WEBVTT

00:00:00.180 --> 00:00:03.700
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:03.700 --> 00:00:13.220
محمد رسول است

00:00:13.220 --> 00:00:17.780
خلاصه ای از سیره پیامبر

00:00:17.780 --> 00:00:23.140
نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی

00:00:23.140 --> 00:00:25.059
خدا حفظش کنه

00:00:25.059 --> 00:00:32.100
سال چهارم هجرت

00:00:33.100 --> 00:00:40.979
مهم ترین شرکت ها و مأموریت های بین احد و خندق

00:00:40.979 --> 00:00:46.179
جنگ احد تأثیر بدی بر شهرت مسلمانان گذاشت

00:00:46.179 --> 00:00:49.060
حیثیت آنها از جان ها ناپدید شده است

00:00:49.060 --> 00:00:51.740
قبایل به آنها طمع داشتند

00:00:51.740 --> 00:00:54.340
و یهودیان و منافقان آنها را رسوا کردند

00:00:54.340 --> 00:00:58.880
به دلیل خصومت و نفرتی که داشتند

00:00:58.880 --> 00:01:02.960
تنها چند ماه از جنگ احد نگذشته بود

00:01:02.960 --> 00:01:08.000
تا اینکه برخی از قبایل آماده حمله به شهر شدند

00:01:08.000 --> 00:01:13.680
یهود بن النظیر سعی کرد پیامبر صلی الله علیه و آله را بکشد

00:01:13.680 --> 00:01:19.599
رسول خدا صلی الله علیه و آله از همه اینها غافل نبود

00:01:19.599 --> 00:01:22.480
بلکه با خرد خود با او روبرو شد

00:01:22.480 --> 00:01:28.890
تا اینکه توانست حیثیت مسلمانان را بازگرداند

00:01:28.890 --> 00:01:34.379
غزوه ابوسلمه نزد بنی اسد

00:01:34.420 --> 00:01:38.980
رسول خدا صلی الله علیه و آله ابوسلمه را فرستاد

00:01:38.980 --> 00:01:43.579
عبدالله بن عبدالاسد مخزومیه رضی الله عنه

00:01:43.579 --> 00:01:48.540
با او صد و پنجاه نفر از مهاجران و انصار بودند

00:01:48.540 --> 00:01:50.099
به پنبه

00:01:50.099 --> 00:01:52.859
کوهی است در ولسوالی فید

00:01:52.859 --> 00:01:56.299
حاوی آبی متعلق به بنی اسد بن خزیمه است

00:01:56.299 --> 00:01:58.579
این در هلال ماه محرم است

00:01:58.579 --> 00:02:01.540
از سال چهارم هجری

00:02:01.540 --> 00:02:04.500
دلیل ارسال این راز همین بود

00:02:04.500 --> 00:02:08.300
آنچه را رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم رساند

00:02:08.300 --> 00:02:11.740
طلیحه و سلامه پسران خویلد هستند

00:02:11.740 --> 00:02:15.419
از قوم خود و اطاعت کنندگان پیروی کردند

00:02:15.419 --> 00:02:21.050
آنان را به جنگ با رسول خدا صلی الله علیه و آله دعوت می کنند

00:02:21.050 --> 00:02:24.050
ابوسلمه رضی الله عنه رفت

00:02:24.050 --> 00:02:26.610
بنابراین من به آزادی آنها حسادت می کردم

00:02:26.610 --> 00:02:30.610
آنها سه مملوک را شبان کردند

00:02:30.650 --> 00:02:32.810
بقیه آنها فرار کردند

00:02:32.810 --> 00:02:35.689
سپس گروهی از آنان آمدند و به آنان هشدار دادند

00:02:35.689 --> 00:02:38.689
به هر طرف پراکنده شدند

00:02:38.689 --> 00:02:41.250
ابوسلمه رضی الله عنه بازگشت

00:02:41.250 --> 00:02:45.370
و کسانی که با او بودند سالم و سلامت به شهر بازگشتند

00:02:45.370 --> 00:02:49.740
آنها کیدا را نگرفتند

00:02:49.740 --> 00:02:54.800
وفات ابوسلمه رضی الله عنه

00:02:54.800 --> 00:02:59.000
هنگامی که ابوسلمه رضی الله عنه وارد شهر شد

00:02:59.080 --> 00:03:03.280
زخم او که روز یکشنبه بر اثر آن زخمی شده بود، بهبود یافت

00:03:03.280 --> 00:03:05.979
پس از دنیا رفت، خدا از او راضی باشد

00:03:05.979 --> 00:03:09.860
این برای سه جسم بی جان باقی مانده در زندگی پس از مرگ است

00:03:09.860 --> 00:03:13.229
از سال چهارم هجری

00:03:13.229 --> 00:03:16.150
امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است

00:03:16.150 --> 00:03:19.870
از ام سلمه رضی الله عنه گفت

00:03:19.870 --> 00:03:23.069
رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد شد

00:03:23.069 --> 00:03:24.830
علی ابوسلمه

00:03:24.830 --> 00:03:26.789
او کور شده بود

00:03:26.789 --> 00:03:28.949
یعنی دیدش بالا رفت

00:03:28.949 --> 00:03:30.349
پس آن را بست

00:03:30.349 --> 00:03:31.949
سپس گفت

00:03:31.949 --> 00:03:35.870
وقتی روح اسیر می شود، منظره دنبال می شود

00:03:35.870 --> 00:03:38.710
بعضی از خانواده اش ناراحت شدند

00:03:38.710 --> 00:03:42.669
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:03:42.669 --> 00:03:46.430
جز خیر برای خودت دعا نکن

00:03:46.430 --> 00:03:51.069
فرشتگان به آنچه شما می گویید ایمان دارند

00:03:51.069 --> 00:03:52.669
سپس گفت

00:03:52.669 --> 00:03:55.469
خدایا ابوسلمه را ببخش

00:03:55.469 --> 00:03:58.789
و مقام او را در میان مهدیان بالا ببرید

00:03:58.830 --> 00:04:02.389
و او را در میان بازماندگان بگذار

00:04:02.389 --> 00:04:06.189
و ما و او را ببخش ای پروردگار جهانیان

00:04:06.189 --> 00:04:08.590
و قبرش را برایش وسیع کن

00:04:08.590 --> 00:04:12.979
و نور برای او در آن است

00:04:12.979 --> 00:04:16.339
راز عبدالله بن انیس

00:04:16.339 --> 00:04:19.160
خداوند از او راضی باشد

00:04:19.160 --> 00:04:21.279
در روز پنجم محرم

00:04:21.279 --> 00:04:23.959
از سال چهارم هجری

00:04:23.959 --> 00:04:27.120
رسول خدا صلی الله علیه و آله مبعوث شد

00:04:27.120 --> 00:04:30.399
عبدالله بن انیس رضی الله عنه

00:04:30.439 --> 00:04:33.970
برای کشتن خالد بن سفیان الهذلی

00:04:33.970 --> 00:04:36.810
امام احمد در مسند خود روایت کرده است

00:04:36.810 --> 00:04:40.649
و ابن حبان در صحیح خود با سند حسنه

00:04:40.649 --> 00:04:44.769
از عبدالله بن انیس رضی الله عنه گفت

00:04:44.769 --> 00:04:49.689
رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا صدا زد و فرمود

00:04:49.689 --> 00:04:51.769
به من رسیده است

00:04:51.769 --> 00:04:55.209
آن خالد بن سفیان بن نبیه الهذلی

00:04:55.209 --> 00:04:58.009
مردم برای من جمع می شوند تا به من حمله کنند

00:04:58.009 --> 00:04:59.810
او یک مرده است

00:04:59.810 --> 00:05:02.029
پس نزد او برو و بکش

00:05:02.029 --> 00:05:04.069
عرض کردم یا رسول الله

00:05:04.069 --> 00:05:06.750
تو او را نزد من صدا زدی تا بتوانم او را بشناسم

00:05:06.750 --> 00:05:08.620
هر توضیحی برای من

00:05:08.620 --> 00:05:12.379
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:05:12.379 --> 00:05:16.259
اگر او را می دیدم، احساس سردی می کردم

00:05:16.259 --> 00:05:17.819
دارد می لرزد

00:05:17.819 --> 00:05:20.850
مو روی پوست است

00:05:20.850 --> 00:05:22.009
او گفت

00:05:22.009 --> 00:05:24.649
پس با شمشیر بیرون رفتم

00:05:24.649 --> 00:05:27.810
تا اینکه بر او افتادم در حالی که تکبّر داشت

00:05:27.810 --> 00:05:31.089
با دو زن که در خانه ای برای آنها زندگی می کنند

00:05:31.089 --> 00:05:34.370
یعنی با زنانی که برایشان خانه می خواهد

00:05:34.370 --> 00:05:37.009
و وقتی بعد از ظهر بود

00:05:37.009 --> 00:05:38.730
وقتی او را دیدم

00:05:38.730 --> 00:05:43.009
آنچه را که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم برایم تعریف کرد یافتم

00:05:43.009 --> 00:05:44.970
از غاز

00:05:44.970 --> 00:05:46.810
پس به او نزدیک شدم

00:05:46.810 --> 00:05:49.490
می ترسیدم بین من و او باشد

00:05:49.490 --> 00:05:52.649
سعی می کند حواس من را از نماز پرت کند

00:05:52.649 --> 00:05:55.610
پس در حالی که به سوی او می رفتم نماز خواندم

00:05:55.649 --> 00:05:59.040
رکوع و سجده می کنم

00:05:59.040 --> 00:06:01.120
وقتی تمومش کردم

00:06:01.120 --> 00:06:03.079
از آن مرد گفت

00:06:03.079 --> 00:06:04.160
گفتم

00:06:04.160 --> 00:06:05.879
یک مرد عرب

00:06:05.879 --> 00:06:09.079
او از شما و ملاقات شما با این مرد شنید

00:06:09.079 --> 00:06:12.480
یعنی رسول خدا صلی الله علیه و آله

00:06:12.480 --> 00:06:14.759
پس برای این کار نزد شما آمد

00:06:14.759 --> 00:06:15.759
او گفت

00:06:15.759 --> 00:06:18.519
بله من به آن علاقه دارم

00:06:18.519 --> 00:06:19.600
او گفت

00:06:19.600 --> 00:06:22.000
پس مدتی با او راه رفتم

00:06:22.000 --> 00:06:24.160
حتی اگر بتوانم

00:06:24.199 --> 00:06:27.910
شمشیر را بر او گرفتم تا اینکه او را کشتم

00:06:27.910 --> 00:06:32.629
سپس او بیرون رفت و قربانیان خود را روی او رها کرد

00:06:32.629 --> 00:06:37.149
وقتی نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدم

00:06:37.149 --> 00:06:39.230
مرا دید و گفت

00:06:39.230 --> 00:06:41.069
صورت کار کرد

00:06:41.069 --> 00:06:41.990
گفتم

00:06:41.990 --> 00:06:44.589
من او را کشتم یا رسول الله

00:06:44.589 --> 00:06:47.870
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:06:47.870 --> 00:06:49.420
حق با شماست

00:06:49.420 --> 00:06:50.579
او گفت

00:06:50.620 --> 00:06:54.819
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله با من قیام کرد

00:06:54.819 --> 00:06:56.740
پس وارد خانه اش شد

00:06:56.740 --> 00:06:58.860
بنابراین او یک چوب به من داد

00:06:58.860 --> 00:07:02.699
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:07:02.699 --> 00:07:06.939
این را نزد خودت نگه دار، عبدالله بن انیس

00:07:06.939 --> 00:07:08.019
او گفت

00:07:08.019 --> 00:07:10.500
بنابراین آن را برای مردم بیرون آوردم

00:07:10.500 --> 00:07:11.699
و گفتند

00:07:11.699 --> 00:07:13.699
این چوب چیست؟

00:07:13.699 --> 00:07:14.660
گفتم

00:07:14.660 --> 00:07:18.779
رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را به من داد

00:07:18.819 --> 00:07:21.379
دستور داد آن را نگه دارم

00:07:21.379 --> 00:07:22.540
گفتند

00:07:22.540 --> 00:07:24.939
ابتدا به سوی رسول خدا برگرد

00:07:24.939 --> 00:07:27.220
بنابراین از او در این مورد می پرسد

00:07:27.220 --> 00:07:28.339
او گفت

00:07:28.339 --> 00:07:32.500
پس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله بازگشتم

00:07:32.500 --> 00:07:34.740
پس گفتم یا رسول الله

00:07:34.740 --> 00:07:37.740
چرا این چوب را به من دادی؟

00:07:37.740 --> 00:07:41.500
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:07:41.500 --> 00:07:45.060
نشانه ای بین من و شما در روز قیامت

00:07:45.060 --> 00:07:48.019
هر علامتی بین من و تو باشد

00:07:48.019 --> 00:07:52.100
کمترین مردم در آن روز کوته بین خواهند بود

00:07:52.100 --> 00:07:55.420
ماهر کسی است که چوب را در دست بگیرد

00:07:55.420 --> 00:07:57.740
یا به آن تکیه کنید

00:07:57.740 --> 00:07:58.939
او گفت

00:07:58.939 --> 00:08:01.459
عبدالله آن را با شمشیر وصل کرد

00:08:01.459 --> 00:08:03.339
با او نماند

00:08:03.339 --> 00:08:05.259
حتی اگر بمیرد

00:08:05.259 --> 00:08:08.660
دستور داد و با او در کفن او پیچیده شد

00:08:08.660 --> 00:08:10.699
سپس همه ما را دفن کردند

00:08:12.220 --> 00:08:13.939
خلاصه

00:08:13.939 --> 00:08:16.139
در سیره پیامبر

00:08:16.339 --> 00:08:22.959
حسرت دو جهان برای یکدیگر طولانی است

00:08:22.959 --> 00:08:29.980
اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد

00:08:29.980 --> 00:08:36.549
ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد

00:08:36.549 --> 00:08:44.769
و حرکت شما با بقیه لب است
