WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:03.000
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:03.000 --> 00:00:09.060
داستان یوسف علیه السلام با همسر العزیز

00:00:09.060 --> 00:00:13.140
حالا درست به اشتراک بگذارید

00:00:13.140 --> 00:00:17.039
پیام به شاه رسید

00:00:17.039 --> 00:00:21.039
او شروع به بررسی موضوع و کشف حقایق کرد

00:00:21.039 --> 00:00:25.039
سپس زنانی را که دستشان را بریده بودند، احضار کرد

00:00:25.039 --> 00:00:28.039
این سوال را از آنها پرسید

00:00:28.039 --> 00:00:32.070
چه اشکالی داشتی که یوسف را از خودش روایت کردی؟

00:00:32.070 --> 00:00:34.100
به آنها می گوید

00:00:34.100 --> 00:00:38.100
این ماجرای بزرگی که بین تو و یوسف اتفاق افتاد چیست؟

00:00:38.100 --> 00:00:41.100
برای جلوگیری از خروج او از زندان

00:00:41.100 --> 00:00:45.100
پس پادشاه از رفتار آنها با یوسف پرسید

00:00:45.100 --> 00:00:48.100
پاسخ آنها چه بود؟

00:00:48.100 --> 00:00:50.200
ما در جواب شاه گفتیم:

00:00:50.200 --> 00:00:54.200
خداوند ما را از شری که در مورد او آموخته ایم حفظ کند

00:00:54.200 --> 00:00:58.420
پادشاه در مورد درستکاری یوسف نپرسید

00:00:58.420 --> 00:01:01.420
بلکه از رفتارشان با او پرسید

00:01:01.420 --> 00:01:05.420
زیرا صداقت یوسف علیه السلام بر او آشکار شده بود

00:01:05.420 --> 00:01:07.420
از منابع دیگر

00:01:07.420 --> 00:01:11.420
اما او می خواست بداند با یوسف چه کردند

00:01:11.420 --> 00:01:13.420
در مبحث ابهام

00:01:13.420 --> 00:01:16.519
این پاسخ از طرف زنان است

00:01:16.519 --> 00:01:20.519
تا توانایی زنان در دستکاری کلمات را به ما نشان دهد

00:01:20.519 --> 00:01:25.519
تغییر مسیر گفتگو و پاسخ لازم به سوال

00:01:25.519 --> 00:01:29.519
به موضوع دیگری که سوال کننده را از موضوع سوال خود منحرف می کند

00:01:29.519 --> 00:01:32.519
او را مشغول کار دیگری می کند

00:01:32.519 --> 00:01:35.650
این نقشه زنان است

00:01:35.650 --> 00:01:39.650
یوسف در نامه خود به پادشاه درباره آنها گفت

00:01:39.650 --> 00:01:43.650
در مورد زنانی که دست های خود را بریدند چطور؟

00:01:43.650 --> 00:01:46.650
همانا پروردگار من به مکر آنها داناست

00:01:46.650 --> 00:01:48.810
موضوع بدخواهی

00:01:48.810 --> 00:01:52.810
ذاتی داستان یوسف با همسر العزیز

00:01:52.810 --> 00:01:56.810
از ابتدای داستان تا آخرین لحظه

00:01:56.810 --> 00:02:00.969
يوسف عليه السلام به اين گونه اشاره كرد كه:

00:02:00.969 --> 00:02:03.969
همانا پروردگار من به مکر آنها داناست

00:02:03.969 --> 00:02:07.969
تا اینکه با دسیسه خود باعث زندانی شدن او شدند

00:02:07.969 --> 00:02:12.060
و چرا زنان با پاسخ کامل و واضح پاسخ ندادند؟

00:02:12.060 --> 00:02:15.060
زن العزیز وارد عمل شد و گفت:

00:02:15.060 --> 00:02:18.060
حالا درست به اشتراک بگذارید

00:02:18.060 --> 00:02:23.319
حقیقت باید برای مردم ظاهر شود، حتی اگر ظلم برای مدت طولانی ادامه یابد

00:02:23.319 --> 00:02:27.319
خداوند پشتیبان حق است و آن را بر باطل برتری می دهد

00:02:27.319 --> 00:02:29.419
حتی بعد از مدتی

00:02:29.419 --> 00:02:31.419
حالا درست به اشتراک بگذارید

00:02:31.419 --> 00:02:36.479
زن عزیز تا کی به کتمان حقیقت ادامه خواهد داد؟

00:02:36.479 --> 00:02:38.479
و دروغ گفتن به یوسف

00:02:38.479 --> 00:02:41.610
حالا درست به اشتراک بگذارید

00:02:41.610 --> 00:02:46.610
همسر عزیز شما تا کی می تواند کلمات را دستکاری کند؟

00:02:46.610 --> 00:02:51.610
پس موضوع را به یوسف می سپارد و خود را از گناه رهایی می بخشد

00:02:51.610 --> 00:02:54.830
حالا درست به اشتراک بگذارید

00:02:54.830 --> 00:02:58.830
تا کی می تواند همسر آن بزرگوار علیه یوسف توطئه کند؟

00:02:58.830 --> 00:03:01.830
او اشتباه می کند و او درست می گوید

00:03:01.830 --> 00:03:05.020
حالا درست به اشتراک بگذارید

00:03:05.020 --> 00:03:08.020
یک زن عزیز تا کی می تواند؟

00:03:08.020 --> 00:03:15.020
تا از قدرت، نفوذ و کنترل خود بر شوهرش برای آسیب رساندن به یوسف و زندانی کردن او استفاده کند

00:03:15.020 --> 00:03:17.060
چه مدت؟

00:03:17.060 --> 00:03:20.150
بی عدالتی باید پایان یابد

00:03:20.150 --> 00:03:25.150
به همین دلیل است که همسر العزیز با درک پایان بی عدالتی گفت

00:03:25.150 --> 00:03:28.789
حالا درست به اشتراک بگذارید

00:03:28.789 --> 00:03:32.789
کسانی که در برابر آسیب ظالمان صبر می کنند، امروز از آن آنهاست

00:03:32.789 --> 00:03:36.789
و آنها را به ناحق و پرخاشگرانه در زندان ها قرار دهد

00:03:36.789 --> 00:03:41.789
خدا باید از آنها حمایت کند و آنها را از زندان آزاد کند

00:03:41.789 --> 00:03:46.139
او حتی پس از مدتی از کسانی که به آنها ظلم کردند انتقام می گیرد

00:03:46.139 --> 00:03:50.139
پایان داستان یوسف با همسر العزیز است

00:03:50.139 --> 00:03:53.139
مژده ای است برای هر مظلوم و زندانی

00:03:53.139 --> 00:03:56.139
آن بی عدالتی دوام نمی آورد

00:03:56.139 --> 00:04:02.139
ستمگر یا باید به خود بیاید، اشتباه خود را بپذیرد و به درگاه پروردگارش توبه کند

00:04:02.139 --> 00:04:05.139
یا خدای متعال او را قطع می کند

00:04:05.139 --> 00:04:09.300
و مقتدر و توانا او را می گیرد

00:04:09.300 --> 00:04:14.300
همسر عزیز با ظلم به یوسف از عذاب خداوند نجات یافت

00:04:14.300 --> 00:04:18.300
با اعتراف به گناه خود در برابر پادشاه و زنان

00:04:18.300 --> 00:04:21.300
و جمعیت حاضر در شورای شاه

00:04:21.300 --> 00:04:25.300
و این زن بود که یوسف علیه السلام را آرزو کرد

00:04:25.300 --> 00:04:29.300
و وقتی گفت صادق بود

00:04:29.300 --> 00:04:32.300
او در مورد خودم به من گفت

00:04:32.300 --> 00:04:35.620
اعتراف زن عزیز به اشتباهش

00:04:35.620 --> 00:04:39.620
این چیزی از ارزش او نمی کاهد یا موقعیت او را پایین می آورد

00:04:39.620 --> 00:04:42.620
هر کس از گناه خود توبه کند و استغفار کند

00:04:42.620 --> 00:04:45.620
بازگرداندن حقوق به صاحبان واقعی آنها

00:04:45.620 --> 00:04:48.620
او مورد ستایش است و قابل سرزنش نیست

00:04:48.620 --> 00:04:52.689
اما این او را تحقیر می کند و موقعیت او را پایین می آورد

00:04:52.689 --> 00:04:55.689
او به مردم بی گناه دروغ می گوید

00:04:55.689 --> 00:04:58.689
و اتهاماتی را علیه آنها مطرح کند

00:04:58.689 --> 00:05:01.689
یکی از گناهان کبیره در اسلام است

00:05:01.689 --> 00:05:03.879
خداوند متعال فرمود

00:05:03.879 --> 00:05:09.879
هر کس گناهی مرتکب شود به خود مرتکب شده است

00:05:09.879 --> 00:05:12.879
و خداوند دانا و حکیم است

00:05:12.879 --> 00:05:17.879
و هر که مرتکب گناه یا گناه شود

00:05:17.879 --> 00:05:25.879
سپس او را بی گناه سرزنش می کند

00:05:25.879 --> 00:05:30.879
او تهمت را تحمل می کرد

00:05:30.879 --> 00:05:34.069
و گناهی آشکار

00:05:34.069 --> 00:05:37.579
آفرین خانم عزیز

00:05:37.579 --> 00:05:39.579
وقتی اشتباهش را پذیرفت

00:05:39.579 --> 00:05:41.579
و از انجام آن پشیمان شد

00:05:41.579 --> 00:05:44.579
بنابراین، او هر کسی را که به اشتباه خود اعتراف می کند تحسین می کند

00:05:44.579 --> 00:05:47.740
و به نظر کسانی که او را متهم کردند

00:05:47.740 --> 00:05:50.740
این اعتراف از یک زن عزیز است

00:05:50.740 --> 00:05:55.740
در حضور پادشاه، زنان و جمعیت حاضر در شورای شاه

00:05:55.740 --> 00:05:59.740
اما یوسف در آن لحظه کجاست؟

00:05:59.740 --> 00:06:03.779
در زندانش بود که او را در آن جا انداختم

00:06:03.779 --> 00:06:07.779
همسر توانا با فرماندهی و برنامه ریزی و دسیسه هایش

00:06:07.779 --> 00:06:09.779
بنابراین او گفت

00:06:09.779 --> 00:06:13.779
این برای آن است که بداند من غیب به او خیانت نکردم

00:06:13.779 --> 00:06:17.779
و خداوند مکر خائنان را هدایت نمی کند

00:06:17.779 --> 00:06:21.029
منظورت از این جمله چی بود؟

00:06:21.029 --> 00:06:25.029
نشانه های نهفته در کلام او چیست؟

00:06:25.029 --> 00:06:27.060
برای بقیه صحبت ها

00:06:27.060 --> 00:06:31.060
انشاالله در جلسه آتی ادامه خواهیم داد

00:06:31.060 --> 00:06:36.670
داستان یوسف و همسر العزیز
