1 00:00:00,400 --> 00:00:03,399 بسم الله الرحمن الرحیم 2 00:00:03,399 --> 00:00:08,400 بهترین نمونه ها و موضع گیری های قرن ها 3 00:00:08,400 --> 00:00:13,400 اگر پیغمبر می‌خواست یا می‌گفت، از پیامبر پیروی می‌کرد 4 00:00:13,400 --> 00:00:15,400 انجمن مواضع 5 00:00:15,400 --> 00:00:17,399 پیشبرد 6 00:00:17,399 --> 00:00:21,500 تصاویری از زندگی فالوورها 7 00:00:21,500 --> 00:00:26,530 نوشته دکتر عبدالرحمن رأفت الباشا 8 00:00:26,530 --> 00:00:28,530 خدا رحمتش کند 9 00:00:28,530 --> 00:00:32,799 سعید بن جابی 10 00:00:32,799 --> 00:00:34,899 خدا رحمتش کند 11 00:00:44,240 --> 00:00:47,240 او پسری جوان، خوش اندام و رشد یافته بود 12 00:00:47,240 --> 00:00:51,240 جریان با نشاط و فعالیت 13 00:00:51,240 --> 00:00:55,240 او همچنین باهوش و تیزبین بود 14 00:00:55,240 --> 00:00:57,240 اختلاف بر سر بزرگواران 15 00:00:57,240 --> 00:01:00,460 با محارم گناه کرد 16 00:01:00,460 --> 00:01:03,460 این سیاهی رنگ یا فلفلی موهایش نبود 17 00:01:03,460 --> 00:01:05,459 او اصالتاً اتیوپیایی است 18 00:01:05,459 --> 00:01:09,459 تا از شر شخصیت منحصر به فردش خلاص شود 19 00:01:09,459 --> 00:01:13,750 این با وجود سن کم او است 20 00:01:13,750 --> 00:01:16,750 فتای حبشی از قبل از آن آگاه بود 21 00:01:16,750 --> 00:01:18,750 وفاداری اعراب 22 00:01:18,750 --> 00:01:23,750 علم راه درستی است که انسان را به خدا می رساند 23 00:01:23,750 --> 00:01:25,750 و اگر ملاقات کرد 24 00:01:25,750 --> 00:01:30,750 راه هموارش است که او را به بهشت می رساند 25 00:01:30,750 --> 00:01:34,750 پس تقوا را در سمت راست و علم را در سمت چپ خود قرار داد 26 00:01:34,750 --> 00:01:37,750 هر دو دستش را روی آنها سفت کرد 27 00:01:37,750 --> 00:01:43,750 با آنها بی پروا و بی اعتنا راهی سفر زندگی شد 28 00:01:43,750 --> 00:01:46,750 از اوایل کودکی اش 29 00:01:46,750 --> 00:01:51,750 مردم او را در حال مطالعه یا مطالعه کتابش می دیدند 30 00:01:51,750 --> 00:01:54,750 یا در حرمش آرام، عبادت می کند 31 00:01:54,750 --> 00:01:58,750 این شاهکار مسلمانان عصر خود است 32 00:01:58,750 --> 00:02:03,750 سعید بن جبیر رضی الله عنه 33 00:02:03,750 --> 00:02:10,379 جوان سعید بن جبیر از جمعی از صحابه علم گرفت 34 00:02:10,379 --> 00:02:13,379 مثل ابوسعید خدری 35 00:02:13,379 --> 00:02:16,379 عدی بن حاتم الطایی 36 00:02:16,379 --> 00:02:18,379 و ابوموسی اشعری 37 00:02:18,379 --> 00:02:20,379 و ابوهریره الدوسی 38 00:02:20,379 --> 00:02:22,379 و عبدالله بن عمر 39 00:02:22,379 --> 00:02:24,379 و عایشه، مادر مؤمنان 40 00:02:24,379 --> 00:02:27,379 خداوند از او و همه آنها راضی باشد 41 00:02:27,379 --> 00:02:31,379 با این حال، بزرگترین معلم و بزرگترین مربی او 42 00:02:31,379 --> 00:02:34,379 عبدالله بن عباس بود 43 00:02:34,379 --> 00:02:36,379 مرکب امت محمدی 44 00:02:36,379 --> 00:02:38,379 و دانش فراوان آن 45 00:02:38,379 --> 00:02:42,449 سعید بن جبیر به عبدالله بن عباس پیوست 46 00:02:42,449 --> 00:02:44,449 سایه برای صاحبش لازم است 47 00:02:44,449 --> 00:02:47,449 پس قرآن و تفسیر آن را از او آموخت 48 00:02:47,449 --> 00:02:49,449 و مدرن و عجیب 49 00:02:49,449 --> 00:02:52,449 علم دین را به دست او به دست آورد 50 00:02:52,449 --> 00:02:55,449 تفسیر را از او بیاموزید 51 00:02:55,449 --> 00:02:57,449 او زبان خواند 52 00:02:57,449 --> 00:03:00,449 او بیشترین تسلط را در آن به دست آورد 53 00:03:00,449 --> 00:03:05,449 تا فردا یکی از مردم زمان او بر روی زمین نیست 54 00:03:05,449 --> 00:03:08,449 مگر اینکه به دانش خود نیاز داشته باشد 55 00:03:08,449 --> 00:03:11,449 سپس در سرزمین مسلمانان سیاحت کرد 56 00:03:11,449 --> 00:03:15,449 در جست و جوی علم، انشاءالله به پرسه زدن 57 00:03:15,449 --> 00:03:18,449 وقتی به آنچه از دانش می خواست رسید 58 00:03:19,449 --> 00:03:22,449 کوفه را خانه و مسکن خود قرار داد 59 00:03:22,449 --> 00:03:26,449 او برای مردم آن معلم و امام شد 60 00:03:26,449 --> 00:03:29,449 در ماه رمضان رهبری مردم را بر عهده داشت 61 00:03:29,449 --> 00:03:33,449 او شب هنگام قرائت عبدالله بن مسعود را می خواند 62 00:03:33,449 --> 00:03:36,449 و قرائت دیگر زید بن ثابت 63 00:03:36,449 --> 00:03:39,449 و شروع کردم به خواندن دیگران 64 00:03:39,449 --> 00:03:41,509 و غیره 65 00:03:41,509 --> 00:03:43,509 و اگر تنها نماز می خواند 66 00:03:43,509 --> 00:03:46,509 شاید تمام قرآن را خوانده است 67 00:03:47,509 --> 00:03:50,509 و اگر از قول خداوند متعال گذشت 68 00:03:50,509 --> 00:04:15,699 برخی از آیات وعده و تهدید را طی کرد 69 00:04:15,699 --> 00:04:19,699 پاهایش کبود شده و قلبش ترک خورده است 70 00:04:19,699 --> 00:04:22,699 چشمانش سرگردان شد 71 00:04:22,699 --> 00:04:25,699 سپس به شروع و تکرار ادامه می دهد 72 00:04:25,699 --> 00:04:28,699 تا اینکه نزدیک است بمیرد 73 00:04:28,699 --> 00:04:35,139 او تصمیم گرفت هر سال دو بار به بیت الحرام سفر کند 74 00:04:35,139 --> 00:04:38,139 یک بار در ماه رجب، محرم 75 00:04:38,139 --> 00:04:40,139 احرام برای عمره 76 00:04:40,139 --> 00:04:44,139 و دیگری در ذی القعده در احرام حج 77 00:04:44,139 --> 00:04:49,139 او شاگرد علم و آرزوی خیر و نیکی و نصیحت بود 78 00:04:49,139 --> 00:04:51,139 به سوی کوفه هجوم می آورند 79 00:04:51,139 --> 00:04:56,139 تا از چشمه های سعید بن جبیر ثروت تازه ای به دست آوریم 80 00:04:56,139 --> 00:04:59,139 و از هدایت صالح او بهره می برند 81 00:04:59,139 --> 00:05:02,139 این از او می پرسد که ترس چیست؟ 82 00:05:02,139 --> 00:05:04,139 او در جواب او می گوید: 83 00:05:04,139 --> 00:05:07,139 خوف، ترس از خداوند متعال است 84 00:05:07,139 --> 00:05:11,139 تا اینکه ترس او تو را از گناه باز دارد 85 00:05:11,139 --> 00:05:15,139 و آن یکی از او می پرسد که ذکر چیست؟ 86 00:05:15,139 --> 00:05:20,170 می گوید ذکر، اطاعت خداوند متعال است 87 00:05:20,170 --> 00:05:24,170 هر کس به سوی خدا بازگردد و از او اطاعت کند، او را یاد کرده است 88 00:05:24,170 --> 00:05:27,170 و هر که از آن روی برگرداند و از او اطاعت نکند 89 00:05:27,170 --> 00:05:34,740 من او را به یاد نمی آورم حتی اگر شب را به دعا و سرود بخواند 90 00:05:34,740 --> 00:05:40,740 وقتی سعید بن جبیر آن را گرفت، کوفه محل اقامت او بود 91 00:05:40,740 --> 00:05:43,740 تابع حجاج بن یوسف ثقفی 92 00:05:43,740 --> 00:05:48,740 الحجاج در آن زمان استاندار عراق و شام بود 93 00:05:48,740 --> 00:05:51,740 و آن سوی رودخانه 94 00:05:51,740 --> 00:05:56,740 در آن زمان او در اوج قدرت و اقتدار بود 95 00:05:56,740 --> 00:06:00,740 این پس از کشته شدن عبدالله بن الزبیر بود 96 00:06:00,740 --> 00:06:02,740 حرکت خود را حذف کرد 97 00:06:02,740 --> 00:06:05,740 عراق تابع سلطان بن امیه بود 98 00:06:05,740 --> 00:06:09,740 و شعله های انقلاب های موجود در اینجا و آنجا را خاموش کنید 99 00:06:09,740 --> 00:06:12,740 و شمشیر را بر گردن بندگان بگذار 100 00:06:12,740 --> 00:06:15,740 وحشت را در سراسر کشور گسترش داد 101 00:06:15,740 --> 00:06:21,930 تا اینکه دلها از هیبت او و ترس از ظلم او پر شد 102 00:06:21,930 --> 00:06:26,930 سپس انشاءالله بین حجاج بن یوسف ثقفی درگیری رخ می دهد. 103 00:06:26,930 --> 00:06:29,930 و بین عبدالرحمن بن اشعث 104 00:06:29,930 --> 00:06:31,930 یکی از فرماندهان ارشد او 105 00:06:31,930 --> 00:06:36,930 و این درگیری به نزاع تبدیل می شود که همه چیز را سبز و خشک می کند 106 00:06:36,930 --> 00:06:41,930 جراحات عمیقی بر پیکر مسلمانان بر جای گذاشت 107 00:06:41,930 --> 00:06:44,930 او از این درگیری آگاه بود 108 00:06:44,930 --> 00:06:48,930 حجاج ابن اشعث را با سپاهی برای حمله به راتبیل فرستاد 109 00:06:48,930 --> 00:06:53,930 پادشاه ترک مناطق فراتر از سیجستان 110 00:06:53,930 --> 00:06:59,930 رهبر دلاور آل مظفر بخش بزرگی از کشور راتبیل را فتح کرد 111 00:06:59,930 --> 00:07:02,930 او قلعه های مستحکم را از سرزمین های خود تصرف کرد 112 00:07:02,930 --> 00:07:08,120 از شهرها و روستاهای خود غنایم فراوان برد 113 00:07:08,120 --> 00:07:13,120 سپس رسولانی به حجاج فرستاد که او را به پیروزی بزرگ بشارت دادند 114 00:07:13,120 --> 00:07:16,120 آنها یک پنجم غنایم را با خود حمل کردند 115 00:07:16,120 --> 00:07:21,120 در خزانه ی بیت المال مسلمین مستقر شود 116 00:07:21,120 --> 00:07:23,120 برایش کتاب نوشت 117 00:07:23,120 --> 00:07:28,120 او از او اجازه خواست تا برای مدتی از جنگ دست بردارد 118 00:07:28,120 --> 00:07:31,120 برای تست ورودی و خروجی های کشور 119 00:07:31,120 --> 00:07:35,120 بستگی به ماهیت و شرایط آن دارد 120 00:07:35,120 --> 00:07:40,120 این قبل از ورود به صخره های دورافتاده و ناشناخته آن بود 121 00:07:40,120 --> 00:07:43,120 قرار دادن ارتش پیروز در معرض خطرات 122 00:07:43,120 --> 00:07:45,250 حجاج بر او عصبانی شد 123 00:07:45,250 --> 00:07:50,250 نامه ای برای او فرستاد و او را ترسو و مطیع توصیف کرد 124 00:07:50,250 --> 00:07:53,250 او را از بدبختی و هلاکت برحذر می دارد 125 00:07:53,250 --> 00:07:57,250 او تهدید کرد که از رهبری ارتش کناره گیری می کند 126 00:07:57,250 --> 00:08:02,279 عبدالرحمن سران سربازان و فرماندهان گردان ها را جمع کرد 127 00:08:02,279 --> 00:08:05,279 کتاب حجاج را برایشان خواند 128 00:08:05,279 --> 00:08:07,310 در این باره با آنها مشورت کرد 129 00:08:07,310 --> 00:08:09,310 پس او را فراخواندند تا علیه او بیرون برود 130 00:08:09,310 --> 00:08:12,310 و ابتکار دست کشیدن از اطاعت از او 131 00:08:12,310 --> 00:08:14,410 عبدالرحمن به آنها گفت 132 00:08:14,410 --> 00:08:17,410 آیا در آن با من بیعت می کنی؟ 133 00:08:17,410 --> 00:08:19,410 و تو از من در مبارزه او حمایت می کنی 134 00:08:19,410 --> 00:08:23,410 تا خداوند سرزمین عراق را از پلیدی پاک کند 135 00:08:23,410 --> 00:08:27,410 سربازان به خاطر کاری که او آنها را به انجام آن فراخواند با او بیعت کردند 136 00:08:27,410 --> 00:08:31,069 هب عبدالرحمن بن الاشعث 137 00:08:31,069 --> 00:08:35,070 با لشکری پر از نفرت از زائران 138 00:08:35,070 --> 00:08:39,070 بین او و سپاهیان بن یوسف الثقفی رخ داد 139 00:08:39,070 --> 00:08:41,070 نبردهای شدید 140 00:08:41,070 --> 00:08:44,070 او یک پیروزی قاطع به دست آورد 141 00:08:44,070 --> 00:08:47,070 پس سیجستان تصرف شد 142 00:08:47,070 --> 00:08:49,070 و تمام فارس 143 00:08:49,070 --> 00:08:54,070 سپس آمد تا کوفه و بصره را از دست حجاج بگیرد 144 00:08:54,070 --> 00:08:59,100 در حالی که آتش جنگ بین دو تیم شعله ور بود 145 00:08:59,100 --> 00:09:03,100 ابن اشعث از ظفر به سوی ظفر حرکت می کرد 146 00:09:03,100 --> 00:09:07,100 الحجاج سخنانی ایراد کرد که حریف خود را تقویت کرد 147 00:09:07,100 --> 00:09:13,139 چرا که حکام شهرها نامه هایی به حجاج نوشتند و در آن گفتند: 148 00:09:13,139 --> 00:09:18,139 اهل ذمه شروع به گرویدن به اسلام کرده اند 149 00:09:18,139 --> 00:09:20,139 برای رهایی از پرداخت مالیات 150 00:09:21,139 --> 00:09:24,139 روستاهایی که در آن کار می کردند را ترک کردند 151 00:09:24,139 --> 00:09:26,139 در شهرها ساکن شدند 152 00:09:26,139 --> 00:09:29,139 آبسه ناپدید شده است 153 00:09:29,139 --> 00:09:32,139 عوارض ورشکست شده است 154 00:09:32,139 --> 00:09:37,139 حجاج به والیان خود در بصره و جاهای دیگر نامه نوشت 155 00:09:37,139 --> 00:09:42,139 او به آنها دستور می دهد که همه اهل ذمه را که به شهرها گریخته اند جمع کنند 156 00:09:42,139 --> 00:09:44,139 و آنها را به روستاها برگرداند 157 00:09:44,139 --> 00:09:47,139 مهم نیست چقدر از آن آواره شده اند 158 00:09:47,139 --> 00:09:49,230 لذا فرمانداران موضوع را اعلام کردند 159 00:09:49,230 --> 00:09:54,230 آنها تعداد زیادی از آنها را از خانه هایشان تخلیه کردند 160 00:09:54,230 --> 00:09:57,230 آنها را از منابع امرار معاش دور نگه داشتند 161 00:09:57,230 --> 00:10:00,230 آنها را در حومه شهرها جمع کردند 162 00:10:00,230 --> 00:10:04,230 زنان و فرزندان خود را با خود بردند 163 00:10:04,230 --> 00:10:07,230 آنها را مجبور کردند که به روستاها بروند 164 00:10:07,230 --> 00:10:12,230 بعد از مدت ها که از او جدا شده بودند 165 00:10:12,230 --> 00:10:16,230 سپس زنان و کودکان و افراد مسن شروع به گریه کردند 166 00:10:16,230 --> 00:10:19,230 آنها فریاد می زنند و کمک می خواهند 167 00:10:19,230 --> 00:10:23,230 و و محمد را می گویند، او و محمد است 168 00:10:23,230 --> 00:10:25,230 آنها در مورد کاری که انجام می دهند گیج شده بودند 169 00:10:25,230 --> 00:10:28,230 و به کجا می روند؟ 170 00:10:28,230 --> 00:10:32,230 پس فقها و قاریان بصره نزد آنان رفتند 171 00:10:32,230 --> 00:10:35,230 برای کمک به آنها و شفاعت آنها 172 00:10:35,230 --> 00:10:37,230 آنها نمی توانستند این کار را انجام دهند 173 00:10:37,230 --> 00:10:40,230 چون گریه می کردند شروع کردند به گریه کردن 174 00:10:40,230 --> 00:10:44,740 آنها برای مصیبت خود یاری می جویند 175 00:10:44,740 --> 00:10:48,740 عبدالرحمن بن اشعث از این فرصت استفاده کرد 176 00:10:48,740 --> 00:10:52,740 وی از فقها و خوانندگان خواست تا از او حمایت کنند 177 00:10:52,740 --> 00:10:58,740 گروهی از پیروان و ائمه مسلمین به او پاسخ دادند 178 00:10:58,740 --> 00:11:01,740 و در رأس آنها سعید بن جبیر است 179 00:11:01,740 --> 00:11:03,740 و عبدالرحمن بن ابی لیله 180 00:11:03,740 --> 00:11:06,740 الشعبی و ابوالباختری 181 00:11:06,740 --> 00:11:08,740 و دیگران و دیگران 182 00:11:08,740 --> 00:11:11,740 جنگ بین این دو گروه در گرفت 183 00:11:11,740 --> 00:11:18,740 اولین پیروزی در آنجا برای ابن اشعث و همراهانش بر حجاج و سربازانش بود. 184 00:11:18,740 --> 00:11:23,740 سپس ترازو زائران کم کم شروع به برهم زدن تعادل کرد 185 00:11:23,740 --> 00:11:26,740 تا اینکه ابن اشعث بر منکر خود پیروز شد 186 00:11:26,740 --> 00:11:29,740 خودش فرار کرد 187 00:11:29,740 --> 00:11:33,960 لشکر او به حجاج و سربازانش تسلیم شدند 188 00:11:33,960 --> 00:11:38,960 حجاج به منادی خود دستور داد که مبارزان شکست خورده را صدا کند 189 00:11:38,960 --> 00:11:41,960 و آنها را به تجدید بیعت دعوت کند 190 00:11:41,960 --> 00:11:43,960 اکثر آنها به او پاسخ دادند 191 00:11:43,960 --> 00:11:45,960 برخی از آنها از او پنهان شدند 192 00:11:45,960 --> 00:11:51,960 در میان پنهان شدگان سعید بن جبیر رضی الله عنه بود 193 00:11:51,960 --> 00:11:57,090 وقتی تسلیم شدگان یک به یک شروع به پیشروی کردند، با او بیعت کردند 194 00:11:57,090 --> 00:12:01,090 آنها از چیزی که انتظارش را نداشتند شگفت زده شدند 195 00:12:01,090 --> 00:12:04,090 بنابراین شروع کرد به گفتن به یکی از آنها 196 00:12:04,090 --> 00:12:06,090 علیه خودت شهادت بده 197 00:12:06,090 --> 00:12:11,090 که با شکستن بیعت با امیرالمؤمنین(ع) کافر شدی. 198 00:12:11,090 --> 00:12:17,090 اگر بله بگوید بیعتش تجدید می شود و آزاد می شود 199 00:12:17,090 --> 00:12:20,090 اگر گفت نه، او را بکش 200 00:12:20,090 --> 00:12:23,090 برخی از آنها تابع او بودند 201 00:12:23,090 --> 00:12:25,090 او به کفر خود اعتراف می کند 202 00:12:25,090 --> 00:12:28,090 تا خود را از کشته شدن نجات دهد 203 00:12:28,090 --> 00:12:32,090 برخی از آنها مغرور بودند و این را تقبیح کردند 204 00:12:32,090 --> 00:12:37,090 او گردن خود را به عنوان بهای غرور و نکوهش می پردازد 205 00:12:37,090 --> 00:12:41,090 خبر این کشتار وحشتناک منتشر شد 206 00:12:41,090 --> 00:12:45,090 که در آن چندین هزار مرد کشته شدند 207 00:12:45,090 --> 00:12:48,090 چند هزار نفر زنده ماندند 208 00:12:48,090 --> 00:12:51,090 پس از آن که بر خود مهر کفر زدند 209 00:12:51,090 --> 00:12:56,090 از جمله شیخی با عمر طولانی از قبیله خثام 210 00:12:56,090 --> 00:13:01,090 او از هر دو گروه منزوی شد و در آن سوی فرات ساکن بود 211 00:13:01,090 --> 00:13:05,090 او را به همراه کسانی که نزد او بردند، به نزد حجاج بردند 212 00:13:05,090 --> 00:13:08,090 وقتی وارد شد از او جویای حالش شد 213 00:13:08,090 --> 00:13:12,090 گفت: از زمانی که این آتش سوزی شده، هنوز مانده ام. 214 00:13:12,090 --> 00:13:15,090 بازنشسته پشت این رودخانه 215 00:13:15,090 --> 00:13:18,090 منتظر نتیجه دعوا باشید 216 00:13:18,090 --> 00:13:20,090 وقتی او ظاهر شد و برنده شد 217 00:13:20,090 --> 00:13:23,090 من برای بیعت نزد شما آمدم 218 00:13:23,090 --> 00:13:26,090 به او گفت: لعنت به تو. 219 00:13:26,090 --> 00:13:30,090 آیا در کمین خواهید نشست و با شاهزاده خود دعوا نمی کنید؟ 220 00:13:30,090 --> 00:13:32,120 سپس او را سرزنش کرد و گفت: 221 00:13:32,120 --> 00:13:36,149 بر ضد خودت شهادت بده که کافر هستی 222 00:13:36,149 --> 00:13:39,149 گفت: من چه بدبختم. 223 00:13:39,149 --> 00:13:42,149 اگر هشتاد سال خدا را عبادت کردی 224 00:13:42,149 --> 00:13:46,149 سپس پس از آن بر ضد خود به کفر شهادت می دهم 225 00:13:46,149 --> 00:13:49,149 به او گفت: پس تو را خواهم کشت. 226 00:13:49,149 --> 00:13:52,149 گفت: حتی اگر مرا بکشی. 227 00:13:52,149 --> 00:13:56,149 به خدا بقیه عمرم جز خون الاغ نیست 228 00:13:56,149 --> 00:14:00,149 صبح می نوشد و عصر می میرد 229 00:14:00,149 --> 00:14:04,149 صبح و شام منتظر مرگم 230 00:14:04,149 --> 00:14:06,149 پس هر کاری میخوای انجام بده 231 00:14:06,149 --> 00:14:09,220 حجاج به جلاد خود گفت 232 00:14:09,220 --> 00:14:11,220 گردنش را بفشار 233 00:14:11,220 --> 00:14:13,220 جلاد او را سر برید 234 00:14:13,220 --> 00:14:18,220 هیچ کس از شیعیان حجاج یا دشمن او در مجلس باقی نماند 235 00:14:18,220 --> 00:14:21,220 جز بزرگ ترین شیخ المعمر 236 00:14:21,220 --> 00:14:24,220 از او به ارث برد و بر او رحم کرد 237 00:14:24,220 --> 00:14:30,009 سپس تو را میل بن زیاد نخعی نامید 238 00:14:30,009 --> 00:14:34,009 و به او گفت: آیا بر ضد خود به کفر شهادت می‌دهی؟ 239 00:14:34,009 --> 00:14:37,009 گفت: به خدا سوگند شهادت نمی دهم. 240 00:14:37,009 --> 00:14:40,009 گفت: پس تو را می کشم. 241 00:14:40,009 --> 00:14:44,009 گفت: هر طور که تصمیم گرفتی قضاوت کن 242 00:14:44,009 --> 00:14:47,009 قرار بین ما با خداست 243 00:14:47,009 --> 00:14:50,009 و بعد از قتل، حساب و کتاب 244 00:14:50,009 --> 00:14:52,009 حجاج به او گفت 245 00:14:52,009 --> 00:14:55,009 آن روز حجت بر تو خواهد بود، نه برای تو 246 00:14:55,009 --> 00:15:00,009 به او گفت اگر آن روز قاضی بودی 247 00:15:00,009 --> 00:15:02,009 حجاج گفت 248 00:15:02,009 --> 00:15:04,009 او را بکش 249 00:15:04,009 --> 00:15:06,009 پس آمد و کشته شد 250 00:15:06,009 --> 00:15:09,100 سپس مرد دیگری نزد او آمد 251 00:15:09,100 --> 00:15:12,100 از او متنفر بود و می خواست او را بکشد 252 00:15:12,100 --> 00:15:16,100 زیرا تمسخر او به او منتقل شد 253 00:15:16,100 --> 00:15:18,100 پس سریع گفت: 254 00:15:19,100 --> 00:15:22,100 مردی را روبروی خود می بینم 255 00:15:22,100 --> 00:15:25,100 من فکر نمی کنم که او بر کفر خود شهادت دهد 256 00:15:25,100 --> 00:15:27,139 مرد گفت 257 00:15:27,139 --> 00:15:30,139 مرا درگیر نکن و در مورد خودم فریبم نده 258 00:15:30,139 --> 00:15:33,139 من از اهل زمین کافر هستم 259 00:15:33,139 --> 00:15:36,139 و کافران تر از فرعون با چوب 260 00:15:36,139 --> 00:15:38,139 پس بذار بره 261 00:15:38,139 --> 00:15:42,860 او ناامید است که او را بکشد 262 00:15:42,860 --> 00:15:45,860 خبر آن مرگ وحشتناک منتشر شد 263 00:15:45,860 --> 00:15:50,860 که در آن چندین هزار مؤمن ثابت قدم کشته شدند 264 00:15:50,860 --> 00:15:53,860 چند هزار نفر زنده ماندند 265 00:15:53,860 --> 00:15:57,860 کسانی که مجبورند خود را کافر معرفی کنند 266 00:15:57,860 --> 00:15:59,860 سعید بن جبیر یقین داشت 267 00:15:59,860 --> 00:16:02,860 اگر به دست زائران بیفتد 268 00:16:02,860 --> 00:16:06,860 فردا بین دو و نه سوم 269 00:16:06,860 --> 00:16:09,860 یا گردنش را بکوبی 270 00:16:09,860 --> 00:16:12,860 یا با خود به کافر اعتراف کند 271 00:16:12,860 --> 00:16:15,860 آنها دو چیز شیرین تر و تلخ ترند 272 00:16:15,860 --> 00:16:18,860 بنابراین تصمیم گرفت عراق را ترک کند 273 00:16:18,860 --> 00:16:21,860 و برای پنهان شدن از دید 274 00:16:21,860 --> 00:16:24,860 و او به ضربه زدن در زمین وسیع خدا ادامه داد 275 00:16:24,860 --> 00:16:27,860 پنهان از حجاج و چشمان او 276 00:16:27,860 --> 00:16:32,860 تا اینکه به روستای کوچکی در سرزمین های مکه پناه برد 277 00:16:32,860 --> 00:16:37,860 ده استدلال کامل به همان صورت باقی ماندند 278 00:16:37,860 --> 00:16:40,860 برای خاموش کردن آتش زائران کافی بود 279 00:16:40,860 --> 00:16:43,860 زائران در دلش می سوزند 280 00:16:43,860 --> 00:16:47,860 و کینه ها را در روحش برطرف کند 281 00:16:47,860 --> 00:16:51,860 با این حال اتفاقی افتاد که هیچکس انتظارش را نداشت 282 00:16:51,860 --> 00:16:54,860 به این دلیل که به مکه آمد 283 00:16:54,860 --> 00:16:57,860 حاکم جدید بنی امیه 284 00:16:57,860 --> 00:17:00,860 او خالد بن عبدالله قصری است 285 00:17:00,860 --> 00:17:03,860 یاران سعید بن جبیر مضطرب شدند 286 00:17:03,860 --> 00:17:05,859 از او می ترسید 287 00:17:05,859 --> 00:17:08,859 چون از رفتار بد او خبر داشتند 288 00:17:08,859 --> 00:17:11,859 او انتظار بدی را داشت 289 00:17:11,859 --> 00:17:15,900 عده ای نزد سعید آمدند و به او گفتند 290 00:17:15,900 --> 00:17:18,900 این مرد به مکه آمد 291 00:17:18,900 --> 00:17:21,900 به خدا سوگند ما آن را در برابر شما تضمین نمی کنیم 292 00:17:21,900 --> 00:17:25,900 پس به درخواست ما پاسخ دهید و این کشور را ترک کنید 293 00:17:25,900 --> 00:17:31,930 گفت: به خدا سوگند فرار کردم تا شرمنده خدا شدم. 294 00:17:31,930 --> 00:17:35,930 مصمم بودم در این مکان بمانم 295 00:17:35,930 --> 00:17:38,930 و بگذار خدا هر کاری می خواهد بکند 296 00:17:38,930 --> 00:17:45,880 خالد در مورد نظر بدی که مردم درباره او فکر می کردند دروغ نگفته است 297 00:17:45,880 --> 00:17:48,880 به محض اینکه از محل اختفای سعید بن جبیر مطلع شد 298 00:17:48,880 --> 00:17:52,880 تا اینکه گروهی از سربازانش را برای او فرستاد 299 00:17:52,880 --> 00:17:57,880 دستور داد او را با زنجیر به حجاج در شهر واسط ببرند 300 00:17:57,880 --> 00:18:00,910 سربازان در خانه شیخ بسته شدند 301 00:18:00,910 --> 00:18:02,910 دستبند را در دستانش گذاشتند 302 00:18:02,910 --> 00:18:05,910 بر همسر چند تن از یارانش 303 00:18:05,910 --> 00:18:08,910 به او اجازه رفتن به حجاج را دادند 304 00:18:08,910 --> 00:18:12,910 این روح با آرامش خاطر با آنها ملاقات می کند 305 00:18:12,910 --> 00:18:15,980 سپس رو به دوستانش کرد و گفت 306 00:18:15,980 --> 00:18:20,980 فقط خودم را دیدم که به دست آن ظالم کشته شدم 307 00:18:20,980 --> 00:18:25,980 من و دو نفر از دوستانم در یک شب عبادت بودیم 308 00:18:25,980 --> 00:18:28,980 شیرینی دعا را حس کردیم 309 00:18:28,980 --> 00:18:31,980 پس خدا را با آنچه می خواندیم خواندیم 310 00:18:31,980 --> 00:18:35,980 همان طور که او می خواست به او دعا می کردیم 311 00:18:35,980 --> 00:18:40,980 سپس از خداوند متعال خواستیم شهادت را برای ما بنویسد 312 00:18:40,980 --> 00:18:44,980 خداوند آن را برای صاحبان هر دو قرار داده است 313 00:18:44,980 --> 00:18:46,980 و من همچنان منتظرش بودم 314 00:18:46,980 --> 00:18:50,980 بعد به سختی صحبتش را تمام کرده بود 315 00:18:50,980 --> 00:18:54,980 تا اینکه سازه کوچکی روی او ظاهر شد 316 00:18:54,980 --> 00:18:58,980 او را در بسته دید و سربازان او را دور کردند 317 00:18:58,980 --> 00:19:02,980 به او چسبید و شروع کرد به گریه و زاری 318 00:19:02,980 --> 00:19:06,980 به آرامی او را از خود دور کرد و به او گفت 319 00:19:06,980 --> 00:19:13,980 به مادرت دخترت بگو خرمای ما انشاالله بهشت است 320 00:19:13,980 --> 00:19:17,609 بعد رفت 321 00:19:17,609 --> 00:19:21,609 لشکریان به امام، ربی عابد و زاهد رسیدند 322 00:19:21,609 --> 00:19:26,609 شهر متقی و پاک و متقی واسط 323 00:19:26,609 --> 00:19:28,609 برای حجاج آوردند 324 00:19:28,609 --> 00:19:33,609 وقتی با او بود با بغض به او نگاه کرد و گفت 325 00:19:33,609 --> 00:19:34,609 ماهی 326 00:19:34,609 --> 00:19:35,609 و او گفت 327 00:19:35,609 --> 00:19:37,609 سعید بن جبیر 328 00:19:37,609 --> 00:19:38,609 و او گفت 329 00:19:38,609 --> 00:19:41,700 بلکه شقی بن کسیر 330 00:19:41,700 --> 00:19:42,700 و او گفت 331 00:19:42,700 --> 00:19:46,900 در واقع مادرم اسم من را بهتر از شما می دانست 332 00:19:46,900 --> 00:19:47,900 و او گفت 333 00:19:47,900 --> 00:19:49,900 درباره محمد چه می گویید؟ 334 00:19:49,900 --> 00:19:50,930 او گفت 335 00:19:50,930 --> 00:19:56,930 یعنی محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله 336 00:19:56,930 --> 00:19:57,930 و او گفت بله 337 00:19:57,930 --> 00:19:58,930 او گفت 338 00:19:58,930 --> 00:20:00,930 جناب پسر آدم 339 00:20:00,930 --> 00:20:02,930 پیامبر برگزیده 340 00:20:02,930 --> 00:20:04,930 بهترین های بقیه بشریت 341 00:20:04,930 --> 00:20:06,930 و بهتر از همیشه 342 00:20:06,930 --> 00:20:09,930 پیام را برد و امانت را ادا کرد 343 00:20:09,930 --> 00:20:12,930 خدا و کتابش را نصیحت کرد 344 00:20:12,930 --> 00:20:16,930 برای عموم مسلمانان و خاصان آنها 345 00:20:16,930 --> 00:20:17,930 او گفت 346 00:20:17,930 --> 00:20:20,930 درباره ابوبکر چه می گویید؟ 347 00:20:20,930 --> 00:20:21,930 او گفت 348 00:20:21,930 --> 00:20:22,930 او دوست است 349 00:20:22,930 --> 00:20:26,930 جانشین رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 350 00:20:26,930 --> 00:20:29,930 خوب رفت و خوش زندگی کرد 351 00:20:29,930 --> 00:20:34,930 او از روش پیامبر صلی الله علیه و آله پیروی کرد 352 00:20:34,930 --> 00:20:37,930 او نه تغییر کرد و نه تغییر کرد 353 00:20:37,930 --> 00:20:39,019 او گفت 354 00:20:39,019 --> 00:20:41,019 در مورد عمر چه می گویید؟ 355 00:20:41,019 --> 00:20:42,119 او گفت 356 00:20:42,119 --> 00:20:44,119 او فاروق است 357 00:20:44,119 --> 00:20:48,119 که خداوند حق و باطل را به وسیله آن فرق می گذارد 358 00:20:48,119 --> 00:20:51,119 بهترین خدا و بهترین رسولش 359 00:20:51,119 --> 00:20:54,119 من رویکرد دوستم را دنبال کرده ام 360 00:20:54,119 --> 00:20:58,119 او زندگی خوبی داشت و به شهادت رسید 361 00:20:58,119 --> 00:20:59,119 او گفت 362 00:20:59,119 --> 00:21:02,119 در مورد عثمان چه می گویید؟ 363 00:21:02,119 --> 00:21:03,119 او گفت 364 00:21:03,119 --> 00:21:06,119 او برای ارتش سختی مجهز است 365 00:21:06,119 --> 00:21:08,119 سم چاه روما است 366 00:21:08,119 --> 00:21:11,119 مشتری خانه ای برای خودش در بهشت است 367 00:21:11,119 --> 00:21:16,119 داماد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به دخترم 368 00:21:16,119 --> 00:21:20,119 پیامبر صلی الله علیه و آله با او ازدواج کرد 369 00:21:20,119 --> 00:21:22,119 با الهام از بهشت 370 00:21:22,119 --> 00:21:24,119 او به ناحق کشته شد 371 00:21:24,119 --> 00:21:25,119 او گفت 372 00:21:25,119 --> 00:21:28,119 در مورد علی چه می گویید؟ 373 00:21:28,119 --> 00:21:29,150 او گفت 374 00:21:29,150 --> 00:21:33,150 پسر عموی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 375 00:21:33,150 --> 00:21:36,150 اولین پسری که مسلمان شد 376 00:21:36,150 --> 00:21:39,150 او شوهر فاطمه البتول است 377 00:21:39,150 --> 00:21:41,150 و ابوالحسن و الحسین 378 00:21:41,150 --> 00:21:44,150 آقا، جوانان اهل بهشت 379 00:21:44,150 --> 00:21:45,220 او گفت 380 00:21:45,220 --> 00:21:49,220 کدام یک از جانشینان بانو آمیت را دوست دارید؟ 381 00:21:49,220 --> 00:21:50,220 او گفت 382 00:21:50,220 --> 00:21:51,220 او گفت 383 00:21:51,220 --> 00:21:53,220 آنها خالق خود را خشنود می کنند 384 00:21:53,220 --> 00:21:54,220 او گفت 385 00:21:54,220 --> 00:21:57,220 کدام یک از آنها سرزمین خالق است؟ 386 00:21:57,220 --> 00:21:58,220 او گفت 387 00:21:58,220 --> 00:22:03,339 این را کسی می داند که از اسرار آنها آگاه است 388 00:22:03,339 --> 00:22:04,339 او گفت 389 00:22:04,339 --> 00:22:06,440 پس در چه می گویید 390 00:22:06,440 --> 00:22:07,440 او گفت 391 00:22:07,440 --> 00:22:09,440 خودت بهتر میدونی 392 00:22:09,440 --> 00:22:10,440 او گفت 393 00:22:10,440 --> 00:22:13,440 بلکه می خواهم به شما یاد بدهم 394 00:22:13,440 --> 00:22:14,440 او گفت 395 00:22:14,440 --> 00:22:17,440 بنابراین شما را غمگین می کند و خوشحال نمی شود 396 00:22:17,440 --> 00:22:18,470 او گفت 397 00:22:18,470 --> 00:22:21,500 من باید از شما بشنوم 398 00:22:21,500 --> 00:22:22,500 او گفت 399 00:22:22,500 --> 00:22:27,500 می دانم که شما با کتاب خدای متعال مخالفید 400 00:22:27,500 --> 00:22:31,500 کارهایی را که می خواهید اعتبار کسب کنید ادامه دهید 401 00:22:31,500 --> 00:22:33,500 شما را به تباهی می کشاند 402 00:22:33,500 --> 00:22:36,660 و شما را به جهنم هل می دهد 403 00:22:36,660 --> 00:22:37,660 او گفت 404 00:22:37,660 --> 00:22:40,700 به خدا قسم تو را خواهم کشت 405 00:22:40,700 --> 00:22:41,700 او گفت 406 00:22:41,700 --> 00:22:44,700 پس دنیامو خراب میکنی 407 00:22:44,700 --> 00:22:46,859 و آخرتت را تباه می کنم 408 00:22:46,859 --> 00:22:47,859 او گفت 409 00:22:47,859 --> 00:22:50,859 هر قاتلی را که می خواهید انتخاب کنید 410 00:22:50,859 --> 00:22:51,859 او گفت 411 00:22:51,859 --> 00:22:55,859 بلکه خودت انتخاب کن حجاج 412 00:22:55,859 --> 00:22:58,859 به خدا قاتلان مرا نمی کشند 413 00:22:58,859 --> 00:23:02,920 مگر اینکه خدا تو را مثل او در آخرت بکشد 414 00:23:02,920 --> 00:23:03,920 او گفت 415 00:23:03,920 --> 00:23:06,920 میخوای ببخشمت؟ 416 00:23:06,920 --> 00:23:07,920 او گفت 417 00:23:07,920 --> 00:23:10,920 اگر عفت است از جانب خداوند متعال است 418 00:23:10,920 --> 00:23:12,920 همانطور که برای شما 419 00:23:12,920 --> 00:23:15,920 هیچ بی گناهی و بهانه ای برای شما وجود ندارد 420 00:23:15,920 --> 00:23:17,920 حجاج عصبانی شد و گفت: 421 00:23:17,920 --> 00:23:20,920 شمشیر و نیزه پسر 422 00:23:20,920 --> 00:23:22,920 سعید لبخندی زد 423 00:23:22,920 --> 00:23:24,920 حجاج به او گفت 424 00:23:24,920 --> 00:23:26,920 و چه چیزی باعث لبخند شما می شود؟ 425 00:23:26,920 --> 00:23:28,049 او گفت 426 00:23:28,049 --> 00:23:31,049 من از جسارت تو در برابر خدا در شگفتم 427 00:23:31,049 --> 00:23:33,049 و رویای خدا بر توست 428 00:23:33,049 --> 00:23:34,079 و او گفت 429 00:23:34,079 --> 00:23:37,109 اونو بکش پسر 430 00:23:37,109 --> 00:23:40,109 پس سعید با بوسه روبرو شد و گفت 431 00:23:40,109 --> 00:23:45,109 روى خود را به سوى آفريننده آسمانها و زمين راست كردم 432 00:23:45,109 --> 00:23:48,109 و من از مشرکان نیستم 433 00:23:48,109 --> 00:23:49,109 و او گفت 434 00:23:49,109 --> 00:23:52,109 صورتش را از قبله برگردان 435 00:23:52,109 --> 00:23:53,140 و او گفت 436 00:23:53,140 --> 00:23:57,140 به هر کجا که رو کنید، آنجا وجه خداست 437 00:23:57,140 --> 00:23:58,140 و او گفت 438 00:23:58,140 --> 00:24:01,180 او را به زمین چسباندند 439 00:24:01,180 --> 00:24:02,210 و او گفت 440 00:24:02,210 --> 00:24:06,210 از آن شما را آفریدیم و به آن باز می گردانیم 441 00:24:06,210 --> 00:24:10,210 از آنجا شما را در زمان دیگری بیرون خواهیم آورد 442 00:24:10,210 --> 00:24:11,269 و او گفت 443 00:24:11,269 --> 00:24:13,269 دشمن خدا را بکش 444 00:24:13,269 --> 00:24:18,269 من مردی را داناتر به آیات قرآن ندیده ام 445 00:24:18,269 --> 00:24:21,400 سعید دستاشو بالا آورد و گفت 446 00:24:21,400 --> 00:24:26,400 خدایا اجازه نده که حجاج دوباره بر کسی مسلط شوند 447 00:24:26,400 --> 00:24:33,539 تنها پانزده روز از مرگ سعید بن جبیر می گذرد 448 00:24:33,539 --> 00:24:36,539 حتی گوشت حجاج 449 00:24:36,539 --> 00:24:39,539 شدت بیماری برای او شدیدتر شد 450 00:24:39,539 --> 00:24:42,539 یک ساعت می خوابید و یک ساعت دیگر بیدار می شد 451 00:24:42,539 --> 00:24:45,539 اگر چرت کوتاهی بزند 452 00:24:45,539 --> 00:24:48,539 وحشت زده و با فریاد از خواب بیدار شد 453 00:24:48,539 --> 00:24:52,539 این سعید بن جبیر است که گلوی من را می گیرد 454 00:24:52,539 --> 00:24:57,539 سعید بن جبیر می گوید: چرا مرا کشتی؟ 455 00:24:57,539 --> 00:24:59,539 بعد گریه می کند و می گوید 456 00:24:59,539 --> 00:25:02,539 من با سعید بن جبیر چه کار دارم؟ 457 00:25:02,539 --> 00:25:05,539 سعید بن جبیر به من پاسخ داد 458 00:25:05,539 --> 00:25:09,930 وقتی مرد، مرد و در خاک مدفون شد 459 00:25:09,930 --> 00:25:11,930 برخی از آنها او را در خواب دیدند 460 00:25:11,930 --> 00:25:13,930 و به او گفت 461 00:25:13,930 --> 00:25:17,930 خدا با تو در مورد کسانی که کشته ای حجاج چه کرد؟ 462 00:25:17,930 --> 00:25:19,930 و او گفت 463 00:25:19,930 --> 00:25:23,930 خدا مرا با تک تک افراد کشت 464 00:25:23,930 --> 00:25:27,930 هفتاد بار مرا با سعید بن جبیر کشت 465 00:25:27,930 --> 00:25:36,619 سعید بن جبیر کشته شد 466 00:25:36,619 --> 00:25:42,460 هیچ کس روی زمین نیست که به دانش او نیاز نداشته باشد 467 00:25:42,460 --> 00:25:47,019 احمد بن حنبن 468 00:25:51,019 --> 00:25:55,019 می گوید اگر خواست یا گفت 469 00:25:55,019 --> 00:26:00,019 آنها اینجا بودند که ابرهای زندگی ما را آبیاری می کردند 470 00:26:00,019 --> 00:26:05,019 ما نمی توانیم از آنها با تعالی یاد کنیم 471 00:26:05,019 --> 00:26:10,019 رفتند و سوالی در ذهنم انداختند 472 00:26:10,019 --> 00:26:15,019 آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟ 473 00:26:15,019 --> 00:26:20,019 آنها زندگی خود را پر از غرور در اعمال خود کردند 474 00:26:20,019 --> 00:26:23,690 نوازش ما در میان آنها فراوان بود