1 00:00:01,330 --> 00:00:12,179 توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید 2 00:00:12,179 --> 00:00:16,179 یک چالش جدید از طرف من 3 00:00:16,179 --> 00:00:23,870 من از اصحاب بزرگوار و سید قومی بن المستلق هستم 4 00:00:23,870 --> 00:00:31,059 دخترم مادر مؤمنان، همسر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است. 5 00:00:31,059 --> 00:00:36,060 او در سال پنجم هجری پس از جنگ ابن المصطلق اسلام آورد. 6 00:00:36,060 --> 00:00:44,189 علت آن یورش این بود که من مردم خود و اعراب را برای حمله به مسلمانان مدینه آماده می کردم 7 00:00:44,189 --> 00:00:52,189 هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله از این موضوع مطلع شد، لشکر خود را آماده کرد و به سوی ما لشکر کشید. 8 00:00:52,189 --> 00:00:58,189 اسب های مسلمان به ما حمله کردند و ما از هر طرف از آنها فرار کردیم 9 00:00:58,189 --> 00:01:06,189 پس مقداری از چهارپایان و فرزندان را بردند و دخترم جویریه را نیز به عنوان بخشی از اسارت با خود بردند. 10 00:01:06,189 --> 00:01:13,019 پس پیامبر صلی الله علیه و آله او را برای خود برگزید و با او ازدواج کرد 11 00:01:13,019 --> 00:01:18,019 پس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله رفتم تا دخترم را فدیه دهم 12 00:01:18,019 --> 00:01:24,019 وقتی در العقیق بودم به شترهایی که به عنوان فدیه آورده بودم نگاه کردم 13 00:01:24,019 --> 00:01:31,019 من دو تا از شترهایش را می‌خواستم، آنها را در یکی از صخره‌های عقیق پنهان کردم 14 00:01:31,019 --> 00:01:40,019 سپس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدم و گفتم: ای محمد، دخترم را مانند او اسیر نمی کنند. 15 00:01:40,019 --> 00:01:47,150 من ارجمندتر از آن هستم، او را رها کن و این رستگاری اوست 16 00:01:47,150 --> 00:01:54,150 رضی الله عنه فرمود: اگر او را انتخاب کنیم چه فکر می‌کنی خوب نمی‌شویم؟ 17 00:01:54,150 --> 00:02:00,180 گفتم: "بله، و من کاری که تو باید انجام می دادی" انجام دادم، پس رفتم پیش او و به او گفتم 18 00:02:00,180 --> 00:02:06,180 دخترم، این مرد تو را خوب ساخته است، پس ما را رسوا نکن 19 00:02:06,180 --> 00:02:12,180 گفت: من رسول خدا صلی الله علیه و آله را برگزیده ام. 20 00:02:12,180 --> 00:02:16,599 گفتم: به خدا سوگند ما را رسوا کردی. 21 00:02:16,599 --> 00:02:21,599 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به فدیه نگاه کرد و فرمود 22 00:02:21,599 --> 00:02:27,659 کجایند آن دو شتری که با عقیق راندم در فلان کشور؟ 23 00:02:27,659 --> 00:02:32,659 گفتم: به خدا سوگند من جز به خدا به آن نگاه نمی کنم. 24 00:02:32,659 --> 00:02:38,699 شهادت می دهم که معبودی جز خدا نیست و تو رسول خدا هستی 25 00:02:38,699 --> 00:02:45,530 پس اسلام آوردم و از پیامبر صلی الله علیه و آله پیروی کردم 26 00:02:45,530 --> 00:02:50,530 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا به دادن زکات دعوت کرد 27 00:02:50,530 --> 00:02:56,530 پس تصدیق کردم و گفتم ای رسول خدا به سوی قوم من بازگرد 28 00:02:56,530 --> 00:03:00,530 پس آنها را به اسلام و اسباب زکات دعوت می کنم 29 00:03:00,530 --> 00:03:05,530 هر کس مرا اجابت کند، زکاتش را جمع می کنم، پس به من اجازه داد 30 00:03:05,530 --> 00:03:11,530 چون وقت زکات فرا رسید، پیامی به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرستاد. 31 00:03:12,530 --> 00:03:16,530 خدا از او راضی باشد که زکات را از ما بگیرد 32 00:03:16,530 --> 00:03:20,530 ما نیز به نوبه خود برای پذیرایی از او بیرون رفتیم 33 00:03:20,530 --> 00:03:25,530 وقتی ولید به ما نزدیک شد و ما را دید، ترسید 34 00:03:25,530 --> 00:03:31,530 فکر می کرد به خاطر خصومت ما در زمان جاهلیت او را می کشیم 35 00:03:31,530 --> 00:03:35,530 پس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله بازگشت 36 00:03:35,530 --> 00:03:40,719 به او گفت که ما زکات را دریغ کردیم و می خواهیم او را بکشیم 37 00:03:40,719 --> 00:03:45,719 پیامبر صلی الله علیه و آله لشکری برای جنگ با ما آماده کرد 38 00:03:45,719 --> 00:03:48,780 دستور داد به سمت ما بروند 39 00:03:48,780 --> 00:03:51,780 و اما من به مردان قوم خود گفتم 40 00:03:51,780 --> 00:03:57,780 رسول خدا صلی الله علیه و آله از عهد خود با ما تخلف نمی کرد 41 00:03:57,780 --> 00:04:00,780 به جز کسانی که از دست ما عصبانی هستند 42 00:04:00,780 --> 00:04:03,849 پس با ما همراه باش و بگذار او را بیاوریم 43 00:04:03,849 --> 00:04:07,849 وقتی به شهر نزدیک شدیم با ارتش روبرو شدیم 44 00:04:07,849 --> 00:04:10,849 من به آنها گفتم برای چه کسی فرستادید 45 00:04:10,849 --> 00:04:12,879 به شما گفتند 46 00:04:12,879 --> 00:04:14,879 گفتم چرا؟ 47 00:04:14,879 --> 00:04:18,879 گفتند رسول خدا صلی الله علیه و آله 48 00:04:18,879 --> 00:04:21,879 ولید بن عقبه تو را فرستاد 49 00:04:21,879 --> 00:04:25,879 او مدعی شد که زکات را از او دریغ کرده اید و می خواهید او را بکشید 50 00:04:25,879 --> 00:04:29,879 گفتم نه، سوگند به کسی که محمد را به حق فرستاد 51 00:04:29,879 --> 00:04:32,879 نه ندیدم و نه به سراغم آمد 52 00:04:32,879 --> 00:04:36,879 وقتی بر رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد شدم 53 00:04:36,879 --> 00:04:37,879 او به من گفت 54 00:04:37,879 --> 00:04:41,879 زکات را دریغ کردم و خواستم رسولم را بکشم 55 00:04:41,879 --> 00:04:45,879 گفتم نه، سوگند به کسی که تو را به حق فرستاد 56 00:04:45,879 --> 00:04:48,879 نه ندیدم و نه به سراغم آمد 57 00:04:48,879 --> 00:04:50,879 و من پیش تو نیامدم 58 00:04:50,879 --> 00:04:53,879 مگر زمانی که پیام رسان شما دیر کرده است 59 00:04:53,879 --> 00:04:57,879 ترسیدم خدا یا رسولش بر من خشمگین شود 60 00:04:57,879 --> 00:05:01,879 برای همین با زکات مردمم آمدم 61 00:05:01,879 --> 00:05:04,939 پس خداوند متعال قول او را نازل کرد 62 00:05:04,939 --> 00:05:09,939 ای کسانی که ایمان آورده اید! 63 00:05:09,939 --> 00:05:15,939 اگر گناهکاری با پیامبری نزد شما بیاید 64 00:05:15,939 --> 00:05:27,009 بنابراین آنها متوجه شدند 65 00:05:27,009 --> 00:05:31,009 که از روی نادانی به مردم حمله می کنید 66 00:05:31,009 --> 00:05:37,060 آن وقت از کاری که کردی پشیمان می شوی 67 00:05:37,060 --> 00:05:41,060 رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را بر ما تحمیل کرد 68 00:05:41,060 --> 00:05:44,290 زکات را از ما پذیرفت 69 00:05:44,290 --> 00:05:50,829 من کی هستم؟ 70 00:05:50,829 --> 00:05:53,829 جواب الحارث بن دیرار است 71 00:05:53,829 --> 00:06:00,920 خداوند از او راضی باشد 72 00:06:00,920 --> 00:06:03,529 توقف کنید 73 00:06:03,529 --> 00:06:11,379 با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد 74 00:06:11,379 --> 00:06:14,379 چالش جدید 75 00:06:14,379 --> 00:06:18,649 من کی هستم؟ 76 00:06:18,649 --> 00:06:22,649 من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم 77 00:06:22,649 --> 00:06:24,649 از اربابان مهاجرین 78 00:06:24,649 --> 00:06:28,649 از جمله کسانی که هجرتشان دو هجرت به حساب آمد 79 00:06:28,649 --> 00:06:32,649 او به قرآن و علم و فقه معروف بود 80 00:06:32,649 --> 00:06:37,649 خیبر و پس از آن را با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شاهد بودم 81 00:06:37,649 --> 00:06:43,740 با خلفای پس از او در فتوحات اسلامی شرکت داشت 82 00:06:43,740 --> 00:06:47,740 هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله حنین را تمام کرد 83 00:06:47,740 --> 00:06:51,740 عمویم ابوعامر لشکری به اوطاس فرستاد 84 00:06:51,740 --> 00:06:53,740 مرا با خود فرستاد 85 00:06:53,740 --> 00:06:55,740 ما دورید بن السماح را ملاقات کردیم 86 00:06:55,740 --> 00:06:57,740 بنابراین دورید کشته شد 87 00:06:57,740 --> 00:06:59,740 و خداوند یاران خود را شکست داد 88 00:06:59,740 --> 00:07:03,740 عمویم ابوعامر از ناحیه زانو مورد اصابت گلوله قرار گرفت 89 00:07:03,740 --> 00:07:05,740 پس با عجله به سمتش رفتم و گفتم 90 00:07:05,740 --> 00:07:07,740 عمو کی پرتت کرد؟ 91 00:07:07,740 --> 00:07:10,740 به مردی اشاره کرد و گفت 92 00:07:10,740 --> 00:07:13,740 این قاتل است که به من شلیک کرد 93 00:07:13,740 --> 00:07:16,740 پس نزد او رفتم و به دنبالش رفتم 94 00:07:16,740 --> 00:07:19,740 وقتی آن مرد مرا دید، نه 95 00:07:19,740 --> 00:07:22,740 پس دنبالش رفتم و شروع کردم به گفتن 96 00:07:22,740 --> 00:07:25,740 از محکم ایستادن خجالت نمیکشی؟ 97 00:07:25,740 --> 00:07:26,740 او برای من ایستاد 98 00:07:26,740 --> 00:07:29,740 بنابراین با دو ضربه شمشیر مخالفت کردیم 99 00:07:29,740 --> 00:07:30,740 پس من او را کشتم 100 00:07:30,740 --> 00:07:33,740 بعد برگشتم پیش عمویم و گفتم 101 00:07:33,740 --> 00:07:36,769 خدا دوستت را که به تو شلیک کرد بکشد 102 00:07:36,769 --> 00:07:37,769 او گفت 103 00:07:37,769 --> 00:07:39,769 بنابراین او تیر را برداشت 104 00:07:39,769 --> 00:07:40,769 من آن را برداشتم 105 00:07:40,769 --> 00:07:42,769 آب از آن خارج شد 106 00:07:42,769 --> 00:07:43,769 و او گفت 107 00:07:43,769 --> 00:07:45,769 برادرزاده ام 108 00:07:45,769 --> 00:07:48,769 پیامبر صلی الله علیه و آله را بخوانید 109 00:07:48,769 --> 00:07:49,769 درود بر من 110 00:07:49,769 --> 00:07:52,769 و به او بگو برای من طلب بخشش کند 111 00:07:52,769 --> 00:07:54,769 و مرا جانشین خود بر مردم قرار داد 112 00:07:54,769 --> 00:07:56,769 مدتی ماند 113 00:07:56,769 --> 00:07:58,860 سپس درگذشت 114 00:07:58,860 --> 00:08:00,860 سپس به شهر برگشتم 115 00:08:00,860 --> 00:08:03,860 پس بر پیامبر صلی الله علیه و آله وارد شدم 116 00:08:03,860 --> 00:08:04,860 در خانه اش 117 00:08:04,860 --> 00:08:06,860 پس خبرمان را به او گفتم 118 00:08:06,860 --> 00:08:08,860 و خبر عمویم ابوعامر 119 00:08:08,860 --> 00:08:10,860 و من به او گفتم 120 00:08:10,860 --> 00:08:12,860 عمویم می خواند: السلام علیکم 121 00:08:12,860 --> 00:08:15,860 او از شما می خواهد که برای او طلب بخشش کنید 122 00:08:15,860 --> 00:08:18,930 پس او رضی الله عنه به آب ندا داد 123 00:08:18,930 --> 00:08:20,930 پس وضو گرفت 124 00:08:20,930 --> 00:08:24,930 سپس دستانش را بالا آورد تا اینکه سفیدی زیر بغلم را دیدم 125 00:08:24,930 --> 00:08:26,930 و او گفت 126 00:08:26,930 --> 00:08:29,930 خدایا پدرم عامر را ببخش 127 00:08:29,930 --> 00:08:31,930 خدایا آن را روز قیامت قرار بده 128 00:08:31,930 --> 00:08:35,929 بالاتر از بسیاری از مخلوقات تو، مردم هستند 129 00:08:35,929 --> 00:08:36,929 پس گفتم 130 00:08:36,929 --> 00:08:38,929 ای رسول خدا 131 00:08:38,929 --> 00:08:40,929 و طلب بخشش کنید 132 00:08:40,929 --> 00:08:42,929 پس با من تماس گرفت و گفت 133 00:08:42,929 --> 00:08:45,929 خدایا گناهش را ببخش 134 00:08:45,929 --> 00:08:47,929 و در روز قیامت وارد آن می شود 135 00:08:47,929 --> 00:08:49,929 ورودی سخاوتمندانه 136 00:08:49,929 --> 00:08:53,240 یک روز با مردم صحبت کردم 137 00:08:53,240 --> 00:08:55,240 بنابراین به آنها گفتم 138 00:08:55,240 --> 00:09:00,240 با رسول خدا صلی الله علیه و آله در غزوه او بیرون رفتیم 139 00:09:00,240 --> 00:09:02,240 ما شش نفریم 140 00:09:02,240 --> 00:09:05,240 در میان ما شتری است که در حال تعقیبش هستیم 141 00:09:05,240 --> 00:09:07,240 پاهایمان زخمی شد 142 00:09:07,240 --> 00:09:10,240 ناخن هایمان از راه رفتن طولانی افتاد 143 00:09:10,240 --> 00:09:14,240 پارچه هایی دور پاهایمان می پیچیدیم 144 00:09:14,240 --> 00:09:16,240 بنابراین آن را تهاجم نامیدند 145 00:09:16,240 --> 00:09:19,240 نبرد ذات الرقاع 146 00:09:19,240 --> 00:09:23,240 زمانی که پاهایمان را با پانسمان پانسمان می کردیم 147 00:09:23,240 --> 00:09:27,500 بعد از اینکه این اتفاق افتاد متنفر شدم 148 00:09:27,500 --> 00:09:29,500 از ترس خودنمایی 149 00:09:29,500 --> 00:09:33,500 و باید چیزی از کارهای من باشد که فاش کردم 150 00:09:33,500 --> 00:09:41,100 من کی هستم؟ 151 00:09:41,100 --> 00:09:43,100 پاسخ 152 00:09:43,100 --> 00:09:45,100 ابوموسی اشعری 153 00:09:45,100 --> 00:09:56,450 عبدالله بن قیس رضی الله عنه 154 00:09:56,450 --> 00:09:59,019 توقف کنید 155 00:09:59,019 --> 00:10:04,019 با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد 156 00:10:04,019 --> 00:10:14,139 یک چالش جدید از طرف من 157 00:10:14,139 --> 00:10:18,139 من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم 158 00:10:18,139 --> 00:10:21,139 من یکی از خاخام های یهودی بودم 159 00:10:21,139 --> 00:10:23,139 در میان آنها ثروتمندترین ها هستند 160 00:10:23,139 --> 00:10:25,139 و من در شهر زندگی می کردم 161 00:10:25,139 --> 00:10:30,210 هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله به آن هجرت کرد 162 00:10:30,210 --> 00:10:32,210 رفتم نگاهش کنم 163 00:10:32,210 --> 00:10:35,210 هیچ نشانه ای از نبوت وجود ندارد 164 00:10:35,210 --> 00:10:40,210 جز این است که من آن را در صورتش تشخیص دادم که درود خدا بر او باد 165 00:10:40,210 --> 00:10:42,210 به جز دو 166 00:10:42,210 --> 00:10:44,210 من متوجه آنها نشدم 167 00:10:44,210 --> 00:10:45,210 و هستند 168 00:10:45,210 --> 00:10:48,210 او از رویاهای خود بی خبر است 169 00:10:48,210 --> 00:10:53,210 شدت نادانی او فقط رویای او را افزایش می دهد 170 00:10:53,210 --> 00:10:57,240 داشتم باهاش اختلاط می کردم تا از حالش مطلع بشم 171 00:10:57,240 --> 00:11:03,419 روزی پیامبر صلی الله علیه و آله از مسجد خارج شد 172 00:11:03,419 --> 00:11:09,419 با او ابوبکر و عمر و علی بن ابی طالب رضی الله عنهم بودند 173 00:11:09,419 --> 00:11:11,419 بنابراین به آنها نزدیک شدم 174 00:11:11,419 --> 00:11:17,419 بادیه نشینی آمد و از پیامبر صلی الله علیه و آله تقاضای پول کرد 175 00:11:17,419 --> 00:11:20,419 او چیزی برای نجات او پیدا نکرد 176 00:11:20,419 --> 00:11:24,419 پس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدم 177 00:11:24,419 --> 00:11:26,419 به او پیشنهاد پول دادم 178 00:11:26,419 --> 00:11:30,419 بنابراین او برای دریافت مقداری پول به من نزدیک شد 179 00:11:30,419 --> 00:11:35,419 زمانی که دو سه روز قبل از موعد مقرر بود 180 00:11:35,419 --> 00:11:38,419 به نزد او آمدم که درود خدا بر او باد 181 00:11:38,419 --> 00:11:42,419 پس پیراهن و ردای او را گرفت 182 00:11:42,419 --> 00:11:44,419 با چهره ای سخت به او نگاه کرد 183 00:11:44,419 --> 00:11:46,419 و من به او گفتم 184 00:11:46,419 --> 00:11:49,419 ای محمد آیا به من عدالت نمی کنی؟ 185 00:11:49,419 --> 00:11:52,419 به خدا سوگند به تو یاد ندادم ای بنی هاشم 186 00:11:52,419 --> 00:11:56,419 اما در بازگرداندن حقوق تعلل می کنید 187 00:11:56,419 --> 00:12:01,519 حکم عمر بن خطاب رضی الله عنه برای بینایی او 188 00:12:01,519 --> 00:12:03,519 و گفت ای دشمن خدا 189 00:12:03,519 --> 00:12:08,519 آیا آنچه را که من می شنوم به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می گویید؟ 190 00:12:08,519 --> 00:12:11,519 و تو کاری را که من می بینم انجام می دهی 191 00:12:11,519 --> 00:12:13,519 سوگند به کسی که او را به حق فرستاد 192 00:12:14,519 --> 00:12:16,519 اگر آن چیزی که من مراقب آن هستم نبود 193 00:12:16,519 --> 00:12:19,519 با شمشیر به سرت می زدم 194 00:12:19,519 --> 00:12:25,679 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم با آرامش و خندان به عمر نگاه کرد. 195 00:12:25,679 --> 00:12:27,679 سپس گفت 196 00:12:27,679 --> 00:12:28,679 ای عمر 197 00:12:28,679 --> 00:12:32,679 من و او به چیز دیگری نیاز داشتیم 198 00:12:32,679 --> 00:12:35,679 به من دستور دهد که عملکرد خوبی داشته باشم 199 00:12:35,679 --> 00:12:38,679 او به او دستور می دهد که خواسته های خوبی داشته باشد 200 00:12:38,679 --> 00:12:40,870 برو باهاش عمر 201 00:12:40,870 --> 00:12:42,870 پس حقش را به او می دهم 202 00:12:42,870 --> 00:12:45,870 بیست عدد خرما اضافه کنید 203 00:12:45,870 --> 00:12:47,870 در ازای چیزی که می ترسیدی 204 00:12:47,870 --> 00:12:51,259 پس عمر رضی الله عنه مرا گرفت 205 00:12:51,259 --> 00:12:53,259 پس او به من حق داد 206 00:12:53,259 --> 00:12:56,259 او به من بیست صاع خرما داد 207 00:12:56,259 --> 00:12:58,259 پس به او گفتم 208 00:12:58,259 --> 00:13:00,259 این افزایش پیدا نکرد 209 00:13:00,259 --> 00:13:02,259 و او گفت 210 00:13:02,259 --> 00:13:06,259 رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را برای شما امر فرمود 211 00:13:06,259 --> 00:13:08,259 در ازای آنچه از تو پنهان کردم 212 00:13:08,259 --> 00:13:10,350 پس گفتم 213 00:13:10,350 --> 00:13:11,350 ای عمر 214 00:13:11,350 --> 00:13:14,350 هیچ نشانه ای از نبوت وجود نداشت 215 00:13:14,350 --> 00:13:19,350 جز اینکه او را در چهره رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شناختم 216 00:13:19,350 --> 00:13:21,350 وقتی به او نگاه کردم 217 00:13:21,350 --> 00:13:25,350 به جز دو مورد که من از او نشناختم 218 00:13:25,350 --> 00:13:28,350 او از رویاهای خود بی خبر است 219 00:13:28,350 --> 00:13:32,350 شدت نادانی او فقط رویای او را افزایش می دهد 220 00:13:32,350 --> 00:13:35,350 من آنها را در آن تست کردم 221 00:13:35,350 --> 00:13:37,350 بر تو شهادت می دهم ای عمر 222 00:13:37,350 --> 00:13:40,350 من خدا را به عنوان پروردگار خود پذیرفته ام 223 00:13:40,350 --> 00:13:42,350 و اسلام دین ماست 224 00:13:42,350 --> 00:13:46,350 و محمد صلی الله علیه و آله نبی است 225 00:13:46,350 --> 00:13:51,350 نیمی از پولم را خیریه برای مسلمانان کردم 226 00:13:51,350 --> 00:13:56,509 سپس با عمر نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم برگشتم 227 00:13:56,509 --> 00:13:59,509 پس پیش از او اسلام آوردم و با او بیعت کردم 228 00:13:59,509 --> 00:14:02,509 من شاهد صحنه ها با او بودم 229 00:14:02,509 --> 00:14:04,539 من کی هستم؟ 230 00:14:04,539 --> 00:14:11,470 پاسخ 231 00:14:11,470 --> 00:14:13,470 زید بن صنعنه 232 00:14:13,470 --> 00:14:14,470 خدا رحمتش کند 233 00:14:14,470 --> 00:14:21,460 توقف کنید 234 00:14:21,460 --> 00:14:27,009 با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد 235 00:14:27,009 --> 00:14:34,889 چالش جدید من کی هستم؟ 236 00:14:34,889 --> 00:14:40,220 من یکی از همراهان مهاجر زن هستم 237 00:14:40,220 --> 00:14:42,220 و از مادران مؤمنان 238 00:14:42,220 --> 00:14:45,220 چهارمین همسر پیامبر اکرم 239 00:14:45,220 --> 00:14:49,220 و دختر خلیفه دوم مسلمین 240 00:14:49,220 --> 00:14:52,289 او به فصاحت و بلاغت معروف بود 241 00:14:52,289 --> 00:14:55,419 من در مکه با پدرم اسلام آوردم 242 00:14:55,419 --> 00:15:00,419 او با خنیس بن حذفة السهمیه رضی الله عنه ازدواج کرد 243 00:15:00,419 --> 00:15:03,419 که به اسلام گروید و همچنین در گذشته 244 00:15:03,419 --> 00:15:08,419 پیش از آنکه رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد دارالارقم شود 245 00:15:08,419 --> 00:15:13,629 من با شوهرم خانیس به شهر مهاجرت کردم 246 00:15:13,629 --> 00:15:15,629 در جنگ احد مجروح شد 247 00:15:15,629 --> 00:15:17,629 سپس پس از آن درگذشت 248 00:15:17,629 --> 00:15:19,629 بیوه شد 249 00:15:19,629 --> 00:15:22,629 این برای پدرم سخت بود 250 00:15:22,629 --> 00:15:25,629 می خواست مرا دلداری دهد 251 00:15:25,629 --> 00:15:28,629 او به دنبال من برای یک شوهر خوب بود 252 00:15:28,629 --> 00:15:33,629 انتخاب او بر عهده عثمان بن عثمان رضی الله عنه افتاد 253 00:15:33,629 --> 00:15:37,629 نزد او آمد و به او پیشنهاد ازدواج داد 254 00:15:37,629 --> 00:15:42,629 عثمان گفت: من الان تمایلی به ازدواج ندارم. 255 00:15:42,629 --> 00:15:46,629 سپس مرا به ابوبکر رضی الله عنه عرضه کرد 256 00:15:46,629 --> 00:15:48,629 ابوبکر ساکت ماند 257 00:15:48,629 --> 00:15:50,629 با جواب برنگشت 258 00:15:50,629 --> 00:15:52,629 بنابراین نگرانی پدرم را فرا گرفت 259 00:15:52,629 --> 00:15:55,629 او خود را عاشق ابوبکر یافت 260 00:15:55,629 --> 00:15:59,629 چند شب همینطور ماندیم 261 00:15:59,629 --> 00:16:04,629 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از پدرم به من خواستگاری کرد 262 00:16:04,629 --> 00:16:06,629 با خوشحالی افطار کردیم 263 00:16:06,629 --> 00:16:08,629 و مرا به عقد او درآورد 264 00:16:08,629 --> 00:16:11,730 سپس ابوبکر رضی الله عنه آمد 265 00:16:11,730 --> 00:16:14,730 از پدرم عذرخواهی کرد و گفت 266 00:16:14,730 --> 00:16:19,730 وقتی دخترت را به من پیشنهاد دادی مانع از ازدواج من نشد 267 00:16:19,730 --> 00:16:25,730 اما فهمیدم که رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را ذکر کرده است 268 00:16:25,730 --> 00:16:28,730 من نخوردم که نافم آشکار شود 269 00:16:28,730 --> 00:16:34,720 اگر او رضی الله عنه آن را ترک می کرد، آن را می بوسیدم 270 00:16:34,720 --> 00:16:37,720 من زن بسیار حسودی بودم 271 00:16:37,720 --> 00:16:40,720 کنترل خودم برایم سخت است 272 00:16:40,720 --> 00:16:43,720 این دلیل طلاق من بود 273 00:16:43,720 --> 00:16:49,720 رسول خدا صلی الله علیه و آله یک بار مرا طلاق داد 274 00:16:49,720 --> 00:16:52,720 بنابراین نگرانی بر من غلبه کرد و مرا به گریه انداخت 275 00:16:52,720 --> 00:16:55,720 این برای پدرم عالی بود 276 00:16:55,720 --> 00:17:00,720 سپس جبرئیل علیه السلام نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد 277 00:17:00,720 --> 00:17:02,720 و به او گفت 278 00:17:02,720 --> 00:17:05,720 خداوند به شما دستور می دهد که آن را مرور کنید 279 00:17:05,720 --> 00:17:08,720 روزه دائمی است 280 00:17:08,720 --> 00:17:11,720 او همسر شما در بهشت است 281 00:17:11,720 --> 00:17:16,839 پس از رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 282 00:17:16,839 --> 00:17:19,839 جنگ های ارتداد آغاز شد 283 00:17:19,839 --> 00:17:21,839 بسیاری از خوانندگان مردند 284 00:17:21,839 --> 00:17:25,839 پس ابوبکر رضی الله عنه قرآن را جمع کرد 285 00:17:25,839 --> 00:17:29,869 تا قرآن به خاطر مرگ حفظ گم نشود 286 00:17:29,869 --> 00:17:32,869 سپس قرآن نزد پدرم رفت 287 00:17:32,869 --> 00:17:36,869 پس از مرگ، حفظ قرآن را به من سپرد 288 00:17:36,869 --> 00:17:38,869 بنابراین او به سمت من آمد 289 00:17:38,869 --> 00:17:41,869 من هنوز این اولین قرآن را دارم 290 00:17:41,869 --> 00:17:45,869 تا اینکه عثمان رضی الله عنه از من خواست 291 00:17:45,869 --> 00:17:48,869 او آن را کپی کرد و به من برگرداند 292 00:17:48,869 --> 00:17:51,190 من کی هستم؟ 293 00:17:51,190 --> 00:18:00,500 پاسخ حفصه بنت عمر بن الخطاب است 294 00:18:00,500 --> 00:18:03,500 خداوند از هر دوی آنها راضی باشد 295 00:18:03,500 --> 00:18:14,890 توقف کنید 296 00:18:14,890 --> 00:18:18,890 با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد 297 00:18:18,890 --> 00:18:28,940 یک چالش جدید از طرف من 298 00:18:28,940 --> 00:18:31,980 من از اصحاب انصار هستم 299 00:18:31,980 --> 00:18:35,980 من پسر بودم که پیامبر صلی الله علیه و آله آمد 300 00:18:35,980 --> 00:18:37,980 شهر 301 00:18:37,980 --> 00:18:41,980 نوری بود که همه چیز را در آن روشن می کرد 302 00:18:41,980 --> 00:18:45,009 شادی و شادی مردم را دیدم 303 00:18:45,009 --> 00:18:48,009 با ورودش سلام و درود بر او باد 304 00:18:48,009 --> 00:18:51,009 دیدم که او را با هدایا دوش می دهند 305 00:18:51,009 --> 00:18:54,009 یکی از گرانبهاترین دارایی آنها 306 00:18:54,009 --> 00:18:58,009 به جز مادرم هیچی نداشت 307 00:18:58,009 --> 00:19:00,009 پس دستم را گرفت 308 00:19:00,009 --> 00:19:04,009 مرا نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آورد 309 00:19:04,009 --> 00:19:07,009 گفت یا رسول الله 310 00:19:07,009 --> 00:19:10,009 انصاری باقی نمانده بود 311 00:19:10,009 --> 00:19:13,009 مگر اینکه به شما هدیه بدهم 312 00:19:13,009 --> 00:19:16,009 و من چیزی ندارم 313 00:19:16,009 --> 00:19:18,009 جز این پسرم 314 00:19:18,009 --> 00:19:20,009 آن را بگیرید و بگذارید در خدمت شما باشد 315 00:19:20,009 --> 00:19:23,099 قلب نویسنده را مجذوب خود کرد 316 00:19:23,099 --> 00:19:27,099 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا پذیرفت 317 00:19:27,099 --> 00:19:30,099 ده سال در خدمت ایشان بودم 318 00:19:30,099 --> 00:19:35,029 من در خانه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بزرگ شدم 319 00:19:35,029 --> 00:19:38,029 و او زیر نظر من بزرگ شد 320 00:19:38,029 --> 00:19:40,059 به خدا من با دستم به آن دست نزدم 321 00:19:40,059 --> 00:19:44,059 بدون پارچه ابریشمی، بدون ابریشم، هیچ چیز 322 00:19:44,059 --> 00:19:49,059 او از دست رسول خدا صلی الله علیه و آله به ما نزدیکتر بود 323 00:19:49,059 --> 00:19:52,059 هیچوقت بویی نبردم 324 00:19:52,059 --> 00:19:57,059 بهتر از بوی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 325 00:19:57,059 --> 00:20:00,059 به خدا او هرگز به من فحش نداد 326 00:20:00,059 --> 00:20:03,059 او هرگز به من نگفت F 327 00:20:03,059 --> 00:20:07,059 وقتی فلان کار را کردم چیزی نگفت 328 00:20:07,059 --> 00:20:11,059 نه برای کاری که نکردم که فلان کار را نکردم 329 00:20:11,059 --> 00:20:15,130 من در نظر رسول خدا صلی الله علیه و آله نبودم 330 00:20:15,130 --> 00:20:18,130 فقط خدمتکار 331 00:20:18,130 --> 00:20:22,130 بلکه منشی و دستیار و شاگردش بودم 332 00:20:22,130 --> 00:20:25,289 و همنشین و همراه او 333 00:20:25,289 --> 00:20:28,289 اوست که مرا ابوحمزه نامید 334 00:20:28,289 --> 00:20:31,289 او به من زنگ می زد و می گفت: 335 00:20:31,289 --> 00:20:34,289 خدایا به او و پسرش بیشتر عطا کن 336 00:20:34,289 --> 00:20:37,289 و او را به خاطر آنچه داده ای درود فرست 337 00:20:37,289 --> 00:20:41,319 تاثیر دعایش را در زندگیم دیدم 338 00:20:41,319 --> 00:20:46,319 من در شهر باغی داشتم که سالی دو بار میوه می داد 339 00:20:46,319 --> 00:20:50,319 بقیه باغات سالی یک بار میوه می دهند 340 00:20:50,319 --> 00:20:54,349 عمرم طول کشید تا به صد و بیشتر رسیدم 341 00:20:54,349 --> 00:20:57,349 من آخرین نفر از اصحاب بودم که از دنیا رفتم 342 00:20:57,349 --> 00:21:02,349 و من به بیش از صد روح از نسل خود پی بردم 343 00:21:02,349 --> 00:21:08,960 پس از مرگم چوبی به پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم وصیت کردم 344 00:21:08,960 --> 00:21:11,960 در کفنم کنارم قرار بگیرد 345 00:21:11,960 --> 00:21:16,960 و یک مو از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 346 00:21:16,960 --> 00:21:19,960 زیر زبانم قرار بگیرد 347 00:21:19,960 --> 00:21:23,960 پس چنین کردند و وصیت من را اجرا کردند 348 00:21:23,960 --> 00:21:26,279 من کی هستم؟ 349 00:21:26,279 --> 00:21:33,880 پاسخ 350 00:21:33,880 --> 00:21:37,880 انس بن مالک انصاری رضی الله عنه 351 00:21:37,880 --> 00:21:49,230 توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید 352 00:21:49,230 --> 00:21:57,079 یک چالش جدید از طرف من 353 00:21:57,079 --> 00:22:04,349 من از اصحاب بزرگ رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هستم 354 00:22:04,349 --> 00:22:07,349 من با اولین کسی که مسلمان شد مسلمان شدم 355 00:22:07,349 --> 00:22:11,349 او به حبشه و سپس به مدینه مهاجرت کرد 356 00:22:11,349 --> 00:22:16,349 همه صحنه ها را با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شاهد بودم 357 00:22:16,349 --> 00:22:19,349 من یکی از تیراندازان ماهر بودم 358 00:22:19,349 --> 00:22:24,349 وی از فرماندهان تیپ ها و مأموریت های پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود. 359 00:22:24,349 --> 00:22:26,349 و خلفای پس از او 360 00:22:26,349 --> 00:22:32,250 امیرالمؤمنین عمر بن الخطاب رضی الله عنه مرا فرستاد. 361 00:22:32,250 --> 00:22:34,250 به احمقی از سرزمین عراق 362 00:22:34,250 --> 00:22:38,250 تا آن را بگشایند و سرزمینش را از پارسیان پاک کنند 363 00:22:38,250 --> 00:22:41,250 از من خداحافظی کرد 364 00:22:41,250 --> 00:22:43,250 برو تو و آنهایی که با تو هستند 365 00:22:43,250 --> 00:22:46,250 تا به دورترین نقطه کشورهای عربی برسید 366 00:22:46,250 --> 00:22:48,250 و پست ترین کشورهای پارسی 367 00:22:48,250 --> 00:22:51,250 و با برکت خدا قدم بردارید 368 00:22:51,250 --> 00:22:53,250 و هر که شما را اجابت کند از خدا بخواهید 369 00:22:53,250 --> 00:22:56,250 و از ابا، خراج 370 00:22:56,250 --> 00:22:59,250 در غیر این صورت، شمشیر بی امان است 371 00:22:59,250 --> 00:23:01,250 دشمن آسیب دید 372 00:23:01,250 --> 00:23:03,250 و از خدا، پروردگارتان بترسید 373 00:23:03,250 --> 00:23:06,700 بنابراین ادامه دادم تا جایی که فضای خالی را باز کردم 374 00:23:06,700 --> 00:23:10,700 سپس شهر بصره در عراق را طراحی کردم 375 00:23:10,700 --> 00:23:14,700 ساخت و عمره آن برای مسلمانان بود 376 00:23:14,700 --> 00:23:18,700 فولانی امیرالمؤمنین عمر رضی الله عنه 377 00:23:18,700 --> 00:23:21,700 من در این دنیا زاهد بودم 378 00:23:21,700 --> 00:23:23,700 از امارت متنفرم 379 00:23:23,700 --> 00:23:25,700 پس خطاب به مردم کردم و گفتم 380 00:23:25,700 --> 00:23:27,700 مردم 381 00:23:27,700 --> 00:23:30,700 جهان بینایی داده است 382 00:23:30,700 --> 00:23:32,700 یک کفش مانده است 383 00:23:32,700 --> 00:23:39,700 و چیزی از آن باقی نمی ماند مگر دوغابی مانند دوغاب ظرفی که یکی از شما در آن فرو رود. 384 00:23:39,700 --> 00:23:44,759 همانا شما در خانه ای هستید که به ناچار از آن کوچ خواهید کرد 385 00:23:44,759 --> 00:23:48,759 بنابراین تا جایی که می توانید از آن حرکت کنید 386 00:23:48,759 --> 00:23:51,759 به خانه ای که هرگز ناپدید نمی شود 387 00:23:51,759 --> 00:23:56,759 به ما اشاره شد که سنگ از لبه جهنم پرتاب می شود 388 00:23:56,759 --> 00:24:01,759 هفتاد پاییز در آن می افتد بی آنکه به تهش برسد 389 00:24:01,759 --> 00:24:04,759 به خدا سوگند پر می شود 390 00:24:04,759 --> 00:24:09,759 به من گفته شد که بین آن دو مرد، یکی از درهای بهشت است 391 00:24:09,759 --> 00:24:12,759 یک سفر چهل ساله 392 00:24:12,759 --> 00:24:18,759 به خدا سوگند روزی می رسد که شلوغ می شود 393 00:24:18,759 --> 00:24:22,759 به خدا پناه می برم تا در خود بزرگ باشم 394 00:24:22,759 --> 00:24:25,759 و خدا کوچک است 395 00:24:25,759 --> 00:24:29,789 و مرا با رسول خدا صلی الله علیه و آله دیدم 396 00:24:29,789 --> 00:24:31,789 هفت هفت 397 00:24:31,789 --> 00:24:34,789 ما جز برگ درخت غذا نداریم 398 00:24:34,789 --> 00:24:37,789 تا اینکه به گونه هایمان آسیب زد 399 00:24:37,789 --> 00:24:41,789 یک ورق کاغذ پیدا کردم و آن را به دو نیم کردم 400 00:24:41,789 --> 00:24:44,789 پس نصف آن را به سعد بن ابی القص دادم 401 00:24:44,789 --> 00:24:46,789 نصفش را پوشیدم 402 00:24:46,789 --> 00:24:50,859 امروز یکی از آن هفت نفر زنده نیست 403 00:24:50,859 --> 00:24:54,859 جز اینکه او شاهزاده مصر از ممالک است 404 00:24:54,859 --> 00:24:58,910 وقتی موسم حج فرا رسید 405 00:24:58,910 --> 00:25:01,910 یکی از برادرانم را در بصره جانشین خود کردم 406 00:25:01,910 --> 00:25:03,910 چیزی بیرون آمد 407 00:25:03,910 --> 00:25:05,910 وقتی حج را تمام کردم 408 00:25:05,910 --> 00:25:07,910 من به شهر سفر کردم 409 00:25:07,910 --> 00:25:10,910 در آنجا از امیرالمؤمنین علیه السلام پرسیدم 410 00:25:10,910 --> 00:25:13,910 تا مرا از امارت راحت کند 411 00:25:13,910 --> 00:25:17,910 عمر رضی الله عنه امتناع کرد و به من رحم نکرد 412 00:25:17,910 --> 00:25:19,910 بنابراین من او را ترک کردم 413 00:25:19,910 --> 00:25:23,910 از خدا خواستم مرا به بصره برنگرداند 414 00:25:23,910 --> 00:25:26,910 و هرگز به امارت 415 00:25:26,910 --> 00:25:29,910 خداوند دعای مرا مستجاب کرد 416 00:25:29,910 --> 00:25:32,910 سپس مرگ در راه مرا فرا گرفت 417 00:25:32,910 --> 00:25:34,910 نزدیک به شهر 418 00:25:34,910 --> 00:25:37,299 من کی هستم؟ 419 00:25:37,299 --> 00:25:52,990 جواب عثبه بن غزوان رضی الله عنه است 420 00:25:52,990 --> 00:25:55,539 توقف کنید 421 00:25:55,539 --> 00:26:03,480 با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد 422 00:26:03,480 --> 00:26:05,480 چالش جدید 423 00:26:05,480 --> 00:26:07,480 من کی هستم؟ 424 00:26:07,480 --> 00:26:11,690 من جزو اولین اصحاب هستم 425 00:26:11,690 --> 00:26:14,690 از مهاجران مکه 426 00:26:14,690 --> 00:26:17,690 برادرم عمر بن الخطاب رضی الله عنه است 427 00:26:17,690 --> 00:26:19,690 امیرالمؤمنین 428 00:26:19,690 --> 00:26:22,690 و یکی از خلفای راشدین 429 00:26:22,690 --> 00:26:24,750 من از او بزرگتر بودم 430 00:26:24,750 --> 00:26:27,750 و من در اسلام و هجرت از او قدیمتر بودم 431 00:26:27,750 --> 00:26:30,750 او مرا خیلی دوست داشت 432 00:26:30,750 --> 00:26:33,750 در جنگ احد به من فرمود: 433 00:26:33,750 --> 00:26:35,750 این سپر من را بگیر برادر 434 00:26:35,750 --> 00:26:37,750 سپر آن 435 00:26:37,750 --> 00:26:38,750 پس به او گفتم 436 00:26:38,750 --> 00:26:42,750 من گواهینامه ای مانند آنچه شما می خواهید می خواهم 437 00:26:42,750 --> 00:26:45,750 بنابراین همه آن را ترک کردیم 438 00:26:45,750 --> 00:26:49,650 من با پیامبر صلی الله علیه و آله شرکت کردم 439 00:26:49,650 --> 00:26:51,650 در تمام فتوحاتش 440 00:26:51,650 --> 00:26:54,650 سپس در جنگ های ارتداد شرکت کردم 441 00:26:54,650 --> 00:26:58,650 او پرچم مسلمانان را در جنگ الیمامه حمل کرد 442 00:26:58,650 --> 00:27:01,650 و شما در آن به خوبی عمل کردید 443 00:27:01,650 --> 00:27:05,650 جایی که مسلمانان در آغاز نبرد شکست خورده عقب نشینی کردند 444 00:27:05,650 --> 00:27:08,650 پس با صدای بلند شروع به گفتن کردم 445 00:27:08,650 --> 00:27:11,650 یا مردان، هیچ مردی وجود ندارد 446 00:27:11,650 --> 00:27:16,650 خدایا به خاطر پرواز یارانم از تو معذرت می خواهم 447 00:27:16,650 --> 00:27:20,650 من تو را از آنچه مسيليمه آورد بيزارم 448 00:27:20,650 --> 00:27:24,710 ای مردم دندان های آسیاب خود را گاز بگیرید 449 00:27:24,710 --> 00:27:26,710 و به دشمنت ضربه بزن 450 00:27:26,710 --> 00:27:28,710 و به جلو حرکت کنید 451 00:27:28,710 --> 00:27:30,779 بعد قسم خوردم و گفتم 452 00:27:30,779 --> 00:27:34,779 به خدا سوگند من سخنی نمی گویم تا خداوند آنها را شکست دهد 453 00:27:34,779 --> 00:27:38,779 یا خدا را ملاقات کنم و با حجت من با او صحبت کنم 454 00:27:38,779 --> 00:27:42,779 بعد با پرچم مسلمین جلو آمدم 455 00:27:42,779 --> 00:27:44,779 و با مرتدان جنگیدم 456 00:27:44,779 --> 00:27:47,779 تا اینکه بدترین مردم را کشتم 457 00:27:47,779 --> 00:27:49,779 مردان پسر عنفوا هستند 458 00:27:49,779 --> 00:27:51,779 که به شهر آمد 459 00:27:51,779 --> 00:27:54,779 اسلام و قرآن را بیاموزید 460 00:27:54,779 --> 00:27:57,779 سپس هنگامى كه مسيلمه در نجد ظاهر شد 461 00:27:57,779 --> 00:28:00,779 پیامبر صلی الله علیه و آله او را مبعوث کرد 462 00:28:00,779 --> 00:28:01,779 برای اثبات مردم 463 00:28:02,779 --> 00:28:04,779 او از مسیلمه هشدار می دهد 464 00:28:04,779 --> 00:28:06,779 اما او برگشت 465 00:28:06,779 --> 00:28:11,779 مسيلمه با پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم شهادت داد 466 00:28:11,779 --> 00:28:16,779 وسوسه کننده تر از خود مسیلمه بود 467 00:28:16,779 --> 00:28:22,779 پس او را کشتم و به جنگ ادامه دادم تا اینکه در آن جنگ کشته شدم 468 00:28:22,779 --> 00:28:27,609 برادرم عمر رضی الله عنه از مرگ من ناراحت شد 469 00:28:27,609 --> 00:28:29,609 و او می گفت 470 00:28:29,609 --> 00:28:31,609 خدا برادرم را بیامرزد 471 00:28:31,609 --> 00:28:33,609 او از من بر حسنیان پیشی گرفت 472 00:28:33,609 --> 00:28:35,609 او قبل از من اسلام آورد 473 00:28:35,609 --> 00:28:37,609 قبل از من شهید شد 474 00:28:37,609 --> 00:28:39,609 به کسی که مرا کشت گفت 475 00:28:39,609 --> 00:28:41,609 او ابو مریم اصلولی است 476 00:28:41,609 --> 00:28:44,609 پس از آن که به عنوان مسلمان نزد او آمد 477 00:28:44,609 --> 00:28:45,609 وای بر تو! 478 00:28:45,609 --> 00:28:47,609 برادرم را کشتي 479 00:28:47,609 --> 00:28:50,609 هیچ وقت جوانی نداشتم بدون یاد او 480 00:28:50,609 --> 00:28:55,609 به خدا سوگند من تو را دوست ندارم تا زمانی که زمین خون را دوست بدارد 481 00:28:55,609 --> 00:28:57,670 مرد گفت 482 00:28:57,670 --> 00:28:59,670 واقعا جلوی من رو میگیری؟ 483 00:28:59,670 --> 00:29:01,670 عمر گفت 484 00:29:01,670 --> 00:29:02,670 خیر 485 00:29:02,670 --> 00:29:03,700 او گفت 486 00:29:03,700 --> 00:29:05,700 اشکالی ندارد 487 00:29:05,700 --> 00:29:08,700 او فقط از عشق زنان پشیمان است 488 00:29:08,700 --> 00:29:11,059 من کی هستم؟ 489 00:29:11,059 --> 00:29:17,730 پاسخ 490 00:29:17,730 --> 00:29:20,730 زید بن خطاب رضی الله عنه 491 00:29:20,730 --> 00:29:29,460 توقف کنید 492 00:29:29,460 --> 00:29:33,460 با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد 493 00:29:33,460 --> 00:29:39,339 چالش جدید 494 00:29:39,339 --> 00:29:41,339 من کی هستم؟ 495 00:29:41,339 --> 00:29:45,349 من از اصحاب ارجمند هستم 496 00:29:45,349 --> 00:29:48,349 و استادی از انصار 497 00:29:48,349 --> 00:29:51,349 در خواندن و نوشتن خوب بودم 498 00:29:51,349 --> 00:29:54,349 شاهد دومین بیعت عقبه بود 499 00:29:54,349 --> 00:29:57,349 من یکی از کاپیتان های آنجا بودم 500 00:29:57,349 --> 00:30:00,349 همچنین شاهد جنگ های بدر و احد بود 501 00:30:00,349 --> 00:30:04,349 با رسول خدا صلی الله علیه و آله 502 00:30:04,349 --> 00:30:07,349 برادر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 503 00:30:07,349 --> 00:30:11,349 بین من و عبدالرحمن بن عفر رضی الله عنه 504 00:30:11,349 --> 00:30:13,349 در ابتدای شهر 505 00:30:13,349 --> 00:30:16,480 پس به برادرم عبدالرحمن گفتم 506 00:30:16,480 --> 00:30:20,480 انصار فهمیده اند که من یکی از ثروتمندترین آنها هستم 507 00:30:20,480 --> 00:30:24,480 من پولم را بین من و تو به دو قسمت تقسیم می کنم 508 00:30:24,480 --> 00:30:26,480 من دو تا زن دارم 509 00:30:26,480 --> 00:30:28,480 ببینید آنها چه چیزی را برای شما دوست دارند 510 00:30:28,480 --> 00:30:33,480 پس او را طلاق داد و وقتی طلاق گرفت، با او ازدواج کردم 511 00:30:33,480 --> 00:30:36,509 عبدالرحمن رضی الله عنه به من گفت 512 00:30:36,509 --> 00:30:40,509 خداوند به شما، خانواده و پول شما صبر بدهد 513 00:30:40,509 --> 00:30:42,509 بازار را به من نشان بده 514 00:30:42,509 --> 00:30:45,410 در جنگ احد 515 00:30:45,410 --> 00:30:47,410 نبرد تمام شده است 516 00:30:47,410 --> 00:30:50,410 من همراه با مسلمانان دیگر مجروح شدم 517 00:30:50,410 --> 00:30:54,410 پس از رسول خدا صلی الله علیه و آله درباره من بپرسید 518 00:30:54,410 --> 00:30:58,410 هر که به من نگاه کرد گفت فلانی چه کرد 519 00:30:58,410 --> 00:31:00,410 مردی از انصار گفت 520 00:31:00,410 --> 00:31:03,410 من هستم ای رسول خدا 521 00:31:03,410 --> 00:31:05,410 پس برای یافتن مردگان بیرون رفت 522 00:31:05,410 --> 00:31:10,440 تا اینکه مرا مجروح و تا آخرین نفس گرفتار یافت 523 00:31:10,440 --> 00:31:16,440 به من گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله به تو سلام می کند 524 00:31:16,440 --> 00:31:19,440 میگه چطوری پیدات کنم 525 00:31:19,440 --> 00:31:26,539 پس به او گفتم سلام مرا به رسول خدا صلی الله علیه و آله برسان. 526 00:31:26,539 --> 00:31:30,539 و به او بگو که بوی بهشت را استشمام می کنم 527 00:31:30,539 --> 00:31:36,660 خداوند از جانب من به شما اجر دهد همان گونه که به پیامبری از جانب امتش پاداش می دهد 528 00:31:36,660 --> 00:31:42,660 و سلام مرا به قومم برسان و بگو که نزد خدا عذری نداری 529 00:31:42,660 --> 00:31:47,660 اگر با رسول خدا خاتمه دهد، و تو چشم گیر کنی 530 00:31:47,660 --> 00:31:51,049 بعد روحیه ام لبریز شد 531 00:31:51,049 --> 00:31:56,049 پس آن مرد نزد پیامبر صلی الله علیه و آله بازگشت و به او خبر داد 532 00:31:56,049 --> 00:32:01,049 گفت رحمت الله علیه 533 00:32:01,049 --> 00:32:05,049 خدا و رسولش را زنده و مرده نصیحت کرد 534 00:32:05,049 --> 00:32:07,210 من کی هستم؟ 535 00:32:07,210 --> 00:32:17,359 جواب سعد بن الربیع رضی الله عنه است 536 00:32:17,359 --> 00:32:30,019 توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید 537 00:32:30,019 --> 00:32:40,180 یک چالش جدید از طرف من 538 00:32:40,180 --> 00:32:45,180 من از اصحاب قریش و سرور ارباب آنها هستم 539 00:32:45,180 --> 00:32:48,180 پدر من فرعون این امت است 540 00:32:48,180 --> 00:32:52,180 پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز او را به این نام خوانده است 541 00:32:52,180 --> 00:32:56,210 من با اسلام و مسلمین بسیار دشمن بودم 542 00:32:56,210 --> 00:33:01,210 پدرم را در جنگ بدر در مقابل چشمانم دیدم 543 00:33:01,210 --> 00:33:04,210 دشمنی من با مسلمانان بیشتر شد 544 00:33:04,210 --> 00:33:07,210 بنابراین یک روز یکشنبه بیرون رفتم تا انتقام پدرم را بگیرم 545 00:33:07,210 --> 00:33:12,210 من با قریش شاهد همه صحنه ها علیه مسلمانان بودم 546 00:33:12,210 --> 00:33:15,099 در فتح مکه 547 00:33:15,099 --> 00:33:19,099 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم خون من را ریخت 548 00:33:19,099 --> 00:33:21,099 به خاطر بدی اعمالم 549 00:33:21,099 --> 00:33:25,099 بنابراین من فرار کردم و روی صورتم سرگردان بودم 550 00:33:25,099 --> 00:33:27,099 از مسلمانان می ترسد 551 00:33:27,099 --> 00:33:29,099 پس سوار دریا شدم 552 00:33:29,099 --> 00:33:31,099 بنابراین ما پاسخ دادیم 553 00:33:31,099 --> 00:33:33,099 صاحب کشتی گفت 554 00:33:33,099 --> 00:33:39,099 صادق باشید، زیرا خدایان شما در اینجا هیچ فایده ای برای شما ندارند 555 00:33:39,099 --> 00:33:41,140 پس فکر کردم و گفتم 556 00:33:41,140 --> 00:33:44,140 به خدا این همان چیزی است که محمد به آن دعوت می کند 557 00:33:44,140 --> 00:33:47,140 پس حواسم به خودم برگشت و گفتم 558 00:33:47,140 --> 00:33:50,140 به خدا سوگند خدا مرا از این امر نجات داد 559 00:33:50,140 --> 00:33:53,140 برای بازگشت به سوی محمد 560 00:33:53,140 --> 00:33:56,140 و دستم را در دست او خواهم گذاشت 561 00:33:56,140 --> 00:33:58,140 سپس باد آرام شد 562 00:33:58,140 --> 00:34:00,140 پس از کشتی پیاده شدم 563 00:34:00,140 --> 00:34:02,140 و به شهر رفتم 564 00:34:02,140 --> 00:34:05,170 در راه با همسرم آشنا شدم 565 00:34:05,170 --> 00:34:10,170 که امانت را برای من از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم گرفت 566 00:34:10,170 --> 00:34:13,170 اومده بود یه خبر خوب بهم بده 567 00:34:13,170 --> 00:34:17,170 گفت: من از بهترین مردم نزد تو آمدم. 568 00:34:17,170 --> 00:34:19,170 و با مردم رفتار می کنم 569 00:34:19,170 --> 00:34:21,170 و بهترین مردم 570 00:34:21,170 --> 00:34:23,170 خودتو نابود نکن 571 00:34:23,170 --> 00:34:25,170 و با من پیش او بیا 572 00:34:25,170 --> 00:34:27,170 پس با او برگشتم 573 00:34:27,170 --> 00:34:31,329 وقتی بر پیامبر صلی الله علیه و آله وارد شدم 574 00:34:31,329 --> 00:34:33,329 با خوشحالی به سمت من بلند شد 575 00:34:33,329 --> 00:34:36,329 عبایی روی دوشش نیست 576 00:34:36,329 --> 00:34:41,329 به مسافر مهاجر سلام کرد 577 00:34:41,329 --> 00:34:43,329 پس اسلام آوردم 578 00:34:43,329 --> 00:34:46,329 از پیامبر صلی الله علیه و آله خواستم 579 00:34:46,329 --> 00:34:50,329 برای هر موقعیتی که در برابر او دیدم از من طلب بخشش کند 580 00:34:50,329 --> 00:34:52,329 پس برای من طلب بخشش کن 581 00:34:52,329 --> 00:34:54,360 بعد گفتم 582 00:34:54,360 --> 00:34:56,360 ای رسول خدا 583 00:34:56,360 --> 00:35:00,360 من نمی گذارم هیچ پولی که خرج کردم از اسلام دور شود 584 00:35:00,360 --> 00:35:04,360 مگر اینکه دوبرابر خود را در راه خدا خرج کند 585 00:35:04,360 --> 00:35:09,420 من هم برای جلوگیری از مردم از راه خدا نمی جنگیدم 586 00:35:09,420 --> 00:35:13,420 مگر اینکه او را در راه خود ضعیف ساخته باشید 587 00:35:13,420 --> 00:35:16,449 و در جنگ یرموک 588 00:35:16,449 --> 00:35:20,449 ناراحتی مسلمانان در یک موقعیت تشدید شد 589 00:35:20,449 --> 00:35:22,449 پس از اسبم پیاده شدم 590 00:35:22,449 --> 00:35:24,449 و غلاف شمشیرم را شکستم 591 00:35:24,449 --> 00:35:27,449 در صفوف رومیان نفوذ کرد 592 00:35:27,449 --> 00:35:31,449 پس نزد خالد بن ولید رضی الله عنه شتافت 593 00:35:31,449 --> 00:35:34,449 گفت: نکن پسر عمو. 594 00:35:34,449 --> 00:35:39,449 کشتن تو برای مسلمانان سخت است 595 00:35:39,449 --> 00:35:43,449 به او گفتم از من کنار برود، خالد 596 00:35:43,449 --> 00:35:46,449 من شخصاً با رسول خدا مبارزه کردم 597 00:35:46,449 --> 00:35:48,449 الان باید جواب بدم؟ 598 00:35:48,449 --> 00:35:52,960 پس جنگیدم تا مجروح شدم و افتادم 599 00:35:52,960 --> 00:35:55,960 در کنار حارث بن هشام افتاد 600 00:35:55,960 --> 00:35:59,960 و عیاش بن ابی ربیعه رضی الله عنهم 601 00:35:59,960 --> 00:36:02,989 پس حارث به او آب داد تا بنوشد 602 00:36:02,989 --> 00:36:05,989 وقتی برایش آب آوردند 603 00:36:05,989 --> 00:36:08,989 به من نگاه کرد و به من آب دوش داد 604 00:36:08,989 --> 00:36:11,989 گفت: برایش بگذار. 605 00:36:11,989 --> 00:36:13,989 پس برایم آب آوردند 606 00:36:13,989 --> 00:36:18,989 به عیاش بن ابی ربیعه که کنارم بود نگاه کردم و او به من نگاه کرد 607 00:36:18,989 --> 00:36:22,989 پس گفتم آن را به عیاش بدهم 608 00:36:22,989 --> 00:36:24,989 وقتی به او رسیدند 609 00:36:24,989 --> 00:36:28,019 پس مرد 610 00:36:28,019 --> 00:36:30,019 وقتی نزد من برگشتند 611 00:36:30,019 --> 00:36:34,019 پس من هم مردم 612 00:36:34,019 --> 00:36:36,019 پس به الحارث بازگشتند 613 00:36:36,019 --> 00:36:40,019 متوجه شدند که او هم مرده است 614 00:36:40,019 --> 00:36:43,019 هیچ کدام از ما طعم آب را نچشیدیم 615 00:36:43,019 --> 00:36:48,059 روی بدنم هفتاد و چند زخم پیدا کردند 616 00:36:48,059 --> 00:36:50,059 بین ضربه شمشیر 617 00:36:50,059 --> 00:36:52,059 یا با نیزه خنجر بزنند 618 00:36:52,059 --> 00:36:54,059 یا شلیک تیر 619 00:36:54,059 --> 00:36:56,179 من کی هستم؟ 620 00:36:56,179 --> 00:37:11,050 جواب عکرمه بن ابی جهل رضی الله عنه است 621 00:37:11,050 --> 00:37:18,559 توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید 622 00:37:18,559 --> 00:37:25,409 چالش جدید من کی هستم؟ 623 00:37:25,409 --> 00:37:31,420 من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم 624 00:37:31,420 --> 00:37:35,420 اسلام تا روز فتح مکه به تأخیر افتاد 625 00:37:35,420 --> 00:37:37,420 و اسلامی خوب 626 00:37:37,420 --> 00:37:42,420 او از مقربان رسول خدا صلی الله علیه و آله شد 627 00:37:42,420 --> 00:37:45,420 و خلفای پس از او 628 00:37:46,260 --> 00:37:49,260 من کسی بودم که می توانستم بخوانم و بنویسم 629 00:37:49,260 --> 00:37:54,260 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به من می سپرد تا از جانب او اجابت کنم. 630 00:37:54,260 --> 00:37:57,260 پس پادشاهان را به جای او جواب دادم 631 00:37:57,260 --> 00:38:00,260 او با او به درجه اعتماد من رسید 632 00:38:00,260 --> 00:38:04,260 او به من دستور می داد که برای برخی از پادشاهان نامه بنویسم 633 00:38:04,260 --> 00:38:08,260 پس می نویسم و دستور می دهد آن را بچسبانم و مهر بزنم 634 00:38:08,260 --> 00:38:13,260 آنچه را که او رضی الله عنه می خواند به خاطر اعتمادش به من است 635 00:38:13,260 --> 00:38:18,380 روزی نامه ای به پیامبر صلی الله علیه و آله رسید 636 00:38:18,380 --> 00:38:21,380 گفت کی جواب میده؟ 637 00:38:21,380 --> 00:38:24,380 پس گفتم یا رسول الله 638 00:38:24,380 --> 00:38:26,380 پس جوابش را دادم 639 00:38:26,380 --> 00:38:31,380 سپس جواب خود را نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آوردم 640 00:38:31,380 --> 00:38:33,380 پسندید و اجرا کرد 641 00:38:33,380 --> 00:38:37,380 این امر باعث تعجب عمر بن خطاب رضی الله عنه شد 642 00:38:37,380 --> 00:38:38,380 او به من گفت 643 00:38:38,380 --> 00:38:43,380 به آنچه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می خواست، رسیدی 644 00:38:43,380 --> 00:38:46,380 این در دلش ماند 645 00:38:46,380 --> 00:38:49,380 زمانی که عمر رضی الله عنه به خلافت رسید 646 00:38:49,380 --> 00:38:52,380 از من در بیت المال استفاده کن 647 00:38:52,380 --> 00:38:53,380 و او گفت 648 00:38:53,380 --> 00:38:57,380 هیچ کس را بیشتر از تو از خدا ندیده ام 649 00:38:57,380 --> 00:38:59,380 به من هم گفت 650 00:38:59,380 --> 00:39:02,380 اگر سابقه ای در اسلام دارید 651 00:39:02,380 --> 00:39:05,380 من کسی را به شما معرفی نکردم 652 00:39:05,380 --> 00:39:10,059 امیرالمؤمنین عمر بن الخطاب رضی الله عنه بود 653 00:39:10,059 --> 00:39:13,059 از بیت المال قرض می گیرد 654 00:39:13,059 --> 00:39:17,059 وقتي پيشنهاد بيرون مي آيد به عنوان ثواب نزد او مي آيم 655 00:39:17,059 --> 00:39:19,059 و به آنچه که مدیون است، عمل می کند 656 00:39:19,059 --> 00:39:22,150 سپس هنگامی که عثمان رضی الله عنه زمام امور را به دست گرفت 657 00:39:22,150 --> 00:39:25,150 به من اجازه بده تا بیت المال مسلمین را تصرف کنم 658 00:39:25,150 --> 00:39:27,150 از او قرض می گرفت 659 00:39:27,150 --> 00:39:32,150 بعد مثل عمر از او شکایت می کنم 660 00:39:32,150 --> 00:39:36,219 سپس از او خواستم که مرا از حفظ بیت المال معاف کند 661 00:39:36,219 --> 00:39:38,219 پس او مرا عذرخواهی کرد 662 00:39:38,219 --> 00:39:40,219 دستور داد که بدهم 663 00:39:40,219 --> 00:39:43,219 ارزش آن سی هزار درهم است 664 00:39:43,219 --> 00:39:45,219 من قبول نکردم 665 00:39:45,219 --> 00:39:46,219 و من گفتم 666 00:39:46,219 --> 00:39:48,219 من برای خدا کار کردم 667 00:39:48,219 --> 00:39:51,469 بلکه اجر من از آن خداست 668 00:39:51,469 --> 00:39:58,500 من کی هستم؟ 669 00:39:58,500 --> 00:40:03,500 جواب عبدالله بن الارقم رضی الله عنه است