1 00:00:00,000 --> 00:00:04,000 بسم الله الرحمن الرحیم 2 00:00:04,000 --> 00:00:09,419 انجمن مواضع تقدیم می کند 3 00:00:09,419 --> 00:00:12,419 در ماه رمضان اتفاق افتاد 4 00:00:12,419 --> 00:00:15,669 رحمان رحمت باشی را شمرد 5 00:00:15,669 --> 00:00:19,149 تخریب سنگ 6 00:00:20,210 --> 00:00:23,210 در ماه رمضان سال هشتم هجری 7 00:00:23,210 --> 00:00:27,210 به احتمال زیاد در بیست و پنجم ماه مبارک 8 00:00:27,210 --> 00:00:31,210 فرمایش پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم 9 00:00:31,210 --> 00:00:36,210 با تخریب بزرگترین بتی که غیر از خدا در جزیرة العرب پرستیده می شد 10 00:00:36,210 --> 00:00:40,210 بت او غرور بود 11 00:00:40,210 --> 00:00:46,340 دستی که آن را خراب کرد، دست سیف الله خالد بن الولد بود 12 00:00:46,340 --> 00:00:50,340 و برای العزه و بت های دیگرش در شبه جزیره عربستان 13 00:00:50,340 --> 00:00:53,340 داستانی سیاه و تاریک 14 00:00:53,340 --> 00:00:55,340 تاریکی آن نور اسلام را پنهان کرد 15 00:00:55,340 --> 00:00:59,460 تاریکی آن با درخشش ایمان از بین رفت 16 00:00:59,460 --> 00:01:04,459 این داستان از زمان اسماعیل بن ابراهیم علیه السلام آغاز می شود 17 00:01:04,459 --> 00:01:08,459 زیرا اسماعیل در مکه اقامت گزید 18 00:01:08,459 --> 00:01:10,459 و نسل او در آنجا زیاد شد 19 00:01:10,459 --> 00:01:13,459 نسل او در طول روز گسترش یافت 20 00:01:13,459 --> 00:01:17,459 تا اینکه مکه وسعتش را تنگ کرد 21 00:01:17,459 --> 00:01:21,459 سپس فرزندان او در سراسر کشور پخش شدند 22 00:01:21,459 --> 00:01:25,459 آنها برای امرار معاش راهی شبه جزیره عربستان شدند 23 00:01:25,459 --> 00:01:28,459 و هیچکدام از مکه غافل نشدند 24 00:01:28,459 --> 00:01:32,459 مگر اینکه یکی از سنگ های حرم را با خود حمل کند 25 00:01:32,459 --> 00:01:34,459 به احترام خانه خدا 26 00:01:34,459 --> 00:01:37,459 اگر در یکی از مکان ها مستقر شوند 27 00:01:37,459 --> 00:01:39,459 سنگ را در آن گذاشتند 28 00:01:39,459 --> 00:01:43,459 همان گونه که در آنجا بزرگ شده بودند، آن را طواف کردند 29 00:01:43,459 --> 00:01:47,459 و عظمت و اشتیاق به او 30 00:01:47,459 --> 00:01:50,590 سپس مدت زیادی گذشت 31 00:01:50,590 --> 00:01:52,590 نسل ها از او پیروی کردند 32 00:01:52,590 --> 00:01:55,590 پس من آن سنگها را به جای خدا پرستش کردم 33 00:01:55,590 --> 00:01:59,590 مردم آنها را به عنوان بت و خدا می گرفتند 34 00:01:59,590 --> 00:02:02,689 این کار بت ها بود 35 00:02:02,689 --> 00:02:04,719 در مورد بت ها 36 00:02:04,719 --> 00:02:08,719 عمر بن ربیعه آن را به شبه جزیره عربستان آورد 37 00:02:08,719 --> 00:02:13,719 او نگهبان کعبه و از سران عرب بود 38 00:02:13,719 --> 00:02:16,719 عمر به شدت بیمار شد 39 00:02:16,719 --> 00:02:17,719 بنابراین به او گفته شد 40 00:02:17,719 --> 00:02:21,719 در بالقاع در شام تب است 41 00:02:21,719 --> 00:02:23,719 اگر نزد او بیایی، شفا می یابد 42 00:02:23,719 --> 00:02:26,719 پس نزد او رفت و با او غسل کرد و شفا یافت 43 00:02:26,719 --> 00:02:29,719 مردم آن را در حال پرستش بت ها یافت 44 00:02:29,719 --> 00:02:31,719 گفت: این چیست؟ 45 00:02:31,719 --> 00:02:34,719 گفتند: از آن باران می‌باریم. 46 00:02:34,719 --> 00:02:37,719 ما با آن به دنبال پیروزی در برابر دشمن هستیم 47 00:02:37,719 --> 00:02:40,719 او از آنها خواست که مقداری از آن را به او بدهند و آنها هم دادند 48 00:02:40,719 --> 00:02:44,719 آن را به مکه آورد و در اطراف کعبه نصب کرد 49 00:02:45,719 --> 00:02:48,819 قدیمی ترین بت عرب منه بود 50 00:02:48,819 --> 00:02:50,849 آنها هم دعوت شدند 51 00:02:50,849 --> 00:02:55,849 زیرا خون آرزوی او برای نزدیک شدن به او و تجلیل او بود 52 00:02:55,849 --> 00:02:59,849 منات را به جادوگر دریا نسبت دادند 53 00:02:59,849 --> 00:03:01,849 بین مکه و مدینه 54 00:03:01,849 --> 00:03:04,849 اعراب به او احترام می گذاشتند و از او می ترسیدند 55 00:03:04,849 --> 00:03:06,849 نام فرزندانش را به نام او می گذارد 56 00:03:06,849 --> 00:03:10,849 از جمله عبد مناه و زید منه هستند 57 00:03:10,849 --> 00:03:13,879 او ارجمندترین مردم بود 58 00:03:13,879 --> 00:03:15,879 اوس و خزرج 59 00:03:15,879 --> 00:03:19,879 سپس اعراب بعد از منه اللات را گرفتند 60 00:03:19,879 --> 00:03:23,879 اصل اللات صخره ای مربع شکل در طائف است 61 00:03:23,879 --> 00:03:29,879 یک یهودی روی آن نشسته بود و ساقه ها را می پیچاند تا مردم بخورند 62 00:03:29,879 --> 00:03:32,879 مردم به او اللات می گفتند 63 00:03:32,879 --> 00:03:35,879 وقتی یهودی مرد 64 00:03:35,879 --> 00:03:39,879 او ثقیف را بر بالای صخره برای خود به عنوان کعبه و بت ساخت 65 00:03:39,879 --> 00:03:43,879 قریش و سایر اعراب لات را گرامی داشتند 66 00:03:43,879 --> 00:03:45,879 اسم فرزندانشان را اینگونه گذاشتند 67 00:03:45,879 --> 00:03:49,879 گفتند: زید اللات و طیم اللات 68 00:03:49,879 --> 00:03:53,939 سپس اعراب بعد از آن افتخار کردند 69 00:03:53,939 --> 00:03:58,939 آن را در زمین نخله در نه فرسخی مکه بنا کردند 70 00:03:58,939 --> 00:04:02,939 عزه بزرگترین بت قریش بود 71 00:04:02,939 --> 00:04:05,939 بالای آن خانه ای ساخت تا با کعبه همخوانی کند 72 00:04:05,939 --> 00:04:09,939 او از حریمی مشابه مسجد مکه محافظت می کرد 73 00:04:09,939 --> 00:04:13,939 در آنجا گودالی ایجاد کردند که در آن حیوانات قربانی قربانی می کردند 74 00:04:13,939 --> 00:04:17,939 قریش به غرور افتخار می دادند 75 00:04:17,939 --> 00:04:20,939 وقتی کعبه را طواف کرد، گفت: 76 00:04:20,939 --> 00:04:24,939 اللات، العزه و منات سوم دیگر هستند 77 00:04:24,939 --> 00:04:27,939 زیرا آنها جرثقیل های رفیع هستند 78 00:04:27,939 --> 00:04:30,939 به شفاعت آنها امید است 79 00:04:30,939 --> 00:04:33,939 و درباره این سه بت صحبت می کردند 80 00:04:33,939 --> 00:04:36,939 با سه بت، دختران خدا 81 00:04:36,939 --> 00:04:41,009 خداوند از آنچه شریک او قرار می دهند منزّه است 82 00:04:41,009 --> 00:04:45,009 و هنگامی که خداوند پیامبرش را فرستاد 83 00:04:45,009 --> 00:04:49,009 با هدایت و دین توحید، جلال را لعن کرد 84 00:04:49,009 --> 00:04:52,009 از جمله به انتقاد از بت های قریش پرداخت 85 00:04:52,009 --> 00:04:57,009 این امر بر آنان سخت شد تا جایی که سعید بن العاص 86 00:04:57,009 --> 00:05:00,009 زمانی که به بیماری که در آن درگذشت، بیمار شد 87 00:05:00,009 --> 00:05:03,009 ابولهب به دیدار او وارد شد 88 00:05:04,009 --> 00:05:05,009 و او گفت 89 00:05:05,009 --> 00:05:08,009 چه چیزی تو را به گریه می اندازد ابواحیها؟ 90 00:05:08,009 --> 00:05:11,009 امنیت مرگ گریان و اجتناب ناپذیر است 91 00:05:11,009 --> 00:05:12,009 گفت نه 92 00:05:12,009 --> 00:05:17,069 اما می ترسم بعد از من عزا را نپرستید 93 00:05:17,069 --> 00:05:18,069 ابولهب گفت 94 00:05:18,069 --> 00:05:22,069 به خدا سوگند در عمرم به خاطر تو عبادت نکرده ام 95 00:05:22,069 --> 00:05:25,069 تا زمانی که پس از مرگ از پرستش آن دست بردار 96 00:05:25,069 --> 00:05:27,069 ابو اوحیها گفت 97 00:05:27,069 --> 00:05:32,139 اکنون می دانم که پس از من جانشینی دارم که از او محافظت کند 98 00:05:32,139 --> 00:05:36,139 قریش بت های دیگری در داخل کعبه داشتند 99 00:05:36,139 --> 00:05:38,139 بزرگترین آنها هوبال بود 100 00:05:38,139 --> 00:05:42,139 از عقیق قرمز به شکل انسان ساخته شده بود 101 00:05:42,139 --> 00:05:45,139 دست راستش شکسته بود 102 00:05:45,139 --> 00:05:48,139 پس برای او دستی از طلا ساختند 103 00:05:48,139 --> 00:05:51,139 هوبال هفت فنجان جلویش بود 104 00:05:51,139 --> 00:05:53,139 در ابتدا به صراحت نوشته شده است 105 00:05:53,139 --> 00:05:55,139 و در دیگری، یک پوستر 106 00:05:55,139 --> 00:05:58,139 اگر کسی در مورد یک نوزاد شک دارد 107 00:05:58,139 --> 00:06:00,139 به او هدیه دادند 108 00:06:00,139 --> 00:06:02,139 سپس با فندک مورد اصابت قرار گرفتند 109 00:06:02,139 --> 00:06:06,139 اگر مشخص باشد، نوزاد به پدرش دلبسته می شود 110 00:06:06,139 --> 00:06:09,139 اگر استیکر بیرون بیاید تکذیب می کنند 111 00:06:09,139 --> 00:06:13,139 هر خانواده ای در مکه، بتی در خانه خود داشت 112 00:06:13,139 --> 00:06:15,139 او را به جای خدا می پرستند 113 00:06:15,139 --> 00:06:18,139 اگر کسی می خواهد سفر کند 114 00:06:18,139 --> 00:06:22,139 آخرین کاری که در خانه انجام داد این بود که خودش را با آن پاک کرد 115 00:06:22,139 --> 00:06:24,139 اگر از سفر برگردد 116 00:06:24,139 --> 00:06:29,170 اولین کاری که وقتی وارد خانه شد این بود که خودش را با آن پاک کرد 117 00:06:29,170 --> 00:06:34,170 زمانی که خداوند محمد را با توحید خدا فرستاد و او را به عبادت اختصاص داد 118 00:06:34,170 --> 00:06:38,170 گفتند خدایان را یک خدا قرار بده 119 00:06:38,170 --> 00:06:41,170 این شگفت انگیز است 120 00:06:41,170 --> 00:06:44,170 آن مرد هنگام مسافرت عرب بود 121 00:06:44,170 --> 00:06:46,170 پس به جایی رفت 122 00:06:46,170 --> 00:06:48,170 چهار سنگ برداشت 123 00:06:48,170 --> 00:06:51,170 پس به بهترین آنها نگریست و آن را ربا گرفت 124 00:06:51,170 --> 00:06:54,170 و سه تای باقیمانده را اجاق گاز درست کنید 125 00:06:54,170 --> 00:06:58,170 دیگ خود را بالای آن می گذارد و غذایش را روی آن می پزد 126 00:06:58,170 --> 00:07:02,170 پرستش این بت ها توسط اعراب خالی از حکایت نبود 127 00:07:02,170 --> 00:07:08,170 یکی از آنها از کنار یکی از این بت های برافراشته گذشت 128 00:07:08,170 --> 00:07:13,170 روباهی را یافت که کنار بت ایستاده و بر سرش ادرار می کند 129 00:07:13,170 --> 00:07:18,170 گفت: روباه عرب با سر ادرار می کند. 130 00:07:18,170 --> 00:07:22,170 روباه به او توهین کرد 131 00:07:22,170 --> 00:07:25,170 از جمله عمروالقیس بن حجر است 132 00:07:25,170 --> 00:07:27,170 بت روزی که پدرش کشته شد آمد 133 00:07:27,170 --> 00:07:32,170 فندک را در دستانش انداخت تا از او درباره انتقام گرفتن از پدرش بپرسد 134 00:07:32,170 --> 00:07:36,170 سپس سرزنش کننده بیرون آمد و او را از انتقام گرفتن از پدرش منع کرد 135 00:07:36,170 --> 00:07:40,170 با پا به بت لگد زد و فحش داد و فحش داد 136 00:07:40,170 --> 00:07:41,170 و به او گفت 137 00:07:41,170 --> 00:07:45,230 اگر پدرت کشته می شد من غیر از این می گفتم 138 00:07:45,230 --> 00:07:51,230 مردی از بنی ملکان شتر خود را به بتی از قوم خود به نام سعد تقدیم کرد 139 00:07:51,230 --> 00:07:55,230 او می خواست آن را بر سر خود بایستد و از او برکت خواست 140 00:07:55,230 --> 00:08:00,230 شتران وقتی بت را دیدند، خونی که بر آن ریخته شد، دفع شد 141 00:08:00,230 --> 00:08:03,230 همه جا پراکنده شد 142 00:08:03,230 --> 00:08:08,230 بادیه نشین خشمگین شد و سنگی برداشت و به سوی بت پرتاب کرد و گفت: 143 00:08:08,230 --> 00:08:12,329 ما به سعد آمدیم تا ما را دوباره جمع کنیم 144 00:08:12,329 --> 00:08:16,329 سعد ما را متفرق کرد پس ما از سعدی نیستیم 145 00:08:16,329 --> 00:08:23,329 آیا سعد جز صخره ای با خار خاکی است که نه ایلقی را می خواند و نه رشدی را؟ 146 00:08:23,329 --> 00:08:29,329 از جمله عمر بن الجموح که از استادان سلامه است 147 00:08:29,329 --> 00:08:32,330 او در خانه اش بت داشت 148 00:08:32,330 --> 00:08:35,330 وقتی پسران سلامه به اسلام گرویدند 149 00:08:35,330 --> 00:08:39,330 آنان با پدران خود شاهد بیعت عقبه بودند و به یثرب بازگشتند 150 00:08:39,330 --> 00:08:45,330 چون شب تاریک می شد، وارد خانه عمر می شدند و بتی را حمل می کردند 151 00:08:45,330 --> 00:08:50,330 او را در گودالی می اندازند که فضله بنی سلمه در آنجا جمع می شود 152 00:08:50,330 --> 00:08:52,389 پس چون عمر می شود می گوید 153 00:08:52,389 --> 00:08:57,389 وای بر شما که امشب با خدایان ما مخالفید! 154 00:08:57,389 --> 00:08:59,389 سپس شروع به جستجوی آن می کند 155 00:08:59,389 --> 00:09:04,389 اگر هم پیدا کرد، میشوید و خوشبو می کند، بعد به او می گوید 156 00:09:04,389 --> 00:09:08,389 به خدا سوگند اگر بدانم چه کسی با تو این کار را کرده است، او را شرمنده می کنم 157 00:09:08,389 --> 00:09:10,389 پس غروب خوابش برد 158 00:09:10,389 --> 00:09:14,389 به او حمله کردند و با معبودش نیز چنین کردند 159 00:09:14,389 --> 00:09:16,389 او شروع به جستجوی او می کند 160 00:09:16,389 --> 00:09:19,389 او او را به همان اندازه آزاردهنده می بیند 161 00:09:19,389 --> 00:09:22,389 آن را می شویند، پاک می کنند و معطر می کنند 162 00:09:22,389 --> 00:09:25,389 سپس شمشیر خود را آورد و به آن آویخت 163 00:09:25,389 --> 00:09:27,389 سپس به او گفت 164 00:09:27,389 --> 00:09:31,389 به خدا سوگند، نمی دانم چه کسی با تو آنچه را می بینی انجام می دهد 165 00:09:31,389 --> 00:09:34,389 اگر خوبی در شما هست از خود دفاع کنید 166 00:09:34,389 --> 00:09:36,389 این شمشیر با شماست 167 00:09:37,580 --> 00:09:39,580 بعد عصر به خواب رفت 168 00:09:39,580 --> 00:09:43,580 بر او هجوم آوردند و شمشیر را از گردنش بیرون آوردند 169 00:09:43,580 --> 00:09:45,580 سپس یک سگ مرده را بردند 170 00:09:45,580 --> 00:09:47,580 پس او را با طناب بستند 171 00:09:47,580 --> 00:09:51,580 سپس او را در یکی از چاه های بنی سلمه انداختند 172 00:09:51,580 --> 00:09:54,580 عمر صبح آمد و او را در جای خود نیافت 173 00:09:54,580 --> 00:09:57,580 اما او را در چاه پیدا کرد 174 00:09:57,580 --> 00:10:00,580 همراه با سگ مرده 175 00:10:00,580 --> 00:10:02,580 سپس یکی از افرادش که اسلام آورده بود با او صحبت کرد 176 00:10:02,580 --> 00:10:04,580 او را به اسلام دعوت کردند 177 00:10:04,580 --> 00:10:06,580 پس اسلام آورد و مسلمان خوبی شد 178 00:10:06,580 --> 00:10:09,580 سپس گفت و خدا را شکر کرد که او را نجات داد 179 00:10:09,580 --> 00:10:12,580 به خاطر نابینایی و گمراهی او 180 00:10:12,580 --> 00:10:15,580 به خدا اگر خدا بودی وجود نداشتی 181 00:10:15,580 --> 00:10:19,580 تو و سگی در وسط چاهی در قارن 182 00:10:19,580 --> 00:10:22,580 حمد و سپاس مخصوص خداوند متعال است که ما را ذلیل کرد 183 00:10:22,580 --> 00:10:26,580 بخشنده، نگهدارنده، قاضی دین 184 00:10:26,580 --> 00:10:29,580 او کسی بود که قبلاً مرا نجات داد 185 00:10:29,580 --> 00:10:32,580 من در تاریکی قبر رهن هستم 186 00:10:32,580 --> 00:10:34,740 بیشتر این بت ها باقی ماندند 187 00:10:34,740 --> 00:10:37,740 غیر خدا را در جزیرة العرب می پرستیدند 188 00:10:37,740 --> 00:10:40,740 تا اینکه خداوند پیغمبرش را نصرت داد 189 00:10:40,740 --> 00:10:41,740 دهانه شفاف 190 00:10:41,740 --> 00:10:44,740 این نشانه ای از آدلاید بود 191 00:10:44,740 --> 00:10:45,740 حالت بتها 192 00:10:45,740 --> 00:10:48,740 و از بین بردن نشانه های شرک 193 00:10:48,740 --> 00:10:50,740 یکی از فضیلت های ماه مبارک رمضان بود 194 00:10:50,740 --> 00:10:53,740 در روزهای اول تخریب شد 195 00:10:53,740 --> 00:10:54,740 همه بت های دیگر 196 00:10:54,740 --> 00:10:57,840 در بیستم ماه مبارک رمضان 197 00:10:57,840 --> 00:10:59,840 سال هشتم هجری قمری 198 00:10:59,840 --> 00:11:00,840 رسول خدا وارد شد 199 00:11:00,840 --> 00:11:04,840 درود خدا بر او فاتح مکه باد 200 00:11:04,840 --> 00:11:07,840 سپس روی خود را به سوی مسجد الحرام برگرداند 201 00:11:07,840 --> 00:11:11,840 در اطراف کعبه بت هایی برپا می کردند 202 00:11:11,840 --> 00:11:13,840 پس نوک نیزه خود را گرفت 203 00:11:13,840 --> 00:11:16,840 شروع کرد به چاقو زدن به چشم ها و صورتش 204 00:11:16,840 --> 00:11:19,840 در حالی که داشت تکرار می کرد زیر پایش افتاد 205 00:11:19,840 --> 00:11:22,840 حق آمد و باطل از بین رفت 206 00:11:22,840 --> 00:11:25,840 باطل در حال محو شدن بود 207 00:11:25,840 --> 00:11:26,840 سپس دستور داد 208 00:11:26,840 --> 00:11:28,840 پس او در چهره خود پاداش گرفت 209 00:11:28,840 --> 00:11:30,840 مرا از مسجد بیرون آوردند 210 00:11:30,840 --> 00:11:32,840 و به آتش کشیده شد 211 00:11:32,840 --> 00:11:35,840 در رأس آن هابل قرار داشت 212 00:11:35,840 --> 00:11:38,000 در بیست و چهارم ماه مبارک رمضان 213 00:11:38,000 --> 00:11:40,000 سال هشتم هجری قمری 214 00:11:40,000 --> 00:11:43,000 رسول خدا صلی الله علیه و آله مبعوث شد 215 00:11:43,000 --> 00:11:46,000 سعد بن زید اشهالی به منه رفت 216 00:11:46,000 --> 00:11:50,000 او آن را خراب کرد و چیزی در کمد آن نیافت 217 00:11:50,000 --> 00:11:53,059 در بیست و پنجم ماه مبارک رمضان 218 00:11:53,059 --> 00:11:56,059 پیامبر صلوات الله علیه را فرستاد 219 00:11:56,059 --> 00:11:58,059 خالد بن الولید 220 00:11:58,059 --> 00:12:01,059 با سی شوالیه از همراهانش 221 00:12:01,059 --> 00:12:03,059 دستور داد غرور را از بین ببرند 222 00:12:03,059 --> 00:12:07,059 دامن و چادرش از بنی شیبان بود 223 00:12:07,059 --> 00:12:11,059 وقتی سادنها از راهپیمایی خالد به سوی او شنید 224 00:12:11,059 --> 00:12:13,059 شمشیری به آن آویخت 225 00:12:13,059 --> 00:12:15,059 و سخنان خود را برای او خواند 226 00:12:15,059 --> 00:12:19,059 ای جلال، شطا، سختی، نه شوال 227 00:12:19,059 --> 00:12:22,059 روی خالد، نقاب را بینداز و مرا سرزنش کن 228 00:12:22,059 --> 00:12:26,059 ای عز اگر آن زن خالد را نکشت 229 00:12:26,059 --> 00:12:30,059 سپس به گناه عاجل مبتلا می شوم یا تبدیل می شوم 230 00:12:30,059 --> 00:12:33,320 خالد به آن نرسید 231 00:12:33,320 --> 00:12:35,320 در حین تکرار آن را خراب کرد 232 00:12:35,320 --> 00:12:39,350 ای سبحان تو، سبحان تو 233 00:12:39,350 --> 00:12:42,350 دیدم خدا توهین کرده 234 00:12:42,350 --> 00:12:47,350 سپس خالد نزد پیامبر صلی الله علیه و آله بازگشت 235 00:12:47,350 --> 00:12:49,350 پس به او گفت غرور را از بین ببر 236 00:12:49,350 --> 00:12:53,350 به او گفت: ستایش خدایی را که ما را نزد تو گرامی داشت. 237 00:12:53,350 --> 00:12:55,350 و ما را از نابودی نجات بده 238 00:12:55,350 --> 00:12:58,350 پدرم را دیدم که به افتخار می آید 239 00:12:58,350 --> 00:13:02,350 بهترین اموالش از جمله شتر و گوسفند را برای او می آورد 240 00:13:02,350 --> 00:13:04,350 برای غرور ذبحش می کند 241 00:13:04,350 --> 00:13:07,350 سپس سه نفر آنجا می مانند 242 00:13:07,350 --> 00:13:09,350 سپس با خوشحالی رو به ما می کند 243 00:13:09,350 --> 00:13:12,350 و من به آنچه پدرم مرده نگاه کردم 244 00:13:12,350 --> 00:13:14,350 چقدر تقلب کرد 245 00:13:14,350 --> 00:13:18,350 تا اینکه در حالی که نه می شنید و نه می دید شروع به ذبح کرد 246 00:13:18,350 --> 00:13:20,350 هیچ ضرر و فایده ای ندارد 247 00:13:20,350 --> 00:13:23,350 فرمود صلی الله علیه و آله و سلم 248 00:13:23,350 --> 00:13:25,350 این موضوع بر عهده خداست 249 00:13:25,350 --> 00:13:28,350 هر كه هدايت را بر او آسان كند، بر او آسان خواهد بود 250 00:13:28,350 --> 00:13:32,350 و هر که گمراهی را آسان کند در آن است 251 00:13:32,350 --> 00:13:35,450 در ماه رمضان سال هجرت است 252 00:13:35,450 --> 00:13:41,450 هیئتی از ثقیف صاحب اللات نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدند. 253 00:13:41,450 --> 00:13:43,450 مسلمان شدنش را به او پیشنهاد می کند 254 00:13:43,450 --> 00:13:48,450 از او می خواهند که اللات را سه سال برایشان بگذارد بدون اینکه آن را از بین ببرد 255 00:13:48,450 --> 00:13:52,450 رسول خدا صلی الله علیه و آله نپذیرفت 256 00:13:52,450 --> 00:13:55,450 هر سال مدام از او سوال می کردند 257 00:13:55,450 --> 00:13:57,450 آنها از انجام این کار خودداری می کنند 258 00:13:57,450 --> 00:14:00,450 تا اینکه یک ماه پرسیدند 259 00:14:00,450 --> 00:14:03,450 او نپذیرفت که این یک چیز خاص باشد 260 00:14:03,450 --> 00:14:05,450 او اصرار داشت که آن را تخریب کند 261 00:14:05,450 --> 00:14:08,450 از او خواستند که با دست خود آن را خراب نکند 262 00:14:08,450 --> 00:14:11,450 فرمود صلی الله علیه و آله و سلم 263 00:14:11,450 --> 00:14:14,450 در مورد شکستن بت های خود با دست خود؟ 264 00:14:14,450 --> 00:14:16,480 ما شما را از آن دریغ خواهیم کرد 265 00:14:16,480 --> 00:14:19,480 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله را فرستاد 266 00:14:19,480 --> 00:14:21,480 با آنها ابوسفیان بن حرب است 267 00:14:21,480 --> 00:14:23,480 و المغیره بن شعبه 268 00:14:23,480 --> 00:14:25,509 برای تخریب لات 269 00:14:25,509 --> 00:14:27,509 وقتی به طائف رسید 270 00:14:27,509 --> 00:14:31,509 زنان ثقیف غمگین بیرون رفتند و به سوی خدایان خود گریه کردند 271 00:14:31,509 --> 00:14:32,509 وندوا پسرش است 272 00:14:32,509 --> 00:14:36,509 آنها مردان خود را که تسلیم آنها شده اند سرزنش می کنند 273 00:14:36,509 --> 00:14:40,509 هنگامی که مغیره قصد تخریب آن را داشت، به ابوسفیان گفت 274 00:14:40,509 --> 00:14:43,509 آیا به ثقیف نخندم؟ 275 00:14:43,509 --> 00:14:44,509 گفت بله 276 00:14:44,509 --> 00:14:48,509 پس تبر را گرفت و یک ضربه به اللات زد 277 00:14:48,509 --> 00:14:52,509 بعد فریاد زد و طوری روی زمین افتاد که انگار شوکه شده باشد 278 00:14:52,509 --> 00:14:55,580 طائف از فریادهای شادی می لرزید 279 00:14:55,580 --> 00:14:58,580 که اللات المغیره را شکست داد 280 00:14:58,580 --> 00:15:00,580 و به او نزدیک شدند و گفتند 281 00:15:00,580 --> 00:15:03,580 وای چطور دیدیش؟ 282 00:15:03,580 --> 00:15:05,580 کسانی را که با آن دشمنی دارند نابود می کند 283 00:15:05,580 --> 00:15:08,580 کسانی را که با آن دشمنی دارند نابود می کند 284 00:15:08,580 --> 00:15:11,580 مغیره برخاست و به مردم خندید 285 00:15:11,580 --> 00:15:13,580 و حماقت آنها را مسخره می کند 286 00:15:13,580 --> 00:15:16,580 سپس به اللات نزدیک شد و با کلنگ خود او را زد 287 00:15:16,580 --> 00:15:18,580 و او می گوید 288 00:15:18,580 --> 00:15:19,580 خدا بزرگ است 289 00:15:19,580 --> 00:15:21,580 خدا بزرگ است 290 00:15:21,580 --> 00:15:25,580 هیچ معبودی جز خدای یکتا و بدون شریک نیست 291 00:15:25,580 --> 00:15:28,580 یک نفر ایستاد 292 00:15:28,580 --> 00:15:31,580 حلول ماه مبارک رمضان را به مسلمانان تبریک می گویم 293 00:15:31,580 --> 00:15:34,580 روز جوانی را به آنها تبریک می گویم 294 00:15:34,580 --> 00:15:37,580 در آن بتها شرمنده شدند 295 00:15:37,580 --> 00:15:39,580 و در آنجا بتها نابود شدند