WEBVTT

00:00:00.500 --> 00:00:03.500
توقف کنید

00:00:03.500 --> 00:00:08.500
با صحابه و علما و حق تعالی آشنا شد

00:00:12.500 --> 00:00:16.500
یک چالش جدی برای اینکه من هستم

00:00:16.500 --> 00:00:22.100
من از نسل رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هستم

00:00:22.100 --> 00:00:26.100
و بوی او از دنیا و حبیب اوست

00:00:26.100 --> 00:00:29.129
من سرور جوانان اهل بهشت هستم

00:00:29.129 --> 00:00:34.289
او رضی الله عنه روزی در حالی که مرا حمل می کرد گفت

00:00:34.289 --> 00:00:37.320
وای خدا دوستش دارم

00:00:37.320 --> 00:00:41.320
پس من او را دوست دارم و عاشق کسانی هستم که او را دوست دارند

00:00:41.320 --> 00:00:46.280
پیامبر صلی الله علیه و آله به سفره ای دعوت شد

00:00:46.280 --> 00:00:49.280
پس او و یارانش به سوی او برخاستند

00:00:49.280 --> 00:00:52.280
او در حالی که من در جاده بازی می کردم با من ملاقات کرد

00:00:52.280 --> 00:00:55.310
پس در مقابل مردم جلو آمد

00:00:55.310 --> 00:00:57.310
دستانش را به سمت من دراز کرد

00:00:57.310 --> 00:01:00.310
بنابراین من آن را اینجا و اینجا پخش کردم

00:01:00.310 --> 00:01:04.310
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شما را خنداند

00:01:04.310 --> 00:01:06.310
پس مرا برد

00:01:06.310 --> 00:01:09.310
یکی از دستانش را زیر چانه ام گذاشت

00:01:09.310 --> 00:01:12.310
دیگری زیر سر من است

00:01:12.310 --> 00:01:14.310
منو بوسید و گفت

00:01:14.310 --> 00:01:17.310
این از من است و من از او هستم

00:01:17.310 --> 00:01:20.310
خداوند کسانی را که او را دوست دارند دوست دارد

00:01:20.310 --> 00:01:23.310
این یک سری دلایل است

00:01:23.310 --> 00:01:26.629
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:01:26.629 --> 00:01:28.629
خداوند من و برادرم را حفظ کند

00:01:28.629 --> 00:01:30.629
و او می گوید

00:01:30.629 --> 00:01:33.629
پدرت به آن پناه می برد

00:01:33.629 --> 00:01:35.629
اسماعیل و اسحاق

00:01:35.629 --> 00:01:39.629
پناه می برم به کلام کامل خداوند

00:01:39.629 --> 00:01:42.629
از هر شیطان و آدم مهمی

00:01:42.629 --> 00:01:45.629
و از هر چشمی سرزنش است

00:01:45.629 --> 00:01:50.299
پس از فوت جدّم رضی الله عنه

00:01:50.299 --> 00:01:55.299
امیرالمؤمنین عمر بن الخطاب رضی الله عنه را دیدم.

00:01:56.299 --> 00:01:59.299
ایستادن بر منبر در مسجد

00:01:59.299 --> 00:02:02.299
پس رفتم پیشش و گفتم

00:02:02.299 --> 00:02:04.299
از منبر پدرم پیاده شو

00:02:04.299 --> 00:02:07.430
و بر منبر پدرت برو

00:02:07.430 --> 00:02:09.430
و او گفت

00:02:09.430 --> 00:02:12.430
پدرم منبر نداشت

00:02:12.430 --> 00:02:14.500
پس مرا وادار کرد با او بنشینم

00:02:14.500 --> 00:02:16.500
وقتی پایین آمد

00:02:16.500 --> 00:02:17.500
او گفت

00:02:17.500 --> 00:02:21.500
هر پسری از این موضوع اطلاع دارید

00:02:21.500 --> 00:02:22.500
گفتم

00:02:22.500 --> 00:02:24.500
کسی به من یاد نداد

00:02:24.500 --> 00:02:26.500
بعد به من گفت

00:02:26.500 --> 00:02:27.500
یعنی قهوه ای

00:02:27.500 --> 00:02:30.530
اگر بیایید و به ما سر بزنید

00:02:30.530 --> 00:02:32.530
پس به او گفتم

00:02:32.530 --> 00:02:34.530
انشاءالله به پیش شما خواهم آمد

00:02:34.530 --> 00:02:39.819
پس روزی نزد او آمدم در حالی که با معاویه رضی الله عنه خلوت کرده بود

00:02:39.819 --> 00:02:42.819
و ابن عمر بر در است

00:02:42.819 --> 00:02:45.819
پس اجازه خواست اما اجازه نداد

00:02:45.819 --> 00:02:47.849
پس ابن عمر برگشت

00:02:47.849 --> 00:02:49.849
وقتی دیدم برگشت

00:02:49.849 --> 00:02:50.849
من برگشتم

00:02:50.849 --> 00:02:54.849
عمر رضی الله عنه پس از آن با من ملاقات کرد

00:02:54.849 --> 00:02:55.849
و او گفت

00:02:55.849 --> 00:02:57.849
یعنی قهوه ای

00:02:57.849 --> 00:02:59.849
ندیدم که به ما میای

00:02:59.849 --> 00:03:00.849
گفتم

00:03:00.849 --> 00:03:04.849
تو تنها با معاویه آمده ای

00:03:04.849 --> 00:03:06.849
دیدم ابن عمر برگشت

00:03:06.849 --> 00:03:07.849
پس برگشتم

00:03:07.849 --> 00:03:10.039
او گفت

00:03:10.039 --> 00:03:15.030
تو سزاوارتر از پسرم عمر هستی

00:03:15.030 --> 00:03:18.030
امیرالمؤمنین عمر رضی الله عنه بود

00:03:18.030 --> 00:03:21.030
او مرا به من نزدیک می کند و مرا گرامی می دارد

00:03:21.030 --> 00:03:24.030
و وقتی مجموعه ها را یادداشت کرد

00:03:24.030 --> 00:03:27.030
به من و برادرم هدیه بدهید

00:03:27.030 --> 00:03:29.030
مثل پدرم

00:03:29.030 --> 00:03:31.030
پنج هزار دینار

00:03:31.030 --> 00:03:36.030
به خاطر تقرب ما به رسول خدا صلی الله علیه و آله

00:03:36.030 --> 00:03:41.129
عمر رضی الله عنه بر فرزندان صحابه لباس پوشید

00:03:41.129 --> 00:03:45.129
این برای من یا برادرم مناسب نبود

00:03:45.129 --> 00:03:47.129
پس به یمن فرستاده شد

00:03:47.129 --> 00:03:50.129
برای ما لباس آوردند

00:03:50.129 --> 00:03:52.129
به ما لباس پوشید و گفت

00:03:52.129 --> 00:03:55.129
الان احساس خوبی دارم

00:03:55.129 --> 00:03:57.479
من کی هستم؟

00:03:57.479 --> 00:04:02.860
پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو با ما به اشتراک بگذارید

00:04:02.860 --> 00:04:07.110
پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد

00:04:07.110 --> 00:04:12.110
وقتی قسمت بعدی میاد انشالله

00:04:12.110 --> 00:04:17.430
بهترین موقعیت ها و نمونه های قرن ها

00:04:17.430 --> 00:04:22.430
وقتی رسول را می‌جوید یا می‌گفت، از او پیروی می‌کرد

00:04:22.430 --> 00:04:27.430
آنها اینجا بودند که ابرهای زندگی ما را آبیاری می کردند

00:04:27.430 --> 00:04:32.430
وقتی ملاقات می کنیم، یادشان بلند می شود

00:04:32.430 --> 00:04:37.430
رفتند و سوالی در ذهنم انداختند

00:04:37.430 --> 00:04:42.430
آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟

00:04:42.430 --> 00:04:47.430
آنها زندگی خود را پر از غرور در اعمال خود کردند

00:04:47.430 --> 00:04:51.430
و جهان نفس برای آنها آشکار شده است
