل سنت مردند

00:51:28.130 --> 00:51:30.289
احمد بن حنبل می میرد

00:51:30.289 --> 00:51:32.289
بدعت ها ظاهر می شوند

00:51:32.289 --> 00:51:34.449
احمد بن حنبل گفت

00:51:34.449 --> 00:51:38.050
خداوند به مردم یک سر در صد اعتبار می دهد

00:51:38.050 --> 00:51:40.050
چه کسی به آنها سنت می آموزد؟

00:51:40.050 --> 00:51:44.929
دروغ به نفع رسول خدا صلی الله علیه و آله است

00:51:44.929 --> 00:51:46.769
سپس احمد گفت

00:51:46.769 --> 00:51:48.130
بنابراین ما نگاه کردیم

00:51:48.130 --> 00:51:51.730
پس در رأس آن صد نفر عمر بن عبدالعزیز قرار داشت

00:51:51.730 --> 00:51:53.730
و در آغاز دویست

00:51:53.730 --> 00:51:55.500
الشافعی

00:51:55.500 --> 00:51:57.179
شافعی گفت

00:51:57.179 --> 00:52:00.300
اگر مرد اهل حدیث دیدی

00:52:00.300 --> 00:52:03.179
گویی مردی از اصحاب پیامبر را دیدم

00:52:03.340 --> 00:52:05.340
خداوند او را بیامرزد و درود فرستد

00:52:05.340 --> 00:52:07.340
خداوند به آنها جزای خیر بدهد

00:52:07.340 --> 00:52:09.340
اصل را برای ما حفظ کردند

00:52:09.340 --> 00:52:11.340
به ما اعتبار می دهند

00:52:11.340 --> 00:52:13.340
ابوزراء گفت

00:52:13.340 --> 00:52:15.340
نه به قول شافعی

00:52:15.340 --> 00:52:17.340
یک بیانیه نادرست

00:52:17.340 --> 00:52:19.500
ابوداود سیجستانی گفت

00:52:19.500 --> 00:52:21.500
من نمی دانم

00:52:21.500 --> 00:52:23.500
شافعی حدیث دارد

00:52:23.500 --> 00:52:25.539
گفتم

00:52:25.539 --> 00:52:27.539
این بهترین چیز است

00:52:27.539 --> 00:52:29.539
اما استدلال حافظ قابل اعتماد است

00:52:29.539 --> 00:52:31.539
و چه رسد به گفتن

00:52:31.539 --> 00:52:33.539
من یه همچین چیزی میگم

00:52:33.539 --> 00:52:35.539
حافظ ابوبکر آن را طبقه بندی کرده است

00:52:35.539 --> 00:52:37.539
الخطیب کتابی نوشت

00:52:37.539 --> 00:52:39.539
در اثبات توسل به امام

00:52:39.539 --> 00:52:41.539
الشافعی

00:52:41.539 --> 00:52:43.539
فقط افراد حسود در مورد آن صحبت کردند

00:52:43.539 --> 00:52:45.539
یا از احوال او بی خبر

00:52:45.539 --> 00:52:47.539
این حرف دروغ بود

00:52:47.539 --> 00:52:49.539
از آنها مثبت به افزایش است

00:52:49.539 --> 00:52:51.539
مقام و منزلت او

00:52:51.539 --> 00:52:53.539
این حکم خدا برای بندگانش است

00:52:53.539 --> 00:52:55.539
ای شما که

00:52:55.539 --> 00:52:57.539
باور کن، نباش

00:52:57.539 --> 00:52:59.539
مثل اونایی که صدمه میزنن

00:52:59.539 --> 00:53:01.539
موسی پس با خدا آشتی کردند

00:53:01.539 --> 00:53:03.539
از آنچه گفتند

00:53:03.539 --> 00:53:05.539
و این بود

00:53:05.539 --> 00:53:07.539
در نزد خداوند شایسته است

00:53:07.539 --> 00:53:09.539
او گفت

00:53:09.539 --> 00:53:11.539
احمد بن حنبن

00:53:11.539 --> 00:53:13.539
شافعی یکی از فصیح ترین افراد بود

00:53:13.539 --> 00:53:15.539
یونس بن عبدالله گفت:

00:53:15.539 --> 00:53:17.539
بالا

00:53:17.539 --> 00:53:19.539
شافعی چیزی جز یک جادوگر نبود

00:53:19.539 --> 00:53:21.539
انگار حرفش مستی بود

00:53:21.539 --> 00:53:23.539
و او داشت

00:53:23.539 --> 00:53:25.539
شیرینی منطق را داری

00:53:25.539 --> 00:53:27.539
و فصاحتش خوب بود

00:53:27.539 --> 00:53:29.539
و ذهن آبریزش

00:53:29.539 --> 00:53:31.539
و فصاحت کامل

00:53:31.539 --> 00:53:33.599
و در یک بحث شرکت کنید

00:53:33.599 --> 00:53:35.599
احمد بن صالح گفت

00:53:35.599 --> 00:53:37.599
اگر شافعی صحبت می کرد

00:53:37.599 --> 00:53:39.599
انگار صدایش یک صدا بود

00:53:39.599 --> 00:53:41.599
سنج و زنگ

00:53:41.599 --> 00:53:43.599
چه کسی صدای خوبی دارد؟

00:53:43.599 --> 00:53:45.599
ابونعیم بن عدی گفت

00:53:45.599 --> 00:53:47.599
حافظ بهار را شنید

00:53:47.599 --> 00:53:49.599
مکرر می گوید

00:53:49.599 --> 00:53:51.599
اگر دیدی شافعی

00:53:51.599 --> 00:53:53.599
بیان خوب و شیوای او

00:53:53.599 --> 00:53:55.599
اگر داشت تعجب می کردم

00:53:55.599 --> 00:53:57.599
او این کتاب ها را بر اساس زبان عربی خود قرار داد

00:53:57.599 --> 00:53:59.599
که داشت صحبت می کرد

00:53:59.599 --> 00:54:01.599
با ما در مناظره

00:54:01.599 --> 00:54:03.599
نمی توانستیم کتاب هایش را بخوانیم

00:54:03.599 --> 00:54:05.599
برای سخنوری اش

00:54:05.599 --> 00:54:07.599
و عجیب بودن کلامش

00:54:07.599 --> 00:54:09.599
با این حال، در نوشته او بود

00:54:09.599 --> 00:54:11.659
برای مردم توضیح می دهد

00:54:11.659 --> 00:54:13.659
الربیع بن سلیمان گفت

00:54:13.659 --> 00:54:15.659
این زبان شافعی بود

00:54:15.659 --> 00:54:17.659
بزرگتر از اونی که نوشته

00:54:17.659 --> 00:54:19.659
اگر او را دیدی

00:54:19.659 --> 00:54:21.659
گفتی این نیست

00:54:21.659 --> 00:54:23.699
او آن را نوشت

00:54:23.699 --> 00:54:25.699
عبدالملک بن هشمن

00:54:25.699 --> 00:54:27.699
زبان شناس طولانی است

00:54:27.699 --> 00:54:29.699
نشستن ما با شافعی

00:54:29.699 --> 00:54:31.699
من هرگز آهنگی از او نشنیده بودم

00:54:31.699 --> 00:54:33.980
گفتم

00:54:33.980 --> 00:54:35.980
چطور ممکن است؟

00:54:35.980 --> 00:54:37.980
و همینطور در فصاحت

00:54:37.980 --> 00:54:39.980
ضرب المثل

00:54:39.980 --> 00:54:41.980
او در زمان خود فصیح ترین قریش بود

00:54:41.980 --> 00:54:43.980
و گرفته شد

00:54:43.980 --> 00:54:46.019
درباره او زبان

00:54:46.019 --> 00:54:48.019
احمد بن ابی سریجان گفت

00:54:48.019 --> 00:54:50.019
رازی ندید

00:54:50.019 --> 00:54:52.019
کسی که حرف میزنم و حرف نمیزنم

00:54:52.019 --> 00:54:54.139
الاسمایی گفت

00:54:54.139 --> 00:54:56.139
موهایش را در دم فرو کردم

00:54:56.139 --> 00:54:58.139
از نظر شافعی

00:54:58.139 --> 00:55:00.139
زبیر بن بکار گفت

00:55:00.139 --> 00:55:02.139
موهایش را در دم فرو کردم

00:55:02.139 --> 00:55:04.139
حقایق آن در مورد عمویم است

00:55:04.139 --> 00:55:06.139
مصعب بن عبدالله

00:55:06.139 --> 00:55:08.139
گفت از شافعی گرفتم

00:55:08.139 --> 00:55:10.139
برای صرفه جویی

00:55:10.139 --> 00:55:12.139
ابن عبدالحکم گفت

00:55:12.139 --> 00:55:14.139
من هرگز مناظره الشافعی را ندیدم

00:55:14.139 --> 00:55:16.139
کسی جز رحمت او نیست

00:55:16.139 --> 00:55:18.139
حتی اگر شافعی را دیدم

00:55:18.139 --> 00:55:20.139
او به شما نگاه می کند، من فکر می کردم

00:55:20.139 --> 00:55:22.139
و هفت است که تو را می خورد

00:55:22.139 --> 00:55:24.139
اوست که حجت را به مردم آموخت

00:55:24.139 --> 00:55:26.239
و در مورد هارون

00:55:26.239 --> 00:55:28.239
بن سعید العیلی

00:55:28.239 --> 00:55:30.239
گفت که شافعی

00:55:30.239 --> 00:55:32.239
به این ستون نگاه کنید

00:55:32.239 --> 00:55:34.239
سنگ چوبی است برای تسخیر

00:55:34.239 --> 00:55:36.239
به دلیل توانایی او در بحث

00:55:36.239 --> 00:55:38.239
ابن واره گفت

00:55:38.239 --> 00:55:40.239
از مصر آمد

00:55:40.239 --> 00:55:42.239
پس نزد احمد بن حنبل آمدم

00:55:42.239 --> 00:55:44.239
او به من گفت

00:55:44.239 --> 00:55:46.239
من کتابهای شافعی را نوشتم

00:55:46.239 --> 00:55:48.239
گفتم نه

00:55:48.239 --> 00:55:50.239
فرت گفت

00:55:50.239 --> 00:55:52.239
ما عام را از خاص نمی دانیم

00:55:52.239 --> 00:55:54.239
حديث منسوخ همان حديث منسوخ است

00:55:54.239 --> 00:55:56.239
تا اینکه شافعی پیش ما نشست

00:55:56.239 --> 00:55:58.269
او گفت

00:55:58.269 --> 00:56:00.269
این باعث شد برگردم

00:56:00.269 --> 00:56:02.269
به مصر

00:56:02.269 --> 00:56:04.269
پس من آن را نوشتم

00:56:04.269 --> 00:56:06.269
محمد بن یعقوب الفرجی گفت

00:56:06.269 --> 00:56:08.269
شنیدم علی بن المدینی

00:56:08.269 --> 00:56:10.269
او به شما می گوید

00:56:10.269 --> 00:56:12.369
نوشته الشافعی

00:56:12.369 --> 00:56:14.369
مقداری از آن را گفتم

00:56:14.369 --> 00:56:16.369
هنرهای این امام پزشکی است

00:56:16.369 --> 00:56:18.369
او آن را می دانست

00:56:18.369 --> 00:56:20.429
بهار گفت

00:56:20.429 --> 00:56:22.429
از شافعی شنیدم که می گفت:

00:56:22.429 --> 00:56:24.429
من از علم خبر ندارم

00:56:24.429 --> 00:56:26.429
بعد از حلال و حرام

00:56:26.429 --> 00:56:28.429
یا بهتر بگویم از پزشکی

00:56:28.429 --> 00:56:30.429
اما اهل کتاب ما را شکست داده اند

00:56:30.429 --> 00:56:32.530
روی آن

00:56:32.530 --> 00:56:34.530
مصعب بن عبدالله گفت

00:56:34.530 --> 00:56:36.530
من کسی را که می شناختم ندیدم

00:56:36.530 --> 00:56:38.530
در روزگار اهل شافعی

00:56:38.530 --> 00:56:40.590
یونس الصدافی گفت:

00:56:40.590 --> 00:56:42.590
شافعی بود

00:56:42.590 --> 00:56:44.590
اگر در روزگار مردم گرفته شود

00:56:44.590 --> 00:56:46.590
گفتم این صنعت اوست

00:56:46.590 --> 00:56:48.590
و انتقال

00:56:48.590 --> 00:56:50.590
امام بن سرایج

00:56:50.590 --> 00:56:52.590
از برخی نسب شناسان می فرماید:

00:56:52.590 --> 00:56:54.590
شافعی داناترین آنها بود

00:56:54.590 --> 00:56:56.590
مردم بر اساس شجره نامه

00:56:56.590 --> 00:56:58.590
شب با او ملاقات کردند

00:56:58.590 --> 00:57:00.590
پس شجره نامه ها را به آنها یادآوری کنید

00:57:00.590 --> 00:57:02.590
زنان در صبح

00:57:02.590 --> 00:57:04.590
شجره نامه گفت

00:57:04.590 --> 00:57:06.590
هر مردی او را می شناسد

00:57:06.590 --> 00:57:08.619
و از شافعی

00:57:08.619 --> 00:57:10.619
او آنچه را که می خواستم گفت

00:57:10.619 --> 00:57:12.619
به معنای عربی است

00:57:12.619 --> 00:57:14.619
اخبار به جز کمک

00:57:14.619 --> 00:57:16.619
در فقه

00:57:16.619 --> 00:57:18.619
یونس بن عبدالله گفت

00:57:18.619 --> 00:57:20.619
من کسی را ملاقات نکردم

00:57:20.619 --> 00:57:22.619
از بیماری، شافعی را نیافتم

00:57:22.619 --> 00:57:24.619
پس وارد او شدم

00:57:24.619 --> 00:57:26.619
گفت: آنچه در ادامه می آید را بخوانید.

00:57:26.619 --> 00:57:28.619
صد و بیست از ال

00:57:28.619 --> 00:57:30.619
عمران پس خواندم

00:57:30.619 --> 00:57:32.619
وقتی بلند شدم

00:57:32.619 --> 00:57:34.619
گفت فراموش نکن

00:57:34.619 --> 00:57:36.619
در مورد من، من ناراحت هستم

00:57:36.619 --> 00:57:38.619
یونس گفت

00:57:38.619 --> 00:57:40.619
درباره ما با خواندن مالاگا

00:57:40.619 --> 00:57:42.619
الموزنی گفت

00:57:42.619 --> 00:57:44.659
بر شافعی وارد شدم

00:57:44.659 --> 00:57:46.659
در طول بیماری که در آن درگذشت

00:57:46.659 --> 00:57:48.659
پس گفتم اوه

00:57:48.659 --> 00:57:50.659
اباعبدالله

00:57:50.659 --> 00:57:52.659
چطور شدی؟

00:57:52.659 --> 00:57:54.659
سرش را بالا گرفت

00:57:54.659 --> 00:57:56.659
و گفت شد

00:57:56.659 --> 00:57:58.659
از این دنیا رفته

00:57:58.659 --> 00:58:00.659
و برای برادران من تفاوت است

00:58:00.659 --> 00:58:02.659
متاسفانه برای کار من

00:58:02.659 --> 00:58:04.659
با من ملاقات کن

00:58:04.659 --> 00:58:06.659
و برای خدا ممکن است

00:58:06.659 --> 00:58:08.659
نمی دانم روحم چه می شود

00:58:08.659 --> 00:58:10.659
ما یک بهشت داریم، پس به آن تبریک بگو

00:58:10.659 --> 00:58:12.659
یا آتش زدن

00:58:12.659 --> 00:58:14.659
پس من او را دلداری می دهم

00:58:14.659 --> 00:58:16.659
بعد گریه کرد و شروع کرد به گفتن

00:58:16.659 --> 00:58:18.719
و زمانی که او سخت بود

00:58:18.719 --> 00:58:20.719
دلم و فرقه هایم تنگ است

00:58:20.719 --> 00:58:22.719
امیدم را ساختم

00:58:22.719 --> 00:58:24.719
درود بر شما بدون بخشش

00:58:24.719 --> 00:58:26.719
به من افتخار کن

00:58:26.719 --> 00:58:28.719
گناه من وقتی لینکش کردم

00:58:28.719 --> 00:58:30.719
مرا ببخش پروردگارا

00:58:30.719 --> 00:58:32.719
بخشش شما بیشتر بود

00:58:32.719 --> 00:58:34.719
من هنوز دارم می بخشم

00:58:34.719 --> 00:58:36.719
از گناه که نرفتی

00:58:36.719 --> 00:58:38.719
سخاوتمند باشید و ببخشید

00:58:38.719 --> 00:58:40.719
منا و تکرگما

00:58:40.719 --> 00:58:42.849
ابو عباس گفت

00:58:42.849 --> 00:58:44.849
ناشنوا به ما گفت

00:58:44.849 --> 00:58:46.849
ربیع بن سلیمان

00:58:46.849 --> 00:58:48.849
در حالی که شافعی مریض بود به ملاقات او رفتم

00:58:48.849 --> 00:58:50.849
او به من گفت

00:58:50.849 --> 00:58:52.849
آرزوی همه خلقت دارم

00:58:52.849 --> 00:58:54.849
این کتاب ها را یاد بگیرید

00:58:54.849 --> 00:58:56.849
منظورم کارمندان است

00:58:56.849 --> 00:58:58.849
مشروط بر اینکه به من نسبت داده نشود

00:58:58.849 --> 00:59:00.849
یه چیزی اینو گفت

00:59:00.849 --> 00:59:02.849
روز یکشنبه درگذشت

00:59:02.849 --> 00:59:04.849
پنجشنبه رفتیم

00:59:04.849 --> 00:59:06.849
از تشییع جنازه او در شب جمعه

00:59:06.849 --> 00:59:08.849
هلال ماه را دیدیم

00:59:08.849 --> 00:59:10.849
شعبان سال دویست و چهار

00:59:10.849 --> 00:59:12.849
و او مقداری دارد

00:59:12.849 --> 00:59:14.980
پنجاه سال

00:59:14.980 --> 00:59:16.980
شیخ الاسلام گفت

00:59:16.980 --> 00:59:18.980
علی بن احمد بن یوسف

00:59:18.980 --> 00:59:20.980
الحکاری در کتابی

00:59:20.980 --> 00:59:22.980
آموزه شافعی

00:59:22.980 --> 00:59:24.980
یونس بن عبدالله گفت

00:59:24.980 --> 00:59:26.980
بالا شنیده اوپا

00:59:26.980 --> 00:59:28.980
عبدالله شافعی می گوید

00:59:28.980 --> 00:59:30.980
از او درباره صفات سؤال شد

00:59:30.980 --> 00:59:32.980
خداوند متعال

00:59:32.980 --> 00:59:34.980
خداوند اسما و صفاتی دارد

00:59:34.980 --> 00:59:36.980
او به آن رسید

00:59:36.980 --> 00:59:38.980
کتاب او

00:59:38.980 --> 00:59:40.980
این موضوع را به پیامبرش گفت

00:59:40.980 --> 00:59:42.980
درود خدا بر او و ملتش باد

00:59:42.980 --> 00:59:44.980
هیچ کس نمی تواند روی آن بایستد

00:59:44.980 --> 00:59:46.980
استدلال مردود است

00:59:46.980 --> 00:59:48.980
زیرا قرآن با آن نازل شده است

00:59:48.980 --> 00:59:50.980
و رسول خدا از خواب بیدار شد

00:59:50.980 --> 00:59:52.980
خداوند او را بیامرزد و درود فرستد

00:59:52.980 --> 00:59:54.980
بگو

00:59:54.980 --> 00:59:56.980
اگر بعد از اثبات منافات دارد

00:59:56.980 --> 00:59:58.980
دلیل بر او این است که کافر است

00:59:58.980 --> 01:00:00.980
در مورد قبل از اینکه ثابت شود

01:00:00.980 --> 01:00:02.980
او از روی جهل معذور است

01:00:02.980 --> 01:00:04.980
چون او این را می دانست

01:00:04.980 --> 01:00:06.980
توسط ذهن درک نمی شود

01:00:06.980 --> 01:00:08.980
نه با بینش و فکر

01:00:08.980 --> 01:00:10.980
ما به جهل کافر نیستیم

01:00:10.980 --> 01:00:12.980
هیچ کس آن را ندارد

01:00:12.980 --> 01:00:14.980
فقط بعد از اتمام خبر

01:00:14.980 --> 01:00:16.980
به او با آن

01:00:16.980 --> 01:00:18.980
ما این ویژگی ها را ثابت می کنیم

01:00:18.980 --> 01:00:20.980
ما قیاس را تکذیب می کنیم

01:00:20.980 --> 01:00:22.980
خودش هم تکذیب کرد

01:00:22.980 --> 01:00:24.980
گفت: مثل او نیست.

01:00:24.980 --> 01:00:27.199
چیزی که شنوا و بیناست

01:00:27.199 --> 01:00:29.199
رادیاتور گفت

01:00:29.199 --> 01:00:31.199
شافعی یکی از شاعرترین افراد بود

01:00:31.199 --> 01:00:33.199
و افراد مودب

01:00:33.199 --> 01:00:35.199
من آنها را با خواندن آشنا می کنم

01:00:35.199 --> 01:00:37.199
یونس بن عبدالله گفت:

01:00:37.199 --> 01:00:39.199
بالاترین بود

01:00:39.199 --> 01:00:41.199
شافعی اگر در تفسیر گرفته شود

01:00:41.199 --> 01:00:43.199
انگار شاهد دانلود بود

01:00:43.199 --> 01:00:45.199
الزعفرانی گفت

01:00:45.199 --> 01:00:47.199
او به سمت ما آمد

01:00:47.199 --> 01:00:49.199
الشافعی، بغداد در یک سال

01:00:49.199 --> 01:00:51.199
95 پس ماند

01:00:51.199 --> 01:00:53.199
اونوقت یه ماه وقت داریم

01:00:53.199 --> 01:00:55.199
بیرون آمد و گریه کرد

01:00:55.199 --> 01:00:57.199
با حنا و شد

01:00:57.199 --> 01:00:59.199
غرفه داران

01:00:59.199 --> 01:01:01.199
ابن ماجه گفت آمد

01:01:01.199 --> 01:01:03.199
یحیی بن معین به احمد

01:01:03.199 --> 01:01:05.199
ابن حنبل، در حالی که

01:01:05.199 --> 01:01:07.199
وقتی گذشت آنجا بود

01:01:07.199 --> 01:01:09.199
شافعی بر قاطر خود

01:01:09.199 --> 01:01:11.199
احمد از جا پرید و سلام کرد

01:01:11.199 --> 01:01:13.199
دنبالش رفت و سرعتش را کم کرد

01:01:13.199 --> 01:01:15.199
یحیی نشسته است

01:01:15.199 --> 01:01:17.199
وقتی آمد

01:01:17.199 --> 01:01:19.199
گفت: زنده باشی پدر.

01:01:19.199 --> 01:01:21.199
عبدالله این چیه؟

01:01:21.199 --> 01:01:23.260
گفت بگذار باشد

01:01:23.260 --> 01:01:25.260
اگر بخواهید این در مورد شماست

01:01:25.260 --> 01:01:27.260
بنابراین او به این قاطر نیاز داشت

01:01:27.260 --> 01:01:29.260
مرد

01:01:29.260 --> 01:01:31.260
احمد بن العباس النسائی گفت

01:01:31.260 --> 01:01:33.260
احمد بن حنبل را شنیدم

01:01:33.260 --> 01:01:35.260
چیزی که نمی توانم بشمارم این است

01:01:35.260 --> 01:01:37.260
می گوید ابو گفت

01:01:37.260 --> 01:01:39.260
عبدالله شافعی

01:01:39.260 --> 01:01:41.260
بعد آنچه را که دیدم گفت

01:01:41.260 --> 01:01:43.260
یک نفر دنباله رو

01:01:43.260 --> 01:01:45.260
از شافعی

01:01:45.260 --> 01:01:47.260
یونس بن عبدالله گفت

01:01:47.260 --> 01:01:49.260
از شافعی شنیدم که می گفت:

01:01:49.260 --> 01:01:51.260
ای یونس

01:01:51.260 --> 01:01:53.260
محدود کردن مردم

01:01:53.260 --> 01:01:55.260
توهین به دشمنی

01:01:55.260 --> 01:01:57.260
و به روی آنها باز باشید

01:01:57.260 --> 01:01:59.260
آوردن همراهان بد

01:01:59.260 --> 01:02:01.260
پس بین انقباضات باشید

01:02:01.260 --> 01:02:03.329
و برونگرا

01:02:03.329 --> 01:02:05.329
شافعی گفت

01:02:05.329 --> 01:02:07.329
دانش هیچ فایده ای ندارد

01:02:07.329 --> 01:02:09.329
دانش چیزی نیست که حفظ شود

01:02:09.329 --> 01:02:11.329
مرد خردمند گفت

01:02:11.329 --> 01:02:13.329
او باهوشی است که نادیده می گیرد

01:02:13.329 --> 01:02:15.329
و او گفت

01:02:15.329 --> 01:02:17.329
اگر آن آب سرد را می شناختم

01:02:17.329 --> 01:02:19.329
جوانمردی ام کم می شود

01:02:19.329 --> 01:02:21.460
چیزی که من نوشیدم

01:02:21.460 --> 01:02:23.460
رحیم بن محمد شافعی

01:02:23.460 --> 01:02:25.460
من کسی را ندیدم

01:02:25.460 --> 01:02:27.460
بهترین دعا از شافعی

01:02:27.460 --> 01:02:29.460
و همین است

01:02:29.460 --> 01:02:31.460
برگرفته از مسلم بن خالد

01:02:31.460 --> 01:02:33.460
مسلم آن را از ابن جریج گرفت

01:02:33.460 --> 01:02:35.460
ابن جریج را گرفتند

01:02:35.460 --> 01:02:37.460
از عطا

01:02:37.460 --> 01:02:39.460
او پیشنهادی از ابن الزبیر گرفت

01:02:39.460 --> 01:02:41.460
ابن الزبیر را گرفتند

01:02:41.460 --> 01:02:43.460
از ابوبکر صدیق

01:02:43.460 --> 01:02:45.460
ابوبکر آن را از پیامبر گرفت

01:02:45.460 --> 01:02:47.460
خداوند او را بیامرزد و درود فرستد

01:02:47.460 --> 01:02:49.550
او یک شماره دارد

01:02:49.550 --> 01:02:51.550
البغدادی گفت علم

01:02:51.550 --> 01:02:53.550
امام شافعی و فضایل او

01:02:53.550 --> 01:02:55.550
ائمه او را تجلیل کردند

01:02:55.550 --> 01:02:57.550
و او گفت

01:02:57.550 --> 01:02:59.550
خدا از بزرگ کردن او امتناع کرد

01:02:59.550 --> 01:03:01.550
و ارتفاع آن

01:03:01.550 --> 01:03:03.550
و نه برای آنچه که او را بزرگ می کند صاحب عرش است

01:03:03.550 --> 01:03:05.579
قاب سازها

01:03:05.579 --> 01:03:07.579
گفتم: ما خدا را مقصر نمی‌دانیم.

01:03:07.579 --> 01:03:09.579
به عشق این امام

01:03:09.579 --> 01:03:11.579
چون او مرد است

01:03:11.579 --> 01:03:13.579
کمال در زمان خود

01:03:13.579 --> 01:03:16.320
خدا رحمتش کند

01:03:16.320 --> 01:03:18.320
زندگانی چهار امام

01:03:18.320 --> 01:03:23.920
امام احمد بن حنبل

01:03:23.920 --> 01:03:25.920
خدا رحمتش کند

01:03:25.920 --> 01:03:29.420
او واقعاً امام است

01:03:29.420 --> 01:03:31.420
و شیخ اسلام صادق است

01:03:31.420 --> 01:03:33.420
اباعبدالله

01:03:33.420 --> 01:03:35.420
احمد بن محمد بن حنبل

01:03:35.420 --> 01:03:37.420
المروازی و سپس البغدادی

01:03:37.420 --> 01:03:39.420
یکی از امامان برجسته

01:03:39.420 --> 01:03:41.420
محمد بود

01:03:41.420 --> 01:03:43.710
پدر اباعبدالله

01:03:43.710 --> 01:03:45.710
از سربازان مرو

01:03:45.710 --> 01:03:47.710
جوان مرد

01:03:47.710 --> 01:03:49.710
او حدود سی سال سن دارد

01:03:49.710 --> 01:03:51.710
احمد را یتیم بزرگ کردم

01:03:51.710 --> 01:03:53.710
و گفته شد

01:03:53.710 --> 01:03:55.710
مادرش از مرو گروید

01:03:55.710 --> 01:03:57.710
او از او حامله است

01:03:57.710 --> 01:03:59.840
و او گفت

01:03:59.840 --> 01:04:01.840
صالح بن احمد

01:04:01.840 --> 01:04:03.840
پدرم به من گفت

01:04:03.840 --> 01:04:05.840
من در ربیع الاول به دنیا آمدم

01:04:05.840 --> 01:04:07.840
صد و شصت و چهار سال

01:04:07.840 --> 01:04:09.940
صالح گفت

01:04:09.940 --> 01:04:11.940
بابام باردار شد

01:04:11.940 --> 01:04:13.940
از مروه

01:04:13.940 --> 01:04:15.940
پدرش جوان از دنیا رفت

01:04:15.940 --> 01:04:19.630
مادرش وصیتش کرد

01:04:19.630 --> 01:04:21.789
به دنبال دانش

01:04:21.789 --> 01:04:23.789
او پانزده سال دارد

01:04:23.789 --> 01:04:25.789
سالی که فوت کرد

01:04:25.789 --> 01:04:27.789
مالک و حماد بن زید

01:04:27.789 --> 01:04:29.820
پس از او شنید

01:04:29.820 --> 01:04:31.820
شم بن بشیر و غیره

01:04:31.820 --> 01:04:33.820
حضور سفیانی

01:04:33.820 --> 01:04:35.820
بن عیینه الهلالی

01:04:35.820 --> 01:04:37.820
قاضی ابی یوسف

01:04:37.820 --> 01:04:39.820
جریر بن عبدالحمید

01:04:39.820 --> 01:04:41.820
و ابوبکر بن عیاش

01:04:41.820 --> 01:04:43.820
و ابو معاویه نابینا

01:04:43.820 --> 01:04:45.820
غندار و بن علیا

01:04:45.820 --> 01:04:47.820
یزید بن هارون

01:04:47.820 --> 01:04:49.820
از وکی شنید

01:04:49.820 --> 01:04:51.820
و بیشتر

01:04:51.820 --> 01:04:53.820
و یحیی القطان غلو کرد

01:04:53.820 --> 01:04:55.820
و عبدالرحمن بن مهدی

01:04:55.820 --> 01:04:57.820
و محمد بن ادریس

01:04:57.820 --> 01:04:59.820
شافعی به آن

01:04:59.820 --> 01:05:01.820
در روایت قتیبه نازل شده است

01:05:01.820 --> 01:05:03.820
بن سعید و علی بن

01:05:03.820 --> 01:05:05.820
مدنی و ابوبکر

01:05:05.820 --> 01:05:07.820
بن ابی شیبه و گروهی

01:05:07.820 --> 01:05:09.820
از همسالانش

01:05:09.820 --> 01:05:11.820
و تعداد شیوخ او که آن را روایت کرده اند

01:05:11.820 --> 01:05:13.820
درباره آنها در مسند

01:05:13.820 --> 01:05:15.820
دویست و هشتاد و یک نفر

01:05:15.820 --> 01:05:17.820
بخاری از او روایت کرده است

01:05:17.820 --> 01:05:19.820
اخیرا

01:05:19.820 --> 01:05:21.820
عن الاحمد بن الحسن عن

01:05:21.820 --> 01:05:23.820
حدیث دیگری در المغازی

01:05:23.820 --> 01:05:25.820
مسلم و ابو از او روایت کردند

01:05:25.820 --> 01:05:27.820
دیوید، در یک جمله گسترده

01:05:27.820 --> 01:05:29.820
او هم در این باره صحبت کرد

01:05:29.820 --> 01:05:31.820
صالح و عبدالله به دنیا آمدند

01:05:31.820 --> 01:05:33.820
و پسر عمویش حنبل

01:05:33.820 --> 01:05:35.820
بن اسحاق

01:05:35.820 --> 01:05:37.820
و شیوخ او عبدالرزاق

01:05:37.820 --> 01:05:39.820
و شافعی

01:05:39.820 --> 01:05:41.820
اما شافعی نامی از او نبرد

01:05:41.820 --> 01:05:43.820
بلکه گفت: به من بگو.

01:05:43.820 --> 01:05:45.820
و علی بن

01:05:45.820 --> 01:05:47.820
مدنی و یحیی بن

01:05:47.820 --> 01:05:49.820
معین و ابو

01:05:49.820 --> 01:05:51.820
زراء، ابوحاتم و دیگران

01:05:51.820 --> 01:05:55.519
غیر از آنها

01:05:55.519 --> 01:05:57.840
وصف او محمد بود

01:05:57.840 --> 01:05:59.840
ابن عباس النحوی

01:05:59.840 --> 01:06:01.840
احمد بن حنبل را دیدم

01:06:01.840 --> 01:06:03.840
چهره خوب

01:06:03.840 --> 01:06:05.840
آن را با حنا رنگ کنید

01:06:05.840 --> 01:06:07.840
سبز خوب نیست

01:06:07.840 --> 01:06:09.840
توی ریشش شعار هست

01:06:09.840 --> 01:06:11.840
سیاه شد و لباسش را دید

01:06:11.840 --> 01:06:13.840
جوجه های سفید

01:06:13.840 --> 01:06:15.840
او را تاریک و خسته دیدم

01:06:15.840 --> 01:06:17.840
ایزار

01:06:17.840 --> 01:06:19.840
مروضی گفت

01:06:19.840 --> 01:06:21.840
اباعبدالله را دیدم

01:06:21.840 --> 01:06:23.840
اگر در خانه باشد

01:06:23.840 --> 01:06:25.840
او معمولاً به صورت ضربدری می نشیند

01:06:25.840 --> 01:06:27.840
فروتن

01:06:27.840 --> 01:06:29.840
اگر بیرون بود معلوم نمی شد

01:06:29.840 --> 01:06:31.840
او بسیار متواضع است

01:06:31.840 --> 01:06:33.869
با قسمتی که در دستش بود وارد می شدم

01:06:33.869 --> 01:06:35.869
او می خواند

01:06:35.869 --> 01:06:37.869
المیمونی گفت

01:06:37.869 --> 01:06:39.869
نمیدونم کسی رو دیدم یا نه

01:06:39.869 --> 01:06:41.869
بدنمان را پاک کنیم

01:06:41.869 --> 01:06:43.869
در سبیل و موهای سرش

01:06:43.869 --> 01:06:45.869
و موهای بدنش

01:06:45.869 --> 01:06:47.869
ناب ترین لباس سفید هم نیست

01:06:47.869 --> 01:06:49.869
از احمد بن حنبل

01:06:49.869 --> 01:06:51.869
خداوند از او راضی باشد

01:06:51.869 --> 01:06:53.869
عبدالله بن احمد گفت

01:06:53.869 --> 01:06:55.869
پدرم به من گفت

01:06:55.869 --> 01:06:57.869
هر کتابی را که می خواهید بردارید

01:06:57.869 --> 01:06:59.869
و همه از طبقه بندی شده

01:06:59.869 --> 01:07:01.869
اگه خواستی از من بپرس

01:07:01.869 --> 01:07:03.869
تا من بهت نگم حرف نزن

01:07:03.869 --> 01:07:05.869
با انتساب

01:07:05.869 --> 01:07:07.869
اگر می خواهید انتساب ارائه کنید، می توانم به شما بگویم

01:07:07.869 --> 01:07:09.969
دارم حرف میزنم

01:07:09.969 --> 01:07:11.969
عبدالله بن احمد گفت

01:07:11.969 --> 01:07:13.969
ابوزراء به من گفت

01:07:13.969 --> 01:07:15.969
پدرت هزار حدیث حفظ کرد

01:07:15.969 --> 01:07:17.969
بنابراین به او گفته شد

01:07:17.969 --> 01:07:19.969
و تو نمی دانی

01:07:19.969 --> 01:07:21.969
او گفت که حافظه اش او را درگیر کرده است

01:07:21.969 --> 01:07:23.969
درها

01:07:23.969 --> 01:07:25.969
این یک داستان واقعی است

01:07:25.969 --> 01:07:27.969
در وسعت علم اباعبدالله

01:07:27.969 --> 01:07:29.969
و می شمردند

01:07:29.969 --> 01:07:31.969
تصفیه شده و تاثیرگذار است

01:07:31.969 --> 01:07:33.969
و فتوای طبیعی

01:07:33.969 --> 01:07:35.969
و توضیح داده نشد

01:07:35.969 --> 01:07:37.969
و غیره

01:07:37.969 --> 01:07:39.969
بالابر قوی

01:07:39.969 --> 01:07:41.969
نه یک دهم آن

01:07:41.969 --> 01:07:43.969
ابراهیم الحربی گفت

01:07:43.969 --> 01:07:45.969
اباعبدالله را دیدم

01:07:45.969 --> 01:07:47.969
انگار خدا او را جمع کرد

01:07:47.969 --> 01:07:49.969
اولین و آخرین را آموزش دهید

01:07:49.969 --> 01:07:51.969
ابن راهوی گفت

01:07:51.969 --> 01:07:53.969
من با احمد نشسته بودم

01:07:53.969 --> 01:07:55.969
و یه پسر معین

01:07:55.969 --> 01:07:57.969
بحث می کنیم و من می گویم

01:07:57.969 --> 01:07:59.969
فقه چیست؟

01:07:59.969 --> 01:08:01.969
تعبیر آن چیست؟

01:08:01.969 --> 01:08:04.030
جز احمد ساکت می مانند

01:08:04.030 --> 01:08:06.030
ابوبکر خلال گفت

01:08:06.030 --> 01:08:08.030
احمد نوشته بود

01:08:08.030 --> 01:08:10.030
نظر را نوشت و حفظ کرد

01:08:10.030 --> 01:08:12.030
سپس به او توجهی نکرد

01:08:12.030 --> 01:08:14.030
ابراهیم بن شمس گفت

01:08:14.030 --> 01:08:16.029
شنیدم که کسی صحبت می کند

01:08:16.029 --> 01:08:18.029
و حفص بن غیاث گوید

01:08:18.029 --> 01:08:20.029
چه چیزی قبل از کوفه بود؟

01:08:20.029 --> 01:08:22.029
مثل اون فتتا

01:08:22.029 --> 01:08:24.029
منظورشان احمد بن حنبل است

01:08:24.029 --> 01:08:26.029
یحیی القطان گفت

01:08:26.029 --> 01:08:28.029
آنچه به ما ارائه شد

01:08:28.029 --> 01:08:30.029
مثل این دو احمد

01:08:30.029 --> 01:08:32.029
و یحیی بن معین

01:08:32.029 --> 01:08:34.029
و آنچه علی از بغداد آمد

01:08:34.029 --> 01:08:36.029
و محبت به من از احمد بن حنبل

01:08:36.029 --> 01:08:38.060
مهن بن یحیی گفت

01:08:38.060 --> 01:08:40.060
من دیده ام

01:08:40.060 --> 01:08:42.060
ابن عیینه و وکیع

01:08:42.060 --> 01:08:44.060
و عبدالرزاق و مردم

01:08:44.060 --> 01:08:46.060
من یک مرد کامل را ندیده ام

01:08:46.060 --> 01:08:48.060
از احمد در علمش

01:08:48.060 --> 01:08:50.060
زهد و تقوای او

01:08:50.060 --> 01:08:52.260
مطالبی را ذکر کرد

01:08:52.260 --> 01:08:54.260
عبدالله بن احمد گفت

01:08:54.260 --> 01:08:56.260
شنیدم پدرم گفت

01:08:56.260 --> 01:08:58.260
خوب انجام دادم

01:08:58.260 --> 01:09:00.260
من و یحیی بن معین

01:09:00.260 --> 01:09:02.260
پس نزد عبدالرزاق رفتم

01:09:02.260 --> 01:09:04.260
و یحیی پشت سر گذاشت

01:09:04.260 --> 01:09:06.260
وقتی رفتم در زدم

01:09:06.260 --> 01:09:08.260
یک بقالی به من گفت

01:09:08.260 --> 01:09:10.260
به سمت خانه اش

01:09:10.260 --> 01:09:12.260
مه در نزن

01:09:12.260 --> 01:09:14.260
از شیخ می ترسند

01:09:14.260 --> 01:09:16.260
پس نشستم تا شد

01:09:16.260 --> 01:09:18.260
قبل از غروب آفتاب رفت

01:09:18.260 --> 01:09:20.260
پس محکم مقابل او و در دست من ایستاد

01:09:20.260 --> 01:09:22.260
گفتگوهای منتخب

01:09:22.260 --> 01:09:24.260
پس سلام کردم و گفتم

01:09:24.260 --> 01:09:26.260
این را به من بگو، خدا رحمتت کند

01:09:26.260 --> 01:09:28.260
چون من مرد غریبی هستم

01:09:28.260 --> 01:09:30.260
گفت تو کی هستی؟

01:09:30.260 --> 01:09:32.260
گفتم: من احمد بن حنبل هستم

01:09:32.260 --> 01:09:34.260
او گفت

01:09:34.260 --> 01:09:36.260
پس مرا در آغوش گرفت و گفت

01:09:36.260 --> 01:09:38.260
به خدا تو اباعبدالله هستی

01:09:38.260 --> 01:09:40.260
سپس احادیث را گرفت

01:09:40.260 --> 01:09:42.260
و آنها را وادار به خواندن آن کنید

01:09:42.260 --> 01:09:44.260
تا اینکه شب تاریک شد

01:09:44.260 --> 01:09:46.260
گری گفت

01:09:46.260 --> 01:09:48.260
شنیدم که عبدالرزاق ذکر شده است

01:09:48.260 --> 01:09:50.260
احمد بن حنبل چشمانش پر از اشک شد

01:09:50.260 --> 01:09:52.260
و او گفت

01:09:52.260 --> 01:09:54.260
به من خبر دادند که مخارجش تمام شده است

01:09:54.260 --> 01:09:56.260
پس دستش را گرفتم

01:09:56.260 --> 01:09:58.260
پس مجبورش کردم پشت در بماند

01:09:58.260 --> 01:10:00.260
و هیچ کس با ما نیست

01:10:00.260 --> 01:10:02.260
پس ده دینار به او دادم

01:10:02.260 --> 01:10:04.260
او به من گفت، پدر

01:10:04.260 --> 01:10:06.260
باکره

01:10:06.260 --> 01:10:08.260
اگر چیزی از کسی قبول کنی

01:10:08.260 --> 01:10:10.260
من از شما پذیرفتم

01:10:10.260 --> 01:10:12.260
عبدالله گفت: به پدرم گفتم

01:10:12.260 --> 01:10:14.260
به من خبر داده اند که عبدالرزاق

01:10:14.260 --> 01:10:16.260
دینار را به شما پیشنهاد داد

01:10:16.260 --> 01:10:18.260
گفت بله

01:10:18.260 --> 01:10:20.260
و یزید بن هارون به من داد

01:10:20.260 --> 01:10:22.260
پانصد درهم فکر کنم

01:10:22.260 --> 01:10:24.260
من قبول نکردم

01:10:24.260 --> 01:10:26.260
الجوزجانی گفت

01:10:26.260 --> 01:10:28.260
احمد بن حنبل بود

01:10:28.260 --> 01:10:30.260
با عبدالرزاق نماز می خواند

01:10:30.260 --> 01:10:32.260
آسان است

01:10:32.260 --> 01:10:34.260
عبدالرزاق از او پرسید

01:10:34.260 --> 01:10:36.260
به او گفتند که نخورده است

01:10:36.260 --> 01:10:38.260
یه چیزی سه روز پیش

01:10:38.260 --> 01:10:40.260
احمد بن سنان گفت

01:10:40.260 --> 01:10:42.260
برای گربه

01:10:42.260 --> 01:10:44.260
من ندیدم کسی افزایش یابد

01:10:44.260 --> 01:10:46.260
او از احمد جلال دارد

01:10:46.260 --> 01:10:48.260
ابن حنبل یا اکرم

01:10:48.260 --> 01:10:50.260
یکی مثل اون

01:10:50.260 --> 01:10:52.260
کنارش نشسته بود

01:10:52.260 --> 01:10:54.350
به او احترام می گذارد و با او شوخی نمی کند

01:10:54.350 --> 01:10:56.350
عبدالرزاق گفت

01:10:56.350 --> 01:10:58.350
من کسی را ندیدم که بفهمد

01:10:58.350 --> 01:11:00.350
هیچ کس باتقواتر از احمد بن حنبل نیست

01:11:00.350 --> 01:11:02.350
گفتم

01:11:02.350 --> 01:11:04.350
او این را گفت

01:11:04.350 --> 01:11:06.350
امثال ثوری و مالک را دید

01:11:06.350 --> 01:11:08.380
و ابن گرگ

01:11:08.380 --> 01:11:10.380
از اسماعیل بن علیه

01:11:10.380 --> 01:11:12.380
اقامه نماز است

01:11:12.380 --> 01:11:14.380
و او گفت

01:11:14.380 --> 01:11:16.380
اینجا احمد بن حنبل است

01:11:16.380 --> 01:11:18.380
به او بگو بیاید و دعا کند

01:11:18.380 --> 01:11:20.380
با ما

01:11:20.380 --> 01:11:22.380
هیثم بن جمیل الحافظ گفت

01:11:22.380 --> 01:11:24.380
اگر احمد زنده باشد

01:11:24.380 --> 01:11:26.380
بهانه ای برای مردم خواهد بود

01:11:26.380 --> 01:11:28.380
زمان او

01:11:28.380 --> 01:11:30.380
قتیبه گفت

01:11:30.380 --> 01:11:32.380
بهترین مردم گذشته، سعادتمندان هستند

01:11:32.380 --> 01:11:34.380
بعد این مرد جوان

01:11:34.380 --> 01:11:36.380
به معنای احمد بن حنبل

01:11:36.380 --> 01:11:38.380
و اگر مردی را دیدی که عاشق است...

01:11:38.380 --> 01:11:40.380
احمد این را می دانست

01:11:40.380 --> 01:11:42.380
صاحب یک سال

01:11:42.380 --> 01:11:44.380
حتی اگر به عصر ثوری و اوزائی پی برده باشد

01:11:44.380 --> 01:11:46.380
و لیث می شد

01:11:46.380 --> 01:11:48.380
او است که آنها را ارائه می دهد

01:11:48.380 --> 01:11:50.380
به قتیبه گفته شد

01:11:50.380 --> 01:11:52.380
به ام احمد به پیروان گفتم

01:11:52.380 --> 01:11:54.380
و او گفت

01:11:54.380 --> 01:11:56.510
به دنبال کنندگان ارشد

01:11:56.510 --> 01:11:58.510
گفتم روایت شده است

01:11:58.510 --> 01:12:00.510
احمد در مسند خود بر قتیبه

01:12:00.510 --> 01:12:02.579
خیلی

01:12:02.579 --> 01:12:04.579
الموزنی گفت

01:12:04.579 --> 01:12:06.579
شافعی به من گفت

01:12:06.579 --> 01:12:08.579
جوانی را در بغداد دیدم

01:12:08.579 --> 01:12:10.579
اگر گفت به ما بگو

01:12:10.579 --> 01:12:12.579
مردم گفتند همه چیز درست است

01:12:12.579 --> 01:12:14.579
گفتم او کیست؟

01:12:14.579 --> 01:12:16.579
احمد بن حنبل گفت

01:12:16.579 --> 01:12:18.579
او را منع کرد

01:12:18.579 --> 01:12:20.579
از شافعی شنیدم که می گفت:

01:12:20.579 --> 01:12:22.579
من بغداد را ترک کردم

01:12:22.579 --> 01:12:24.579
مردی را پشت سر نگذاشت

01:12:24.579 --> 01:12:26.579
بهتر است من نمی دانم

01:12:26.579 --> 01:12:28.579
من عقل و تقوا ندارم

01:12:28.579 --> 01:12:31.279
از احمد بن حنبل

01:12:31.279 --> 01:12:33.279
از علی بن مدینی

01:12:33.279 --> 01:12:35.279
عزیزترین خدا گفت

01:12:35.279 --> 01:12:37.279
بدهی به یکی از دوستان در روز ارتداد است

01:12:37.279 --> 01:12:39.279
و با احمد در روز مصیبت

01:12:39.279 --> 01:12:41.279
ابوعبید گفت

01:12:41.279 --> 01:12:43.279
من مذهبی نیستم

01:12:43.279 --> 01:12:45.279
یاد احمد افتادم

01:12:45.279 --> 01:12:47.279
من مردی داناتر از این ندیدم

01:12:48.279 --> 01:12:50.279
ابن معین گفت

01:12:50.279 --> 01:12:52.279
می خواستند من مثل احمد باشم

01:12:52.279 --> 01:12:54.279
قسم می خورم که نباشم

01:12:54.279 --> 01:12:56.279
هرگز دوستش نداشته باش

01:12:56.279 --> 01:12:58.279
ابن ابی حاتم گفت

01:12:58.279 --> 01:13:00.279
از پدرم درباره علی بن پرسیدم

01:13:00.279 --> 01:13:02.279
مدینی و احمد بن حنبل

01:13:02.279 --> 01:13:04.279
کدام را ذخیره کنم؟

01:13:04.279 --> 01:13:06.279
و او گفت

01:13:06.279 --> 01:13:08.279
در حفظ نزدیک بودند

01:13:08.279 --> 01:13:10.279
احمد داناترین فقه بود

01:13:10.279 --> 01:13:12.310
اگر کسی را دیدی که دوستش داری

01:13:12.310 --> 01:13:14.310
احمد آموخت

01:13:14.310 --> 01:13:16.310
او یک ساله است

01:13:16.310 --> 01:13:18.310
ابوزراء گفت

01:13:18.310 --> 01:13:20.310
احمد بن حنبل

01:13:20.310 --> 01:13:22.310
او از اسحاق پیرتر و باهوش تر است

01:13:22.310 --> 01:13:24.340
من کسی را ندیدم

01:13:24.340 --> 01:13:26.340
کاملتر از احمد

01:13:26.340 --> 01:13:28.340
النسایی گفت

01:13:28.340 --> 01:13:30.340
مجموعه احمد بن حنبل

01:13:30.340 --> 01:13:32.340
دانش حدیث و فقه

01:13:32.340 --> 01:13:34.340
تقوا و زهد و صبر

01:13:34.340 --> 01:13:36.340
ابو داود گفت

01:13:36.340 --> 01:13:38.340
مجالس احمد بودند

01:13:38.340 --> 01:13:40.340
شوراهای زندگی پس از مرگ

01:13:40.340 --> 01:13:42.340
چیزی در مورد آن ذکر نشده است

01:13:42.340 --> 01:13:44.340
از امر دنیا

01:13:44.340 --> 01:13:46.340
من هرگز ندیدم که او به دنیا اشاره کند

01:13:46.340 --> 01:13:48.569
ابن سلام گفت

01:13:48.569 --> 01:13:50.569
محمد بن نصر را شنیدم

01:13:50.569 --> 01:13:52.569
المروزی می گوید

01:13:52.569 --> 01:13:54.569
به خانه احمد رفتم

01:13:54.569 --> 01:13:56.569
ابن حنبل مکرر

01:13:56.569 --> 01:13:58.569
از او در مورد مسائل پرسیدم

01:13:58.569 --> 01:14:00.569
به او گفته شد: این بود.

01:14:00.569 --> 01:14:02.569
جدیدتر ام اسحاق

01:14:02.569 --> 01:14:04.569
گفت: بلكه احمد

01:14:04.569 --> 01:14:06.569
مدرن تر و متدین تر

01:14:06.569 --> 01:14:08.569
احمد از خانواده اش پیشی گرفت

01:14:08.569 --> 01:14:10.659
زمان او

01:14:10.659 --> 01:14:12.659
گفتم احمد عالی بود

01:14:12.659 --> 01:14:14.659
سر در گفتگو

01:14:14.659 --> 01:14:16.659
در فقه و خداشناسی

01:14:16.659 --> 01:14:18.659
او مورد تمجید مردم قرار گرفت

01:14:18.659 --> 01:14:20.659
مخالفان او، پس نظر شما چیست؟

01:14:20.659 --> 01:14:22.659
با برادران و همسالانش

01:14:22.659 --> 01:14:24.659
او در عین حال با شکوه بود

01:14:24.659 --> 01:14:26.659
حتی خدا گفت

01:14:26.659 --> 01:14:28.659
ابوعبید با استعداد است

01:14:28.659 --> 01:14:30.659
هیچکس در موضوع مهبت

01:14:30.659 --> 01:14:34.710
احمد بن حنبل

01:14:34.710 --> 01:14:36.710
فصلی در فضیلت و خدایی شدن او

01:14:36.710 --> 01:14:38.710
و اجزاء آن

01:14:38.710 --> 01:14:41.260
صالح بن احمد گفت

01:14:41.260 --> 01:14:43.260
یک روز پیش پدرم آمدم

01:14:43.260 --> 01:14:45.260
ایام الواثق

01:14:45.260 --> 01:14:47.260
به هر حال خدا می داند

01:14:47.260 --> 01:14:49.260
ما

01:14:49.260 --> 01:14:51.260
برای نماز عصر بیرون رفت

01:14:51.260 --> 01:14:53.260
او حالت نشسته داشت

01:14:53.260 --> 01:14:55.260
بر او آمده بود

01:14:55.260 --> 01:14:57.260
سالها تا خستگی

01:14:57.260 --> 01:14:59.260
و اگر زیر آن

01:14:59.260 --> 01:15:01.260
کتاب کاغذ

01:15:01.260 --> 01:15:03.260
هر کاغذی در آن باشد

01:15:03.260 --> 01:15:05.260
به من بگو ابا عبدالله

01:15:05.260 --> 01:15:07.260
تو چه پریشانی

01:15:07.260 --> 01:15:09.260
و هیچ بدهی ندارید

01:15:09.260 --> 01:15:11.260
من به تو هدایت شدم

01:15:11.260 --> 01:15:13.260
چهار هزار درهم

01:15:13.260 --> 01:15:15.260
خیریه نیست

01:15:15.260 --> 01:15:17.260
و زکات ندارد

01:15:17.260 --> 01:15:19.260
اما این چیزی است که من از پدرم به ارث برده ام

01:15:19.260 --> 01:15:21.260
پس من کتاب را خواندم

01:15:21.260 --> 01:15:23.260
و من آن را زمین گذاشتم

01:15:23.260 --> 01:15:25.260
وقتی وارد شد گفتم: بابا.

01:15:25.260 --> 01:15:27.260
این کتاب چیست؟

01:15:27.260 --> 01:15:29.260
صورتش قرمز شد و گفت

01:15:29.260 --> 01:15:31.260
من آن را از تو برداشته ام

01:15:31.260 --> 01:15:33.260
سپس به آن مرد نامه نوشت

01:15:33.260 --> 01:15:35.260
کتابت به دستم رسید

01:15:35.260 --> 01:15:37.260
ما در سلامتی خوبی هستیم

01:15:37.260 --> 01:15:39.260
در مورد دین

01:15:39.260 --> 01:15:41.260
ما را خسته نمی کند

01:15:41.260 --> 01:15:43.260
در مورد فرزندانمان

01:15:43.260 --> 01:15:45.289
به لطف خدا

01:15:45.289 --> 01:15:47.289
وقتی یک سال یا بیشتر گذشت

01:15:47.289 --> 01:15:49.289
به آن اشاره کردیم

01:15:49.289 --> 01:15:51.289
و او گفت

01:15:51.289 --> 01:15:53.289
اگر قبول کرده بودیم

01:15:53.289 --> 01:15:55.289
او رفته بود

01:15:55.289 --> 01:15:57.289
عبیدنی القاری گفت

01:15:57.289 --> 01:15:59.289
احمد عمویش وارد شد

01:15:59.289 --> 01:16:01.289
گفت: برادرزاده ام.

01:16:01.289 --> 01:16:03.289
این غم چیست؟

01:16:03.289 --> 01:16:05.289
این غم چیست؟

01:16:05.289 --> 01:16:07.289
سرش را بلند کرد و گفت

01:16:07.289 --> 01:16:09.289
خوشا به حال کسی که خداوند از ذکر او غافل است

01:16:09.289 --> 01:16:11.449
صالح گفت

01:16:11.449 --> 01:16:13.449
شاید پدرم را دیدم

01:16:13.449 --> 01:16:15.449
استراحت می کند

01:16:15.449 --> 01:16:17.449
گرد و غبار آن را پاک کنید

01:16:17.449 --> 01:16:19.449
و آن را به کاسه تبدیل می کند

01:16:19.449 --> 01:16:21.449
روی آن آب می ریزد

01:16:21.449 --> 01:16:23.449
بعد با نمک می خورد

01:16:23.449 --> 01:16:25.449
و شاکی بود

01:16:25.449 --> 01:16:27.449
با سرکه زیاد

01:16:27.449 --> 01:16:29.449
شاید من مریض شدم و او آن را گرفت

01:16:29.449 --> 01:16:31.449
یک فنجان آب

01:16:31.449 --> 01:16:33.449
می خواند و بعد می گوید

01:16:33.449 --> 01:16:35.449
از آن بنوشید و بشویید

01:16:35.449 --> 01:16:37.449
با صورت و دستانت

01:16:37.449 --> 01:16:39.449
او ممکن است به فروشگاه مواد غذایی رفته باشد

01:16:39.449 --> 01:16:41.449
هیزم می خرد

01:16:41.449 --> 01:16:43.449
و چیز را در دست می گیرد

01:16:43.449 --> 01:16:45.640
و من به او گوش می دادم

01:16:45.640 --> 01:16:47.640
خیلی می گوید

01:16:47.640 --> 01:16:49.640
خدایا به ما آرامش بده

01:16:49.640 --> 01:16:51.640
مروضی گفت

01:16:51.640 --> 01:16:53.640
به اباعبدالله گفتم

01:16:53.640 --> 01:16:55.640
چه چیزی بیشتر به شما انگیزه می دهد؟

01:16:55.640 --> 01:16:57.640
و او گفت

01:16:57.640 --> 01:16:59.640
می ترسم این یک فریب باشد

01:16:59.640 --> 01:17:01.640
این هر چه هست

01:17:01.640 --> 01:17:03.770
مروضی گفت

01:17:03.770 --> 01:17:05.770
من یک دکتر مسیحی را دیدم

01:17:05.770 --> 01:17:07.770
از احمد آمد

01:17:07.770 --> 01:17:09.770
و با او یک راهب است

01:17:09.770 --> 01:17:11.770
و او این را گفت

01:17:11.770 --> 01:17:13.770
از من خواست که با من بیاید

01:17:13.770 --> 01:17:15.930
برای دیدن اباعبدالله

01:17:15.930 --> 01:17:17.930
و مسیحیت را معرفی کردم

01:17:17.930 --> 01:17:19.930
ابی عبدالله به او گفت

01:17:19.930 --> 01:17:21.930
من هوس آن را دارم

01:17:21.930 --> 01:17:23.930
سالها دیدنت

01:17:23.930 --> 01:17:25.930
تو هنوز خوبي

01:17:25.930 --> 01:17:27.930
فقط برای اسلام

01:17:27.930 --> 01:17:29.930
اما برای همه خلقت

01:17:29.930 --> 01:17:31.930
و هیچ یک از اصحاب ما

01:17:31.930 --> 01:17:34.060
به اباعبدالله گفتم

01:17:34.060 --> 01:17:36.060
او از شما راضی بود

01:17:36.060 --> 01:17:38.060
پس به اباعبدالله گفتم

01:17:38.060 --> 01:17:40.060
امیدوارم بشه

01:17:40.060 --> 01:17:42.060
شما در همه سرزمین ها خوانده اید

01:17:42.060 --> 01:17:44.060
گفت: ای ابوبکر

01:17:44.060 --> 01:17:46.060
اگر انسان خودش را بشناسد

01:17:46.060 --> 01:17:48.060
حرف مردم فایده ای ندارد

01:17:48.060 --> 01:17:51.779
آداب اوست

01:17:51.779 --> 01:17:54.039
عبدالله گفت

01:17:54.039 --> 01:17:56.039
بن احمد

01:17:56.039 --> 01:17:58.039
پدرم را دیدم که دارد موی سرش را گرفته است

01:17:58.039 --> 01:18:00.039
از اشعار پیامبر صلی الله علیه و آله

01:18:00.039 --> 01:18:02.039
روی دهانش می گذارد

01:18:02.039 --> 01:18:04.039
و او را می بوسد

01:18:04.039 --> 01:18:06.039
فکر می کنم دیدم که آن را پوشیده است

01:18:06.039 --> 01:18:08.039
روی چشمش

01:18:08.039 --> 01:18:10.039
آن را در آب فرو می برد و می نوشد

01:18:10.039 --> 01:18:12.039
او با آن شفا می یابد

01:18:12.039 --> 01:18:14.039
دیدم که کاسه پیامبر را گرفت

01:18:14.039 --> 01:18:16.039
خداوند او را بیامرزد و درود فرستد

01:18:16.039 --> 01:18:18.039
آن را شست و سپس از آن نوشید

01:18:18.039 --> 01:18:20.039
و من او را در حال نوشیدن دیدم

01:18:20.039 --> 01:18:22.039
از آب زمزم می تواند خود را شفا دهد

01:18:22.039 --> 01:18:24.039
و دست هایش را با آن پاک می کند

01:18:24.039 --> 01:18:26.140
و صورتش

01:18:26.140 --> 01:18:28.140
احمد بن سعید الدنامی گفت

01:18:28.140 --> 01:18:30.140
به احمد بن حنبل نامه نوشت

01:18:30.140 --> 01:18:32.140
به ابوجعفر

01:18:32.140 --> 01:18:34.140
خداوند او را گرامی داشت

01:18:34.140 --> 01:18:36.170
از احمد بن حنبل

01:18:36.170 --> 01:18:38.170
عبدالرحمن الزهری گفت

01:18:38.170 --> 01:18:40.170
دایی من رفت

01:18:40.170 --> 01:18:42.170
احمد بن حنبل

01:18:42.170 --> 01:18:44.170
پس سلام کرد

01:18:44.170 --> 01:18:46.170
چون او را دید از جا پرید و او را گرامی داشت

01:18:46.170 --> 01:18:48.170
مروضی گفت

01:18:48.170 --> 01:18:50.170
احمد به من گفت

01:18:50.170 --> 01:18:52.170
چیزی که اخیرا نوشتم

01:18:52.170 --> 01:18:54.170
مگر اینکه روی آن کار کرده باشم

01:18:54.170 --> 01:18:56.170
تا اینکه پیامبر از کنارم گذشت

01:18:56.170 --> 01:18:58.170
خداوند او را بیامرزد و درود فرستد

01:18:58.170 --> 01:19:00.170
ابوطیبه د نرا را داد

01:19:00.170 --> 01:19:02.170
پس جام آتش به من داده شد

01:19:02.170 --> 01:19:04.170
وقتی حجامت کردم

01:19:04.170 --> 01:19:06.170
حنبل گفت

01:19:06.170 --> 01:19:08.170
اباعبدالله را دیدم

01:19:08.170 --> 01:19:10.170
اگر بخواهد این کار را بکند

01:19:10.170 --> 01:19:12.170
به یارانش گفت

01:19:12.170 --> 01:19:14.170
اگر دوست دارید

01:19:14.170 --> 01:19:16.170
عبدالله بن احمد گفت

01:19:16.170 --> 01:19:18.170
شنیدم پدرم گفت

01:19:18.170 --> 01:19:20.170
شافعی به من گفت

01:19:20.170 --> 01:19:22.170
ای اباعبدالله

01:19:22.170 --> 01:19:24.170
اگر حق داری حرف بزنی

01:19:24.170 --> 01:19:26.170
پس بگو تا برگردیم

01:19:26.170 --> 01:19:28.170
به او

01:19:28.170 --> 01:19:30.170
شما به اخبار صحیح از ما داناتر هستید

01:19:30.170 --> 01:19:32.170
پس اگر باشد

01:19:32.170 --> 01:19:34.170
خبر واقعی

01:19:34.170 --> 01:19:36.170
پس به من خبر بده تا برم پیشش

01:19:36.170 --> 01:19:38.170
یحیی بن معین گفت

01:19:38.170 --> 01:19:40.170
من هرگز چیزی شبیه احمد ندیده بودم

01:19:40.170 --> 01:19:42.170
پنجاه سال همراهش بودیم

01:19:42.170 --> 01:19:44.170
به ما افتخار کن

01:19:44.170 --> 01:19:46.170
با چیزی که در آن بود

01:19:46.170 --> 01:19:48.229
از خوبی ها

01:19:48.229 --> 01:19:50.229
عبدالله بن احمد گفت

01:19:50.229 --> 01:19:52.229
پدرم هر روز مطالعه می کرد

01:19:52.229 --> 01:19:54.229
هفت

01:19:54.229 --> 01:19:56.229
بعد از شام یک میان وعده سبک می خورد

01:19:56.229 --> 01:19:58.229
سپس تا صبح برمی خیزد

01:19:58.229 --> 01:20:00.229
نماز می خواند و دعا می کند

01:20:00.229 --> 01:20:02.329
احمد الدرقی گفت

01:20:02.329 --> 01:20:04.329
وقتی آمد

01:20:04.329 --> 01:20:06.329
احمد بن حنبل اهل یمن

01:20:06.329 --> 01:20:08.329
از عبدالرزاق

01:20:08.329 --> 01:20:10.329
رنگ پریدگی او را در مکه دیدم

01:20:10.329 --> 01:20:12.329
نشان داده شده است

01:20:12.329 --> 01:20:14.329
تقلب و خستگی

01:20:14.329 --> 01:20:16.329
پس با او صحبت کردم و او گفت

01:20:16.329 --> 01:20:18.329
این آسان است همانطور که ما سود بردیم

01:20:18.329 --> 01:20:20.329
از عبدالرزاق

01:20:20.329 --> 01:20:22.329
مروضی گفت

01:20:22.329 --> 01:20:24.329
اباعبدالله بود

01:20:24.329 --> 01:20:26.329
اگر مرگ ذکر شود

01:20:26.329 --> 01:20:28.329
درس او را خفه کرد

01:20:28.329 --> 01:20:30.329
و او می گفت

01:20:30.329 --> 01:20:32.329
اگر به مرگ اشاره کنید

01:20:32.329 --> 01:20:34.329
همه چیز در دنیا برای من آسان است

01:20:34.329 --> 01:20:36.329
غذای بدون غذا است

01:20:36.329 --> 01:20:38.329
و لباس بدون لباس

01:20:38.329 --> 01:20:40.329
و این فقط چند روز است

01:20:40.329 --> 01:20:42.329
چقدر منصفانه

01:20:42.329 --> 01:20:44.329
چیزی در مورد فقر

01:20:44.329 --> 01:20:46.329
اگر فقط می توانستم راه را پیدا کنم

01:20:46.329 --> 01:20:48.329
می رفتم بیرون که نر نداشته باشم

01:20:48.329 --> 01:20:50.329
و او گفت

01:20:50.329 --> 01:20:52.329
من می خواهم باشم

01:20:52.329 --> 01:20:54.329
حتی در مردم مکه

01:20:54.329 --> 01:20:56.329
من نمی دانم

01:20:56.329 --> 01:21:00.250
معروف شدی

01:21:00.250 --> 01:21:02.539
و از زندگینامه او

01:21:02.539 --> 01:21:04.539
الخلال گفت

01:21:04.539 --> 01:21:06.539
به زهیر بن صالح گفتم

01:21:06.539 --> 01:21:08.539
نوه امام احمد

01:21:08.539 --> 01:21:10.539
پدربزرگت را دیدی؟

01:21:10.539 --> 01:21:12.539
گفت بله

01:21:12.539 --> 01:21:14.539
او در ده سالگی فوت کرد

01:21:14.539 --> 01:21:16.539
هر روز داخل می شدیم

01:21:16.539 --> 01:21:18.539
جمعه، من و خواهرانم

01:21:18.539 --> 01:21:20.539
بین ما و او بود

01:21:20.539 --> 01:21:22.539
درب

01:21:22.539 --> 01:21:24.539
برای همه نوشت

01:21:24.539 --> 01:21:26.539
دو تا قرص از ما

01:21:26.539 --> 01:21:28.539
از نقره در یک تکه

01:21:28.539 --> 01:21:30.600
با خانواده ام رفتار می کند

01:21:30.600 --> 01:21:32.600
و ممکن است شما آن را تجربه کرده باشید

01:21:32.600 --> 01:21:34.600
او در آفتاب نشسته است

01:21:34.600 --> 01:21:36.600
پشتش آشکار است

01:21:36.600 --> 01:21:38.630
این اثر ضربه زدن به من است

01:21:38.630 --> 01:21:40.630
من یک برادر کوچکتر داشتم

01:21:40.630 --> 01:21:42.659
اسم من علی است

01:21:42.659 --> 01:21:44.659
پس پدرم خواست او را ختنه کند

01:21:44.659 --> 01:21:46.659
پس برای او غذا گرفت

01:21:46.659 --> 01:21:48.659
خیلی ها را صدا زد

01:21:48.659 --> 01:21:50.659
پدربزرگم او را به او راهنمایی کرد

01:21:50.659 --> 01:21:52.659
من از کاری که کردی مطلع شدم

01:21:52.659 --> 01:21:54.659
برای این

01:21:54.659 --> 01:21:56.659
و تو زیاده خواهی کردی

01:21:56.659 --> 01:21:58.659
از فقرا و ضعیفان شروع کرد

01:21:58.659 --> 01:22:00.760
پس وقتی از فردا بود

01:22:00.760 --> 01:22:02.760
سس را آماده کنید

01:22:02.760 --> 01:22:04.760
مردم ما حضور داشتند

01:22:04.760 --> 01:22:06.760
پدربزرگم آمد و نشست

01:22:06.760 --> 01:22:08.760
به پسر و برو بیرون

01:22:08.760 --> 01:22:10.760
او جیغی زد و او او را هل داد

01:22:10.760 --> 01:22:12.760
به حجامت و او برخاست

01:22:12.760 --> 01:22:14.760
حجام به جیرجیر نگاه کرد

01:22:14.760 --> 01:22:16.760
پس یک درهم

01:22:16.760 --> 01:22:18.760
و ما بلند شدیم

01:22:18.760 --> 01:22:20.760
تعداد زیادی برس

01:22:20.760 --> 01:22:22.760
پسر روی یک نیمکت بود

01:22:22.760 --> 01:22:24.760
لباس های بلند

01:22:24.760 --> 01:22:26.760
رنگی و قابل انکار نیست

01:22:26.760 --> 01:22:28.920
که به ما ارائه شد

01:22:28.920 --> 01:22:30.920
از خراسان پسر عموی پدربزرگم

01:22:30.920 --> 01:22:32.920
پس نزد پدرم آمد

01:22:32.920 --> 01:22:34.920
پس با او وارد شدم

01:22:34.920 --> 01:22:36.920
پیش پدربزرگم و او آمد

01:22:36.920 --> 01:22:38.920
دویدن با بشقاب

01:22:38.920 --> 01:22:40.920
روی آن نان و حبوبات و نمک است

01:22:40.920 --> 01:22:42.920
و با نفرت در آن

01:22:42.920 --> 01:22:44.920
گوشت و رب

01:22:44.920 --> 01:22:46.920
جو بسیار

01:22:46.920 --> 01:22:48.920
پس با ما غذا خورد

01:22:48.920 --> 01:22:50.920
و از پسر عمویش بپرس که چه کسی مانده است

01:22:50.920 --> 01:22:52.920
از خانواده اش در خراسان

01:22:52.920 --> 01:22:54.920
در حین غذا خوردن

01:22:54.920 --> 01:22:56.920
شاید او بیش از حد تحت تأثیر آن قرار گرفت

01:22:56.920 --> 01:22:58.920
پدربزرگم با او به فارسی صحبت می کند

01:22:58.920 --> 01:23:00.920
گوشت را در دستانش می گذارد

01:23:00.920 --> 01:23:03.050
و در دستان من

01:23:03.050 --> 01:23:05.050
بعد بشقاب را کنارش برد

01:23:05.050 --> 01:23:07.050
بنابراین آن را در آن قرار داد

01:23:07.050 --> 01:23:09.050
خرما و گردو

01:23:09.050 --> 01:23:11.050
شروع به خوردن کرد و به مرد داد

01:23:11.050 --> 01:23:13.140
المیمونی گفت

01:23:13.140 --> 01:23:15.140
من اغلب می پرسیدم

01:23:15.140 --> 01:23:17.140
اباعبدالله در مورد آن چیز

01:23:17.140 --> 01:23:19.140
می‌گوید: اینجا هستی

01:23:19.140 --> 01:23:21.140
و درباره المروادی

01:23:21.140 --> 01:23:23.140
گفت من بیچاره را ندیدم

01:23:23.140 --> 01:23:25.140
در مجلسی عزیزتر از او

01:23:25.140 --> 01:23:27.140
در شورای احمد

01:23:27.140 --> 01:23:29.140
به سمت آنها متمایل شده بود

01:23:29.140 --> 01:23:31.140
غفلت از مردم جهان

01:23:31.140 --> 01:23:33.140
و رویایی در آن بود

01:23:33.140 --> 01:23:35.140
با گوساله ها نبود

01:23:35.140 --> 01:23:37.140
او بسیار متواضع بود

01:23:37.140 --> 01:23:39.140
درود بر او باد

01:23:39.140 --> 01:23:41.140
و احترام

01:23:41.140 --> 01:23:43.140
در جلسه خود بعد از ظهر

01:23:43.140 --> 01:23:45.140
برای پسران

01:23:45.140 --> 01:23:47.140
تا نپرسه حرف نمیزنه

01:23:47.140 --> 01:23:49.140
و اگر به مسجد خود بیرون رود

01:23:49.140 --> 01:23:51.270
آن را بالا نبرد

01:23:51.270 --> 01:23:53.270
اباعبدالله بسیار پرانرژی بود

01:23:53.270 --> 01:23:55.270
اخلاق سخاوتمندانه

01:23:55.270 --> 01:23:57.369
سخاوت را دوست دارد

01:23:57.369 --> 01:23:59.369
هارون المستملی گفت

01:23:59.369 --> 01:24:01.369
با احمد بن حنبل آشنا شدم

01:24:01.369 --> 01:24:03.369
گفتم نداریم

01:24:03.369 --> 01:24:05.369
یه چیزی

01:24:05.369 --> 01:24:07.369
پس پنج درهم به من داد

01:24:07.369 --> 01:24:09.369
گفت نداریم

01:24:09.369 --> 01:24:11.619
حمدان بن علی گفت

01:24:11.619 --> 01:24:13.619
لباس احمد نبود

01:24:13.619 --> 01:24:15.619
با آن

01:24:15.619 --> 01:24:17.619
با این حال، پنبه تمیز است

01:24:17.619 --> 01:24:19.819
الفضل گفت

01:24:19.819 --> 01:24:21.819
ابن زیاد

01:24:21.819 --> 01:24:23.819
اباعبدالله را دیدم

01:24:23.819 --> 01:24:25.819
در زمستان، دو پیراهن

01:24:25.819 --> 01:24:27.819
یک غذای رنگارنگ در این بین

01:24:27.819 --> 01:24:29.819
و شاید یک پیراهن

01:24:29.819 --> 01:24:31.819
صرفه جویی در سنگین

01:24:31.819 --> 01:24:33.819
دیدم عمامه بر سر دارد

01:24:33.819 --> 01:24:35.819
بالای کاپوت

01:24:35.819 --> 01:24:37.819
و لباس سنگین

01:24:37.819 --> 01:24:39.819
پس شنیدم ابوعمران الورکانی

01:24:39.819 --> 01:24:41.819
یه روز بهش بگو

01:24:41.819 --> 01:24:43.819
ای اباعبدالله

01:24:43.819 --> 01:24:45.819
کل این لباس

01:24:45.819 --> 01:24:47.819
خندید و بعد گفت

01:24:47.819 --> 01:24:49.819
من در سرما حساس هستم

01:24:49.819 --> 01:24:51.939
محمد اشاره کرد

01:24:51.939 --> 01:24:53.939
بن الحسین

01:24:53.939 --> 01:24:55.939
آن ابوبکر مروضی

01:24:55.939 --> 01:24:57.939
از آداب اباعبدالله بگو

01:24:57.939 --> 01:24:59.939
او گفت

01:24:59.939 --> 01:25:01.939
اباعبدالله جاهل نبود

01:25:01.939 --> 01:25:03.939
و نادانی او رویا است

01:25:03.939 --> 01:25:05.939
و تحمل کرد

01:25:05.939 --> 01:25:07.939
خدا کافیه

01:25:07.939 --> 01:25:09.939
او کینه توز نبود

01:25:09.939 --> 01:25:11.939
نه گوساله ها

01:25:11.939 --> 01:25:13.939
بسیار متواضع و خوش اخلاق

01:25:13.939 --> 01:25:15.939
انسان ها همیشه در سمت نرم هستند

01:25:15.939 --> 01:25:17.939
جدایی نیست

01:25:17.939 --> 01:25:19.939
او خدا را دوست داشت

01:25:19.939 --> 01:25:21.939
و از خدا متنفر است

01:25:21.939 --> 01:25:23.939
اگر مسئله دینی است

01:25:23.939 --> 01:25:25.939
عصبانیتش شدت گرفت

01:25:25.939 --> 01:25:27.939
او در برابر آسیب تحمل می کرد

01:25:27.939 --> 01:25:30.010
از همسایه ها

01:25:30.010 --> 01:25:32.010
ابراهیم بن شمس گفت

01:25:32.010 --> 01:25:34.010
احمد بن حنبل را می شناختم

01:25:34.010 --> 01:25:36.010
او یک پسر است

01:25:36.010 --> 01:25:38.010
او شب را زنده می کند

01:25:38.010 --> 01:25:40.010
مروضی گفت

01:25:40.010 --> 01:25:42.010
اباعبدالله را دیدم

01:25:42.010 --> 01:25:44.010
پروردگارش به زودی از آن قیام می کند

01:25:44.010 --> 01:25:46.010
حتی نزدیک نیمه شب

01:25:46.010 --> 01:25:48.039
سحر و جادو

01:25:48.039 --> 01:25:50.039
عبدالله گفت

01:25:50.039 --> 01:25:52.039
شاید نام پدرم را در جادو شنیده باشید

01:25:52.039 --> 01:25:54.039
او مردم را به نام آنها صدا می کند

01:25:54.039 --> 01:25:56.039
خیلی دعا کرد

01:25:56.039 --> 01:25:58.039
و آن را پنهان می کند

01:25:58.039 --> 01:26:00.039
بین دو نماز عصر نماز می خواند

01:26:00.039 --> 01:26:02.039
اگر نماز آخرت را بخواند

01:26:02.039 --> 01:26:04.039
رکعت های صحیح می خواند

01:26:04.039 --> 01:26:06.039
سپس متشنج می شود

01:26:06.039 --> 01:26:08.039
او سبک می خوابد

01:26:08.039 --> 01:26:10.039
سپس برمی‌خیزد و نماز می‌خواند

01:26:10.039 --> 01:26:12.039
المیمونی گفت

01:26:12.039 --> 01:26:14.039
قاضی محمد به من گفت

01:26:14.039 --> 01:26:16.039
بن محمد بن ادریس شافعی

01:26:16.039 --> 01:26:18.039
احمد به من گفت

01:26:18.039 --> 01:26:20.039
پدرت

01:26:20.039 --> 01:26:22.039
یعنی امام شافعی

01:26:22.039 --> 01:26:24.039
یکی از شش نفری که برایش دعا می کنم

01:26:24.039 --> 01:26:26.140
سحر و جادو

01:26:26.140 --> 01:26:28.140
این یک خواندن نرم بود

01:26:28.140 --> 01:26:30.140
شاید برخی از آنها را نفهمیدم

01:26:30.140 --> 01:26:32.140
روزه داشت و معتاد بود

01:26:32.140 --> 01:26:34.140
بعدش انشالله سرعتش کم میشه

01:26:34.140 --> 01:26:36.140
و او ترک نمی کند

01:26:36.140 --> 01:26:38.140
روزه گرفتن در روزهای دوشنبه و پنجشنبه

01:26:38.140 --> 01:26:40.140
و روزهای سفید

01:26:40.140 --> 01:26:42.140
وقتی از سربازی برگشت

01:26:42.140 --> 01:26:44.140
او تا زمان مرگ معتاد به روزه داری شد

01:26:44.140 --> 01:26:46.199
الاثرم گفت

01:26:46.199 --> 01:26:48.199
به من گفتند که الشافعی

01:26:48.199 --> 01:26:50.199
به اباعبدالله گفت

01:26:50.199 --> 01:26:52.199
به معنای احمد بن حنبل

01:26:52.199 --> 01:26:54.199
او امیرالمؤمنین است

01:26:54.199 --> 01:26:56.199
او از من خواست که از او عریضه کنم

01:26:56.199 --> 01:26:58.199
قاضی برای یمن

01:26:58.199 --> 01:27:00.199
دوست داری نزد عبدالرزاق بروی

01:27:00.199 --> 01:27:02.199
شما نیاز خود را برآورده کرده اید

01:27:02.199 --> 01:27:04.199
و شما درست تصمیم بگیرید

01:27:04.199 --> 01:27:06.359
احمد به شافعی گفت

01:27:06.359 --> 01:27:08.359
ای اباعبدالله

01:27:08.359 --> 01:27:10.359
اگر این را می شنوید

01:27:10.359 --> 01:27:12.359
بازم از تو

01:27:12.359 --> 01:27:14.520
تو منو اونجا ندیدی

01:27:14.520 --> 01:27:16.520
محمد بن موسی گفت

01:27:16.520 --> 01:27:18.520
اباعبدالله را دیدم

01:27:18.520 --> 01:27:20.520
خراسانی به او گفت

01:27:20.520 --> 01:27:22.520
خدا رو شکر که دیدمت

01:27:22.520 --> 01:27:24.520
او گفت

01:27:24.520 --> 01:27:26.520
برای هر کاری بشین

01:27:26.520 --> 01:27:28.520
من کی هستم؟

01:27:28.520 --> 01:27:30.520
و در مورد مردی که گفت:

01:27:30.520 --> 01:27:32.520
ردی از غم در چهره اش دیدم

01:27:32.520 --> 01:27:34.520
ابی عبدالله

01:27:34.520 --> 01:27:36.520
یک نفر او را تحسین کرد

01:27:36.520 --> 01:27:38.520
به او گفته شد: خداوند به تو اجر دهد

01:27:38.520 --> 01:27:40.520
در مورد اسلام خوب است

01:27:40.520 --> 01:27:42.520
فرمود: بلكه خداوند جزاى شما را بدهد.

01:27:42.520 --> 01:27:44.520
اسلام برای من خوب است

01:27:44.520 --> 01:27:46.520
من کی هستم و چیستم

01:27:46.520 --> 01:27:48.550
المنروثی گفت

01:27:48.550 --> 01:27:50.550
احمد بن حنبل را شنیدم

01:27:50.550 --> 01:27:52.550
اخلاق متقین را ذکر کنید

01:27:52.550 --> 01:27:54.550
و او گفت

01:27:54.550 --> 01:27:56.550
از خدا می خواهم ما را محروم نکند

01:27:56.550 --> 01:27:58.550
ما کجای این افراد هستیم؟

01:27:58.550 --> 01:28:00.710
او عاشق بطالت بود

01:28:00.710 --> 01:28:02.710
و دوری از مردم

01:28:02.710 --> 01:28:04.710
بیمار برمی گردد

01:28:04.710 --> 01:28:06.710
از راه رفتن در بازار متنفر بود

01:28:06.710 --> 01:28:08.710
روی تنهایی تاثیر می گذارد

01:28:08.710 --> 01:28:10.739
المیمونی گفت

01:28:10.739 --> 01:28:12.739
احمد گفت

01:28:12.739 --> 01:28:14.739
دیدم تنهایی به دلم رفته

01:28:14.739 --> 01:28:16.739
و او گفت

01:28:16.739 --> 01:28:18.739
محمد بن الحسن بن هارون

01:28:18.739 --> 01:28:20.739
اباعبدالله را دیدم

01:28:20.739 --> 01:28:22.739
اگر در جاده راه برود

01:28:22.739 --> 01:28:24.739
او از اینکه کسی او را دنبال کند متنفر است

01:28:24.739 --> 01:28:26.739
گفتم

01:28:26.739 --> 01:28:28.739
بی تحرکی و فروتنی را ترجیح دهید

01:28:28.739 --> 01:28:30.739
و شرمندگی زیاد

01:28:30.739 --> 01:28:32.739
نشانه تقوا و سعادت است

01:28:32.739 --> 01:28:34.779
صالح گفت

01:28:34.779 --> 01:28:36.779
بن احمد

01:28:36.779 --> 01:28:38.779
اگر او را صدا می زد پدرم بود

01:28:38.779 --> 01:28:40.779
مردی می گوید

01:28:40.779 --> 01:28:44.500
کارهای خواهرم ماها

01:28:44.500 --> 01:28:46.890
مصیبت

01:28:46.890 --> 01:28:48.890
شکاف با حقیقت بزرگ است

01:28:48.890 --> 01:28:50.890
این نیاز به قدرت و صداقت دارد

01:28:50.890 --> 01:28:52.890
نجات دهنده

01:28:52.890 --> 01:28:54.890
قدرت نمی تواند این کار را انجام دهد

01:28:54.890 --> 01:28:56.890
و قوی بدون اخلاص

01:28:56.890 --> 01:28:58.890
ول کن

01:28:58.890 --> 01:29:00.890
هر که آنها را به طور کامل انجام داد

01:29:00.890 --> 01:29:02.890
او یک دوست است

01:29:02.890 --> 01:29:04.890
و هر که ضعیف است، کمتر نیست

01:29:04.890 --> 01:29:06.890
از درد و انکار در دل

01:29:06.890 --> 01:29:08.890
نه پشتش

01:29:08.890 --> 01:29:10.890
ایمان و قدرت

01:29:10.890 --> 01:29:12.949
جز در خدا

01:29:12.949 --> 01:29:14.949
مردم یک ملت بودند

01:29:14.949 --> 01:29:16.949
و دینشان پابرجاست

01:29:16.949 --> 01:29:18.949
به جانشینی ابوبکر و عمر

01:29:18.949 --> 01:29:20.949
زمانی که عمر رضی الله عنه به شهادت رسید

01:29:20.949 --> 01:29:22.949
سرهای شیطان بلند شد

01:29:22.949 --> 01:29:24.949
بر شهید عثمان

01:29:24.949 --> 01:29:26.949
تا اینکه صبر را ذبح کرد

01:29:26.949 --> 01:29:28.949
و کلمه پراکنده شد

01:29:28.949 --> 01:29:30.949
شتر امضا شد

01:29:30.949 --> 01:29:32.949
سپس جنگ صفین

01:29:32.949 --> 01:29:34.949
سپس خوارج ظهور کردند

01:29:34.949 --> 01:29:36.949
و ارباب صحابه کافر شدند

01:29:36.949 --> 01:29:38.949
سپس شیعیان ظهور کردند

01:29:38.949 --> 01:29:40.979
و نواسیب

01:29:40.979 --> 01:29:42.979
در آخرالزمان صحابه

01:29:42.979 --> 01:29:44.979
فتالیسم ظاهر شد

01:29:44.979 --> 01:29:46.979
سپس معتزله در بصره ظهور کردند

01:29:46.979 --> 01:29:48.979
و جهمیّه و جلیل

01:29:48.979 --> 01:29:50.979
در خراسان بعد از ظهر

01:29:50.979 --> 01:29:52.979
پیروان

01:29:52.979 --> 01:29:54.979
با ظهور سنت و اهل آن

01:29:54.979 --> 01:29:56.979
تا بعد از دویست

01:29:56.979 --> 01:29:58.979
مأمون خلیفه ظهور کرد

01:29:58.979 --> 01:30:00.979
او سخنران باهوشی بود

01:30:00.979 --> 01:30:02.979
او دیدگاه معقولی دارد

01:30:02.979 --> 01:30:04.979
پس کتاب بیار

01:30:04.979 --> 01:30:06.979
اولی و اعراب

01:30:06.979 --> 01:30:08.979
حکمت یونانی

01:30:08.979 --> 01:30:10.979
برخاست و نشست

01:30:10.979 --> 01:30:12.979
و دوید و گذاشت

01:30:12.979 --> 01:30:14.979
جهمیه و معتزله برتری یافتند

01:30:14.979 --> 01:30:16.979
سرشون

01:30:16.979 --> 01:30:18.979
و شیعیان بود

01:30:18.979 --> 01:30:20.979
همچنین

01:30:20.979 --> 01:30:22.979
او در نهایت باردار شد

01:30:22.979 --> 01:30:24.979
ملت به خلقت اعتقاد دارد

01:30:24.979 --> 01:30:26.979
قرآن و امتحان

01:30:26.979 --> 01:30:28.979
دانشمندان صبر نکردند

01:30:28.979 --> 01:30:30.979
و برای سالش هلاک شد

01:30:30.979 --> 01:30:32.979
و بدی و بلا را پشت سر گذاشت

01:30:32.979 --> 01:30:34.979
در دین،

01:30:34.979 --> 01:30:36.979
ملت هنوز هم روی آن است

01:30:36.979 --> 01:30:38.979
قرآن بزرگ کلام خداست

01:30:38.979 --> 01:30:40.979
و نزول و مکاشفه آن

01:30:40.979 --> 01:30:42.979
آنها غیر از این نمی دانند

01:30:42.979 --> 01:30:44.979
تا ما به آنها بگوییم

01:30:44.979 --> 01:30:46.979
کلام خدا مخلوق است

01:30:46.979 --> 01:30:48.979
و اضافه می شود

01:30:48.979 --> 01:30:50.979
به خدا عزت بیافزایید

01:30:50.979 --> 01:30:52.979
مثل خانه خدا و شتر

01:30:52.979 --> 01:30:54.979
خدا آن را تکذیب کرد

01:30:54.979 --> 01:30:56.979
دانشمندان که

01:30:56.979 --> 01:30:58.979
جهمیه ظاهر نشد

01:30:58.979 --> 01:31:00.979
در دولت مهدی و الرشید

01:31:00.979 --> 01:31:02.979
و الامین پس

01:31:02.979 --> 01:31:04.979
وصی مامون بود

01:31:04.979 --> 01:31:06.979
از آنها و مقاله را نشان داد

01:31:06.979 --> 01:31:09.020
محمد بن نوح گفت

01:31:09.020 --> 01:31:11.020
هارون الرشید گفت

01:31:11.020 --> 01:31:13.020
شنیدم که او انسان است

01:31:13.020 --> 01:31:15.020
بن غیاث المریسی

01:31:15.020 --> 01:31:17.020
می گوید که قرآن

01:31:17.020 --> 01:31:19.020
مخلوق خدا

01:31:19.020 --> 01:31:21.020
من باید آن را ببرم

01:31:21.020 --> 01:31:23.109
من او را خواهم کشت

01:31:23.109 --> 01:31:25.109
الدورقی گفت: این بود.

01:31:25.109 --> 01:31:27.109
المریسی پنهان شده است

01:31:27.109 --> 01:31:29.109
ایام الرشید پس کی

01:31:29.109 --> 01:31:31.109
الرشید درگذشت

01:31:31.109 --> 01:31:33.109
دعوت به ضلالت کرد

01:31:33.109 --> 01:31:35.109
بعد گفتم آن مأمون

01:31:35.109 --> 01:31:37.109
به کلمات نگاه کرد و نگاه کرد

01:31:37.109 --> 01:31:39.109
و متوقف ماند

01:31:39.109 --> 01:31:41.180
در دعای بدعت او

01:31:41.180 --> 01:31:43.180
ابوالفرج بن جوزی گفت

01:31:43.180 --> 01:31:45.180
با مردم آمیخته شد

01:31:45.180 --> 01:31:47.180
معتزله خوب عمل کردند

01:31:47.180 --> 01:31:49.180
او می گوید که قرآن خلق شده است

01:31:49.180 --> 01:31:51.180
و مردد شد

01:31:51.180 --> 01:31:53.180
بقایای شیوخ را تماشا می کند

01:31:53.180 --> 01:31:55.180
سپس عزم خود را تقویت کرد

01:31:55.180 --> 01:31:57.180
و افراد را آزمایش کنید

01:31:57.180 --> 01:31:59.180
ابن اکثم گفت

01:31:59.180 --> 01:32:01.180
مأمون به ما گفت اگر او نبود

01:32:01.180 --> 01:32:03.180
جایگاه یزید بن هارون

01:32:03.180 --> 01:32:05.180
تا نشان دهد قرآن آفریده شده است

01:32:05.180 --> 01:32:07.210
برخی گفتند

01:32:07.210 --> 01:32:09.210
نشستنش امیر

01:32:09.210 --> 01:32:11.210
مؤمنان و افزایش دهندگان

01:32:11.210 --> 01:32:13.210
تا زمانی که تقوا نداشته باشد

01:32:13.210 --> 01:32:15.210
گفت: وای بر تو!

01:32:15.210 --> 01:32:17.210
اگه نشونش بدم میترسم

01:32:17.210 --> 01:32:19.210
تا به من پاسخ دهد

01:32:19.210 --> 01:32:21.210
مردم متفاوت خواهند بود و متفاوت خواهند بود

01:32:21.210 --> 01:32:23.210
فتنه و من از آن متنفرم

01:32:23.210 --> 01:32:25.210
فتنه

01:32:25.210 --> 01:32:27.210
مرد گفت: من هستم.

01:32:27.210 --> 01:32:29.210
از او در این مورد خواهم پرسید

01:32:29.210 --> 01:32:31.210
مامون گفت بله

01:32:31.210 --> 01:32:33.210
پس به واسط رفت

01:32:33.210 --> 01:32:35.210
پس نزد یزید آمد

01:32:35.210 --> 01:32:37.210
گفت: ای ابوخالد

01:32:37.210 --> 01:32:39.210
درود بر شما

01:32:39.210 --> 01:32:41.210
و او به شما می گوید

01:32:41.210 --> 01:32:43.210
من می خواهم نشان دهم

01:32:43.210 --> 01:32:45.210
آفرینش قرآن

01:32:45.210 --> 01:32:47.210
گفت: به امیر دروغ گفتم.

01:32:47.210 --> 01:32:49.210
شاهزاده وفادار

01:32:49.210 --> 01:32:51.210
مؤمنان مردم را نگه نمی دارند

01:32:51.210 --> 01:32:53.210
برای چیزی که نمی دانند

01:32:53.210 --> 01:32:55.210
اگر راست می گویی، بنشین

01:32:55.210 --> 01:32:57.210
اگر مردم جمع شوند

01:32:57.210 --> 01:32:59.210
در شورا بگو

01:32:59.210 --> 01:33:01.210
سپس گفت

01:33:01.210 --> 01:33:03.210
اگر فردا ملاقات کنند

01:33:03.210 --> 01:33:05.210
پس برخاست و گفت

01:33:06.210 --> 01:33:08.210
یزید گفت

01:33:08.210 --> 01:33:10.210
به امیرالمؤمنین علیه السلام دروغ گفتی

01:33:10.210 --> 01:33:12.210
مردم را نگه نمی دارد

01:33:12.210 --> 01:33:14.210
برای چیزی که نمی دانند

01:33:14.210 --> 01:33:16.210
و هیچ کس آن را نگفت

01:33:16.210 --> 01:33:18.210
گفت و برگشت

01:33:18.210 --> 01:33:20.210
مرد به گاوصندوق

01:33:20.210 --> 01:33:22.210
گفت یا امیرالمؤمنین

01:33:22.210 --> 01:33:24.210
تو بهتر می دانستی

01:33:24.210 --> 01:33:26.340
این خبر را به او گفت

01:33:26.340 --> 01:33:28.340
صالح بن احمد گفت

01:33:28.340 --> 01:33:30.340
سپس مردم مورد آزمایش قرار گرفتند

01:33:30.340 --> 01:33:32.340
او به کسانی که رای ممتنع دادند هدایت داد

01:33:32.340 --> 01:33:34.340
به زندان پاسخ داد

01:33:34.340 --> 01:33:36.340
همه به جز چهار

01:33:36.340 --> 01:33:38.340
پدرم و محمد

01:33:38.340 --> 01:33:40.340
بن نوح و القوریری

01:33:40.340 --> 01:33:42.340
و الحسن بن حماد

01:33:42.340 --> 01:33:44.340
فرش پس

01:33:44.340 --> 01:33:46.340
هازان جواب داد و ماند

01:33:46.340 --> 01:33:48.340
پدرم و محمد بن نوح

01:33:48.340 --> 01:33:50.369
روزها در زندان

01:33:50.369 --> 01:33:52.369
سپس یک کتاب آمد

01:33:52.369 --> 01:33:54.369
طرسوس با حمل آنها بسته شده است

01:33:54.369 --> 01:33:56.369
دو همکار

01:33:56.369 --> 01:33:57.369
ابو معمر گفت

01:33:57.369 --> 01:33:59.369
اجتماعی

01:33:59.369 --> 01:34:01.369
وقتی ما را به خانه سلطان آورد

01:34:01.369 --> 01:34:03.369
روزهای مصیبت

01:34:03.369 --> 01:34:05.369
احمد بن حنبل بود

01:34:05.369 --> 01:34:07.369
ممکنه بیارم

01:34:07.369 --> 01:34:09.369
وقتی دید مردم جواب می دهند

01:34:09.369 --> 01:34:11.369
او مرد مهربانی بود

01:34:11.369 --> 01:34:13.369
پس رگهایش مردند

01:34:13.369 --> 01:34:15.369
و چشمانش قرمز شده بود

01:34:15.369 --> 01:34:17.369
و این نرمی از بین رفت

01:34:17.369 --> 01:34:19.369
پس گفتم: «مژده می‌دهم».

01:34:19.369 --> 01:34:21.369
ابن فضیل به من گفت

01:34:21.369 --> 01:34:23.369
عن الولید بن عبدالله بن جمعه

01:34:23.369 --> 01:34:25.369
از ابوسلمه فرمود:

01:34:25.369 --> 01:34:27.369
او از اصحاب رسول خدا بود

01:34:27.369 --> 01:34:29.369
خداوند او را بیامرزد و درود فرستد

01:34:29.369 --> 01:34:31.369
اگه چیزی بخوام

01:34:31.369 --> 01:34:33.369
چشم بند چشمانش را دیدم

01:34:33.369 --> 01:34:35.369
در سرش می چرخد

01:34:35.369 --> 01:34:37.369
انگار دیوانه است

01:34:37.369 --> 01:34:39.369
ابن ابی اسامه گفت

01:34:39.369 --> 01:34:41.369
به ما بگو احمد

01:34:41.369 --> 01:34:43.369
روزهای مصیبت به او گفته شد

01:34:43.369 --> 01:34:45.369
ای اباعبدالله

01:34:45.369 --> 01:34:47.369
ابتدا می بینید حقیقت چگونه است

01:34:47.369 --> 01:34:49.369
باطل بر او ظاهر شد

01:34:49.369 --> 01:34:51.369
گفت نه

01:34:51.369 --> 01:34:53.369
ظهور باطل بر حق

01:34:53.369 --> 01:34:55.369
که قلب ها از آن حرکت می کنند

01:34:55.369 --> 01:34:57.369
هدایت به گمراهی

01:34:57.369 --> 01:34:59.369
و دل ما همچنان محتاج است

01:35:00.590 --> 01:35:02.590
ابوجعفر گفت

01:35:02.590 --> 01:35:04.590
وقتی احمد باردار شد

01:35:04.590 --> 01:35:06.590
به مأمون گفتم

01:35:06.590 --> 01:35:08.590
پس از فرات گذشتم

01:35:08.590 --> 01:35:10.590
پس احمد در اتاق نشسته بود

01:35:10.590 --> 01:35:12.590
خان، پس به او سلام کردم

01:35:12.590 --> 01:35:14.590
گفت: ای ابوجعفر

01:35:14.590 --> 01:35:16.590
بدجنس بودم

01:35:16.590 --> 01:35:18.590
پس بهش گفتم تو

01:35:18.590 --> 01:35:20.590
سر و مردم امروز

01:35:20.590 --> 01:35:22.590
به خدا از شما تقلید می کنند

01:35:22.590 --> 01:35:24.590
زیرا به خلق قرآن پاسخ دادی

01:35:24.590 --> 01:35:26.590
برای پاسخ به خلقت

01:35:26.590 --> 01:35:28.590
حتی اگر جواب ندادی

01:35:28.590 --> 01:35:30.590
در مورد خلقت ما به من اطلاع دهید

01:35:30.590 --> 01:35:32.590
بسیاری از مردم

01:35:32.590 --> 01:35:34.590
با این حال، مرد

01:35:34.590 --> 01:35:36.590
اگر شما را نمی کشد، آن وقت خواهید کشت

01:35:36.590 --> 01:35:38.590
باید بمیری

01:35:38.590 --> 01:35:40.590
مرگ از خدا بترس

01:35:40.590 --> 01:35:42.590
و شما جواب نمی دهید

01:35:42.590 --> 01:35:44.590
احمد شروع به گریه کرد و گفت:

01:35:44.590 --> 01:35:46.590
انشاالله

01:35:46.590 --> 01:35:48.590
سپس گفت: ای ابوجعفر

01:35:48.590 --> 01:35:50.590
روی من حساب کن

01:35:50.590 --> 01:35:52.590
بنابراین در حالی که او می گفت آن را تکرار کردم

01:35:52.590 --> 01:35:54.590
انشاالله

01:35:54.590 --> 01:35:56.659
محمد بن ابراهیم گفت

01:35:56.659 --> 01:35:58.659
آنها را وادار به مطالعه کردند

01:35:58.659 --> 01:36:00.659
اباعبدالله

01:36:00.659 --> 01:36:02.659
یعنی امام احمد

01:36:02.659 --> 01:36:04.659
در تقیه و آنچه در آن نقل شده است

01:36:04.659 --> 01:36:06.659
به آنها گفت

01:36:06.659 --> 01:36:08.659
چگونه یک مکالمه ایجاد می کنید؟

01:36:08.659 --> 01:36:10.659
خباب هر که بود

01:36:10.659 --> 01:36:12.659
قبل از شما منتشر شده است

01:36:12.659 --> 01:36:14.659
کسی با اره برقی

01:36:14.659 --> 01:36:16.659
این او را از دینش باز نمی دارد

01:36:16.659 --> 01:36:18.659
فیسنا گفت

01:36:18.659 --> 01:36:20.659
از او سپس گفت

01:36:20.659 --> 01:36:22.659
احمد، برام مهم نیست

01:36:22.659 --> 01:36:24.659
حبس چیست؟

01:36:24.659 --> 01:36:26.659
خونه من فقط یکیه

01:36:26.659 --> 01:36:28.659
و نه با شمشیر کشته شدند

01:36:28.659 --> 01:36:30.659
اما من می ترسم

01:36:30.659 --> 01:36:32.659
وسوسه تازیانه

01:36:32.659 --> 01:36:34.659
عده ای در زندان او را شنیدند

01:36:34.659 --> 01:36:36.659
گفت: مهم نیست.

01:36:36.659 --> 01:36:38.659
ای اباعبدالله

01:36:38.659 --> 01:36:40.659
چیزی جز دو تازیانه نیست

01:36:40.659 --> 01:36:42.659
سپس شما نمی دانید کجا واقع شده است

01:36:42.659 --> 01:36:44.659
بقیه هم همینطوره

01:36:44.659 --> 01:36:46.659
راز از او

01:36:46.659 --> 01:36:48.659
صالح بن احمد گفت

01:36:48.659 --> 01:36:50.659
پدرم و محمد بن نوح حمل کردند

01:36:50.659 --> 01:36:52.659
از بغداد در زنجیر

01:36:52.659 --> 01:36:54.659
آنها را به انبار امضا کنید

01:36:54.659 --> 01:36:56.659
ابوبکر پرسید

01:36:56.659 --> 01:36:58.659
شرایط پدرم

01:36:58.659 --> 01:37:00.659
ای اباعبدالله

01:37:00.659 --> 01:37:02.659
اگر به شمشیر پیشنهاد شود، پاسخ خواهد داد

01:37:02.659 --> 01:37:04.659
گفت نه

01:37:04.659 --> 01:37:06.659
سپس راه بروید

01:37:06.659 --> 01:37:08.659
بنابراین شنیدم که پدرم می گفت

01:37:08.659 --> 01:37:10.659
به الرحبه رسیدیم

01:37:10.659 --> 01:37:12.659
نیمه های شب رفتیم

01:37:12.659 --> 01:37:14.659
مردی نزد ما آمد و گفت:

01:37:14.659 --> 01:37:16.659
احمد بن حنبل کدام یک از شماست؟

01:37:16.659 --> 01:37:18.659
پس این را به او گفتند

01:37:18.659 --> 01:37:20.659
به او گفت: احمد

01:37:20.659 --> 01:37:22.659
اینجا باید بکشیش

01:37:22.659 --> 01:37:24.659
و وارد بهشت میشوی

01:37:24.659 --> 01:37:26.659
سپس گفت

01:37:26.659 --> 01:37:28.659
من تو را با خدا وداع کردم و ادامه دادم

01:37:28.659 --> 01:37:30.659
احمد گفت

01:37:30.659 --> 01:37:32.659
پس از او پرسیدم

01:37:32.659 --> 01:37:34.659
به من گفتند: این مرد است

01:37:34.659 --> 01:37:36.659
از العربی از رابعه

01:37:36.659 --> 01:37:38.659
شعر در بیابان کار می کند

01:37:38.659 --> 01:37:40.659
او را جابر بن عامر می نامند

01:37:40.659 --> 01:37:42.659
کمی خوب است

01:37:42.659 --> 01:37:44.659
ابراهیم بن عبدالله گفت

01:37:44.659 --> 01:37:46.659
احمد بن حنبل گفت

01:37:46.659 --> 01:37:48.659
من یک کلمه نشنیدم

01:37:48.659 --> 01:37:50.659
از زمانی که به این موضوع افتادم

01:37:50.659 --> 01:37:52.659
قوی تر از یک کلمه

01:37:52.659 --> 01:37:54.659
بادیه نشین من در مورد آن به من گفت

01:37:54.659 --> 01:37:56.659
در وسعت یقه

01:37:56.659 --> 01:37:58.659
به من گفت احمد

01:37:58.659 --> 01:38:00.659
اگر حقیقت تو را بکشد

01:38:00.659 --> 01:38:02.659
شهید بمیر

01:38:02.659 --> 01:38:04.659
و اگر زنده باشید، ستوده زندگی خواهید کرد

01:38:04.659 --> 01:38:06.659
پس قلبم قوی شد

01:38:06.659 --> 01:38:08.659
صالح بن احمد گفت

01:38:08.659 --> 01:38:10.659
پدرم گفت

01:38:10.659 --> 01:38:12.659
وقتی به گوشش رسیدیم

01:38:12.659 --> 01:38:14.659
نیمه های شب رفتیم

01:38:14.659 --> 01:38:16.659
و در را به روی ما باز کرد

01:38:16.659 --> 01:38:18.659
اگر مردی وارد شده باشد

01:38:18.659 --> 01:38:20.659
گفت پوست

01:38:20.659 --> 01:38:22.659
مرد مرده است

01:38:22.659 --> 01:38:24.659
به معنای امن است

01:38:24.659 --> 01:38:26.659
پدرم گفت

01:38:26.659 --> 01:38:28.659
از خدا می خواستم نبینمش

01:38:28.659 --> 01:38:30.659
من ندیدم که او با یک بودا بمیرد

01:38:30.659 --> 01:38:32.659
گفتم

01:38:32.659 --> 01:38:34.659
و باندون یک رودخانه است

01:38:34.659 --> 01:38:36.720
رام باقی ماند

01:38:36.720 --> 01:38:38.720
احمد در رقه زندانی است

01:38:38.720 --> 01:38:40.720
تا اینکه معتصم بیعت کرد

01:38:40.720 --> 01:38:42.720
در پی مرگ برادرش

01:38:42.720 --> 01:38:44.720
احمد به بغداد بازگشت

01:38:44.720 --> 01:38:46.720
صالح گفت

01:38:46.720 --> 01:38:48.720
وقتی پدرم و محمد آزاد شدند

01:38:48.720 --> 01:38:50.720
بن نوح به طرسوس

01:38:50.720 --> 01:38:52.720
او در زنجیر آنها پاسخ داد

01:38:52.720 --> 01:38:54.720
وقتی نوبت رسید

01:38:54.720 --> 01:38:56.720
رقه وارد شد

01:38:56.720 --> 01:38:58.720
کشتی فلما

01:38:58.720 --> 01:39:00.720
او به مرحله شرمگاهی رسید و درگذشت

01:39:00.720 --> 01:39:02.720
محمد بن نوح و فک

01:39:02.720 --> 01:39:04.720
او را بست و بر او نماز خواند

01:39:04.720 --> 01:39:06.720
پدرم گفت

01:39:06.720 --> 01:39:08.720
حنبل گفت اباعبدالله

01:39:08.720 --> 01:39:10.720
احمد بن حنبل

01:39:10.720 --> 01:39:12.720
من کسی را ندیدم

01:39:12.720 --> 01:39:14.720
مردم به امر خدا

01:39:14.720 --> 01:39:16.720
از محمد بن نوح

01:39:16.720 --> 01:39:18.720
امیدوارم بشه

01:39:18.720 --> 01:39:20.720
مهرش خوب باشه

01:39:20.720 --> 01:39:22.720
او یک روز به من گفت

01:39:22.720 --> 01:39:24.720
ای اباعبدالله

01:39:24.720 --> 01:39:26.720
خدا خداست

01:39:26.720 --> 01:39:28.720
تو مثل من نیستی

01:39:28.720 --> 01:39:30.720
شما مردی هستید که باید به او نگاه کرد

01:39:30.720 --> 01:39:32.720
خلقت گردن آنها را دراز کرده است

01:39:32.720 --> 01:39:34.720
این چیزی است که از شما می آید

01:39:34.720 --> 01:39:36.720
از خدا بترسید

01:39:36.720 --> 01:39:38.720
و بر فرمان خدا ثابت قدم باش

01:39:38.720 --> 01:39:40.720
یا همینطور

01:39:40.720 --> 01:39:42.720
بر او نماز خواندم و دفنش کردم

01:39:42.720 --> 01:39:44.779
صالح گفت

01:39:44.779 --> 01:39:46.779
پدرم به بغداد رفت

01:39:46.779 --> 01:39:48.779
محدود شده است

01:39:48.779 --> 01:39:50.779
چند روزی در یاسریه ماند

01:39:50.779 --> 01:39:52.779
سپس در خانه ای زندانی شد

01:39:52.779 --> 01:39:54.779
شهد در دار اماره

01:39:54.779 --> 01:39:56.779
سپس به زندان منتقل شد

01:39:56.779 --> 01:39:58.779
عمومی در مسیر موصلیه

01:39:58.779 --> 01:40:00.779
احمد گفت

01:40:00.779 --> 01:40:02.779
با خانواده نماز می خواندم

01:40:02.779 --> 01:40:04.779
زندان و من بسته ام

01:40:04.779 --> 01:40:06.779
وقتی ماه رمضان بود

01:40:06.779 --> 01:40:08.779
گفتم نوزده سال

01:40:08.779 --> 01:40:10.779
پس از مرگ مأمون این اتفاق افتاد

01:40:10.779 --> 01:40:12.779
چهارده ماه

01:40:12.779 --> 01:40:14.779
تبدیل به خانه

01:40:14.779 --> 01:40:16.779
اسحاق بن ابراهیم

01:40:16.779 --> 01:40:18.779
منظورم معاون بغداد است

01:40:18.779 --> 01:40:20.779
در مورد حنبل فرمود:

01:40:20.779 --> 01:40:22.779
اباعبدالله به زندان افتاد

01:40:22.779 --> 01:40:24.779
در دار اماره در بغداد

01:40:24.779 --> 01:40:26.779
در اصطبل شاهزاده

01:40:26.779 --> 01:40:28.779
محمد بن ابراهیم

01:40:28.779 --> 01:40:30.779
برادر اسحاق بن ابراهیم

01:40:30.779 --> 01:40:32.779
او در زندان تنگ بود

01:40:32.779 --> 01:40:34.779
در ماه رمضان مریض شد

01:40:34.779 --> 01:40:36.779
سپس در اطراف بعد

01:40:36.779 --> 01:40:38.779
تعداد کمی به زندان عمومی

01:40:38.779 --> 01:40:40.779
حدوداً در زندان ماند

01:40:40.779 --> 01:40:42.779
از سی ماهگی

01:40:42.779 --> 01:40:44.779
پیش او می آمدیم

01:40:44.779 --> 01:40:46.779
پس برایم کتاب تعویق را خواند

01:40:46.779 --> 01:40:48.779
دیگران در زندان هستند

01:40:48.779 --> 01:40:50.779
و او را دیدم که با آنها نماز می خواند

01:40:50.779 --> 01:40:52.779
در کارنامه

01:40:52.779 --> 01:40:54.779
صالح بن احمد گفت

01:40:54.779 --> 01:40:56.779
گفت پدرم کارگردانی می کند

01:40:56.779 --> 01:40:58.779
من هر روز با دو پا می آیم

01:40:58.779 --> 01:41:00.779
یکی از آنها نام دارد

01:41:00.779 --> 01:41:02.779
احمد بن احمد

01:41:02.779 --> 01:41:04.779
بن رباح و دیگری

01:41:04.779 --> 01:41:06.779
سعی بن الحجام

01:41:06.779 --> 01:41:08.779
آنها هنوز به من نگاه می کنند

01:41:08.779 --> 01:41:10.779
حتی اگر بلند شود

01:41:10.779 --> 01:41:12.779
برای محدودیت تماس بگیرید

01:41:12.779 --> 01:41:14.779
بنابراین محدودیت های من را افزایش دهید

01:41:14.779 --> 01:41:16.779
بنابراین من چهار غل بر روی پاهایم داشتم

01:41:16.779 --> 01:41:18.779
او گفت

01:41:18.779 --> 01:41:20.779
وقتی به محل رسیدیم

01:41:20.779 --> 01:41:22.779
معروف به باب البوستان

01:41:22.779 --> 01:41:24.779
بیرون آوردم و آوردمش

01:41:24.779 --> 01:41:26.779
پس من سوار شدم و علی

01:41:26.779 --> 01:41:28.779
من هیچ محدودیتی ندارم

01:41:28.779 --> 01:41:30.779
چه کسی مرا نگه می دارد؟

01:41:30.779 --> 01:41:32.779
تقریباً بیش از یک بار این کار را انجام دادم

01:41:32.779 --> 01:41:34.779
پس مرا به خانه معتصم آورد

01:41:34.779 --> 01:41:36.779
بنابراین وارد اتاقی شدم

01:41:36.779 --> 01:41:38.779
سپس وارد خانه ای شدم

01:41:38.779 --> 01:41:40.779
و در را به روی من بست

01:41:40.779 --> 01:41:42.779
در تاریکی شب

01:41:42.779 --> 01:41:44.779
بدون لامپ

01:41:44.779 --> 01:41:46.779
پس وقتی فردا بود

01:41:46.779 --> 01:41:48.779
تکتی را بیرون آوردم

01:41:48.779 --> 01:41:50.779
محدودیت ها تشدید شد

01:41:50.779 --> 01:41:52.779
من آن را حمل می کنم

01:41:52.779 --> 01:41:54.779
و شلوارش قشنگ بود

01:41:54.779 --> 01:41:56.779
سپس رسول معتصم آمد

01:41:56.779 --> 01:41:58.779
گفت: جواب بده.

01:41:58.779 --> 01:42:00.779
پس دستم را گرفت و آورد داخل

01:42:00.779 --> 01:42:02.779
و زنجیر را حمل می کنم

01:42:02.779 --> 01:42:04.779
و او هم نشسته است

01:42:04.779 --> 01:42:06.779
و احمد بن ابی دواد

01:42:06.779 --> 01:42:08.779
بله

01:42:08.779 --> 01:42:10.779
تعداد زیادی از یارانش را جمع کرد

01:42:10.779 --> 01:42:12.779
معتصم به من گفت

01:42:12.779 --> 01:42:14.779
او را اضافه کنید

01:42:14.779 --> 01:42:16.779
او به من بسنده نکرد

01:42:16.779 --> 01:42:18.779
تا اینکه به او نزدیک شدم

01:42:18.779 --> 01:42:20.779
بعد گفت بنشین

01:42:20.779 --> 01:42:22.779
پس نشستم و بر من سنگینی کرد

01:42:22.779 --> 01:42:24.779
غل و زنجیر

01:42:24.779 --> 01:42:26.779
مدتی ماندم و بعد گفتم

01:42:26.779 --> 01:42:28.779
می توانم صحبت کنم؟

01:42:28.779 --> 01:42:30.779
گفت حرف بزن

01:42:30.779 --> 01:42:32.779
پس گفتم: خدای ناکرده.

01:42:32.779 --> 01:42:34.779
و رسولش

01:42:34.779 --> 01:42:36.779
هانیه مدتی سکوت کرد بعد گفت

01:42:36.779 --> 01:42:38.779
به یک گواهی

01:42:38.779 --> 01:42:40.779
معبودی جز الله نیست

01:42:40.779 --> 01:42:42.779
پس گفتم: شهادت می دهم.

01:42:42.779 --> 01:42:44.779
معبودی جز الله نیست

01:42:44.779 --> 01:42:46.779
بعد گفتم

01:42:46.779 --> 01:42:48.779
جدت بن عباس می گوید:

01:42:48.779 --> 01:42:50.779
وقتی آمد

01:42:50.779 --> 01:42:52.779
هیئت عبدالقیس نزد رسول خدا

01:42:52.779 --> 01:42:54.779
خداوند او را بیامرزد و درود فرستد

01:42:54.779 --> 01:42:56.779
از او درباره ایمان پرسیدند

01:42:56.779 --> 01:42:58.779
گفت: می دانی؟

01:42:58.779 --> 01:43:00.779
ایمان چیست؟

01:43:00.779 --> 01:43:02.779
خدا و رسولش فرمودند

01:43:02.779 --> 01:43:04.779
من می دانم

01:43:04.779 --> 01:43:06.779
او شهادت داد که خدایی وجود ندارد

01:43:06.779 --> 01:43:08.779
جز الله و محمد

01:43:08.779 --> 01:43:10.779
رسول خدا

01:43:10.779 --> 01:43:12.779
و اقامه نماز و بخشش

01:43:12.779 --> 01:43:14.779
زکات و دادن

01:43:14.779 --> 01:43:16.779
یک پنجم غنایم

01:43:16.779 --> 01:43:18.779
معتصم گفت

01:43:18.779 --> 01:43:20.779
اگر تو را در دستانم پیدا نکرده بودم

01:43:20.779 --> 01:43:22.779
هر که پیش از من آمد پیشنهاد نداد

01:43:22.779 --> 01:43:24.779
بعد به تو گفت

01:43:24.779 --> 01:43:26.779
ای عبدالرحمن بن اسحاق

01:43:26.779 --> 01:43:28.779
مگه من بهت دستور ندادم؟

01:43:28.779 --> 01:43:30.779
با حذف مصیبت

01:43:30.779 --> 01:43:32.779
گفتم: خدا بزرگ است.

01:43:32.779 --> 01:43:34.779
در این امر تسکین وجود دارد

01:43:34.779 --> 01:43:36.779
برای مسلمانان سپس فرمود

01:43:36.779 --> 01:43:38.779
آنها ناظران خود را دارند

01:43:38.779 --> 01:43:40.779
و با او عبدالرحمن صحبت کن

01:43:40.779 --> 01:43:42.779
یک کلمه

01:43:42.779 --> 01:43:44.779
او همان چیزی را که شما می گویید گفت

01:43:44.779 --> 01:43:46.779
در قرآن گفتم

01:43:46.779 --> 01:43:48.779
چی میگی میدونی؟

01:43:48.779 --> 01:43:50.779
خدا سکوت کرد

01:43:50.779 --> 01:43:52.779
برخی از آنها به من گفتند

01:43:52.779 --> 01:43:54.779
مگر خداوند متعال نگفته است؟

01:43:54.779 --> 01:43:56.779
خداوند خالق همه است

01:43:56.779 --> 01:43:58.779
چیزی و قرآن

01:43:58.779 --> 01:44:00.779
چیزی نیست؟

01:44:00.779 --> 01:44:02.779
پس گفتم: خدا گفت.

01:44:02.779 --> 01:44:04.779
همه چیز رو نابود کن

01:44:04.779 --> 01:44:06.779
نابود شد؟

01:44:06.779 --> 01:44:08.779
چیزی که خدا خواسته

01:44:08.779 --> 01:44:10.779
برخی از آنها گفتند

01:44:10.779 --> 01:44:12.779
هر چه یادی برایشان آید

01:44:12.779 --> 01:44:14.779
از پروردگارشان، به روز شده

01:44:14.779 --> 01:44:16.779
آپدیت میشه؟

01:44:16.779 --> 01:44:18.779
جز یک موجود

01:44:18.779 --> 01:44:20.779
پس گفتم: خدا گفت.

01:44:20.779 --> 01:44:22.779
و قرآن ذکر شده است

01:44:22.779 --> 01:44:24.779
ذکر قرآن است

01:44:24.779 --> 01:44:26.779
و اینها در آن نیستند

01:44:26.779 --> 01:44:28.779
A و L

01:44:28.779 --> 01:44:30.779
برخی از آنها حدیثی را ذکر کردند

01:44:30.779 --> 01:44:32.779
عمران بن حسین

01:44:32.779 --> 01:44:34.779
خداوند مرد را آفرید

01:44:34.779 --> 01:44:36.779
گفتم این یک اشتباه است

01:44:36.779 --> 01:44:38.779
بیش از یک نفر به ما بگویید

01:44:38.779 --> 01:44:40.779
خداوند ذکر را نوشته است

01:44:40.779 --> 01:44:42.779
از حدیثی به عنوان مدرک استفاده کردند

01:44:42.779 --> 01:44:44.779
بن مسعود

01:44:44.779 --> 01:44:46.779
خدا چه بهشتی را آفرید؟

01:44:46.779 --> 01:44:48.779
نه آتش و نه آسمان

01:44:48.779 --> 01:44:50.779
بزرگتر از آیت الکرسی

01:44:50.779 --> 01:44:52.779
پس گفتم

01:44:52.779 --> 01:44:54.779
اما خلقت رخ داد

01:44:54.779 --> 01:44:56.779
در بهشت، جهنم و بهشت

01:44:56.779 --> 01:44:58.779
و زمین

01:44:58.779 --> 01:45:00.779
بر قرآن نیفتاده است

01:45:00.779 --> 01:45:02.779
برخی از آنها گفتند

01:45:02.779 --> 01:45:04.779
حدیث خباب

01:45:04.779 --> 01:45:06.779
ای هینتا به خدا نزدیک شو

01:45:06.779 --> 01:45:08.779
تا جایی که می توانید

01:45:08.779 --> 01:45:10.779
به او نزدیک نخواهی شد

01:45:10.779 --> 01:45:12.779
با چیزی که برایش محبوب تر از حرف هایش است

01:45:12.779 --> 01:45:14.779
پس گفتم

01:45:14.779 --> 01:45:16.779
این طور است

01:45:16.779 --> 01:45:18.779
و ابن ابی دواد را ساخت

01:45:18.779 --> 01:45:20.779
او به پدر عصبانی شما نگاه می کند

01:45:20.779 --> 01:45:22.880
پدرم گفت

01:45:22.880 --> 01:45:24.880
و در این مورد صحبت می کرد

01:45:24.880 --> 01:45:26.880
بنابراین من به او پاسخ می دهم

01:45:26.880 --> 01:45:28.880
او این را می گوید و من به او پاسخ می دهم

01:45:28.880 --> 01:45:30.880
اگر مرد قطع شود

01:45:30.880 --> 01:45:32.880
ابن ابی داود به آنها اعتراض کرد

01:45:32.880 --> 01:45:34.880
می گوید ای شاهزاده

01:45:34.880 --> 01:45:36.880
مؤمنان

01:45:36.880 --> 01:45:38.880
به خدا سوگند او گمراه است

01:45:38.880 --> 01:45:40.880
نوآورانه

01:45:40.880 --> 01:45:42.880
می گوید: با او صحبت کن.

01:45:42.880 --> 01:45:44.880
آنها به او نگاه کردند و او با من صحبت کرد

01:45:44.880 --> 01:45:46.880
بنابراین من به او پاسخ می دهم

01:45:46.880 --> 01:45:48.880
او با من صحبت می کند و من به او پاسخ می دهم

01:45:48.880 --> 01:45:50.880
اگر قطع شوند

01:45:50.880 --> 01:45:52.880
المعتصم می گوید

01:45:52.880 --> 01:45:54.880
وای بر تو احمد!

01:45:54.880 --> 01:45:56.880
شما چه می گویید؟

01:45:56.880 --> 01:45:58.880
پس می گویم یا امیرالمؤمنین

01:45:58.880 --> 01:46:00.880
چیزی از کتاب خدا به من بده

01:46:00.880 --> 01:46:02.880
یا سنت رسول خدا

01:46:02.880 --> 01:46:04.880
خداوند او را بیامرزد و درود فرستد

01:46:04.880 --> 01:46:06.880
پس من آن را می گویم

01:46:06.880 --> 01:46:08.880
حنبل گفت

01:46:08.880 --> 01:46:10.880
اباعبدالله گفت

01:46:10.880 --> 01:46:12.880
به من اعتراض کردند

01:46:12.880 --> 01:46:14.880
چه چیزی قلب من را قوی می کند؟

01:46:14.880 --> 01:46:16.880
و زبانم جرات گفتنش را ندارد

01:46:16.880 --> 01:46:18.880
آنها منکر تأثیرات آن شدند

01:46:18.880 --> 01:46:20.880
و فکر نمیکردم اینجوری باشن

01:46:20.880 --> 01:46:23.170
تا اینکه شنیدم

01:46:23.170 --> 01:46:25.170
محمد بن ابراهیم گفت

01:46:25.170 --> 01:46:27.170
البوشینجی

01:46:27.170 --> 01:46:29.170
برخی از دوستانمان به من گفتند

01:46:29.170 --> 01:46:31.170
احمد بن ابی دواد

01:46:31.170 --> 01:46:33.170
نزد احمد رفت تا با او صحبت کند

01:46:33.170 --> 01:46:35.170
او به من نگاه نکرد

01:46:35.170 --> 01:46:37.170
تا اینکه معتصم گفت

01:46:37.170 --> 01:46:39.170
آه احمد

01:46:39.170 --> 01:46:41.170
با اباعبدالله صحبت نمی کنی؟

01:46:41.170 --> 01:46:43.170
پس گفتم

01:46:43.170 --> 01:46:45.170
من او را به عنوان یک عالم نمی شناسم، پس با او صحبت خواهم کرد

01:46:45.170 --> 01:46:47.170
صالح گفت

01:46:47.170 --> 01:46:49.170
و ابن ابی دواد را ساخت

01:46:49.170 --> 01:46:51.170
میگه امیر

01:46:51.170 --> 01:46:53.170
ای مؤمنان، به خدا قسم به خاطر

01:46:53.170 --> 01:46:55.170
او پاسخ داد: دوستت دارم.

01:46:55.170 --> 01:46:57.170
به از هزار دینار

01:46:57.170 --> 01:46:59.170
و صد هزار دینار

01:46:59.170 --> 01:47:01.170
پس آنچه خدا بخواهد از آن محاسبه خواهد شد

01:47:01.170 --> 01:47:03.170
قول دادن

01:47:03.170 --> 01:47:05.170
گفت چون جوابم را داد

01:47:05.170 --> 01:47:07.170
با دست خودم آزادش کنم

01:47:07.170 --> 01:47:09.170
و من به آن سوار خواهم شد

01:47:09.170 --> 01:47:11.170
با یک سرباز و من پا روی پاشنه او می گذاشتم

01:47:11.170 --> 01:47:13.170
سپس گفت

01:47:13.170 --> 01:47:15.170
آه احمد

01:47:15.170 --> 01:47:17.170
به خدا سوگند من نسبت به شما دلسوز هستم

01:47:17.170 --> 01:47:19.170
و من برایت متاسفم

01:47:19.170 --> 01:47:21.170
مثل دلسوزی من برای پسرم هارون

01:47:21.170 --> 01:47:23.170
شما چه می گویید؟

01:47:23.170 --> 01:47:25.170
پس من می گویم

01:47:25.170 --> 01:47:27.170
چیزی از کتاب خدا به من بده

01:47:27.170 --> 01:47:29.170
و سنت رسولش

01:47:29.170 --> 01:47:31.170
زمانی که شورا برای مدت طولانی دوام آورد

01:47:31.170 --> 01:47:33.170
حوصله اش سر رفت و گفت: بلند شو.

01:47:33.170 --> 01:47:35.170
منو با خودش حبس کرد

01:47:35.170 --> 01:47:37.170
و عبدالرحمن بن اسحاق

01:47:37.170 --> 01:47:39.170
او با من صحبت می کند

01:47:39.170 --> 01:47:41.170
گفت: وای بر تو، مرا اجابت کن

01:47:41.170 --> 01:47:43.170
عبدالرحمن به او گفت

01:47:43.170 --> 01:47:45.170
ای امیرالمومنین!

01:47:45.170 --> 01:47:47.170
من او را سی ساله می شناسم

01:47:47.170 --> 01:47:49.170
یک سال اطاعت شما را می بیند

01:47:49.170 --> 01:47:51.170
حج و جهاد با شماست

01:47:51.170 --> 01:47:53.170
و او می گوید

01:47:53.170 --> 01:47:55.170
به خدا این دنیاست

01:47:55.170 --> 01:47:57.170
او فقیه است

01:47:57.170 --> 01:47:59.170
و من از اینکه او را با خود دارم احساس بدی ندارم

01:47:59.170 --> 01:48:01.170
افراد بی حوصله به من پاسخ می دهند

01:48:01.170 --> 01:48:03.170
سپس گفت

01:48:03.170 --> 01:48:05.170
آنچه شما می دانید برای من خوب است

01:48:05.170 --> 01:48:07.170
گفتم که شنیده بودم

01:48:07.170 --> 01:48:09.170
او گفت

01:48:09.170 --> 01:48:11.170
او مودب من بود

01:48:11.170 --> 01:48:13.170
و در آن مکان نشسته بود

01:48:13.170 --> 01:48:15.170
به یک طرف اشاره کرد

01:48:15.170 --> 01:48:17.170
از خانه

01:48:17.170 --> 01:48:19.170
پس از من درباره قرآن پرسید

01:48:19.170 --> 01:48:21.170
او با من مخالفت کرد و به او دستور دادم

01:48:21.170 --> 01:48:23.170
پا گذاشت و کشید

01:48:23.170 --> 01:48:25.170
آه احمد

01:48:25.170 --> 01:48:27.170
یه چیزی که تو ذهنت هست جواب بده

01:48:27.170 --> 01:48:29.170
کوچکترین تسکین تا زمانی که آزاد شد

01:48:29.170 --> 01:48:31.170
درباره تو با دست من

01:48:31.170 --> 01:48:33.170
گفتم یه چیزی بهم بده

01:48:33.170 --> 01:48:35.170
در کتاب خدا و سنت رسولش

01:48:35.170 --> 01:48:37.170
شورا ادامه داد

01:48:37.170 --> 01:48:39.170
و او برخاست

01:48:39.170 --> 01:48:41.170
به محل برگشتم

01:48:41.170 --> 01:48:43.170
وقتی بعد از غروب بود

01:48:43.170 --> 01:48:45.170
دو مرد از یارانم خطابم کردند

01:48:45.170 --> 01:48:47.170
ابن ابی داود

01:48:47.170 --> 01:48:49.170
او با من می ماند و با من بحث می کند

01:48:49.170 --> 01:48:51.170
و او باعث می شود با من زندگی کنم

01:48:51.170 --> 01:48:53.170
حتی اگر وقت صبحانه باشد

01:48:53.170 --> 01:48:55.170
غذا بیاور

01:48:55.170 --> 01:48:57.170
خیلی تلاش می کنند که روزه ام را افطار کنند

01:48:57.170 --> 01:48:59.170
پس من این کار را نمی کنم

01:48:59.170 --> 01:49:01.170
گفتم شب های رمضان است

01:49:01.170 --> 01:49:03.170
او گفت

01:49:03.170 --> 01:49:05.170
معتصم خطاب به ابن ابی دواد

01:49:05.170 --> 01:49:07.170
در شب

01:49:07.170 --> 01:49:09.170
و او گفت

01:49:09.170 --> 01:49:11.170
امیرالمؤمنین به شما می گوید

01:49:11.170 --> 01:49:13.170
شما چه می گویید؟

01:49:13.170 --> 01:49:15.170
من به همان روشی که قبلاً پاسخ می دادم به او پاسخ دادم

01:49:15.170 --> 01:49:17.170
ابن ابی داود گفت

01:49:17.170 --> 01:49:19.170
او امیرالمؤمنین است

01:49:19.170 --> 01:49:21.170
او قسم خورد که شما را بزند

01:49:21.170 --> 01:49:23.170
ضربه پشت ضربه

01:49:23.170 --> 01:49:25.170
و پرتابت به جایی که نمی توانی ببینی

01:49:25.170 --> 01:49:27.170
خورشید دارد

01:49:27.170 --> 01:49:29.170
میگه اگه جوابمو بده

01:49:29.170 --> 01:49:31.170
اومدم پیشش تا با دست خودم آزادش کنم

01:49:31.170 --> 01:49:33.170
سپس او رفت

01:49:33.170 --> 01:49:35.170
وقتی شدیم

01:49:35.170 --> 01:49:37.170
قاصدش آمد

01:49:37.170 --> 01:49:39.170
پس دستم را گرفت تا رفت

01:49:39.170 --> 01:49:41.170
به او و به آنها گفت

01:49:41.170 --> 01:49:43.170
به او نگاه کردند و با او صحبت کردند

01:49:43.170 --> 01:49:45.170
بنابراین آنها شروع به نگاه کردن به من کردند

01:49:45.170 --> 01:49:47.170
بنابراین من به آنها پاسخ می دهم

01:49:47.170 --> 01:49:49.170
او گفت

01:49:49.170 --> 01:49:51.170
آنها تا آخر زمان به این کار ادامه ندادند

01:49:51.170 --> 01:49:53.170
وقتی حوصله اش سر رفت

01:49:53.170 --> 01:49:55.170
گفت بلند شو

01:49:55.170 --> 01:49:57.170
بعد با من و عبد خلوت کرد

01:49:57.170 --> 01:49:59.170
او هنوز با من صحبت نمی کرد

01:49:59.170 --> 01:50:01.170
سپس بلند شد و وارد شد

01:50:01.170 --> 01:50:03.170
به محل برگشتم

01:50:03.170 --> 01:50:05.170
او گفت

01:50:05.170 --> 01:50:07.170
وقتی شب سوم بود

01:50:07.170 --> 01:50:09.170
گفتم

01:50:09.170 --> 01:50:11.170
باید فردا اتفاق بیفتد

01:50:11.170 --> 01:50:13.170
چیزی در مورد من

01:50:13.170 --> 01:50:15.170
بنابراین به مشتریم گفتم

01:50:15.170 --> 01:50:17.170
من یه تاپیک میخوام

01:50:17.170 --> 01:50:19.170
او برای من یک نخ آورد

01:50:19.170 --> 01:50:21.170
بنابراین زنجیر سفت شد

01:50:21.170 --> 01:50:23.170
لباس را به شلوارم برگرداندم

01:50:23.170 --> 01:50:25.170
از ترس این اتفاق

01:50:25.170 --> 01:50:27.170
چیزی با من اشتباه است بنابراین برهنه می شوم

01:50:27.170 --> 01:50:29.170
پس وقتی فردا بود

01:50:29.170 --> 01:50:31.170
مرا به خانه آوردند

01:50:31.170 --> 01:50:33.170
بنابراین، غوطه ور است

01:50:33.170 --> 01:50:35.170
بنابراین از جایی شروع به ورود کردم

01:50:35.170 --> 01:50:37.170
به یک مقام

01:50:37.170 --> 01:50:39.170
و مردم با شمشیر

01:50:39.170 --> 01:50:41.170
و عده ای تازیانه داشتند

01:50:41.170 --> 01:50:43.170
و غیره

01:50:43.170 --> 01:50:45.170
نه در دو روز گذشته

01:50:45.170 --> 01:50:47.170
یکی از اینا بزرگه

01:50:47.170 --> 01:50:49.170
وقتی تمومش کردم

01:50:49.170 --> 01:50:51.170
گفت نشست

01:50:51.170 --> 01:50:53.170
سپس ناظرانش گفتند

01:50:53.170 --> 01:50:55.170
با او صحبت کنید

01:50:55.170 --> 01:50:57.170
بنابراین آنها شروع به نگاه کردن به من کردند

01:50:57.170 --> 01:50:59.170
او این را می گوید، بنابراین من به او پاسخ می دهم

01:50:59.170 --> 01:51:01.170
و این را می گوید

01:51:01.170 --> 01:51:03.170
بنابراین من به او پاسخ می دهم

01:51:03.170 --> 01:51:05.170
و صدای من را از صدای آنها بلندتر کن

01:51:05.170 --> 01:51:07.170
پس مقداری از آن را بسازید

01:51:07.170 --> 01:51:09.170
روی سرم ایستاده و سر تکان می دهد

01:51:09.170 --> 01:51:11.170
به من در دستش

01:51:11.170 --> 01:51:13.170
زمانی که شورا برای مدت طولانی دوام آورد

01:51:13.170 --> 01:51:15.170
او مرا در آغوش گرفت و سپس آنها را ترک کرد

01:51:15.170 --> 01:51:17.170
سپس آنها را کنار زد و به سمت من برگشت

01:51:17.170 --> 01:51:19.170
به او

01:51:19.170 --> 01:51:21.170
گفت: وای بر تو ای احمد

01:51:21.170 --> 01:51:23.170
مرا هدایت کن تا با دست خودم آزادت کنم

01:51:23.170 --> 01:51:25.170
من به او چنین پاسخ دادم:

01:51:25.170 --> 01:51:27.170
پاسخ من

01:51:27.170 --> 01:51:29.170
گفت: او را ببر.

01:51:29.170 --> 01:51:31.170
آن را بکشید

01:51:31.170 --> 01:51:33.170
بنابراین آن را بیرون کشیدم و درآوردم

01:51:33.170 --> 01:51:35.170
گفت و نشست

01:51:35.170 --> 01:51:37.170
معتصم روی صندلی است

01:51:37.170 --> 01:51:39.170
سپس دو عقوبت را گفت

01:51:39.170 --> 01:51:41.170
و شلاق

01:51:41.170 --> 01:51:43.170
پس دو عذاب را بیاور

01:51:43.170 --> 01:51:45.170
پس دستم را دراز کردم

01:51:45.170 --> 01:51:47.170
برخی از کسانی که پشت سر من آمدند گفتند:

01:51:47.170 --> 01:51:49.170
دو تخته را بردارید

01:51:49.170 --> 01:51:51.170
آنها را سفت کرد

01:51:51.170 --> 01:51:53.170
نفهمیدم چی گفت

01:51:53.170 --> 01:51:55.170
پس دستم در رفت

01:51:55.170 --> 01:51:57.329
محمد بن ابراهیم گفت

01:51:57.329 --> 01:51:59.329
البوشینجی

01:51:59.329 --> 01:52:01.329
ذکر کردند که المعتصم الان

01:52:01.329 --> 01:52:03.329
احمد چطور؟

01:52:03.329 --> 01:52:05.329
او در دو مجازات گیر کرده بود

01:52:05.329 --> 01:52:07.329
او صلابت و اراده خود را دید

01:52:07.329 --> 01:52:09.329
و حتی سرسختی او

01:52:09.329 --> 01:52:11.329
احمد بن ابی داود او را وسوسه کرد

01:52:11.329 --> 01:52:13.329
گفت ای شاهزاده

01:52:13.329 --> 01:52:15.329
مؤمنان اگر آن را ترک کنید

01:52:15.329 --> 01:52:17.329
می گفتند دکترینی گذاشته است

01:52:17.329 --> 01:52:19.329
پس برخاستند و سخنان او خشمگین بود

01:52:19.329 --> 01:52:21.329
که او را شگفت زده کرد

01:52:21.329 --> 01:52:23.329
در مورد ضربه زدن به او

01:52:23.329 --> 01:52:25.329
سپس به جلادان گفت

01:52:25.329 --> 01:52:27.329
جلو آمدند و او موفق شد

01:52:27.329 --> 01:52:29.329
مرد به من نزدیک می شود

01:52:29.329 --> 01:52:31.329
با دو تا شلاق به من می زند

01:52:31.329 --> 01:52:33.329
به او می‌گوید: سفت کن.

01:52:33.329 --> 01:52:35.329
خدا دستت رو قطع کنه

01:52:35.329 --> 01:52:37.329
سپس پایین می آید و جلو می رود

01:52:37.329 --> 01:52:39.329
یکی دیگر مرا می زند

01:52:39.329 --> 01:52:41.329
دو تازیانه و می گوید

01:52:41.329 --> 01:52:43.329
در همه این ها او کشید

01:52:43.329 --> 01:52:45.520
خدا دستت رو قطع کنه

01:52:45.520 --> 01:52:47.520
گفتم هفده تازیانه

01:52:47.520 --> 01:52:49.520
به سوی من قیام کرد یعنی معتصم

01:52:49.520 --> 01:52:51.520
و او گفت

01:52:51.520 --> 01:52:53.520
ای احمد برای چی؟

01:52:53.520 --> 01:52:55.520
خودت را بکش

01:52:55.520 --> 01:52:57.520
به خدا سوگند من نسبت به شما دلسوز هستم

01:52:57.520 --> 01:52:59.520
و آن را لاغر کنید

01:52:59.520 --> 01:53:01.520
او مرا با شمشیر خود جدا می کند

01:53:01.520 --> 01:53:03.520
گفت: می خواهی؟

01:53:03.520 --> 01:53:05.520
برای غلبه بر همه آنها

01:53:05.520 --> 01:53:07.520
و تعدادی از آنها را بسازید

01:53:07.520 --> 01:53:09.520
ویلک می گوید

01:53:09.520 --> 01:53:11.520
امامت روی سرت

01:53:11.520 --> 01:53:13.520
ایستاده و برخی از آنها گفتند

01:53:13.520 --> 01:53:15.520
ای امیرالمومنین!

01:53:15.520 --> 01:53:17.520
خونش روی گردنم است

01:53:17.520 --> 01:53:19.520
او را بکش

01:53:19.520 --> 01:53:21.520
و شروع کردند به گفتن

01:53:21.520 --> 01:53:23.520
ای امیرالمومنین!

01:53:23.520 --> 01:53:25.520
در حالی که در آفتاب هستید روزه می گیرید

01:53:25.520 --> 01:53:27.520
ایستاده

01:53:27.520 --> 01:53:29.520
به من گفت: وای بر تو ای احمد.

01:53:29.520 --> 01:53:31.520
شما چه می گویید؟

01:53:31.520 --> 01:53:33.520
پس می گویم به من بده

01:53:33.520 --> 01:53:35.520
چیزی از کتاب خدا

01:53:35.520 --> 01:53:37.520
یا سنت رسول خدا

01:53:37.520 --> 01:53:39.520
من آن را می گویم

01:53:39.520 --> 01:53:41.520
پس برگشت و نشست و گفت

01:53:41.520 --> 01:53:43.520
پیشروی و صدمه دیدن

01:53:43.520 --> 01:53:45.619
خدا دستت رو قطع کنه

01:53:45.619 --> 01:53:47.619
سپس برای بار دوم برخاست

01:53:47.619 --> 01:53:49.619
و او آن را گفت

01:53:49.619 --> 01:53:51.619
وای بر تو ای احمد، جواب مرا بده

01:53:51.619 --> 01:53:53.619
بنابراین آنها شروع به پذیرش کردند

01:53:53.619 --> 01:53:55.619
علی و آنها می گویند

01:53:55.619 --> 01:53:57.619
ای احمد، امام تو

01:53:57.619 --> 01:53:59.619
روی سرت ایستاده

01:53:59.619 --> 01:54:01.619
و عبدالرحمن او را وادار کرد که بگوید:

01:54:01.619 --> 01:54:03.619
ساخته شده توسط دوستان شما

01:54:03.619 --> 01:54:05.619
در این مورد چه می کنید؟

01:54:05.619 --> 01:54:07.619
و معتصم می گوید:

01:54:07.619 --> 01:54:09.619
یه چیزی جوابمو بده

01:54:09.619 --> 01:54:11.619
آدنا فرج

01:54:11.619 --> 01:54:13.619
تا اینکه با دست خودم آزادت کنم

01:54:13.619 --> 01:54:15.619
بعد برگشت و به جلاد گفت

01:54:15.619 --> 01:54:17.619
پیشبرد

01:54:17.619 --> 01:54:19.619
بنابراین او شروع به زدن با دو تازیانه کرد

01:54:19.619 --> 01:54:21.619
و او پایین می آید

01:54:21.619 --> 01:54:23.619
در همین حال می گوید:

01:54:23.619 --> 01:54:25.619
خدا دستت را قطع کن دستت را سفت کن

01:54:25.619 --> 01:54:27.619
پس ذهنم رفته بود

01:54:27.619 --> 01:54:29.619
بعد از خواب بیدار شدم

01:54:29.619 --> 01:54:31.619
سپس زنجیر آزاد شد

01:54:31.619 --> 01:54:33.680
درباره من

01:54:33.680 --> 01:54:35.680
مردی که حضور داشت به من گفت

01:54:35.680 --> 01:54:37.680
مشت زدیم تو صورتت

01:54:37.680 --> 01:54:39.680
و بر پشت تو سنگر قرار دادیم

01:54:39.680 --> 01:54:41.680
و ما به شما تنقلات خوردیم

01:54:41.680 --> 01:54:43.680
یعنی حصیر گذاشتیم پشتت

01:54:43.680 --> 01:54:45.739
بعد آمد

01:54:45.739 --> 01:54:47.739
مرا به خانه اسحاق بن ابراهیم ببر

01:54:47.739 --> 01:54:49.739
پس ظهر آمدم

01:54:49.739 --> 01:54:51.739
ابن سماعه جلو آمد

01:54:51.739 --> 01:54:53.739
کلاس من

01:54:53.739 --> 01:54:55.739
وقتی نمازش تمام شد

01:54:55.739 --> 01:54:57.739
به من گفت با خون نماز خواندم

01:54:57.739 --> 01:54:59.739
چکه کردن روی لباست

01:54:59.739 --> 01:55:01.739
گفتم عمر نماز خوانده است

01:55:01.739 --> 01:55:03.739
از زخمش خون جاری بود

01:55:03.739 --> 01:55:05.739
صالح گفت

01:55:05.739 --> 01:55:07.739
او را تنها بگذار

01:55:07.739 --> 01:55:09.779
پس به خانه اش رفت

01:55:09.779 --> 01:55:11.779
صالح گفت

01:55:11.779 --> 01:55:13.779
مردی که شرکت کرده بود به من گفت

01:55:13.779 --> 01:55:15.779
او را در سه روز بررسی کرد

01:55:15.779 --> 01:55:17.779
دارند به او نگاه می کنند

01:55:17.779 --> 01:55:19.779
در یک کلمه ملودی وجود ندارد

01:55:19.779 --> 01:55:21.779
او گفت

01:55:21.779 --> 01:55:23.779
و من فکر نمی کردم کسی این کار را بکند

01:55:23.779 --> 01:55:25.779
مثل او شجاع باش

01:55:25.779 --> 01:55:27.779
و شدت دلش

01:55:27.779 --> 01:55:29.779
حنبل گفت

01:55:29.779 --> 01:55:31.779
شنیدم اباعبدالله می گفت

01:55:31.779 --> 01:55:33.779
ذهنم بارها و بارها رفت

01:55:33.779 --> 01:55:35.779
ضرب و شتم مرا برگرداند

01:55:35.779 --> 01:55:37.779
به خودم برگشتم

01:55:37.779 --> 01:55:39.779
و اگر آرام شوم و بیفتد

01:55:39.779 --> 01:55:41.779
بالا بردن ضرب

01:55:41.779 --> 01:55:43.779
این برای من بارها اتفاق افتاده است

01:55:43.779 --> 01:55:45.779
و من فکر کردم منظور معتصم است

01:55:45.779 --> 01:55:47.779
نشستن زیر آفتاب

01:55:47.779 --> 01:55:49.779
بدون چتر

01:55:49.779 --> 01:55:51.779
پس شنیدم که وقتی بیدار شدم گفت

01:55:51.779 --> 01:55:53.779
از ابن ابی دواد

01:55:53.779 --> 01:55:55.779
در امری مرتکب گناه شده اید

01:55:55.779 --> 01:55:57.779
این مرد

01:55:57.779 --> 01:55:59.779
و او گفت

01:55:59.779 --> 01:56:01.779
ای امیرالمومنین!

01:56:01.779 --> 01:56:03.779
او هنوز آن را دارد

01:56:03.779 --> 01:56:05.779
تا حواس او را از آنچه می خواهد پرت کند

01:56:05.779 --> 01:56:07.779
و او می خواست

01:56:07.779 --> 01:56:09.779
بدون اینکه بزنی رفتی

01:56:09.779 --> 01:56:11.779
او هم نگذاشت برود

01:56:11.779 --> 01:56:13.779
اسحاق پسر ابراهیم

01:56:13.779 --> 01:56:15.779
حنبل گفت

01:56:15.779 --> 01:56:17.779
به من خبر دادند که معتصم گفت:

01:56:17.779 --> 01:56:19.779
ابن ابی دواد پس از ضرب و شتم

01:56:19.779 --> 01:56:21.779
اباعبدالله چند ضربه خورد؟

01:56:21.779 --> 01:56:23.779
او گفت

01:56:23.779 --> 01:56:25.779
چهار یا سی و پنج هزار

01:56:25.779 --> 01:56:27.779
شلاق زدن

01:56:27.779 --> 01:56:29.779
ابن ابی حاتم گفت

01:56:29.779 --> 01:56:31.779
او گفت

01:56:31.779 --> 01:56:33.779
وقتی احمد باردار شد

01:56:33.779 --> 01:56:35.779
ضربه زدن

01:56:35.779 --> 01:56:37.779
به سراغ انسان ها آمدند

01:56:37.779 --> 01:56:39.779
بن الحارث الحافی

01:56:39.779 --> 01:56:41.779
و گفتند

01:56:41.779 --> 01:56:43.779
ممکن است مجبور شوید صحبت کنید

01:56:43.779 --> 01:56:45.779
و او گفت

01:56:45.779 --> 01:56:47.779
میخوای بلند شم؟

01:56:47.779 --> 01:56:49.779
مقام انبیا نیست

01:56:49.779 --> 01:56:51.779
من دارمش خدا حفظم کنه

01:56:51.779 --> 01:56:53.779
احمد در دستان اوست

01:56:53.779 --> 01:56:55.779
و پشت سر او

01:56:55.779 --> 01:56:57.779
صالح گفت: بگذار برود

01:56:57.779 --> 01:56:59.779
پس به خانه رفت

01:56:59.779 --> 01:57:01.779
او را به سمت متقاضی راهنمایی کرد

01:57:01.779 --> 01:57:03.779
سپس مردی را از میان آنان آورد

01:57:03.779 --> 01:57:05.779
کتک و درمان می بیند

01:57:05.779 --> 01:57:07.779
به ضربه اش نگاه کرد

01:57:07.779 --> 01:57:09.779
گفت: دیده ام.

01:57:09.779 --> 01:57:11.779
چه کسی سر و صدا کرد

01:57:11.779 --> 01:57:13.779
تا حالا کتک اینجوری ندیده بودم

01:57:13.779 --> 01:57:15.779
او کشید

01:57:15.779 --> 01:57:17.779
بر او از پشت سر و در مقابل او

01:57:17.779 --> 01:57:19.779
سپس یک مایل طی کنید

01:57:19.779 --> 01:57:21.779
بنابراین آن را در برخی از آنها قرار دهید

01:57:21.779 --> 01:57:23.779
جراحی ها، نگاه کنید

01:57:23.779 --> 01:57:25.779
به او گفت حفاری نکرده است

01:57:25.779 --> 01:57:27.779
و او را وادار کرد که بیاید و او را درمان کند

01:57:27.779 --> 01:57:29.869
و او داشت

01:57:29.869 --> 01:57:31.869
به صورتش ضربه خورد، اما ضربه نخورد

01:57:31.869 --> 01:57:33.869
خمیده ماند

01:57:33.869 --> 01:57:35.869
روی صورتش انشالله

01:57:35.869 --> 01:57:37.869
سپس به او گفت

01:57:37.869 --> 01:57:39.869
اینجا یه چیزی هست

01:57:39.869 --> 01:57:41.869
میخوام قطعش کنم

01:57:41.869 --> 01:57:43.869
پس آهنی آورد و درست کرد

01:57:43.869 --> 01:57:45.869
گوشت به آن گیر می کند

01:57:45.869 --> 01:57:47.869
با چاقویی که همراه دارد آن را می برید

01:57:47.869 --> 01:57:49.869
او در این مورد صبور است

01:57:49.869 --> 01:57:51.869
او با صدای بلند خدا را ستایش می کند

01:57:51.869 --> 01:57:53.869
در آن، او شفا یافت

01:57:53.869 --> 01:57:55.869
و او همچنان درد داشت

01:57:55.869 --> 01:57:57.869
از جاهای آن

01:57:57.869 --> 01:57:59.869
این اثر ضرب و شتم بود

01:57:59.869 --> 01:58:01.869
ما او را از پشت دیدیم

01:58:01.869 --> 01:58:03.869
تا اینکه فوت کرد

01:58:03.869 --> 01:58:05.869
صالح گفت و من وارد شدم

01:58:05.869 --> 01:58:07.869
یک روز به او گفتم

01:58:07.869 --> 01:58:09.869
شنیدم که مردی پیش تو آمده است

01:58:09.869 --> 01:58:11.869
گفت: راه حلی برایم بیاور.

01:58:11.869 --> 01:58:13.869
چون من از شما حمایت نکردم

01:58:13.869 --> 01:58:15.869
بنابراین من گفتم نمی خواهم

01:58:15.869 --> 01:58:17.869
هیچ کس راه حلی ندارد

01:58:17.869 --> 01:58:19.869
پدرم لبخندی زد و ساکت ماند

01:58:19.869 --> 01:58:21.869
و شنیدم که پدرم گفت

01:58:21.869 --> 01:58:23.869
مردگان را حلال کردی

01:58:23.869 --> 01:58:25.869
چه کسی مرا زد؟

01:58:25.869 --> 01:58:27.869
سپس گفت

01:58:27.869 --> 01:58:29.869
به این آیه برخوردم

01:58:29.869 --> 01:58:31.869
او که عفو می کند و اصلاح می کند

01:58:31.869 --> 01:58:33.869
پس اجر او نزد خداست

01:58:33.869 --> 01:58:35.869
بنابراین من به تفسیر آن نگاه کردم

01:58:35.869 --> 01:58:37.869
پس این چیزی است که او به ما گفت

01:58:37.869 --> 01:58:39.869
هاشم بن القاسم

01:58:39.869 --> 01:58:41.869
مبارک بن فضله به ما گفت

01:58:41.869 --> 01:58:43.869
گفت بگو

01:58:43.869 --> 01:58:45.869
کی شنید که حسن گفت؟

01:58:45.869 --> 01:58:47.869
اگر روز قیامت است

01:58:47.869 --> 01:58:49.869
همه ملت ها زانو زدند

01:58:49.869 --> 01:58:51.869
به دست خداوند پروردگار جهانیان

01:58:51.869 --> 01:58:53.869
سپس او را صدا زدند

01:58:53.869 --> 01:58:55.869
فقط کسی می تواند آن را انجام دهد

01:58:55.869 --> 01:58:57.869
پاداش او از جانب خداست

01:58:57.869 --> 01:58:59.869
فقط کسی که عفو می کند قیام می کند

01:58:59.869 --> 01:59:01.869
در جهان

01:59:01.869 --> 01:59:03.869
گفت: پس مرده را در حالت تبرئه قرار دادم.

01:59:03.869 --> 01:59:05.869
سپس گفت

01:59:05.869 --> 01:59:07.869
و در مورد یک مرد چطور؟

01:59:07.869 --> 01:59:09.869
آیا خدا او را به خاطر او مجازات نمی کند؟

01:59:09.869 --> 01:59:11.869
هیچ کس

01:59:11.869 --> 01:59:13.869
احمد بن سنان گفت

01:59:13.869 --> 01:59:15.869
به من خبر داده اند که احمد بن حنبل

01:59:15.869 --> 01:59:17.869
معتصم راه حلی ارائه کرد

01:59:17.869 --> 01:59:19.869
در فتح آموریا

01:59:19.869 --> 01:59:21.869
گفت راه حلی هست

01:59:21.869 --> 01:59:23.869
چه کسی مرا زد؟

01:59:23.869 --> 01:59:25.869
ابن ابی حاتم گفت

01:59:25.869 --> 01:59:27.869
شنیدم که ابوزراء می گفت

01:59:27.869 --> 01:59:29.869
معتصم را عموی احمد بگذار

01:59:29.869 --> 01:59:31.869
سپس به مردم گفت

01:59:31.869 --> 01:59:33.869
شما او را می شناسید

01:59:33.869 --> 01:59:35.869
گفتند بله او احمد بن حنبل است

01:59:35.869 --> 01:59:37.869
او گفت

01:59:37.869 --> 01:59:39.869
پس به او نگاه کن

01:59:39.869 --> 01:59:41.869
آیا او بدن سالمی نیست؟

01:59:41.869 --> 01:59:43.869
گفتند بله و نه

01:59:43.869 --> 01:59:45.869
او این کار را کرد

01:59:45.869 --> 01:59:47.869
می ترسم اتفاقی بیفتد

01:59:47.869 --> 01:59:49.970
برای او برگزار نمی شود

01:59:49.970 --> 01:59:51.970
گفت و وقتی گفت

01:59:51.970 --> 01:59:53.970
من او را به سلامت تحویل شما داده ام

01:59:53.970 --> 01:59:55.970
مردم آرام شدند و آرام شدند

01:59:55.970 --> 01:59:57.970
گفتم

01:59:57.970 --> 01:59:59.970
او چه گفت؟

01:59:59.970 --> 02:00:01.970
با توانایی او برای موفقیت

02:00:01.970 --> 02:00:03.970
و شجاعت او چیزی نیست جز

02:00:03.970 --> 02:00:05.970
به نظر یک چیز بزرگ است

02:00:05.970 --> 02:00:07.970
می ترسید از کتک خوردن بمیرد

02:00:07.970 --> 02:00:09.970
بنابراین مردم به او اعتراض می کنند

02:00:09.970 --> 02:00:11.970
حتی اگر به طور کلی از آن خارج شد

02:00:11.970 --> 02:00:13.970
بغداد، شاید

02:00:13.970 --> 02:00:15.970
حنبل گفت

02:00:15.970 --> 02:00:17.970
معتصم چه دستوری داد؟

02:00:17.970 --> 02:00:19.970
با مهجوریت اباعبدالله

02:00:19.970 --> 02:00:21.970
آن را خط کشی بردارید

02:00:21.970 --> 02:00:23.970
و یک پیراهن

02:00:23.970 --> 02:00:25.970
و یک سانای بلند و یک مقنعه

02:00:25.970 --> 02:00:27.970
و پنهان کن

02:00:27.970 --> 02:00:29.970
در حالی که دم در خانه بودیم

02:00:29.970 --> 02:00:31.970
و مردم در میدان و مسیرها

02:00:31.970 --> 02:00:33.970
و دیگران

02:00:33.970 --> 02:00:35.970
بازارها تعطیل شد

02:00:35.970 --> 02:00:37.970
وقتی اباعبدالله بر حیوانی بیرون رفت

02:00:37.970 --> 02:00:39.970
از دارالمعتصم در آن

02:00:39.970 --> 02:00:41.970
لباس

02:00:41.970 --> 02:00:43.970
ابن ابی داود در سمت راست او ایستاد

02:00:43.970 --> 02:00:45.970
و اسحاق پسر ابراهیم

02:00:45.970 --> 02:00:47.970
منظورم معاون بغداد است

02:00:47.970 --> 02:00:49.970
سمت چپش

02:00:49.970 --> 02:00:51.970
وقتی در دهلیز بود

02:00:51.970 --> 02:00:53.970
قبل از اینکه بیرون بره

02:00:53.970 --> 02:00:55.970
ابن ابی دواد به آنها گفت

02:00:55.970 --> 02:00:57.970
سرش را فاش کن

02:00:57.970 --> 02:00:59.970
پس او را آشکار کردند، یعنی مردی بلند قامت بود

02:00:59.970 --> 02:01:01.970
و رفتند تا او را ببرند

02:01:01.970 --> 02:01:03.970
سمت المیدان به سمت جاده زندان

02:01:03.970 --> 02:01:05.970
به آنها گفت

02:01:05.970 --> 02:01:07.970
اسحاق، او را ببر

02:01:07.970 --> 02:01:09.970
اینجا دجله را می خواهد

02:01:09.970 --> 02:01:11.970
پس او را به الزوراء برد

02:01:11.970 --> 02:01:13.970
او را به خانه اسحاق بردند

02:01:13.970 --> 02:01:15.970
ابن ابراهیم

02:01:15.970 --> 02:01:17.970
پس تا انصالیه نزد او ماند

02:01:17.970 --> 02:01:19.970
ظهر و قیامت

02:01:19.970 --> 02:01:21.970
به پدر و مادرم و به همسایه هایمان

02:01:21.970 --> 02:01:23.970
و شیوخ دکان ها

02:01:23.970 --> 02:01:25.970
پس جمع شدند و او را وارد کردند

02:01:25.970 --> 02:01:27.970
به آنها گفت

02:01:27.970 --> 02:01:29.970
این احمد بن حنبل است

02:01:29.970 --> 02:01:31.970
حتی اگر کسی در بین شما باشد که او را بشناسد

02:01:31.970 --> 02:01:33.970
در غیر این صورت او را بشناسید

02:01:34.000 --> 02:01:36.000
ابن سماعه به آنها گفت

02:01:36.000 --> 02:01:38.000
وقتی وارد گروه شد

02:01:38.000 --> 02:01:40.000
این احمد بن حنبل است

02:01:40.000 --> 02:01:42.000
و امیرالمؤمنین علیه السلام

02:01:42.000 --> 02:01:44.000
مراقب او بر امورش

02:01:44.000 --> 02:01:46.000
او آزاد شد

02:01:46.000 --> 02:01:48.000
و او اینجاست

02:01:48.000 --> 02:01:50.000
پس بر اسب اسحاق بیرون رفت

02:01:50.000 --> 02:01:52.000
ابن ابراهیم در غروب آفتاب

02:01:52.000 --> 02:01:54.000
پس به خانه اش رفت

02:01:54.000 --> 02:01:56.000
و با او سلطان و مردم بود

02:01:56.000 --> 02:01:58.000
و خم شده است

02:01:58.000 --> 02:02:00.000
وقتی رفت پایین بیاد

02:02:00.000 --> 02:02:02.000
بغلش کردم و نفهمیدم

02:02:02.000 --> 02:02:04.000
بعد با یک وب سایت آشنا شدم

02:02:04.000 --> 02:02:06.000
ضرب و شتم فریاد زد

02:02:06.000 --> 02:02:08.000
دستم را ریش کردم

02:02:08.000 --> 02:02:10.000
پایین آمد و به من تکیه داد

02:02:10.000 --> 02:02:12.000
و در را بست

02:02:12.000 --> 02:02:14.000
با او وارد شدیم

02:02:14.000 --> 02:02:16.000
خودش را روی صورتش انداخت

02:02:16.000 --> 02:02:18.000
او نمی تواند حرکت کند

02:02:18.000 --> 02:02:20.000
جز با تلاش

02:02:20.000 --> 02:02:22.000
و آنچه را که برداشته بود، برداشت

02:02:22.000 --> 02:02:24.000
پس دستور داد آن را بفروشند

02:02:24.000 --> 02:02:26.060
و به قیمت آن ایمان داشته باشید

02:02:26.060 --> 02:02:28.060
معتصم فرمان داشت

02:02:28.060 --> 02:02:30.060
اسحاق بن ابراهیم

02:02:30.060 --> 02:02:32.060
نگذارید دانش خود را از دست بدهد

02:02:32.060 --> 02:02:34.060
این به این دلیل است که او چیزی را پشت سر گذاشته است

02:02:34.060 --> 02:02:36.060
من ناامید هستم

02:02:36.060 --> 02:02:38.060
فهمیدیم که معتصم پشیمان شده است

02:02:38.060 --> 02:02:40.060
و حتی به دست او افتاد

02:02:40.060 --> 02:02:42.100
آشتی

02:02:42.100 --> 02:02:44.100
او مؤلف اخبار اسحاق بن ابراهیم بود

02:02:44.100 --> 02:02:46.100
او هر روز پیش ما می آید

02:02:46.100 --> 02:02:48.100
او تجربه خود را می داند

02:02:48.100 --> 02:02:50.100
تا زمانی که حقیقت داشته باشد

02:02:50.100 --> 02:02:52.100
انگشت شست آنها برداشته باقی ماند

02:02:52.100 --> 02:02:54.100
در سرما او را کتک زدند

02:02:54.100 --> 02:02:56.100
آب را برایش گرم می کند

02:02:56.100 --> 02:02:58.130
و وقتی خواستیم او را درمان کنیم

02:02:58.130 --> 02:03:00.130
می ترسیدیم آن را بدزدد

02:03:00.130 --> 02:03:02.130
احمد بن ابی دواد

02:03:03.130 --> 02:03:05.130
پس دارو و مرهم درست کردیم

02:03:05.130 --> 02:03:07.130
در خانه ما

02:03:07.130 --> 02:03:09.130
و شنیدم که گفت

02:03:09.130 --> 02:03:11.130
هرکس به من یادآوری کرد راه حلی دارد

02:03:11.130 --> 02:03:13.130
جز یک مبتکر

02:03:13.130 --> 02:03:15.130
من پدران اسحاق را ساختم

02:03:15.130 --> 02:03:17.130
در حلول به معنی المعتصم است

02:03:17.130 --> 02:03:19.130
و خدا را دیدم که گفت

02:03:19.130 --> 02:03:21.130
بگذار عفو کند و ببخشد

02:03:21.130 --> 02:03:23.130
دوست نداری؟

02:03:23.130 --> 02:03:25.130
خداوند شما را ببخشد

02:03:25.130 --> 02:03:27.130
پیامبر صلی الله علیه و آله دستور داد

02:03:27.130 --> 02:03:29.130
ابوبکر عفو کرد

02:03:29.130 --> 02:03:31.130
در یک داستان صاف

02:03:31.130 --> 02:03:33.130
اباعبدالله گفت

02:03:33.130 --> 02:03:35.130
برای شما فایده ای ندارد که او شکنجه شود

02:03:35.130 --> 02:03:37.130
خدا برادر مسلمان توست

02:03:37.130 --> 02:03:39.130
در دلیل شما

02:03:39.130 --> 02:03:41.130
حنبل گفت

02:03:41.130 --> 02:03:43.130
چرا می خواستیم آن را درمان کنیم

02:03:43.130 --> 02:03:45.130
ترسیدیم که ابن ابی دواد به ما خیانت کند

02:03:45.130 --> 02:03:47.130
به پردازنده

02:03:47.130 --> 02:03:49.130
در دارویش سم می ریزد

02:03:49.130 --> 02:03:51.130
پس دارو و مرهم درست کردیم

02:03:51.130 --> 02:03:53.130
با ما

02:03:53.130 --> 02:03:55.130
او در بارنیه بود

02:03:55.130 --> 02:03:57.130
اگر درمان شد آن را بالا می بریم

02:03:57.130 --> 02:03:59.130
گفت این بود

02:03:59.130 --> 02:04:01.130
سرما نخورد

02:04:01.130 --> 02:04:05.140
او را بزن

02:04:05.140 --> 02:04:07.500
مصیبت افراد با اعتماد به نفس

02:04:07.500 --> 02:04:09.500
حنبل گفت

02:04:09.500 --> 02:04:11.500
اباعبدالله کوتاه نیامد

02:04:11.500 --> 02:04:13.500
پس از تبرئه شدن او از ضرب و شتم

02:04:13.500 --> 02:04:15.500
در نماز جمعه و جماعت شرکت می کند

02:04:15.500 --> 02:04:17.500
اتفاق می افتد و صادر می شود

02:04:17.500 --> 02:04:19.500
تا اینکه معتصم از دنیا رفت

02:04:19.500 --> 02:04:21.500
وصی فرزندش الواثق بود

02:04:21.500 --> 02:04:23.500
پس آنچه را که از مصیبت نشان داد نشان داد

02:04:23.500 --> 02:04:25.500
گرایش به احمد بن ابی دواد

02:04:25.500 --> 02:04:27.500
و دوستانش

02:04:27.500 --> 02:04:29.500
زمانی که اوضاع برای مردم بغداد سخت شد

02:04:29.500 --> 02:04:31.500
او گفت این مصیبت به خاطر خلقت قرآن است

02:04:31.500 --> 02:04:33.500
اباعبدالله بود

02:04:33.500 --> 02:04:35.500
شاهد جمعه

02:04:35.500 --> 02:04:37.500
هنگام بازگشت نماز را اعاده می کند

02:04:37.500 --> 02:04:39.500
و او می گوید

02:04:39.500 --> 02:04:41.500
جمعه به خاطر لطفش می آید

02:04:41.500 --> 02:04:43.500
نماز پشت سر کسی که آن را خوانده تکرار می شود

02:04:43.500 --> 02:04:45.500
با این مقاله

02:04:45.500 --> 02:04:47.500
گروهی نزد اباعبدالله آمدند

02:04:47.500 --> 02:04:49.500
و این را گفتند

02:04:49.500 --> 02:04:51.500
گسترش یافته و بدتر شده است

02:04:51.500 --> 02:04:53.500
ما بیشتر از او می ترسیم

02:04:53.500 --> 02:04:55.500
این کیه؟

02:04:55.500 --> 02:04:57.500
ابن ابی دواد ذکر کرده است

02:04:57.500 --> 02:04:59.500
برای سفارش معلمان

02:04:59.500 --> 02:05:01.500
آموزش پسران در ادارات

02:05:01.500 --> 02:05:03.500
قرآن چنین و چنان است

02:05:03.500 --> 02:05:05.500
ما از رهبری او راضی نیستیم

02:05:05.500 --> 02:05:07.500
او آنها را از این کار منع کرد

02:05:07.500 --> 02:05:09.500
و به آنها نگاه کن

02:05:09.500 --> 02:05:11.590
به آنها دستور داد که صبر کنند

02:05:11.590 --> 02:05:13.590
گفت: بین ما هم همینطور.

02:05:13.590 --> 02:05:15.590
در ایام الواثق

02:05:15.590 --> 02:05:17.590
وقتی یعقوب شب آمد

02:05:17.590 --> 02:05:19.590
با پیامی از شاهزاده اسحاق بن ابراهیم

02:05:19.590 --> 02:05:21.590
به اباعبدالله

02:05:21.590 --> 02:05:23.590
شاهزاده به شما می گوید

02:05:23.590 --> 02:05:25.590
امیرالمؤمنین از شما یاد کرده است

02:05:25.590 --> 02:05:27.590
هیچ کس شما را ملاقات نخواهد کرد

02:05:27.590 --> 02:05:29.590
و در هیچ سرزمینی با من زندگی نکن

02:05:29.590 --> 02:05:31.590
شهری نیست که من در آن باشم

02:05:31.590 --> 02:05:33.590
پس برو کجا

02:05:33.590 --> 02:05:35.590
شما از زمین خدا می خواهید

02:05:35.590 --> 02:05:37.590
گفت پس اباعبدالله غایب شد

02:05:37.590 --> 02:05:39.590
بقیه عمر الواثق

02:05:39.590 --> 02:05:41.590
آن فتنه بود

02:05:41.590 --> 02:05:43.590
احمد کشته شد

02:05:43.590 --> 02:05:45.590
بن نصر الخزاعی

02:05:45.590 --> 02:05:47.590
اباعبدالله کوتاه نیامد

02:05:47.590 --> 02:05:49.590
در خانه پنهان شده است

02:05:49.590 --> 02:05:51.590
نه برای نماز بیرون می رود و نه چیز دیگری

02:05:51.590 --> 02:05:53.590
تا اینکه الواثق هلاک شد

02:05:53.590 --> 02:05:55.619
از ابراهیم بن هانی

02:05:55.619 --> 02:05:57.619
گفت ناپدید شد

02:05:57.619 --> 02:05:59.619
اباعبدالله من سه تا دارم

02:05:59.619 --> 02:06:01.619
سپس گفت

02:06:01.619 --> 02:06:03.619
برای من جایی بخواه

02:06:03.619 --> 02:06:05.619
گفتم بهت اعتماد ندارم

02:06:05.619 --> 02:06:07.619
گفت انجام داد

02:06:07.619 --> 02:06:09.619
اگر این کار را بکنید به شما کمک خواهد کرد

02:06:09.619 --> 02:06:11.619
بنابراین من برای او جایی خواستم

02:06:11.619 --> 02:06:13.619
وقتی بیرون آمد گفت:

02:06:13.619 --> 02:06:15.619
رسول خدا غایب شد

02:06:15.619 --> 02:06:17.619
خداوند او را بیامرزد و درود فرستد

02:06:17.619 --> 02:06:19.619
سه روز در غار

02:06:19.619 --> 02:06:21.619
سپس چرخید

02:06:21.619 --> 02:06:23.619
از ابوالقاسم علی بن الحسن الحافظ

02:06:23.619 --> 02:06:25.619
منظورم بن آساکر است

02:06:25.619 --> 02:06:27.619
چگونه ذکر شد

02:06:27.619 --> 02:06:29.619
ترجمه احمد

02:06:29.619 --> 02:06:31.619
تا زمانی که برمی گردد

02:06:31.619 --> 02:06:33.619
اما آنچه در مورد مصیبت ذکر شد

02:06:33.619 --> 02:06:35.619
کلمه ای با اعتبارش

02:06:35.619 --> 02:06:37.619
حنبل

02:06:37.619 --> 02:06:39.619
او آن را در دو بخش سروده است

02:06:39.619 --> 02:06:41.619
و نیز صالح بن احمد

02:06:41.619 --> 02:06:46.149
و گروه

02:06:46.149 --> 02:06:48.149
باب قضیه امام

02:06:48.149 --> 02:06:50.149
در ایالت متوکل

02:06:50.149 --> 02:06:52.920
حنبل گفت

02:06:52.920 --> 02:06:54.920
ولی متوکل

02:06:54.920 --> 02:06:56.920
پس خداوند سنت را نازل کرد

02:06:56.920 --> 02:06:58.920
و مردم آزاد شدند

02:06:58.920 --> 02:07:00.920
اباعبدالله با ما صحبت می کرد

02:07:00.920 --> 02:07:02.920
و با یارانش سخن گفت

02:07:02.920 --> 02:07:04.920
در ایام متوکل

02:07:04.920 --> 02:07:06.920
و شنیدم که گفت

02:07:06.920 --> 02:07:08.920
چیزی که مردم باید در مورد آن صحبت می کردند

02:07:08.920 --> 02:07:10.920
دانش از آنها ضروری تر است

02:07:10.920 --> 02:07:13.050
به او در زمان ما

02:07:13.050 --> 02:07:15.050
سپس بلند می کند

02:07:15.050 --> 02:07:17.050
تقدیم به متوکل

02:07:17.050 --> 02:07:19.050
احمد در کمین نشسته بود

02:07:19.050 --> 02:07:21.050
در خانه اش می خواهد او را بیرون بیاورد

02:07:21.050 --> 02:07:23.050
و با او بیعت کرد

02:07:23.050 --> 02:07:25.050
گفت ما نداریم

02:07:25.050 --> 02:07:27.050
دانش در میان ما

02:07:27.050 --> 02:07:29.050
یک شب بی خوابی در تابستان

02:07:29.050 --> 02:07:31.050
صدای غوغا را شنیدیم

02:07:31.050 --> 02:07:33.050
در خانه ای آتش سوزی دیدیم

02:07:33.050 --> 02:07:35.050
ابی عبدالله

02:07:35.050 --> 02:07:37.050
پس عجله کردیم و او را پیدا کردیم

02:07:37.050 --> 02:07:39.050
در عبایی نشسته است

02:07:39.050 --> 02:07:41.050
و مظفر بن الکلبی

02:07:41.050 --> 02:07:43.050
نویسنده خبر و گروهش

02:07:43.050 --> 02:07:45.050
با آنها فقیر شد

02:07:45.050 --> 02:07:47.050
صاحب خبر کتاب متوکل است

02:07:47.050 --> 02:07:49.050
حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام را پاسخ داد

02:07:49.050 --> 02:07:51.050
شما یک مافوق دارید

02:07:51.050 --> 02:07:53.050
او را آماده کرد تا با او بیعت کند

02:07:53.050 --> 02:07:55.050
و آن را با کلمات نشان دهید

02:07:55.050 --> 02:07:57.050
بعد مدتها گفت

02:07:57.050 --> 02:07:59.050
به مظفر چی میگی؟

02:07:59.050 --> 02:08:01.050
او گفت

02:08:01.050 --> 02:08:03.050
من چیزی در این مورد نمی دانم

02:08:03.050 --> 02:08:05.050
می بینم که شهرت دارد

02:08:05.050 --> 02:08:07.050
اطاعت سخت و آسان است

02:08:07.050 --> 02:08:09.050
و محرک من و نفرت من

02:08:09.050 --> 02:08:11.050
و تاثیر او بر من

02:08:11.050 --> 02:08:13.050
از خدا اجرش را خواستارم

02:08:13.050 --> 02:08:15.050
و شب و روز موفق باشید

02:08:15.050 --> 02:08:17.050
در بسیاری از کلمات

02:08:17.050 --> 02:08:19.050
مظفر گفت

02:08:19.050 --> 02:08:21.050
امیرالمؤمنین به من امر کرده است

02:08:21.050 --> 02:08:23.050
شما را قسم می دهم

02:08:23.050 --> 02:08:25.050
گفت: پس او را قسم می دهم که او را طلاق دهم.

02:08:25.050 --> 02:08:27.050
سه که او ندارد

02:08:27.050 --> 02:08:29.050
آهنگ امیرالمومنین علیه السلام

02:08:29.050 --> 02:08:31.050
سپس خانه را تفتیش کردند

02:08:31.050 --> 02:08:33.050
اباعبدالله، دسته و حجره ها

02:08:33.050 --> 02:08:35.050
و پشت بام ها جستجو شد

02:08:35.050 --> 02:08:37.050
صندوق کتاب

02:08:37.050 --> 02:08:39.050
زنان و خانه ها را تفتیش کردند

02:08:39.050 --> 02:08:41.050
چیزی ندیدند

02:08:41.050 --> 02:08:43.050
آنها چیزی احساس نمی کردند

02:08:43.050 --> 02:08:45.050
خداوند کافران را دفع کرد

02:08:45.050 --> 02:08:47.050
و او این را نوشت

02:08:47.050 --> 02:08:49.050
به متوکل

02:08:49.050 --> 02:08:51.050
پس موضع خوبی گرفت

02:08:51.050 --> 02:08:53.050
آموخت که اباعبدالله

02:08:53.050 --> 02:08:55.050
به او دروغ گفته شد

02:08:55.050 --> 02:08:57.050
و او بود که بر او پا گذاشت

02:08:57.050 --> 02:08:59.050
مرد نوآور

02:08:59.050 --> 02:09:01.050
او حتی در میان خدا نمرده است

02:09:01.050 --> 02:09:03.050
فرمان او برای مسلمانان است

02:09:03.050 --> 02:09:05.050
وقتی چند روز بعد بود

02:09:05.050 --> 02:09:07.050
در حالی که ما نشسته ایم

02:09:07.050 --> 02:09:09.050
درب خانه

02:09:09.050 --> 02:09:11.050
اگر یعقوب حجاب است

02:09:11.050 --> 02:09:13.050
متوکل آمده است

02:09:13.050 --> 02:09:15.050
به اباعبدالله اجازه داده می شود

02:09:15.050 --> 02:09:17.050
پس وارد شد

02:09:17.050 --> 02:09:19.050
من و پدرم وارد شدیم

02:09:19.050 --> 02:09:21.050
و با عده ای از بندگانش

02:09:21.050 --> 02:09:23.050
شتر بر قاطر

02:09:23.050 --> 02:09:25.050
و نزد او کتاب متوکل بود

02:09:25.050 --> 02:09:27.050
پس آن را نزد اباعبدالله خواند

02:09:27.050 --> 02:09:29.050
به قول امیرالمؤمنین علیه السلام درست است

02:09:29.050 --> 02:09:31.050
معصومیت حیاط تو

02:09:31.050 --> 02:09:33.050
این پول به شما هدایت شد

02:09:33.050 --> 02:09:35.050
شما از او کمک می گیرید

02:09:35.050 --> 02:09:37.050
او از پذیرش آن امتناع کرد

02:09:37.050 --> 02:09:39.050
او گفت: من به آن نیازی ندارم.

02:09:39.050 --> 02:09:41.050
گفت ای پدر

02:09:41.050 --> 02:09:43.050
قبول از امیرالمؤمنین علیه السلام

02:09:43.050 --> 02:09:45.050
کاری که من به شما دستور می دهم

02:09:45.050 --> 02:09:47.050
با او برای شما بهتر است

02:09:47.050 --> 02:09:49.050
اگر آن را برگردانید

02:09:49.050 --> 02:09:51.050
می ترسیدم به تو فکر کند

02:09:51.050 --> 02:09:53.050
اونوقت بدتر

02:09:53.050 --> 02:09:55.050
سپس او را بوسید

02:09:55.050 --> 02:09:57.050
بیرون آمد و گفت: پدر

02:09:57.050 --> 02:09:59.050
علی بهت گفتم

02:09:59.050 --> 02:10:01.050
گفت بلندش کن

02:10:01.050 --> 02:10:03.050
این نجات یک وضعیت است

02:10:03.050 --> 02:10:05.050
پودر زیر آن، بنابراین من

02:10:05.050 --> 02:10:07.050
و رفتیم بیرون

02:10:07.050 --> 02:10:09.050
وقتی شب شد

02:10:09.050 --> 02:10:11.050
پس مادر پسر اباعبدالله

02:10:11.050 --> 02:10:13.050
ما را به دیوار بکوب

02:10:13.050 --> 02:10:15.050
او گفت: مولای من.

02:10:15.050 --> 02:10:17.050
به عمویش زنگ می زند

02:10:17.050 --> 02:10:19.050
پس به پدرم خبر دادم و رفتیم

02:10:19.050 --> 02:10:21.050
بنابراین وارد خانه پدری شدیم

02:10:21.050 --> 02:10:23.050
عبدالله و آن در گود است

02:10:23.050 --> 02:10:25.050
شب و گفت عمو

02:10:25.050 --> 02:10:27.050
چه چیزی مرا به خواب برد؟

02:10:27.050 --> 02:10:29.050
او به من گفت

02:10:29.050 --> 02:10:31.050
گفت برای این پول

02:10:31.050 --> 02:10:33.050
گرفتن آن باعث دردش شد

02:10:33.050 --> 02:10:35.050
و پدرم او را آرام می کند و کار را آسان می کند

02:10:35.050 --> 02:10:37.050
و او گفت

02:10:37.050 --> 02:10:39.050
تا زمانی که در آن رشته ای شوید

02:10:39.050 --> 02:10:41.050
نظر شما اینه

02:10:41.050 --> 02:10:43.050
شب و مردم در خانه

02:10:43.050 --> 02:10:45.050
بنابراین او آن را گرفت و ما رفتیم

02:10:45.050 --> 02:10:47.050
وقتی از آن بود

02:10:47.050 --> 02:10:49.050
سحر و جادو به کارگردانی

02:10:49.050 --> 02:10:51.050
عبدوس بن مالک و آهو

02:10:51.050 --> 02:10:53.050
الحسن بن البذر

02:10:53.050 --> 02:10:55.050
پس آمد و گروهی حضور یافتند

02:10:55.050 --> 02:10:57.050
از جمله هارون الحمال است

02:10:57.050 --> 02:10:59.050
و احمد بن منی

02:10:59.050 --> 02:11:01.050
و بن الدورقی

02:11:01.050 --> 02:11:03.050
و من و پدرم

02:11:03.050 --> 02:11:05.050
صالح و عبدالله

02:11:05.050 --> 02:11:07.050
گفتیم هر کی یادشون هست بنویسیم

02:11:07.050 --> 02:11:09.050
از اهل حافظ و صالح

02:11:09.050 --> 02:11:11.050
در بغداد و کوفه

02:11:11.050 --> 02:11:13.050
آن را نزد ابوکریب فرستاد

02:11:13.050 --> 02:11:15.050
و برای درختان

02:11:15.050 --> 02:11:17.050
و به کسانی که نیاز او را می دانند

02:11:17.050 --> 02:11:19.050
پس همه را از هم جدا کرد

02:11:19.050 --> 02:11:21.050
بین پنجاه تا صد

02:11:21.050 --> 02:11:23.050
و به دویست

02:11:23.050 --> 02:11:25.109
آنچه در کیسه مانده بود یک درهم بود

02:11:25.109 --> 02:11:27.109
و وقتی بعد از آن بود

02:11:27.109 --> 02:11:29.109
یک پیام رسان آمد

02:11:29.109 --> 02:11:31.109
ابی عبدالله

02:11:31.109 --> 02:11:33.109
پس نزد او رفت

02:11:33.109 --> 02:11:35.109
و متوکل

02:11:35.109 --> 02:11:37.109
گفت به تو دستور بده برو

02:11:37.109 --> 02:11:39.109
منظورم به سام را است

02:11:39.109 --> 02:11:41.109
و او گفت

02:11:41.109 --> 02:11:43.109
من یک پیرمرد ضعیف و بیمار هستم

02:11:43.109 --> 02:11:45.109
پس عبدالله نوشت

02:11:45.109 --> 02:11:47.109
آنچه او به آن پاسخ داد

02:11:47.109 --> 02:11:49.109
کتاب پاسخ فورد

02:11:49.109 --> 02:11:51.109
او امیرالمؤمنین است

02:11:51.109 --> 02:11:53.109
به او دستور می دهد که بیرون برود

02:11:53.109 --> 02:11:55.109
عبدالله سربازانش را هدایت کرد

02:11:55.109 --> 02:11:57.109
در خانه ما ماندند

02:11:57.109 --> 02:11:59.109
چند روز تا آماده شدن

02:11:59.109 --> 02:12:01.109
اباعبدالله خارج شود

02:12:01.109 --> 02:12:03.109
حنبل گفت

02:12:03.109 --> 02:12:05.109
پس پدرم به من گفت، گفت

02:12:05.109 --> 02:12:07.109
وارد سربازی شدیم

02:12:07.109 --> 02:12:09.109
بنابراین ما در یک راهپیمایی بودیم

02:12:09.109 --> 02:12:11.109
آمدن عالی

02:12:11.109 --> 02:12:13.109
وقتی به ما نزدیک شد گفتند:

02:12:13.109 --> 02:12:15.109
این نایب قهرمان است

02:12:15.109 --> 02:12:17.109
و بعد یک شوالیه آمد

02:12:17.109 --> 02:12:19.109
به اباعبدالله گفت

02:12:19.109 --> 02:12:21.109
شاهزاده واسف

02:12:21.109 --> 02:12:23.109
درود بر شما

02:12:23.109 --> 02:12:25.109
او به شما می گوید که خدا

02:12:25.109 --> 02:12:27.109
او تو را در برابر دشمنت توانمند ساخته است

02:12:27.109 --> 02:12:29.109
یعنی ابن ابی دواد

02:12:29.109 --> 02:12:31.109
و امیرالمؤمنین از شما می پذیرد

02:12:31.109 --> 02:12:33.109
چیزی نگذار

02:12:33.109 --> 02:12:35.109
مگر اینکه حرفش را زدی

02:12:35.109 --> 02:12:37.109
اباعبدالله به او پاسخی نداد

02:12:37.109 --> 02:12:39.109
هیچی

02:12:39.109 --> 02:12:41.109
و شروع به دعا برای امیرالمومنین کردم

02:12:41.109 --> 02:12:43.109
برای نایب قهرمانی فراخوان دادم

02:12:43.109 --> 02:12:45.109
ادامه دادیم و پایین آمدیم

02:12:45.109 --> 02:12:47.109
در دار ایتاچ

02:12:47.109 --> 02:12:49.109
اباعبدالله شناخته نشد

02:12:49.109 --> 02:12:51.109
بعد بپرس این خونه کیه

02:12:51.109 --> 02:12:53.109
گفتند

02:12:53.109 --> 02:12:55.109
این دار ایتاچ است

02:12:55.109 --> 02:12:57.109
گفت: مرا منتقل کردند.

02:12:57.109 --> 02:12:59.109
خانه ای برای من بساز

02:12:59.109 --> 02:13:01.109
گفتند

02:13:01.109 --> 02:13:03.109
این جایگاهی است که امیرالمؤمنین علیه السلام بر شما نازل کرده است

02:13:03.109 --> 02:13:05.109
او گفت

02:13:05.109 --> 02:13:07.109
من او را اینجا نمی خواهم

02:13:07.109 --> 02:13:09.109
و تا زمانی که خسته نشدیم متوقف نشد

02:13:09.109 --> 02:13:11.109
او خانه دارد

02:13:11.109 --> 02:13:13.109
او هر روز پیش ما می آمد

02:13:13.109 --> 02:13:15.109
یک میز با رنگ

02:13:15.109 --> 02:13:17.109
متوکل دستور می دهد

02:13:17.109 --> 02:13:19.109
یخ و میوه

02:13:19.109 --> 02:13:21.109
و غیره

02:13:21.109 --> 02:13:23.109
اباعبدالله طعم آن را نچشید

02:13:23.109 --> 02:13:25.109
هیچی و به او نگاه نکرد

02:13:25.109 --> 02:13:27.109
هزینه میز بود

02:13:27.109 --> 02:13:29.109
در روز

02:13:29.109 --> 02:13:31.109
صد و بیست درهم

02:13:31.109 --> 02:13:33.109
متوکل خطاب به او کرد

02:13:33.109 --> 02:13:35.109
با پول عالی

02:13:35.109 --> 02:13:37.109
او پاسخ داد و به او گفت

02:13:37.109 --> 02:13:39.109
عبید الله بن یحیی

02:13:39.109 --> 02:13:41.109
امیرالمؤمنین به شما امر می کند

02:13:41.109 --> 02:13:43.109
تا به پسرت بدهی

02:13:43.109 --> 02:13:45.109
او گفت و خانواده شما

02:13:45.109 --> 02:13:47.109
آنها خودکفا هستند

02:13:47.109 --> 02:13:49.109
آن را به او برگرداند

02:13:49.109 --> 02:13:51.109
پس عبیدالله آن را گرفت

02:13:51.109 --> 02:13:53.239
پس آن را بین پسرش تقسیم کرد

02:13:53.239 --> 02:13:55.239
سنگ امانت بر خانواده اوست

02:13:55.239 --> 02:13:57.239
و هر ماه زایمان می کرد

02:13:57.239 --> 02:13:59.239
چهار هزار

02:13:59.239 --> 02:14:01.239
پس اباعبدالله او را فرستاد

02:14:01.239 --> 02:14:03.239
آنها کافی هستند

02:14:03.239 --> 02:14:05.300
نیازی ندارند

02:14:05.300 --> 02:14:07.300
پس متوکل او را فرستاد

02:14:07.300 --> 02:14:09.300
این برای پسر شماست

02:14:09.300 --> 02:14:11.300
پس شما چه ربطی به این دارید؟

02:14:11.300 --> 02:14:13.300
پس اباعبدالله او را گرفت

02:14:13.300 --> 02:14:15.300
هنوز در حال اجرا بود

02:14:15.300 --> 02:14:17.300
تا اینکه متوکل از دنیا رفت

02:14:17.300 --> 02:14:19.369
و بین این اتفاق افتاد

02:14:19.369 --> 02:14:21.369
ابی عبدالله و پدرم

02:14:21.369 --> 02:14:23.369
حرف زیاد

02:14:23.369 --> 02:14:25.369
گفت عمو

02:14:25.369 --> 02:14:27.369
تا آخر عمرمون

02:14:27.369 --> 02:14:29.369
انگار موضوع فاش شده بود

02:14:29.369 --> 02:14:31.369
خدا خداست

02:14:31.369 --> 02:14:33.369
بچه های ما فقط آن را می خواهند

02:14:33.369 --> 02:14:35.369
تا ما را بخورد

02:14:35.369 --> 02:14:37.369
اما فقط چند روز است

02:14:37.369 --> 02:14:39.369
اما این یکی

02:14:39.369 --> 02:14:41.369
فتنه

02:14:41.369 --> 02:14:43.369
پدرم گفت پس من گفتم

02:14:43.369 --> 02:14:45.369
امیدوارم خداوند به شما ایمان داشته باشد

02:14:45.369 --> 02:14:47.369
در مورد چه چیزی هشدار می دهید؟

02:14:47.369 --> 02:14:49.369
گفت: چطوری؟

02:14:49.369 --> 02:14:51.369
غذا یا جوایزشان را می بینید

02:14:51.369 --> 02:14:53.369
اگر ترکش کنی

02:14:53.369 --> 02:14:55.369
ترکت کنم چی؟

02:14:55.369 --> 02:14:57.369
منتظریم اما هست

02:14:57.369 --> 02:14:59.369
مرگ یا به

02:14:59.369 --> 02:15:01.369
بهشت یا جهنم

02:15:01.369 --> 02:15:03.369
خوشا به حال کسانی که آمدند

02:15:03.369 --> 02:15:05.369
خوب و خوب

02:15:05.369 --> 02:15:07.369
متوکل همان است که در آن است

02:15:07.369 --> 02:15:09.369
و به او گفت که مرد است

02:15:09.369 --> 02:15:11.369
او دنیا را می خواهد، پس اجازه داد

02:15:11.369 --> 02:15:13.369
او باید برود

02:15:13.369 --> 02:15:15.369
سپس عبید الله بن یحیی آمد

02:15:15.369 --> 02:15:17.369
بعد از ظهر گفت

02:15:17.369 --> 02:15:19.369
او امیرالمؤمنین است

02:15:19.369 --> 02:15:21.369
من به شما اجازه داده ام

02:15:21.369 --> 02:15:23.369
دستور داد برای شما یک سوله تجهیز کنند

02:15:23.369 --> 02:15:25.369
تو در آن فرود می آیی

02:15:25.369 --> 02:15:27.369
اباعبدالله گفت

02:15:27.369 --> 02:15:29.369
برای من یک قایق سفارش دهید

02:15:29.369 --> 02:15:31.369
که ساعت فرا رسیده است

02:15:31.369 --> 02:15:33.369
پس برای او قایق خواستند

02:15:33.369 --> 02:15:35.399
پس فوراً فرود آمد

02:15:35.399 --> 02:15:37.399
حنبل گفت

02:15:37.399 --> 02:15:39.399
ما حتی نمی دانستیم که در حال آمدن است

02:15:39.399 --> 02:15:41.399
گفته شد که از دنیا رفته است

02:15:41.399 --> 02:15:43.399
پس با لبخند به او سلام کرد

02:15:43.399 --> 02:15:45.399
گله رفته است

02:15:45.399 --> 02:15:47.399
پس با او راه افتادم

02:15:47.399 --> 02:15:49.399
گفت بیا جلو

02:15:49.399 --> 02:15:51.399
مردم شما را نمی بینند و من را می شناسند

02:15:51.399 --> 02:15:53.399
بنابراین من آن را ارائه کردم

02:15:53.399 --> 02:15:55.399
سپس گفت

02:15:55.399 --> 02:15:57.399
رسید و خودش را پرت کرد

02:15:57.399 --> 02:15:59.399
بر پشتش، خسته و کوفته

02:15:59.399 --> 02:16:01.430
و شاید بود

02:16:01.430 --> 02:16:03.430
از خانه ما چیزی قرض گرفته بود

02:16:03.430 --> 02:16:05.430
و خونه پسرش

02:16:05.430 --> 02:16:07.430
از پول سلطان به ما رسید

02:16:07.430 --> 02:16:09.430
اتفاقی که افتاد، خودداری شد

02:16:09.430 --> 02:16:11.430
پس من دارم

02:16:11.430 --> 02:16:13.430
او دلیل خود را قرعه کشی عنوان کرد

02:16:13.430 --> 02:16:15.430
گریل

02:16:15.430 --> 02:16:17.430
بنابراین در یک فر معتبر برشته شد

02:16:17.430 --> 02:16:19.430
می دانست و استفاده نمی کرد

02:16:19.430 --> 02:16:21.430
و بسیاری مانند این

02:16:21.430 --> 02:16:23.430
صالح اشاره کرد

02:16:23.430 --> 02:16:25.430
ماجرای سربازی رفتن پدرش

02:16:25.430 --> 02:16:27.430
و بازگشت او

02:16:27.430 --> 02:16:29.430
خانه های آنها در طبقه بالا تفتیش شد

02:16:29.430 --> 02:16:31.430
و گل رز یعقوب با ماه کامل

02:16:31.430 --> 02:16:33.430
و گریه کرد و گفت

02:16:33.430 --> 02:16:35.430
من از آنها تحویل گرفتم

02:16:35.430 --> 02:16:37.430
حتی اگر در دیگری باشد

02:16:37.430 --> 02:16:39.430
من هرگز تسلیم آنها نشدم

02:16:39.430 --> 02:16:41.430
من تصمیم گرفتم که شما آن را جدا کنید

02:16:41.430 --> 02:16:43.430
فردا

02:16:43.430 --> 02:16:45.430
چون صبح شد حسن نزد او آمد

02:16:45.430 --> 02:16:47.430
بن البزر گفت

02:16:47.430 --> 02:16:49.430
بیا پیش من، صالح، با تعادل

02:16:49.430 --> 02:16:51.430
آنها به پسرانشان هدایت شدند

02:16:51.430 --> 02:16:53.430
مهاجرین و انصار

02:16:53.430 --> 02:16:55.430
و فلانی حتی

02:16:55.430 --> 02:16:57.430
تفاوت همه

02:16:57.430 --> 02:16:59.430
ما در حالت خدا هستیم

02:16:59.430 --> 02:17:01.430
او از آن علم دارد، پس آن را به او دادم

02:17:01.430 --> 02:17:03.430
پس پستچی نوشت

02:17:03.430 --> 02:17:05.430
خیریه است

02:17:05.430 --> 02:17:07.430
در کل برای روز

02:17:07.430 --> 02:17:09.430
با کیف

02:17:09.430 --> 02:17:11.430
و او گفت

02:17:11.430 --> 02:17:13.430
امیرالمؤمنین به شما دستور داده است

02:17:13.430 --> 02:17:15.430
ده هزار مکان

02:17:15.430 --> 02:17:17.430
که او را از هم جدا کرد

02:17:17.430 --> 02:17:19.430
و شیخ شما از آن خبر ندارد

02:17:19.430 --> 02:17:21.430
او غمگین می شود

02:17:21.430 --> 02:17:23.430
متوکل دستور داد برای ما خانه ای بخرند

02:17:23.430 --> 02:17:25.430
گفت ای صالح

02:17:25.430 --> 02:17:27.430
به بک گفتم

02:17:27.430 --> 02:17:29.430
گفت چون

02:17:29.430 --> 02:17:31.430
گفتم خانه بخرند

02:17:31.430 --> 02:17:33.430
پارگی باشد

02:17:33.430 --> 02:17:35.430
بین من و تو

02:17:35.430 --> 02:17:37.430
آنها می خواهند تبدیل شوند

02:17:37.430 --> 02:17:39.430
این کشور پناهگاه من است

02:17:39.430 --> 02:17:41.430
هنوز داشت دفاع می کرد

02:17:41.430 --> 02:17:43.430
خانه را خرید تا عجله کرد

02:17:43.430 --> 02:17:45.530
و من رسولان متوکل قرار دادم

02:17:45.530 --> 02:17:47.530
نزد او می‌آیند و از او در این مورد سؤال می‌کنند

02:17:47.530 --> 02:17:49.530
آن را تجربه کنید و آنها برمی گردند

02:17:49.530 --> 02:17:51.530
می گویند ضعیف است

02:17:51.530 --> 02:17:53.530
و در این بین

02:17:53.530 --> 02:17:55.530
می گویند اباعبدالله

02:17:55.530 --> 02:17:57.530
یک امر ضروری است

02:17:57.530 --> 02:17:59.530
او شما را می بیند و به سمت او می آید

02:17:59.530 --> 02:18:01.530
یعقوب گفت امیر

02:18:01.530 --> 02:18:03.530
مؤمنان مشتاقند

02:18:03.530 --> 02:18:05.530
و او می گوید

02:18:05.530 --> 02:18:07.530
در مورد روزی تصمیم بگیرید که یکی شوید

02:18:07.530 --> 02:18:09.530
من او را می شناسم

02:18:09.530 --> 02:18:11.530
و او به شما گفت

02:18:11.530 --> 02:18:13.530
او یک روز گفت

02:18:13.530 --> 02:18:15.530
چهار نفر بیرون رفتند

02:18:15.530 --> 02:18:17.530
پس وقتی فردا بود

02:18:17.530 --> 02:18:19.530
آمد و گفت

02:18:19.530 --> 02:18:21.530
پوست، اباعبدالله

02:18:21.530 --> 02:18:23.530
او امیرالمؤمنین است

02:18:23.530 --> 02:18:25.530
درود بر شما باد

02:18:25.530 --> 02:18:27.530
می گوید من به تو رحم کرده ام

02:18:27.530 --> 02:18:29.530
که مشکی می پوشد و سوار می شود

02:18:29.530 --> 02:18:31.530
به ولیعهد

02:18:31.530 --> 02:18:33.530
و برو خونه و لباس بپوش

02:18:33.530 --> 02:18:35.530
پس شروع به مداحی کرد

02:18:35.530 --> 02:18:37.530
خدا رحمتش کنه

02:18:37.530 --> 02:18:39.530
سپس یعقوب گفت

02:18:39.530 --> 02:18:41.530
من پسری دارم که او را تحسین می کند

02:18:41.530 --> 02:18:43.530
و او آن را در قلب من دارد

02:18:43.530 --> 02:18:45.530
مکانی که من دوست دارم

02:18:45.530 --> 02:18:47.530
در مکالمات با او صحبت کنید

02:18:47.530 --> 02:18:49.530
سپس سکوت کرد

02:18:49.530 --> 02:18:51.530
بیرون آمد و گفت: او را می بینی؟

02:18:51.530 --> 02:18:53.530
او نمی بیند که من در چه چیزی هستم

02:18:53.530 --> 02:18:55.530
قرآن را کامل می کرد

02:18:55.530 --> 02:18:57.530
جمعه تا جمعه

02:18:57.530 --> 02:18:59.530
و وقتی تمام شد زنگ زد

02:18:59.530 --> 02:19:01.530
ما به فیلم اعتقاد داریم

02:19:01.530 --> 02:19:03.530
صبح جمعه بود

02:19:03.530 --> 02:19:05.530
خطاب به من و برادرم

02:19:05.530 --> 02:19:07.530
وقتی او تمام شد

02:19:07.530 --> 02:19:09.530
تماس بگیرید و ما باور کنیم

02:19:09.530 --> 02:19:11.530
وقتی او تمام شد

02:19:11.530 --> 02:19:13.530
بگو

02:19:13.530 --> 02:19:15.530
بارها از خدا کمک می خواهم

02:19:15.530 --> 02:19:17.530
بنابراین شروع کردم به گفتن آنچه او می خواهد

02:19:17.530 --> 02:19:19.530
سپس گفت

02:19:19.530 --> 02:19:21.530
من به خدا عهد می دهم

02:19:21.530 --> 02:19:23.530
سلطنت او مسئول بود

02:19:23.530 --> 02:19:25.530
و حق تعالی فرمود

02:19:25.530 --> 02:19:27.530
ای شما که

02:19:27.530 --> 02:19:29.530
آنها ایمان آوردند و به قراردادهای خود عمل کردند

02:19:29.530 --> 02:19:31.530
من حرف نمیزنم

02:19:31.530 --> 02:19:33.530
به طور کامل، هرگز

02:19:33.530 --> 02:19:35.530
تا اینکه خدا تحویل داد

02:19:35.530 --> 02:19:37.530
من کسی را از شما مستثنی نمی کنم

02:19:37.530 --> 02:19:39.559
پس رفتیم بیرون

02:19:39.559 --> 02:19:41.559
علی بن الجهم آمد

02:19:41.559 --> 02:19:43.559
پس به او گفتیم و او گفت

02:19:43.559 --> 02:19:45.559
ما از خدا و از آن خودمان هستیم

02:19:45.559 --> 02:19:47.559
به سوی او باز خواهیم گشت

02:19:47.559 --> 02:19:49.559
متوکل را از این امر آگاه کرد

02:19:49.559 --> 02:19:51.559
و او گفت

02:19:51.559 --> 02:19:53.559
آنها جدیدترین ها را می خواهند

02:19:53.559 --> 02:19:55.559
این کشور حبس من خواهد بود

02:19:55.559 --> 02:19:57.559
اما این بود

02:19:57.559 --> 02:19:59.559
دلیل کسانی که در این کشور اقامت داشتند

02:19:59.559 --> 02:20:01.559
وقتی دادند

02:20:01.559 --> 02:20:03.559
پس پذیرفتند

02:20:03.559 --> 02:20:05.559
فرمان دادند و سخن گفتند

02:20:05.559 --> 02:20:07.559
به خدا من آرزوی مرگ کردم

02:20:07.559 --> 02:20:09.559
در موضوعی که بود

02:20:09.559 --> 02:20:11.559
آرزو دارم در این بمیرم

02:20:11.559 --> 02:20:13.559
و آن

02:20:13.559 --> 02:20:15.559
این وسوسه دنیاست

02:20:15.559 --> 02:20:17.559
این جذابیت دین بود

02:20:17.559 --> 02:20:19.559
سپس آن را ملحق کنید

02:20:19.559 --> 02:20:21.559
انگشتانش و می گوید

02:20:21.559 --> 02:20:23.559
اگر خودم را در دستانم داشتم

02:20:23.559 --> 02:20:25.559
حتما می فرستادمش

02:20:25.559 --> 02:20:27.620
متوکل رفت و آمد داشت

02:20:27.620 --> 02:20:29.620
در مورد آن بپرسید

02:20:29.620 --> 02:20:31.620
و در این بین به ما دستور می دهد

02:20:31.620 --> 02:20:33.620
با پول می گوید

02:20:33.620 --> 02:20:35.620
شیخ آنها نمی داند

02:20:35.620 --> 02:20:37.620
او آنچه را که می خواهد از آنها می گیرد

02:20:37.620 --> 02:20:39.620
اگر او نمی خواهد

02:20:39.620 --> 02:20:41.620
دنیا جلوی آنها را نگرفت

02:20:41.620 --> 02:20:43.620
و به متوکل گفتند

02:20:43.620 --> 02:20:45.620
او نمی خورد

02:20:45.620 --> 02:20:47.620
از غذای شما و نمی نشیند

02:20:47.620 --> 02:20:49.620
روی تختت

02:20:49.620 --> 02:20:51.620
آنچه می نوشید حرام است

02:20:51.620 --> 02:20:53.620
متوکل گفت

02:20:53.620 --> 02:20:55.620
اگر معتصم آن را برای من منتشر کرد

02:20:55.620 --> 02:20:57.620
او چیزی در این مورد گفت

02:20:57.620 --> 02:20:59.620
من از او قبول نکردم

02:20:59.620 --> 02:21:01.620
صالح گفت و سپس فرود آمد

02:21:01.620 --> 02:21:03.620
به بغداد

02:21:03.620 --> 02:21:05.620
عبدالله را نزد او گذاشتم

02:21:05.620 --> 02:21:07.620
پس عبدالله آمد

02:21:07.620 --> 02:21:09.690
پس گفتم شما چه مشکلی دارید؟

02:21:09.690 --> 02:21:11.690
گفت به من دستور داد

02:21:11.690 --> 02:21:13.690
فرود آمدن

02:21:13.690 --> 02:21:15.690
گفت: به نفعت بگو.

02:21:15.690 --> 02:21:17.690
بیرون نرو، تو هستی

02:21:17.690 --> 02:21:19.690
تو نفرین من بودی، قسم می خورم

02:21:19.690 --> 02:21:21.690
اگر چیزی از من دریافت کردید

02:21:21.690 --> 02:21:23.690
من هیچ کدومتون رو اخراج نکردم

02:21:23.690 --> 02:21:25.690
با من

02:21:25.690 --> 02:21:27.690
اگر شما نبودید قرار نمی گرفت

02:21:27.690 --> 02:21:29.690
این جدول

02:21:29.690 --> 02:21:31.690
برس ها پهن شده و اجرا می شوند

02:21:31.690 --> 02:21:33.750
استخدام کنید

02:21:33.750 --> 02:21:35.750
پس به او نامه نوشتم و او را از آنچه گفت آگاه کردم

02:21:35.750 --> 02:21:37.750
لی عبدالله

02:21:37.750 --> 02:21:39.750
پس با خط خودش برایش نوشت

02:21:39.750 --> 02:21:41.750
خداوند به شما جزای خیر بدهد

02:21:41.750 --> 02:21:43.750
و شما را از هر آسیبی محافظت کند

02:21:43.750 --> 02:21:45.750
و هشدار داد

02:21:45.750 --> 02:21:47.750
کی منو آورد تا برات بنویسم

02:21:47.750 --> 02:21:49.750
آنچه به عبدالله گفتم

02:21:49.750 --> 02:21:51.750
و او گفت

02:21:51.750 --> 02:21:53.750
لطفا اجازه دهید حافظه من متوقف شود

02:21:53.750 --> 02:21:55.750
و حوصله اش سر می رود

02:21:55.750 --> 02:21:57.750
و اگر شما اینجا هستید

02:21:57.750 --> 02:21:59.750
حافظه ام کمرنگ شد

02:21:59.750 --> 02:22:01.750
و مردم نزد تو جمع می شدند

02:22:01.750 --> 02:22:03.750
اخبار ما را گزارش می کنند

02:22:03.750 --> 02:22:05.750
و چیزی جز خوب نبود

02:22:05.750 --> 02:22:07.750
اگر می ماندم پیش من نمی آمد

02:22:07.750 --> 02:22:09.750
نه تو و نه برادرت رضایت من نیست

02:22:09.750 --> 02:22:11.750
و خودتان آن را درست نکنید

02:22:11.750 --> 02:22:13.750
جز خیر و آرامش

02:22:13.750 --> 02:22:15.979
بر تو

02:22:15.979 --> 02:22:17.979
گفت وقتی سفر کردیم

02:22:17.979 --> 02:22:19.979
میز و ملحفه

02:22:19.979 --> 02:22:22.010
و هر چه برقرار شد مال ماست

02:22:22.010 --> 02:22:24.010
صالح گفت

02:22:24.010 --> 02:22:26.010
متوکل برای پدرم فرستاد

02:22:26.010 --> 02:22:28.010
با هزار دینار تقسیم

02:22:28.010 --> 02:22:30.010
سپس علی بن الجهم نزد او آمد

02:22:30.010 --> 02:22:32.010
در تاریکی شب

02:22:32.010 --> 02:22:34.010
پس به او گفت که برای او آماده می شود

02:22:34.010 --> 02:22:36.010
سوزاندن

02:22:36.010 --> 02:22:38.010
سپس عبیدالله با هزار دینار آمد

02:22:38.010 --> 02:22:40.010
و او گفت

02:22:40.010 --> 02:22:42.010
امیرالمؤمنین به شما اجازه داده است

02:22:42.010 --> 02:22:44.010
من به شما دستور می دهم که این کار را انجام دهید

02:22:44.010 --> 02:22:46.010
و او گفت

02:22:46.010 --> 02:22:48.010
امیرالمومنین(ع) خیالم را راحت کرد

02:22:48.010 --> 02:22:50.010
که از جدا کردنش متنفرم

02:22:50.010 --> 02:22:52.010
پس او نزد ما آمد

02:22:52.010 --> 02:22:54.010
سپس فرمود: ای صالح

02:22:54.010 --> 02:22:56.010
به بک گفتم

02:22:56.010 --> 02:22:58.010
گفت خیلی دوست دارم این را رها کنم

02:22:58.010 --> 02:23:00.010
فقط رزق است

02:23:00.010 --> 02:23:02.010
به خاطر من قبولش میکنی

02:23:02.010 --> 02:23:04.010
ساکت ماند و گفت

02:23:04.010 --> 02:23:06.010
چی گفتی؟

02:23:06.010 --> 02:23:08.010
من از دادن زبانم متنفرم

02:23:08.010 --> 02:23:10.010
یا با شخص دیگری مخالفت کنید

02:23:10.010 --> 02:23:12.010
در بین مردم بچه زیاد نیست

02:23:12.010 --> 02:23:14.010
از من و هیچ بهانه ای ندارم

02:23:14.010 --> 02:23:16.010
داشتم ازت شاکی بودم

02:23:16.010 --> 02:23:18.010
و تو فرمانت را بگو

02:23:18.010 --> 02:23:20.010
به سفارش من نگهداری می شود

02:23:20.010 --> 02:23:22.010
شاید خدا برام حل کنه

02:23:22.010 --> 02:23:24.010
این گره

02:23:24.010 --> 02:23:26.010
تو برای من دعا کردی

02:23:26.010 --> 02:23:28.010
امیدوارم خدا داشته باشه

02:23:28.010 --> 02:23:30.040
او به شما پاسخ داد

02:23:30.040 --> 02:23:32.040
گفت این کار را نکن

02:23:32.040 --> 02:23:34.040
پس گفتم نه

02:23:34.040 --> 02:23:36.040
گفت: پدرم ما را ترک کرد.

02:23:36.040 --> 02:23:38.040
درهای بین ما و خودش را بست

02:23:38.040 --> 02:23:40.040
خانه های ما محافظت می شود

02:23:40.040 --> 02:23:42.069
سپس داستانی را تعریف کرد

02:23:42.069 --> 02:23:44.069
در نمازش صالح است

02:23:44.069 --> 02:23:46.069
و سرزنش کردنش

02:23:46.069 --> 02:23:48.069
سپس به صورت مکتوب به

02:23:48.069 --> 02:23:50.069
رفتن یحیی بن خاقان

02:23:50.069 --> 02:23:52.069
به فرزندانش کمک می کند

02:23:52.069 --> 02:23:54.069
و خبر به متوکل رسید

02:23:54.069 --> 02:23:56.069
پس دستور داد گروهی را حمل کنند

02:23:56.069 --> 02:23:58.069
ده ماه فرصت دارند

02:23:58.069 --> 02:24:00.069
چهل هزار بود

02:24:00.069 --> 02:24:02.100
آنها را بکشید

02:24:02.100 --> 02:24:04.100
و اباعبدالله گفت

02:24:04.100 --> 02:24:06.100
مدتی سکوت کردم و در زدم

02:24:06.100 --> 02:24:08.100
سپس گفت

02:24:08.100 --> 02:24:10.100
اگه چیزی بخوای چیکار میکنی؟

02:24:10.100 --> 02:24:12.100
و خدا چیزی می خواست

02:24:12.100 --> 02:24:14.200
آهو امام احمد

02:24:14.200 --> 02:24:16.200
معرفت نهایی سنت

02:24:16.200 --> 02:24:18.200
دانش و کار

02:24:18.200 --> 02:24:20.200
و در علم حدیث و فنون آن

02:24:20.200 --> 02:24:22.200
دانش فقه و فروع آن

02:24:22.200 --> 02:24:24.200
و او یک سر بود

02:24:24.200 --> 02:24:26.200
در زهد و تقوا

02:24:26.200 --> 02:24:28.489
عبادت و صداقت

02:24:28.489 --> 02:24:30.489
مروضی گفت

02:24:30.489 --> 02:24:32.489
اباعبدالله به من گفت

02:24:32.489 --> 02:24:34.489
من تازه نوشتم

02:24:34.489 --> 02:24:36.489
و من روی آن کار کردم

02:24:36.489 --> 02:24:38.489
حتی مربی آن پیامبر

02:24:38.489 --> 02:24:40.489
نردبان حجامت

02:24:40.489 --> 02:24:42.489
یک دینار به ابوطیبه داد

02:24:42.489 --> 02:24:44.489
پس حجامت کردم و دادم

02:24:44.489 --> 02:24:46.489
حجام یک دینار است

02:24:46.489 --> 02:24:48.489
و او گفت من گفتم

02:24:48.489 --> 02:24:50.489
از اباعبدالله

02:24:50.489 --> 02:24:52.489
هر که به پیروی از اسلام و سنت مرده باشد

02:24:52.489 --> 02:24:54.489
او برای همیشه مرد

02:24:54.489 --> 02:24:56.489
گفت: بلکه علی از دنیا رفت.

02:24:56.489 --> 02:24:58.489
همه خوبن

02:24:58.489 --> 02:25:00.489
المیمونی گفت

02:25:00.489 --> 02:25:02.489
احمد به من گفت: ابوالحسن

02:25:02.489 --> 02:25:04.489
حرف نزن

02:25:04.489 --> 02:25:06.489
در موضوعی که مال شما نیست

02:25:06.489 --> 02:25:08.489
و او گفت

02:25:08.489 --> 02:25:10.489
الفضل بن زیاد

02:25:10.489 --> 02:25:12.489
احمد بن حنبل را شنیدم

02:25:12.489 --> 02:25:14.489
از پاسخ حدیثی می گوید

02:25:14.489 --> 02:25:16.489
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

02:25:16.489 --> 02:25:18.489
روی لب است

02:25:18.489 --> 02:25:20.489
برای شما

02:25:20.489 --> 02:25:22.489
محمد بن اسماعیل ترمذی گفت

02:25:22.489 --> 02:25:24.489
من و احمد بودیم

02:25:24.489 --> 02:25:26.489
بن الحسن ترمذی

02:25:26.489 --> 02:25:28.489
به گفته احمد بن حنبل

02:25:28.489 --> 02:25:30.489
احمد به او گفت

02:25:30.489 --> 02:25:32.489
ای اباعبدالله

02:25:32.489 --> 02:25:34.489
از ابن ابی قتیله یاد کردند

02:25:34.489 --> 02:25:36.489
گفتم اهل حدیث

02:25:36.489 --> 02:25:38.489
اهل حدیث گفتند

02:25:38.489 --> 02:25:40.489
آدم های بد

02:25:40.489 --> 02:25:42.489
پس اباعبدالله برخاست

02:25:42.489 --> 02:25:44.489
لباسش را در می آورد و می گوید

02:25:44.489 --> 02:25:46.489
بدعت گذار

02:25:46.489 --> 02:25:51.020
و وارد خانه شد

02:25:51.020 --> 02:25:53.530
و از زندگینامه او

02:25:53.530 --> 02:25:55.530
عبدالملک المیمونی گفت

02:25:55.530 --> 02:25:57.530
من عمامه ندیدم

02:25:57.530 --> 02:25:59.530
اباعبدالله هرگز

02:25:59.530 --> 02:26:01.530
جز زیر چانه اش

02:26:01.530 --> 02:26:03.530
و دیدم که از هر چیز دیگری متنفر است

02:26:03.530 --> 02:26:05.530
المیمونی گفت

02:26:05.530 --> 02:26:07.530
میدونم کسی رو دیدم

02:26:07.530 --> 02:26:09.530
بدنمان را پاک کنیم

02:26:09.530 --> 02:26:11.530
او بیشتر به خودش متعهد نیست

02:26:11.530 --> 02:26:13.530
در سبیل و موهای سرش

02:26:13.530 --> 02:26:15.530
و موهای بدنش

02:26:15.530 --> 02:26:17.530
هیچ ناب ترین لباسی وجود ندارد که اینقدر سفید باشد

02:26:17.530 --> 02:26:19.530
از احمد بن حنبل

02:26:19.530 --> 02:26:21.530
خداوند از او راضی باشد

02:26:21.530 --> 02:26:23.530
عاصم بن عصام گفت

02:26:23.530 --> 02:26:25.530
البیهقی

02:26:25.530 --> 02:26:27.530
شب خانه با احمد بن حنبل

02:26:27.530 --> 02:26:29.530
آب آورد و گذاشت

02:26:29.530 --> 02:26:31.530
وقتی شد

02:26:31.530 --> 02:26:33.530
به آب در وضعیتش نگاه کرد

02:26:33.530 --> 02:26:35.530
گفت: سبحان الله

02:26:35.530 --> 02:26:37.530
مردی که به دنبال علم است

02:26:37.530 --> 02:26:39.530
او در شب گل ندارد

02:26:39.530 --> 02:26:41.530
عبدالله گفت

02:26:41.530 --> 02:26:43.530
شنیدم پدرم گفت

02:26:43.530 --> 02:26:45.530
شاید شما آلباکور می خواستید

02:26:45.530 --> 02:26:47.530
در حدیث

02:26:47.530 --> 02:26:49.530
پس مادرم لباس مرا می گیرد

02:26:49.530 --> 02:26:51.530
می گوید تا او اجازه می دهد

02:26:51.530 --> 02:26:53.530
مؤذن

02:26:53.530 --> 02:26:55.530
الکادمی به ما گفت

02:26:55.530 --> 02:26:57.530
علی بن المدینی

02:26:57.530 --> 02:26:59.530
احمد بن حنبل به من گفت

02:26:59.530 --> 02:27:01.530
من دوست دارم با شما باشم

02:27:01.530 --> 02:27:03.530
به مکه

02:27:03.530 --> 02:27:05.530
تنها چیزی که مانع من می شود ترس از تسخیر شدن است

02:27:05.530 --> 02:27:07.530
یا خسته ام کن

02:27:07.530 --> 02:27:09.530
وقتی ازش خداحافظی کردم گفتم:

02:27:09.530 --> 02:27:11.530
به من توصیه کنید

02:27:11.530 --> 02:27:13.530
فرمود: تقوا را سرچشمه خود قرار ده

02:27:13.530 --> 02:27:15.530
و آخرت را کنار بگذار

02:27:15.530 --> 02:27:17.559
در مقابل شما

02:27:17.559 --> 02:27:19.559
عبدالله بن احمد گفت

02:27:19.559 --> 02:27:21.559
من دانشمندان زیادی دیدم

02:27:21.559 --> 02:27:23.559
فقها و اهل حدیث

02:27:23.559 --> 02:27:25.559
و بنی هاشم و قریش

02:27:25.559 --> 02:27:27.559
و هواداران قبول می کنند

02:27:27.559 --> 02:27:29.559
برخی از آنها دست او را پدر کردند

02:27:29.559 --> 02:27:31.559
برخی از آنها به سر می برند

02:27:31.559 --> 02:27:33.559
و او را بسیار تسبیح می کنند

02:27:33.559 --> 02:27:35.559
من ندیده ام آنها این کار را انجام دهند

02:27:35.559 --> 02:27:37.559
توسط یکی از فقیهان غیر او

02:27:37.559 --> 02:27:39.559
ندیدم که بخواهد

02:27:39.559 --> 02:27:43.700
که

02:27:43.700 --> 02:27:46.090
و چه کسی متواضع است

02:27:46.090 --> 02:27:48.090
احمد بن الحسن ترمذی گفت

02:27:48.090 --> 02:27:50.090
اباعبدالله را دیدم

02:27:50.090 --> 02:27:52.090
از بازار نان می خرد

02:27:52.090 --> 02:27:54.120
و آن را در سبدی حمل می کند

02:27:54.120 --> 02:27:56.120
و دیدم که بقیه را خرید

02:27:56.120 --> 02:27:58.120
بیش از یک بار نیست

02:27:58.120 --> 02:28:00.120
او را در پارچه ای می گذارد و حمل می کند

02:28:00.120 --> 02:28:04.579
و از جهاد او

02:28:04.579 --> 02:28:06.809
عبدالله گفت

02:28:06.809 --> 02:28:08.809
بن محمود بن التراج

02:28:08.809 --> 02:28:10.809
عبدالله بن احمد را شنیدم

02:28:10.809 --> 02:28:12.809
می گوید رفت

02:28:12.809 --> 02:28:14.809
ابی به طرسوس و پیوند

02:28:14.809 --> 02:28:16.809
با آن و فتح شد

02:28:16.809 --> 02:28:18.809
به مردی گفت: باید این کار را انجام دهی.

02:28:18.809 --> 02:28:20.809
با یک شکاف روی شما

02:28:20.809 --> 02:28:22.809
قزوین و فاصله بود

02:28:22.809 --> 02:28:26.729
الحسین بن گفت

02:28:26.729 --> 02:28:28.729
اسماعیل گفت پدرم

02:28:28.729 --> 02:28:30.729
در شورا جلسه داشت

02:28:30.729 --> 02:28:32.729
احمد زها

02:28:32.729 --> 02:28:34.729
صحبت را می نویسند

02:28:34.729 --> 02:28:36.729
بقیه در حال یادگیری هستند

02:28:36.729 --> 02:28:38.729
او دارای خوش اخلاقی و سخنوری است

02:28:38.729 --> 02:28:40.729
ابوبکر گفت

02:28:40.729 --> 02:28:42.729
بن المطوی

02:28:42.729 --> 02:28:44.729
نزد اباعبدالله رفتم

02:28:44.729 --> 02:28:46.729
دوازده سال

02:28:46.729 --> 02:28:48.729
برای فرزندانش مسند می خواند

02:28:48.729 --> 02:28:50.729
چیزی که در موردش نوشتم

02:28:50.729 --> 02:28:52.729
یک مکالمه

02:28:52.729 --> 02:28:54.729
فقط داشتم به هدیه اش نگاه می کردم

02:28:54.729 --> 02:28:56.889
و اخلاقش

02:28:56.889 --> 02:28:58.889
عبدالله بن محمد گفت

02:28:58.889 --> 02:29:00.889
الوراق

02:29:00.889 --> 02:29:02.889
احمد بن حنبل گفت

02:29:02.889 --> 02:29:04.889
گفت: از کجا آمدی؟

02:29:04.889 --> 02:29:06.889
از یک شورا گفتیم

02:29:06.889 --> 02:29:08.889
ابی کرپ

02:29:08.889 --> 02:29:10.889
گفت: از او بنویس.

02:29:10.889 --> 02:29:12.889
او شیخ خوبی است

02:29:12.889 --> 02:29:14.889
پس گفتیم چاقو می زد

02:29:14.889 --> 02:29:16.889
بر تو

02:29:16.889 --> 02:29:18.889
گفت: چه خبر؟

02:29:18.889 --> 02:29:20.889
نیرنگ من شیخ صالح

02:29:20.889 --> 02:29:22.950
حالم را خراب کرده است

02:29:22.950 --> 02:29:24.950
ابوجعفر گفت

02:29:24.950 --> 02:29:26.950
احمد یکی از مهربان ترین مردم بود

02:29:26.950 --> 02:29:28.950
شریف ترین و بهترین آنها

02:29:28.950 --> 02:29:30.950
راه های زیادی

02:29:30.950 --> 02:29:32.950
او از او خبری ندارد

02:29:32.950 --> 02:29:34.950
به جز مطالعه برای صحبت کردن

02:29:34.950 --> 02:29:36.950
از صالحان یاد کرد

02:29:36.950 --> 02:29:38.950
در وقار و سکون

02:29:38.950 --> 02:29:40.950
و تلفظ خوب

02:29:40.950 --> 02:29:42.950
و اگر شخصی او را پیدا کند

02:29:42.950 --> 02:29:44.950
برو و بپذیر

02:29:44.950 --> 02:29:46.950
در برابر بزرگان متواضع بود

02:29:46.950 --> 02:29:48.950
به شدت

02:29:48.950 --> 02:29:50.950
و او را تجلیل کردند

02:29:50.950 --> 02:29:52.950
این کار را با یحیی بن معین انجام می داد

02:29:52.950 --> 02:29:54.950
من ندیدم کار دیگری انجام دهد

02:29:54.950 --> 02:29:56.950
از تواضع و شرف و حرمت

02:29:56.950 --> 02:29:58.950
از او بزرگتر زندگی می کرد

02:29:58.950 --> 02:30:00.950
در هفت سال

02:30:00.950 --> 02:30:02.950
عبدالله بن احمد گفت

02:30:02.950 --> 02:30:04.950
پدرم بود

02:30:04.950 --> 02:30:06.950
اگر از مسجد به خانه بیاید

02:30:06.950 --> 02:30:08.950
تا شنید پایش را زد

02:30:08.950 --> 02:30:10.950
صدای کف پایش

02:30:10.950 --> 02:30:12.950
شاید او گلویش را صاف کرد تا آنها از آن خبر داشته باشند

02:30:12.950 --> 02:30:15.530
عبدوس گفت

02:30:15.530 --> 02:30:17.530
عطار

02:30:17.530 --> 02:30:19.530
پسرم و کنیز را فرستادم تا سلام کنند

02:30:19.530 --> 02:30:21.530
علی ابی عبدالله

02:30:21.530 --> 02:30:23.530
از او استقبال کرد و او را روی دامن خود نشاند

02:30:23.530 --> 02:30:25.530
و به او صدمه زد

02:30:25.530 --> 02:30:27.530
و برایش آشفتگی درست کرد

02:30:27.530 --> 02:30:29.530
به کنیز گفت

02:30:29.530 --> 02:30:31.530
با او غذا بخور

02:30:31.530 --> 02:30:33.590
و آن را پخش کرد

02:30:33.590 --> 02:30:35.590
المیمونی گفت

02:30:35.590 --> 02:30:37.590
اباعبدالله اخلاق نیکو داشت

02:30:37.590 --> 02:30:39.590
همیشه انسان ها

02:30:39.590 --> 02:30:43.510
آسیب احتمالی همسایه

02:30:43.510 --> 02:30:45.670
معیشت او

02:30:45.670 --> 02:30:47.670
ابن جوزی گفت

02:30:47.670 --> 02:30:49.670
پدرش برایش گلدوزی گذاشت

02:30:49.670 --> 02:30:51.670
و دارا در آنجا زندگی می کند

02:30:51.670 --> 02:30:53.670
او قبلاً آن گلدوزی را می کرد

02:30:53.670 --> 02:30:55.670
و با آن عفیف است

02:30:55.670 --> 02:30:57.670
ما با پرداخت هزینه کپی نمی کنیم

02:30:57.670 --> 02:30:59.670
شاید کار کرد

02:30:59.670 --> 02:31:01.670
به جمال پرداخت

02:31:01.670 --> 02:31:06.200
خدا رحمتش کند

02:31:06.200 --> 02:31:08.200
ابن عقیل گفت

02:31:08.200 --> 02:31:10.200
چیزهایی که در مورد این افراد شنیده ام شگفت انگیز است

02:31:10.200 --> 02:31:12.200
نوجوانان نادان

02:31:12.200 --> 02:31:14.200
می گویند

02:31:14.200 --> 02:31:16.200
احمد بن حنبل فقیه نیست

02:31:16.200 --> 02:31:18.200
ولی آپدیت میشه

02:31:18.200 --> 02:31:20.200
گفت این یک هدف است

02:31:20.200 --> 02:31:22.200
جهل به خاطر او

02:31:22.200 --> 02:31:24.200
انتخاب های ساخته شده بر روی

02:31:24.200 --> 02:31:26.200
احادیث ساختاری است که او نمی شناسد

02:31:26.200 --> 02:31:28.200
شاید بیشتر از بزرگانشان

02:31:28.200 --> 02:31:30.200
گفتم

02:31:30.200 --> 02:31:32.200
من فکر می کنم آنها اینطور فکر می کنند

02:31:32.200 --> 02:31:34.200
او فقط به روز بود

02:31:34.200 --> 02:31:36.200
بلکه تصورش را می کنند

02:31:36.200 --> 02:31:38.200
از درگاه مدرنیست های زمان ما

02:31:38.200 --> 02:31:40.200
قسم می خورم که انجام دادم

02:31:40.200 --> 02:31:42.200
به ویژه فقه را تبلیغ می کرد

02:31:42.200 --> 02:31:44.200
رتبه لیث و مالک

02:31:44.200 --> 02:31:46.200
شافعی و ابویوسف

02:31:46.200 --> 02:31:48.200
در زهد و تقوا

02:31:48.200 --> 02:31:50.200
رتبه الفضل و ابراهیم

02:31:50.200 --> 02:31:52.200
بن ادهم

02:31:52.200 --> 02:31:54.200
در حفظ رتبه تقسیم

02:31:54.200 --> 02:31:56.200
یحیی القطان و بن المدینی

02:31:56.200 --> 02:31:58.200
اما نادان

02:31:58.200 --> 02:32:00.200
رتبه خودش را نمی داند

02:32:00.200 --> 02:32:02.200
چگونه می توان رتبه را تشخیص داد؟

02:32:02.200 --> 02:32:06.020
دیگران گفتند

02:32:06.020 --> 02:32:08.020
ابن جوزی بود

02:32:08.020 --> 02:32:10.020
امام قرار دادن کتاب را نمی بیند

02:32:10.020 --> 02:32:12.020
نوشتن کلماتش را منع می کند

02:32:12.020 --> 02:32:14.020
و حتی مسائل او

02:32:14.020 --> 02:32:16.020
دید که مال او خواهد بود

02:32:16.020 --> 02:32:18.020
بسیاری از طبقه بندی ها

02:32:18.020 --> 02:32:20.020
کلاس محمول است

02:32:20.020 --> 02:32:22.020
سی هزار حدیث

02:32:22.020 --> 02:32:24.020
به فرزندش عبدالله می گفت

02:32:24.020 --> 02:32:26.020
این آمار را حفظ کنید

02:32:26.020 --> 02:32:28.020
برای مردم خواهد بود

02:32:28.020 --> 02:32:30.020
امام

02:32:30.020 --> 02:32:32.020
و تعبیر این است

02:32:32.020 --> 02:32:34.020
صد و بیست هزار

02:32:34.020 --> 02:32:36.020
و نسخ کننده و منسوخ

02:32:36.020 --> 02:32:38.020
تاریخ و مدرنیته

02:32:38.020 --> 02:32:40.020
تقسیم و معرفی

02:32:40.020 --> 02:32:42.020
و دومی در قرآن

02:32:42.020 --> 02:32:44.020
پاسخ از قرآن

02:32:44.020 --> 02:32:46.020
و مراسم بزرگ و کوچک

02:32:46.020 --> 02:32:48.020
و موارد دیگر

02:32:48.020 --> 02:32:50.020
گفتم و یک کتاب

02:32:50.020 --> 02:32:52.020
ایمان و کتاب

02:32:52.020 --> 02:32:54.020
و کاغذش را دیدم

02:32:54.020 --> 02:32:56.020
از کتاب واجبات

02:32:56.020 --> 02:32:58.020
و تفسیر آن

02:32:58.020 --> 02:33:00.020
چیزی که وجود ندارد

02:33:00.020 --> 02:33:02.020
اگر آن را پیدا می کرد، زحمت زیادی می کشید

02:33:02.020 --> 02:33:04.020
در به دست آوردن آن عالی است

02:33:04.020 --> 02:33:06.020
و معروف شدن پس اگر

02:33:06.020 --> 02:33:08.020
هزار توضیح برای اتفاقی که افتاده

02:33:08.020 --> 02:33:10.020
بیش از ده هزار خواهد بود

02:33:10.020 --> 02:33:12.020
تاثیر و باید باشد

02:33:12.020 --> 02:33:14.020
در پنج جلد

02:33:14.020 --> 02:33:16.020
این تعبیر ابن جریر است

02:33:16.020 --> 02:33:18.020
که در آن جمع آوری شد

02:33:18.020 --> 02:33:20.020
آگاه است و به آن نمی رسد

02:33:21.020 --> 02:33:23.020
تعبیر احمد ذکر نشد

02:33:23.020 --> 02:33:25.020
هیچ کس جز ابوالحسین بن المندی

02:33:25.020 --> 02:33:27.020
او در تاریخ خود گفت

02:33:27.020 --> 02:33:29.020
هیچ کس نبود

02:33:29.020 --> 02:33:31.020
او در دنیا از پدرش روایت می کرد

02:33:31.020 --> 02:33:33.020
از عبدالله بن احمد

02:33:33.020 --> 02:33:35.020
چون از او شنیده بود

02:33:35.020 --> 02:33:37.020
مسند سی هزار است

02:33:37.020 --> 02:33:39.020
و تعبیر این است

02:33:39.020 --> 02:33:41.020
صد و بیست هزار

02:33:41.020 --> 02:33:43.020
ابن جوزی گفت

02:33:43.020 --> 02:33:45.020
او آثار زیادی دارد

02:33:45.020 --> 02:33:47.020
یعنی اباعبدالله

02:33:47.020 --> 02:33:49.020
کتاب نفی تشبیه

02:33:49.020 --> 02:33:51.020
پوشه

02:33:51.020 --> 02:33:53.020
و کتاب امامت

02:33:53.020 --> 02:33:55.020
پوشه کوچک

02:33:55.020 --> 02:33:57.020
و کتاب استجابت به بدعت گذاران

02:33:57.020 --> 02:33:59.020
سه قسمت

02:33:59.020 --> 02:34:01.020
و کتاب زهد

02:34:01.020 --> 02:34:03.020
پوشه بزرگ

02:34:03.020 --> 02:34:05.020
و کتاب فضایی از صحابه

02:34:05.020 --> 02:34:07.020
پوشه

02:34:07.020 --> 02:34:09.020
و کتاب رسالت دعا

02:34:09.020 --> 02:34:11.020
گفتم یک موضوع است

02:34:11.020 --> 02:34:13.020
بر امام

02:34:13.020 --> 02:34:15.020
بزرگان در مورد آن نوشته اند

02:34:15.020 --> 02:34:17.020
او مسائل زیادی را به شاگردانش آموخت

02:34:17.020 --> 02:34:19.020
مانند مرودی و الاثرم

02:34:19.020 --> 02:34:21.020
هارب و بن هانی

02:34:21.020 --> 02:34:23.020
الکوسج و ابوطالب

02:34:23.020 --> 02:34:25.020
و فوران و ماهان الشامی

02:34:25.020 --> 02:34:27.020
و صالح بن احمد

02:34:27.020 --> 02:34:29.020
و برادر و پسر عمویش حنبل

02:34:29.020 --> 02:34:31.020
و جمع آوری کنید

02:34:31.020 --> 02:34:33.020
ابوبکر الخلال

02:34:33.020 --> 02:34:35.020
تمام گفته های دیگری که او دارد

02:34:35.020 --> 02:34:37.020
احمد و فتاوای او

02:34:37.020 --> 02:34:39.020
و سخنان او درباره اسباب و رجال است

02:34:39.020 --> 02:34:41.020
و سال و شاخه ها

02:34:41.020 --> 02:34:43.020
تا اینکه بهش رسید

02:34:43.020 --> 02:34:45.020
فراوانی وصف ناپذیری وجود دارد

02:34:45.020 --> 02:34:47.020
برای تحصیل عازم مناطق شد

02:34:47.020 --> 02:34:49.020
او در مورد دستور زبان نوشت

02:34:49.020 --> 02:34:51.020
از صد روح اصحاب

02:34:51.020 --> 02:34:53.020
امام

02:34:53.020 --> 02:34:55.020
سپس در مورد آن بسیار نوشت

02:34:55.020 --> 02:34:57.020
یارانش

02:34:57.020 --> 02:34:59.020
سپس شروع به تنظیم آن کرد

02:34:59.020 --> 02:35:01.020
شما در مورد آن شیطنت می کنید و با آن به خواب می روید

02:35:01.020 --> 02:35:03.020
کتاب معرفتی درست کرد

02:35:03.020 --> 02:35:05.020
و کتاب دلایل

02:35:05.020 --> 02:35:07.020
و کتاب سنت

02:35:07.020 --> 02:35:09.020
هر یک از این سه جلد در سه جلد است

02:35:09.020 --> 02:35:11.020
و هزار

02:35:11.020 --> 02:35:13.020
کتاب جامع

02:35:13.020 --> 02:35:15.020
یک یا چند جلد

02:35:15.020 --> 02:35:17.020
در کتابی گفته است

02:35:17.020 --> 02:35:19.020
اخلاق احمد بن حنبل

02:35:19.020 --> 02:35:21.020
هیچکس آنجا نبود

02:35:21.020 --> 02:35:23.020
از مسائلم یاد گرفتم

02:35:23.020 --> 02:35:25.020
اباعبدالله هرگز

02:35:25.020 --> 02:35:27.020
منظور من از آن چیست

02:35:27.020 --> 02:35:29.020
و تولد خلال بود

02:35:29.020 --> 02:35:31.020
زندگانی امام احمد

02:35:31.020 --> 02:35:33.020
او می توانست آن را ببیند

02:35:33.020 --> 02:35:37.549
او یک پسر است

02:35:37.549 --> 02:35:39.549
همسران امام احمد

02:35:39.549 --> 02:35:42.100
و خانواده اش

02:35:42.100 --> 02:35:44.100
زهیر بن صالح گفت

02:35:44.100 --> 02:35:46.100
شوهر پدربزرگ مادری ام ابوعباسه

02:35:46.100 --> 02:35:48.100
او از آن برای او متولد نشده است

02:35:48.100 --> 02:35:50.100
جز پدرم

02:35:50.100 --> 02:35:52.100
سپس او درگذشت

02:35:52.100 --> 02:35:54.100
سپس با ریحانه ازدواج کرد

02:35:54.100 --> 02:35:56.100
یک زن عرب

02:35:56.100 --> 02:35:58.100
من فقط عمویم عبدالله را به دنیا آوردم

02:35:58.100 --> 02:36:00.100
مروضی گفت

02:36:00.100 --> 02:36:02.100
اباعبدالله را شنیدم

02:36:02.100 --> 02:36:04.100
از خانواده اش یاد کرد

02:36:04.100 --> 02:36:06.100
پس به او رحم کرد و گفت

02:36:06.100 --> 02:36:08.100
بیست سال ماندیم

02:36:08.100 --> 02:36:10.100
ما در یک کلمه با هم فرق داریم

02:36:10.100 --> 02:36:12.100
زهیر گفت

02:36:12.100 --> 02:36:14.100
وقتی ام عبدالله از دنیا رفت

02:36:14.100 --> 02:36:16.100
پدربزرگم حسن را خرید

02:36:16.100 --> 02:36:18.100
پس او را به دنیا آورد

02:36:18.100 --> 02:36:20.100
ام علی زینب

02:36:20.100 --> 02:36:22.100
و حسن و حسین

02:36:22.100 --> 02:36:24.100
دوقلوها و آنها مردند

02:36:24.100 --> 02:36:26.100
نزدیک به تولدشان

02:36:26.100 --> 02:36:28.100
سپس حسن و محمد را به دنیا آورد

02:36:28.100 --> 02:36:30.100
بنابراین آنها زندگی می کردند

02:36:30.100 --> 02:36:32.100
من و چهل به دنیا آمدم

02:36:32.100 --> 02:36:34.100
بعدش خوشحال میشن

02:36:34.100 --> 02:36:36.100
اسان بنی احمد بود

02:36:36.100 --> 02:36:38.100
بن حنبل صالح

02:36:38.100 --> 02:36:40.100
فرماندار بخش اصفهان

02:36:40.100 --> 02:36:42.100
او یک سال بعد درگذشت

02:36:42.100 --> 02:36:44.100
دویست و شصت و پنج

02:36:44.100 --> 02:36:46.100
حدود شصت و چند سال

02:36:46.100 --> 02:36:48.129
در مورد پسر دوم

02:36:48.129 --> 02:36:50.129
او محافظ است

02:36:50.129 --> 02:36:52.129
ابو عبدالرحمن

02:36:52.129 --> 02:36:54.129
عبدالله بن احمد

02:36:54.129 --> 02:36:56.129
راوی پدرش

02:36:56.129 --> 02:36:58.129
یکی از بزرگ ترین ائمه

02:36:58.129 --> 02:37:00.129
او در سال دویست و نود درگذشت

02:37:00.129 --> 02:37:02.129
حدود هفتاد و هفت سالشه

02:37:02.129 --> 02:37:04.129
ترجمه دارد

02:37:04.129 --> 02:37:06.129
من او را ترک کردم

02:37:06.129 --> 02:37:08.129
پسر سوم، سعید بن احمد

02:37:08.129 --> 02:37:10.129
این برای احمد متولد شد

02:37:10.129 --> 02:37:12.129
پنجاه روز قبل از مرگش

02:37:12.129 --> 02:37:14.129
او بزرگ شد و آموخت

02:37:14.129 --> 02:37:16.129
و قبل از این مرد

02:37:16.129 --> 02:37:18.129
برادرش عبدالله

02:37:18.129 --> 02:37:20.129
و اما حسن و محمد

02:37:20.129 --> 02:37:22.129
و زینب به ما نرسید

02:37:22.129 --> 02:37:24.129
چیزی در مورد وضعیت آنها

02:37:24.129 --> 02:37:26.129
جانشینی اباعبدالله قطع شد

02:37:26.129 --> 02:37:30.110
تا جایی که ما می دانیم

02:37:30.110 --> 02:37:32.340
بیماری او

02:37:32.340 --> 02:37:34.340
عبدالله گفت: شنیدم

02:37:34.340 --> 02:37:36.340
پدرم می گوید کارم تمام شده است

02:37:36.340 --> 02:37:38.340
هفتاد و هفت سال

02:37:38.340 --> 02:37:40.340
و من وارد هشت شدم

02:37:40.340 --> 02:37:42.340
صالح گفت

02:37:42.340 --> 02:37:44.340
وقتی اولین بهار بود

02:37:44.340 --> 02:37:46.340
اول سال

02:37:46.340 --> 02:37:48.340
دویست و چهل و یک

02:37:48.340 --> 02:37:50.340
مادرشوهر پدرم شب چهارم

02:37:50.340 --> 02:37:52.340
و بیدار ماند

02:37:52.340 --> 02:37:54.340
تب شدید

02:37:54.340 --> 02:37:56.340
نفس های سنگین

02:37:56.340 --> 02:37:58.340
و بسیاری از مردم

02:37:58.340 --> 02:38:00.340
گفت: چه می بینی؟

02:38:00.340 --> 02:38:02.340
گفتم: به آنها اجازه بده تا نماز بخوانند

02:38:02.340 --> 02:38:04.340
او به شما گفت

02:38:04.340 --> 02:38:06.399
از خدا کمک بخواهید

02:38:06.399 --> 02:38:08.399
و به صورت انبوه وارد آن می شوند

02:38:08.399 --> 02:38:10.399
تا خانه پر شود

02:38:10.399 --> 02:38:12.399
از او می پرسند و دعا می کنند

02:38:12.399 --> 02:38:14.399
او و آنها بیرون می روند

02:38:14.399 --> 02:38:16.399
و وارد یک هنگ می شوند

02:38:16.399 --> 02:38:18.399
جمعیت زیاد بود و خیابان پر شد

02:38:18.399 --> 02:38:20.399
در کوچه را بستیم

02:38:20.399 --> 02:38:22.399
همسایه ای آمد

02:38:22.399 --> 02:38:24.399
مال ما عصبانی شده

02:38:24.399 --> 02:38:26.399
پدرم گفت

02:38:26.399 --> 02:38:28.399
مرد را در حال احوالپرسی می بینم

02:38:28.399 --> 02:38:30.399
چیزی از سنت که از آن خوشحالم

02:38:30.399 --> 02:38:32.399
او به من گفت

02:38:32.399 --> 02:38:34.399
برو خرما بخر

02:38:34.399 --> 02:38:36.399
و او برای من جبران کرد

02:38:36.399 --> 02:38:38.459
کفاره قسم خوردن

02:38:38.459 --> 02:38:40.459
کنارش خوابیده بودم

02:38:40.459 --> 02:38:42.459
اگر چیزی بخواهد

02:38:42.459 --> 02:38:44.459
مرا حرکت ده تا آن را به او بسپارم

02:38:44.459 --> 02:38:46.459
و زبانش را حرکت داد

02:38:46.459 --> 02:38:48.459
نماز را ترک نکرد

02:38:48.459 --> 02:38:50.459
ایستاد و او را نگه داشت

02:38:50.459 --> 02:38:52.459
زانو می زند و سجده می کند

02:38:52.459 --> 02:38:54.500
و او را در رکوع بلند کن

02:38:54.500 --> 02:38:56.500
گفت و ملاقات کرد

02:38:56.500 --> 02:38:58.500
او درد قاطعیت را دارد

02:38:58.500 --> 02:39:00.500
و غیره

02:39:00.500 --> 02:39:02.500
ذهنش ثابت ماند

02:39:02.500 --> 02:39:04.500
وقتی جمعه بود

02:39:04.500 --> 02:39:06.500
دوازده

02:39:06.500 --> 02:39:08.500
از ربیع الاول خالی بوده است

02:39:08.500 --> 02:39:10.500
برای دو ساعت از روز

02:39:10.500 --> 02:39:12.590
او درگذشت

02:39:12.590 --> 02:39:14.590
مروضی گفت

02:39:14.590 --> 02:39:16.590
احمد نه روز مریض بود

02:39:16.590 --> 02:39:18.590
شاید به مردم اجازه می داد

02:39:18.590 --> 02:39:20.590
بنابراین وارد آن می شوند

02:39:20.590 --> 02:39:22.590
دسته دسته

02:39:22.590 --> 02:39:24.590
سلام می کنند و با دست خودش برمی گردد

02:39:24.590 --> 02:39:26.590
مردم گوش دادند و بیشتر

02:39:26.590 --> 02:39:28.590
و سلطان شنید

02:39:28.590 --> 02:39:30.590
با افراد زیادی

02:39:30.590 --> 02:39:32.590
پس سلطان به درگاه او فرستاده شد

02:39:32.590 --> 02:39:34.590
و درب کوچه اتصال

02:39:34.590 --> 02:39:36.590
و صاحبان اخبار

02:39:36.590 --> 02:39:38.590
بعد در کوچه را بست

02:39:38.590 --> 02:39:40.590
مردم در خیابان بودند

02:39:40.590 --> 02:39:42.590
و مساجد

02:39:42.590 --> 02:39:44.590
تا اینکه برخی از فروشندگان سقوط کردند

02:39:44.590 --> 02:39:46.590
حاجب بن طاهر نزد او آمد

02:39:46.590 --> 02:39:48.590
و او گفت

02:39:48.590 --> 02:39:50.590
شاهزاده به شما سلام می کند

02:39:50.590 --> 02:39:52.590
و او مشتاق دیدن شماست

02:39:52.590 --> 02:39:54.590
و او گفت

02:39:54.590 --> 02:39:56.590
این چیزی است که من از آن متنفرم

02:39:56.590 --> 02:39:58.590
و امیرالمؤمنین علیه السلام

02:39:58.590 --> 02:40:00.590
مرا از چیزی که از آن متنفرم نجات بده

02:40:00.590 --> 02:40:02.590
بن هاشم آمد

02:40:02.590 --> 02:40:04.590
پس بر او وارد شدند

02:40:04.590 --> 02:40:06.590
و برای او گریه کردند

02:40:06.590 --> 02:40:08.590
گروهی از داوران آمدند

02:40:08.590 --> 02:40:10.590
و دیگران مجاز نبودند

02:40:10.590 --> 02:40:12.590
و وارد آن شد

02:40:12.590 --> 02:40:14.590
شیخ گفت

02:40:14.590 --> 02:40:16.590
به یاد داشته باشید که در دستان خدا ایستاده اید

02:40:16.590 --> 02:40:18.590
اباعبدالله نفس نفس زد

02:40:18.590 --> 02:40:20.590
و اشک سرازیر شد

02:40:20.590 --> 02:40:22.590
وقتی قبلا بود

02:40:22.590 --> 02:40:24.590
یکی دو روز بعد فوت کرد

02:40:24.590 --> 02:40:26.590
او گفت

02:40:26.590 --> 02:40:28.590
آنها مرا پسر کردند

02:40:28.590 --> 02:40:30.590
با زبان سنگین

02:40:30.590 --> 02:40:32.590
او گفت

02:40:32.590 --> 02:40:34.590
بنابراین آنها شروع به پیوستن به او کردند

02:40:34.590 --> 02:40:36.590
شروع به بوییدن آنها کرد و سرشان را نوازش کرد

02:40:36.590 --> 02:40:38.590
و چشمانش اشک آلود است

02:40:38.590 --> 02:40:40.590
روز پنجشنبه بیماری او تشدید شد

02:40:40.590 --> 02:40:42.590
و وضوی او

02:40:42.590 --> 02:40:44.590
و او گفت

02:40:44.590 --> 02:40:46.690
سرکه برای انگشتان

02:40:46.690 --> 02:40:48.690
وقتی شب جمعه بود

02:40:48.690 --> 02:40:50.690
سنگینی و چنگ زدن به سینه روز

02:40:50.690 --> 02:40:52.690
مردم فریاد زدند

02:40:52.690 --> 02:40:54.690
صداها با گریه بلند شد

02:40:54.690 --> 02:40:56.690
حتی انگار دنیا

02:40:56.690 --> 02:40:58.690
من تکان خوردم

02:40:58.690 --> 02:41:00.690
راه آهن و خیابان ها پر شده بود

02:41:00.690 --> 02:41:02.690
مروضی گفت

02:41:02.690 --> 02:41:04.690
پس تشییع جنازه بیرون آورده شد

02:41:04.690 --> 02:41:06.690
بعد از اینکه مردم جمعه را تمام کردند

02:41:06.690 --> 02:41:08.719
صالح گفت

02:41:08.719 --> 02:41:10.719
ابن احمد

02:41:10.719 --> 02:41:12.719
صورت ابن طاهر

02:41:12.719 --> 02:41:14.719
منظورم معاون بغداد است

02:41:14.719 --> 02:41:16.719
با ابروی پیروزمند

02:41:16.719 --> 02:41:18.719
و دو پسر با آنها بودند

02:41:18.719 --> 02:41:20.719
دستمال های حاوی لباس و عطر

02:41:20.719 --> 02:41:22.719
و گفتند

02:41:22.719 --> 02:41:24.719
درود بر شما

02:41:24.719 --> 02:41:26.719
و او می گوید

02:41:26.719 --> 02:41:28.719
همان کاری را می کردم که امیرالمؤمنین علیه السلام حضور داشت

02:41:28.719 --> 02:41:30.719
داشت این کار را می کرد

02:41:30.719 --> 02:41:32.719
پس گفتم

02:41:32.719 --> 02:41:34.719
شاهزاده صلح را بخوانید

02:41:34.719 --> 02:41:36.719
و به او بگویید

02:41:36.719 --> 02:41:38.719
امیرالمؤمنین(ع) آسوده خاطر شد

02:41:38.719 --> 02:41:40.719
اباعبدالله در زندگی اش

02:41:40.719 --> 02:41:42.719
که از آن متنفر است

02:41:42.719 --> 02:41:44.719
پس از مرگش دوست ندارم دنبالش بروم

02:41:44.719 --> 02:41:46.719
چیزی که ازش متنفر بود

02:41:46.719 --> 02:41:48.719
پس برگشت و گفت

02:41:48.719 --> 02:41:50.719
شعار باش

02:41:50.719 --> 02:41:52.719
بگو

02:41:52.719 --> 02:41:54.719
کنیز برای او چرخیده بود

02:41:54.719 --> 02:41:56.719
یک لباس عشر

02:41:56.719 --> 02:41:58.719
بیست و هشت را انجام دهید

02:41:58.719 --> 02:42:00.719
آنها را کشاند تا او را قطع کنند

02:42:00.719 --> 02:42:02.719
دوتا پیراهن

02:42:02.719 --> 02:42:04.719
بنابراین برای او دو رول برش دادیم

02:42:04.719 --> 02:42:06.719
و از فوران گرفتیم

02:42:06.719 --> 02:42:08.719
یک رول دیگر

02:42:08.719 --> 02:42:10.719
بنابراین ما آن را در سه طومار گنجاندیم

02:42:10.719 --> 02:42:12.719
برایش ادویه خریدیم

02:42:12.719 --> 02:42:14.719
شستن آن را تمام کرد

02:42:14.719 --> 02:42:16.719
کفنش کردیم

02:42:16.719 --> 02:42:18.719
حدود صد نفر شرکت کردند

02:42:18.719 --> 02:42:20.719
ما او را کفن می کنیم

02:42:20.719 --> 02:42:22.719
و پیشانی او را بوسیدند

02:42:22.719 --> 02:42:24.719
تا اینکه آن را مطرح کردیم

02:42:24.719 --> 02:42:26.719
روی تخت

02:42:26.719 --> 02:42:28.719
عبدالوهاب الوراق گفت

02:42:28.719 --> 02:42:30.719
ما به آن مجموعه نرسیده ایم

02:42:30.719 --> 02:42:32.719
در دوران قبل از اسلام یا اسلام

02:42:32.719 --> 02:42:34.719
مثل او

02:42:34.719 --> 02:42:36.719
منظورم این است که چه کسی شاهد تشییع جنازه بوده است

02:42:36.719 --> 02:42:38.719
تا اینکه به آن مکان رسیدیم

02:42:38.719 --> 02:42:40.719
اسکن کنید و درست را حدس بزنید

02:42:40.719 --> 02:42:42.719
پس اگر نسبت به چه کسی باشد

02:42:42.719 --> 02:42:44.719
هزار هزار

02:42:44.719 --> 02:42:46.719
یعنی یک میلیون مرد

02:42:46.719 --> 02:42:48.719
کسی که شاهد تشییع جنازه بوده است

02:42:48.719 --> 02:42:50.850
امام احمد

02:42:50.850 --> 02:42:52.850
موسی بن هارون حافظ گفت

02:42:52.850 --> 02:42:54.850
می گویند احمد

02:42:54.850 --> 02:42:56.850
وقتی مرد، من پاک کردم

02:42:56.850 --> 02:42:58.850
مکان های ساده ای که

02:42:58.850 --> 02:43:00.850
مردم ایستادند تا بر او نماز بخوانند

02:43:00.850 --> 02:43:02.850
پس مقادیر را حدس بزنید

02:43:02.850 --> 02:43:04.850
افراد با فضای روشن

02:43:04.850 --> 02:43:06.850
برآورد ششصد هزار است

02:43:06.850 --> 02:43:08.850
یا بیشتر

02:43:08.850 --> 02:43:10.850
به جز آنچه در لبه ها بود

02:43:10.850 --> 02:43:12.850
و اطراف، سطوح و مکان ها

02:43:12.850 --> 02:43:14.850
پراکنده تر

02:43:14.850 --> 02:43:16.879
از هزار هزار

02:43:16.879 --> 02:43:18.879
مردم درهای خانه هایشان را باز کردند

02:43:18.879 --> 02:43:20.879
در خیابان ها و مسیرها

02:43:20.879 --> 02:43:22.879
آنها از کسانی که می خواهند افشاگری کنند می خواهند

02:43:22.879 --> 02:43:24.879
الخلال گفت

02:43:24.879 --> 02:43:26.879
ابن ابی صالح را شنیدم

02:43:26.879 --> 02:43:28.879
القنتری می گوید

02:43:28.879 --> 02:43:30.879
فصل متوسط را دید

02:43:30.879 --> 02:43:32.879
چهل سال حج

02:43:32.879 --> 02:43:34.879
من همه آنها را ندیدم

02:43:34.879 --> 02:43:36.879
گربه اینجوری

02:43:36.879 --> 02:43:38.879
منظورم صحنه اباعبدالله است

02:43:38.879 --> 02:43:40.879
خدا رحمتش کند

02:43:40.879 --> 02:43:43.780
سیر ملت

02:43:43.780 --> 02:43:45.780
چهار ملت
