بسم الله الرحمن الرحیم یک مرکز سود برای مطالعات و تحقیقات بشردوستانه او ارائه می دهد خلاصه صحیح البخاری باب: امام هنگام سلام بر مردم سلام می کند از سموره بن جند رضی الله عنه گفت در یک رمان پیامبر صلی الله علیه و آله هر گاه دعا می کرد، روی خود را به سوی ما برمی گرداند رسول خدا صلی الله علیه و آله به اصحاب خود بسیار می گفت آیا هیچ کدام از شما رویایی دیده اید؟ او گفت سپس هر که خدا بخواهد به او بگوید و فردا هم همین را گفت امشب شتر است خرید دوم است در یک رمان پس دستم را گرفت پس مرا به سرزمین مقدس بردند و به من گفتند برو حتی اگه باهاشون بری و به مردی رسیدیم که دراز کشیده بود و اینک دیگری بر بالای او بر صخره ای ایستاده بود و سپس با سنگ بر روی سرش افتاد سرش کدر می شود در یک رمان او از آن شوکه شده است سنگ اینجا او را تهدید می کند سنگ را دنبال می کند و می گیرد تا سرش همان طور که بود سالم نباشد به آن برنگردد سپس نزد او برگرد پس همان کاری را که بار اول کرد با او می کند او گفت من به آنها گفتم سبحان الله این دو چیست؟ او گفت او به من گفت برو برو برو او گفت پس راه افتادیم سپس به مردی رسیدیم که به پشت دراز کشیده بود و اینک دیگری با قمه آهنین بالای سر او ایستاده بود و اگر به سراغ کسى آمد که صورت شکافته دارد و دهانش تا پشت دهانش بریده می شود از سوراخ بینی تا پشت سرش و چشمش به پشت سرش و شق است سپس به طرف دیگر می چرخد همان کاری را که با طرف اول کرد با او می کند چه چیزی از آن طرف خالی می شود؟ پس آن جنبه همانطور که بود صحیح است سپس نزد او برگرد او همان کاری را که بار اول انجام داد انجام می دهد او گفت گفتم سبحان الله این دو چیست؟ او گفت او به من گفت برو برو برو پس راه افتادیم پس مثل تنور آمدیم بعد سر و صدا و سر و صدا آمد او گفت بنابراین ما آن را بررسی کردیم و مردان و زنان برهنه در آن بودند و چون بودند شعله‌ای از پایین به سویشان می‌آمد وقتی آن شعله به سراغشان می آید، بلند می شوند در یک رمان بنابراین به سمت سوراخی مانند فر رفتیم بالا باریک و پایین پهن است آتشی در زیر او می سوزد اگر نزدیک شود آنها برخاستند تا اینکه تقریباً بیرون آمدند اگر فروکش کند به آن بازگشتند او گفت من به آنها گفتم اینها چیست او گفت به من گفتند برو برو برو او گفت پس راه افتادیم بنابراین به رودخانه ای سرخ رنگ مانند خون رسیدیم و مردی در رودخانه شنا می کرد و اینک در کنار رودخانه مردی بود که سنگهای زیادی جمع کرده بود و اگر آن شناگر همان چیزی را که شنا می کند شنا کند سپس کسی می آید که سنگ ها را جمع کرده است سپس دهانش را باز کرد او را سنگ پرتاب می کند بنابراین او به شنا می رود سپس به او برمی گردد هر گاه به سوی او برمی گشت، دهانش باز می شد او را سنگ پرتاب می کند او گفت من به آنها گفتم اینها چیست او گفت به من گفتند برو برو برو او گفت پس راه افتادیم سپس به مردی برخوردیم که زنی منفور داشت مثل مردی که از دیدن زن متنفر است اگر آتشی داشته باشد آن را پر می کند و دور آن می دود او گفت من به آنها گفتم این چیه؟ او گفت به من گفتند برو برو برو پس راه افتادیم بنابراین به یک باغ تاریک رسیدیم همه رنگ بهار را دارد و بین پشتم مهدکودک است مرد قد بلند من به سختی می توانم سر او را به بلندی آسمان ببینم و اگر مردی بیش از دو پسر داشته باشد که من تا به حال دیده ام در یک رمان پس راه افتادیم تا به باغی سرسبز رسیدیم درخت بزرگی در آن وجود دارد اصل آن یک پیرمرد و دو پسر است و مردی نزدیک درخت بود در دستان او آتشی است که برافروخته است مرا از درخت بالا ببر آنها مرا به خانه ای بهتر از آنچه تا به حال دیده بودم بردند پیرمرد و جوان دارد و زنان و پسران بعد مرا از آن بیرون آوردند بنابراین او با من از درخت بالا رفت بنابراین او مرا به خانه ای بهتر و بهتر برد افراد مسن و جوان هستند او گفت بهشون گفتم این چیه اینها چیست؟ او گفت او به من گفت برو برو برو او گفت پس راه افتادیم بنابراین ما به یک مهدکودک عالی رسیدیم من هرگز مهدکودکی بزرگتر یا بهتر ندیده ام او گفت او به من گفت در آن بخوابید او گفت بنابراین ما در آن برخاستیم بنابراین ما به شهری رسیدیم که از آجرهای طلا و آجرهای نقره ساخته شده بود بنابراین به دروازه شهر رسیدیم بنابراین ما درخواست افتتاحیه کردیم بنابراین او برای ما باز کرد بنابراین وارد آن شدیم ما در آنجا با مردانی که نیمی از شخصیت آنها را داشتند ملاقات کردیم، مانند بهترین چیزهایی که شما دیده اید و به همان اندازه زشت است که دیدی او گفت به آنها گفتند برو تو اون رودخانه بیفت او گفت و اینک رودخانه ای مانع جاری است گویی آب خالص آن در تخم مرغ است پس رفتند و در آن افتادند سپس آنها به ما بازگشتند این بدی از آنها دور شد آنها در بهترین فرم قرار گرفتند او گفت به من گفتند این باغ عدن است و اینجا خانه شماست او گفت او به بالا نگاه کرد اگر کوتاه باشد مانند ابر سفید است او گفت به من گفتند اینجا خانه شماست او گفت من به آنها گفتم خدا هر دوی شما را بیامرزد او مرا بزرگ کرد و اجازه داد وارد شود او گفت اما در حال حاضر، نه و تو درون آن هستی در یک رمان پس سرت را بالا بگیر پس سرم را بلند کردم و بالای سرم چیزی شبیه ابر بود او گفت اون خونه توست گفتم او مرا به خانه ام دعوت کرد او گفت شما یک زندگی ناتمام باقی مانده است اگر تکمیل کنید اومدم خونه او گفت من به آنها گفتم چون از امشب یک شگفتی دیده ام خب این چیه که من دیدم؟ در یک رمان تافتمن امشب پس به من بگو چه دیدی او گفت به من گفتند اما ما به شما خواهیم گفت در مورد اولین مردی که آمدم، سرش را با سنگ بریدند او مردی است که قرآن را می گیرد و آن را رد می کند می خوابد و نماز را ترک می کند در مورد مردی که به سراغش آمدی گونه هایش تا پشت سرش شکافته می شود و سوراخ های بینی اش به پشت می رسد و چشمش به پشت او همان مردی است که صبح خانه اش را ترک می کند دروغ به افق می رسد در یک رمان تا قیامت انجام می شود و اما مردان و زنان برهنه که مانند تنور می سازند آنها زناکار و زناکار هستند در مورد مردی که به سراغش آمدی، او در رودخانه شنا می کرد و سنگ می انداخت ربا مصرف می کند در مورد مردی که از آینه متنفر است آن که بر آتش است، آن را جارو می کند و دور آن می دود او صاحب شماست ذخیره کننده جهنم در مورد مرد قد بلند در مهدکودک او ابراهیم رضی الله عنه است در مورد دو پسر اطرافش هر نوزادی مطابق طبیعت می مرد در یک رمان اولین خانه ای که وارد شدم خانه عموم مؤمنان در مورد این خانه خانه شهدا و من جبرئیل هستم و این میکائیل است او گفت بعضی از مسلمانان گفتند ای رسول خدا و فرزندان مشرکان رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند و فرزندان مشرکان در مورد افرادی که نیمی از آنها بودند، خوب و یک قسمت زشت آنها افرادی هستند که کارهای نیک انجام داده اند و یکی دیگر از بد خداوند از آنها فراتر رفت نظر در حدیث زعات فردا ساعات صبح بین نماز صبح و طلوع آفتاب است امشب شتر است یعنی جبرئیل و میکائیل علیهم السلام به من پیام بده یعنی من را فرستادند او روی سنگ می افتد یعنی آن را رها می کند برف می بارد یعنی فیکسر سنگ او را تهدید می کند یعنی از بالا به پایین می غلتد و پایین می آید تا سرش سالم باشد یعنی تا زمانی که خوب شود با چماق آهنی هر قلاب قلاب هر قطعه آهن کج است یک طرف شکاف ماهیگیر یعنی بریده و شکافته می شود فحش دادن کدام طرف دهانش و سوراخ بینی اش سوراخ بینی سوراخ بینی است او فرار نمی کند یعنی هیچ وقت تمام نمی شود پس آن جنبه همانطور که بود صحیح است یعنی همان طور که بود سالم و سالم برمی گردد او همان کاری را که بار اول انجام داد انجام می دهد یعنی بریدن و بریدن مثل تنور که در آن پخته می شود زمزمه و صدا وجود دارد هر غوغایی و فریادی که معنایش درک نشود بنابراین ما آن را بررسی کردیم یعنی ما به روشنگری نگاه کردیم شعله زبان آتش است آنها پر سر و صدا بودند یعنی سر و صدا کردند و داد زدند و سر و صدا سر و صدا و صدا من به آنها گفتم یعنی برای دو پادشاه فروکش کرد منظور یک دوره است و به او خیره می شود یعنی دهانش را باز می کند به او سنگ می اندازد از تحویل گرفتن منشأ آن انداختن لقمه در دهان است در مورد مردی که از زنان متنفر است یعنی ظاهر زشت من از دیدن یک مرد به عنوان یک زن متنفرم چه منظره ای او آتشی برای سوزاندن دارد یعنی جابجا می کند و برایش هیزم جمع می کند سوختن و او به دنبال اطراف است یعنی اطراف آتش در یک مهدکودک منشا مهدکودک باتلاق آب برای بازیابی آب در آن سپس علف‌ها و گیاهانی را که در زمین‌های بی‌خبر رشد می‌کنند نام برد و بالا گفته شد تاریک یعنی بسیاری از گیاهان از همه رنگ بهار یعنی از همه گل هایش و بین پشتم مهدکودک است یعنی وسطش و اگر مردی بیش از دو پسر داشته باشد من دیده ام دو پسر جمع متولد شده است مقصود در اینجا کودک مسلمانی است که فوت کرده است من به آنها گفتم یعنی برای دو پادشاه من هرگز مهدکودک بزرگتری ندیده ام هر مقدار بهتر هم نیست بله، هیچ چیز زیباتر از این نیست به من گفتند در آن بخوابید یعنی برخاست و برخاست بنابراین ما به شهری رسیدیم که از آجرهای طلا و آجرهای نقره ساخته شده بود خمیر جمع آجر است اصل این است که شیر از خاک رس است شیخ شیخ ابراهیم علیه السلام است بنابراین ما درخواست افتتاحیه کردیم یعنی خواستیم در را باز کنیم تا وارد شویم بخشی از خلقت آنها یعنی نیمی از خلقت آنها یعنی عکسشون برو تو اون رودخانه بیفت به او دستور داده شد که در آن رودخانه بیفتد و بشوید و اگر رودخانه ای بگذرد یعنی نمایشی بودن انگار آب خالص است یعنی شیر خالص از آب این بدی از آنها دور شد یعنی زشتی ها از بین رفته است قسمت زشت مثل قسمت خوب شد به من گفتند یعنی آن دو پادشاه گفتند باغ عدن عدن، یعنی سکونت داشت و اسمش این بود چون خانه محل سکونت است بنابراین، دید من یعنی به بالا نگاه کن بالا یعنی خیلی بالا رفت تپه سفید یعنی ابر سفید اتمی یعنی ترکانی همانطور که در حال حاضر یعنی در زندگی دنیوی سرش را برمیگرداند یعنی با سنگ می شکند قرآن را می گیرد و رد می کند طرد یعنی زمین گذاشتن چیزی و ترک آن قرآن می خواند ولی به آن عمل نمی کند مرد می شود یعنی زود از خانه بیرون می رود او دروغ می گوید یعنی یکی من ربا می خورم یعنى کسى که رباخوارى مى کند و ربا افزایش دهید دو نوع وجود دارد ربای اعتبار و پروردگار خوب مسلمانان متفق القول بر حرام بودن آن به طور کلی اتفاق نظر دارند در مورد حکومت و شعب آن اختلاف نظر داشتند زن متنفر یعنی ظاهر زشت کسی که بر آتش است آن را می سوزاند یعنی حرکت می دهد و هیزم جمع می کند تا بسوزد عقل سلیم خاستگاه طبیعت در زبان آغاز خلقت و حقیقتش آن چیزی است که خداوند متعال در دل همه خلق قرار داده است از گرایش به احکام ظاهری و پنهان شرع عشق به راستی و ایثار را نیز در دل آنان نهاد آنها مردمی سردرگم هستند یعنی کار خوب را با بدی مخلوط کردند جسارت در زیر پا گذاشتن برخی تابوها سهل انگاری در برخی وظایف ضمن اذعان به آن و امیدوارم خداوند آنها را ببخشد خداوند از آنها فراتر رفت یعنی آنها را بخشید و بخشید یکی از فواید صحبت کردن از صحبت کردن سود ببرید پس از سلام دادن به اصحاب، مستحب است امام نزدیک شود در آن، استقبال از کسانی که به نماز هدایت می شوند، حکمت دارد تا آنچه را که نیاز داشتند به آنها بیاموزیم گفته شد باطن را تعریف کنند که نماز تمام شده است اگر امام همین طور که هست ادامه دهد من این توهم را دارم که او در تشهد است این شامل راهنمایی در مورد توجه به بینایی است سؤال كردن و ذكر آن پس از نماز، مطلوب است تیزبینی صحابه رضی الله عنه را بیان می کند بر نقل رؤیا برای پیامبر صلی الله علیه و آله و از کار آنها سود می برد مطلوبیت روایت رؤیت به عالم در حدیث تعبیر پیامبر صلی الله علیه و آله است به رؤیاهای یارانش نقطه عبور را راهنمایی می کند تا تفسیر خود را در ابتدای روز آغاز کند قبل از اینکه ذهنش با بهره برداری از معیشتش در این دنیا منحرف شود زیرا عصر Ra نزدیک است و اتفاقی نیفتاده است که آن را گیج کند زیرا ممکن است چیزی در آن باشد که تعجیل آن مطلوب باشد مانند تشویق به نیکی و انذار از گناه این فضیلت صرف وقت برای بحث در مورد دانش را توضیح می دهد پشت كردن به قبله در هنگام نشستن براى درس يا امور ديگر جايز است گفتن «سبحان الله» به عنوان تعجب مطلوب است در حدیث، رؤیت انبیا بر او وحی و حقیقت است در حدیث جهنم واقعی است و آتش دارای سطوح است و آتش آفریده شده و هست در این حدیث شرح انواع کیفرهای آخرت آمده است و عذاب تا زمانی که خداوند متعال بخواهد ادامه دارد افراد شکنجه شده دوباره چنان مجازات خواهند شد که انگار بار اول هستند یکی از انواع عذاب شکستن سر است از انواع شکنجه می توان به بریدن دهان و بینی و چشم اشاره کرد حاوی اشاره ای به حفظ حواس از گناهان و اعمال ناشایست است یکی از انواع عذاب شنا کردن در نهری از خون در حالی که روی سنگ ایستاده است در آن ثواب از نوع کار است و هر کس نیکی کند، فردا در قیامت آن را خواهد یافت و هر نفسی به خاطر آنچه به دست آورده گروگان است در حدیث بهشت آفریده شده و هست سنگ های آن از طلا و نقره است و آن بهشت خانه ها و درجاتی دارد و مردم آنجا بر حسب اعمالشان هستند حدیث حاوی توضیحی درباره سرنوشت کودکان مسلمان است و در پناه ابراهیم علیه السلام هستند در مورد فرزندان مشرکان، اختلاف بین آنها مشهور است در حدیث است که پیامبر صلی الله علیه و آله خانه خود را در بهشت دید و دید او از باغ عدن و رؤیت او به مالک، نگهبان آتش و رؤیت او از ابراهیم علیه السلام حضرت ابراهیم علیه السلام برای آن مقام برگزیده شد زیرا او پدر مسلمانان است در حدیث به برخی از نهرهای بهشت اشاره و شرح داده شده است دلالت بر این دارد که بهشت محل سکونت اهل توحید در آخرت است. این شامل منع شدید از ترک تلاوت و عمل به قرآن است حاوی هشداری در مورد دروغ گفتن در مقاله یا موقعیت است و روایت صحیح نیست زنا را نهی می کند و تاکید بر زنا مناسبت برهنگی برای آنهاست زیرا آنها شایسته افشاگری هستند چون عادتشان پناه بردن به عزلت است پس با خدایان تو مجازات شدند و حكمت در عذاب از آن پايين آنهاست جرم آنها از قسمت های پایین آنهاست حاوی بیانیه ای در مورد مجازات معامله ربا است کسی که بخورد و به حرام سیر نشود در حديث به کسي تشبيه شده است که کار خوب را با کار بد مي آميزد با چهره خوب و چهره زشت وسعت رحمت خداوند متعال نسبت به خلقت را توضیح می دهد با پذیرفتن اعمال نیک آنها و نادیده گرفتن کارهای بد در حدیث به حافظ آتش مالک می گویند از زید بن خالد الجهانی نقل شده که فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله نماز صبح را برای ما در حدیبیه خواند. دنبال آسمانی که از امشب بود هنگام خروج به مردم نزدیک شد و گفت: آیا می دانی پروردگارت چه گفت؟ گفتند: خدا و رسولش داناترند گفت: یکی از بندگان من به من ایمان آورده و کافر شده است. و اما کسانی که گفتند: به فضل و رحمت خدا باران به ما رسید. در روایت آمده است که ما از رحمت و رزق الهی و فضل الهی برخوردار شدیم. او به من ایمان دارد و در کره زمین کافر است و اما آن که گفت فلان و فلان در رمان ستاره ای باریدیم آن شخص به من کافر و به کره زمین ایمان دارد نظر در حدیث در حدیبیه الحدیبیه در 22 کیلومتری غرب مکه قرار دارد در جاده قدیم جده نام آن از چاهی در آنجا گرفته شد دنبال آسمان، یعنی دنبال باران باران را بهشت می گویند زیرا از آسمان می بارد ساختن هر تشکر از سیاره می گفتند طوفان به معنای سقوط و غیبت ستاره است غیر از این گفته شد یکی از فواید صحبت کردن امام در حديث موضوع را به يارانش عرضه كرد هشداری به آنها که صحت آن را در نظر بگیرند حاوی بیانی از عظمت سرنوشت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است آنجا که بدون واسطه از خداوند متعال گفت به این می گویند کسب حدیث قدسی خداوند متعال در آن برای هر چیزی که حکمی به آن اضافه شود دلیلی آفرید در واقع بازیگر خدای متعال است قادر متعال دلالت بر این دارد که مردم در این امر دو نوع اعتقاد دارند، چنانکه در حدیث آمده است باب ماندن امام در نماز بعد از سلام از نافع فرمود: ابن عمر در جایی که نماز واجب را خوانده بود مشغول نماز بود نظر در حدیث باب ماندن امام در نماز بعد از سلام یعنی امام در جایی که نماز خوانده است نشسته می ماند این بعد از تمام شدن نماز است یکی از فواید صحبت کردن از صحبت کردن سود ببرید ماندن نمازگزار در محل نمازش جایز است برای ذکر، دعا، تعلیم یا نماز اختیاری قرائن دلالت بر جایز بودن نماز اختیاری در محل اقامه نمازهای واجب دارد. دعوا و تفصیل معروف است باب: هر که مردم را به نماز بخواند، سپس چیزی ذکر کند، سپس از آنها بگذرد درباره عقبه گفت پشت سر پیامبر صلی الله علیه و آله در مدینه نماز خواندم سلام کرد و بعد سریع بلند شد پس از گردن مردم گذشت و به دامان برخی از همسرانش رسید مردم از سرعت او ترسیده بودند پس به سوی آنها رفت دید که از سرعت او شگفت زده شدند و او گفت در مورد رفتارمان به چیزی اشاره کردم در یک رمان او بخشی از خیریه را در خانه به جا گذاشت از این که مرا حبس کند متنفر بودم در یک رمان برای گذراندن عصر یا گذراندن شب با ما پس دستور دادم تقسیم شود نظر در حدیث پس گذشت، پس گذشت مردم ترسیده بودند یعنی ترسیدند این عادت آنها زمانی بود که چیزی متفاوت از آنچه با آن آشنا بودند می دیدند از ترس اینکه اتفاق بدی برایشان بیفتد اشاره کردم یعنی در حال نماز هستم چیزی از عدالت تیل چیزی است که از طلای استخراج نشده ساخته شده است و گفته شد این همه جواهرات زمین است که از فلز استخراج می شود قبل از اینکه فرموله شود و مورد استفاده قرار گیرد غیر از این گفته شد مرا در قیامت زندانی کنند و گفته شد فکر کردن به آن، مرا از روی آوردن به خداوند متعال منحرف می کند یکی از فواید صحبت کردن از صحبت کردن سود ببرید جواز گردن زدن مردم به خاطر نیازهای ضروری مردم مانند خون دماغ، سوزش ادرار و مانند آن در آن تفکر در نماز به چیزی است که ربطی به آن ندارد نه آن را خراب می کند و نه از کمال آن می کاهد فصل چرخش و چرخش به راست و چپ از عبدالله فرمود: هیچ یک از شما نباید چیزی از نماز خود را به شیطان اختصاص دهید او بر این باور است که وظیفه اش این است که جز در دست راست خود پیروز نشود بارها دیده ام که پیامبر صلی الله علیه و آله به سمت چپ می چرخد نظر در حدیث می بیند که باور کند یکی از فواید صحبت کردن از صحبت کردن سود ببرید هشدار از فریب شیطان شیطان از انسان می خواهد که در عبادتش کارهایی انجام دهد هذیان او از افزایش خجالت است در حدیث اشاره شده است که اساس عبادت بر وقف است جایی برای اظهار نظر در مورد آن وجود ندارد باب آنچه در سیر و پیاز و تره خام ذکر شد از ابن عمر رضی الله عنه هر دو پیامبر صلی الله علیه و آله در جنگ خیبر فرمودند هر که از این درخت بخورد یعنی سیر مسجد ما به ما نزدیک نمی شود از جابر بن عبدالله که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند هر که سیر یا پیاز بخورد او ما را ترک می کند یا گفت یک سوم از مسجد ما بازنشسته می شود در یک رمان در مساجد ما را فریب ندهد و بگذار در خانه بماند و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را تقدیر آورد در یک رمان ماه کامل بیار پس به من بگویید حاوی چه سبزیجاتی مانند حبوبات است بویی از او پیدا کرد پس پرسید پس به من بگو چه چیزی از حبوبات است و او گفت نزدیکترش کن به چند تن از دوستانش که با او بودند وقتی او را دید از خوردن آن متنفر شد او گفت بخور من با کسی ارتباط برقرار می کنم که با شما ارتباط برقرار نمی کند نظر در حدیث پیاز و تره فرنگی تره فرنگی بوی نامطبوعی دارد همینقدر میام قابلمه ای که غذا در آن پخته می شود و او پیدا کرد یعنی پیامبر صلی الله علیه و آله بخور من با کسی ارتباط برقرار می کنم که با شما ارتباط برقرار نمی کند یعنی شاه حاوی توضیح دلیل ممنوعیت است دو دلیل وجود دارد یکی از آنها به مسلمانان آسیب برساند و دومی فرشته های مضر یکی از فواید صحبت کردن از صحبت کردن سود ببرید خوردن سیر و پیاز جایز است این کار ممنوع نیست حاوی رهنمودهایی در مورد خودداری از آمدن به مسجد است هنگام خوردن سیر و مانند آن در کل با شوراها سروکار دارد مانند نمازخانه عید و جنازه و محل ضیافت این شامل دوری از هر چیزی است که به مسلمانان آسیب می رساند در مورد عبدالعزیز فرمود: مردی از انس بن مالک پرسید من پیامبر خدا صلی الله علیه و آله را نشنیدم در سیر می گوید و او گفت پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند چه کسی از این درخت خورد؟ او ما را نزدیکتر نمی کند یا با ما نماز نمی خواند نظر در حدیث او ما را نزدیکتر نمی کند یعنی مسجد ما را به هم نزدیک نمی کند یکی از فواید صحبت کردن از صحبت کردن سود ببرید باید از هر چیزی که به مردم آسیب می زند دوری کرد برخی از آنها گفتند اگر کسی از عفونت چشم اطلاعی دارد باید انجام شود برای اجتناب و دوری از آن امام باید او را از دخالت در مردم باز دارد به او دستور می دهد که در خانه بماند زیرا ضرر آن از سیر و پیاز شدیدتر است